نتایج جستجو برای عبارت :

اخرین راه بژرگ الت

میدونی اخرين جمله ای که دیشب بهت گفتم چی بود؟!
تو چشمای قشنگ و مهربونت نگاه کردم، دستمو روی سینه مردونت گذاشتم و بهت گفتم؛ تو چون خودت را داری، نمیدانی نداشتن یکی مثل تو یعنی چه
اینقدر به من نگو آرام باش، صبور باش
بیشتر از این در توانم نیست.
ایا ۱۵ آبان ۹۸ تعطیل است | اخرين خبرها از تعطیلی روز 15 ابان ماه 
۱۵ آبان سال ۹۸ تعطیل است یا نه
در این مطلب از وبلاگ تاپ نیوز موضوع و علت تعطیلی روز پازدهم ابان سال 1398 در بخش اخرين خبرهای وبلاگ تاپ نیوز بررسی می شود
ادامه مطلب
مراسم KBS 2019
ارمی بی‌تی‌اس رو میسازه
از پیژامه تا کت و شلوار!
اخرين جمعه‌ی سال ۲۰۱۹ که تونستید جذابیت و شیرینیِ بی‌تی‌اس رو ببینید! 
اخرين جمعه‌ی سال ۲۰۱۹! 
از ارمی‌هایی که با ما بودن ممنونیم
از آخر سال بدون نگرانی لذت ببرید و بگین Go Go~!
 
ادامه مطلب
از اخرين داستانم خوشش نیومد. یکم چیز میز به عنوان دلیل مِن مِن کرد ولی مسئله این نبود. فقط دیگه چیزایی که توی من دوست داشت رو نمیدید. دیگه از داستانام خوشش نمیومد، دیگه از بحثام راجع به کلمات خسته شده بود. از باورم به چیزای غیرواقعی متنفر شده بود. دیگه هیچ کدوم از چیزایی که بخاطرشون بهم گفت بیا دوست شیم رو دوست نداشت. حرفاش بوی نفرت میدادن و نمیخواست قبولش کنه. کاراش تایید کردن نفرتشو و اون بازم قبول نکرد. رفت و قبول نکرد.اخرين داستانمم دوست ند
دخترک بیچاره، تنهاکه شدی، اخرشب که شد، هیس، یواشکی، هیچکس نفهمد، جلوی اینه بنشین، دستت را روی تصویرت بکش، روی گونه ات، ارام لپ خودت را بکش و ریز بخند. همان کوفتی ها را بردار و صورتت را نقاشی کن. شاد. خیلی خیلی شاد. مثل دلقکها. بعدلبخند بزن. زورکی. زیاد. ارام ارام بلندتر و بلندتر. قهقهه بزن. مثل دیوانه ها. بعد گریه کن.میان همان خنده ها یکهویی بزن زیر گریه. به چشمهای خیست در اینه نگاه کن! زیباترشده اند، تیرگی زیرچشمهایت هم شاعرانه بنظرمیرسد نه؟ بع
یکی از بچه های ما تو ازمایشگاه بود
همیشه میگفت میخواد مسترش رو به جای دو سال تو سه سال تموم کنه
میگفت سخته!
حالا کار ازمایشگاهی اکسپریمنتالم انجام نمیداد!
از یه طرف از دو سال قبل از شروع مسترش داشت روی همین پروژه مسترش کار میکرد
یعنی از سال چهارم لیسانسش و همینطور سال پنجم لیسانسش رو
اینها لیسانسو شش سال و پنج ساله تموم میکنن
فکر کن این توی اخرين روز مسترش، یعنی اخرين روز اوریل امسال دفاع کرد
ما گفتیم چرا اینطوری شد؟ 
جون اماده نبود
فهمیدیم ا
قلم و اشک و شعر و شب، یعنی.باید این بار استخاره کنماز تو گفتن همیشه راحت نیستشاید این بار استعاره کنم
 
زخم یعنی تو رو نمیبینمنمکِ زخم، اینه دنیامیهی نمک روی زخم من، بسه.چجوری توی خواب و رویامی؟
 
سهم روزام، خنده های بلندشب، ولی باز سهم هق هق بودکاش بودی حوالی شعرمهمه چی کاش مثل سابق بود
 
قول دادم غزل سرا باشمبا غزل شعر عاشقانه بگمآنچنان پاره پاره شد قلبمقصد کردم چهار پاره بگم
 
از مسیری که رفته بودی توجاده ای مونده تا که غم بخورممن شبیه گ
من رو می شناسی من رو یادت هست خوب نگاه کن هنوز خودم هستم اره هنوز کج می خندم یادت نمی یاد
 
نگاهم می کرد می توانستم بفهمش که تقلا می کند تا مرا به جا بیاورد چشم هایش دو دو می زدند پلک نمی زد به من خیره شده بود انگار با وجود فاصله یک تخت از او دور بودم یک اسم پرت زیر لب زمزمه کرد امیدم را نا امید کرد پنجره نا گهان باز شد به پرده اشاره کرد و چشم هایش را در باد خنکی که می وزید در حالی چشم هایش را بست که پرستو ها در غروب پرواز می کردند
 
دست هایش سرد بودن
میشه گفت شیش سال که بلاگرم، خیلی خوندم خیلی نوشتم اون اوایل خیلی کپی کردم خیلی رفیق پیداکردم با خیلیا دعوا کردم کراش زدم متنفرشدم وبلاگ واسه من به همین صحفه سفید روبه روم خلاصه نمیشد خیلی چیزا و اتفاقات بود وبلاگ واسم بیشتر شبیه زندگی بود.این اخرين پست من داخل این وبلاگ یاهروبلاگ دیگه ایه! 
از نقدکردنم متنفرم(: ولی خب بعداز شیش سال میشه نقدهاروهم شنید نه؟
دوستون دارم، و شایدباورتون نشه که خیلی وقتها بهتون فکرکردم و دعاتون کردم.
-حذف نمیشه و
گفت برو از فریزر خورشت خوری ای که توش پیاز داغ هست بردار و بریز تو سبزیا که باهاش مزه بگیره. درب فریزر رو باز کردم. قاشق رو از جاقاشقی برداشتم و شروع کردم به کم کم خالی کردن پیازها و اون وسط یه تیکه کوچیک هم گذاشتم به دهنم. طعمش یه جوری بود! از اخرين باری که دو تایی به پیاز داغ های فریز شده ناخونک زدیم چقدر گذشته؟ چقدر میگذره از آخرین باری که مامان خانم دعوامون کرد که نمیگید بیخبر میخورید بعد یهو مهمون بیاد بخوام غذا درست کنم ببینم پیازداغ ندار
به همون اندازه که اومدن میتونه یه داستان قشنگ  رقم بزنه 
اینکه بدونی کی و کجا و کدوم لحظه رو برای رفتن انتخاب کنی میتونه یه پایان تراژدی بهتر رو  برات به جا بزاره برای روزهایی که از خماری لحظه های دور به خودت میپیچی!
 
 
دونه های بارونی به شیشه میخوره که خبر رفتن زمستون رو میده بدون اینکه مژده  ی اومدن  بهاری  رو به گوش ما برسونه
یه تک شاخه گل رز ابی برای یه اختتامیه ی به یادموندنی چه طوره؟!
سکوت خیابون یه شب سیاه که صدای حرف های حبس شده توی خو
دوره ی پانسیون رفتن تموم شد.
خیلی از بچه ها دیروز خداحافظی کردن و وسایلاشونو جمع کردن و رفتن.
بچه های رشته ریاضی که پس‌فردا کنکور دارن هم دیگه حس درس خوندن نداشتن و بیشتریاشون رفته بودن،منم امروز وسایلام رو جمع کردم برگشتم خونه:( در غمگین ترین حالت ممکن به سر میبرم الان.
خداحافظی با تک تک کسایی که این دو سه ماه رو باهاشون گذروندم،آرزوی موفقیت کردن براشون،جدا کردن تک تک نوت هایی که روی میزم چسبونده بودم،جدا کردن برچسب اسمم،و یه نگاه آخر به او
کی بود که دیشب از درد و خستگی خوابش نمیبرد چون شامش رو بعد از اخرين روزه تازه ساعت 1 شب خورده بود و دو شب قبلش روی هم 4 ساعت خوابیده بود؟
کی بود که قرص خواب خورد تا بالاخره 4 صبح خوابش برد؟
کی بود که وقتی از خواب پا شد دید ساعت وقتی که به زور از سفارت گرفته گذشته و دیگه وقتی نیست؟
کی بود که صورتش رو شست و تاکسی گرفت با قیمت خدا دلار رفت تا به اخرين ساعت باز بودن مکان برسه قبل ازینکه دیر بشه؟
کی بود که فهمید با همه محکم کاریهاش فتوکپی نگرفته و وقتی فت
اول بگمم اونیی میدونمم تا اخرين باری که بهم گفتیی(که برمیگرده به سایتی که دیروز فیل کردن نه سایت قبلششش) سه هزاروخرده ای عکس ته رو داریی دیگه تکراریی بود میانههههه,بعد ایده این پستمم ارمی خوشمزهه بود بنیان گزارشش ,دیگهه اونیی ما همه سارانگههههههههههه ,خسته نباشییی جیسوگگگ 

ادامه مطلب
اول بگمم اونیی میدونمم تا اخرين باری که بهم گفتیی(که برمیگرده به سایتی که دیروز فیل کردن نه سایت قبلششش) سه هزاروخرده ای عکس ته رو داریی دیگه تکراریی بود میانههههه,بعد ایده این پستمم ارمی خوشمزهه بود بنیان گزارشش ,دیگهه اونیی ما همه سارانگههههههههههه ,خسته نباشییی جیسوگگگ 






ادامه مطلب
یه درختچه وسط نیسان آبی در اومده بود وسط خیابون عکس گرفتم:


اینم اخرين اثر هنری دانشجویان آزمایشگاه ما، گمونم کار یکی از خانمای بیکاره:) البته نصف اثر هنری پاک شده! 

اینم اخرين توصیه های بهداشتی پزشکی تو آزمایشگاه که از کدوم شیر آب برداریم! من که میریم همیشه از آبسردکن پرش میکنم:)


راستی یه سوال فنی!!!هرکی بلده راهنمایی کنه این چایی ساز ما وقتی به جوش میاد جاشو خیس میکنه! یعنی زیرش کلا آب میده! باید تعمیرش کنیم یا کلا چایی سازا اخلاقشون هم
حاج بابا سلام 
از وقتی تورا شناخته ام ، اسفند و فروردین برایم چیزی فراتر از اخرين ماه و اولین ماه سال شده ست .
تو در اولین ماه سالی متولد شده ای و در اخرين ماه ۲۸ سال پس از  آن دوباره ،متولد شده ای ، تولدی ابدی ، بی هیچ عدمی .
خواستم هشدار گوشی را فعال کنم تا تولد جمعه ات را فراموش نکنم اما میدانی آن بازدارنده ی نهانم چه گفت ؟ 
گفت خاک بر سرت اگر امیال دنیایی آنقدر سرگرمت کنند که چنین روزی را از یاد ببری و برای یادآوری اش دست به دامان ملعبک ها شو
دریافت
حجم: 21.1 مگابایتتوضیحات: Onefootball Live Soccer Scores با نرم افزار Onefootball Live Soccer Scores Ad Free میتوانید تمام اخبار مربوط به مسابقات و نقل و انتقالات فوتبال امریکا و بیش از ٢٠٠ لیگ از فوتبال های بین المللی را در دسترس داشته باشید. برخی از ویژگی های برنامه Onefootball Live Soccer Scores اندروید : - نتایج زنده: پوشش کامل از اخرين اخبار و مسابقات زنده ی فوتبال - اعلان های پوش: اطلاع از امتیازات و اخرين شایعات نقل و انتقالات با اعلان های پوش فوری - اخبار و مسائل مهم فوتبال:
زندگی بعضی موقع ها زورش رو به رخ مون میکشه همین قدر بی رحم همین قدر .ولی هنوز میبینیم که من سرپام و دارم ادامه میده
اتفاق های زیادی افتاد که هیچ جا نوشته نشد 
خاصیت زندگی همینه ادمو تغییر بده جوری که از اخرين پست وبلاگت خودتو نشناسی 
دنیای عجیبه
امیدوارم نبودن مان را به پای  بی معرفتی مان نزارید!
بهترین حال این چندماه باز کردن اینجا و بعد از مدت ها که من اصلا نبودم دیدم چندتااااا کامنت دارم و این یعنی من هنوز وجود دارم .
دیگه فکر نمی کنم اسمانم!
شاید یه چیزی  یه جای دورافتاده ته ته اسمون ها .
یه جای دور خییییلی دور   به اندازه 9 میلیارد سال نوری دور از تو
یه جای فراموش شده
یه جای گمشده .
کاش هیچ وقت پیدا نمیشدم!
کاش هیچ وقت پیدام نمیکردی!
اما از حالا به بعد
ایکاروس  ی روایت میکند قصه ی انچه گذشت و میگذرد!!
 
 
 
خب 
این چثد روز اخری بیام پیشتون 
شروع کنیم 
وبلاگ حذف نمیکنم.
نمیفروشم.
نمیام.
امانت میخوام برام نگهش دازید تا وقتی برگردم.احتمالا یکی هم بزارم نویسنده.
موضوعات بعدی.


دلم خیلی تنگ شده.میدونم این اخرين خیلی دارم تلخ و غمگین مینویسم.اما واقعا شرایط منو نمیبینید.کاش یکی میومد میگفت خسته شدی. یکم بار زندگیتو بده کمکت حمل کنم.یا خدا میومد میگفت.دختر جون.تو دیگه بسته.زیاد امتحان پس دادی.بیا بقیه سوال هارو خودم جواب میدم 

از اتفاقات اخیر بگم.جهی
نیما سلام
تو خیلی لوس هستی، حتی حاضر نشدی قبولی مرا در دانشگاه بمن تبریک بگویی.واقعا تو بی احساس ترین برادری هستی که من تا کنون دیده ام.گمان می کنم اگر ان دفعه هم نمی خواستم بمیرم ، یادم نمی امدی.مرا بگو که دلم را به تو خوش کرده بودم ،نگو تو هنوز همان بی احساس تنبلی هستی که بودی.چه میشود کرد؟
نیما دلم برایت خیلی تنگ شده.هیچ میدانی اخرين باری که یکدیگر را دیدیم کی بود؟من درست یادم هست.نزدیک پنج سال پیش بود.من سوم راهنمایی بودم و تو 18ساله بودی.بف
 
مرگ اخرين البوم ترانه هاست
من توی قبر تیپ می زنم سفید
دور قبر سمفونی اشک بپاست
ناله و ضجه های چند زن مادروخواهر ودختر و زنم.
دورتر مردها تیپ می زنند سیاه
باز توی قبر را ببین غلغله بپاست
فاتحه ،ذکر تلقین پیرمرد ،لحد و بیل
صحنه های ماندگار اخرين البوم ترانه هاست
 
 
پرنده ها دیرشان نمی شود.
هیچ سگی ساعتش رانگاه نمی کند.
گوزنهادلواپس فراموش کردن تولدها نیستند.
فقط انسان زمان رااندازه می گیرد،
فقط انسان ساعت را اعلام می کند
وبه همین دلیل ، فقط انسان ازترسی فلج کننده
رنج می بردکه هیچ موجوددیگری تحمل نمی کند،
ترس تمام شدن وقت.!
پ.ن: نسبت به اخرين مطلب قبلی تغییراتی کردم
نمیدونم خوب یا بد
امیدوارم سازنده باشه نه هدایت کننده ام به سمت پوچ گرایی
 که همیشه ازش استفاده
میکردم.اخرين بار برای زمانگیری پخت کیک دستم بود.حالا کجاس خدا میدونه.به
همسر بگم به پیریم ایمان میاره.جدیدا دارم خیلی خنگ و حواس پرت میشم.اگه
پیر بشم و زنده باشم چقدر خنگ و اعصاب خورد کن میشما.همین یه دونه بچه ام
هم نگه نمیداره منو!
این امتحانم هم برخلاف انتظار خیییلی خوب بود.به خیر گذشت :))) چقدر نگرانش بودم و چقدر اعصابم رو خورد کرد واقعا
اما تموم شد.دیگه تا چهارشنبه امتحان سختی ندارم
الان هم دارم میرم برای اخرين بار توی بهار میم بزرگ رو ببینم :) کاش اون یکی میم هم بود.دلم براش تنگ شده . واسه شیطنتهاش و خنده هاش! 
جملات امید بخشی 
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون ” اُمید
آدمی را ایستاده نگه دارد !
آموختم که در همه حال
و همه وقت باید عشق ورزید
حتی در زمان خستگی ، بیماری و یاس
آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها
چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد
گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد
رها از هر نبردی و شکستی 
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون اُمــــــید”
آدمی را زنده نگه داشته باشد !
زندگی بیاورد ، عشق ببخشد 
جملات امید بخش کوتاه
هر اتفاق
چرخ زن میگه اخرين شب پاییز بر شما چه می گذرد 
جوش روی دماغم میخاره 
با ریحانه نشستیم سرچ کردیم که جوش رو باید ترد یا نترد 
اوضاع داغونه تقریبا . ۳ جزوه از ۲۲ جزوه خوندم . 
دلم برای یه سری آدم تنگ شده که نیستن اینجا 
که نیستن کلا 
که نیستند 
کلا 
چرا انقدر داری بازی درمیاریچرا انقدر بدم میاد ازت :)
ینی قشنگ به حرف سارا رسیدم که میگفت من بدم میاد ازش 
و تو چه دانی این بد امدن چیست
و حیف که حذف و اضافه تموم شد صد حیف :(((
+ چرا من انقدر باید به خاطر یه همچین چیز مسخره ای حرص بخورم :|
+ واه واه 
+ فقط دارم به این فکر میکنم که دیگه تا اخرين روزی که تو این دانشکده ام باهات کلاس ندارم 
وااااااااااای 
چقد این ترم چغر بود :|
با خودم فکر میکنم اگه روزی من غم یا مشکلی داشته باشم چه قدر روی کمک و همدلی تو حساب میکنم؟ چه قدر حرف زدن با تو آرومم میکنه؟ 
و جواب اینه که هیچ تصوری ندارم که تو میتونی مرهم باشی.
حتی دلم دیگه برات تنگ نیست.
فقط یادمه اخرين بار که دیدمت نگام نکردی. همونجور که سرت تو گوشی بود خداحافظی کردی و رفتی.
و این دل چرکین ترم میکنه.
نشد ما فقط رفیقی داشته باشیم که فقققط گاااهی بیاد پشت میز کافه ای بشینه باهامون گپی بزنیم و درمورد اخرين کتابا و فیلمایی که دیدیم در موضوعات مختلف گفت و گو کنیم و فقط دوست ادم باشه و بعد از دراومدن از کافه بره و دست از سرمون برداره تا دفعه بعدی که هروقت حسشو داشت زنگ بزنه بگه بیا فلان جا فلان ساعت.
 
 
+ بله درسته نشد.
اجازه بدهید برای تمام آدمهایی که تلاش میکنند تا زمین را به جای بهتری تبدیل کنند، برای ادمهایی که امید از چشم ها و لبخند هایشان میبارد و هرگز تسلیم نمیشوند سر تعظیم فرود بیاورم .
 پی نوشت : این اخرين پست این مدلی من ( درمورد زندگی و امید و انگیزه و این داستانا ) خواهد بود 
فردا اخرين روز کاریه بابامه.هم خیلی خوبه هم بد، خوبه چون دیگه بابام هست و مادرم تنها نیست بده چون که خب بابا یه سره خونه ست و بقول نرگس مرد که توی خونه باشه ادمو عصبی میکنن البته بعد از یه مدت بابا حتما یه کاری برای خودش دست و پا میکنه دگهنمیتونه بیکار باشه
با خودم قرار گذاشتم اگر این مدت تموم شد سر هفتمین چهارشنبه پاک میکنم اینجارو
اصلا هم با خودم شوخی ندارم!
اصن نمیدونم چی شد ک اینجا تبدیل ب این شد
چی شد ک نوشتم
تمام امید و عزممو جمع میکنم
و بعد از این ۷ هفته همه چی تموم میشه
والسلام
این اخرين باریه ک به خودم فرصت میدم
آخرین ثبت نام دوره های مجازی کلاس های فلسفه از امروز شروع شد.
 
 
تابستان در ماه آخر خود به سر می برد و این یعنی اخرين فرصت برای مطالعه‌ی فلسفه به مثابه‌ی لذت بخش ترین گوهره‌ی وجودی جهان است.
در این دوره شما به صورت تخصصی و نوین با جدی ترین مفاهیم فلسفی پنجه در پنجه رو درو خواهید شد و از سردرگمی های روزمره‌ی خود خارج و از برخورد با پرسش های اساسی هستی و حیات و ذهن لذت می برید.
به قول سقراط زندگی بدون بحث و استدلال و فلسفه شایسته انسان نیست.
در ط
خب امروز اخرين روز سال نود و هفت هست و من به شدت از عملکردم در سال نود و هفت راضی بودم. امتحان زبانم رو انداختم هفده فروردین و فارغ از نتیجه امتحان هر چی که باشه شروع سالم رو میزارم بعد از ۱۷. کل عیدم مرخصی گرفتم تا کمی منسجم تر رو چیزایی که یاد گرفتم تمرکز کنم و برم برای امتحان. اهداف امسال و دستاوردهای سال پیش کاملا مشخصن و میزارم بعد ۱۷ با فکر باز بنویسم.  
و این اخرين ۱۸ اسفند ۹۷ است . این پست ها صرفا برای خالی نبودن آرشیو است . الان داری نهایت تلاشی که برای رسیدن به هدفت نیاز داری را انجام میدهی. باز هم ادامه بده . اگر ادامه بدهی ممکن است امید را بیابی ولی اگر ادامه ندهی قطعا بازنده ای و این تنها حتمی است که میشود گفت.
اخرين دیدارمون تو پارک بود مهمونی و جمع خونوادگی دور هم جمع بودیممن برای اولین بار با همسرم بودم که نجمه و میدیدم
بعد همیشه من تو پارک بی چادر بودم اونروز چادر سرم بود
نجمه بهم گفت خیلی خوبه همسرت ازت مراقبت میکنه
این جملش همش تو ذهنمه
یه بنده خدایی که سنی هم ازش گذشته مدت زیادی هست در بستر بیماریه. 
یه مدت زیادی هم هست که یه پا خونه و یه پا بیمارستان و کل خانواده هم درگیر پرستاری و بر و بیا 
چند شب پیش یهو پیچید که فلانی به رحمت خدا رفت. همه پرسان پرسان که چی شد و کِی فوت کرد و خدا بیامرزه و راحت شد و  
که یهو خبر اومد نه فوت نکرده ولی در حال احتضار (درسته؟) هست و بیمارستانه و . و خلاصه 
دوست و اشنا و اقوام راهی بیمارستان و منزل متوفی شدن و منتظر امدن خبر قطعی فوت :///
در این
اخرين دستورالعمل احیای قلبی ریوی CPR انجمن قلب امریکا AHA 2018 (به همراه تغییرات)- زبان انگلیسی
با توجه به درخواست متعدد دوستان در مورد آگاهی از اخرين دستورالعمل احیای قلبی ریوی انجمن قلب امریکا AHA 2018 (به همراه تغییرات) این مهم حاصل شد و سرانجام فایل این پروتکول تهیه و در اختیار شما عزیزان قرارداده شده است. این فایل در قالب فرمت پی دی اف در 8 صفحه به زبان انگلیسی میباشد زیان انگلیسی بسیار ساده و روان بوده و قابل فهم است. تغییرات جدید نسبت به سال 2015
 امروز صبح, با اکراه جمع کردم و سوار اتوبوس شدم اومدم دانشگاه,تا اخرين جلسه کلاس اندیشه رو شرکت کنم,همینکه  میخواستم سوار اتوبوس بشم ,اشک هایم سرازیر شد ,,,, هیراد بغلم کرد ,اما آروم نشدم .ساعت یک رفتم کلاس اندیشه و خداروشکر تموم شد.
 
از صبح تا حالا مدام دارم غر میزنم,منتظرم این مهمونای هم اتاقی های پررو ام برن تا بخوابم. .
سارا:چقدر خوب بودید شمااااا،من سرگروه نوجوانان حلقه ی صالحینم دیگه به ته خط رسیده بودم و استعفامو نوشته بودم روزش دوستم زنگ زد میای بریم تئاترگفتم اره اومدم ،دیدمتون،اشک ریختم خندیدم اما بخاطر شهید جابر موندم ،تا اخرين نفس میمونم و مدیونتونم دعام کنید ان شاالله که شافعمون باشن.
ادامه مطلب
اخرين تمرین تحویلی محاسبات رو در ادامه میفرستم.
مهلت ایمیل پاسخ این چند تمرین تا شنبه ۳۰ آذر هست.
*از مباحثی که ۲۵ آذر تدریس شد تمرین ندادم که شرایط برای همه یکسان باشد.
*مثال‌های حل شده برای مباحث جدید تا دوشنبه هفته آینده در وبلاگ قرار خواهم داد.
 
ادامه مطلب
من مهارت شنیداریم چون اخرين مهارتیه که دارم روش جدی تر کار میکنم از همه ی مهارت هام ضعیف تره.
یعنی برام متمرکز موندن به مدت ۶ دقیقه خیلی سخته و هرچند اصل مطلبو میگیرم؛ اما بازم به سوالات جزییش پاسخ اشتباه میدم.
با همه ی این ها امروز یک نمره پیشرفت داشتم و بابتش خیلی خوشحالم.
امیدوارم تا روز امتحان به مقدار قابل توجهی پیشرفت کنم ^-^
 
یک احتمالاتی هست که این اخرين تابستانی است که با زری مامان و بابا این روزهای طولانی را سپری میکنم. بیشتر اوقات را با انها میگذرانم. تفریح های مشترک با آنهاپیدا کرده ام. با پدر شب ها سریالNarcos را میبینیم و با مادر مسابقه اشپزی دستپخت را. کمترین علاقه ای به تلویزیون دیدن ندارم ولی هربار ادای هیجان زده شدن درمیارم و وقتی حواسشان شش دنگ جمع قسمت مهم سریال یا مسابقه است، نگاهشان میکنم. به نظرم میرسد که تا وقت هست باید از همه چیز یا حداقل آن چیزهایی
حضرت باقر ع فرمود هرکه  درمکه قران رااز این جمعه. تا جمعه  دیگر ختم کندیا در کمتر ازاین زمان یا بیشتر باشد ولی ختم و پایانش در روز جمعه باشد. برای او اجر و حسنه نوشته شود از اولبن جمعه ای که در دنیا بوده تا اخرين جمعه ای که در دنیا  هست و اگر در روزهای.   دیگر نبز ختم کند چنبن است  واین اجر برای او هست
تو برام مثل بوسه اخرمادر رو پیشونی پسر سربازشی،تو برام مثل اخرين بادوم تلخ بین بادوم های شیرینی،تو برام مثل سرکوفت های گاه و بیگاه پدری،تو برام درست مثل چشم های دریده شکارچی رو سرخی خون آهو نگون بخت تلخی،حسرت نبودنت درست مثل حسرت پاک کردن جواب سوال درست تو امتحانه مهم اخرساله،تو برام مثل اون کفش قشنگ ته جا کفشی که هر بار بعد پوشیدنش پاهام تاول میزنه دردناکی،تو برام مثل عدالت،حقیقت تلخی،مثل قهوه تلخی که نمیارزه به کلاسش،مثل قهوه قاجار تلخ
این روزا فهمیدم بدتر از اینکه نذارن اعتراض کنی اینه که اعتراض کنیو کسی توجه نکنه اعتراض کنیو برای کسی مهم نباشه شاید خیلی وقتها بهتره کاریو انجام ندیم چون اونموقع شاید اخرين امیدمون هم پر پر بشه 
 
+قبوله ! من صبر میکنم به هرطریقی که شده اما هرگز یادم نمیره این روزهارو 
 
+کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
اکنون میدانم
که با تمام عزیزانم
باید خوب خداحافظی کنم
زیرا هیچ یک از ما نمی دانیم
کدامین قرار
اخرين قرار خواهد بود
 
اتااُل بهرام اوغلو
میترسم دیر بشه .میترسم مثل همیشه حرفام جا بمونه. باید تا وقت هست بگم تمام دلتنگی های نگفته را باید. 
 
 
خب گفتم همش که قرار نیست براتون داستان های ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
این بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت .
اخرين انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زیادی شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
چایی داغ می خورم با کیک سیب و دارچینی که خودم پختم
بارون میبارد این جملات قشنگه ولی پشت این جملات ،ابانی است که امروز یه قدم دیگر برداشت برای تمام شدن .ناهار خوردیم و فکر کردم کی باور می کنه این قدر ناامیدم که اخرين ناهار را باهاش خوردم. می دونی امید نداشتن ادم به اینجا میرسونه.عصر گریه کردم . رفتم دفتر و خانم نون بهم گفت خودت را رها کن .رها کن من که فکر می کنم هیچ کس رها نمیشه.همه ماپرنده های تو قفس ایم فقط من دیگه رویای پرواز ندارم 
اینکه من باید هدفای زندگیمو قسمت بندی کنم رو از قبل میدونستم 
اما الان خیلی حیاتیه 
تقریبا اخرين فرصتمه برای زندگی 
6 ماه مونده که ب طرحش تموم شه 
تمام ناراحتی ها و دل شکستگیهامو باید جمع کنم یه گوشه شاید یه دفتر خریدم و توش نوشتم هرچیزی رو که منو نابود کرد
تیکه هامو باید جمع کنم این 6 ماه باید خودمو درست کنم 
یه ساک میخرم به وقتش بارمو میبندم 
خوشحالم 
الان رو قله ی سینوسم
اختصاصی و ویژه
دانلودجدیدترین نسخه هک و بی نهایت Clash of Clans بصورت کاملا رایگان برای اولین بار در بین سایت های ایرانی!
کامل ترین و بروز ترین سرورهای هک شده کلش او کلن
هماهنگ با جدیدترین نسخه کلش اف کلنز 13.0.26 پشتیبانی از دهکده دوم و نسخه شبانه!
قابلیت سیو کردن بازی وکلن رفتن
جم بینهایت با 50 سرور فعال!
بدون نیاز به روت بودن گوشی
 
Clash of Clans  محبوب ترین بازی استراتژیکی است،در گوگل پلی با امتیاز4.6 از 5.0 وبیش از 500.000.000 دانلودجز یکی از محبوب ترین بازی ها
بچه ها من دیگه دارم میرم فدایتان 
اگه ندیدید خواهشا پست قبلی رو هم ببینید
خب بچه ها حالا که من دارم میرم تا زمانی که برگردم اونی لیندا رو نویسنده کردم و جواب نظرات شما ها رو یا هر فعالیتی که انجام میشه توسط اونی لیندا بوده
واسه این گفتم که مثل قبل سوء تفاهم نشه
دوستتون دارم انیووووووووو
بچه ها برگشتم باید جلو پام گوسفنو قربونی کنین هااا
کککک شوخی کردم
انیوووو
بی تی اس مجددا افتخار افرینیده و تو مراسم vmas که معتبر ترین مراسم برای موزیک ویدیو هاست دو تا جایزه برده.جایزه بهترین گروه(بهترین موزیک ویدیوی گروهی)وبهتریم موزیک ویدیوی کی پاپو کسب کرده.گرچه خودشون نبودن.خیلی حیف شد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
امروز احتمالا اخرين روزمه و میرم دعا کنید بتونم بازم بیام.
 
رامتین.
امتحانا وحشتناک سنگین شدن 
یه مغز خسته یه روح خسته تر صبح به زور از تخت پایین میارم کتاب و جزوه ها رو باز میکنم جلوش میگم فکرنکن فقط درس بخون!!
به هیچ چرایی دنیا فکر نمی کنم خودمو غرق میکنم میون اون همه عضله و رگ عروق و اعصاب
به اخرين روزهای امتحانم نزدیک میشم کلی مبحث دارم که هنوز نبستم امروز میشه گفت طلایی ترین روز من هست برای تموم کردن مباحث 
ولی
دیشب یه خواب  دیدم، خواب تو. 
حداقل تو خوابم ادم خوبه قصه باش!! 
یه خواب میتونه کل روزت رو به افت
مامان فاطیما بخاطر انفولانزا فوت کرد و من از ترس با صدای بلند گریه کردم
گریه کردم و ارزو کردم ساج بیاید خانه 
بیاید و شب باشد
امد و بغلم کرد و اخرين نخ سیگارش را برایم روشن کرد 
بعد خوابید و من باز هم گریه کردم
از ترس
من این روزها از خودم هم میترسم
وقتی دست های سردم را مدام بین انگشتان تپلش فشار میداد تا گرم شود گفت: خیلی سخته
حتی حالا هم میخواهم گریه کنم، این بار بخاطر اینکه نبودم
در آن همه "سختی" نبودم 
 
توی اخرين روزهای سال۹۷ و دهه ی دوم زندگیم بعد از ۸۰۰کیلومتر راه اتفاقی برام افتاد که الان میشه گفت جز اندوخته های ذهنیم و خودم تقریبا هیچ چیز دیگه ای ندارم . ۹۸ برای من از صفر شروع کردنه صفره صفر. ناراحت نیستم اصلا پذیرفتمش شاید این بار بهتر بود شروعم .با اینکه از هیچ کدوم از کارای گذشتم پشیمون نبودم و نیستم . ولی شاید این شروع بهتر باشه . سال نو مبارک . شروع تازه ای داشته باشین پست های بهتری خواهم نوشت  
 امام صادق ع فرمود یکی از قر یش برسولخدا ص گفت شما که اخرين و پایان پیغمبران هستیبچه سبب  در مقام ورتبه از همه پیش افتادی فرمود زیرا من نخستین کسی بووم که بپر.وردگارم ایمان اوردم و نخستین کسیکه پاسخ گفت زمانیکه خدا از پیغمبران پیمان گرفت  انها را بر خودشان  گواه ساخت که مگرنه اینستکه من پوردگار شما هستم گفتد چرا من نخستین پیغمبری بودم که چرا گفت پس سبقت من بر پیغمبران بواسطه افرار بخدا بود که پیش از همه گفتم
دیشب که پشت چراغ قرمز شلوغ ترین خیابان شهر ماشین خاموش شد و روشن نشد به تو زنگ نزدم .مرد های غریبه شهر کمکم کردند اما به تو زنگ نزدم.زنگ زدم به کسی که همیشه بی هیچ منتی هست.راستش مطمن بودم تو کمک ام نمی کنی.
چمدان بسته ام. اما تو هرروز هفته عین خیالت نیست
رهات کردم و درگیر خودتی.
رفتم سر پدرت .
قبرستان سکوت بود.گفتم برای اخرين بار امدم نمی بخشم .
عنوان: 
اما قلب حافظه ی خودش را دارد و من هیچ چیز را فراموش نکرده ام. آلبرکامو
اخرين سال تحصیلم تبدیل به ترسناک‌ترین سال تحصیلم شده. خودم فکر میکنم صرفا تصمیماتی ترسناک برای بهبود زندگی‌ام گرفته‌ام ولی از نقطه نظر دوستم من فقط به دنبال‌ راه‌هایی برای بدبخت کردن خودم هستم. در بیداری همه چیز عالی است، منظورم از عالی همان ملال و کلافگی قابل تحمل همیشگی است اما موقع خوابیدن یا ییدار شدن از خواب تمام استرس‌های پنج سال گذشته به طور کشنده‌ای به سویم هجوم میاورند. وقت‌هایی هم که خلاق‌تر هستم کابوس‌های جالبی میبینم. ظا
تزیین سفره شب یلدا با شمع شب یلدا استوانه ای
در اخرين شب پاییز وقت آن است که دور هم جمع شویم و با خانواده طولانی ترین شب سال را جشن بگیریم و بی شک در چنین شبی همه به فکر تزیین میز تنقلات با تم های شب یلدا خواهند افتاد که یک ایده جالب برای تزیین میز یلدا نورانی کردن آن با انواع شمع تزیینی مناسب یلدا باشد.
شمع شب یلدا استوانه ای یکی از تم های مناسب برای نورانی کردن سفره یلدا خواهد بود و با چیدمان در بین انواع تنقلات و ظروف یلدا فوق العاده شیک دید
اینم جواب چالشی که دعوت شدم ^-^
۱-ماشین(لامبورگینی )۲-کشور(کشور خودمو دوست دارم:))۳-فرزند(دختر)۴-رنگ(قرمز)۵-بازیگر (نمیدونم)۶-آهنگ(ویدیو آهنگ لاله از تی ام بکس)
۷-حیوان(آهو)۸-کتاب مذهبی (یادم نیست)۹-رمان (یه رمانی قشنگی خوندم اسمش یادم نیست: )۱۰-فیلم (اخرين جنگجوی قهرمان)۱۱-روز (فرد:)۱۲-عدد(6)۱۳-رنگ چشم( عسلی )۱۴-سنگ (مرمر)۱۵-اسم پسر (طاها)۱۶-اسم دختر (آوا)
۱۷-آرزوم (دکتر آینده بشم:)
شب یکی مونده به اخرين شبیه ک خابگاهیم فردا ک نه پس فردا امتحان داریم
امشب نشستیم خشکل کردیم رقصیدیم کنار هم و خوش گذشت
امشب ی لحظه ک  رفتم جلو اینه گفتم چقد خشکلم 
خیلی حال کردم خدایی خیلی ناز شده بودم و خواستنی*_*
فردا هم که باید صبح زود بیدار شیم درس بخونیم :)
تو اتاق بچه ها زیر تختاشونو تمییز کردن و اماده شده برا رفتن
من هنوز نه
حوصله نداشتم
تازه عصر بچه ها حرم رفتن و بازار من اولش قرار بود برم ولی باز چون حوصله نداشتم نرفتم 
حموم هم قرار بود ب
این فیلم مثه همه فیلمای دیگه پیرامون این بود که امریکایی فرشته است والبته که ژاپنیا خونخوارن :| ولی با این تفاوت که براساس زندگی واقعی بود  در مجموع فیلم خوبی بود اگه دوس دارید فیلمای روز ببینید و سکانسا روشن و دلچسب باشه و کلی آدم خوشتیپ و اخرين امکانات همراه نقش اصلی باشه این فیلم بدردتون نمیخوره اگه هم از دلو روده پخش زمین و مغزای سوراخ شده و پاهای قطع شده هم خوشتون نمیاد باز این فیلم بدردتون نمیخوره ولی اگه دنبال پیدا کردن انسانیت و خدا پ
هیچ حس خوبی نداشتم درست مثل روزهایی که تولدم نزدیکه 
ساعاتی قبل از تحویل سال سرما خوردم :(
لحظه تحویل سال همه رو دعا کردم همه ی ایران رو . 
هوا هنوزم سرمای زمستونو کش داده 
روزی که بلاخره هوا خوب بود و زدیم ب دشت و از چشمه ها و روزخونه ها لذت بردیم :) 
اما امان از دست بارش هایی که امان نداد 
مردم همیشه غمگین ایران باز هم داغدار . نمیدونم چی بگم معذرت از دوستایی که در شرایط بد بودن و من نمیدونستم که اونام گیر افتادن عذر منو ببخشید که شهرتونو نمید
یکی از سوالاتی که مرتبط با زرشک از گوگل پرسیده می شود اینست که 
 
فرق زرشک اناری با پفکی در چیست؟ 
 
قبل از ان که به تفاوت زرشک دانه اناری و زرشک پفکی بپردازیم باید خاتر نشان کنیم که هر دو این زرشک خشک از زرشک قرمز خراسان جنوبی تولید میشوند. در واقع تفاوت در نحوه چیدن و خشک کردن زرشک تازه است که یکی مننجر به تولید زرشک پفکی می شود و دیگری منجر به تولید زرشک دانه اناری. تفاوت ها به شرح زیر است:
 
زرشک دانه اناری به شیوه ضربه ای جمع اوری می شود. این
امسالم تموم شد.و بهترین و جالب ترین و سخت ترین ماه رمضونی بود که گذروندم.
خدایا.این ماه رو اخرين ماه رمضونمون قرار نده.الهی امین.
خدایا.اعمال ما الخصوص نماز های دنده 4 ای دم اخری رو از ما قبول کن.الهی امین.
خدایا.خیلی چشمامون چرخید غیبت کردیم حلالیت طلبیدیم توام به حق بزرگیت ببخش.الهی امین.
خدایا.سفره ی همرو پر و حلال نگهدار.و قلبشونو طهارت بده.و مارو هیچوقت به حال خودمون رها نکن.الهی امین.
با عشق.
دیشب در حالی که تو مطب دکتر منتظر نشسته بودیم یه دختره وارد شد یهو با دیدن ما هیجان زده داد زد واااااای سلااااام و منو محکم بغل کرده بود و روبوسی اینا منم کلا هنگ که این کیه دیگه بعد با مامان روبوسی کرد و حافظم بالاخره لود شد و اونو شناختدوست ابجیم بود که اخرين باری که دیده بودمش ده سال پیش بود و الان دستیار دکتر بود.و خب همون ضرب المثل معروف کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه
پ.ن:چند روز پیش  سر یه تشخیص اشتباه دکتر شوک بزرگی به هممون وارد شده
اسمون مون هم سه ساله شد 
و چه قدر فرق بین اسمان کنکوری که  بیان  رو باز کرد با استرس یه وبلاگ ساخت و بیشترین  دغدغه اون روزها از امدن نتیجه های کذایی بود و حس قشنگ رهایی از غول کنکور
و حالا سه ساله که میگذره
دانشجوی سال سومی که 
با احساسات مبهم و اینده مبهم تر و غرق شده در قسمتی از زمان که دیگه گذشته و شاید هنوزهم ته دلش امید به برگشت باشه ولی باید بپذیره که همه اتفاق های زندگی یک بار برای اخرين بار.
اسمونی که حالا به جای سد کنکور و امتحان نهایی
19مرداد 98ساعت18:16- اصفهان- ابتدای خیابان آمادگاه-روبروی هتل عباسی- کافه کندوحرف زدیم و نشستیم و کیک خوردیم و حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم. از همه چیز و همه جا و نگرانی های کوچولو کوچولوی هر دومان از آنچه که پیش روی مان است. راه رفتیم و رفتیم و رفتیم دوباره باز گشتیم به همان نقطه اول و گریه کردیم بعد خندیدیم در اخرين لحظات بغلش کردم و رفت احتمالا تا 5 سال آینده که دوباره بتوانم بغلش کنم.تمام شد. تمام آن دو روزی که از ناراحتی این 2 خداحافظی قلبم مچا
از اخرين سری که در مورد خودم و زندگی روزمره خودم نوشتم بیشتر از یک ماه می گذره 
واقعیت اینکه که خانواده ما  از اواخر مهر تا حدود 20 آبان ماه فصل برداشت زعفرون شروع میشه و ما درگیر این کار هستیم . 
من هر ساله یک هفته مرخصی می گیرم و در  اوج برداشت برای کمک بر میگردم به تربت، اما امسال بخت با ما یار بود و عملا به جای یک هفته مرخصی دو هفته نصیب من شد . من از 5 آبان تا 18 آبان مرخصی گرفتم . البته که 5، 6 و 7 ابان که مشهد تعطیل شد و من از چهارشنبه مرخصی گرفتم
ه گمانم فرداصبحخورشید دوباره برمی گرددشاید امشب اخرين شب این تاریخ نباشد شایدباز هم روزنه رو به حیات برگرددچه می دانیرودها جاری اندو پرنده هاروی شاخه منتظراین همان امید استنه که بی خبریبه گمانم بی ستارگی رو خاموشی استمن نمی دانم که اگر این دنیا لحظه سایه و روشن را دیدمن هم هستم؟چه کسی می دانداماچه من و تو باشیم چه نباشیمرود جاری استو همه منتظرنتا که بگردد نورو باز هم حیاتچشمه اش را بجوشاند و ما را سیراب کند از دَوَرانفکر می کنم امیدهر جا ب
همیشه سر کانتست دادن فکرم میره به سمت خوب و بدو و دین و خدا واخلاق و اینا حالا هر چی کانتست مهم تر باشه بیشتر اخرين کانتستی که این جوری شد کانتست سوم انتخاب تیم بود تو این کانتست بعد کلی فک کردن فهمیدم که من میخام این کانتستو خوب بدم که تیم شم تهش برم خارج و در واقع بلاد کفر و امریکای جهان خار برای همین به این نتیجه رسیدم که تو این یه مورد اصلا مطقی نیست از خدا کمک خاست (سر کانتست یه منطق دیگه مثل این که میاد بهم حکم فرما میشه) هیچی دیگه برا همین
دانلود ورژن جدید تلگرام
با اپلیکیشن تلگرام Telegram قادر خواهید بود روم های چت با تعداد افراد ۲۰۰ نفر بسازید و به صورت گروهی به چت کردن بپردازید.این برنامه اندرویدی به صورت رایگان
تلگرام یکی از مسنجرهای بسیار پرطرفدار و محبوب این روزها در ایران است و ما امروز برای شما جدیدترین و بروزترین نسخه اندروید تلگرام 5.9.0 Telegram دانلود
 
دانلود برنامه تلگرام Telegram اندروید، دانلود رایگان اخرين نسخه اپلیکیشن محبوب تلگرام با لینک مستقیم ، نرم افزار تلگرام اپ
سلام!ممنونم که جیلو رو انتخاب یا از وبلاگ ما بازدید کردید!
از شما تقاضا دارم مارو در پیام رسان تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید تا از جدیدترین تخفیف ها و اخرين طراحی ها مطلع بشید.
حداقل حرفی که میتونم از هدفم بگم اینه که من قصد دارم شما رو ازسایر کسب و کارها متمایز کنم.
خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌های بعد از پایان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرين مورد از لیست‌کارهای روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پایانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه
ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
امت اسلامی بار دیگر شاهد جنایتی ددمنشانه ،آنهم نسبت اهل علم و سلسله جلیله ت شد
این عمل کور ،دستهای پلید ضد انقلاب را به خون شخصیتی خدوم ، مردمی و مدافع حریم ولایت آغشته ساخت .
حجت الاسلام و المسلمین خرسند  ره  که اخرين لحظات عمر پربرکتش را
ادامه مطلب
اردلان بیا. داره دیرمون میشه، سنمون داره خرج میشه. بیا میخوام تا اخرين روز عمرم بیشتر دوست داشته باشم. میخوام درد دوریتو بکشم، باهات قهر کنم، بهت تیکه بندازم، بغلت کنم، ببوسمت. اردلان میخوام همه کارای دنیا رو با تو تجربه کنم، پس زودتر بیا، که وقت کنیم حداقل یکمشون رو انجام بدیم. تو خیابون ها بدویم و داد بزنیم، بعد تاتر تا صبح پارک دانشجو بمونیم و برای ادمای هیزش زبون دربیاریم. من با تو دیگه از کنکور ارشد نمیترسم، من عاشق مردنم وقتی پیشتم.
من آدمِ مناسبتی نیستم!هیچ وقت از رسیدن شب یلدا و عید نوروز خوشحال نشدم!و حتی از رسیدن عید ناراحت شدم.شاید وقتی دیگر که مستقل باشم و تعطیلات به دلخواه خودم سپری کنم،شیرینی عید را حس کنم.
دیشب که ماه بانو وضعیت واتس آپ دوستان و فامیل را نگاه میکرد،ناراحت شدم!ناراحت شدم که کز کرده بود و ما یلدایی نداشتیم.خانواده پرجمعیت ما پراکندست و اخرين دورهمی که همه جمع بودیم برمیگردد به عید سال نود و دو! از ان به بعد همیشه یک نفر غایب داشتیم و من اینجور مواق
این برنامه در حال تولید بوده و خبر های خوبی برای کسایی که هی کلاسشون رو یادشون میره داریم
 
 
اپدیت شده در 6/21/2019
 
طبق اخرين اخبار این نرم افزار پایان سال 2019 منتشر و بر روی مارکت های ایران اپس و مایکت منتشر می شود.
 
امکانات اولیه که پیش بینی میشود در اولین نسخه وجود داشته باشد :
  - امکان ایجاد و ویرایش درس هایی 
  - امکان ثبت و ویرایش تاریخ امتحان
 
درصورتی قادر به همکاری ما دربخش اینگلیسی وبلاگ هستید ادرس ایمیل و نام خود را به همراه رمز عبور دل
تعیین کانال توزیع در کسب و کار کلا به چند صورت شکل میگیرد:1-اگر کسب و کار اینترنتی باشد و مشتریان از دور محصول خود را انتخاب کنند ، خب مطمئنا بهترین گزینه راه توزیع از طریق پست و یا تیپاکس میتواند باشد.اگر هم مشتری در شهر خود زندگی میکرد خود فروشنده محصول را به دست مشتری میرساند.
2- اگر کسب و کار حضوری یا همان مغازه باشد خب خود مشتری بهترین گزینه برای خرید و حمل کردن محصول خود میباشد.نکته ای که وجود دارد این است که با وجود مغازه هم میتوان از طریق
دانلود آهنگ سپهر خلسه و اکتاو به نام کراشم تویی+متن+پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Danlod Ahang Sepehr Khalse | Crusham Toi
Download  Song By Sepehr Khalse |Crusham Toe+Text
برای دانلود آهنگ خلسه هنوزم کراشم تویی لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید 
♬♪♪♫♪♬
متن رپ کراشم تویی|سپهر خلسه :
بیبی چرا بد شدی؟!  ♪♫♪  نه نرو بذار بس کنیمبا این که دورم هست کلی‌  ♪♫♪  هنوزم کراشم توییبیبی چرا بد شدی؟!  ♪♫♪  نه نرو بذار بس کنیمبا این که دورم هست کلی‌
 
♬♪♪♫♪♬هنوزم کراشم تویی ♪♫♪  هنوز
در تمام این مدت برای خوشبخت شدنش دعا میکردم. دعامیکردم که جبران بشود شکستن دلی که دست من نبود و خدا خودش شاهد تلاش هایم بود. از اخرين باری که زیر قبه ارباب دعا کردم تا شنیدن خبر ازدواجش زیاد نمیگذرد. خوشحالم؛ برای زوجیت های جدید. برای هر دختر و پسری که عاقبت در کنار یارشان به ارامش میرسند برای ادامه راه زندگی.
اما به هرحال بعضی شبها راحت نمیگذرد. تمام زندگی ات جلوی چشمت می اید. بی انکه بخواهی.
قصه زندگی ما ادم ها قصه تقدیرها و تغییرها، قصه های ع
طیق اخرين گزارش منتشر شده از طرف بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای اعلام شد که ایران 28 میلیون گیمر داره!

توی این مطلب به بهانه ی انتشار این خبر نگاهی میکنیم به دنیای بازی ها و معرفی چند بازی انلاین پر طرفدار و یه سری به امار و ارقام صنعت پر طرفدار بازی میزنیم.

ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید سپهر خلسه و اکتاو به نام کراشم تویی+متن+پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Danlod Ahang Sepehr Khalse | Crusham Toi
Download  Song By Sepehr Khalse |Crusham Toe+Text
برای دانلود آهنگ خلسه بنام کراشم تویی لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید♬♪♪♫♪♬
متن آهنگ هنوزم کراشم تویی سپهر خلسه :
بیبی چرا بد شدی؟!  ♪♫♪  نه نرو بذار بس کنیمبا این که دورم هست کلی‌  ♪♫♪  هنوزم کراشم توییبیبی چرا بد شدی؟!  ♪♫♪  نه نرو بذار بس کنیمبا این که دورم هست کلی‌
♬♪♪♫♪♬هنوزم کراشم تویی ♪♫
به قول هوشنگ گلشیری آنقدر عزا برسرمان ریخته اند که فرصت زاری نداریم
هر صفحه اجتماعی را بالا و پایین میکنم میرسم به یک سری عکس شاد و خندان که صاحبش دیگر زنده نیست
و دوستش برایش نوشته و نوشته و اخرش گفته نبودنش را باور ندارد
مرگ از هرچیزی شنیدنی تر است این روزها
برای ادم هایی که زیر دست و پا مانده اند_ که ساج میگفت کودکان کم نبوده اند بینشان_ و برای مسافران هواپیمایی که دچار نقص فنی شده عزادارم
برای مادر فاطیما که فردا چهل روز میشود نبودنش
برای
از  باخبر شدن تو اخرين ساعات ثبت نام اونم اتفاقی
تا همسفر گیر سه پیچ و پیگیر
تا راضی شدن یهویی بابا با پیشنهاد یهویی استخاره خودش
تا اون استخاره عجیب تری که یهو در اومد
تا لباسایی ک واقعا هیچی نداشتم برای بردن ولی ساکم پرشد!
تا یهویی و بی مقدمه راضی شدن خانم فیاضی برای غیبت فردام
و درمان جامعی که یهو فهمیدم نصفش آفه و افتاد قبل عید
همه همه همه
و خیلی چیزای دیگه ک الان ب ذهنمم نمیرسه
همه چیز معجزه آسا و یهویی درست شد
فقط این منم که انگار درست ب
از  باخبر شدن تو اخرين ساعات ثبت نام اونم اتفاقی
تا همسفر گیر سه پیچ و پیگیر
تا راضی شدن یهویی بابا با پیشنهاد یهویی استخاره خودش
تا اون استخاره عجیب تری که یهو در اومد
تا لباسایی ک واقعا هیچی نداشتم برای بردن ولی ساکم پرشد!
تا یهویی و بی مقدمه راضی شدن خانم فیاضی برای غیبت فردام
و درمان جامعی که یهو فهمیدم نصفش آفه و افتاد قبل عید
همه همه همه
و خیلی چیزای دیگه ک الان ب ذهنمم نمیرسه
همه چیز معجزه آسا و یهویی درست شد
فقط این منم که انگار درست ب
صدبار بهت گفتم برو
بلاکت کردم 
از همه جا
ول کن نیستی پا شدی اومدی ارومیه؟ خجالت نمیکشی میفتی دنبالم؟شاید این من نبودم که یذره جرعت و جنم داشتم رفتم به مسئول سینما گفتم،شاید یه دختر ضعیف طرف حسابت بود،بازم میخواستی بیفتی دنبالش؟
ببین منو،هرچی میگذره میفهمم هرچقدر بیشتر ازت متنفر باشم بازم کمه،کاری نکن بردارم اسم و شمارتو تحویل پلیس بدم،خودت راتو بگیر و برو
میدونی که هرکاری ازم سر میزنه،پس دنبال دردسر نه برا خودت نه برا من نباش
ازت متنفرمم
یه زمانی بود.بچه بودم.تازه اینترنت گیرم اومده بود.بدوبدو میرفتم پای کامپیوتر بازی میکردم.طرفای 89 بود.بعدش گذرم خورد به وبسایتای مختلف.چت روما.یاهو.اواکس.نیم باز.بیتالک.تلگرام.فارومای داستان نویسی.و الان!وبلاگ خودم.
خدا میدونه اونروزی که وبلاگ ارنورو خیلی اتفاقی دیدم و تاریخ اخرين پستش که مال 31 اردیبهشت بود روخوندم چقدررررررررررررررر خوشحال شدم.خیلی!خیلی!چون دیدم که زندس.یک عدد وبلاگ زنده.
الانم به فاصله ی کمتر از یه هفته "جان سپاریم در راه
و من بعد از دو سه روز کار تقریبا زیاد، امروز کمی سرگیجه دارم. کارم کلی دارما، اما خب نمیشه حالشو ندارم و باید دراز بکشم. شاید یه ذره کتاب فلسفه رو بخونم. واسه دانشگاه هم کار دارم اما نمیتونم انجام بدم ، از شیوا خواستم تکمیل کنه اونایی که من درست کرده بودم رو. راستی ترتیب بدنی هم اخرين جلسه اس بود امروز و امتحان تئوری خیلیییی راحت. کلا واقعا تربیت بدنی خوب گذشت و زود. خداروشکر :)
ناخنامو نگفتم درست کردم؟!! یاسی ساده و شاین زدم، طراحشون نبود. دیگه س
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرين شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
از اخرين باری که قطار سوار شدم هفت سال میگذرشت و هنوزم قطار همون بوی قبلو میداد انگار یه عامه شربت سرماخوردگی ریخته بودن رو درو دیوار و روش یه عطر شیرین زده بودن که بوش رو ببره .
یه سری از چیزا برای من از طریق رایحه شون تو ذهنم ثبت میشن یه سری ها با حسی که میدن مثلا همین شب های حمومی که یه حس خفگی و غم و افسردگیه یا گرگ و میش عصر که حس زندگی میده حتی بعضی از وبلاگا برای من یه عطر خاص دارن با این که بویی نمیاد اما ذهن من یه عطری رو به خاطر میاره که ح
احتمالا این اخرين پستی باشه که توسال 97می نویسم
هفته و دهه تولدم به بهترین شکل سپری شد و خیلی ها برام تولد گرفتن و بهم تبریک گفتن و از همه مهتر اونی بود که به بهترین اتفاق رو برام رقم زد و یک تولد به یاد ماندنی برام گرفت
28 سالگی رو شروع کردم با یک حس خوب و امیدوارم که اتفاقات خوبی هم برام توی این سال رقم بخوره
رابطه ما از همیشه بهتره و روزای خوبی رو باهم سپری میکنیم و این خیلی برای من روحیه بخشه
فردا باهم قرار ناهار داریم که خیلی مشتاقشم!
در کل
یه همکلاسی دارم که همیشه خدااااا موقع امتحانا به من اویزونه و از من کمک میخواد
کلا اینجوری بنویسم موقعی که کاری داره من ادم خوبیم
بعد من از اون بیشعورترم هردفعه میگم خوب این اخرين باره کمکش میکنم ولی باز پس فردا این میاد و من خر میشم باهاش خوب تا میکنم:(
+ینی من وبلاگاتونو میخونم انگیزمو واسه ادامه دادن از دست میدم:(همش تقصیر اون مشاوری بود برام انتخاب رشته کرد:(نمیبخشمش
کاش میتونستم انتقالی بگیرم 
کاش شهر خودم نبود
کاش
کاش
کاش
اینقدر غمگینم
گیم مود Hord Rush(همون زامبیای خودمون):
در این گیم مود Co-op شما و ۳ تا از دوستانتون توی مپ بازی با زامبی ها مواجه میشید که باید در استیج های مختلف با آنها مبارزه کنیدو امتیاز جمع کنید.در این مود شما باید از مناطق مشخص شده محافظت کنید.در کل بازی Respawn فعاله بجز در اخرين استیج بازی که باید با غول مرحله آخر مبارزه کنید.در این گیم مود باید جایزه های مخفی و لوت باکس های ویژه پیدا کنید تا بتونید با سلاح های قوی تر همرو از پا دربیارید
رفتم وبلاگم .خیلی وقت بود که خاک میخورد تقریبا یک سال از اخرين پستم میگذشت  
  حالا که وقت آزاد پیدا کرده بودم تمام پست هاش رو خوندم و بعد در اقدامی باور نکردنی 
همه رو حذف کردم همه ارشیو و پست ها
احساس خوبی نداشتم تو اون وبلاگ 
دوست داشتم باز بنویسم ولی تو جایی جدید .
آسمان به طرز عجیبی سفید و طلایی بود.اشعه های طلایی خورشید اخرين نفس هاى خودش را میکشیدند که به خانه برگشتیم.
تغییرات از زمان رفتنمان،محسوس بود و به غایت دلبر.
درخت بهِ باغچه،شکوفه های سفید داده بود.میوه ى نارنجی کامکوات و آلوچه های سبزِ کوچک از روی درخت هایشان،به من چشمک میزدند.
غنچه های رنگى و بسته ى باغچه باز شده بودند.
مشغول بلیعدن اینهمه لطافت با چشمانم بودم که گربه کوچکِ حیاط به استقبالم امد و خودش را زیر پایم لوس کرد و میومیو سر داد
شک
قسمت ترسناک ماجرا اینجا بود که با وای فای  خونه وصل نمیشدم.فکر کردم اخرين خونه را هم از دست دادم تا امشب متوجه شدم با نت گوشی وصل میشه.احساس ناامیدی دارم نسبت به همه چیز . کار درس زندگی از اینکه هنوز دارم درس می خونم روح ام فرسوده است. از اینکه کارم تعطیل می کنم که درس بخونم حس خوبی ندارم .از اینکه تکلیف زندگی ام معلوم نیست ناراحتم .از اینکه هر لحظه چیزی را از دست می دهم ناراحت ام دوباره شروع کردم به فرندز دیدن .حالم خوب نشد .عصر برف میبار
نوشته زیر،اخرين نصیحت استاد و ملک سخن به فرزندش هادی میباشد.
خواندن این شعر مستقیما بر روح و روان انسان تاثیر میگذارد. 
بنا بر اتفاقات پیش آمده،قسمت هایی از این دل نوشته زیبا که بر قالب مثنوی است، از بین رفته و هر آنچه که باقی مانده است،جمع آوردی شده و درج گردیده است.
جهت مشاهده کامل،به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
​​​
ادامه مطلب
صبح که بیدار شدم لبه تخت نشستم رو به پنکه. مامان اومد بعد پرسیدن اینکه بهتری و سردردت خوب شده و اینا گفت: اینو از اونجا بردار. من تو اشپزخونه کار میکنم تا سر برمیگردونم اینو میبینم فکر میکنم یه بچه تو اتاقته. 
زدم زیر خنده گفتم اتفاقا میخوام چند تا دیگه درست کنم بذارم دور تا دور اتاق.
عکس رمزداره. خواستید تقدیم میشه
#یادم نیست اخرين باری که دعای کمیل خوندم کی بود اما دیشب خوندم و مدام یاد اون پسر سنی تو خاطرات سفیر می افتادم که به خانم شادمهری گ
فقط خواستم بگم از کسی که هنوز نوار بهداشتی هایی که یه سال پیش تو دوره بهشون دادن، اخرين لیوان یکبار مصرف دوره، حتی لنگه جورابی که باهاش با پای بدون کفش کل دانشگاه رو طی کرده رو نگه داشته انتظار نباشید استعداد زیادی تو فراموش کردن داشته باشه:)) درسته الان خاطرات دوره پارم نمی کنن ولی یه سال تموم تمام تلاششونو کردن و خب من فکر میکردم الان که از پس اونا بر اومدم پس حالم خوبه دیگه ولی الان یهو می بینم که نه:)) و در نهایت به قول لانا دل ری خفن fuck it I love
و این کتاب به پایان رسید:)) عجب کتاب فوق العاده  ای بود.
من که باهاش زندگی کردم.!پراز فرازونشیب های فراوون.
بهتون پیشنهاد میکنم این کتابو بخونین.این کتاب از پروفروش ترینهای نیویورک تایمز و آمازون
در سال2018 بوده و کتاب خوبی هست.
کلا این کتاب میخواد بگه که برای تغییر خود و خودت شدن،دست از باور کردن دروغ هایی که
به خودتون میگید،بردارید تا همونی بشید که باید باشید
من دیشب اخرين فصل این کتابو تموم کردم و از قسمتی خیلییی خوشم اومد:

:))
دلم هوای نوشتن کرده بود
نه
اولش دلم هوای بلاگ های قبلی بلاگفا که زد و همه را پوکاند و ترکاند.
کلی فکر کردم تا اسم هایشان، ادرسشان را یادم بیاید، از جستجو هم چیزی عایدم نشد، بعضی را یافتم و بعضی را نه.
ان وقت ها بهتر از الان بود، فضای مجازی را می گویم.
حس بهتری داشت، ناشناس بودن بودنش لااقل.
می خواستم بنویسم ولی دستم نمی رود که هیچ ذهنم هم قفل کرده نشسته و دستانش را زیر چانه گذاشته، اینجا را یادش رفته به گمانم.
 
 
پ.ن: حتی خود بیان هم اخرين پس
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

مدرسه شاد فروشگاه پزشکی خانه قبرس ترافیک 60 وبلاگ دبیرستان سما واحد تیران و کرون نشستن گرد و غبار های ذهن PC BAZ قیمت خرید جوجه یکروزه، فروش تخم مرغ ما دوتا