ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

اخرین راه بژرگ الت

میدونی اخرين جمله ای که دیشب بهت گفتم چی بود؟!
تو چشمای قشنگ و مهربونت نگاه کردم، دستمو روی سینه مردونت گذاشتم و بهت گفتم؛ تو چون خودت را داری، نمیدانی نداشتن یکی مثل تو یعنی چه
اینقدر به من نگو آرام باش، صبور باش
بیشتر از این در توانم نیست.
فردا یکى دیگه از ارزوهام تیک میخوره :)نباید بزارم اخرين سال مدرسم نابود بشه  :)
خدایا با تمام وجود ازت خواهش میکن کمکم کن
مبادا دستمو ول کنیا خودت خوبِ خوب میدونى تنها کسى که دارم تویى و تو :))))
- اخرين روز اول ^____*  
هم ناراحت کنندس هم بسى بسیار خوشحال کننده
یکی از بچه های ما تو ازمایشگاه بود
همیشه میگفت میخواد مسترش رو به جای دو سال تو سه سال تموم کنه
میگفت سخته!
حالا کار ازمایشگاهی اکسپریمنتالم انجام نمیداد!
از یه طرف از دو سال قبل از شروع مسترش داشت روی همین پروژه مسترش کار میکرد
یعنی از سال چهارم لیسانسش و همینطور سال پنجم لیسانسش رو
اینها لیسانسو شش سال و پنج ساله تموم میکنن
فکر کن این توی اخرين روز مسترش، یعنی اخرين روز اوریل امسال دفاع کرد
ما گفتیم چرا اینطوری شد؟ 
جون اماده نبود
فهمیدیم ا
قلم و اشک و شعر و شب، یعنی.باید این بار استخاره کنماز تو گفتن همیشه راحت نیستشاید این بار استعاره کنم
 
زخم یعنی تو رو نمیبینمنمکِ زخم، اینه دنیامیهی نمک روی زخم من، بسه.چجوری توی خواب و رویامی؟
 
سهم روزام، خنده های بلندشب، ولی باز سهم هق هق بودکاش بودی حوالی شعرمهمه چی کاش مثل سابق بود
 
قول دادم غزل سرا باشمبا غزل شعر عاشقانه بگمآنچنان پاره پاره شد قلبمقصد کردم چهار پاره بگم
 
از مسیری که رفته بودی توجاده ای مونده تا که غم بخورممن شبیه گ
میشه گفت شیش سال که بلاگرم، خیلی خوندم خیلی نوشتم اون اوایل خیلی کپی کردم خیلی رفیق پیداکردم با خیلیا دعوا کردم کراش زدم متنفرشدم وبلاگ واسه من به همین صحفه سفید روبه روم خلاصه نمیشد خیلی چیزا و اتفاقات بود وبلاگ واسم بیشتر شبیه زندگی بود.این اخرين پست من داخل این وبلاگ یاهروبلاگ دیگه ایه! 
از نقدکردنم متنفرم(: ولی خب بعداز شیش سال میشه نقدهاروهم شنید نه؟
دوستون دارم، و شایدباورتون نشه که خیلی وقتها بهتون فکرکردم و دعاتون کردم.
-حذف نمیشه و
کی بود که دیشب از درد و خستگی خوابش نمیبرد چون شامش رو بعد از اخرين روزه تازه ساعت 1 شب خورده بود و دو شب قبلش روی هم 4 ساعت خوابیده بود؟
کی بود که قرص خواب خورد تا بالاخره 4 صبح خوابش برد؟
کی بود که وقتی از خواب پا شد دید ساعت وقتی که به زور از سفارت گرفته گذشته و دیگه وقتی نیست؟
کی بود که صورتش رو شست و تاکسی گرفت با قیمت خدا دلار رفت تا به اخرين ساعت باز بودن مکان برسه قبل ازینکه دیر بشه؟
کی بود که فهمید با همه محکم کاریهاش فتوکپی نگرفته و وقتی فت
حاج بابا سلام 
از وقتی تورا شناخته ام ، اسفند و فروردین برایم چیزی فراتر از اخرين ماه و اولین ماه سال شده ست .
تو در اولین ماه سالی متولد شده ای و در اخرين ماه ۲۸ سال پس از  آن دوباره ،متولد شده ای ، تولدی ابدی ، بی هیچ عدمی .
خواستم هشدار گوشی را فعال کنم تا تولد جمعه ات را فراموش نکنم اما میدانی آن بازدارنده ی نهانم چه گفت ؟ 
گفت خاک بر سرت اگر امیال دنیایی آنقدر سرگرمت کنند که چنین روزی را از یاد ببری و برای یادآوری اش دست به دامان ملعبک ها شو
دیگه فکر نمی کنم اسمانم!
شاید یه چیزی  یه جای دورافتاده ته ته اسمون ها .
یه جای دور خییییلی دور   به اندازه 9 میلیارد سال نوری دور از تو
یه جای فراموش شده
یه جای گمشده .
کاش هیچ وقت پیدا نمیشدم!
کاش هیچ وقت پیدام نمیکردی!
اما از حالا به بعد
ایکاروس  ی روایت میکند قصه ی انچه گذشت و میگذرد!!
 
 
 
گفت برو از فریزر خورشت خوری ای که توش پیاز داغ هست بردار و بریز تو سبزیا که باهاش مزه بگیره. درب فریزر رو باز کردم. قاشق رو از جاقاشقی برداشتم و شروع کردم به کم کم خالی کردن پیازها و اون وسط یه تیکه کوچیک هم گذاشتم به دهنم. طعمش یه جوری بود! از اخرين باری که دو تایی به پیاز داغ های فریز شده ناخونک زدیم چقدر گذشته؟ چقدر میگذره از آخرین باری که مامان خانم دعوامون کرد که نمیگید بیخبر میخورید بعد یهو مهمون بیاد بخوام غذا درست کنم ببینم پیازداغ ندار
 که همیشه ازش استفاده
میکردم.اخرين بار برای زمانگیری پخت کیک دستم بود.حالا کجاس خدا میدونه.به
همسر بگم به پیریم ایمان میاره.جدیدا دارم خیلی خنگ و حواس پرت میشم.اگه
پیر بشم و زنده باشم چقدر خنگ و اعصاب خورد کن میشما.همین یه دونه بچه ام
هم نگه نمیداره منو!
این امتحانم هم برخلاف انتظار خیییلی خوب بود.به خیر گذشت :))) چقدر نگرانش بودم و چقدر اعصابم رو خورد کرد واقعا
اما تموم شد.دیگه تا چهارشنبه امتحان سختی ندارم
الان هم دارم میرم برای اخرين بار توی بهار میم بزرگ رو ببینم :) کاش اون یکی میم هم بود.دلم براش تنگ شده . واسه شیطنتهاش و خنده هاش! 
جملات امید بخشی 
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون ” اُمید
آدمی را ایستاده نگه دارد !
آموختم که در همه حال
و همه وقت باید عشق ورزید
حتی در زمان خستگی ، بیماری و یاس
آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها
چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد
گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد
رها از هر نبردی و شکستی 
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون اُمــــــید”
آدمی را زنده نگه داشته باشد !
زندگی بیاورد ، عشق ببخشد 
جملات امید بخش کوتاه
هر اتفاق
چرا انقدر داری بازی درمیاریچرا انقدر بدم میاد ازت :)
ینی قشنگ به حرف سارا رسیدم که میگفت من بدم میاد ازش 
و تو چه دانی این بد امدن چیست
و حیف که حذف و اضافه تموم شد صد حیف :(((
+ چرا من انقدر باید به خاطر یه همچین چیز مسخره ای حرص بخورم :|
+ واه واه 
+ فقط دارم به این فکر میکنم که دیگه تا اخرين روزی که تو این دانشکده ام باهات کلاس ندارم 
وااااااااااای 
چقد این ترم چغر بود :|
با خودم فکر میکنم اگه روزی من غم یا مشکلی داشته باشم چه قدر روی کمک و همدلی تو حساب میکنم؟ چه قدر حرف زدن با تو آرومم میکنه؟ 
و جواب اینه که هیچ تصوری ندارم که تو میتونی مرهم باشی.
حتی دلم دیگه برات تنگ نیست.
فقط یادمه اخرين بار که دیدمت نگام نکردی. همونجور که سرت تو گوشی بود خداحافظی کردی و رفتی.
و این دل چرکین ترم میکنه.
اجازه بدهید برای تمام آدمهایی که تلاش میکنند تا زمین را به جای بهتری تبدیل کنند، برای ادمهایی که امید از چشم ها و لبخند هایشان میبارد و هرگز تسلیم نمیشوند سر تعظیم فرود بیاورم .
 پی نوشت : این اخرين پست این مدلی من ( درمورد زندگی و امید و انگیزه و این داستانا ) خواهد بود 
فردا اخرين روز کاریه بابامه.هم خیلی خوبه هم بد، خوبه چون دیگه بابام هست و مادرم تنها نیست بده چون که خب بابا یه سره خونه ست و بقول نرگس مرد که توی خونه باشه ادمو عصبی میکنن البته بعد از یه مدت بابا حتما یه کاری برای خودش دست و پا میکنه دگهنمیتونه بیکار باشه
با خودم قرار گذاشتم اگر این مدت تموم شد سر هفتمین چهارشنبه پاک میکنم اینجارو
اصلا هم با خودم شوخی ندارم!
اصن نمیدونم چی شد ک اینجا تبدیل ب این شد
چی شد ک نوشتم
تمام امید و عزممو جمع میکنم
و بعد از این ۷ هفته همه چی تموم میشه
والسلام
این اخرين باریه ک به خودم فرصت میدم
آخرین ثبت نام دوره های مجازی کلاس های فلسفه از امروز شروع شد.
 
 
تابستان در ماه آخر خود به سر می برد و این یعنی اخرين فرصت برای مطالعه‌ی فلسفه به مثابه‌ی لذت بخش ترین گوهره‌ی وجودی جهان است.
در این دوره شما به صورت تخصصی و نوین با جدی ترین مفاهیم فلسفی پنجه در پنجه رو درو خواهید شد و از سردرگمی های روزمره‌ی خود خارج و از برخورد با پرسش های اساسی هستی و حیات و ذهن لذت می برید.
به قول سقراط زندگی بدون بحث و استدلال و فلسفه شایسته انسان نیست.
در ط
و این اخرين ۱۸ اسفند ۹۷ است . این پست ها صرفا برای خالی نبودن آرشیو است . الان داری نهایت تلاشی که برای رسیدن به هدفت نیاز داری را انجام میدهی. باز هم ادامه بده . اگر ادامه بدهی ممکن است امید را بیابی ولی اگر ادامه ندهی قطعا بازنده ای و این تنها حتمی است که میشود گفت.
خب امروز اخرين روز سال نود و هفت هست و من به شدت از عملکردم در سال نود و هفت راضی بودم. امتحان زبانم رو انداختم هفده فروردین و فارغ از نتیجه امتحان هر چی که باشه شروع سالم رو میزارم بعد از ۱۷. کل عیدم مرخصی گرفتم تا کمی منسجم تر رو چیزایی که یاد گرفتم تمرکز کنم و برم برای امتحان. اهداف امسال و دستاوردهای سال پیش کاملا مشخصن و میزارم بعد ۱۷ با فکر باز بنویسم.  
خب 
این چثد روز اخری بیام پیشتون 
شروع کنیم 
وبلاگ حذف نمیکنم.
نمیفروشم.
نمیام.
امانت میخوام برام نگهش دازید تا وقتی برگردم.احتمالا یکی هم بزارم نویسنده.
موضوعات بعدی.


دلم خیلی تنگ شده.میدونم این اخرين خیلی دارم تلخ و غمگین مینویسم.اما واقعا شرایط منو نمیبینید.کاش یکی میومد میگفت خسته شدی. یکم بار زندگیتو بده کمکت حمل کنم.یا خدا میومد میگفت.دختر جون.تو دیگه بسته.زیاد امتحان پس دادی.بیا بقیه سوال هارو خودم جواب میدم 

از اتفاقات اخیر بگم.جهی
این چند روزی که اینجا نبودم و چیزی نمینوشتم چطور گذشت:
امتحانا: هفت تا امتحان بالاخره تموم شدن و بار سنگینی از روی دوشم برداشته شد، احتمالا باید تا اخرين مهلت نمره ها صبر کنم تا بفهمم چه کردم این ترم. چون استادا اخرين لحظه نمره ها رو میذارن.

سریال: این چند وقت اخیر به طرز عجیبی تو مود سریال بودم و کلی سریال دیدم، حدودا شیش هفت تا، تا جایی که واقعا مخم نکشید و برای چند روزی میخوام کلا فیلم و سریال رو بذارم کنار.
بهترین سریال هم(مینی سریال در واقع
دریافت
حجم: 21.1 مگابایتتوضیحات: Onefootball Live Soccer Scores با نرم افزار Onefootball Live Soccer Scores Ad Free میتوانید تمام اخبار مربوط به مسابقات و نقل و انتقالات فوتبال امریکا و بیش از ٢٠٠ لیگ از فوتبال های بین المللی را در دسترس داشته باشید. برخی از ویژگی های برنامه Onefootball Live Soccer Scores اندروید : - نتایج زنده: پوشش کامل از اخرين اخبار و مسابقات زنده ی فوتبال - اعلان های پوش: اطلاع از امتیازات و اخرين شایعات نقل و انتقالات با اعلان های پوش فوری - اخبار و مسائل مهم فوتبال:
نیما سلام
تو خیلی لوس هستی، حتی حاضر نشدی قبولی مرا در دانشگاه بمن تبریک بگویی.واقعا تو بی احساس ترین برادری هستی که من تا کنون دیده ام.گمان می کنم اگر ان دفعه هم نمی خواستم بمیرم ، یادم نمی امدی.مرا بگو که دلم را به تو خوش کرده بودم ،نگو تو هنوز همان بی احساس تنبلی هستی که بودی.چه میشود کرد؟
نیما دلم برایت خیلی تنگ شده.هیچ میدانی اخرين باری که یکدیگر را دیدیم کی بود؟من درست یادم هست.نزدیک پنج سال پیش بود.من سوم راهنمایی بودم و تو 18ساله بودی.بف
من مهارت شنیداریم چون اخرين مهارتیه که دارم روش جدی تر کار میکنم از همه ی مهارت هام ضعیف تره.
یعنی برام متمرکز موندن به مدت ۶ دقیقه خیلی سخته و هرچند اصل مطلبو میگیرم؛ اما بازم به سوالات جزییش پاسخ اشتباه میدم.
با همه ی این ها امروز یک نمره پیشرفت داشتم و بابتش خیلی خوشحالم.
امیدوارم تا روز امتحان به مقدار قابل توجهی پیشرفت کنم ^-^
 
اول بگمم اونیی میدونمم تا اخرين باری که بهم گفتیی(که برمیگرده به سایتی که دیروز فیل کردن نه سایت قبلششش) سه هزاروخرده ای عکس ته رو داریی دیگه تکراریی بود میانههههه,بعد ایده این پستمم ارمی خوشمزهه بود بنیان گزارشش ,دیگهه اونیی ما همه سارانگههههههههههه ,خسته نباشییی جیسوگگگ 

ادامه مطلب
یک احتمالاتی هست که این اخرين تابستانی است که با زری مامان و بابا این روزهای طولانی را سپری میکنم. بیشتر اوقات را با انها میگذرانم. تفریح های مشترک با آنهاپیدا کرده ام. با پدر شب ها سریالNarcos را میبینیم و با مادر مسابقه اشپزی دستپخت را. کمترین علاقه ای به تلویزیون دیدن ندارم ولی هربار ادای هیجان زده شدن درمیارم و وقتی حواسشان شش دنگ جمع قسمت مهم سریال یا مسابقه است، نگاهشان میکنم. به نظرم میرسد که تا وقت هست باید از همه چیز یا حداقل آن چیزهایی
خب گفتم همش که قرار نیست براتون داستان های ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
این بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت .
اخرين انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زیادی شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
داشتیم جرات حقیقت بازی میکردیم که ف ازم پرسید اخرين باری که گریه کردی کی بود و واسه چی بود؟!ببین چی از خودم ساختم در نظرش که اینو به عنوان سوال مهم پرسیده و البته دلیل دیگه اش این بود که میخواست بدونه من خوب شدم یا نه
اخه اون روز شوم که داشتم گریه میکردم اومد تو اتاق و من رو دید
جواب دادم آخرین بار رو خودت دیدی.
پرسید خب واسه چی گریه میکردی
گفتم بخاطر مامان!
زمان گذشت اما .
بچه ها من دیگه دارم میرم فدایتان 
اگه ندیدید خواهشا پست قبلی رو هم ببینید
خب بچه ها حالا که من دارم میرم تا زمانی که برگردم اونی لیندا رو نویسنده کردم و جواب نظرات شما ها رو یا هر فعالیتی که انجام میشه توسط اونی لیندا بوده
واسه این گفتم که مثل قبل سوء تفاهم نشه
دوستتون دارم انیووووووووو
بچه ها برگشتم باید جلو پام گوسفنو قربونی کنین هااا
کککک شوخی کردم
انیوووو
بی تی اس مجددا افتخار افرینیده و تو مراسم vmas که معتبر ترین مراسم برای موزیک ویدیو هاست دو تا جایزه برده.جایزه بهترین گروه(بهترین موزیک ویدیوی گروهی)وبهتریم موزیک ویدیوی کی پاپو کسب کرده.گرچه خودشون نبودن.خیلی حیف شد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
امروز احتمالا اخرين روزمه و میرم دعا کنید بتونم بازم بیام.
 
رامتین.
اول بگمم اونیی میدونمم تا اخرين باری که بهم گفتیی(که برمیگرده به سایتی که دیروز فیل کردن نه سایت قبلششش) سه هزاروخرده ای عکس ته رو داریی دیگه تکراریی بود میانههههه,بعد ایده این پستمم ارمی خوشمزهه بود بنیان گزارشش ,دیگهه اونیی ما همه سارانگههههههههههه ,خسته نباشییی جیسوگگگ 






ادامه مطلب
توی اخرين روزهای سال۹۷ و دهه ی دوم زندگیم بعد از ۸۰۰کیلومتر راه اتفاقی برام افتاد که الان میشه گفت جز اندوخته های ذهنیم و خودم تقریبا هیچ چیز دیگه ای ندارم . ۹۸ برای من از صفر شروع کردنه صفره صفر. ناراحت نیستم اصلا پذیرفتمش شاید این بار بهتر بود شروعم .با اینکه از هیچ کدوم از کارای گذشتم پشیمون نبودم و نیستم . ولی شاید این شروع بهتر باشه . سال نو مبارک . شروع تازه ای داشته باشین پست های بهتری خواهم نوشت  
دیشب که پشت چراغ قرمز شلوغ ترین خیابان شهر ماشین خاموش شد و روشن نشد به تو زنگ نزدم .مرد های غریبه شهر کمکم کردند اما به تو زنگ نزدم.زنگ زدم به کسی که همیشه بی هیچ منتی هست.راستش مطمن بودم تو کمک ام نمی کنی.
چمدان بسته ام. اما تو هرروز هفته عین خیالت نیست
رهات کردم و درگیر خودتی.
رفتم سر پدرت .
قبرستان سکوت بود.گفتم برای اخرين بار امدم نمی بخشم .
عنوان: 
اما قلب حافظه ی خودش را دارد و من هیچ چیز را فراموش نکرده ام. آلبرکامو
اینم جواب چالشی که دعوت شدم ^-^
۱-ماشین(لامبورگینی )۲-کشور(کشور خودمو دوست دارم:))۳-فرزند(دختر)۴-رنگ(قرمز)۵-بازیگر (نمیدونم)۶-آهنگ(ویدیو آهنگ لاله از تی ام بکس)
۷-حیوان(آهو)۸-کتاب مذهبی (یادم نیست)۹-رمان (یه رمانی قشنگی خوندم اسمش یادم نیست: )۱۰-فیلم (اخرين جنگجوی قهرمان)۱۱-روز (فرد:)۱۲-عدد(6)۱۳-رنگ چشم( عسلی )۱۴-سنگ (مرمر)۱۵-اسم پسر (طاها)۱۶-اسم دختر (آوا)
۱۷-آرزوم (دکتر آینده بشم:)
امسالم تموم شد.و بهترین و جالب ترین و سخت ترین ماه رمضونی بود که گذروندم.
خدایا.این ماه رو اخرين ماه رمضونمون قرار نده.الهی امین.
خدایا.اعمال ما الخصوص نماز های دنده 4 ای دم اخری رو از ما قبول کن.الهی امین.
خدایا.خیلی چشمامون چرخید غیبت کردیم حلالیت طلبیدیم توام به حق بزرگیت ببخش.الهی امین.
خدایا.سفره ی همرو پر و حلال نگهدار.و قلبشونو طهارت بده.و مارو هیچوقت به حال خودمون رها نکن.الهی امین.
با عشق.
زندگی بعضی موقع ها زورش رو به رخ مون میکشه همین قدر بی رحم همین قدر .ولی هنوز میبینیم که من سرپام و دارم ادامه میده
اتفاق های زیادی افتاد که هیچ جا نوشته نشد 
خاصیت زندگی همینه ادمو تغییر بده جوری که از اخرين پست وبلاگت خودتو نشناسی 
دنیای عجیبه
امیدوارم نبودن مان را به پای  بی معرفتی مان نزارید!
بهترین حال این چندماه باز کردن اینجا و بعد از مدت ها که من اصلا نبودم دیدم چندتااااا کامنت دارم و این یعنی من هنوز وجود دارم .
اسمون مون هم سه ساله شد 
و چه قدر فرق بین اسمان کنکوری که  بیان  رو باز کرد با استرس یه وبلاگ ساخت و بیشترین  دغدغه اون روزها از امدن نتیجه های کذایی بود و حس قشنگ رهایی از غول کنکور
و حالا سه ساله که میگذره
دانشجوی سال سومی که 
با احساسات مبهم و اینده مبهم تر و غرق شده در قسمتی از زمان که دیگه گذشته و شاید هنوزهم ته دلش امید به برگشت باشه ولی باید بپذیره که همه اتفاق های زندگی یک بار برای اخرين بار.
اسمونی که حالا به جای سد کنکور و امتحان نهایی
19مرداد 98ساعت18:16- اصفهان- ابتدای خیابان آمادگاه-روبروی هتل عباسی- کافه کندوحرف زدیم و نشستیم و کیک خوردیم و حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم. از همه چیز و همه جا و نگرانی های کوچولو کوچولوی هر دومان از آنچه که پیش روی مان است. راه رفتیم و رفتیم و رفتیم دوباره باز گشتیم به همان نقطه اول و گریه کردیم بعد خندیدیم در اخرين لحظات بغلش کردم و رفت احتمالا تا 5 سال آینده که دوباره بتوانم بغلش کنم.تمام شد. تمام آن دو روزی که از ناراحتی این 2 خداحافظی قلبم مچا
ه گمانم فرداصبحخورشید دوباره برمی گرددشاید امشب اخرين شب این تاریخ نباشد شایدباز هم روزنه رو به حیات برگرددچه می دانیرودها جاری اندو پرنده هاروی شاخه منتظراین همان امید استنه که بی خبریبه گمانم بی ستارگی رو خاموشی استمن نمی دانم که اگر این دنیا لحظه سایه و روشن را دیدمن هم هستم؟چه کسی می دانداماچه من و تو باشیم چه نباشیمرود جاری استو همه منتظرنتا که بگردد نورو باز هم حیاتچشمه اش را بجوشاند و ما را سیراب کند از دَوَرانفکر می کنم امیدهر جا ب
سلام!ممنونم که جیلو رو انتخاب یا از وبلاگ ما بازدید کردید!
از شما تقاضا دارم مارو در پیام رسان تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید تا از جدیدترین تخفیف ها و اخرين طراحی ها مطلع بشید.
حداقل حرفی که میتونم از هدفم بگم اینه که من قصد دارم شما رو ازسایر کسب و کارها متمایز کنم.
پرنده ها دیرشان نمی شود.
هیچ سگی ساعتش رانگاه نمی کند.
گوزنهادلواپس فراموش کردن تولدها نیستند.
فقط انسان زمان رااندازه می گیرد،
فقط انسان ساعت را اعلام می کند
وبه همین دلیل ، فقط انسان ازترسی فلج کننده
رنج می بردکه هیچ موجوددیگری تحمل نمی کند،
ترس تمام شدن وقت.!
پ.ن: نسبت به اخرين مطلب قبلی تغییراتی کردم
نمیدونم خوب یا بد
امیدوارم سازنده باشه نه هدایت کننده ام به سمت پوچ گرایی
خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌های بعد از پایان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرين مورد از لیست‌کارهای روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پایانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه
ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
امت اسلامی بار دیگر شاهد جنایتی ددمنشانه ،آنهم نسبت اهل علم و سلسله جلیله ت شد
این عمل کور ،دستهای پلید ضد انقلاب را به خون شخصیتی خدوم ، مردمی و مدافع حریم ولایت آغشته ساخت .
حجت الاسلام و المسلمین خرسند  ره  که اخرين لحظات عمر پربرکتش را
ادامه مطلب
این برنامه در حال تولید بوده و خبر های خوبی برای کسایی که هی کلاسشون رو یادشون میره داریم
 
 
اپدیت شده در 6/21/2019
 
طبق اخرين اخبار این نرم افزار پایان سال 2019 منتشر و بر روی مارکت های ایران اپس و مایکت منتشر می شود.
 
امکانات اولیه که پیش بینی میشود در اولین نسخه وجود داشته باشد :
  - امکان ایجاد و ویرایش درس هایی 
  - امکان ثبت و ویرایش تاریخ امتحان
 
درصورتی قادر به همکاری ما دربخش اینگلیسی وبلاگ هستید ادرس ایمیل و نام خود را به همراه رمز عبور دل
در تمام این مدت برای خوشبخت شدنش دعا میکردم. دعامیکردم که جبران بشود شکستن دلی که دست من نبود و خدا خودش شاهد تلاش هایم بود. از اخرين باری که زیر قبه ارباب دعا کردم تا شنیدن خبر ازدواجش زیاد نمیگذرد. خوشحالم؛ برای زوجیت های جدید. برای هر دختر و پسری که عاقبت در کنار یارشان به ارامش میرسند برای ادامه راه زندگی.
اما به هرحال بعضی شبها راحت نمیگذرد. تمام زندگی ات جلوی چشمت می اید. بی انکه بخواهی.
قصه زندگی ما ادم ها قصه تقدیرها و تغییرها، قصه های ع
طیق اخرين گزارش منتشر شده از طرف بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای اعلام شد که ایران 28 میلیون گیمر داره!

توی این مطلب به بهانه ی انتشار این خبر نگاهی میکنیم به دنیای بازی ها و معرفی چند بازی انلاین پر طرفدار و یه سری به امار و ارقام صنعت پر طرفدار بازی میزنیم.

ادامه مطلب
از  باخبر شدن تو اخرين ساعات ثبت نام اونم اتفاقی
تا همسفر گیر سه پیچ و پیگیر
تا راضی شدن یهویی بابا با پیشنهاد یهویی استخاره خودش
تا اون استخاره عجیب تری که یهو در اومد
تا لباسایی ک واقعا هیچی نداشتم برای بردن ولی ساکم پرشد!
تا یهویی و بی مقدمه راضی شدن خانم فیاضی برای غیبت فردام
و درمان جامعی که یهو فهمیدم نصفش آفه و افتاد قبل عید
همه همه همه
و خیلی چیزای دیگه ک الان ب ذهنمم نمیرسه
همه چیز معجزه آسا و یهویی درست شد
فقط این منم که انگار درست ب
از  باخبر شدن تو اخرين ساعات ثبت نام اونم اتفاقی
تا همسفر گیر سه پیچ و پیگیر
تا راضی شدن یهویی بابا با پیشنهاد یهویی استخاره خودش
تا اون استخاره عجیب تری که یهو در اومد
تا لباسایی ک واقعا هیچی نداشتم برای بردن ولی ساکم پرشد!
تا یهویی و بی مقدمه راضی شدن خانم فیاضی برای غیبت فردام
و درمان جامعی که یهو فهمیدم نصفش آفه و افتاد قبل عید
همه همه همه
و خیلی چیزای دیگه ک الان ب ذهنمم نمیرسه
همه چیز معجزه آسا و یهویی درست شد
فقط این منم که انگار درست ب
صدبار بهت گفتم برو
بلاکت کردم 
از همه جا
ول کن نیستی پا شدی اومدی ارومیه؟ خجالت نمیکشی میفتی دنبالم؟شاید این من نبودم که یذره جرعت و جنم داشتم رفتم به مسئول سینما گفتم،شاید یه دختر ضعیف طرف حسابت بود،بازم میخواستی بیفتی دنبالش؟
ببین منو،هرچی میگذره میفهمم هرچقدر بیشتر ازت متنفر باشم بازم کمه،کاری نکن بردارم اسم و شمارتو تحویل پلیس بدم،خودت راتو بگیر و برو
میدونی که هرکاری ازم سر میزنه،پس دنبال دردسر نه برا خودت نه برا من نباش
ازت متنفرمم
یه زمانی بود.بچه بودم.تازه اینترنت گیرم اومده بود.بدوبدو میرفتم پای کامپیوتر بازی میکردم.طرفای 89 بود.بعدش گذرم خورد به وبسایتای مختلف.چت روما.یاهو.اواکس.نیم باز.بیتالک.تلگرام.فارومای داستان نویسی.و الان!وبلاگ خودم.
خدا میدونه اونروزی که وبلاگ ارنورو خیلی اتفاقی دیدم و تاریخ اخرين پستش که مال 31 اردیبهشت بود روخوندم چقدررررررررررررررر خوشحال شدم.خیلی!خیلی!چون دیدم که زندس.یک عدد وبلاگ زنده.
الانم به فاصله ی کمتر از یه هفته "جان سپاریم در راه
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرين شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
از اخرين باری که قطار سوار شدم هفت سال میگذرشت و هنوزم قطار همون بوی قبلو میداد انگار یه عامه شربت سرماخوردگی ریخته بودن رو درو دیوار و روش یه عطر شیرین زده بودن که بوش رو ببره .
یه سری از چیزا برای من از طریق رایحه شون تو ذهنم ثبت میشن یه سری ها با حسی که میدن مثلا همین شب های حمومی که یه حس خفگی و غم و افسردگیه یا گرگ و میش عصر که حس زندگی میده حتی بعضی از وبلاگا برای من یه عطر خاص دارن با این که بویی نمیاد اما ذهن من یه عطری رو به خاطر میاره که ح
احتمالا این اخرين پستی باشه که توسال 97می نویسم
هفته و دهه تولدم به بهترین شکل سپری شد و خیلی ها برام تولد گرفتن و بهم تبریک گفتن و از همه مهتر اونی بود که به بهترین اتفاق رو برام رقم زد و یک تولد به یاد ماندنی برام گرفت
28 سالگی رو شروع کردم با یک حس خوب و امیدوارم که اتفاقات خوبی هم برام توی این سال رقم بخوره
رابطه ما از همیشه بهتره و روزای خوبی رو باهم سپری میکنیم و این خیلی برای من روحیه بخشه
فردا باهم قرار ناهار داریم که خیلی مشتاقشم!
در کل
گیم مود Hord Rush(همون زامبیای خودمون):
در این گیم مود Co-op شما و ۳ تا از دوستانتون توی مپ بازی با زامبی ها مواجه میشید که باید در استیج های مختلف با آنها مبارزه کنیدو امتیاز جمع کنید.در این مود شما باید از مناطق مشخص شده محافظت کنید.در کل بازی Respawn فعاله بجز در اخرين استیج بازی که باید با غول مرحله آخر مبارزه کنید.در این گیم مود باید جایزه های مخفی و لوت باکس های ویژه پیدا کنید تا بتونید با سلاح های قوی تر همرو از پا دربیارید
رفتم وبلاگم .خیلی وقت بود که خاک میخورد تقریبا یک سال از اخرين پستم میگذشت  
  حالا که وقت آزاد پیدا کرده بودم تمام پست هاش رو خوندم و بعد در اقدامی باور نکردنی 
همه رو حذف کردم همه ارشیو و پست ها
احساس خوبی نداشتم تو اون وبلاگ 
دوست داشتم باز بنویسم ولی تو جایی جدید .
آسمان به طرز عجیبی سفید و طلایی بود.اشعه های طلایی خورشید اخرين نفس هاى خودش را میکشیدند که به خانه برگشتیم.
تغییرات از زمان رفتنمان،محسوس بود و به غایت دلبر.
درخت بهِ باغچه،شکوفه های سفید داده بود.میوه ى نارنجی کامکوات و آلوچه های سبزِ کوچک از روی درخت هایشان،به من چشمک میزدند.
غنچه های رنگى و بسته ى باغچه باز شده بودند.
مشغول بلیعدن اینهمه لطافت با چشمانم بودم که گربه کوچکِ حیاط به استقبالم امد و خودش را زیر پایم لوس کرد و میومیو سر داد
شک
تولد امسال هم گذشت.و طبق پیش بینی من اولین تبریک از نرگس کوچولوی عزیزم بود.
و دومین وقتی بود که در تاریکی اتاقم تلفن زنگ خورد و علی و ارغوان بهم تبریک گفتن.
و سومین وقتی بود که در لابلای بدو بدوهای گرفتن ویزا برای یک سفر کوچک و اعصاب خوردی های اداری.فاطمه ناگهان از راه رسید با یک عروسک سفید برقی و لپ صورتی.
و سومین در غروب اخرين جمعه رمضان بود وقتی زینب دستکشی که پارسال گفته بودم دوست دارم را برایم خریده بود با یک عروسک کوچولوی صورتی دوست
صبح که بیدار شدم لبه تخت نشستم رو به پنکه. مامان اومد بعد پرسیدن اینکه بهتری و سردردت خوب شده و اینا گفت: اینو از اونجا بردار. من تو اشپزخونه کار میکنم تا سر برمیگردونم اینو میبینم فکر میکنم یه بچه تو اتاقته. 
زدم زیر خنده گفتم اتفاقا میخوام چند تا دیگه درست کنم بذارم دور تا دور اتاق.
عکس رمزداره. خواستید تقدیم میشه
#یادم نیست اخرين باری که دعای کمیل خوندم کی بود اما دیشب خوندم و مدام یاد اون پسر سنی تو خاطرات سفیر می افتادم که به خانم شادمهری گ
خدمات یدک کش ماشین خودرو بر 09120451416
یدکش ماشین در تهرانپارس
یدک کش امداد خودرو نیسان جرثقیل 24 ساعته شرق تهرانحمل خودروهای فرسودهحمل انواع خودروهای ایرانی و خارجییدک کش سیار نیسان با تعرفه مناسب
نیسان یدک کش امداد خودرو شرق تهرانبا کمترین قیمت سرویس داده میشود به شما همشهریان عزیزاخرين قیمت را از ما بگیرید
از امروز همه چیز آخـــرین است
آخــرین هفته
آخــرین دلشوره هایِ شیرین اسفند
اتمـــامِ اخرين جایِ گردگیری نشدهء خانه
آخــرین اتمام حجت ها با خــودمان
حــالمان
آرزوهــایمان
آخــرین یا مــقلب القلوب ها
و
آخــرین امیدهای گــره خورده، به اشــارهء سالی نو، ڪه هــمه چیز درست میشود
این چنــد روزِ اخر هم باید اسبِ سال را مـجاب ڪرد ڪه تا مـــنزلگاه راهی نیست
بتاز.ڪه نــو شدن نزدیڪ است!
چقدر سخت بود که به خودم میگفتم این اخرين بازیه خسروعه !!!!
چقدر مزخرف بود این لیگ 
این همه ناداورى بس نبود !!! 
اشکاى خسرو هم بهش اضافه شد ؟؟؟؟!!!!
اصن مگه لازمه بگم براى همیشه تو خاطره هامون میمونى ؟
اخ که چقدر بد بود اشکاى خسرو

+ وقتى یاد کولى بازى هاى سید جلال تو دربى و کف گرگى اى که بیرانوند به بازیکن تیم خارجى زد میوفتم افتخار میکنم لاقل طرفدار تیمى ام که بازیکن هاش لاقل جوانمردانه بازى میکنن 
+ ترجیح میدم تیمم بره دسته یک اما به نا حق قهرمان ن
اگر شما هم دنبال بازی بسیار زیبا و بدون دیتا میگردید پیشنهاد میکنم بازی بسکتبال اینترنتی را دانلود کنید

نکته : بازی برای اندروید بالای ۴.۴ میاید
نکته : بازی کاملا اینترنتی ایست
نکته :این بازی اخرين نشخه است و هنوز اپدیتش نیامده اگر نوشت اپدیت بدانید هنوز نیامده وهروقت امد میگذاریم
حجم بازی: ۸۰مگبایت
دانلود فایل نصبی
چقدر سخت بود که به خودم میگفتم این اخرين بازیه خسروعه !!!!
چقدر مزخرف بود این لیگ 
این همه ناداورى بس نبود !!! 
اشکاى خسرو هم بهش اضافه شد ؟؟؟؟!!!!
اصن مگه لازمه بگم براى همیشه تو خاطره هامون میمونى ؟
اخ که چقدر بد بود اشکاى خسرو

+ وقتى یاد کولى بازى هاى سید جلال تو دربى و کف گرگى اى که بیرانوند به بازیکن تیم خارجى زد میوفتم افتخار میکنم لاقل طرفدار تیمى ام که بازیکن هاش لاقل جوانمردانه بازى میکنن 
+ ترجیح میدم تیمم بره دسته یک اما به نا حق قهرمان ن
 
از دست من میری ، از دست تو میمیرمتو زنده میمونی ، منم که میمیرمتو رفتی از پیشم ، دنیامو غم برداشتبرداشت ما از عشق ، با هم تفاوت داشتاین آخرین باره من ازت میخوامبرگردی به خونهاین آخرین باره من ازت میخوامعاقل شی دیوونهاین آخرین باره من ازت میخوامبرگردی به خونهاین آخرین باره من ازت میخوامعاقل شی دیوونهانقدر بزرگه تنهایی این مرد ، که حتی تو دریا نمیشه غرقش کردمن عاشقت هستم اینو نمیفهمی ، یه چیزو میدونم که خیلی بی رحمیهمیشه میگفتی شاهی گدایی
دانلود فیلم The Last Man 2018 اخرين مرد

منتشر کننده فایل : روبیکسفا
 
زبان : زبان اصلی (انگلیسی)
کیفیت : 1080P / 720P
ژانر : اکشن , علمی تخیلی , مهیج
حجم : 986 / 1930
کارگردان : Rodrigo H Vila
ستارگان : Hayden Christensen, Harvey Keitel, Rafael Spregelburd, Marco Leonardi
: 4.2
زیرنویس فارسی : دارد با لینک مستقیم
جستجوی زیرنویس : کلیک کنید

خلاصه داستان : در
خلاصه داستان این فیلم علمی تخیلی آمده است ، یک سرباز بازنشسته که از
اختلال استرس پس از سانحه رنج می‎برد ، بر این باور است که شهرش در حال
نا
خب گفتم همش که قرار نیست براتون داستان های ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
این بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت .
اخرين انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زیادی شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
دانلود فیلم The Last Man 2018 اخرين مرد

منتشر کننده فایل : روبیکسفا
 
زبان : زبان اصلی (انگلیسی)
کیفیت : 1080P / 720P
ژانر : اکشن , علمی تخیلی , مهیج
حجم : 986 / 1930
کارگردان : Rodrigo H Vila
ستارگان : Hayden Christensen, Harvey Keitel, Rafael Spregelburd, Marco Leonardi
: 4.2
زیرنویس فارسی : دارد با لینک مستقیم
جستجوی زیرنویس : کلیک کنید

خلاصه داستان : در
خلاصه داستان این فیلم علمی تخیلی آمده است ، یک سرباز بازنشسته که از
اختلال استرس پس از سانحه رنج می‎برد ، بر این باور است که شهرش در حال
نا
قبل از هر چیز از عموم دوستان خصوصا کسانی که تمایلی به ورود به بحث های فنی و خشک حقوقی را ندارند عذر خواهی می کنم و امیدوارم برای علاقمندان و دوستان حقوقدان موضوع این پست مفید باشدامروز خانم محترمی که بعدا معلوم شد از وکلای دادگستری هستند وارد دفترم شدند و درخواست نمودند تا بنده در مورد رایی که به نفع موکلشان گرفته و موضوع آن انتقال ششدانگ یک خانه کوچک و قدیمی در جنوب شهر به نام موکل بود اقدام کنندحسب دادنامه صادره ملک موصوف از مالک اصلی چند
نمیدونممم چجوری بگمم اما
من دارم میرم ونیستمم شاید چندروز طول بکشه برگشتنم  امروز اخرين روزیه که هستم
شایدم بیشترر دوس نداشتم اما رفتنم واجبه 
کامنتابازه اگه دوس داشتین بیاین و باهم حرف بزنید 
گرچه خوب خودتونم وب دارین,
نفسی امیدوارم حالت زودتر خوب بشه,لیا مامان توهم همینطدر, شادی ان شاالله مادربزگتو هم خوب بشه و البته داداش سیما شیی
گیرکرده ام من خسته
در نامعلوم ترین جنگ این دنیا
در بی معنا ترین قصه ی تقدیر
در تاریکترین گوشه ی دنیا
گیر کرده ام در جنگی نامعلوم
همانند آن مدافع خسته
که دلش خسته از تمام کشتنها
خسته از اشوب و دشمن و ژسه
نه امیدی به پیروزی
نه امیدی به جنگ دارد
لشگر همیشه ی خسته ی دل
همیشه با تو سر جنگ دارد
گیر کرده در انتخابهایش
فرمانده ی جنگی این قصه
که به اتش کشد دنیا را
یا شود مغلوب این دسته
جنگ جنگ رابطه هاست
چون ت کثیف فرماسون
جنگ بر سر چه هست صد حیف
از ا
!Hello people
این وبلاگ برای فن گیرل ها و فن بوی هاست. انواع اهنگ ، کتاب ، عکس و میم های مربوط به هر فندوم و حتی ترجمه کتاب های پرفروش به صورت رایگان قرار داده خواهد شد. هنگام کپی فقط از لینک های خودم  لطفا فقط استفاده شود.  
و همچنین ادمین اصلی این وبسایت منم یعنی Anita.Gh 
تاریخ مشخصی برای پست فصل های جدید ترجمه شده وجود نداره و بیشتر به تعداد دانلود فایل های قبلی وجود داره به طور کلی. منم سعی میکنم که هر چه زود تر فصل های جدیدو قرار بدم.
و اخرين سخن قصار
در کوردینا موزیک جدیدترین و به روزترین‌اهنگ های کوردی را گوش کنید.

برای دانلود اهنگ زیبای تا کی درد دوری از Ghane Ahmadi روی لینک زیر کلیک کنید.
http://kurdinamusic.com/player/artists/Ghane-Ahmadi/2834
اگر می خواید اخرين از آخرین آهنگ های کوردی با خبر بشید عضو کانال تلگرام ما بشید.
https://t.me/kurdinamusic
یدک کش در تهران خودروبر ارزان
تعرفه حمل ( بکسل ) خودروهای تصادفی و غیر تصادفی
یدک کش خودرو تهران، شماره تلفن یدک کش تهران، جرثقیل حمل خورو در تهران، حمل خودرو شبانه روزی در تهران جرثقیل
حمل خودرو در تهران نیسان جرثقیل

نیسان یدک کش امداد خودرو شرق تهران
با کمترین قیمت سرویس داده میشود به شما همشهریان عزیزاخرين قیمت را از ما بگیرید
ای رگای آبیت چو بستر عشق     شراب هستی به ساغر عشق 
ای کلام اخر به دفتر عشق        نوشتم ات به قلبم به شکل باور عشق 
سر به سجده بردم برابر عشق      شدی تو اول عشق شدی تو اخر عشق 
    .    .
اخرين شب جمعه قبل از ماه رمضان هم رسید خدارو شکر که زنده ایم و میبینیم  یواش یواش ماه عشق بازی با خدا  هم داره میاد همچی رنگ خدایی میگیره البته ای کاش 
هفته پر کار هم تموم و شد باید بگم  الهی شکر  
گوشیمونم درست نشد و روزای بدونه م
شب یکی مونده به اخرين شبیه ک خابگاهیم فردا ک نه پس فردا امتحان داریم
امشب نشستیم خشکل کردیم رقصیدیم کنار هم و خوش گذشت
امشب ی لحظه ک  رفتم جلو اینه گفتم چقد خشکلم 
خیلی حال کردم خدایی خیلی ناز شده بودم و خواستنی*_*
فردا هم که باید صبح زود بیدار شیم درس بخونیم :)
تو اتاق بچه ها زیر تختاشونو تمییز کردن و اماده شده برا رفتن
من هنوز نه
حوصله نداشتم
تازه عصر بچه ها حرم رفتن و بازار من اولش قرار بود برم ولی باز چون حوصله نداشتم نرفتم 
حموم هم قرار بود ب
این فیلم مثه همه فیلمای دیگه پیرامون این بود که امریکایی فرشته است والبته که ژاپنیا خونخوارن :| ولی با این تفاوت که براساس زندگی واقعی بود  در مجموع فیلم خوبی بود اگه دوس دارید فیلمای روز ببینید و سکانسا روشن و دلچسب باشه و کلی آدم خوشتیپ و اخرين امکانات همراه نقش اصلی باشه این فیلم بدردتون نمیخوره اگه هم از دلو روده پخش زمین و مغزای سوراخ شده و پاهای قطع شده هم خوشتون نمیاد باز این فیلم بدردتون نمیخوره ولی اگه دنبال پیدا کردن انسانیت و خدا پ
سلام.
خسته نباشید دوباره!!!
منم برگشتم دوباره!!!
هنوزم منتظرم دوباره!!!
دوباره،دوباره،دوباره!!!
خب امتحانا هم تمام شد و تابستون تقریبا آزاده و فعالیت دارم.(اما بازم به همون شرط همیشگی:بازدید از وب،ارسال نظر و.)
اخرين مطلبم برای بهمن بود که یه نظر سنجی گذاشتته بودم و تا الان فقط نه تا نظر داده شد.
برای همین اعصابم خیلی خورد بود و دوباره بلاگ رو ول کردم.
اما الان دوباره برگشتم و تا چند روز آینده هم یه نظر سنجی می ذارم و ایشالا یه هدیه ای هم در نظر می
سلام
 وقتتون بخیر
 ساعت هشت امروز اخرين امتحان نهاییمو میدم بعدشحدود20روز تا کنکور مهلت دارم تا زندگیمو تغیر بدم
ارزو میکنم هیچکس تو امتهانات نهایی نیفته (زبان رو سخت داده بود)
آرزو میکنم خرداد و تیر ماه شانس هممون باشه تا تو کنکور موفق شیم کنکوری که سالهاستزندگیمون رو به هم زده.
بینخودمون باشه تااینجا که اومدم به کمک و لطف خدا و امام رضا بوده اتفاقات زیادی بوده که حل شده و بعدا بهتون میگم.
ارزو میکنم ازدانشگاه مشهد مجاز بیارم.
ارزو دارم
دوره ی پانسیون رفتن تموم شد.
خیلی از بچه ها دیروز خداحافظی کردن و وسایلاشونو جمع کردن و رفتن.
بچه های رشته ریاضی که پس‌فردا کنکور دارن هم دیگه حس درس خوندن نداشتن و بیشتریاشون رفته بودن،منم امروز وسایلام رو جمع کردم برگشتم خونه:( در غمگین ترین حالت ممکن به سر میبرم الان.
خداحافظی با تک تک کسایی که این دو سه ماه رو باهاشون گذروندم،آرزوی موفقیت کردن براشون،جدا کردن تک تک نوت هایی که روی میزم چسبونده بودم،جدا کردن برچسب اسمم،و یه نگاه آخر به او
سلام
 وقتتون بخیر
 ساعت هشت امروز اخرين امتحان نهاییمو میدم بعدشحدود20روز تا کنکور مهلت دارم تا زندگیمو تغیر بدم
ارزو میکنم هیچکس تو امتهانات نهایی نیفته (زبان رو سخت داده بود)
آرزو میکنم خرداد و تیر ماه شانس هممون باشه تا تو کنکور موفق شیم کنکوری که سالهاستزندگیمون رو به هم زده.
بینخودمون باشه تااینجا که اومدم به کمک و لطف خدا و امام رضا بوده اتفاقات زیادی بوده که حل شده و بعدا بهتون میگم.
ارزو میکنم ازدانشگاه مشهد مجاز بیارم.
ارزو دارم
به نام او.
فردا برای بار هزارم برمیگردم تهران و امشب باز انگار اخرين شبی عه که تو خونم!
با اینکه تا دیروز هم دلم میخواست برم تهران؛حالا انگار دلم میخواد ساعت ها دیرتر بگذرن زمان کش بیاد تا میتونه.
مامان که غصه میخوره دلم میریزه.یا حتی بابا وقتی هی تکرار میکنه که داری میری دیگه هاا.
دلم میگیره از نبودن خودم!
زندگی نامرد ترین چیزه
یه چیزیو بهت میده و بهش عادت میکنی و مجبوری واسه بهتر شدنش ازش دور بشی و سختی بکشی و.
فردا این ساعت ها تنهام.
هم
در کوردینا موزیک جدیدترین و به روزترین‌اهنگ های کوردی را گوش کنید.

برای دانلود اهنگ زیبای تا کی درد دوری از Ghane Ahmadi روی لینک زیر کلیک کنید.
http://kurdinamusic.com/player/albums/Pashimanm/Ghane-Ahmadi/Ta-Kay-Dardi-Dori/2834
اگر می خواید اخرين از آخرین آهنگ های کوردی با خبر بشید عضو کانال تلگرام ما بشید.
https://t.me/kurdinamusic
صبح که بیدار شدم لبه تخت نشستم رو به پنکه. مامان اومد بعد پرسیدن اینکه بهتری و سردردت خوب شده و اینا گفت: اینو از اونجا بردار. من تو اشپزخونه کار میکنم تا سر برمیگردونم اینو میبینم فکر میکنم یه بچه تو اتاقته. 
زدم زیر خنده گفتم اتفاقا میخوام چند تا دیگه درست کنم بذارم دور تا دور اتاق.
عکس رمزداره. خواستید تقدیم میشه
#یادم نیست اخرين باری که دعای کمیل خوندم کی بود اما دیشب خوندم و مدام یاد اون پسر سنی تو خاطرات سفیر می افتادم که به خانم شادمهری گ
یه بنده خدایی که سنی هم ازش گذشته مدت زیادی هست در بستر بیماریه. 
یه مدت زیادی هم هست که یه پا خونه و یه پا بیمارستان و کل خانواده هم درگیر پرستاری و بر و بیا 
چند شب پیش یهو پیچید که فلانی به رحمت خدا رفت. همه پرسان پرسان که چی شد و کِی فوت کرد و خدا بیامرزه و راحت شد و  
که یهو خبر اومد نه فوت نکرده ولی در حال احتضار (درسته؟) هست و بیمارستانه و . و خلاصه 
دوست و اشنا و اقوام راهی بیمارستان و منزل متوفی شدن و منتظر امدن خبر قطعی فوت :///
در این
احتمال وقوع سونامی در دریای خزر وجود دارد فروردین 1398
ایا در دریای خزر احتمال وقوع سونامی هست
اخرين خبرهای از وقوع سونامی در دریای خزر فروردین 98
سونامی زمانی شروع می‌شود که حجم عظیمی از آب دریا به‌سرعت براثر زمین‌لرزه بلند شود و به خانه‌ها و تأسیسات حاشیه‌ای آن آسیب بزند درحالی‌که هیچ رویدادی به جهت بروز زله رخ نداده است.
به گزارش فارس، امشب در ساعت هفت و ‌۱۲ دقیقه زله‌ای به بزرگی ۴.۹ ریشتر در عمق ۱۰ کیلومتری دریای خزر رخ داد که مرکز
خب سلام به روی ماهتون 
بالاخره ستاره سهیلتون به اغوش گرمتون برگردید . 
بعد از یه غیییییییییبت طولانی خجالت اور برگشتم !‌ببخشید دیگه نتونستم اپ کنم حالا با قسمت اخر در خدمتتون هستم 
لطفا لطفا لطفا حتما حرفای ادامه ی مطلبو بخونید و بعدش برید سراغ خوندن قسمت اخر داستان 
این شما و این هم اخرين قسمت داستانم !

ادامه مطلب
از ساعت ۳ حس کردم که سردمه و فشارم داره میفته.
و چنین شد که از ساعت ۴ تا ۷ خواب بودم.خوابی که حاصل ناتوانی تن بود.
بعد از صرف چای و کمی خرما
الی خانوم اولین باقالی پلو با ماهیچه زندگی اش را پخت.با باقالی غیر ایرانی.
بعد کمی به وسایل اشپزخانه سامان داد و مرتب کاری کرد.
بعد میوه خورد و دوش گرفت.
و نهایتا در ساعت ۱۲ شام خورد
فکر میکنم بزرگترین گام نه بعدی در اشپزی زمانی باشد که یک فر بخرم و شروع کنم به شیرینی پزی
ان وقت سرم را بالا میگ
امروز ذوق مرگ ترین بودم وقتی عمم با خوشحالی و ذوق بهم میگفت هیوا ببین !این عدده! شیش ماه پیش 60 بود الان شده 3!برسه به 2 دیگه نرمال نرماله!
وقتی با ذوق بعد از شیش ماه با روسری دیدنش روسری شو برداشت و جوونه های ریز موهاشو نشون داد و گفت داره درمیاد چشماش پر امید بود !
وقتی باذوق میگفت که مژه و ابروهاش داره درمیاد و موهای ریز ریزشو حس میکنه احساس کردم امید چه ابعاد بزرگی میتونه داشته باشه!
اخرين شیمی درمانیش سه هفته پیش تموم شد. ولی این قصه سر دراز دا
امروز یکی به خاطر رفتن یکی‌از مهم ترین ادماش ناراحت بود. من میتونستم ارزش اون ادم براش رو تا حدی تصور کنم و میدونستم این ارزش فرا تر از تصور من بود و هست.برگشتم به گذشته؛زمانی که از دست دادن ادما برام درد داشت زمانی که برا رفتنشون گریه میکردم زمانی که اخرين سلاحم برا نگه‌داشتنشون ' لطفا نرو ' بود. نمیدونم چقد از اون موقع گذشته ولی به نظر زیاد میاد دیگه مزه ی اون احساساتو یادم نمیاد. همشون دادن تبدیل میشن به یه سری جزوه که عملا به دردم نمیخو
سلام:)
از دیشب تا حالا دارم اخرين رتبه قبولی پرستاری رو شخم میزنم:|
و به این نتیجه رسیدم که هی دختر!تو که بیوتکنولوژی دوست داشتی!پس چی شد؟بعد به خودم میگم تو میخوای بری اونور!با پرستاری راحت تر میشه رفت!
پس برو یه دانشگاه لول پایین پرستاری بخون!
و من همچنان اندر خم یک کوچه ام!کوچه ای به نام کنکور:////
شنبه عصر با مامان رفتیم خرید،کلییی راه رفتیم و خسته شدیم علاوه اینکه فهمیدم مامان خیلی هم دلش پیر نیست،برام کتاب خرید برای خودشم خرید،پیشنهاد کرد میخوام مثنوی معنوی رو برام بخره؟[ازماهیانه م کم کنه]،رد کردم.کلاسم یکشنبه تشکیل نشد،دوشنبه هم به خیر گذشت و امروز هم کلاس تشکیل نشد.
یکم بد عادت شدم.
"ناطور دشت"و"عطیه برتر"و"غرور و تعصب" کتابایی بودن که مامان برام گرفت‌.
جمعه عصر چند صفحه از "آیین دوست یابی"رو خوندم،یادتون هست اخرين باری که دست گر
امسال فکر می کنم در مریض شدن رکورد شکنی کردم . داستان مریض شدنم از ایام ماه رمضان و در لیالی قدر شروع شد خیلی سخت و بد بود و باعث شد یک هفته نتوانم روز بگیرم به طوریکه خودم شک کردم که نکنه بیماریم جدی باشه و هنوز تشخیص داده نشده که الحمدلله بعد از چند روز در روند بهبودی تسریع شد و باعث رفع نگرانی خودم و خانواده بشود. یاز هم از پاییز تا امروز فکر میکنم این دفعه چهارم پنجم باشه که به پزشک مراجعه کرده باشم که اخرين دفعه آن پریشب بود وقتی که بازیی ای
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
************************
اومده بودم بگم غصه دارم
غم نگاه هاى خصمانه و پوزخند و کج رفتارى هاى عامدانه
غم سکوت تلخ از سر نابلدى
غم سر فروافتاده و چشم خیره به سنگ فرش ها و دانه هاى آسفالت و شبیه به این ها
اما مثل تغییر نگاه هام پشیمون شدم.
حالا که تاریخ اسلام رو یه جور دیگه و تو یه سن بیشتر میخونم.
حالاس که همه ش میگم بمیرم برا دل پیامبر خاتم _صلى الله علیه و آله و سلم_ که چه کشید از امت.
اصلا هر چه بزرگتر دردشان بیشتر.
هر چه مهربا
فردا اخرين روز ۲۲ سالگی عزیزمه.میخام همه اشو برا خودم waste کنم:)هیچ کدوم از تولدامو دوس نداشتم از ۱۸ سالگی به بعد،تولد ۱۸سالگیم دوستامو دعوت کردم خونمون ولی بزرگترین اشتباهم بود!حالم ازشون بهم میخوره،۱۹سالگی یادم نیس چی بود،۲۰سالگی(از نظر من مهم ترین تولد دو دهه زندگی) هیچکی تولد یادش نبود حتی خانواده م سه روز بعدش گفتن عههه تولدت بود،۲۱ سالگی هم شب مامانم گفت تولدت مبارک،پارسال هم پدرم کادوی تولد هارد برام گرفت چیزی ک نیاز همه خانواده بود
من اصلا حسم به زبان خوندن نمیره ۵۰۰ تا کلمه رو واقعا جمله بسازم؟ احساس میکنم سر کارم :((شاید عصر تر حسش اومد اما الان میخوام مقالهٔ آئورارو که اونشب نخوندمش بخونم. اولین بار ابان ۹۶ خوندمش اوووه یه قرن انگار گذشته. آئورا ، نوشتهٔ فرشید آذرنگ ، حرفه عکاس ۱۶ (حرفه هنرمند). یعنی زبانو باید قشنگ تا اخرين وقتش صبرکنم بعد بزنم تو سرم بخونم:/ اخه اینجوری نمیدونم باید چجوری بخونم مشکل اینه. هوووف آخرم همون فردا میشه. من باید خیلی بیشتر تلاش کنم میدونم ب
انقدر تن و جانم درد میکند که دلم به نوشتن نمیرود
اما خواستم این لحظات تاریک را ثبت کنم
دردمیدانید چیست؟ 
یکهویی به جانت مینشیند و دست برنمیدارد 
انگار اسیر شده ای هرچه دست و پا میزنی و انگار نه انگار
از چنگال درد نمی شود فرار کرد 
دوباره ان لحظه ها 
دوباره نا امیدی و سکوت 
دوباره پناه بردن به خدا 
قول دادم 
قول دادم که دوباره دنبالش بگردم 
اگر دنبالم بگردد 
من همین جا نشسته ام 
تو کجایی؟ 
تو کجایی؟ 
شاید لا به لای این همه سکوت 
نگاه غم الود
داریم طلاق توافقی میگیریم مشاوره هم تموم شده نامه عدم سازش هم گرفتیم ولی همسرم برای طلاق حاضر نمیشه  بعضی جاها خوندم چون توافقی باید حتما زن هم به دفتر طلاق بیاد و مرد تنهایی نمیتونه طلاق بده بعضی جاها نوشته سر دفتر ابلاغ میکنه و اگر زن نیامد طلاق ثبت میشه و بعضی جاها نوشته دادگاه ابلاغ میکنه و اگر نیامد به سر دفتر میگه برا طلاق لطفا راهنماییم کنید زیاد وقت ندارم مهلت نامه گواهی هم داره تمام میشود ولی زنم لج کرده نمیاد.



در طلاق توافقی نیاز
جریان سرقت از صندوق امانات بانک فروردین 98
ماجرای سرقت صندوق امانات بانک چیه
اخرين خبرها از سرقت صندوق امانات بانک در فروردین 1398
رئیس پلیس پیشگیرى پایتخت بیان کرد: بانک ها جز برنامه هاى پلیس پیشگیرى است که حتما رصد، پایش و بررسى شوند.
خبرى به کلانترى ما واصل مى شود که یکى از گشتى هاى ما که در خوزه خود در حال ماموریت بودند به موضوعى مشکوک مى شوند و شخصى را مى بینند که وضعیت خوبى ندارد و در حال برداشت پول است به موقعیت اعزام مى شوند و شخص را دستگ
یه شب سرد زمستون وقتی که فکر میکردم همه چی بینمون تموم شده این اهنگو پلی کردمو سرمو تکیه دادم به شیشه اتوبوس، شاید باورت نشه ولی کل شش ساعت راهو گوشش دادم. اگه من بتونم بگذرم از این شب تاریک، فردا صبح میام به دیدن تو. فکر میکردم اون شب تاریک هیچوقت تمومی نداره و هیچوقت دیگه نمیبینمت. همه چی خاکستری. ولی بعد از یه هفته نتونستی طاقت بیاری. تو میای از دور. رفتیم همو دیدیم خندیدیم یادمون رفت چی شده بود یادم رفت چی شده بود. این بهترین لحظه رو
Emila به همه ی ما که در جستجوی یافتن هستیم کمک کند. در امیلا به اموخته هایمان اضافه خواهد شد. اخرين روش ها و آموزش های دیجیتال، اختراعات، ابداعات و ابتکارات تکنولوژی در اینجا به اشتراک گذاشته می شود. راهکار مناسب در زمان مناسب می تواند تعریف دیگری از عمل مناسب در زمان مناسب تعبیر شود، شناخت نیاز، یکی از اصلی ترین و بنیادی ترین راه ها در جهت رفع آن بوده و انسان با پیشینه ای به قدمت تاریخ در ابتدا با توجه به شناخت نیاز های خود همواره در جهت رفع آن
کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته رو از کتابخونه مامانم برداشتم و دارم میخونم ، چاپ سوم کتابه برای سال ۶۳. ورق‌های کاهیش زرد شدن و بوی رطوبت و کهنگی این سالها تو بطنش نشستن ، یه سری از صفحه‌هاش پوک شده و پاره شده ، کتابش سنگینه ، یه جلد قطور آبی داره بدون هیچ طرح جلدی، در مجموع یعنی هیچ زیبایی و جذابیت بصری‌ای نداره ، اما شدیدا گیراست ، اونقدری که نمیتونم زمین بذارمش . اخرين کتابی که اینقدر جذبم کرده بود مادام بواری بود که فکر کنم تابستان پارس
۱: توی متن اهنگ هایی که شما معرفی کردید میخوانم:گلی نمانده خودت گل باش و یادش می افتم. روزی هزار بار یادش می افتم و یاد عذابی که با ان رابطه مسخره به خودم خوراندم. حالا دیگر میشود گفت بله. میشود. رابطه مسخره. تماما مسخره. 
 
۲:توان خبر تازه ای در من نیست. ف پیام داد و از تراژده ای پرده برداشت که تا ته استخوان هایم را لرزاند. سه عدد قربانی.  هر کدام دوتا دوتا، قربانی دیگری شدند. در راس هرم؟ اه در راس هرم! هیچکس باورش نمیشود! ما بیشتر از دشمنان مان،
سلام :))
1. آقا من بی اعصابم؟ چرا همه بهم میگن اعصاب نداری؟ :| بابا دلیل خاصی نداره :| مدلم اینطوری شده :|
2. آزمون جامعو حماسه آفریدم :)) برا اولین بار تو زندگیم منفی زدم :)) تو لیست همه درسای اختصاصی احتمالا اخرين نفرم :)
3. جفت کلیه هام خرجِ کتاب تستا شده :| 
4. ترم اخر زبانه. خوشحالم چون واقعا رو مخ ترینه و واقعا بی فایده شده برام. بعد کنکور باید برم Fce بخونم تازه :|
5. حساب روزا از دستم رفته. 
6. چند کیلومتر (:|) با صندل پیاده راه رفتم. پشت پام رو استخوان پام
لیست قیمت ورق A283

ورق a283 ضخامت 6
عرض 1500
تماس بگیرید
 

ورق a283 ضخامت 8
عرض 1500
تماس بگیرید
 

ورق a283 ضخامت 10
عرض 1500
تماس بگیرید
 

ورق a283 ضخامت 12
عرض 1500
تماس بگیرید
 

بارگیری موارد فوق از انبار اصفهان می باشد .
مجموعه ی آهن نوین هم اکنون این افتخار را دارد که انواع ورق A283 تولیدی شرکت های معتبر را در سریع ترین زمان ممکن در اختیار مصرف کنندگان و خریداران محصولات در سراسر ایران قرار دهد. شما خریداران و مصرف کنندگان می توانید جهت تهیه ی ورق A283 در تنوع و
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

بی خوابی سیستم گرمایش از کف دیزل ژنراتور - قیمت دیزل ژنراتور سرباز عقل جامعه شناسان جوان morvarid خوشبختی نَمَر به عربی به معنی پلنگ Folder Icon | فولدر آیکون مداحی و مولودی