نتایج جستجو برای عبارت :

اینه کنسولی پهار درب

من اهورا پردل هستم مخلص تک تکتون هستم من اومدم برای کسانی که میخان کنسولي جدید داشته باشن از جمله خودم  که بنظرم کنسولي بهتر از ایکس باکس نیست خدمتتون هستم تا ببینید چرا و چگونه ایکس باکس از نظرم بهترین
کنسوله ممنون از وقتی که برای خوندن این بخش گذاشتین 
 
 
ارادتمند شما اهورا پردل 
 
خدمات کنسولي سپهر بر ارایه خدمات کنسولي به هموطنان عزیز خارج از افغانستان در کم ترین زمان ممکن متمرکز است.
خدمات ما شامل موارد زیر ولی محدود به آن ها نیست.
اخذ تذکره غیابی (غیرحضوری) In-absence Taza
نکاح خط غیابی (غیرحضوری) In-absence Matrimony Certificate
ترک تابعیت Citizenship Abandoment
ترجمه و تایید اسناد و مدارک ور به مهر وزارت خانه ها و مراکز مربوطه
پل ارتباطی با ما:
contacts@sepehr-consular-services.com
sepehr-consular-services@outlook.com
23 10 40 20 99(0)-98+
خودشونم نمیدونن باهام چ کردن خیلی پررو پررو تو چشمای من نیگا میکنه میگه اينه بچه ای ک تربیت کردم؟اره اينه ک تربیت کردی اره اينه ک ریدی تو درونشبیرونش قشنگه قد اش بلنده شونه هاش پهن اع بازو هاش بزرگه ولی مغزشولی روحش.
⭕️در جنگ بین خواسته ها و باورها همواره باورها پیروز می شوند:
یعنی اگه شما خواسته ات اينه که پولدار بشی ولی باورت اينه که آدمای پولدار مغرورن، پولدار نمیشی!
اگه خواسته ات اينه که رژیم بگیری و لاغر شی ولی باورت اينه که رژیم گرفتن باعث بیماری میشه، لاغر نمیشی!
اگه خواسته ات اينه که تو شغلت موفق بشی ولی باورت اينه که آدمای موفق اون شغل، آدمای بدی هستن، تو موفق نمیشی!
✅باید باورهات و خواسته هات هم جهت باشن.
 بررسی کن ببین چه خواسته هایی داری و چه
اخراجش کنیدسفارتشان رو مورد نظارت گسترده وهمه جانبه قرار دهیدودر مجامع بین المللی از آنها شکایت کنیدهمانطور که طی چند روز گذشته همگان متوجه شدندجناب( استاد راب مک ار) سفیر دولت بریتانیای کبیر جلوی درب دانشگاه امیر کبیر دستگیر شد آنهم به علت حضور در جمع اغتشاشگران واقدام به فیلمبرداری وتهییج مردم به شعار های ساختار شکننامبرده که به حماقت خود پی برده بود نتوانست جلوی خود را بگیرد و اقدام به نمایش اقتدار دولت بریتانیای کبیر کرده و دراقدام
خب من قبول کردم که هیچی تو این دنیا خالص نیس.
سوال اينه که از بین ناخالص ها کدومو باید انتخاب کرد.
پاسخی که میتونید باهاش سرمو بکوبید به دیوار اينه: اونی که از همه ناخالصیش کمتره!
مساله اينه که گزینه‌های دنیا برای مقایسه فقط یه پارامتر ندارن که بذاریشون دوطرف نامساوی. خیلی زیاد پارامتر وجود داره. بیشتر از اونی که تو کَش مغز آدم بتونه همزمان لود شه.
پ.ن. ولی خورد خورد درست میشه انشالله.
دریم کست آخرین کنسول شرکت سگا بود که به تاریخچه 18 ساله شرکت خود در جهان پایان داد.این کنسول از طرف شرکت سگا جایگزین کنسول گرانقیمت سترن شد.این کنسول اول کنسول نسل ششم بازیهای ویدیویی بود که در تاریخ 5 مهر 1377 در ژاپن عرضه شد.دریم کست قبل از کنسول پلی استیشن 2 شرکت سونی، گیم کیوب شرکت نینتندو و ایکس باکس شرکت مایکروسافت وارد بازار کنسول های بازی در جهان شد.
 
کنسول دریم کست اولین کنسولي بود که به مودم مجهز شد و توانایی پشتیبانی و اتصال به اینترن
آینه  در این هفته شاهد شکفتنی بود و مواج و خروشان از این شکفتن
چون اينه دارد خود شوق وصل و  تماشا
چگونه برون اید تا در آغوش گیرد لیلی را
شکفتنی در راستای گل زندگی
که خود جای بسی مجال است
که خواهم گفت در ادامه
و ترس از ان دارم که بیان عین انچه دیده است موجبات افشای راز اينه باشد و فراهم اور شاید ملالتی برای دخترش
چه کند 
پس میگوید در هاله ای از تفکر که بداند میبیند اينه و این شوق انقدر زیاد هست که نادیده بگیر برخی ملاحضات انرا
این آخرین باری نیست که شکست می خورم ولی شاید آغاز اولین باری باشه که بالاخره پیروز میشم. چندتا تصمیم عجیب گرفتم. صفرمیش رو هفته پیش عملی کردم و موهام رو مدلی که میخواستم کوتاه کردم. اولیش اينه که مقاومت رو تموم کنم و برم دکتر؛ یا فردا یا پسفردا. دومیش اينه که هر اتفاقی افتاد، کم نیارم و همین یه ماه طاقت بیارم. سومیش اينه که دهنم رو ببندم. یه سکوت طولانی مدت.
در ۹۹٪مواقعی که با همسرم وارد دعوا و مشاجره و بگو مگو میشم،نهایتا چیزی که میاد تو ذهنم اينه که ارزششو داشت؟ارزش داشت سر فلان چیز بی مورد با همسرم دعوا کنم و آرامش زندگیمو بهم بزنم؟همیشه هم جوابم اينه که نه ارزششو نداشت.
مشکل من اينه که تحمل بی نظمی و گیج بازی و حواس پرتی برام سخته و دیدن اينها از همسرم باعث میشه از کوره در برم و اون هم بهش برمیخوره شدیدا.
 
آخ چقد این تپش قلب اذیتم میکنه.
از عادت های خوبم اينه که مثل کنه به هدف میچسبم و ول کن نیستم. 
هیچ وقت نتونستم وقت تلف کردن با فیلم و سریال و شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها رو هضم کنم و هر وقت سراغشون رفتم لذت که نبردم هیچ، پشیمونم شدم. 
خلاصه از ویژگی های شخصیتیم اينه که سفت و سخت پای کار هستم، خدا رو شکر. نه سربازی و نه کرونا و نه هیچ چیز دیگه ای هم تا حالا نتونسته منو از حرکت به سمت اهدافم جلوگیری کنه.
تنهایی سخته . گاهی میشه پنجه ای روی گلوت .
اما سخت تر از اون اينه که یه آدم بی ربط توی زندگیت باشه !
روح وحشی
+پنجه را به نرمی از روی گلوم بر میدارم . جای دردش را کمی با دستام التیام میدم . 
این نیز بگذرد .
++بهار گیلان فوق العاده است . انگار که توی باغ پرندگانم :)
یکی از موضوع های جدیدی که توجهم رو جلب کرده اينه که چرا اینقدر سخت برخورد می کنم با اشتباه کردن. جدی چرا؟ :-؟
جالبتر اينه که این اتفاق همیشگی نیست. توی یه موضوع هایی اونقدر رها و راحت، توی یه موضوع هایی خیلی خیلی سخت.! جای بسی تفکر. :)
شما نمیتونین با ادمی که دیدش به شما اينه:
منو ستایش کن، به من کرنش کن، اولویتت باید من باشم، و باید برده م شی، تا بهت محبت کنم، یا کمک کنم،
ارتباط برقرار کنین.
 
این رابطه محکوم به شکسته.
چه اون ادم از صبح تا شب پای وبلاگ شما چرخ بزنه چه عکس پروفایل عوض کنه به خاطر شما و چه کلا دنبال شما باشه.
 
تا وقتی مایندست کسی اينه،
 
هیچ کس نمیتونه باهاش دوستی بسازه.
 
این جور ادمها عوض هم نمیشن.
خرید میز تلویزیون خارجی
تلویزیون از جمله لوازم ضروری است که امروزه در هر خانه ای وجود دارد. با توجه به اینکه تلویزیون نیاز به یک پایه یا میز دارد تا در ارتفاعی مناسب از سطح زمین قرار بگیرد وجود میز تلویزیون نیز از جمله ضروریات دکوراسیون یک خانه محسوب می شود. به همین علت تصمیم گرفتیم تا در این مطلب به معرفی انواع میز تلویزیون خارجی و داخلی موجود در بازار پرداخته و خرید این نوع میز را مورد بررسی قرار دهیم.
انواع مدل های میز تلویزیون خارجی
میز ت
همون قدر که تنبیه چیز ناخوشایندیه، تشویق هم هست. احساس خوبی بر می انگیزه، و همین باعث می شه که اشتباه بودنشو نفهمیم.
مسیله اينه که باید متوجه بود که به آدما نباید جهت داد، بذاریم راه خودشونو برن. حالا چه خوشایند ما باشه و چه نباشه.
یه مسیله دیگه هم اينه که شاید باید تمام این قضایا رو به پای گوینده گذاشت. در واقع گوینده داره با احساساتش دست و پنجه نرم می کنه در اون لحظات. و خب به شنونده ربطی نداره جز اینکه اگه بخواد در کنار گوینده و احساساتش قرار
 حضرت صادق ع فرمود هر اينه خدواند بخاطر انکسیکه نماز میخواند از شیعیان ما  بلا زا دفع کند از انکسکه نماز نمبخواند از شیعیان ما واگر همگی نماز را ترک کنند هر اينه همگی انها هلاک شوند و خداوند بخاطر انکه زکاه دهد از شیعیان ما دفع کند از انکه زکاه نمی پردازد و اگر همگی زکاه ندهند هلاک. گردند  همانا خداوند بخاطر انکه از شبعیان ما حج کند از انکه حج نکند بلارا دفع کند و اگر بترک حج اتفاق کنند هر اينه هلاک شوند و اینست گفتار خدای عزوجل واگر نبود بر ک
یه مرحله‌اش اينه که خودت رو همون طوری که هستی بپذیری و دوست داشته باشی، مرحلهٔ بعد این طوریه که بقیه (پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و.) رو هم همون طوری که هستن بپذیری و‌ دوستشون داشته باشی و نکتهٔ مهم اينه که هر تلاشی برای تغییر خودت و بقیه، اگه مثل ساختن یه ساختمون باشه، این پذیرش، پی‌ریزی بتنی این ساخت‌و‌سازه. نکتهٔ مهم دیگه هم اينه که ساختمون بهتر شدن دنیا، همراه و همگام با ساختمون خودت پیش می‌ره و نیاز نیست مستقلا خیلی کاری براش انجا
1.تعیین وقت جهت مصاحبهاولین
مرحله جهت دریافت ویزای شینگن تعیین وقت از سفارتی است که شما قرار است
ویزای شینگن خود را ازآن کشور دریافت کنید، تعیین وقت بسته به سفارت کشور
مقصد به صورت تلفنی، اینترنتی و یا حضوری انجام می شود. تعیین وقت مصاحبه
با توجه به اینکه سفارت ها وقت عادی به متقاضیان می دهند معمولا بایدحداقل
دو ماه قبل از تاریخ سفرتان جهت تعیین وقت سفارت و مصاحبه اقدام نمایید.
اما در شرایطی مثل قضیه پزشکی و شرایطی خاص به صلاحدید خود سفار
قدرت تو اينه ک میتونی ب صورت همزمان حال من رو خوب و بد کنی.
اينه ک میتونی منو خوشحال و ناراحت کنی.
میتونم همزمان دوستت داشته باشم و ازت متنفر باشم.
تو عجیب ترین، محبوب ترین و یکی از عزیز ترین های عالمی و حیف ک خودت نمیدونی. واقعن حیف!
بسم الله الرحمن الرحیمرسم عاشقى اينه که تو که گفتى خدا، استقاموا رو هم بیاد داشته باشىرسم عاشقى اینکه خدا و دوستانش رو دوست داشته باشى و از دشمنانشون بیزار باشىرسم عاشقى اينه که به فکر خانواده ات هم باشى: قو أنفسکم و أهلیکم نارا بامیدبهشت
واقعیت اينه که من آدم قشنگی نیستم. حرفها و حرکات و تفکر قشنگی ندارم، من یه آدم معمولی‌ام که هیچی ندارم منتها از ادا درآوردن هم حالم بهم می‌خوره. من میان‌مایه و متوسط الحال و حتی پایین تر از این حرف‌هام و تو ۳۵ سالگی توان ادا درآوردن واسه یه پسربچه‌ رو ندارم که خوشی و موسیقی و پیانو و ورزش و و و زده زیر دلش و داره ادای غمگینا رو در میاره معیارمم اينه که اگه غمگین واقعی بود دنبال غمگینا نمی‌گشت . حالا . قضاوتم اينه فعلا. و من نمی‌خوام تو ۳۵
تنها چیزی  که میتونم در مورد ازادی بیان بیان کنم اينه یه لیست خیلی خیلی خیلی بزرگ است از چیز هایی که نباید نوشت ولی( بقیش)  ازاده!!
واقعا خیلی خنده اور و درد ناک هست !!
پس تصمیم گرفتم تا ننویسم و برای خودم مشکلی بوجود نیارم !!
از قدیم گفتن سری که درد نمیکنه ذستمال نمیبندن!!
و تنها توصیم اينه که کتاب بخونید چون تنها راه اگاهیی کتاب خوندن هست!!
و مووضوع شگفت انگیز اينه خود جمله کتاب بخونید تا اگاه باشید تو لیست بلند قرار داره !!
 واقعا عجیب خنده اور و
داشتم همینجور پستای جدیدتون رو میخوندم گفتم یه پست بزارم که وبلاگم دیگه کم کم داره میپوسه
شاید باورتون نشه ولی انقدر از قبولیم مطمئنم که حتی الان که رتبه ها هم نیومده ویس پزشکیا رو گیر اوردم نشستم گوش میدم =// داغون تر از اون اينه که پاورشون هم میبینم =|| و از اون داغون تر اينه که جزوه هم مینویسم =/ و حتی از این هم داغون تر اينه که جزوه م انگلیسی و با وسواس عجیبی مینویسم =//// و از همه ی اینا داغون تر اينه که از رفرنس های مختلف حتی مطالب اضافه هم وارد
احمقانه‌ترین کار دنیا اينه که  بخوای قرنطینه‌تو جایی جز خونه خودت بگذرونی.
از اون احمقانه‌تر اينه که حرف یه احمقو بدون تحقیق باور کنی و فک کنی وقتی نه به داره نه به باره درای بوشهرو بستن و نمیتونی برگردی.
دارم دیوونه میشم اینجا. یه ماااهه هی گفتن یه هفته بشینین، تا شنبه بشینین. شد یه ماه. بقیه‌شو چجوری تاب بیارم اینحا؟
حکایت این ایام انتخابات:
هفته پیش یکی از کاندیداهای مجلس اومد روستای ماگفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم  گفتیم والا دوتا مشکل خیلی مهم داریم : اولیش اينه که گاز نداریم دومیش اينه که. هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید!!! به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من. الو! سلام آقای گیتی فر، بنده الان در روستای گیجالی هستم و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون گازکشی انجام بدید.جان؟. خواهش میکنم.کی؟. یک هفته بعد از انتخاب
یک مشکل قدیمی که سالها با من است دیر خوابیدن است. خیلی مطالب متنوع در مورد مضرات این موضوع خوانده ام و سعی کردم با این موضوع بدنم را به زود خوابیدن اجبار کنم ولی متاسفانه به توافقی نرسیدیم.
مشکل بعضی از دوستان اينه که خوابشون نمی بره ولی مشکل من اينه که نمی خوام بخوابم!
متاسفانه هیچ دکتری هم نمی تونه این درد مرا دوا کنه
خلاصه که شب بیداری هم دنیایی داره
 
بستن مرز ارمنستان
 
مرز ارمنستان تا اطلاع ثانوی به روی مسافران ایرانی بسته می باشد.
 ایران یکی از شرکای تجاری اصلی ارمنستان و یکی از دو مجرای حمل و نقل کشور به خارج از کشور است. اما ارمنستان به دنبال شیوع  ویروس کرونا در آن کشور و شرایط اضطراری پیش آمده، مرز خود را با ایران را برای مسافران تور ارمنستان بسته است.
 
بستن مرز ارمنستان به علت ویروس کرونا
اندکی پس از گزارش اولین پرونده های کروناویروس در هفته گذشته، دولت ارمنستان با تماس هایی برای
هلوووووو!
فیلم امشب یکم جنایی طور بود. امتیازش تو imdb اينه: 6.1/10
قضیه اينه ک شخص اول داستان آنکل جک عه ک خوانده اش ظاهرا توی ی قتل کشته میشن و ی تماس تلفنی مشکوک دریافت میکنه و .
اولش خیلی اروم پیش میره اما از وسطاش تقریبن (یا حتی قبل از وسطاش!) داستان سریع و جذاب میشه و اصلن عادم گذر زمان رو حس نمیکنه. یکی از خوبیاش هم اينه ک سورپرایز میشه عادم وسطش!
یه انگلیسی روونی هم حرف میزنن، جوری ک با زیرنویس انگلیسی عادم کااااااااامل متوجه میشه چی ب چیه.
یکی از مهم ترین مشکلات من در این مملکت اينه که بتونم به زبون اینا مودب باشم. و یکی از مهم ترین مشکلاتم در مورد این مشکل اينه که یادم بمونه جوابِ «چطوری»، «مرسی» نیست. جوابِ «از خوراکیم میخوری؟»، «مرسی» نیست. جوابِ «میخوای برسونمت؟»، «مرسی» نیست. و اساسا جوابِ هیچی به جز «دوستت دارم» مرسی نیست، بلکه «آره یا نه» ست!
من هر صبح که از خواب پا میشم به اولین چیزی فکر میکنم اينه که امروز هم بیاد و بره و تموم شه و من تو رو نبینم و این اتفاق هم میفته  ولی برای من هیچوقت امروز تموم نمیشه چون هر صبح که از خواب پا میشم به اولین چیزی فکر میکنم اينه که .
ولی حاظر بودم شهر توی کثافط غرق شه و نت ها رو قطع کنن و تنها راه ارتباطیمون دود باشه اما فردا نرم مدرسه تا ۸ فاکینگ ساعت با خانوم آ بگذرونم
کاراهام تا صبح طول می کشه و و توی این شبای بی خوابی تنها چیزی که بهش فکر میکنم اينه که عجیب خراب کردم با این انتخاب رشتم و مدرسه انتخاب کردنم.
به هر حال شعار من اينه که فردا آزادیم،یعنی اگه خانوم آ نکشتمون بعدش دیگه آزادیم:||
واقعا این بود زندگی؟:')
فکر می‌کنم لابد یه بخشیش به خاطر اينه که با آدمایی می‌گردم که منو نمی‌فهمن.همیشه لازم نیست بفهمن آدما.شوخی کردنای ساده و وقت گذروندن و حرف زدن این حرفا رو نداره.می‌دونم خوشحال نبودنم به خاطر این چیزای درونیمه ولی امشب به سرم زد شاید به خاطر اينه که اطرافیان مناسبی پیدا نکردم.راستش یه بخشیش به نظرم واقعا به خاطر اينه که بزرگتر از سنمم.بخش اعظمش هم به خاطر حال بدمه.دروغ چرا وقتی بهم می‌گن بزرگتر از سنمم خوشحال میشم چون یه جورایی «فهمیدن» هم
فکر می‌کنم لابد یه بخشیش به خاطر اينه که با آدمایی می‌گردم که منو نمی‌فهمن.همیشه لازم نیست بفهمن آدما.شوخی کردنای ساده و وقت گذروندن و حرف زدن این حرفا رو نداره.می‌دونم خوشحال نبودنم به خاطر این چیزای درونیمه ولی امشب به سرم زد شاید به خاطر اينه که اطرافیان مناسبی پیدا نکردم.راستش یه بخشیش به نظرم واقعا به خاطر اينه که بزرگتر از سنمم.بخش اعظمش هم به خاطر حال بدمه.دروغ چرا وقتی بهم می‌گن بزرگتر از سنمم خوشحال میشم چون یه جورایی «فهمیدن» هم
تو این مدت که آرزوهای ناممکنمو میشمردم 4 تاشو تو ذهنم شماره گذاری و ثبت کردم:
آرزوی اولم اينه که برمیگشتم ترم یک.
آرزوی دومم اينه که 100-150 سال پیش زندگی میکردم و یه کالسکه ی دو اسبی میخریدم و به یکی از بنداش اسب میبستم و به یکی دیگش مرغ.
آرزوی سومم اينه که تو کشورای نزدیک قطب شمال (به خاطر طبیعت خاصشون) زندگی میکردم؛ ایسلند، آلاسکا، جزایر فارو، و حتی جزیره های غرب و شمالِ اسکاتلند (عین ایسلنده طبیعتشون). 
آرزوی چهارمم هم اينه که تو ساحل یه کافه م
تو این مدت که آرزوهای ناممکنمو میشمردم 4 تاشو تو ذهنم شماره گذاری و ثبت کردم:
آرزوی اولم اينه که برمیگشتم ترم یک.
آرزوی دومم اينه که 100-150 سال پیش زندگی میکردم و یه کالسکه ی دو اسبی میخریدم و به یکی از بنداش اسب میبستم و به یکی دیگش مرغ.
آرزوی سومم اينه که تو کشورای نزدیک قطب شمال (به خاطر طبیعت خاصشون) زندگی میکردم؛ ایسلند، آلاسکا، جزایر فارو، و حتی جزیره های غرب و شمالِ اسکاتلند (عین ایسلنده طبیعتشون). 
آرزوی چهارمم هم اينه که تو ساحل یه کافه م
یعنی امروز رسما تردم فکر و خیال رو .
وقتی خیلی ریزه میزه و به قول بعضیا "فنچ" بودم این موزیک یه عضو جدانشدنی از زندگیم بود .
واقعا قشنگه ، یعنی کلا آهنگای قدیمی خیلی بهتر از الان بودن چون واقا روشون کار میشد و با جون و دلم میشد :)
بریم گوش بدیم .
دانلود آهنگ "واسه اينه که" از "حمید عسکری"
جلو بچه ها همدیگه رو بوس نمیکنن چون زشته 
ولی جلو بچه ها تا بخوای دعوا میکنن
مگه غیر از اينه که بچه ها از بزرگترا یاد میگیرن ؟
خب چرا به جای محبت کردن به همدیگه ، دعوا رو یاد بچه ها میدیم .؟
+ خیلی از رفتارای ما ادما مثل یه چرخه ست 
اینکه بزرگ میشیم و یه سری کارا رو میکنیم و یه سری رفتار ها رو داریم بازتاب خیلی اتفاقات بچگیمونه خب بیایم یه جا با این اتفاقات خاتمه بدیم ! هوم ؟
+ از خودم شروع کردم ، تو رفتارم با دور و بریام ! تهش اينه که نتیجه نمیگیرم
می دونم که یکی از مشکلات همه ما اينه که همه ما رو ترغیب میکنن تا بگیم مثلا چند تا مخ زدیم یا آخرین قرارمون کی بوده.خب مشکل اينه که اگر ما مخ نزده باشیم از خجالت آب می شویم یا دروغی میگیم مثلا فلان موقع بوده. اما اگه دوست دارین راه حل این مشکل رو بدونید مطلب های بعدی من را بخوانید( فقط بدونید که بنده خودم اینطوری نیستم. این رو می دونم چون توی مدرسه کلی از این پسرا دیدم )
دخترک بیچاره، تنهاکه شدی، اخرشب که شد، هیس، یواشکی، هیچکس نفهمد، جلوی اينه بنشین، دستت را روی تصویرت بکش، روی گونه ات، ارام لپ خودت را بکش و ریز بخند. همان کوفتی ها را بردار و صورتت را نقاشی کن. شاد. خیلی خیلی شاد. مثل دلقکها. بعدلبخند بزن. زورکی. زیاد. ارام ارام بلندتر و بلندتر. قهقهه بزن. مثل دیوانه ها. بعد گریه کن.میان همان خنده ها یکهویی بزن زیر گریه. به چشمهای خیست در اينه نگاه کن! زیباترشده اند، تیرگی زیرچشمهایت هم شاعرانه بنظرمیرسد نه؟ بع
فشار زندگی فقط اینجاش که لپ‌تاپ‌ای که پارسال همین موقع سه و خورده ای بوده رو الان با قرض گرفتن و فروختن سکه باید بخری نه تومن!:/
نکته جالبش اينه پارسال من واقعا نیاز نداشتم و نگرفتم(که خاک کاهو بر سرم)
الانم واقعا حداقل تا دوماه آینده نیاز ندارم و الان تنها دلیلم برای خرید اينه که مطمئنم دوماه بعد همینم نمیتونم بگیرم:|
به قول مبهم زیبا نیست!
همه چیز شبیه قمار بود. که من باختم. تمام.
اما مسئله اینجاست که من روی یه احتمال شرط بستم. احتمالی کمتر از پنج درصد. شایدم خیلی کمتر. مسئله اينه، من اون نود و پنج درصد رو ندیدم. نخواستم ببینم. با اینکه همیشه از فریب متنفر بودم و از فریب خودم می ترسیدم. ندیدم. الان مسئله اينه: نود و پنج درصد حقیقت امروزم چیه؟
همه چیز شبیه قمار بود. که من باختم. تمام.
اما مسئله اینجاست که من روی یه احتمال شرط بستم. احتمالی کمتر از پنج درصد. شایدم خیلی کمتر. مسئله اينه، من اون نود و پنج درصد رو ندیدم. نخواستم ببینم. با اینکه همیشه از فریب متنفر بودم و از فریب خودم می ترسیدم. ندیدم. الان مسئله اصلی اينه: نود و پنج درصد حقیقت امروزم چیه؟
من توی معرفی کتاب، فیلم، سریال، عطر، آهنگ، و هر چیز دیگه‌ای که قابل معرفی باشه، افتضاحم.نه این‌که چیزی که معرفی می‌کنم بد باشه ها، بلکه احتمالاً مشکلم اينه که فاز طرف مقابل رو دقیقاً نمی‌تونم حدس بزنم.تصمیم گرفتم دیگه هیچی به هیچ‌کس معرفی نکنم. اگر چیزی وجود داره که خوبه و لذت‌بخشه،‌خودم تنهایی ازش لذت می‌برم. گرچه می‌دونم یکی از لذت‌بخش‌ترین کارای دنیا اينه که لذتی که می‌بری رو با دیگران به اشتراک بذاری. ولی وقتی این کارت منتهی می
آیا می دانید عدم دریافت پروانه شویی از دولت در ازدواج اتباع بیگانه با زن ایرانی مجازات در پی دارد؟
+امکان ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی در قوانین ایران پیش‌بینی شده است. برطبق ماده 987 قانون مدنی، زن ایرانی مجاز به ازدواج با تبعه خارجی است و بر طبق ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی منوط به مسلمان شدن وی و سپس، کسب اجازه مخصوص از طرف دولت است. زن ایرانی می بایست برای ثبت ازدواج با مرد خارجی نسبت به دریافت این اجازه نامه که "
همیشه ما آدم ها تصور میکنیم که توی زندگیمون در یک نمایشنامه ای معین، نقش خودمون رو بازی می کنیم. ولی بزرگترین فراموشیه ما اينه که یادمون میره صحنه تغییر میکنه. و بی دلیل خودمون رو وسط یک نقش جدید و یک اجرای جدید پیدا می کنیم.و همین مابین مُکرر زخمی میشیم تا یاد بگیریم و مکرر میفتیم تا بزرگ بشیم.چیزی که وسط همه این نقش ها نباید یادمون بره، اينه که، نباید تغییر کنی. خودت باشی. تا آدما، خودِ واقعی‌ِ تو رو دوست داشته باشن. ✨
یکی از رفتارهایی که دست خودمون هم نیست و از ما زیاد سر می زنه
اينه که تو جمع که قرار می گیریم یا تو مهمونی ها
شروع می کنیم به تعریف کردن از خود و دستاوردهامون در زندگی
پشت سر هم از موفقیت هامون می گیم
.
تجربه نشون داده این مدل رفتار، تقریبا اکثریت رو از آدم فراری می کنه
این نوع آدم ها اصلا جذاب نیستن و کسی دوس نداره به حرفاشون گوش بده
تو جمع هم اگه دقت کنید همه از دورشون به یک بهونه ای پراکنده میشن و میرن جای دیگه ای می نشینن
.
حتی در توصیه های سخ
قرار بود با چند نفر یه شرکت خدمات کشاورزی بزنیم
الان مدیرعاملمون زرنگ بازی در میاره میگه چوون من پارتی دارم برای گرفتن مجوز 30 درصد در آمد شرکت رو بمن بدین و منم قبول نکردم.
اعصابم خیلی خورده
قرار بود با هم برابر و برادر باشیم
تنها دلخوشیم اينه که بنیامینم برمیگرده و من تا دو سه سال دیگه از این مملکت میرم
از بس از رفیق ضربه خوردم از یه آدم غریبه هیچ ناراحتی ندارم تنها ناراحتیم اينه که زمان رو سر یه سری آدم عوضی هدر دادم.
متن آهنگ دو تا ( 2 تا ) ستاره ماکان بند
وقتی چشم چشمتو میبینهمیشینه بهم میگه همونی که میخوای اينهکنارت قانونِ زندگیم اينهعاشق ترین آدمی باشم که روی زمینهیه لبخند بدهمیخوام انقد جیغ بزنیم تا که برق برههمیشه با همیم اما وقتشه خنده
ادامه مطلب
عجیبه.نمی‌دونم چرا این روزا انقدر نگران همه‌چیزم. نمی‌دونم چی باعث می‌شه اینقدر ناآروم و بی‌قرار باشم.برای خودم نگرانم. برای خیلی از دیگران هم. احساس بی‌ثباتی نسبت به آینده دارم. احساس گناه نسبت به گذشته.چرا اینقدر این دو تا رو می‌نویسم؟ حس ترس از آینده و حس گناه از گذشته. واقعا اگه منطقی نگاه کنیم من نه اونقدر گناه‌کارم و نه اونقدر ناآگاه از آینده. پس چی باعث می‌شه اینقدر نگران باشم؟
فکر می‌کنم مثل کسی‌ شدم که روی یه پل چوبی راه می‌‌
چند وقت پیش یه مطلبی راجب عادت های واضح ادما خوندم، اینکه هر کسی یه سری عادت های داره که دیگران با چند تا برخورد و نشست و برخاست میفهمن. 
عادت های ساده اما همیشگی. 
خودم چندتا عادت دارم که هر کسی با چند برخورد و نشست برخواست میفهمه، یکیش اينه که همیشه پیراهن استین بلند میپوشم و اصلا تیشرت نمیپوشم.
یکی دیگش هم اينه چایی رو بدون قند و تلخ میخورم.
اینا عادت های خیلی ساده ای ان اما چند ساله باهام هستن که دیگران زود میفهمن:)) 
 
 
یکی از دغدغه های ملت دور و بر من، 
اينه که میگن ماه مارچ-اپریل (از هر کدوم یه تیکه) که داری میری خونه،
هواپیماتو میزنن.
 
میگم بابا هر روز نمیزنن که. میگن نه نرو.
والا من تصمیمم اينه با اتوبوس برم ترکیه برگشتنی (احتمالا دیگه هیچ پروازی کاور نکنه).
همه رو نمیزنن که.
میرم ترکیه ازونجا میام یا میرم اروپای غربی شمالی و میام اینجا.
هواپیمایی که میخواد وارد خاک بشه رو هم که نمیزنن.
ملت گیر هستنا.
 
به هر حال اگه مردم، بدونین که دوستون دارم. و لطفا عکس های
بدیه خوابگاه اينه که وقتى حالت خوب نیس، جایى نیست برى و خلوت کنى و تنها باشى. بهترین گزینه ى پیش روت اينه که بزنى بیرون
باید خیلى حالت بد باشه که باشى و بزنى بیرون و انقد راه برى که حال جسمیت بدتر بشه و باعث بشه اون قسمتى که مربوط به روانت میشه رو از یاد ببرى، انقد راه برى که باد سرد بشه دلیل قرمزى چشمات و داغى سرت رو کم کنه. خسته برسى به یه ایستگاه اتوبوس که بشینى روى صندلیاش و گوشیت رو باز کنى و اون ته مونده هاش رو بریزى توى وبت.
بعد که تم
نمی‌دونم این تعریف، زیرمجموعه‌ی "اسم سرخپوستی من" قرار می‌گیره یا نه، ولی اگه بخوام ده ماه اخیر خودم رو نام‌گذاری کنم، چیزی جز این نخواهد بود: "تهی از معنا"
گاهی میزان تلخی و درد به قدری هست که قول و قرارت رو می‌شکنی و ازش می‌نویسی، چون نیاز داری که شنیده بشی و ابرازش کنی. اون دیو سیاه رو فراموش نکردم و نمی‌کنم اما انصاف اينه که وقتی روزنه‌ای از نور رو می‌بینی، حتی اگه دیری نپاید و دمی کوتاه رنگ بده به لحظه‌هات، زیبا اينه که اون رو هم بنوی
میدونی یکی از غم انگیزترین چیزهای دنیا چیه؟ اينه که آدم از یکی خوشش بیاد، ولی اون خوشش نیاد و اصلا به اینی که خوشش اومده، فکر هم نکنه. بعد اینی که خوشش اومده، روزی رو به شب نرسونه مگر اینکه به اونی که خوشش نیومده فکر کرده. منتظرش بوده. منتظر تلفنش. منتظر تصمیمش و منتظر خواستنش. سکانس غم انگیزش هم اينه که این فرد میدونه هیچ وقت این انتظار به وصال ختم نمیشه، ولی ته دلش، میخوادش و یه ذره امید، هر چند پوچ، داره. تو این جور مواقع من انتظار دارم خدا یه
آقا چهارتا تا خبر دارم
سه تاش خوب یکیش بد
اول بد رو میگم : با مامانم شدییییییدا زدیم به تیپ و تار هم قهررررر سگی هستم جواب هیچ خری توی خونه و فامیل نمیدم 
سه تا خوب دارم : اولیش اينه که تعداد دانش آموزام زیاد شده =) یکی اضافه شد خلاصه حقوق بیشتر
دومیش اينه که هنوز نیومدم کار تدریس بهم دادن =)) هر چند از کار مشاوره متنفررررم ولی عاشششق تدریسم اما خب واسه استارت تدریس باید قبلش توی کار مشاوره خودمو جا بندازم و خب همین اول کار تدریس بهم دادن و خب تدر
بسم الله الرحمن الرحیمبه عنوان اولین پست بعد از مدتها دور شدن از این فضا.امیدوارم باز مجبور نشم برم .و امیدوار ترم اگر باز نیاز بود بدون تردید برم.نکته ای که امشب به ذهنم میرسه :مهم نیست چقدر زمین بخورم.مهم اينه که از بچگی هر وقت زمین خوردم مامانم بهم گفتن بگو یا علی (ع).یا علی .من ایستادم. مهم نیست چقدر سخت باشه.یا چقدر زمان ببرهمهم اينه که.من دوباره شروع کردم.یا علی.
برای پیدا کردن سوزن در انبار کاه چند راه به ذهنت میرسه ؟خوب  چند تا روش داریم گوگل جون یکی این که کل انبار رو آتش میزنیم کاه ها خاکستر میشه سوزن رو بر میداریم میریمروش دوم اينه میریزیم تو فرغون میریم لب دریا همشو میریزیم تو دریا سوزن میره کف دریا کاه ها میان رو میپریم تو آب تا سوزن رو آب نبرده برش میداریمروش سوم اينه یه آهنگ ربا میخریم مثل دیونه ها میریم تو کاه ها میچرخیم که شاید سوزن چسبید به آهن ربا روش چهارم اينه یه سوزن دیگه میخریم چکاریه
عزیزم!
دوتا خبر بد دارم و یه خبر خوب.
خبر بد اول اينه که پایان‌نامه ام اصلا پیش نمی‌ره و حسابی خسته‌ام کرده لعنتی.
خبر بد دوم اينه که امروز رفتم قیمت دوربین‌ها رو دیدم، باورت می‌شه دوربین 33 میلیونی هم داریم؟ حتی گرون‌تر از این هم هست! با این شرایط فعلا نمی‌تونم دوربین بخرم.
اما خبر خوب اينه که شوهرت انقدر به خودش و توانایی‌هاش ایمان داره که مطمئنه یه پایان‌نامه خیلی خفن می‌بنده و یه دوربین خیلی خفن هم می‌خره. بعد یه روز که با هم رفتیم سفر
از این که چرت و پرت مینویسم اینجا شرمسارم و دوست دارم بیام یه مطلب به دردبخور بنویسم ولی انقدر همه چیز درهم برهمه که فعلا فقط ترجیح میدم حدالاقل یه ثبت خاطره جزئی داشته باشم اینجا ، حالا از کجا شروع کنم ؟ .
اولین و مهم ترین اتفاقی که افتاده اينه که دفاع پایان نامه ام افتاد واسه بهمن ، خدا میدونه با این روال ممکنه بازم تمدید بشه یا نه
دومین اتفاق و مهم تر از اتفاق بالایی که لایق واژه مهم ترین نیست اينه که من انگلیسیم در حد ترجمه مقاله نیست یعنی
هر چقد بیشتر به آدما نزدیک میشم، بیشتر و عمیق تر به این نتیجه میرسم که باید ازشون دور شم. هر چقد بیشتر احساس خاکستری مو وقف آدما میکنم، انزجارم بیشتر شدت پیدا میکنه. این احساس به همه حتی خودم تو اينه صدق میکنه
بقول رها حالا شاید بخاطر اينه که آدم خودمو پیداش نکردمف ولی بیشتر بنظر من واسه اينه که من تو سیاره اشتباهی فرود اومدم :)
قبلا یه دختر شاد شنگول و با احساس بودم کم کم شدم مهایی که غمگین و سرد و افسرده شده حالا هم یه مهای بی احساس که دو
هر چقد بیشتر به آدما نزدیک میشم، بیشتر و عمیق تر به این نتیجه میرسم که باید ازشون دور شم. هر چقد بیشتر احساس خاکستری مو وقف آدما میکنم، انزجارم بیشتر شدت پیدا میکنه. این احساس به همه حتی خودم تو اينه صدق میکنه
بقول رها حالا شاید بخاطر اينه که آدم خودمو پیداش نکردمف ولی بیشتر بنظر من واسه اينه که من تو سیاره اشتباهی فرود اومدم :)
قبلا یه دختر شاد شنگول و با احساس بودم کم کم شدم مهایی که غمگین و سرد و افسرده شده حالا هم یه مهای بی احساس که دو
عاقا چهارتا خبر دارم
سه تاش خوب یکیش بد
اول بد رو میگم : با مامانم شدییییییدا زدیم به تیپ و تار هم قهررررر سگی هستم جواب هیچ خری توی خونه و فامیل نمیدم 
سه تا خوب دارم : اولیش اينه که تعداد دانش آموزام زیاد شده =) یکی اضافه شد خلاصه حقوق بیشتر
دومیش اينه که هنوز نیومدم کار تدریس بهم دادن =)) هر چند از کار مشاوره متنفررررم ولی عاشششق تدریسم اما خب واسه استارت تدریس باید قبلش توی کار مشاوره خودمو جا بندازم و خب همین اول کار تدریس بهم دادن و خب تدری
با همه فرق داره چشمای تو ایرانی اصله
دلبرم شیوه ی ناز تو به قاجاریه وصله
با همه فرق داره لبخند لبات جاذبه
داره صورت ماه تو حتی پیش ماه کم نمیاره
آخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش
اگه عاشقی اينه حقشه دلم هر چی که میاد به سرش
یعنی دل تو بگه هر جوری شده ناز عشقتو بخرش
آخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش
دیگه عاشقی اينه حقشه دلم هر چی که میاد به سرش
یعنی دل تو بگه هر جوری شده ناز عشقتو بخرش
با همه فرق داره چشمای تو انقد که نجیبه
خم
عجیبه.نمی‌دونم چرا این روزا انقدر نگران همه‌چیزم. نمی‌دونم چی باعث می‌شه اینقدر ناآروم و بی‌قرار باشم. (آهان به خاطر فلان چیز؟ بی تاثیر نیس ولی خب that may not be all the thing)برای خودم نگرانم. برای خیلی از دیگران هم. احساس بی‌ثباتی نسبت به آینده دارم. احساس گناه نسبت به گذشته.چرا اینقدر این دو تا رو می‌نویسم؟ حس ترس از آینده و حس گناه از گذشته. واقعا اگه منطقی نگاه کنیم من نه اونقدر گناه‌کارم و نه اونقدر ناآگاه از آینده. پس چی باعث می‌شه اینقدر نگر
سلااااااااام :)
ما با آرزوهامون زندگی می کنیم. 
شب ها با عشق آرزوهامون گاهی لبخند میزنیم،ساعت ها با خیالشون غرق عشق و خوشی میشیم :) صبح ها با یادِ آرزوهامون امید و انگیزه میگیریم.
ما با آرزوهامونِ که بزرگ میشیم :)
موافقِ آرزو کردن هستید؟ :)
من این روزا رو خیلی دوست دارم.خیلی قشنگن :)
از اون روزاست که دوست دارم مدام آرزو کنم :)
[خدایا مرسی]
تا وقتی خدا هست.تا وقتی فرصت زندگی کردن دارید.بیاید آرزو کنید :)♡
خدا بزرگه.

+بیاید زیر این پست سه تا از بز
اصلا کلاسش به اينه که آدم یا تصادف نکنه یا وقتی‌ام می‌کنه با اتوبوس کنه. مزه‌شم به اينه که مقصر خودت باشی. حالا ببینید واکنش اعضای خانواده رو:
همسر: فدایِ سرت؛ خودت که چیزیت نشده؟
معصومه سادات: واقعا که! چرا ماشینِ مامانو از ریخت و قیافه انداختی بابا؟
مهدیار: خخخخخ بابا رانندگی بلد نیست؛ دیگه نمی‌زارم رانندگی کنی
✍ پ.ن: انقدام بد نیست رانندگی‌م! ولی کلا وقتی آدم حالش ناخوشه نباید لجبازی کنه و پشت فرمون بشینه. در نهایت اتوبوس هیچ‌چیش نش
اينه امروز تشنه تر از هر زمانی است
هر زمان دیگری
اینبار دریافته که مسیر همان مسیر پدر است و بی تابی کودک را تنها گام نهادن در مسیری که پدر گام نهاده، برآورده میکند
پس در این مسیر حرکت خود را شروع میکند
و انتظار و تنهایی در این مسیر جز با مدد خالق آینه، امکان پذیر نیست
پس اگر همراهی لازم است خدا نیر بستر ساز آن است
حتما

دلسوز بودن برای همه
وقت‌هایی مثل حالا که به فکرشم، منتظر پیامشم و اينها با خودم فکر می‌کنن اونن الان تو فکر منه. بعد از خودم می‌پرسم واقعا اون الان تو فکر منه؟ و بعد با خودم می‌گم اگه نبود منم بهش فکر نمی‌کردم و داشتم کار خودم رو می‌کردم. و اینجور خودم رو تسلی می‌دم. واقعیت اينه که دیگه پیر شدی برای این بازی‌ها برای عشق و عاشقی‌ها. واقعیت اينه که قرار نیست کسی عاشقت بشه و تو هم. هورمون هم نباشه وقتش گذشته. اونم یکی کوچکتر از تو، خب خودش زندگی و دغدغه‌های خودش
سلام خوش اومدم
این اولین مطلبیه که بهتر بگم اولین دلنوشست که دارم میفرستم. و امیدوارم بتونم مفید باشم. نوشتن خیلی خوبه؛ آره .  قدیما دوران راهنمایی یکم داستان مینوشتم ولی چون تو ذوقمون زدن دیگه ادامه ندادیم . و تو نوشتن زیادم خوب نیستم ولی باید روز به روز بهتر شم.
اصلا میخوام بنویسم اصلا بزار بد باشه . مهم اينه که دارم مینویسم . مهم اينه که افکارت ماندگار میشه. 
 
یا رب نظر تو برنگردد
تولد امسالم به خودم یه کتاب هدیه دادم. "من سر قولم هستم"
لطفا سر قول‌هات بمون.
پای آروزهات وایسا. براشون زحمت بکش. سختی‌هاشو قبول کن. کوتاه نیا. اگر ترسیدی هم پا پس نکش. اگر نمی‌تونی جلو بری حداقل عقب نرو. یک کم صبر کن. نفس بکش. شجاعتتو جمع کن و دوباره شروع کن.
فقط بدون نباید از رو بری. هر چقدر هم سخت باشه تو باید سخت‌تر باشی.
اگر دردت میاد به خاطر اينه که داری رشد می‌کنی.
اگر واسه تو پیش اومده به خاطر اينه که توانایی حلش رو دار
گفتن نداره، ولی اينه گوشه ای از همچنان خواندن ها ، همچنان صبر کردنها ، مته به خشخاش گذاشتن ها ، همچنان خواندنها.
اگه متوجه نشدید ، ماجرا اينه که نیمه ی چپ گردن و شونه تااا انگشتاهای دست چپم درد میکنه. همه به خاطر این که تو این مدت همه اش سرم پایین بوده رو کتابها و جزوه نوشتنها :( 
این کیسه آب گرمه که با شال پیچیدمش دور گردنم چون دستم و وقتم رو لازم دارم
+تو این وضعیتم مدام آهنگ آتش جاودان همایون شجریان تو ذهنم پلی میشه و خب. فکر کنم بی ربط هم نی
چند بار خواستم بیام مطلب بنویسم هی دست و دلم نیومد نمی‌دونم چرا
از اتفاقات جالبی که تو راه دانشگاه دیدم ، از بچه ها از استادا 
از این به بعد بیشتر میام :)
دانشگاه خوبه فضاش زیباست دوست خوبی هم پیدا کردم ^^
فقط حال درس خوندن نمیاد نمیدونم چرا-_- انگار تازه بدنم فهمیده که از کنکور خستس و وقت اضافه میخواد !! تازه کلی انیمه پیدا کردم برای دیدن و چند تا سریال کره ای 
امیدم به اينه که بعد یک ترم درست بشم و همه تفکرات درسخونی که داشتم برگردن^^
حقیقت اينه
برای این پروژه مجبورم  پردازش تصویر یادبگیرم؛ چیزی که می‌شه گفت حدود 100 درصد به‌ش بی‌ربطم. ولی خب من از هرچیزی که به انتقال جرم، ترمودینامیک و عملیات واحد [ اعم از یک و دو] ربطی نداشته‌باشه استقبال می‌کنم1. 
فکر کنم از همین لحظه ح. رو کم‌تر نفرین کنم به خاطر این نونی که تو دامن‌م گذاشت.2 

1: سوالی که ممکنه برای مخاطب پیش بیاد، اينه که «شما اصن چرا رفتی این رشته رو خوندی؟» و پاسخ اينه که می‌خوام برم والیبال ببینم. 
2: با این حال مطمئنم که داری
فراستی گفته اسکورسیزی حتی یه فیلم خوب نداره.فراستی شاید شاتر آیلند رو ندیده.باری اولی که شاتر آیلند رو دیدم، بعدش جوری حالم بد بود که یادم نمی‌ره. دیدم تنها کاری که می‌تونم بکنم اينه که بخوابم. شاید مغزم ریست شه! البته دوستام که دیده بودن، همچین حسی نداشتن. شاید برمی‌گرده به نقطه‌ضعف‌هایی که توی ناخودآگاهم دارم و به روم نمیارم. ولی این فیلم به روم اورد.نمی‌خوام زیاد از حسی که داشتم حرف بزنم. چون اسپویل می‌کنه تا حد زیادی.ولی فیلم خوش‌س
فردا احتمالا رییس دو از انگلیس بیاد، یه ماه داشتم راحت زندگی میکردما.از فردا هی قراره بیاد استرس بده و غر بزنه!! حالا خوبه اتاقش سوا شده، دیگه زیاد چوب لا چرخم نمیکنه.من هم بعد ۲ ماه یه مقدار چم و خم کار دستم اومده، شاید رفتارش انسان دوستانه تر شده باشه. آخرین پیام واتس اپی که بینمون رد و بدل شد یا شاید درستترش اينه که رد شد ولی بدل نشد، عکسی بود که بعد از یه روز از عکس قبلیش که توش در جواب از قیافه و تیپش تعریف کرده بودم، از خودش تو انگلیس فرست
امشب حس میکنم.
بخشیدی!
بخشیدی؟
قول میدم جا نزنم.
.
میگفت .عاشورا تاریخ زنده اس !
واسه همینه که شب شام غریبان دلتون داره میپوسه .
واسه همینه که وقتی عصر عاشورا هرجا رو نگاه میکنین انگار راه نفس کشیدن پیدا نمیکنین.واسه اينه که انقدر دلگیره .
میگفت به خاطر اينه که یه جای تاریخ .هرسال اتفاق میوفته .کربلا .عاشورا.
بجنبی بهشون میرسی .
میگفت فکر نکن امام حسین میذاره ادمای خوب این عصر و زمونه فقط به خاطر بعد زمان ازکاروانش جا بمونن
جا نمونی
حالا شماها میگین وای کانادا این قدر مزخرفه و ما خبر نداشتیم
حرفم اينه: اروپا از کانادا بدتره.
امریکا هم مشکلات خودشو داره ولی واقعا برای یه ایرانی امریکا بهترین اپشنه.
ایران که مدینه فاضله نیست که.
ولی در کل بله اینجا مشکلاتش زیاده. بدتر ازون اينه که اغلب ایرانیای اینجا از ایرانیای ایران بدترن. 
الان اصلا تعجب نمیکنم که چرا پسرای 35-40 ساله اینا اشونو گرفتن دستشون در به در دنبال زنن و هیچ شون نمیشه.
کسخل نیستیم که گیر یه مشت عوضی بیفتیم.
متد insert در دیتابیس
 
این متد برای اينه که یک سطر به دیتابیس اضافه بشه. به صورت کلی دو روش برای این کار وجود داره:
1. استفاده از دستورات SQL و متد execSQL
متد "execSQL" خروجی نداره و فقط یه دستور SQL رو اجرا میکنه. مشکلش اينه که ممکنه ارور داشته باشه و برنامه کرش کنه. بخاطر همین حتما باید توی try-catch باشه. مضاف بر اینکه، اندروید توصیه میکنه از این استفاده نکنیم چون خروجی نداره. ولی خب در هر صورت هر چی عشقتون میکشه :))
 
ادامه مطلب
یه چیزی که در مورد ورزش فهمیدم اينه که با وجوده این که وقت میگیره باعث میشه یه جوری کار های بیشتری هم بکنی مث اينه که زمان کند بشه الان یه ۲ هفته ای بود که هیچ گونه تحرکی نکرده بودم تو همین مدت زبان رو ول کردم و با "هیچ کاری کردن" کلش گذشت (یا هیچ کاری نکردن؟!) خلاصه که حس میکنم ورزش ادم رو سریع تر میکنه 
یه چند تام کتاب پیدا کردم که خیلی خوشم اومد (نخوندمشون البته) از اسمش و اینکه فک نمیکردم وجود داشته باشه خوشم اومد  http://bayanbox.ir/info/6847822293273488737/epdf.tips-
آدمای کمال گرا همیشه دنبال تغییرات بزرگن که بتونن از نو شروع کنن یا دنبال تغییرات بزرگ ایجاد کردن که فکر کنن مفیدن. ولی مساله اينه همین تغییرات بزرگ نهایتا با کارای کوچیک انجام میشه. این همونجاییه که کمال گراها دچار اشتباه میشن. اونا معنای کار کوچیک رو نمیفهمن و نمیدونن تاثیرش چقدر زیاده. تهش میشن اهمال کار. راهش اينه که خودمون رو با تغییرات کوچیک راضی نگه داریم و اسنمرار داشته باشیم روشون تا کم کم تغییرات بزرگ سر و کله شون پیدا بشه.
میگفت:
یه مشکلی که جدیداً پیدا کردم اينه کهوقتی کسی رو قبول ندارم و حتی دلم براش میسوزه،
یا خیلی بچه میدونمش،
ازش ایراد نمیگیرم، حتی اگه همه کاراش به نظرم ایراد داشته باشه
و به عبارتی باهاش مدارا می کنم و با لبخند و سکوت میگذرونمش
و این باعث میشه که اون بچه فکر کنه که خودش ایراد نداره و شروع کنه که به ایراد گرفتن از من، حتی تو کارایی که من اتفاقاً اون رو اصلاً قبول ندارم و نمیخوام بهش بگم که درستش اينه!
تو این موارد، مردم فکر میکنند من "ب
پدر و مادر بلاتکلیف، بچه های بلاتکلیف تر!
یادمه ویشکا آسایش می گفت، پسرم می گه تو خونه ای که پدر و مادر بزرگ نشن، بچه ها هم بزرگ نمی شن.
دردم اينه
درد بدتر از اون سرزنش های پدر و مادر برای اشتباهات  و اخلاق و رفتار و شخصیت بد و ناموفقی و لوزر بودن بچه هاست.
پدر و مادری که خودش بلاتکلیف و معطلن، بچه ها رو هم بلاتکلیف و معطل میکنن. حتی اکه خود بچه اراده کنه برا موفقیت، نمیذارن و یه وزنه هستن برا پیش نرفتن بچه ها.
گاهی میگم بی خیال بشم و هیچ برنامه ای
مامان بزرگ تو خواب و بیداریش .چشمش به من که افتاد لبخند زد .
فقط منو میشناسه تو این حال .میگه فاطمه ام.تنها کلمه مفهومش اينه!
نتونستم بمونم.
اومدم خونه.دارم دق میکنم.
نمیدونم شاید الان من باید اونجا میبودم.
چون مامان با چشمای اشکیش هزار بار ازم خواست بمونم.
نتونستم.
دست من نبود.می موندم عین چی اشک میریختم و فین فین میکردم که چی بشه؟که هی با هر فاطمه گفتن بگم جان و جون بدم؟
نباید میومدم خونه .
خدایا بگو که خوب میشه حالش .
بگوووویه ا
برای تموم شدن و خالی کردن ناراحتیم پاشدم زدم از خونه بیرون راه رفتمو بستنی یک کیلویی خریدمو اومدم خونه با مها همشو خوردیمو ترکیدیم. :دی فقط سخت بودن قضیه منو ترسوند. نشدنش. ولی دیگه بهش فکر نمیکنم یعنی پذیرفتمش که رشته ای که انتخاب کردم سخت هست و نیاز به زمان ، انرژی و تلاش زیاد داره. پس باید هرجوری که هست وقت بذارم از این به بعد تصمیمم اينه شبها دیر بخوابمو صبح ها زود بیدار بشم و وقت هم هدر ندم برای یک سال حداقل. دیگه هرچه شد. اگر نشد باز تلاش م
واقعیت اينه که وقتی عشقی نباشه دلداری نباشه حرفی هم نیست. حوصله‌م سر رفته تو این حجم از هیچ بودنه همه‌چیز. وقتی هیچی نداری شادت کنه یا دلت رو خوش کنه چی می‌مونه از زندگی؟ سپر انداختن اصطلاح قشنگیه و خب همه‌ی جوونا پرن از حرف‌های قشنگ، وقتی سنت بالا میره، وقتی جهانت تنگ و کوچیک میشه می‌فهمی اون موقع جهانت جهان ادبیاتی بود و حالا داری تو واقعیت زندگی می‌کنی و حرفی نمی‌مونه. خوب که نگاه می‌کنم من جهان تنگ و تاریک نیست، برهوته!
ولش کن این ت
میگفت:
یه مشکلی که جدیداً پیدا کردم اينه کهوقتی کسی رو قبول ندارم و حتی دلم براش میسوزه،
یا خیلی بچه میدونمش،
ازش ایراد نمیگیرم، حتی اگه همه کاراش به نظرم ایراد داشته باشه
و به عبارتی باهاش مدارا می کنم و با لبخند و سکوت میگذرونمش
و این باعث میشه که اون بچه فکر کنه که خودش ایراد نداره و شروع کنه که به ایراد گرفتن از من، حتی تو کارایی که من اتفاقاً اون رو اصلاً قبول ندارم و نمیخوام بهش بگم که درستش اينه!
تو این موارد، مردم فکر میکنند من بل
 
من خودم مشکلم اينه که همیشه فکر میکردم مردها ابرقدرتن :)
فکر میکردم مردها فقط میخوان کنن و فرار کنن.
برعکسه.
مرد ممکنه بخواد بخوابه با همه، چون اون بیچاره مخش تنوع طلبه. حتی دخترا هم ممکنه همینطوری بشن. الان خود من استرس دارم که وقتی اسم یکی بره توی شناسنامه م باید با بزرگترین وحشت زندگیم روبرو شم.
 
یعنی ما هم تنوع طلبی رو دوست داریم. ما هم حداقل استقلال و ازادی رو دوست داریم.
 
ولی قضیه اينه که مرد ممکنه علاقمند بشه. مردها اتفاقا زود علاق
به نام خدا
سلام
سریع میرم سراغ اصل مطلب
اول بگم که منبع ما کتاب سازمان و معماری کامپیوتر ویلیام استالینگز هست ویراست 10 میتونید از اینجا دانلود کنید
توضیح ابتدایی کش اينه که بین حافظه و پردازنده قرار میگیره و کارش اينه که بخشی از رم رو بیاره و توی خودش ذخیره کنه تا پردازنده به سرعت به دستور العمل ها و داده ها دسترسی داشته باشه. سرعت کش خیلی بالاتر از رم هستش.
ادامه مطلب
خیلی خب. مسئله‌ای که الان پیش اومده اينه که من شنبه دارم میرم آموزش سوال کنم ببینم میشه برم عمران بخونم بعد از چهار ترم یا نه. الان چارتشونو دیدم. من حدودا ۳۵ واحد از درساشونو پاس کردم. ترمودینامیک یک، فیزیک دو، آزمایشگاه فیزیک دو و ریاضی مهندسی اضافه‌تر پاس کردم. محیط دانشکدشون برام آشنا نیست. کسی رو نمی‌شناسم زیاد. نه هم‌ترم نه ترم بالایی. البته از این بابت نگرانی ندارم. راحت آشنا میشم با آدما. سوال اينه آیا میتونم با شرایط جدید کنار بیام
متن آهنگ مرتضی اشرفی به نام دارم واست
یه شبه شدم بد عالم واست اینجوری که نمیمونه دارم واست
یه شبه داری میری و تنها میشم تو که منو دوسم داشتی تا دیشب
عشق یکی دیگه شدی من دق کردم تو خیالم دیگه تورو عاشق کردم
ولی حالا رفتی و تنها موندم چی میکشم از این دل واموندم
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبردار شدی باختم خوشحالی کردی
باهات بد نبودم دروغ بلد نبودم ببین مشکل من اينه که تو بر نمیگردی
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبردار شدی باختم خوشحال
یادته از اُحد اومده بودم
پُر بود از زخم، تموم وجودم
سر و روم رو دیدی غرقِ خون بودش
تازه اول عروسیمون بودش
میدیدی روی تنم سرتا پا زخم
دیدی روی بدنم نودتا زخم
دونه دونه زخمامو دوا زدی
باز منو پسر عمو صدا زدی
با دعات کار علی نخورد گره
خندیدی دردِ تنم یادم بره
قول دادم بهت تلافی بکنم
دور بسترت توافی بکنم
تو که گفتی بی علی نمی تونی
چرا روتو از علی می پوشونی
این همه حرف نزدن برا چیه؟!
بغضای زهرای من برا چیه؟!
پهلوتو ت میدی تیر میکشه!
زخم سینه ات آهِ
طراحی کیت توسعه پلی استیشن ۵ مدتی پیش در فضای آنلاین منتشر شد و خبرنگاران وبسایت WIRED نیز به فاصله کوتاهی، پس از مصاحبه با مهندسان سونی و دریافت اطلاعات بیشتر درباره PS5، آن را تایید کردند. حالا تصویر تازه‌ای از این کیت توسعه منتشر شده که آن را در محیط واقعی نشان می‌دهد.
تام وارن از خبرگزاری ورج صحت این تصویر را تایید کرده و می‌گوید هر دو کیت توسعه موجود در این تصویر واقعی هستند و دلیل طراحی خاص‌شان این است که وقتی روی همدیگر قرار می‌گیرند ام
وقتی انسان ها از تنهایی می نالند 
منظورشان این نیست ڪه اطرافشان خلوت است، تنهایی این است که هیچڪس نمی فهمد چه می گویند !
آیزایا برلین

+آدم ها میتونند دوستت داشته باشند .
میتونند  سعی کنند که بفهمند تو را .
اما نمیتونند بفهمند ات !
ما خیال میکنیم که همدیگر را میفهمیم .
ما فقط چیزهایی را میفهمیم که دل مون میخواد بفهمیم .
چیزهایی که سایه هامون را بیرون نریزه .
و شوربختانه اسم قضاوت های ناعادلانه مون را عقل و شعور و درک و بدتر از همه شناخت واقعیت طرف
هرچی نوشتم پرید.
یک چی دیگه مینویسم.
اينه انصافتونننننن اينههههه الکی امرووووز از کامپیوتر محرووومم اينه کیییبوردو کیبونده. اينه که دو ماهه پول تو جیبیمو کم کردید بعد میگید حرفم نزن ایییینع اییییین ایییین. یک روز با دستای خودم میکشم اگه خودشو نکشه زود تر بمیری ان شا الله همه از دستت راحت شند.
 
مامانم چقدرررر بهش باااج میییده بعد توقع داره درست هم شه الان این وسط من چیییییمچرااا تف تو رون همتون بااز دفعه ی بعدی بیاید بگید که نه اصن اینکارا
سلااااااااام :)
ما با آرزوهامون زندگی می کنیم. 
شب ها با عشق آرزوهامون گاهی لبخند میزنیم،ساعت ها با خیالشون غرق عشق و خوشی میشیم :) صبح ها با یادِ آرزوهامون امید و انگیزه میگیریم.
ما با آرزوهامونِ که بزرگ میشیم :)
موافقِ آرزو کردن هستید؟ :)
من این روزا رو خیلی دوست دارم.خیلی قشنگن :)
از اون روزاست که دوست دارم مدام آرزو کنم :)
[خدایا مرسی]
تا وقتی خدا هست.تا وقتی فرصت زندگی کردن دارید.بیاید آرزو کنید :)♡
خدا بزرگه.

+بیاید زیر این پست سه تا از بز
فعل «می‌بینه» در گۊیش‌های مختلف زبان گیلکی:
پیلارۊدبار: وینه
رشت: دینه
لاجؤن: اينه
کلأچئه: ینه
سیاکؤلؤرۊد: إینه
قاسم‌آباد: دینه
سختسر: وینه
آمل: وینه
ساری: وینده
مثال در جمله
آمل: اۊنتا تره وینه.
لاجؤن: اۊ تأ اينه.
کلأچئه: اۊن تره ینه.
رشت: اۊن ترا دینه.
(فارسی: اۊن تؤ رؤ می‌بینه)
عدو شود سبب خیر.، مثل ف: تنها جنبه‌ی مثبت حضورش اينه که توی این شب‌های سرد، من اتاقم رو وانهاده‌ام و جای گرم‌تری می‌خوابم. ولی کلا مثل ف نباشیم، که گمان بریم مقدممون خیلی مبارکه و همه مشعوف و مسرورن از خدمت و پذیرایی. 
بعدنوشت: انصاف نیست که فقط ف رو محکوم کنم، هرچند که پیش‌تر از این‌ها تایید کرده تئوری من رو، اما در کنارش الف هم بنیان‌گذار این روش بوده و خلاصه دو نفری دارن پیش می‌رن و روتین زندگی اطرافیان رو می‌پاشونن. و چیزی که بیش‌تر
یه تجربه از جنس
صداقت که تو همین روزهای قشنگ بهاری خودم لمسش کردم رو می خوام براتون بنویسم.
شاید روزی در قطار زندگیتون به کامتون شیرین بیاد. این اتفاق به من ثابت کرد که
تموم ناراحتی ها و غم هایی که داریم همه اش از دید مسموم کننده خودمونه و اگه
واقعا میخواهیم که نجات پیدا کنیم و به درک درستی از واقعیات و خودمون برسیم باید
دنیای فکریمون رو تغییر بدیم. این نکته همیشه وجود داشته که دنیای خارج نمودی از
دنیای درون ماست. مسئله اينه که ما چطور و از چه د
سی‌و‌پنج سالشه، کار و ماشین داره و در آیندهٔ نزدیک خونه‌دار هم می‌شه ظاهرا. وقتی جوون‌تر بوده اون طور که عرف و مرسوم جامعهٔ الان ماست، دوست اجتماعی و معمولی و واقعی و هم داشته. تقریبا به اندازهٔ اون یکی همکارمون که ده پونزده سال ازش بزرگتره و زن و بچه و به نظرم مسائل جدی‌تری داره تو زندگی، به سیگار و سیگار کشیدن وابسته است. و حالا تصمیم گرفته ازدواج کنه، در حالی که روابط آزادش، به دخترا بدبینش کرده و اگه از من بپرسید، واقعا نمی‌دونه از
سلام
من در مؤسسه اى دانش آموزم، این مؤسسه از من خواستن تا با مدرسه م در مورد نحوه ى کارشون و . صحبت کنم و به نوعى اون ها رو به مدرسه معرفى کنم تا با هم همکارى کنن، ولى من به شخصه نظرم اينه که این نوع معرفى یه مقدار غیرحرفه اى هست و اگر معرفى از طرف خود مؤسسه انجام بشه بهتره. 
دلیل اینکه مؤسسه مستقیما اقدام نمیکنه رو نپرسیدم ولى حدس خودم اينه که چون مؤسسه میخواد پرستیژ کاریش حفظ بشه، دوست داره پیشنهاد کار از طرف مدرسه باشه و نه خودشون و دلیل دیگه
گاهی آنقدر اينه به در ودیوار خود میزند تا بیابد نشانه ای از نوری که در آن طفل را دریابد و از احوالش باخبر شود
اما حتی باخبری گاهی هزاران بار سنگین تر از بی خبری است
آرامشی که نمیداند در زیر این ارامش صبح گاهی دریا چه میگذرد .
آیا واقعا دریا ارام است
و یا شاید آماده میشود برای طوفان دیگری
آنجاست که آینه دست به آسمان بلند میکند و میخواهد از خالق مهربان هستی که آرامش را لایه لایه عمیق تر کند و در اعماق آن دریا بگستراند
به همان سخن که
برای آرامش دل
دیگه دارم کم کم به همه اطرافیانم شک میکنم! احساس میکنم همه برام غریبه شدن ! دیگه نه دوست واقعی دارم نه مجازی ! 
دنیا چقدر کثیف و حال به هم زن داره میشه برام !
چند روز پیش شخصی با اسم و هویت من به داداشم پیام داد و همه چیز بود و نبود زندگی مون گرفت رفت ! 
چند سال پیش از تشابه اسمی من و یکی دیگه  علیه  خانواده ام سو استفاده شد ! 
الان تو دنیای مجازی .‌. 
+ خسته ام خسته!!!! بسه دیگه چقدر خیانت، چقدر کلا برداری ، چقدر نارفیق ! خسته نشدید ! 
+ دیروز   آبجی
زندگی همینه! گاهی شیرین، گاهی تلخ. گاهی سفید، گاهی سیاه. گاهی رنگارنگ، گاهی هم خاکستری. وقتی که همه چیز باب میلت هست، حس می‌کنی خوشبخت ترین آدم دنیایی. حس می‌کنی کنار درست‌ترین آدم های ممکن قرار گرفتی. اما وقتی که اوضاع طبق سبک و سنگین‌های خودت پیش نمی‌ره، فکر می‌کنی همه چیز اشتباهه. همه تصمیماتت اشتباه بوده و آدم‌هایی که دورو برت هستن، اشتباه بودن. خاصیت زندگی اينه. یه وقتایی فکر می‌کنی تو بدترین وضعیتی که امکان رخ دادنش وجود داشت قرا
متن آهنگ حس می کنم محمدامین سرباز

Text Music Mohammad Amin Sarbaz Called Hess Mikonam

درگیر عشق تو شدم‌ تو که خواب و خیال شبامی
قید همه چیزو زدم واسه اینکه الآن تو باهامی
هرچی تو دنیاس به کنار تو تموم چیزی که میخوامی
هرجا که باشی تو فکر توام حس می کنم پیش منی
باور قلب من اينه که‌ ما تا اخرش مال همیم
ماه قشنگ شبام مثل یه خوابی برام 
تا اومدی تو زندگیم همه چی عوض شد انگار
واسم عشق معنی نداشت تا عاشق شدم اینبار
تا تورودیدمت انگار به تو شدم‌گرفتار
هرجا که باشی تو فکر
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

سیویل فایل پرشین سیمز دانلود مود سیمز تعمیرات تصفیه آب در شیراز مرکز خدمات ساشین سرویس یه نویسنده تکنولوژی و رایانه آدُرف الف‌با دانستنیهای فنی خودرو مستندات شورای دانش آموزی دبیرستان نرجس طاقانک