نتایج جستجو برای عبارت :

دارن شان اشباح3

این پسرهایی که دانشجو هستن و تو خوابگاه تشریف دارن یا کسانی که به واسطه کاری با هم خونه گرفتن، اگر باردار میشدن، آخر ترم یا پایانِ کاری با بچه به بغل برمیگشتن خونه!
یا اگر تست کنن میبینید که علی رغم ادعایی که دارن، از عقب بله.
بعد بازم ادعا دارن که دخترها و زن ها چنین و چنانند.
دیدم که میگم ها.
البته من کسی نیستم که قضاوت کنم کسی رو. اینکه گناه داره یا نداره به من یا کسی مربوط نیست. فقط منظورم اینه جا نماز آب نکشید. همونی باشید که هستید.
واقعا برام سواله که خدا چه جوری نعمت هاش رو قسمت کرده؟ چرا یک سری همه چی دارن و یک سری هیچی ندارن؟
البته منظورم این نیست همه چی ولی خیلی نعمت ها رو دارن، این ها رو هم معمولا از نزدیک میشناسم و شاید یا یک و دو تاشون هم دوستم، پس لطفا نگید ظاهر بینی و از باطن خبر نداری، مثلا یک سری پول دارن, خوش قیافه هستن, صدای خوبی دارن, خانواده دارن, سالم و تندرستن, خوش تیپ و خوش هیکل هستند، خوش سر و زبونن، کلی استعداد و هنر دارن.
البته قبول دارم با داشتن همه این ه
وای خدا من این قضیه پیر درون داشتن رو برای دو نفر که به شدت این اخلاق رو دارن، توضیح دادم،
یکیشون همون جا بغض کرد و گریه کرد و تایید کرد که درسته،
یکی دیگه شون هم کلا سیستمش به هم ریخت!
حرفای من اینقدر واقعی هست؟! ترسیدم! اون بنده خداهایی که این ها رو خوندن اینجا و در نهان دارن خودکشی میکنن رو معذرت میخوام ازشون.
دلم میخواست اونقدری وضع مالی خوبی داشتیم که همین الان از این جهنم ایران میرفتم  جای دیگه . توجه کردین اکثر ورزشکارا و آدمای پولدار و.  دارن میرن کم کم؟ چون اینجا جایی برای زندگی نیس دیگه. 
اینقد آدم میشناسم که رفتن یا دارن جمع و جور میکنن که برن راحت بشن. 
فقط ما بدبخت بیچاره ها میمونیم و تو این آتیش میسوزیم. 
احساس وقتی در رابط با خونواده معنی شه معنی کاملتری به خودش میگیره.
اینکه پدر یا مادر چقدر با تو یا با همدیگه مشکل دارن دارن هیچ چیزی رو عوض نمیکنه نسبت به زمانیکه بچه بودی و عاشقانه میپرستیدنت.
عاشق باش. عاشق خونواده ای که شاید دیر قدرشونو بفهمی.
زر زده هرکی گفته. جسارتا :)
بعضی از کارشناس ها میگن انقد به پسرها فشار نیارین که تو مردی نباید ناله کنی، نباید از خودت نقطه ضعف نشون بدی، باید همیشه مثل کوه باشی و جایی برای استراحت و درد دل نیست. میگن مردها هم گاهی نیاز دارن درد دل کنن و از مشکلاتشون صحبت کنن.
ولی چرت گفتن.
من امشب امتحان کردم.
- یه مشکلی رو با خونواده در میون میذاری
- حالا دوتا مشکل داری!
تا قبل این یه فشار عصبی روم بود به یک علت بیرونی. الان صرفا مامان بابامم ناراحتن که من ناراحت
حقیقتش
دنیا قاعدتا باید خیلی ساده تر ازینی باشه که مردم ما توی ایران
یا مردم ایران ما توی خارج دارن تجربه میکنن
اینکه همش بک اپ پلن داشته باشی همش مثل مارکو پولو ازین کشور بری اون کشور هر جا پا میذاری برنامه های مهاجرت رو عوض کنن
حتی اونایی که پاسپورت دارن وضعشون بهتر از ماها نیست
توی شت و بدبختی خودشون گرفتارن
زندگی باید قاعدتا خیلی ساده تر ازینها میبود.
یه مشت کسخل دارن به دنیا ریاست میکنن و میلیارد میلیارد ادم رو درگیر حماقت خودشون کردن.
خب بدی شغل من اینه که همیشه با ادمای مایه دار که بچه هاشون همسن من هستند سر و کار دارم .بدیش به اونجاست که خیلی به بچه هاشون حسودیم میشه که مامان باباهای جوونی دارن 
به اینکه مایه دارنزمین و ویلاهای آنچنانی.
خب این بده خیلی بد.شاید هم از اون لحاظ که توقعم از زندگی بالا میره خوبه
ادم ها چیزای نداشته،
یا چیزایی که با بدبختی به دست اوردن و ممکنه با یه باد هوا از دست بدن
رو خیلی پز میدن.
 
چون میترسن که بزودی از دستشون بره بنابراین سعی میکنن تا وقت یدارنش پزش بدن.
 
ادمای قوی
ادمایی که مطمئن هستن از خودشون
و به خودشون تکیه دارن
 
مطمئنن که هیچی رو بیخودی و بی تلاش به دست نیاوردن پس بیخودی هم از دستش نمیدن.
 
پس خیلی اطمینان دارن به خودشون.
آهان
اینم به مجموعه دانشتون اضافه کنین: 
 
کسایی که متکبر درون دارن، چون خیلی متکبر هستن، معمولا role play رو خیلی دوست دارن، چون دوست ندارن خود واقعیشون رو نشون بدن، تنها در صورتی خود واقعیشون رو نشون میدن که به ارجحیتشون اضافه کنه و کلی ابهت و عظمت و مزایا براشون بخره.
 
در نتیجه چون اغلب این قضیه اتفاق نمیفته پس role play بازی میکنن.
نقش بازی کردن، خودشون رو به ندونستن زدن رو خیلی دوست دارن. اینا رو باید بفرستی فیلم بازی کنن با شهردار صدرای شی
اینو متوجه شدم،
اگه اشتباه میکنم، هم پسرا هم دخترا بهم بگن.
مردها، یعنی جنس مذکر، تا وقتی پارتنری که دوست دارن رو پیدا نکردن، همه ش میرن بیرون، پست میذارن اینورو اونور، همه ش به اینو اون پیام میدن و خیلی تحرک دارن.
یعد که آدمی که دوست دارن رو پیدا میکنن،
دیگه اروم و قرار میگیرن
و کلا دیگه حال ندارن پست جدید بذارن، کلا دوست دارن به اهدافشون فکر کنن، تلاش میکنن برای مستحکم کردن و لذت بردن از زندگیشون.
 
دخترا برعکسن.
 
دخترا به محض اینکه آدم فان
داشتم فکر می‌کردم چه خوب می‌شد اگر بیان یک اپلیکیشن برای موبایل می‌داشت. وقتی توی گوگل جست‌وجو کردم متوجه شدم انگار سرویسای وبلاگ‌نویسی بزرگ مثل وردپرس، ویکس، بلاگر، تامبلر و . هم نرم‌افزار و هم اپلیکیشن دارن. حالا که همه دارن، ما چرا نداشته باشیم؟ البته من تا حالا نه از سرویسای خارجی استفاده کرده‌م، نه با اپلیکیشن‌هاشون کار کرده‌م که بدونم دقیقاً چه امکاناتی دارن. فقط به‌طور کلی یه همچین پیشنهادی به ذهنم رسید، گفتم مطرح کنم ببینم
یه چیزو متوجه شدم.
ادمایی که همیشه به من سردرد میدن
یا ازشون سعی میکردم دوری کنم
همه شون یه اخلاق مشترک رو حتما داشتن:
too much drama
 
ادمایی هستن که یا وقت ازاد زیاد دارن
یا یه سری اختلالات و به هم ریختگی های روحی و روانی دارن
یا به هر دلیلی به اهدافشون نرسیدن و میخوان بقیه رو اذیت کنن
یا دیکتاتورن
یا هرچی
 
بلاخره توی شخصیتشون یه مسئله ای دارن که بیشتر ادمها نمیتونن باهاش کنار بیان.
 
اغلب ادمهای کانادا
و نه همه
ولی اغلب ادمها
دنبال دراما هستن
 
دل
اکثر آدما دچار نوعی مرضن
اصرار میکنن بیان تو زندگیت
اصرار میکنن که بمونن
و بعد مدام آزارت میدن
از مواضع خودشون بهیچ وجه حاضر نیستن پایین بیان اما انتظار دارن تو خیلی از ارزشهاتو زیر پا بذاری به خاطرشون!!
حالا این خاطر معلوم نیست تا کی قراره باشه اصلا؟؟!!
طوری وانمود میکنن که فقط خودشون درد کشیدن یا گرفتاری دارن و اون گرفتاریا هم خیلی بزرگن و میخوان تمام غم و غصه هاشونو رو سر شما خراب کنن و شما هم باید هرطوری و به هر قیمتی شده حالشونو خوب کنین.
میشه لطفا مشخصات پسرانی که خیلی دختر دور و ورشونه رو بگید؟ به نظرتون پسرانی که دختر زیاد دور و ورشونه چه مشخصه هایی دارن و چطوری میشه تشخیص شون بدیم ما دخترهای کم تجربه؟
ممکنه غرور زیادی و وقت نداشتن زیادی یکی از علامت های این گروه از پسران باشه؟ مثلا وقت هایی که طرف خیلی ادعا میکنه که سرش شلوغ کاره، این میتونه یه علامتش باشه؟ آخه بعضی آقایون انقدر ادعای سرشلوغی دارن که آدم تعجب میکنه. رئیس جمهور هم انقدر سرش شلوغ نیست که بعضی پسرها ادعاش رو
امروز که پدر و مادرم شال و کلاه کردن و نشستن پشت ماشین و در جواب من که پرسیدم کجا?گفتن میریم یک وری(!) بیش از پیش بهشون حسودی کردم.بنظرم کسانی که یک "person" برای روزهای دلگیری که احساس میکنن باید برن یک وری! دارن،به مراتب خوشبخت تر از آدمهای تنها هستن.حالا گیریم که سر هزار و یک مساله ی پوچ بارها با هم بحث کرده باشن و گیس و گیس کشی حتی!.بنظرم کسایی که توی قلبشون جای برای دوست داشتن کسی دارن خوشبخت تر هستن از امثال من.
دلم براش تنگ شده
تا پس فردا منو ببین نیشش باز بشه دوباره بگه:
hi my lady
و بشینیم حرف های مسخره بزنیم و بخندیم
از الان دارم به دلتنگیم برای تعطیلات فکر میکنم
و اینکه قرار برم مسافرت و تا اینکه دوباره روز کاری بشه نمیبینمش
و فکر اینکه نکن ازم دلگیر بشه که چرا چند روز نیستم
و اصلا چطوری میشه بهش توضیح داد که چرا ایرانی ها دو تا عید دارن
و چرا انقدر تعطیلات دارن
و نکن بعد از تعطیلات دیگه دلش نخواد حرف بزنیم
افکارم مسخره هست می دونم ولی طعمش مثل قند می
کلا موی بلند به من نمیاد بابای خیلی از دخترا تعصب دارن رو مو های دخترشون و دوست دارن موهاشون بلند باشه ولی به نظر من این که دخترشونو مجبور میکنن اونطور که دل خودشون میخواد باشه در حقش ظلم کردن ، حالا اینا رو گفتم که بگم بابای خودمو عشقه که هر جور باشم بازم دوستم داره .
ریا نباشه ولی وقتی موهای کوتاهمو دید از اون خنده مهربوناش کرد و گفت چه خوشگل شدی :))
خلاصه منم دخترم و دلم به همین قوت قلب دادنای بابام خوشه و کلی ذوق میکنم از این مهربونییاش
دوست
سلام
امروز می خوام در مورد سکته مغزی یه سری اطلاعات در اختیارتون قرار بدم.
سکته مغزی(CVA) چیه؟
وقتی خون به یه قسمتی از مغز نمی رسه و 
عملکرد مغز دچار مشکل می شه سکته مغزی اتفاق می افته.

چه کسانی در معرض خطر سکته مغزی هستن؟
افرادی که بیشتر از ۵۵ سال سن دارن،در افراد مذکر(مردان)،
کسانی که فشار خون بالا دارن،دیابت دارن،چاق هستن،سیگار مصرف می کنن،بیماری های دهان و دندان دارن و .

سکته مغزی چه جوری خودش رو نشون می ده؟
عضله های صورت،بازو و پا ضعیف می
هر شب ساعت هشت شبکه سلامت بازی مافیا رو نشون میده که مجریشم بهنام تشکره. واقعا برنامه خوبیه بعضی وقتا میخندی ، تعجب میکنی عصبانی میشی که ای بابا دارن شهروندی میندازن بیرون !! الان یهویی یاد یه قسمتش افتادم که مافیاعه اکثر اوقاتی ک میخواست حرف بزنه هی می‌گفت من گیجم. من گیج این بازیم (منظورش این بود که نمی‌دونم کی شهرونده کی مافیا) خلاصه هر وقت مافیاها دارن حرف میزننن هی میگم من گیجم یا من گیج این بازیم :دی 
انشاالله شماها هیچوقت گیج زندگی نشی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 2 حجم کل فایل ها: 50 مگابایت مدت زمان پخش: 61 دقیقه نویسنده: دارن هاردی ناشر: رادیو مثبت درباره کتاب: در این کتاب صوتی دارن هاردی قصد دارد شما را هیپنوتیزم کند تا به سمت کارآفرین شدن و ثروتمند شدن حرکت کنید. از شما می zwnj;خواهد در خود تان .
دریافت فایل
دارن هاردی - دانلود رایگان کتاب|دانلود کتاب صوتی| پانته آ https://panteashop.ir › دارن-هاردی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 2 حجم کل فایل ها: 50 مگابایت مدت زمان پخش: 61 دقیقه نویسنده: دارن هاردی ناشر: رادیو مثبت درباره کتاب: در این کتاب صوتی دارن هاردی قصد دارد شما را هیپنوتیزم کند تا به سمت کارآفرین شدن و ثروتمند شدن حرکت کنید. از شما می zwnj;خواهد در خود تان .
دریافت فایل
دارن هاردی - دانلود رایگان کتاب|دانلود کتاب صوتی| پانته آ https://panteashop.ir › دارن-هاردی
بیخیال بودن خوبه ولی دیگ ن تا این حد ‌. 
خوب نیس ادم گوسفند باشه البته بلانسبت گوسفندا  هه 
وقتی میبینم یسری ادما هستن ک براشون هیچ اهمیتی نداره ک چه بلایی دارن سرشون میارن اینکه میبینن دارن ناعدالتی میشه ولی هیچی نمیگن تمام وجودمو پر میکنه از حس تاسف
حالم بد میشه وقتی میبینم بین یه مشت احمق دارم زتدگی میکنم 
شاید بشه ادمی ک نااگاهه رو اگاهش کرد بهش فهموند زندگی ینی چی ولی ادمی ک نمیخاد بفهمه نه 
بخدا حیف هوا ک یسریا حرومش میکنن حیففف
دوست دارم خودمو باز کنم 
و کف دست کسایی بزارم که دوستم دارن 
ولی اگر می دونستم طاقت تماشای تقلای اون شعله ی کوچیکو دارن که خودمو نمی بستم . گره نمی زدم 
گره کوری که سرش دست هیچ کس نیست
دوست دارم خودمو باز کنم 
اما نمیشه 
فقط می تونم وقتایی که شعله م زبونه می کشه ، امیدوار باشم که یه روزی می رسه که دیگه اینجوری نباشه 
فقط می تونم امیدوارم باشم که این گره ها پیله ی تن منن 
شاید یه روزی پروانه شم .
فکر کنم که (این جدیده و حاصل تجربیات دو سه ماه اخیرم)،
یک مرد
وقتی که واقعا یه دختر رو دوست داره
همه زندگی و عمرش و وقتش و همه چیزش رو صرف میکنه که اون دختر رو خوشحال کنه و اون دختر کلا خوشحال باشه.
 
ممکنه سعی هم حتی بکنه که یکمی بهش زور هم بگه،
به دو دلیل:
1. کاری که دختره میکنه ممکنه اون لحظه به نفعش نباشه و پسره نمیخواد اسیبی به دختره وارد بشه
2. مردها معمولا دوست دارن یکمی قدرت و کنترل هم روی دختری که دوسش دارن داشته باشن.
 
گاهی با خودم فکر میکنم که مردم ما کی دست از پشت سر هم حرف زدن ، مسخره کردن این و اون ، ادای فلانی رو گرفتن و سوژه کردن همدیگه برمی‌دارن ؟؟
و جوابی که هردفعه به خودم میدم اینه که هیچ وقت ، مردم ما هیچوقت دست از خاله زنک بازی و مسخره کردن و . برنمی‌دارن . چون ما ایرانیها کلا آدم‌های طنازی هستیم:/ آدم‌های مهمون نوازی هستیم ، آدم‌های خونگرمی هستیم ، آدم‌های بافرهنگی هستیم ،آدم‌هایی با طبع شاعری هستیم. و همه‌ی اینها بخورد توی سرمان کاش ، حالا که
تزریق ژل غضروفساز در افراد مسن، ورزشکاران، تصادفی ها، و افرادی که ساییدگی زانو، آب آوردی زانو دارن و پارگی ناقص ربات صلیبی که منجربه خونریزی می‌شود و به خصوص افرادی که آرتروز دارن توصیه می‌شود. در مطب مرکزافزایش قدو ناهنجاری های مادر زادی این تزریق صورت میگیرد
سلام.
مجموعه قصه های سرزمین اشباح رو من 1_2 سال پیش شروع کردم و جلد اولش رو خوندم ولی چون از کتابخونه میگرفتم و میخوندم جلد دومش دست کی امانت بود و نتونستم بخونمش.جلد سوم رو شروع کردم ولی متوجه نمیشدم بعضی ماجراهاش رو.
تا اینکه چند روز پیش با پاییز رفته بودیم کتابخونه و دیدم جلد دومش هم اومده.
و من دوباره افتادم تو دور خوندن این مجموعه:)

داستانش:یه پسره به اسم دارن (همون اسم نویسنده ش دارن شان)با دوستش میره به یک سیرک عجایب که نمایش ببینه.تو
ی سری صداها هستن که حواس آدمو پرت میکنن از کارایی که باید کنه
چشاتو بازمیکنی میبینی جایی هستی که نباید و از اونجایی که باید باشی کلی فاصله گرفتی
این صداها منشا دارن ی گروهی ش رو نمیشه کاریش کرد ینی درحالت پایه حتی اگه تو کارتونم زندگی کنی میشنوی
اینارو میشه ندیده گرفت
ولی اینکه هر سری این گروه مسخره مهدکودکو که باز میکنی همه دارن جیغ میکشن رو راهی برای نگلت کردنش نمیابم.
خیلی رو اعصابم هستن و خیلی بی ارزش .
این دوتا امت بگذره روزا اینطوری نخو
دوشنبه ها به طرز بی رحمانه ای دنیا و کائنات دوست دارن منو دل تنگم کنن. بیشتر از هر روز دیگه ای تنها موندنم رو به رخم میکشن. چراش رو نمیدونم .شاید هم بدونم . 
هی دوست دارن این سیکل سوال تکراری منزجر کننده رو تو مخ من تکرار کنن. که چرا هیچ کس به اندازه کافی خوب نبود؟ چرا هیچ کس نموند؟ مشکل از منه . مشکل از منه یحتمل  
از سیل پل دختر یه عکس دیدم چند وقت پیش ،یه نیمکت کامل تو گل و لای فرو رفته بود. حکایتش ،حکایت احوال این روزای منه . طوفانها و سی
مردها میتونن خیلی کنترل گر باشن.
مردها وقتی ببینن نمیتونن شما رو کنترل کنن و مالکتون بشن، اول با ارامش ازتون میخوان ازشون پیروی کنین
بعد سعی میکنن با جدیت اینکارو بکنن
بعدش سعی میکنن با طرد کردن شما، با عصبانیت دست به اینکار بزنن
بعدش دو راه دارن
یا باید ترکتون کنن
یا شما رو همینطوری که هستین قبول کنن
 
ولی مردهای سالم همچین کاری رو نمیکنن
اونها پشت ما میمونن، حمایت و حفاظتمون میکنن ولی هرگز هیچ کدوم از مراحل بالا رو اجرا نمیکنن روی ما
 
مرد
سلام.
مجموعه قصه های سرزمین اشباح رو من 1_2 سال پیش شروع کردم و جلد اولش رو خوندم ولی چون از کتابخونه میگرفتم و میخوندم جلد دومش دست کی امانت بود و نتونستم بخونمش.جلد سوم رو شروع کردم ولی متوجه نمیشدم بعضی ماجراهاش رو.
تا اینکه چند روز پیش با پاییز رفته بودیم کتابخونه و دیدم جلد دومش هم اومده.
و من دوباره افتادم تو دور خوندن این مجموعه:)

داستانش:یه پسره به اسم دارن (همون اسم نویسنده ش دارن شان)با دوستش میره به یک سیرک عجایب که نمایش ببینه.تو
دانلود آهنگ غمگین و احساسی از حسین عامری به نام درختان سایه دارن ما نداریم از حسین عامری با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang derakhtan saye daran ma nadarim az Hossein Ameri
دانلود آهنگ درختان سایه دارن ما نداریم از حسین عامری (عالیترین کیفیت)
لالا لالالالا لالا لالالالا ./!♬!
درختان سایه دارن؛ ما نداریم… نداریم… ./!♬!
همه گلدسته دارن؛ ما نداریم… نداریم… ./!♬!
بگردم کوه به کوه؛ دره به دره… بگردم تا بگیرم؛ آهو بره… آهو بره… ./!♬!
عزیزم؛
این گوشه از سالن مطالعه که من میشینم، ظاهرا کارهایی جز مطالعه هم درش انجام میشه!!
مثلا چن شب پیش دوستان برای آماده شدن جلسه دفاع اومدن و دوست عزیز مدافع خودشون رو پیراستن. تو همون گوشه.
یکی میاد و فقط با گوشیش ور میره.تو همون گوشه.
اصلا یکی میاد و میگیره اینجا میخوابه .اونم تو همون گوشه.
.
.
.
الان تو همون گوشه  دو نفر چنان دارن با هم حرف میزنن که احساس میکنی اینا از تو شکم مادر همدیگر رو میشناختن.چ چیز عجیبیه این دوستای خوابگاهی .عجیب ترش اونج
هر از گاهی آدم به تنهایی نیاز داره.وقتی آدم یه جای خالی توی خودش احساس می کنه،یه خلاء،با تنهایی پر میشه.اجتماعی ترین آدم ها هم که یه لحظه یه جا بند نمیشن،گاهی به تنهایی نیاز دارن.در واقع همه گاهی به تنهایی نیاز دارن.چه خوب میشه وقتی به همچین موردی برخورد می کنیم،خودمون طرف رو تنها بذاریم.همیشه بودن یه آدم کنارت،نمی تونه حالت رو اونطور که باید خوب کنه.آدم گاهی خودش باید خوب بشه.مانع این نیاز و این باید مهم نشیم.لطفا.
علی پرسیده !؟
و گفته هم کنکور دادم و هم در ازمون نیروی هوایی ارتش ثبت نام کردم احتمالا بتونم در رشته پیرا پزشکی دانشگاه ازاد قبول شم یا رشته ای مانند فوریت های پزشکی و شایدم در ارتش قبول شدم که همون استخدام میشه و یا شایدم ظرفیت ها خوب بود معلمی قبول شدم
چون وضع مالی زیاد باحالی ندارم میخوام برم ارتش و یا معلمی تا استخدام بشم ولی نمیتونم تصمیم بگیرم لطفا اونایی که اطلاعی از شرایطی دارن یا تجربه ای دارن کمک کنن
منتظرم تا از نظراتتون استفاده ک
سلام
 
با یکی از هم خونه ها داشتم صحبت میکردم، بحث ماریجوآنا شد. نمیدونم در جریانید یا نه ولی قانونی شدش چند ماه پیش. یعنی مغازه هست بدون نسخه میفروشن. 
قضیه اینه که ایشون زیاد مصرف میکنن و داشتم میپرسیدم چجوریاس و از کی شروع کردی. 
گفتش که سمت ما خیلی عادیه مصرفش، مادر پدر خودم 30 ساله دارن مصرف میکنن! گفتم جدی خیلی باید خنده دار باشه. گفت آره جالبه مادرم یه بار برای کریسمس دوستاش رو دعوت کرد بهشون brownie که توش روغن کنابیس(همون وید گل ماریجوانا و
اکیپ های دانشگاه همش برام بی مفهوم ترین چیز بودن!
حتی قبل رفتنم به دانشگاه!
بودن با پسر و دختر هایی که فقط برای وقت گذرونی عه و اکثرا هیچ پایانی نداره و حتی خیلی وقت ها خوش هم نمیگذره و فقط جنبه ی تظاهر و فخر فروشیِ زندگی گذشته ی هر ادمو داره!
مثلا دغدغه ی این که امروز فلان مانتو با فلان رنگ رژ و فلان کیف و کفش رو بپوشم که شاید اقای xخوشش بیاد!
یا اینکه فلان پسر بهم نگاه کرد!اون یکی سلام کردم!این یکی اسمم رو بلد بود و .
نمیخام بگم من خیلی فلانم و ای
بعد از فرا گیری یونیتی نوبت به آموزش انیمیشن در یونیتی میشود که اونمزیادی سخت نیس :)
کاراکتر های هوشمند مانند اول شخص و سوم شخص دارای انیمیشن هستند بعد از کد گذاری حرکت اونها میگیم که اگه فلان دکمه زده شد تو همزمان با اجرای کد فلان انیمشن رو هم اجرا کن
تا اینجا همه چی رو به راه هستش و انیمیشن دهی به کاراکتر ها چندان کار اسانی نیست 
به دو بعدی اسان هسش ا ولی سه بعدی پدر ادمو در میاره :)
اولش بعضی کاراکتر ها به انیمیشن نیاز ندارن مانند ماشینی که در
ما فقط میخوایم حال همه خوب باشه ، ولی بعضی وقتا حال کسی که خوب نمیشه که هیچ حال خودمونم خراب میشه. مثل بهار، بهار با اینکه نماد شادی و سرسبزی اما همه رو خوشحال نمی کنه چون بعضیا به گرده های توی هوا حساسیت دارن ، اما مگه این تقصیر بهاره؟
ما نمیتونیم نسبت به حال بد بقیه بی تفاوت باشیم اما تهش تصمیم با خودمونه یا باید اونقد تلاش کنیم تا همه رو راضی نگه داریم که تهش چیزی از خودمون نمونه و یا میتونیم از اول مسئول حال بد خودمون باشیم یه دیقه هم نسبت
تمام چیزی ک میخام برای امروز ثبت بشه همینه:)پ.نون:میگم زشت نباشه همه شون سر معدل بین ۱۹-۱۹/۵ دارن رقابت میکنن بعد رمان جدید خریدم ک بخونم و معدل به هیچ جام نیس:)هنوزم فکر میکنن دکترای خفن اونایی ک زیاد درس خوندن؟اشتباه نمیکنید ولی آدمی باهوش نیاز ندارن خودشو خسته کنن:)معمولیان ک سر رتبه میجنگن باهوشا خودشونو ارتقا میدن توی چیزایی ک بقیه فک میکنن الان وقتش نیست:)باز هم با بی مخاطبی مواجهم :(سوالم این بود ک بین زبان آلمانی(که الان نصف بچه هامون دا
هر از گاهی آدم به تنهایی نیاز داره.وقتی آدم یه جای خالی توی خودش احساس می کنه،یه خلاء،با تنهایی پر میشه.اجتماعی ترین آدم ها هم که یه لحظه یه جا بند نمیشن،گاهی به تنهایی نیاز دارن.در واقع همه گاهی به تنهایی نیاز دارن.چه خوب میشه وقتی به همچین موردی برخورد می کنیم،خودمون طرف رو تنها بذاریم.همیشه بودن یه آدم کنارت،نمی تونه حالت رو اونطور که باید خوب کنه.آدم گاهی خودش باید خوب بشه.مانع این نیاز و این باید مهم نشیم.لطفا.
×نمیشه ماههای بعد ، نذریِ شله زرد بدن؟
+فامیلهای ما، همه نذری شله زرد دارن :|(همه با هم نذری شله زرد دارن خب یه نفر قیمه بپزه )
در یخچال رو باز میکنی فقط شله زرد میبینی 
++خودمون رو آماده کنیم برای سمنو :))
+++شله زرد رو می خواستم بنویسم (شعله زرد )
××از صبح مامانم هر کاری می گه انجام بده،میگم حسش نی 
مامان عصر گفت این حسش نی رو از کجا یاد گرفتی ؟
بعد از کلی فکر کردن یادم اومد اسم یکی از وبلاگهای بیان،حسش نی بود (زنگ انشاء رو نمیشه هیچ جا استفاده کرد جز
امروز روز اول نبود ولی حس روز اول رو داشتم شاید بخاطر اینکه بعد ازز مدت ها بجای اینکه خودم رانندگی کنم بابام رسوندم:)دقیقا حس روز اول مدرسه،همون قلیلی ویلی رفتن ته دل آدم با حس اینکه داری یه چیز جدید رو شروع میکنی:)پ.نون: از اینکه این همه مسائل مهم و عمیق وجود دارن ولی همه اش دارن سر حجاب دعوا میکنن بدم میاد:/پ.نون:امروز ندیدمش س رو و خوشحالم:)کاش هیچ کدوم از راندا رو باهاش نیوفتم:)پ.نون: موزیک broken&beautiful رو گوش دادم دیدم ost یه کارتونه،چقد آهنگ
وقتی از ۹ سالگی وبلاگ نویس بودم یاد نگرفتم بدون اینجا خوشحال باشم. تو دنیای واقعی آدمای واقعی چرا نمیبینن منو.؟ واسه شکوایه نیمدم . دوست دارم بنویسم. دوست دارم دوست پیدا کنم. همینجا دقیقا همینجا. ولی به خودتون بیاید خودتونو تبدیل کردید به یه قهرمان توی توییتر توی فیش بوک وبلاگ تلگرام اینستاگرام همه جا فقط یه عده دیده میشن. نمیگم لیاقتشو ندارن دارن قلم خوبی دارن فوق العاده . ولی دوست نمیشن انقد دورتون شلوغه که ما معمولیارو نمیبینید. خیلی ازتو
ادبیات یکی از چالشی ترین و سخت ترین درس های کنکوره که معمولا بسیاری از کنکوری ها تو روش مطالعش مشکل دارن
مطالعه ادبیات برای کنکور دو تا بعد درس به درس و موضوعی داره که هر کدوم روش مطالعه خاصی دارن که تو ادامه مطلب توضیح دادم 
ادامه مطلب
تفکر غالب ماها (یعنی من و میم و اغلب اطرافیانمون) اینه که روز تولد آدم هم یه روزی هست مثل روزهای دیگه.یعنی در این حد بی ذوقیم ما.ولی خوب آدم هرچقدر هم بی تفاوت باشه بالاخره اون احساس خاص به روز تولدش رو داره.آدمها همیشه مورد توجه قرار گرفتن و دیده شدن رو دوست دارن.ولی من واقعا واقعا الان و تو این سن هییییچ توقعی از هیییچ کس ندارم که یادش بمونه و تبریک بگه.اونم با این دغدغه های متعددی که آدم ها این روزها دارن.
امروز تولدمه و رسما وارد 33 سالگی میشم.
 سلام به هرکی حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز دیگه ای که هست آخه چرا تا کی میخوان این اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتی حرفای من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پایینه بیاد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبی نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
خط رو پیشونیم چشمای بارونیم
دستای لرزونم پاهای بی جونم
روح سر گردونم گلای ایونم
حتی چوب سیگارم فندک تب دارم
دوست دارن برگردی
خنده غمگینم پلکای سنگینم
الکل تو خونم خونه زندونم
خونه متروکم گلای گلدونم
بار روی دوشم شونه داغونم
دوست دارن برگردی
تو آن عهدی که با من بسته بودی
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگین دل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
بغضهای پنهونم چشمای گریونم
حال خوب و بدمو به چشات مدیونم
خیلی دل تنگ توام نمیخوای برگردی؟
که من نمیدونم براش چیکار کنم
به افکار مثبت رو بهش نشون میدم
باهاش حرف میزنم
اما ایشون فقط دارن به حسرتاشون نگاه میکنن
و صدایی هم جز صدای گریه ی خودشون نمیشنون
انگار که دیوونه شده باشه دور از جونش
انگار داره تقلا میکنه و داد و بیدادی راه انداخته که بیا و ببین
چطور بهش توجه کنم که آروم بگیره؟ چطوری نوازشش کنم که احساسم کنه؟ چطوری آرومش کنم؟چطور باهاش حرف بزنم که صدامو بشنوه؟ اگه یه لحظه بهم فرصت بده با صدای فوق ملایم و آرومی بهش میگم دوستش دارم
سایت سرگرمی چفچفک :وقتی کسی میگه شبیه یکی از سلبریتی ها هستی حس خوبی بهت دست میده اما تا حالا فکر کردید که وقتی این حرف به سلبریتی ها گفته میشه چه احساسی دارن؟ بعضی از سلبریتی ها شباهت عجیبی به همدیگه دارن به طوری که شاید فکر کنید دوقلو هستن. فقط باید مراقب باشید که وقتی میخواید باهاشون عکس بگیرید اونارو با همدیگه اشتباه نگیرید. بعضیاشون از شباهتی که با هم دارن آگاه هستن و البته خیلی هم از این بابت خوشحال هستن.
در ادامه سلبریتی هایی که به اندا
خدا لطفی کرده و چند نفری مطالب وبلاگ رو دنبال می کنن و گهگاهی نظر هم می گذران و لطفشون رو ابراز می کنن اما یک سوال ذهنم رو درگیر کرده و درخواست دارم بعنوان کسی که مطالب دیگران رو دنبال می کنید و براش نظر می گذارید حس واقعیتون رو بگید !
وقتی نظری برای کسی می گذارید دوست دارید اون طرف بهتون پاسخ هم بده یا نه ؟ منظور نظراتی که حالت پرسشی دارن نیست بلکه یک سری از نظرات که حالت تایید مطلب یا تشکر و یا مثال هایی از این دست دارن !!
مثلا وقتی بر می گردید و
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
چه چرت و مزخرف . به دنیا میای کلی آدم میبینی
مثل بقیه زندگی میکنی . دانشگاه میری مدرسه میری کار میکنی
ازدواج میکنی و بعد در یه روزی که خودم انتظارشو نداری میمیری
چی مزخرف تر از این
همه توی یه چرخه ی ثابت گیر کردن و کاری از دستش بر نمیاد
عده ای خودشون رو گول میزنن فک میکنن با این که لحظه هاشون رو خوش باشن دارن زندگی می کنن و لذت باعث میشه عمرشون هدر نره
ولی کسی نیست که بتونه بگه من تمام عمرم رو فقط لذت بردم از ز
از اتفاقات خوب حرف می‌زنم.
وقتی همه برنامه ها طبق روال جلو می‌ره و خونپاده با هم خوبن
می‌خندن
می‌رن پیکنیک
سر به سر هم می‌زارن بچه‌ها
این روزها رو‌باید قاب گرفت.
***می‌خوام لپ تاپ درست و حسابی بخرم و قینت ارز همچنان داره بالا می‌ره و ریال بی ارزش تر از یک دقیقه قبلش می‌شه.
اوضاع اقتصادی یه جوریه ادم نمی‌تونه برا هیچی برنامه ریزی کنه.
از سیل وحشتناک این روزها نگم که شمال مشور و بخشی از غرب و جنوبی ها رو در خودش کرده.
واقعا دو این ماجرا خی
تا حالا شده هیچ کاری نکرده باشی اما گند زده باشی؟
با هیچ کاری نکردن، با منفعل بودن باعث شدم تبدیل بشم به آدمی که همیشه تلاش می‌کردم نباشم.
ترس، ترس از مورد قبول واقع نشدن، ترس از اشتباه کردن باعث شده منفعل باشم.
ترس از تصمیم گرفتن باعث شده هر چیزی که اتفاق میفته رو بپذیرم و نتونم واسه تغییرش تلاش کنم.
امشب تصمیم گرفتم کاری که دوست ندارم رو رها کنم و از این میترسم اگر موقعیت بهتری پیش نیاد چی؟حالا که فلانی و فلانی دارن همین کار رو می‌کنن، نکنه
 آتلانتیس یه شهر زیر دریایی افسانه ایه ولی امکانش هست که حتی واقعی بوده باشه! کسایی که به آتلانتیس اعتقاد دارن میگن که اون دقیقا توی مثلث برمودا قرار داره.
 یک بار در دهه ۷۰ میلادی، یک مرد که نزدیک جزایر باهاما در حال غواصی بود گفته بود که چندین هرم شبیه هم توی اعماق اقیانوس اطلس پیدا کرده.  علاوه بر این، دقیقا توی همون منطقه، یه سری صخره های سنگی پیدا شد که کاملا شبیه هم بودند و شکل و شمایل برج داشتند (که بعدا به bimini Road معروف شد). تئوریسین ها ب
سلام
توی این شرایط مردم بیشتر مناطق غرب کشور احتیاج دارن به کمک. من شلوغش نمیکنم و نمیخوام جو بدم ولی خودم هم ساکن یکی از همینم مناطق هستم در غرب کشور و خبر دارم از وضع دوست و آشنا و این و اون. به خدا فاجعه ست وضع خیلی از هموطن هاتون. 
الان به شدت دارو و نوار بهداشتی و خیلی چیزهای اساسی رو مردم نیاز دارن در روستاهای لرستان و ایلام و گلستان. حالا بماند شهرهاشون که اونا هم خودش فاجعه ست. تو رو خدا هر کی هر چی میتونه کمک کنه به امید دولت نایستین. بعضی
_ یکی از همکارامون پدرش فوت کردنداین هفته و توی مجلس ختمشون دیدم شوهر عمه و پسر عمه هام هم هستند!
بعد فهمیدم که ما با این همکارمون قوم و خویش بودیم و خبر نداشتیم. البته یکم راه دور هست اما باز هم میشه آشنایی داد.
_ این روزا، همه دارن فحش شرایط فعلی رو به رهبری میدن! وقتی میگم خب شما که میگی همه کاره رهبره چرا اون باید الان کاری کنه که همه فحش ها رو بخوره؟مگر براش کاری داره که رو کنار بزنه؟! پس چرا میزاره باشه تا فحشاشو خودش بخوره؟ الان رهبر
آیین خیلی زودتر از هم سن و سال‌هاش توی فامیل زودتر به حرف اومد و شروع به جمله سازی کرد، کلماتی را به کار می‌بره که ما بهش یاد ندادیم و خودش از محیط دریافت کرده.
امروز به مریم می‌گفتم فکر می‌کنم آیین نسبت به هم سن‌هاش خیلی خوشبخته، چون می‌تونه خواسته‌هاش و احساساتش را بیان کنه، ولی اون‌ها نه، اگر چیزی بخوان باید با گریه و ایما و اشاره بفهمونن که خب خیلی سخت‌تره. اما آیین چیزی توی دلش نمی‌مونه، موقع بازی با اسباب‌بازی‌هاش حرف می‌زنه یا
وقتی احساستو رها کنی، همون چیزی رو از دنیا می گیری که لازم داری ازش بگیری. و هی بهتر و بهتر، رهاتر و رهاتر می شی.
به یه هارمونی متعادل می رسی، یه صلح درونی، صلح با خود، به خود.
دنیا، که یعنی همه و همه، توی این جریان شناور دارن آب تنی می کنن، دارن توی اون جریان می رن. چه بدونن چه ندونن.
مثل اون لحظه ای که به قول سهراب پرواز می خواد خلق شه و پرنده ای رد می شه.
مثل اون لحظه ای که عشق می خواد خلق شه و اونی که وجودش مهیای عشقه اونجا می ایسته و عشق خلق می
عرض سلام‌ و تشکر از توجه و همراهی تون
بی مقدمه موضوع این جلسه رو عرض میکنم:
قبل از اینکه بخوایم باز بگیم مشکلات اقتصادی و . ، بنظرم یه موضوع مهم تر هست که تو این تاپیک درباره ش بحث میکنیم‌، اونم عقده پسر ها هست . پس موضوع میشه عقده پسر ها، عقده واژه بد و توهین آمیز نیست، اصلا این قصد رو ندارم، در ادامه من نظر خودم رو میگم و از شما هم میخوام وارد بحث بشید . 
یکی از دلایل اصلی کاهش درخواست ازدواج از طرف پسر ها ، دل شکستگی هست که‌ دارن، عده ای شون ح
هفته آخر تابستونه، بالاخره داره تموم میشه :)) و من خیلی سرگردونم وسایلم رو نصفه نیمه جمع کردم ولی چیزی هم نیست که جمع کنم بقیشون یا باید شسته شن یا اتو یا دوخته بشن و ترمیم.
خیلی دارن دیر خوابگاه رو باز میکنن حقیقتا و انجام اون همه کار تو یه روز پدر درآره من برعکس یه عده همیشه خودمو عجول نمیدونستم ولی تازگی ها خیلی عجول شدم و خودم اذیت میشم بابتش، از این انتظار باز شدن خوابگاه هم متنفرم
دیگه این که دو نفر که آدمایین که خوشم نمیاد ببینمشون همزم
من به شخصه، از حرف زدن و دوستی با کسانی که همون پیر درون رو دارن یا به عبارتی، دیکتاتور، غرغرو، متعصب الکی، خودبرتربین و کسانی که همه ش پاچه این و اون رو میگیرن، به شدت اجتناب میکنم.
بحث با اینها فایده نداره چون وقتی کم میارن میگن: ادب مسئله مهمیه من ادامه نمیدم، ولی همون آدم تا دو دقیقه قبل میگفت کی من شش نفر رو بیارم بهت گروهی کنن من لذت ببرم (چون اینها خودشون فاقد میل جنسی و الت تناسلی هستن و دوست دارن بقیه اینکارو انجام بدن تا اون ها ل
خیلی زوده برای خسته شدن، خیلی خیلی. ولی واقعا انگار که چیزی ازم نمونده باشه، انگار که تمام این 9 ماه توسط این روزا دارن بلعیده میشن.
نیاز دارم به موسیقی، به هنر، به چیزی که روحم رو نوازش بده ولی تهش هنوزم با درسا و فرمولا میگذرونم و واقعا اگر علاقه نداشتم بیشتر بلعیده میشدم.
نیاز دارم به فعالیت، به پیاده روی روزانه، به باشگاه، هر چند هنوزم خستگی اون سالها از تنم بیرون نرفته.
نیاز دارم به در آغوش گرفته شدن.
نیاز دارم به شلوغی، منِ این روزها
جلسه آخر کلاس فیزیک یهو "س" یه آه عمیق و آروم کشید. زیر گوشش گفتم چی شده؟گفت هیچی،دارم فکر میکنم خوشبحال اونایی که الان دارن اناتومی میخونن.
و بعدش من هم یه آه عمیق و آروم کشیدم .
پ.ن :راستی امروز روز سمپاده !روزمون مبارک!هرچند فارغ التحصیل شدم اما دلم هنوز تو اون مدرسه ست.!
پ.ن :پشت کنکور مثه برزخه. من برزخ رو دوست ندارم. میخوام تکلیفم روشن باشه.
خوشبحال اونا که فردا امتحان دارن و صبح زود میرن مدرسه!فکر نمیکردم یه روز حسرتم این باشه .
خدایا گوش
#نکات_جانبی#triviaدر بین برادران بندیکت فقط زِد و ایو کتاب مستقل دارنو بقیه‌ی برادرا همه تو پیدا کردن روح‌ربا با یه نفر دیگه داستان مشترک خواهند داشتکتاب‌ها به صورت دو مجموعه‌ی سه جلدی نوشته شدن که از نظر نوع اسم گذاری هم با هم فرق دارندر سه جلد بعدی دخترهای جدیدی وارد ماجرای مجموعه میشن که این بار اونا سراغ پسرای بی‌خبر از همه‌جا میرن و روح‌رباهاشون رو پیدا می‌کنن
بچه تر که بودم زیاد فیلم میدیدم
مخصوصا فیلم های چینی مثل شمشیر زن یک دست و .
فکر میکردم اینا دارن واسع یه فیلم اینقدر آدم میکشند.
بعدش فهمیدم که اینا یه کیسه رنگ توی لباساشون دارن
یا فک میکردم که فیلم واقعی بوده و فیلم بردار یواشکی داشته فیلم میگرفته
D :D:
+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. این گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو این روزا شاید به 50
بر اساس مستندات و آمارهای رسمی، نه توهمات و شنیده ها و برداشت های شخصی:
 
کشورهایی که بالاترین میزان خیانت به همسر در دنیا و دارن (2016)
تایلند، دانمارک، ایتالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس.
 
 
 
کشورهایی که بالاترین میزان بی خانمان در دنیا رو دارن (2012 تا 2019)
آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه، سوئد، کانادا.
 
 
 
کشورهایی که بالاترین میزان خودکشی در دنیا رو دارن (2016)
آمریکا، ژاپن، فرانسه، استرالیا، آلمان، انگلیس، ترکیه.
 

ادامه مطلب
سلام دوستان 
من پارمیدا هستم ، چرا مامان ها یا بابا ها بچه های کوچک تر رو بیشتر دوست دارن ؟ سر کوچیک ترین موضوع تو باید  پاسوز بشی ، وای دارم روانی میشم ، تو رو خدا کمکم کنید .
روزی پنجاه بار آهنگ خدا پشتمه ماکان بند رو گوش میکنم ، زندگی نا فعلا !
کمکم کنید تو رو خدا
ادامه مطلب
سلام به افرادی که دارن این متن را میخوانند و به آن فکر می کنند:
بچه ها امام زمان ما خودش یک تنه یه جهان و بیش از یه جهان رو حریفه. فقط باید به این فکر کنیم که چرا امام زمان دنبال یار میگرده.ما تا سر خیابون می خوایم بریم ده نفر رو با خودمون میبریم، دیگه چه برسه به امام زمان که میخواد بیاد جنگ تا اونایی که دارن رو زمین فساد به پا می کنن از بین ببره.313نفر خیلی تعداد افراد کمی هست. به این فکر بکنیم که اگر امام زمان هر چه زود تر ظهور کنه چه مشکلاتی حل می
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
دخترای کانادایی که وایت هم هستن
یه سری دیوونگی ها دارن
یه سری اخلاقای خوب
دیوونگی هاشون اینه که مثلا روانی هستن
روانی بازی دارن
یا مثلا خیلی سیگار میکشن
یا خیلی وید میکشن
یا کوک میزنن
خوبیاشون اینه که ساده ن
مهربونن
اهل کمکن
دوست داشتنی ان
حسودی نمیکن معمولا
یعنی تو با اینا ازدواج کنی با یه سری اخلاقای خوب و بدشون سر و کار داری
دخترای ایرانی
اغلب:
موهامو قهوه ای روشن رنگ کنم بیکاز آم عم عه به لاند
خیلی بی خیالن
از یه طرف به شدت احساس حقارت دار
سلام
میخواستم یه پیشنهادى بدم که اگه به تصویب اکثریت رسید در خانواده برتر قانون بشه.
از این به بعد کامنت هاى کسانى که به صورت "به ." هستند تایید نشه! ببینید اکثر کسانى که قدیمی هاى وبلاگ هستن با یه اسم خاص فعالیت میکن و یه شخصیت مجازى براى خودشون دارن و اهل وبلاگ با این اسم و هویت یه اطلاعات حداقلى از وضع مذهبى، ادبیات، اخلاق حدودى، موضوعاتى که در اون بیشتر تبحر داره و مسائلى از این قبیل دارن و وقتى دارى باهاش گفت و گو و بحث میکنى یه حداقل اطلا
امروز میخوام براتون درباره microaggression حرف بزنم
فقط اینو بگم که
این مایکرواگرشن، به وفور توی کانادا دیده میشه.
indirect or unintentional discrimination towards a member of a minority group
یعنی ااما با مسئله نژاد روبرو نیستیم اینجا
طرف میتونه یه همجنس گرا باشه، ولی افرادی که باهاش روبرو میشن، چه در مصاحبه، چه همسایگی، چه صابخونه مستاجری و. و غیرمستقیم اذیتش کنن، یا بخوان ازارش بدن.
یا تصور کن تو صابخونه ت کاناداییه و خودت تازه از ایران، اروپا، اتیوپی، امریکای جنوبی و. رفتی
فکر کنم
که اونهایی که الان سن های بالاتر دارن
 
مثلا بالای پنجاه سال
 
کلا با قضیه فمینیزم و اینکه زن میتونه شکایت کنه و بدبختت کنه و. اصلا اشنایی ندارن.
 
برای همین سر به سر دخترا میذارن و بچه پررو بازی درمیارن و قلدری میکنن.
 
نسل جدید، یعنی زیر چهل سال رو،
اینقدر قانون ترسونده،
 
که از ترسشون به هیچ دختری نزدیک نمیشن.
 
نمیگم این خوبه یا اون خوبه،
 
نه به این شوری شور که نسل جدید اینقدر وحشت دارن
 
نه به اون بی نمکی که مردهای بالای پنجاه سال ر
هیچوقت نمیتونم آدمهایی رو درک کنم که بین خانواده خودشون و همسرسون فرق میذارن نمیفهمم مگر مفهموم مادر و پدر فرق داره؟مگر نه اینکه هر مادر و پدری برای خوشبختی فرزنداشون از جوانی و لذت های خودشون خیلی وقت ها میزنن تا ما به جایی برسیم 
مگر غیر از اینه که هر مادر و پدری همیشه پست و تکیه گاه بچه هاشون هستند !
هرچقدر که والدین شما برای شما زحمت کشیدن قطعا والدین همسرتون هم برای همسرتون زحمت کشیدن و شده همین فردی که قرار شده زندگی و آینده شما رو تامی
هیچوقت نمیتونم آدمهایی رو درک کنم که بین خانواده خودشون و همسرسون فرق میذارن نمیفهمم مگر مفهموم مادر و پدر فرق داره؟مگر نه اینکه هر مادر و پدری برای خوشبختی فرزنداشون از جوانی و لذت های خودشون خیلی وقت ها میزنن تا ما به جایی برسیم 
مگر غیر از اینه که هر مادر و پدری همیشه پست و تکیه گاه بچه هاشون هستند !
هرچقدر که والدین شما برای شما زحمت کشیدن قطعا والدین همسرتون هم برای همسرتون زحمت کشیدن و شده همین فردی که قرار شده زندگی و آینده شما رو تامی
اگه کسی از وقت شریفش مایه میذاره و به شما کمک میکنه،
بله به شما لطف میکنه.
ولی بیشتر ازون داره به خودش هم لطف میکنه.
اگه وظیفه کسی نیست انجام کاری،
و داره از سر حسن نیت اونکارو انجام میده،
بدونین که داره جای چیزی رو توی مخش پر میکنه.
بعضی ادمها، دوست دارن مفید باشن.
دنبال یه راه برای مفید بودن میگردن.
نمیگم همه اونهایی که به شما کمک میکنن، اینطورین.
نه.
ولی وقتی کسی در به در دنبال کمک کردنه و خودش میاد پیشنهاد میده، یا حتی خودش پیشنهاد نمیده ولی
سلام
چرا انقدر لوازم تحریر گرون شده؟ مردم قراره چجوری برای بچه هاشون وسیله بخرن؟ خداروشکر که دوران تحصیلم تموم شده واقعا :)) 
دیروز چهار تا دفتر خریدم، دو تا دفترچه یادداشت، چهار تا از این کاور های جلد کتاب، دو تا اتود، دو تا مغز اتود ( من خودم مداد رو خیلی بیشتر از اتود دوست دارم ولی خب گفتم شاید بچه ی مردم دوست نداشته باشه ) دو تا پاک کن و شش تا خودکار.
اون خانواده ای که قراره این وسائل رو بهش بدیم نمیدونم پسر دارن یا دختر فقط تخمینی گفتن یا راه
هر انسان معمولی به طور متوسط روزانه ۵٠ تا ۶٠ هزار رشته فکری متناسب با شغل و مشغله هاش توی ذهنش شکل میگیره. این رشته های افکار بوجود میان و محو میشن بعضی قدرت بیشتری دارن و توی ناخودآگاه بیشتر بهشون پرداخته میشه و آدم دنبالشون میکنه. خیلی از افکار هم بوجود میان و فوری ازبین میرن چون ما دنبالشون نمی‌کنیم. اگه چنددقیقه افکاری که به ذهنتون خطور میکنن رو بنویسید بهتر متوجه منظورم میشید.
یه تفاوت اساسی که آدمای سالم با دیوانه ها دارن اینه که دیوان
فرو رفته بودم در کارم . که یه هو گوشیم زنگ خورد . یک شماره ی ناشناس بود . جواب دادم : " الو ! بفرمایید ! الووو ؟! . " . جوابی نشنیدم . قطع کردم و دوبار مشغول کار شدم . که صدای پیامک گوشیم اومد . نگاه کردم . لرزم گرفت . یک پیامک از همون شماره ی ناشناس بود که توش با الفاظ رکیک . . دوباره تند تند زنگ زد و من تند تند رد دادم . باز پیام داد : " ج بده می خوام صداتو بشنوم ! " جواب ندادم و شمارشو بردم تو لیست ردّی ها و تمام .
تاحالا تجربه ش رو نداشتم . دخترای ما دارن ب
میخواستم بی خیال شم 
اما نمیشه 
این روزا منو یاد روزای پیش دانشگاهی میندازه
همه وضعیتشون از من بهتره 
نمیدون معیار های من اشتباه بودیا بقیه دارن جو الکی میدن 
حس همون گمشده رو دارم که همه چیزو گم کرده .
نه واقعا نمیخوام ناشکردی کنم ولی وقتی این چیزار میشنوم نگران آیندم میشم
انگار همه حواسشون بوده به یه موضوع و فقط من فکرشو نکردم 
نمیدونم چرا اینطوری شد 
ولی همه چیز خیلی عجیبه 
تو بگو من عجله کردم ؟ تاوان چیزی رو پس میدم ؟ اشتباه کردم ؟ جایی
این رو هم توی کانادا دیدم هم المان
شما دیدین توی این عکسا وایتا کنار هم وامیسن؟
یه جوری دخترا همو بغل میکنن انگار عاشق همن؟
از هم نفرت دارن!
دو تا دختر وایت در یک اقلیم نگنجند! دعواشون میشه. یا میبینی با هم حرف نمیزنن.
گاهی احساس میکنم یکی از دلایل شاخص و بارزی که باعث شد من اینجا دوست خیلی پیدا کنم اینه که وایت نبودم! وایت ها از هم نفرت دارن! دخترای ما خیلی ساده تر با هم رفتار میکنن تا وایت ها با هم!
تقریبا اغلب دخترای وایت جولیا پندلتون هستن که
این روزا بیشتر از هر موقعى نیاز دارم یه نفر که باورم کنه یه نفر که خود خودش باشه به یه نفر که واقعا بدونم دوستم داره 
به هیچ احدى اعتماد ندارم احساس میکنم همه دارن بهم دروغ میگن همه دارن وانمود میکنن از اینکه کنارمن خوشحالن یا بهتره بگن راضین 
یه عالمه حس ناب و خوشالى تو وجودم داره وول میخوره اما چه فایده که ثانیه به ثانیه ادما دارن این حس رو ازم میگیرن 
ثانیه به ثانیه ابى اسمونى درونم با ته مایى از نارنجى و سبز داره خودشو میده به سیاهى مطلق 
سیمین بهبهانی راست میگه 
عشق ورزیدن یه هنر مردانه هست وقتی زنها شروع میکنند به ناز کشیدن تعادل دنیا بهم میخوره
ولی مردهای الان اینجوری شدن دوست دارن یکی نازشون رو بکشه
دخترای الان هم اینجوری شدن یعنی برای بدست اوردن همسر حاضرن کلی دار و ندارشون رو به پای یه مرد بریزن تا فقط بیاد بگیردشون
وقتی نگاه میکنی میبینی انگار جای زن و مرد عوض شده 
من حاضرم تنها باشم ولی حاضر نیستم هیچکسی رو با پول بخرم کنار خودم نگه دارم .
تمام اون کارهایی که انتظار د
واقعا خیلی خوشحالم که اینترنت و محیط های مجازی وجود دارن
و کمک میکنن که مردم ما نفری یه اکانت بسازن و مدیر کانال تلگرم و ادمین فلان جا و نمیدونم مدیر اینور و اونور بشن و عقده ها رو مقداری جبران کنن.
عقده مدیریت به شدت در مردم ما فوران میکنه
فکر نکنین با رفتن این رژیم این عقده در ما درست خواهد شد. نه. اینا برن هم یه عده دیگه میان که دیکتاتورتر و بد ترن.
چون مشکل ما مردم ایران هستیم
مشکل ما مردم دلال و مورگیج بروکر و دروغ گو و عقده ای و سرکوب گر و دی
تو پست اول وبلاگ گفتم بهتون که می خوام‌ بازاریابی‌ یه سری ادویه جات رو شروع کنم و قرارمون این بود که هر شب براتون از تجربیاتم بنویسم اما متاسفانه همین اول کار بدقولی کردم و دلیلش هم چیز خاصی نیست 
فراموش کردم! 
مشغله کاری و خستگی باعث شد فراموش کنم اما سعی‌ می کنم از این به بعد به قرار روزانه نویسیمون پایبند باشم و پرچم روزانه نویس ها رو بالا نگه دارم.
تو این ۲روزی که بازاریابی کردم‌ به این قانون ایمان آوردم:
هر ۱۰ تا مغازه یکی‌ ازت خرید می
فیلم سوفی و دیوانه رو دیدم و به این فکر کردم که آدم ها حق دارن از آخرین ها خبر داشته باشن. حق دارن که حداقل بتونن به چشمای کسی که خبر دارن قراره هیچ وقت نبیننش برای آخرین بار نگاه کنن یا حتی بغلش کنن.
یادمه یه نفر بهم گفته بود بازیگر خوبیم. خیلی خوب بلدم وانمود کنم آدما واسم مهم نیستن.بدم اومده بود از حرفش ولی راستش من بازیگر خوبیم. 
یه بازیگر که نقش اصلیش از الان شروع میشه.
 آغاز وانمود کردن.
+ ابتدای رقص با آهنگ های غمگین بود. باید روی ریتم حر
از اول بچگی تا حالا ماست و سالادو(سالاد شیرازی) و آب غوره رو با دَلار خوردیم(نمک سبز)،دوغو با کودکوته(کاکوتی) خوردیم و خیلی مخلفات دیگه که حالا تازه خیلی ها دارن مزشو تو دوغ های آماده امروزی ویا سفر به شمال تو غذاها میچشن.امروز که تو دوغم کودکوته ریختم به مامانم گفتم: مامان بقیه که این چیزا رو ندارن چطور زندگی میکنن! آخه غذاهای شمالو به لطف گیاهان کاملا خود-رو که هرررر جایییی سبز نمیشن،کجای دنیا میشه خورد کجا! اونوقت دارن ویلا میسازن شهرک میسا
۱. یه شیرازی دو تا خوراکی رو نباید جز تو شیراز، جای دیگه‌ای بخوره! فالوده و آش سبزی!
۲. برایان تریسی تو یکی از کتاباش گفته بود که ماشینتون رو به دانشکده کسب علم تبدیل کنید. کتابای صوتی و سخنرانی و . گوش کنید. به نظرم فکر خوبیه، شمام استفاده کنید :)
۳. بی‌نهایت منتظرم برسم خونه و این یه عالمه فکری که تو سرم‌ه رو عملی کنم!
۴. چرا آدما معمولا متوجه رفتارای خودشون نیستن؟؟ آدمایی که هزارتا انتقاد از دیگران دارن و هر هزارتا رو توی رفتار و اخلاق خودش
سلام به همه خانواده برتری‌ها!
دختری هستم ۲۴ ساله، دو ماه هست با پسری ۲۵ ساله که به قصد ازدواج داریم آشنا میشیم. این آقا تقریبا با تمام معیارهای من همخونی دارن به جز اینکه از لحاظ مالی خانوادشون پایین‌تر از خانواده ما هستن ولی به خاطر نکات مثبت دیگه شون من رو این مورد چشم پوشی کردم. 
اخیرا مسئله دیگه ای رو متوجه شدم که میخوام نظر شما دوستان رو هم بدونم. ایشون خیلی احساساتی هستن! به طوری که گاهی وقت ها که ناراحت میشن انتظار دارن من به قولی نازش
سلام
همیشه واسم ی جیزی سوال بوده، این که دختر خانوم هایی که لباس باز میپوشن توی خیابون، یعنی ساپورت میپوشن موهاشون رو از پشت بیرون میندازن، مانتو جلو باز می پوشند، پاچه شلوار شون هم بالاست. 
فکر کنم فهمیدین کدوم خانوم ها رو میگم که خب تعداد شون هم کم نیست واقعا، بحث من نحوه لباس پوشیدن شون نیست، چون راجع به این موضوع زیاد بحث شده، بحث من اینه که عقایدشون چه جوریه ؟ خیلی واسم جالبه این موضوع.
یه سری میگن عقاید ربطی به پوشش نداره، ولی به نظر م
فکر میکنم کمتر کسی باشه که در دنیای واقعی و مجازی شخصیت یکسان و ثابتی داشته باشه، کمتر کسی باشه که توی دنیای مجازی خوب باشه و به دنبالش توی دنیای واقعی هم عالی باشه. مگر آدم هایی که روح پاک و بی آلایش دارن و تظاهر به خوب بودن براشون معنایی نداره
من که جزء این دسته نیستم بدبختانه اما حسودیم نمیکنم چون این افراد اونقد دوست داشتنی هستن که حسادت رنگ میبازهاما غبطه میخورم به چنین افرادی افرای که مریض فکری نیستن و ظاهرشون با اون چیزی که توی ذ
توی زندگی همه ادما یه دکمه stop هست. همون جایی که به اینه نگاه میکنن و خودشونو نمیبینن.
ادما یه جایی زندگیو بس میکنن. البته نه اینکه بمیرن. نه!!! فقط دیگه چیزی قلبشونو به تپش نمیندازه
ما ادم ها رو دعوا میکنیم. سرشون داد میزنیم به خاطر اشتباهی که از روی عمد یا غیر عمد بوده باشه. ما ادم هارو تحقیر میکنیم. اونارو به خاطر کارایی که میتونستن برامون کنن و نکردن سرزنش میکنیم.
ما انتقام میگیریم از کسی که مقصر نیست.
ما با حرف هامون نیش میزنیم. بخاطر عصبانیتی
 
میگن یه روز ملانصرالدین برای خرید نون به نونوایی رفت؛ تا دید صف نونوایی شلوغه گفت ای مردم چه ایستاده‌اید که در کوچه بالایی دارن آش میدن! مردم هم باور کرده و همه برای گرفتن آش، صف نونوایی رو رها کردن؛ ملا هم وقتی باور مردم رو دید خودشم باورش شد و پیش خودش گفت که نکنه واقعا دارن آش میدن و خودشم رفت سراغ آش خیالی!!! #توهم_متقابلمتاسفانه آقای #غفار_عباسی در مریدپروری سنگ تمام گذاشته و با دروغ‌های خود، چنان آنها را متوهم بار آورده که حتی به قطرات
هفته قبل،
به یه استاد خیلییییییییییییییییییییی بزرگ ایمیل زدم،
و بهش گفتم که در این رابطه سوال دارم.
 
(یه سوالایی داشتم)،
 
به من برای اول صبح، دوشنبه (اولین و نزدیکترین وقت ممکن) وقت داد.
 
راس ساعتی که گفته بود اسکایپ کردیم.
 
با اینکه ازش نخواسته بودم که اسکایپ کنیم. ولی خوش خواست.
بعدش گفت که این دایرکت و راحته و میتونیم با هم راحت تر ارتباط برقرار کنیم.
 
خیلی شفاف و روشن حرف زد. هم خودش صحبت کرد، هم به من فرصت داد صحبت کنم.
 
خیلی متفاوت بود
می‌دونید، بعضیا زیادی خوبن و هر کاری کنن نمی‌تونن قایمش کنن این خوبی رو. بعضیا زیادی مهربون و مودب و بزرگوارن، طوری که وقتی داری باهاشون حرف می‌زنی تپش قلب می‌گیری از استرس. بعضیا خیلی بزرگن، طوری که وقتی می‌بینیشون، مدام یاد کوچیکی خودت می‌افتی. موقع حرف زدن باهاشون به وضوح احساس حقارت می‌کنی در مقابلشون و به راحتی حس می‌کنی که فقط از روی بزرگواری خودشونه که دارن پرت‌و‌پلاهای تو رو گوش می‌دن، تحمل می‌کنن و با لبخند و مودبانه جواب م
احتمالا اکثر آدما برنامه دورهمی مهران مدیری رو نگاه کردن.
منم برحسب اتفاق چند روز پیش تکرار یکی از برنامه هاشو نگاه کردم 
بنظرم قشنگ ترین قسمت برنامه دورهمی اونحاییه که مهران مدیری به مهمونش میگه: 
چیزی هست که بخواین بگین و من نپرسیده باشم؟
بعد به خودم نگاه کردم و به همه آدمای اطرافم 
به همه حرفایی که میخواستیم بزنیم و نشد. به همه حرفایی که بغض شد ولی دم نزدیم
همه آدما به یکی توی زندگیشون مثل مهران مدیری احتیاج دارن که گاهی بپرسه: چیزی هست که
سلام خانوم های باسلیقه ای که امشب مهمون دارن و دوست دارن یه رولت خامه ای خوشمزه رو با سلیقه و دست پخت خودشون تهیه کنن تا بتونن سلیقه خودشونو به رخ فامیل بکشن پیشنهاد من براتون همین رولت خامه ای خوشمزه کنار یه چایی داغ و خوش عطره با من همراه باشید .
منتشر کننده سایت cooking-training.blog.ir


ادامه مطلب
مسئله بعدی من اینایی هستن که هم فیسبوک دارن هم اسنپ چت هم اینستاگرم
طرف میبینی یه چیزی رو استوری میکنه توی اینستاگرم
بعم همون پست میذاره دوباره
بعد همونو دوباره فیسبوک میگذاره
بعد همونو میذاره توی واتس اپ توی استاتوس
ازین بیمارها فقط ایران نیست
همه همکارای سابق من توی ازمایشگاه اینجوری بودن.
در کمال تعجب
دختره میبینی کل جاده شهر ما تا تورنتو رو فیلم گرفته استاتوس میذاره
من اینقدر سفر کردم اینقدر شهرهای مختلف رفتم، کارای مختلف انجام دادم،
سلام 
راستش یک موضوعی خیلی وقته فکر من را درگیر کرده. من یک دختر هستم. چهره خوبی دارم خدا رو شکر. تا حالا با هیچ کسی هیچ رابطه ای نداشتم. و با اینکه تیپ امروزی دارم همه این رو میدونن که اهل هیچ رابطه ای نیستم .
با یک آقایی در دانشگاه کلاس داشتم آی دی تلگرام منو دارن و خیلی زیاد به من پیام میدن و از شرایط خوب مالی شون و شغلی شون تعریف میکنن. و ایشون واقعا چهره خوبی دارن و از اینکه خانوم های زیادی جذب شون میشن و جواب ایشون منفی هست زیاد به من میگن. حتی
هر جامعه ای نقاط قوت و ضعفی داره.
توی جامعه ایران
یه مسئله ای که من میتونم بهش خرده بگیرم
علاوه بر مردسالاری که توی بعضی خانواده ها حاکم هست (باید این خانواده ها دختر داشته باشن تا اینو درک کنن)
مسئله بعدی نگاه به مادر خانواده هست.
با مادر خانواده مثل یه آدم معمولی رفتار نمیشه.
فکر میکنن چون مادر هست (مخصوصا پسرها) و توی موضع ضعف هست و باید ازش محافظت بشه،
پس خیلی وقتها حرفاش حجت هست و حرفاش به حرفای بقیه اعضای خانواده و حتی همسرشون رجحان داره.
ح
صدای جر و بحث زن و شوهر همسایه از آپارتمان کناری میاد
صداشون خیلی بلنده و فکر کنم همه خونه های اطراف دارن صدا رو میشنون
بلند میشم پنجره رو می بندم تا صدا کمتر به گوشم برسه و زن ها و مرد های و می بینم که از پنجره ها و گوشه پرده دارن دنبال منبع صدا میگردن
میام میشینم پشت میز
موسیقی که دارم گوش میکنم و بلند تر میکنم تا نشنوم 
چون هیچ وقت جزئیات زندگی دیگران برام مهم نبوده
و دارم به این فکر میکنم که چرا باید جزئیات زندگی دیگران برای عده ای مهم باشه
ا
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی نبوددیوارامون گلی بود تلفن هندلی بودکارامون هردلی بود گازمون کپسولی بودبرقمون چراغ سیمی لامپ هامونم قدیمیقفل درها خفتی بود یخچالامون نفتی بودهرچی بود خوش بود دلا بیخیال مشکلازیلوهامون شد قالی همه چی دیجیتالیکابل، فیبر نوری شد همه چی بلوری شدحالا چشما وا شده اشکنه پیتزا شدهحالا با اون ور آب جوونا با آب و تابشب و روز چت میکنند یعنی صحبت میکنندآب نباتا قند شده پیکانا سمند شدهکوره د
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

new marketing نینجا رنجر پرسپولیس انجام پایان نامه ارمنیان خاطراتِـ پرتو هنر ایرانیان روزگار دو مهندس انجمن ورزش های رزمی صنعت آب و برق خوزستان ماشین ظرفشویی صنعتی متن آهنگ جدید تکست آهنگ