نتایج جستجو برای عبارت :

داستان های چانیول مریض

خلاصه داستان رو خیلی کوتاه میگم به خاطر اینکه درحال نوشته شدن هست موضوع زندگی روزمره اعضا هست که با تلخی شیرینی و هیجان همراه هست . امید وارم که خوشتون بیاد . داستان در روز هاي شنبه و دوشنبه و چهارشنبه گذاشته میشود. اوه راستی شخصیت اول داستان چانيول هست به همرت اعضای گروه.
خلاصه داستان رو خیلی کوتاه میگم به خاطر اینکه درحال نوشته شدن هست موضوع زندگی روزمره اعضا هست که با تلخی شیرینی و هیجان همراه هست . امید وارم که خوشتون بیاد . داستان در روز هاي شنبه و دوشنبه و چهارشنبه گذاشته میشود. اوه راستی شخصیت اول داستان چانيول هست به همرت اعضای گروه.
قسمت هشتم 
 
دکتر : نگران نباش !! چون چانيول خیلی زود مريض میشه . 
بک : اینو می دونستم ولی فکر نمی کردم که کارش به دکتر بکشه ! 
دکتر : حالا که چانيول رفته بیرون از عصابانیت می خوام یه چیزی بهت بگم چانيول ادم عجیبیه مراقبش باشید نه میشه از احساساتش خبر دار شد نه میشه فهمید تو افکارش چی می گذره و چانيول همه چیز رو می ریزه تو خودش نبین که این انقدر می خنده و شوخه مراقبش باشید . 
بک : اصلا از حرفاتون چیزی سر در نمیارم .دکتر : داشتم خصوصیات چانيول رو می گف
اینو شنیدین هر انسانی یه داستانی برای زندگیش داره؟؟؟
من زیاد شنیدم!!!
ولی دوست دارم ازشون بپرسم. 
واقعا!!!
داستان داریم تا داستان
بعضی داستان ها ارزش شنیدن نداره 
بعضی ها هم اصلا ارزش گفتن هم نداره
ولی خوش بحال اونی که یه داستان جذاب برای خودش داره
از اون داستان ها که فیلم ها رو از اون می سازن
مثله خیلی از شهدای انقلاب اسلامی 
از این داستان ها هم آرزوست
داستان ذره ناشناخته، داستانی کوتاه و علمی تخیلی تألیف شده در کانون نشر علم رازا است. 
مقدمه داستان:
جملاتی رو که دارم میخونم باورم نمیشه دست نوشته هاي فردی است که تحقیقاتش سفر به مریخ را ممکن کرد . 
لینک دانلود PDF داستان در ادامه
دانلودعنوان: داستان علمی تخیلی ذره ناشناخته حجم: 212 کیلوبایت
با توجه به مسائل و ظرفیت‌هايی که در ایدۂ شما موجود است، حال باید برای نحوۂ روایت داستان خود به استراتژی‌ای کلی برسید. این استراتژی کلی داستانی که در یک خط بیان می‌شود قاعدۂ طراحی داستان شما است. این قاعده به شما کمک می‌کند فرضیه۱ٔ خود را در ساختاری بسیار قوی بگسترانید.
نکتهٔ کلیدی: قاعدۂ طراحی همان چیزی است که داستان را یکپارچه می‌سازد. این قاعده منطق درونی داستان و چیزی است که بخش‌هاي داستان را به طرز سازمان‌یافته‌ای در کنار هم حفظ می
روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد. در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت‌زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد.
 
یکی از همسفرانش علت امر را پرسید.گاندی خندید و در جواب گفت: مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند، حالا می‌تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نم
این داستان یک قهرمان نیست
داستان یک انسان عادی هم نیست
داستان کسی است که در بیشتر کارهاي زندگی شکست میخورد، فرصت و توان بلند شدن پیدا نمیکند و مانند همه ی ما غرق میشود
ولی او ضد قهرمان هم نیست
یک انسان خوب با تصمیمات و اقبالی بد
درست مثل بعضی از کسانی که هر روزه در کنارمان زندگی میکنند.
ادامه مطلب
در باغ یک دیوانه خانه، جوانی رنگ پریده, جذاب و شگفت انگیز را دیدم.
بر نیمکتی کنار او نشستم و گفتم : «چرا این جایی؟» مرد با تعجب به من نگاه کرد و گفت :«چه سوال عجیبی، اما جوابت را می دهم. پدرم می خواست مثل او باشم؛ عمویم هم می خواست من مثل خودش باشم. مادرم می خواست من تصویری از شوهر دریانوردش باشم و از او پیروی کنم. برادرم فکر می کند باید مثل او ورزشکاری ماهر باشم.» «استاد فلسفه و استاد موسیقی و استاد منطق هم می خواستند مثل آنها باشم، مصمم بودند که
سلام خدمت همه مخاطبین
داستان برای بار چهارم رفت روی بازنویسی ، این بار بار آخره و دیگه باز نویسی نمیشه تا یک نسخه اش در اختیار دوستان به صورت مجازی و رایگان قرار بگیره تا بازخورد هاي شما رو دریافت کنه
داستان توی اولین نوشتن خیلی غیرواقعی بود ولی الآن بهتر شده و واقعی تر و عینی تر شده
داستانی که در این وبلاگ با شما به اشتراک خواهم گذاشت. داستان سرگذشت یک معلم سپاه دانشی در اواخر حکومت پهلوی هست.
داستان به پایان نرسیده و به مرور کامل می شود.
پس شاید به بعد از انقلاب هم کشیده شود.
داستان به زبان فارسی روایت شده ولی گفتگوی میان اشخاص، گیلکی است. 
در شیوه نوشتار گفتگوها به گیلکی به اصول نگارش بر مبنای حروف عربی که در فارسی نیز رعایت می شود پایبند مانده ام.
اگر پرسشی درباره شیوه نگارش در این داستان دارید با کمال میل پاسخگو هستم.
یکی از سنتهاي خانه ما ، بیان یک داستان طولانی دارای عواملی شبیه زندگی واقعی است
این داستان گویی راهکاری است  برای آموزش و فرهنگسازی غیر مستقیم به فرزندان. لذا در خانواده ما داستان آقای علوی سابقه طولانی دارد
همسر آقای علوی بانو خانم است و سه فرزند دارد به نام هاي زهره و زهرا و علی
مثلا اگر فرزند خانه از تاریکی می‌ترسد شب در داستان آقای علوی زهره به یک کمکان تاریک میرود و میترسد بعد چراغ  روشن میشود و معلوم میشود هیچ چیز ترسناکی وجود نداشت .
خب خب خب. می خوام یه داستانی رو که با دو تا از دوستای خوبم نوشتم رو بزارم.ولی برای اینکه ببینم اگه بزارم کسی می خوانتش؛باید به این پست نظر بدین و بگید که داستان رو بزارم یانه؟
راستی برید ادامه مطلب تا داستان رو معرفی کنم.
ادامه مطلب
*باهوشی بچه هاي نسل جدید*
_موضوع داستان: علمی فلسفی_

*داستان اول*
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجود اینکه دار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.  
ادامه مطلب
بر اساس یک داستان کوتاه از نویسنده یونانی آنتونیوس Toumanidis، و با الهام از پری دریایی کلاسی توسط کارلو Collodi، این فیلم در حال نوآوری داستان پینوکیو است.
داستان پینوکیو از قرون وسطی و سالهاس که ارائه شده است. در همین حال، در داستان جدید ، در نیویورک، کارل بوچلر کارآگاه با یک قاتل سریال با نام Geppetto روبرو خواهد شد که قربانیان خود را به پیکرهاي انسانی تبدیل می کند. کارل، با کمک یک استاد مطالعات ایتالیایی، کشف می کند که داستان پری واقعی است و با خون ن
«اسفار کاتبان» اثر ابوتراب خسروی.
ابوتراب خسروی در این کتاب سه داستان متفاوت رو به طور موازی پیش می‌بره. داستان سعیدِ مسلمان که پروژه‌ی درسی مشترکی با اقلیمای یهودی داره؛ داستان شدرک یهود و زلفا جیمز که سال ها بعد به دنبال نیمه‌ی گمشده‌ی جسد شدرک میگرده؛ داستان احمد بشیری و شیخ یحیی کندری و شاه منصور که آخرین پادشاه سلسله‌ی خودش بوده.
توی این کتاب، نویسنده با مهارت فوق‌العاده‌ای سه داستان با سه سبک متفاوت رو به نگارش دراورده. داستانی ب
در تاریخ 4 آبان 98 - نام داستان کوتاه : شیدایی یک بمب
1. داستانم برنده گواهی رسمی جشنواره شد
2. داستانم به عنوان داستان شایسته تقدیر در کتاب مجموعه داستان "مشق عشق" چاپ شد
 
برشی از داستان:
به نظرم گاهی وقت‌ها رفاقت یعنی رفیقت رو بکشی، قبل از اون که غم نامردی روزگار اون رو بکشه!- بازپرس: پس شما قاتل زنجیره‌ای هستی؟ زنجیره‌ای تر از همسایه‌تون.- من؟! نه! حقیقت اینه که من قاتل نیستم ولی کشتن آدم‌ها رو دوست دارم! تا حالا 33 نفر رو کشتم. با طناب، چاقو، اس
سنتهاي خانه ما
بیان یک داستان طولانی دارای عواملی شبیه زندگی واقعی
راهکاری است  برای آموزش و فرهنگسازی غیر مستقیم به فرزندان
لذا در خانواده ما داستان آقای علوی سابقه طولانی دارد
همسر آقای علوی بانو خانم است و سه فرزند دارد به نام هاي زهره و زهرا و علی
من زیاد اهل داستان دنباله دار نیستم. بیشتر طرفدار داستان کوتاه هستم. در مورد داستان هاي دنباله دار صاحب نظر نیستم ولی نظر و برداشت شخصی خودم رو میگم؛ داستان شما سبک روایت گونه داره و از باب روان بودن بد نیست هر چند یک مقداری باید روی توصیفات ظاهری یا تیپیک شخصیت ها و فضای وقوع داستان بیشتر کار بشه ولی در کل به نظر من باید یک مقدار از جزییات غیر لازم و غیر ضروری داستان تون کم کنید و به جاش توی هر قسمت از داستان یک جوری خواننده تون رو مجذوب و کن
داستان ذره ناشناخته، داستانی کوتاه و علمی تخیلی تألیف شده در کانون نشر علم رازا است. 
مقدمه داستان:
جملاتی رو که دارم میخونم باورم نمیشه دست نوشته هاي فردی است که تحقیقاتش سفر به مریخ را ممکن کرد . 
لینک دانلود PDF داستان در ادامه
دانلودعنوان: داستان علمی تخیلی ذره ناشناخته حجم: 212 کیلوبایت
امروز یه اینترن فوق العاده خوب داشتیم.مريض ها که می یومدن اورژانس، بستریشون نمی کردمثلا برای مريض قرص می نوشت می فرستاد برهکلا ۶ تا پذیرش داشتیمبه معنای واقعی مگس پروندیم.خلوت خلوتالبته این رو هم بگم که مريض هايی که می یومدن خیلی بدحال نبودن و از همه چی مهم تر و جالب تر اینکه امروز هیییییچ مريضی رو با آمبولانس نیاوردن.اگه با آمبولانس مريض بیارن حتما بستریش می کنن.
دیشب به داستان کوتاهی از جان اسکای نویسنده‌ی معروف جنگ پیرمرد برخوردم، که خوندم و به نظرم جالب اومد.
تا نیمه‌هاي دیشب ترجمه‌ش کردم و تا نیمه‌هاي امروز ویرایش. تقدیم.
 
پ.ن) و البته با این خبر که مشغول کار روی داستان کوتاه دیگه‌ای هم هستم.
 
داستان کوتاه وقتی ماست حکومت را به دست گرفت
خب گفتم همش که قرار نیست براتون داستان هاي ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
این بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت .
اخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زیادی شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
چقدر سخته یه مريضی رو ببینی که خیلی حالش بده و مدام این جمله رو تکرار می کنه که:
به دادم برسید
واقعا آدم ناراحت می شه وقتی دیگه بیشتر از این نمی تونی برای مريض مسکن تزریق کنی و باید شاهد ذره ذره شدن مريض باشی
ان شالله هیچ کسی مريض نشه،الهی آمین.
اللهم اشف کل مرضانا
آخرین شیفت شب سال ۹۷ رو پشت سر گذاشتم.ان شالله که سال ۹۸ سالی پر از شادی و برکت برای هممون باشه
.
#دربارۀ_ساختار_رمانبا محوریت داستان فیلم عواقبدر نگاهی کلی ساختار رمان دو گونه است؛1) خطی یا کلاسیک2) خرده رواییدر شیوه ی خطی داستان که در اینجا بدان می پردازیم، شکل گیری این عناصر ضروری است؛1) پیرنگ کلان داستان یا خط داستانی که از ابتدا تا انتها ادامه دارد.2) خرده پیرنگ هايی که به تناسب به خط اصلی اضافه می شوند.3) بستر داستان یا پوزیسیون(موقعیت مندی)در فیلم عواقب پیرنگ اصلی داستان مبتنی است بر مثلثی عاشقانه.خرده پیرنگ ها عبارتند از؛ کشته شدن
بالاخره بعد از نزدیک هشت ماه چشم انتظاری، امروز خبر گرفتن مجوز چاپ کتابم صادر شد. مجموعه ای از بیست داستان کوتاه که خیلی رویشان کار کرده ام. شاید اغراق نباشد بگویم روی یک داستان سه صفحه ای صد هزار تومان هزینه کرده ام. از هزینه نقد و وقتی که روی هرکدام گذاشته ام و کلاس هايی که بابت آموزش داستان گذرانده ام و .
ادامه مطلب
یکی از کتاب هاي که این ماه تمام کردم ناطور دشت بود ناطور در معنای نگهبان هست و معنای اسم کتاب می شود نگهبان دشت ولی بروقتی این کتاب 300 صفحه ای را می خوانید اصلا در هیچ جای کتاب حرفی از نگهبان و دشت نیست و اینکه چرا اسمش اینجوریه برای منم سواله اخه اصلا خیلی نزدیک به مفهومم نیس واقعا چرا /نمیدانم
داستان درباره پسر نوجوانی است به اسم هولدون کالفید و کل داستان در 2-3 روز اتفاق افتاده و هولدون به عنوان راوی داستان هست و داستان را تعریف می کند.
ام
نیمه داستان، صفحه ۶۴.
همان تار مویی که لابلای داستان خواندن برایت، غنیمت گرفتم و لای کتاب گذاشته بودم دلم را لرزاند و آیا اینکه دلم را لرزاند، تعبیر درستی است وقتی جای ادامه دادن داستان حالا دراز کشیده‌ام توی تراس و نشسته‌ام به خیال؟
داستان سیاه چاله
قسمت چهارم
اگر پیگیر داستان سیاه‌چاله‌ها از ابتدا باشید، حتما به یاد می‌آورید که شروع نوشتن آن با یک عصر بهاری دلپذیر همراه بود، که حس و حال خاطره‌انگیزی را ایجاد می‌کرد. باید اعتراف کنم که نوشتن همة این داستان در آن عصرگاهِ خاص اتفاق نیفتاده و هر زمان که حسِّ خوبِ نوشتن با من همراهی کرده است برای آن نوشته‌ام.
ادامه مطلب
مجموعه داستان حسن محمودی داستان محکوم به اعدام تبرئه شده ای است که بارها تا پای چوبه دار رفت و سر آخر بخت با او یار بود که زنده بماند اما همچنان نگران چهارده سالگی دختران دیگر است. سومین مجموعه داستان حسن محمودی با عنوان «از چهارده سالگی می ترسم» که داستان هاي آن را در فاصله سال هاي 81 به این سو نوشته شده است از سوی نشر چشمه منتشر شد.

مجموعه داستان «از چهارده سالگی می ترسم» شامل داستان هاي با نام هاي «قول و قرار»، «صبر ایوب»، «ناخن ها و آوازها»
مجموعه داستان حسن محمودی داستان محکوم به اعدام تبرئه شده ای است که بارها تا پای چوبه دار رفت و سر آخر بخت با او یار بود که زنده بماند اما همچنان نگران چهارده سالگی دختران دیگر است. سومین مجموعه داستان حسن محمودی با عنوان «از چهارده سالگی می ترسم» که داستان هاي آن را در فاصله سال هاي 81 به این سو نوشته شده است از سوی نشر چشمه منتشر شد.

مجموعه داستان «از چهارده سالگی می ترسم» شامل داستان هاي با نام هاي «قول و قرار»، «صبر ایوب»، «ناخن ها و آوازها»
مجموعه داستان حسن محمودی داستان محکوم به اعدام تبرئه شده ای است که بارها تا پای چوبه دار رفت و سر آخر بخت با او یار بود که زنده بماند اما همچنان نگران چهارده سالگی دختران دیگر است. سومین مجموعه داستان حسن محمودی با عنوان «از چهارده سالگی می ترسم» که داستان هاي آن را در فاصله سال هاي 81 به این سو نوشته شده است از سوی نشر چشمه منتشر شد.

مجموعه داستان «از چهارده سالگی می ترسم» شامل داستان هاي با نام هاي «قول و قرار»، «صبر ایوب»، «ناخن ها و آوازها»
سلام این داستان اولین داستانی که نوشتم
اسمش فقیر امانتداره
این داستان رو به عنوان پروژه پایانی دوره آموزش نویسندگی ( داستان نویسی) استاد سرشار فرستادم
عیب زیاد داره اما قشنگه
زاویه دیدش تلفیقیه و سعی کردم مثل آنک؛آن یتیم نظر کرده باشه اما ما کجا و استاد سرشار کجا تازه اونم در اولین کارم
ولی خدایش بد نیست یعنی خودم که می گم قشنگه
شماهم وقت کردید بخونین.
به صورت سریالی و 9 تیکه ای ارسال می شه که از 4 آذر 98 هر دوشب یکبار
برای خوندنش بر روی نوشته 
بازم سلام.اینم یکی دیگه از داستان نوشته هام.همین اول بگم که این داستان نوشته پر از جزئیاته.حتی اسمی که برای این داستان نوشته انتخاب کردم خطر لو رفتن ادامه ی داستان رو داره.ولی گفتم این طوری بامزه تره.خب دیگه.لطفا برید ادامه ی مطلب. :)

ادامه مطلب
ادم‌ها به داستان زنده‌اند. این را قبل از خواب نوشتم و گوشی در دست به خواب رفتم. چند ثانیه بعد با افتادن گوشی از دستم بیدار شدم. نمیدانم بعدش قرار بود چه بشود، یک مثال‌هايی از برادرم در ذهن داشتم. ولی دیروز در راه فکر میکردم که چه میشود اگر برایم تشخیص سرطان معده بدهند. سرطان معده که بگیری چندماه بعد حتما رفتنی خواهی بود. پس شرایط خیلی تراژیک میشود. داشتم واکنش‌هاي هر کسی را پیش‌بینی میکردم. اول به دوستم فکر کردم که میتواند چند ماه را با من خو
برای ایجاد انگیزه در کلاس اول خود میتوانید از داستانهاي کوتاه استفاده کنید،
کلاس اولی ها علاقه بسیاری به شنیدن داستان دارند.
ایجاد علاقه به کلاس و مدرسه یکی از فنون یاد دهی -یادگیری برای بهبود کیفیت آموزش است.
برای مطالعه داستان کلیک کنید.
 دیده شده یک نفری ؛  که هنوز رزیدنت نشده روی پروفایل اینستاش زده رزیذدنت فلان رشته.سوال داشتید در دایرکت بپرسید :)) عزیزم بذا یک ماه بری لااقل بعدا :)) مث اینه که بزنم رزیدنت سرجری to be!  مريض داشتین بیارین تا عمل کنم :| عی خدااااا این شادیا رو از ما نگیر :)) 
خدایا یکمی م روی ما تمرکز کن.مچکریم :)) 
عیدمون مبارک :) 
پیاده اسم رمانیه که نیم ساعت پیش تمومش کردم، هر چند برای من سیلابس درسی به حساب می اومد ولی خوندنش خالی از لطف نیست. دوستش داشتم، ادبیات روان و البته به روزی داره و داستان واقعی. داستانِ یک زن در اوایل دوران جنگ و بعد از انقلاب، که درگیر بارداری و زندان رفتن شوهرش میشه و یه پایان غم انگیز. در کلیت داستان احساس غریبی نکردم با محور اصلی، چون به نظرم همه ی ما حداقل یک نفر رو دور یا نزدیک می شناسیم که کم و بیش داستان زندگیش شبیه به داستان شخصیت اصلی
امروز به دعوت الهه رفتم به حلقه‌ی داستان شهرستان ادب. داستان الهه و دو نفر دیگر را گوش دادم. یاد کانون پرورش فکری افتادم که چقدر با خانم بابایی شعر و داستان می‌خواندیم و کیف می‌کردیم. خب کمی از آن فضا فاصله گرفته بودم. اینجا مجید قیصری حضور دارد و درباره‌ی داستانها نظر می‌دهد. جلسه‌ی خوبی است. رایگان است و در مرکز شهر قرار دارد. دوست دارم باز هم بروم. از همه‌ی سنین به جلسه می‌آیند. یکی از کسانی که داستان خواند نوجوانی بود که داستانش بسیار م
- فعالیت دانش آموزان بر پایه سه محور داستان نویسی، داستان خوانی و داستان گویی است.
- از ایجاد فضای رقابتی بین دانش‌آموزان خودداری شود.
- دانش‌آموزان مختارند خودشون یکی از فعالیت ها را انتخاب کنند و مجبور کردن آنها به انتخاب یک فعالیت مشخص ممنوع است.
- اجبار کردن دانش‌آموز به خرید کتاب یا هر چیز دیگری که بار مالی دارد ممنوع است.
- دانش‌آموزان قبل از عید کاملا توجیه شوند.
- همه دانش‌آموزان در طرح شرکت داده شوند.
- از دادن تکلیف کتاب‌هاي درسی خو
ده بازی برای کودکان خجالتی
 این بازی‌ها را می‌توانید با توجه به سن و توانمندی‌هاي کودکان در فرصت‌هايی که تمایل به بازی کردن دارند، انجام دهید.
۱ - مسابقه گویندگی
۲ - بازی «مصاحبه تلویزیونی»
۳ - بازی «نقل خاطره، داستان، شعر، معما و لطیفه»
۴ - بازی «چه کسی می‌تواند دیگران را بخنداند»
۵ - بازی «کامل کردن یک داستان»
۶ - بازی «کامل کردن یک شعر»
۷ - بازی «تکمیل جملات»
۸ - بازی «پاسخ به پرسش‌ها»
۹ - بازی «داستان سازی با تصاویر»
۱۰ - بازی «معلم بودن»
@
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
این را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هايی که برای خواندن داستانهايم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در این گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
رابرت مکی در کتاب «داستان» می‌گوید: «داستان خوب» یعنی داستانی که ارزش تعریف کردن داشته باشد و دنیا بخواهد گوش کند. بعد می‌نویسد: باید هنرمند باشید و وقایع را به نحوی که تاکنون به ذهن کسی خطور نکرده کنار هم بچینید. سپس توصیه‌هايی می‌کند و در انتها می‌گوید: «و مقدار زیادی عشق». این نسخه‌ را می‌شود تعمیم داد به همه شئونات زندگی. «خوب بودن» در هرجای زندگی در هر جای این دنیا، «مقدار زیادی عشق» می‌خواهد. برای پیدا کردنِ این مقدار، معلوم نیست چ
داستان عشق مریم وعلی را روایت می کند 
 
خلاصه کوچکی از داستان:
 مریم وعلی دو جوان از قشر مالی ضعیف جامعه
 مریم دختری که تازه دبیرستان را تمام کرده ودر آستانه کنکور میباشد، تک فرزند است.
 علی جوانی بیست و شش ساله که در پیک موتوری بیرون بری مشغول است و تک فرزند که پدرش در پنج سالگی او ومادرش را به قصد ثروتمند شدن ترک کرده و تا کنون خبری از او نیست،ومادرش هم بیمار است.
که هر دو به صورت نسبتا تصادفی عاشق یک دیگر میشوند 
وزندگی مریم تا مدتها در فراز
ته که دنیبی من بیبمه مريض
مه ره بوردنه تهران و تبریز
خدا دونه درمون بونه مه مريض
اگه مه یار مه ره ونگ هاده عزیز
 
ترجمه
تو که نبودی مريض شدم، من را برای معالجه به تهران و تبریز بردند
خدا میدونه مريضی من درمان میشود اگر من را عزیزم صدا بزنی
اولین کتابی که امسال خوندم یا بهتره بگم امسال تمومش کردم "کجا ممکن است پیدایش کنم"بود،عکس رو زمانی گرفتم که خیلی سردم بود و اون گل رو جوجه رنگی بهم داد،شاید بعدا بیشتر راجبش حرف زدم اما الان نه.کتاب مجموعه داستان بود(پنج داستان)و من سه تا از داستان هارو پارسال خونده بود و دیروز هم یکی و امروز هم یکی دیگه،و کتاب همین حالا تموم شد.قلم موراکامی برام آشنا و در عین حال ناشناخته و عجیب غریبه،همونطور که داری میخونی کلی به فکر فرو میری و عمیقا توی داس
انگار دارم وسط رمان‌هاي کمونیستی زندگی می‌کنم.توی روستای دور از پایتخت، وسط طبیعت بکر. بدون دسترسی به اخبار و اطلاعات بیرون، و تنها راه کسب اطلاعم از دنیای بیرون، رومه‌هاي انتخاب‌شده‌ایه که روی میز کتابخونه است. میتونم بعدا داستان بنویسم از این روزهام.
خب، وی پس از چندروز استراحت دادن به خود و جشن گرفتن پایان امتحانات به این نتیجه رسید که بهتر است کتابهاي مظلوم درسی را بجای کتابهاي داستان مطالعه کند تا وقتی مريض سوال پرسید مانند یک حیوان زحمتکش در گل گیر نکند!
+از فردا دوباره بخشهاي جذاب ن پرخطر و زایشگاه و نوزادان شروع خواهد شد ^_^
+حرف یکی از استادان ترم یک در گوشش زنگ میخورد: از اینجا به بعد درس نخوندنت گناهه، گناهه، گناهه 
دیشب یه داستان
کوتاه از شرمن الکسی به نام تو گرو بگذار من پس میگیرم رو خوندم. خیلی برام شیرین
بود داستانی که با یه لحن خیلی خودمونی طوری که فکر میکنی همین الان جکسون شخصیت
اصلی داستان روبروت نشسته وداره برات با آب و تاب این داستان رو تعریف
ادامه مطلب
از خواندن فرضیات و بیانیه هاي «دانشکدگی» و آکادمیک از تعریف داستان، کلافه شدم. اینکه در همه ی این تعریف ها داستان هست و هم نیست. آن کسان که وارد گود داستان و نقد می شوند، بسته ببه اندوخته و تجربه و دیدگاه حاصل از آنها هر کدام نظری می دهند. اما جهان داستان آنقدر فراخ و بی مرز است که هر تعریفی گوشه ایی از آن را می گیرد. اما این تعریف ها در برابر حجم بزرگ و همه جایی این «آزادی» که داستان به ما می دهد ناچیزند. واقعیت داستان و جهان روایت بزرگتر است  از
کتاب آموزش داستان نویسی
دانلود رایگان کتاب الکترونیکی آموزش داستان نویسی، در قالب فایل pdf و در حجم 28 صفحه. در این کتاب الکترونیکی مهارت هاي داستان نویسی را بصورت اجمالی می آموزید و با عناصر مهم داستان آشنا می شوید. بی شک اولین گام برای ورود به جمع نویسندگان، « خواندن » است .
معرفی کتاب به مناسبتکتاب کودک : مژده گل؛ داستانهايی از زندگی امام سجاد (ع)؛ جلد ششمنویسنده : محمود پور وهاب
«داستانهايی از زندگی امام سجاد (ع)» جلد ششم از مجموعه‌ی مژده‌ی گل نوشته‌ی محمود پوروهاب و به تصویرگری حامد زاهد است. این کتاب داستانهايی از زندگی امام سجاد (ع) را به زبانی شیرین و جذاب برای کودکان و نوجوانان بیان می‌کند.
جواب نگارش دهم صفحه 119 انشا صفحه 119 دهم انشا صفحه 119 نگارش دهم انسانی انشا صفحه ۱۱۹ نگارش دهم نوشته داستان گونه نگارش دهم نوشته داستان گونه پایه دهم مثل نویسی صفحه 122 نگارش دهم نوشته ای داستان گونه بنویسیدپیش ازنوشتن عناصر آن را مشخص کنید
انشا در ادامه مطلب
ادامه مطلب
#معرفی_کتاب کتاب بانو در آینه مجموعه‌ای است که تمامی داستانهاي کوتاه ویرجینیا وولف را شامل می‌شود. این داستان‌ها از سوی بسیاری از منتقدین با‌ارزش تلقی گشته‌اند چرا که به مدد این داستان‌ها می‌توان به دنیای پیچیده نویسنده‌ای راه یافت که آثارش همچنان پر خواننده است.__________با ۵ درصد تخفیف اعضا و ارسال رایگان
_____________
سفارش ازطریق #سایتwww.amirabook.irسفارش به صورت تلفنی۰۷۱_۳۲۳۲۱۴۳۲۰۷۱_۳۲۳۲۰۸۸۱_۳سفارش ازطریق تلگرام
باامیراکتاب در پیام رسان #ا
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
این را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هايی که برای خواندن داستانهايم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در این گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
 کتاب سونات کرویستر و چند داستان دیگر ،  نوشتهٔ لیو تالستوی ، ترجمهٔ سروش حبیبی ، نشر چشمه
این اولین کتابی هست که از تولستوی میخونم. اصلا هیچ پیش زمینه ای ازش ندارم زیاد. زندگی نامشم با این که کتابشو دارم ولی نخوندمش هنوز گذاشتم بعد از خوندن کتاباش بخونمش. کلا شش تا داستان. دیگه این که همین. الان میخوام بخوابم فردا صبح زود بیدار شمو شروعش کنم. از عصری تا حالا فقط وقتو گذروندم. 
خلاصه داستان:
داستان از آن قرار است که لیدا به همراه همسرش به یک مهمانی دعوت می شوند. کیوان دوست این دو نفر،
با فرد جدیدی به اسم رها آشنا می شود و او را هم به مهمانی می آورد. این
چهار نفر در راه بازگشت به منزل با یک چیز یا کسی تصادف  می کنند و فرا
ادامه مطلب
 
 
لی جونگ سوک (Lee jong seok)
بازیگر و مدل
اهل کره جنوبی
متولد ۱۹۸۹
 
از جمله سریال هايش با نقش اصلی که پیشنهاد میشود:
مدرسه ۲۰۱۳
صدات رو میشنوم (داستان ذهن خوانی لی جونگ سوک برای یک وکیل)
دکتر غریبه (داستان پزشکی از کره شمالی)
W (داستان دو جهان واقعی و فانتزی در نقاشی)
پینوکیو (داستان انتقام پسری برای پدر خبرنگاری که طی اتفاقی بدنام نشان داده شد)
وقتی که تو خواب بودی (داستان خواب هايی که در واقعیت اتفاق می افتند)
آهنگ مرگ (داستان عشق غم انگیز یک نمایش
شب هايی هستن 
که کلافه روی تختت غلت می زنی، 
کلافه از درد بی داستانی!
هرکسی باید یه داستان داشته باشه، 
یه داستان دراماتیک 
که بتونه واسه بقیه تعریف کنه، 
شب ها بغلش کنه و بهش فکر کنه.
البته نه که اصلا داستان نداشته باشی، 
داری!
اما به خودت قول دادی که فراموشش کنی. 
درست عین تو! 
عین من! 
میخوام فراموشت کنم. استارتشو خودت زدی!
با زبونی که فقط من میفهمش و تو فکر میکنی که مختص خودته.
بفهم!
شب هايی هستن 
که کلافه روی تختت غلت می زنی، 
کلافه از درد بی داستانی!
هرکسی باید یه داستان داشته باشه، 
یه داستان دراماتیک 
که بتونه واسه بقیه تعریف کنه، 
شب ها بغلش کنه و بهش فکر کنه.
البته نه که اصلا داستان نداشته باشی، 
داری!
اما به خودت قول دادی که فراموشش کنی. 
درست عین تو! 
عین من! 
میخوام فراموشت کنم. استارتشو خودت زدی!
با زبونی که فقط من میفهمش و تو فکر میکنی که مختص خودته.
بفهم!
داستان مردی را که هرگز نمی شناختم شنیدم٬ که حتماً خدا می خواست که این داستان را بشنوم.او رئیس امنیت شرکتی بود که باقیمانده اعضای خود را از حمله به برجهاي دوقلو دعوت کرده بود تا فضای اداره خود را با آنها قسمت کنند. با صدایی پراز وحشت داستان اینکه چرا این افراد جان سالم بدر بردند و همکارانشان کشته شدند را تعریف کرد.تمام داستانها تنها چیزهاي کوچکی بودند. شاید شما میدانید که مدیر آن شرکت بخاطر اینکه پسرش مهدکودکش شروع شده بود٬ آنروز دیر به سرکار
باید واسه چهارشنبه یه داستان کوتاه بنویسم .
طرحم خیلی بلنده به درد یه داستان ۵۰۰۰ کلمه ای نمیخوره 
خاطرات بامزه یا جداب و جالبی که ممکنه تلخم باشه برام کامنت کنین شاید یه جرقه ای تو مخ داغونم بخوره .
مغزم لااال شده.امروز
امسال فکر می کنم در مريض شدن رکورد شکنی کردم . داستان مريض شدنم از ایام ماه رمضان و در لیالی قدر شروع شد خیلی سخت و بد بود و باعث شد یک هفته نتوانم روز بگیرم به طوریکه خودم شک کردم که نکنه بیماریم جدی باشه و هنوز تشخیص داده نشده که الحمدلله بعد از چند روز در روند بهبودی تسریع شد و باعث رفع نگرانی خودم و خانواده بشود. یاز هم از پاییز تا امروز فکر میکنم این دفعه چهارم پنجم باشه که به پزشک مراجعه کرده باشم که اخرین دفعه آن پریشب بود وقتی که بازیی ای
نام کتاب: چمداننویسنده: بزرگ علوی
نوبت و تاریخ چاپ: چاپ سوم ۱۳۸۵ناشر : مؤسسه انتشارات نگاهتعداد صفحات: ۱۷۳ صفحه.اندازه صفحات: ۲۱×۱۴/۵عکس : نداردشابک:  ۹۶۴۶۷۳۶۱۳۰ | ISBN : 964-6736-13-0
* محل نگهداری کتاب: کتابخانه‌ی هلال‌احمر شهر بیجار
* تاریخ مطالعه‌ : مطالعه‌ی اول در روز شنبه ۹۸/۰۷/۲۷ از (۱۴:۱۸) تا (۲۳:۳۶)
* معرفی و بررسی:بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِاین کتاب ، شامل ۷ داستان می‌باشد که بیشتر داستان‌ها، دارای پس‌زمینه‌ی عاشقانه و خاطرخواه
 
 
لی جونگ سوک (Lee jong seok)
بازیگر و مدل
اهل کره جنوبی
متولد ۱۹۸۹
 
از جمله سریال هايش با نقش اصلی که پیشنهاد میشود:
مدرسه ۲۰۱۳
صدات رو میشنوم (داستان ذهن خوانی لی جونگ سوک برای یک وکیل)
دکتر غریبه (داستان پزشکی از کره شمالی)
W (داستان دو جهان واقعی و فانتزی در نقاشی)
پینوکیو (داستان انتقام پسری برای پدر خبرنگاری که طی اتفاقی بدنام نشان داده شد)
وقتی که تو خواب بودی (داستان خواب هايی که در واقعیت اتفاق می افتند)
آهنگ مرگ (داستان عشق غم انگیز یک نمایش
خلاصه داستان:در واقع روایت داستانی پر از خشونت و سیاهی است که بیانگر نبردی نابرابر با سرنوشتی شوم است. داستان به قرون وسطی باز می گردد ؛ شخصیت اصلی داستان گاتس نام دارد ؛ یتیم جنگجویی که بواسطه ی زندگی در میان سربازان مزدور بسیار قوی بار آمده و با گذر زمان از تنهايی در می آید و به ارزش همرزم هايش پی می برد. وی بواسطه ی "نشانی شیطانی" که بر روی گردنش حک شده به عنوان شمشیرزنی سیاهپوش دنبال شیاطینی است که او را به سوی خود فرا می خوانند. گاتس قصد انت
گیم اف ترونز فصل 1 قسمت 2 از سایت بلاگ دانلود دریافت کنید.
سریال بازی تاج وتخت فصل 1 قسمت2 دوبله به فارسی HD
دانلود زمان دوم سریال گیم اف ترونز دانلود زمان دوم سریال گیم اف ترونز دانلود سریال گیم اف ترونز زمان 2 دانلود زمان دوم سریال بازی کلاه و تخت Game Of Thrones Season 2 دانلود سریال Roswell New Mexico زمان 1 بخش 12 همه . ▶ 48 32 Jul 29 2018 به همه کیفیت داستان هفت خانواده اشرافی به هدف حاکمیت بر کشور داستان ای وستروس سر کیفیت ستیز به داستان از جایی آغاز می شود که.
ادامه مط
"سهیلا شماره 17" فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمود غفاری ساخته ی سال 1395 است.  داستان سهیلا زن مجردی در آستانه ی چهل سالگی است و به مشکلات ازدواج نکردن و یا ازدواج کردن در سن بالا و مشکلات اجتماعی پیرامون ازدواجش پرداخته میشه .محتوایی که فیلم به سراغش رفته محتوای جالب و بحث برانگیزیه، اما حواشی و جزئیات داستان اونقدر زیاد و کشدار هستن که به خوبی به مساله هاي مهم پرداخته نشه. در کل داستان جالبی داره و پرداخت بسیار ضعیفی.
 
پ.ن: در ادبیات ایران ب
تاریخ فلسفه -از دکارت تا لایب نیتس - جلد چهارم ، نوشتهٔ چار کاپلستون ، ترجمهٔ غلامرضا اعوانی  
 
غالبا گفته می شود که فلسفه ی جدید با دکارت ( ۱۵۹۶-۱۶۵۰) یا فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶ ) در انگلستان و با دکارت در فرانسه آغاز شده است. شاید مستقیما اشکار نباشد که با چه توجیهی لفظ «جدید» به تفکر قرن هفدهم اطلاق می شود. اما اطلاق این لفظ به وضوح متضمن آن است که میان فلسفه ی قرون وسطی و دوره ی ما بعد ان شکاف و فاصله ای وجود دارد و نیز هر یک واجد خصوصیات مهم
مشخصات کتاب
کتاب ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
مترجم: ارسلان فصیحی
انتشارات: ققنوس
تعداد صفحات: ۵۱۱

کتاب ملت عشق در ترکیه بیش از ۵۰۰ بار به چاپ رسیده و توانسته است عنوان پرفروش‌ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورد. این کتاب در ایران هم با استقبال بسیار خوبی مواجه شده و تا به حال بیشتر از ۵۰ بار تجدید چاپ شده و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند
خلاصه داستان کتاب ملت عشق
این کتاب دو داستان را شامل می‌شود که به زیبایی در کنار هم و در یک کت
چرا باید سریال شهرزاد را تماشا کرد؟چرا خیلی ها آن را تماشا کرده اند؟
چرا این الگو هنوز برای ساختن سریال جواب می دهد؟
شهرزاد به جز قطعاتی که محسن چاووشی خوانده چه قسمت جذابی دارد؟ گیرم بازیگرانش همه درجه یک و خوب هم هستند در کارشان، اما تا کی باید در این داستان هاي ملو درام عاشقانه با یک نقاشی تارخی از یک دوره که پشت زمینه این نمایش می شود باقی ماند؟ چرا هیچ کس نمی خواهد یا نمی تواند حرف بیشتری از این داستان هاي فرضا تاریخی بیرون بکشد؟ 
سازنده
اسپویل چیست | معنی واژه اسپویل
 
اسپویل برگرفته از واژۀ Spoil است و به معنای لو دادن، ضایع کردن، از بین بردن و خراب کردن است.اصطلاحا به لو دادن و مطرح کردن داستان و ماجرای یک کتاب یا فیلم برای شخصی که از آن موضوع خبری ندارد، اسپویل کردن می‌گویند.همچنین به توصیفی از یک متن یا داستان که ممکن است ترتیب وقایع و جزئیات مهم یک داستان، فیلم و . را لو دهد و باعث شود که خواننده، تمایل خود را برای مطالعه کردن متن اصلی از دست بدهد، اسپویلر یا افشاساز گفته
بمونه به یادگار برای خودم که کل پرستارها و سوپروایزر صبح به استادم گفتن که اگر اینترن فلانی زاده نبود ، مريض مرده بود. 
و استاد به من با مقنعه ی کج و کوله و صورت چرب و عرقی و موهاي پریشون بیرون زده ، نگاه کرد ، خندید ، گفت مطمئن بودم میتونی نگهش داری ، حالا برو خونه و بخواب. 
و خب من خوشحالم از این که دیشب با همه ی خستگی هاش ، یه تجربه ی بی نظیر بود از این که مستقلا و در لحظه تصمیمی برای مريض گرفتم و قاطعانه اجراش کردم که منجر به زنده موندن مريض
سریال Breaking Bad داستان والتر، یک دانشمند شیمی، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و انسان شریفی است که تحت یک حاکمیت و در یک جامعه‌ی بی‌شرف زندگی می‌کند! وی که عمر خود را صرف علم و دانش کرده و در یک مدرسه تدریس می‌کند، چون درامدش کفاف مخارج زندگی‌اش را نمی‌دهد شغل دوم خودش را اجباراً کار در یک کارواش انتخاب کرده است! تا اینکه سرطان ریه می‌گیرد.
ادامه مطلب
دانلود آهنگ شهرام ناظری آخرین داستان
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * آخرین داستان * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , شهرام ناظری باشید.
دانلود آهنگ شهرام ناظری به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Shahram Nazeri called Akharin Dastan With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ شهرام ناظری به نام آخرین داستان
بیا تا جهان را به بد نسپریمبیا تا جهان را به بد نسپریمبه کوشش همه دست نیکی بریمبه کوشش همه دست ن
داستان و موضوع اصلی این انیمیشن راجع به پسر بچه ۱۲ ساله ای به نام Miguel است که پدر و مادرش شدیداً مخالف جاز و موسیقی هستند و اورا از پرداختن به آن منع کرده اند. ولی او آرزو دارد یک روزی به نوازنده ای بزرگ و حرفه ای تبدیل شود. سرانجام او تصمیم خود را می گیرد و دل به دریا می زند و و به سرزمین مردگان عزیمت می کند تا حقایق پنهان شده پشت داستان زندگی خانواده اش را بیابد و داستان فیلم رقم می خورد…
ادامه مطلب
 خرید اینترنتی داستان حاکم و فقیر
 نشانی سایت:
 
http://www.ordibeheshtpub.ir/Search/Keyword-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%B1/
 
و
 
http://www.ordibeheshtpub.ir/Category-152/
 
موضوع: داستان هاي فارسی  persian fiction
           داستان هاي آموزنده  didactic fiction
 
گروه کودک
انتشارات اردیبهشت:
شابک : 9-469-171-964-978
نشانی: تهران- خیابان انقلاب- خیابان دوازده فروردین-پلاک 316-طبقه همکف- انتشارات اردیبهشت
تلفن:
66480886-7 ، 021-66497613
 www.ordibeheshtpub.ir
 
 
 
 خرید اینترنتی داستان حاکم و فقیر
 نشانی سایت:
 
http://www.ordibeheshtpub.ir/Search/Keyword-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%B1/
 
و
 
http://www.ordibeheshtpub.ir/Category-152/
 
موضوع: داستان هاي فارسی  persian fiction
           داستان هاي آموزنده  didactic fiction
 
گروه کودک
انتشارات اردیبهشت
شابک : 9-469-171-964-978
نشانی: تهران- خیابان انقلاب- خیابان دوازده فروردین-پلاک 316-طبقه همکف- انتشارات اردیبهشت
تلفن:
66480886-7 ، 021-66497613
 www.ordibeheshtpub.ir
 
 
 
فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد!

دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه : من دکتر واقعی نیستم!
شما این پول رو بگیر بی خیال شو 
بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه!
مريض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه!
بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مريض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی!
مريض لبخند تلخی میزنه
سلامم. من پریام .مدیر این وبلاگ
الان هیچ فعالیتی نمی کنم تا موقعی که چند نفر داوطلب بشن و نویسنده بشن و داستان بزارن.هر نوع داستانی که دوست دارن
البته بجز داستان می تونن کمیک هم بزارن.اینم هر نوعی بخوان.
فقط تنها قانون مهم این وب اینه که ادب باید رعایت بشه .
سپاس فراوان از همکاریتون 
اگه می خواین نویسنده شین تو همین پست اطلاع بدین
از جمله کارایی که بهش فکر می کنم و هیچوقت انجامش نمی دم ، داستان نویسیه . به این نتیجه رسیدم نوشتن یه داستان بلند ، مثل حل کردن یه مکعب روبیک می مونه . اینکه باید حواست به همه جاش باشه ، اگه از یه طرف تغییرش بدی ، بقیه‌ش هم عوض می شه . اینکه از اولین حرکتت ، باید مسیرت تا آخرین حرکتت رو بدونی همه چی رو بی نقص انجام بدی تا به بهترین نتیجه برسی . البته خل کردن مکعب روبیک راه حل داره ، اما نوشتن یه داستان هیچ حد و مرزی نداره . نقطه ی مشترک همه ی داشتان ه
خوب خوب خوب. از اونجایی که تازه این وب راه اندازی شده و طول می کشه تا نویسنده و مخاطب پیدا کنه می خوام یه داستانی رو که با دو تا از دوستای خوبم نوشتم رو بزارم.ولی برای اینکه ببینم اگه بزارم کسی می خوانتش؛باید به این پست نظر بدین و بگید که داستان رو بزارم یانه؟
راستی برید ادامه مطلب تا داستان رو معرفی کنم.
ادامه مطلب
یه تب اون بالا باز میکنم و توش اسم اساتید نازنینم رو مینویسم. اساتیدی مثل دکتر سهیل تیموری که بالا سر هر مريض با مهربونی و متانت و احترام با مريض‌ها صحبت می‌کنه و به حرفهاشون -حتا اگه نامربوط باشه!- گوش می‌ده؛ برای هر مريض حداقل ۱۵- ۲۰ دقیقه وقت میذاره و نه تنها با مريضا، با دانشجوهاش هم با مهربانی و پدرانه و برادرانه رفتار می‌کنه، بهشون علم "یاد" می‌ده و روش علم‌آموزی رو توضیح می‌ده.
خدا این دنیا رو از امثال دکتر تیموری عزیز پر کنه.
داستان دو شهر : چه پرتلاطم است زندگی عاشقانه ای که آغازش با انقلاب فرانسه باشد…
 
داستان دو شهر : چار دیکنر، نشر افق
معرفی:
برای خیلی ها جذاب است که بدانند شروع شکل گیری توسعه اروپا چگونه بوده است. این کتاب داستان دختری است که زندگی عاشقانه اش در تلاطم انقلاب فرانسه دچار تلاطم هاي زیادی می شود…
خلاصه:
داستان انقلاب فرانسه و اتفاقات آن است که چه بکش بکش و قتل و غارت و ظلمی شده است و تمدن اروپا روی خون، سر پا شده است. ولی در قالب زندگی دختری که
داستان ازدواجی پرماجرا در قرآن
 
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
بنام خداوند بخشنده مهربان
لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ
داستان ازدواجی پرماجرا در قرآن
خداوند متعال، در قرآن شریف، به داستانى اشاره مى فرماید که از جهاتى، قابل دقت و تأمّل است. با توجّه به اهمیّت آن در قرآن، که نام بزرگترین سوره از این قصه گرفته شده و همچنین به علت نتایج ثمربخش آن، ما مشروح آن را براى خوانندگان گرامى، در این‌جا
ادامه مطلب
خب گفتم همش که قرار نیست براتون داستان هاي ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
این بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت .
اخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زیادی شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
دانایی من این است:چه بسا کارها که در سرزمینی ننگ است و در سرزمینی دیگر مایه‌ی شرف.هیچ همسایه‌ای را ندیده‌ام که بتواند حقیقت همسایه‌اش را دریابد و هر یک از دیوانگی و شرارت دیگری در شگفت است.هر ملتی لوح آیین خود را بالای سر آویخته است و هر گردنه‌ای را که پیموده‌اند و عزمی را که در اراده‌ی آنان نهفته بود بر آن نوشته بودند.
 
فردریش نیچه چنین گفت زرتشت
 
+این داستان ملت ها نیست . داستان تک تک ماست . داستانی که نشان از جهل ما نسبت به نواقص و ضعف ه
داستان "ماجرای کارآگاه رو به مرگ (The Adventure of the Dying Detective)" که اپیزود "کارآگاه دروغ گو (The Lying Detective)" از روی آن ساخته شده،داستان جالبیه.شرلوک در این داستان خودش رو به بیماری می زنه تا بتونه مجرمی به نام "کولورتون اسمیت" رو به دست قانون بسپاره.شرلوک هلمز در حین همین بیماری ساختگی اش هذیان هايی ساختگی می گه.به نظرتون درون این هذیان ها و حرف هاي متوهم نکته ای وجود داره؟با هم قسمتی از این داستان آرتور کانن دویل رو بخونیم:
(لطفا برای خوندن  این قسمت از دا
قصه پریان و قهرمانان قدرتمند از دیرباز همیشه در داستان هاي ایرانی وجود داشته اند. داستان هايی افسانه ای که به دنیای ماورای واقعیت می پردازند و ما را با خود همراه می کنند تا در این دنیا همراه با قهرمانانشان ماجراجویی کنیم. ادبیات فانتزی و علمی تخیلی در ایران و جهان طرفداران بسیاری دارد. داستان هايی مثل ارباب حلقه ها یا هری پاتر یا حتی جنگ ستارگان از جمله فضاهاي داستانی هستند که همگی با آن ها آشنا هستیم.
ادامه مطلب
هوشنگ گلشیری داستانی نوشته است به نام: یک داستان ِ خوب ِ اجتماعی. در این داستان او حکایت یک نویسنده ی به نظر تازه کار را می نویسد که این تازه کار در حال نوشتن یک داستان است. داستان ِ گلشیری قصه ایی است از به وجود آمدن یک داستان در ذهن یک داستان نویس. پر از تجربه هايی که لابد بسیار زیاد با آنها برخورد کرده است و اصلا این برخوردها ، روند ِ معمول کار هر نویسنده ایی است که داستان می نویسد. اینکه دارایی هاي حتا فرسوده و قدیمی ذهن در همه جای حاصل ِ کا
چند نکته عبرت آموز از داستان آقای نجفی:
*شیطان به هیچ کس رحم نمیکنه اصولگرا و اصلاح طلب و وزیر و وکیل هم نمیشناسه.
*ثروت خوشبختی نمیاره . خیلی چیزها با پول به دست نمیاد
*ظاهر عکس ها با باطنشون خیلی فرق داره
*مهریه بالا باعث استحکام زندگی نمیشه
*خیلی از مشکلات ناشی از سبک زندگی غربیه
*از دیگران عبرت بگیریم قبل آنکه عبرت دیگران شویم
*آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب حرف شیطانه
*دفاع همسری که عمرش رو پای شوهرش گذاشته بعد این همه داستان ستودنیه
* ز
After change
توضیحات : 
شخصیت هاي اصلی : تهیونگ و کوکی 
این وانشات خیلی معروفیه که همتون هم میدونید مال وان دایرکشن ولی ادیتش کردن 
بعد برای اینکه وسط داستان گیج نشید این یک وانشات دخترو   پسریه و همون طور که از روی شخصیتاش میبینید میگن کاپلیه حالا وسطای داستان به یک نتایجی میرسید که میفهمید کاپلی نیست 
رده سنیش هم +18 
خیلی قشنگه
 بعد اینکه اگر یک وقت توی داستان اسم لیام اومد اون همون شوگاعه 
لذت ببرید .
من خودم ازش خیلی خوشم اومد 
این یک وانشا
امروز رفته بودم ازمایش خون . بعدشم رفتم طب سنتی برای لاغری . عزمم رو جذم کردم برای تغییر سبک زندگی و لاغر شدن .
دیشب یکی از دوستام داستان هام رو خونده بود و خیلی تعریف کرد.  
باید به زودی داستان ها رو ویرایش کنم و بفرستم برای یه انتشارات. 
می خوام با خودم مهربون باشم . هم با جسمم هم با روحم. 
باید برای همه کارهام برنامه ریزی کنم . 
یا مجیب دعوه المضطرین
(ای اجابت کننده دعای مضطرین)
 
 
دلم میخواد داستان تخیلی بنویسم :))
یه ایده هیجان انگیز تو ذهنمه. اما از اونجایی که تجربه هام درمورد نوشتن داستان تخیلی موفق نبوه، نمیدونم چه کنم! 
شاید باز هم امتحانش کنم
 
+گفتم کتاب هاي " پریدخت" و " فعلا خوبم" رو تموم کردم؟ نه نگفتم.
خب. تو پست بعد یه معرفی کوتاه از هرکدوم مینویسم :)
سلام دوست عزیز
امیدوارم در حالی که داری این مطالب رو می‌خونی خوب و سرحال باشی.
تو این نوشته که توی ویرگول منتشر کردم، داستان زبان یادگرفتن خودم رو برای شما تعریف کردم. من از این داستان البته هدفی دارم و امیدوارم شما هم فایده لازم رو از نوشته ببرین.
نوشته من شامل 5 قسمت خواهد بود:
یادگیری زبان قبل از ورود به کلاس‌هاي فشرده تافل
دوره یادگیری زبان انگلیسی بعد از کلاس‌هاي فشرده تافل
شروع یادگیری زبان فرانسه با معلم و کلاس
دوره خودآموزی زبان فرا
بدون تعریف کردن داستان سر اصل مطلب میروم
انقدر پرکشش بود که گاهی اوقات میخواستم از دنیای خودم جدا شوم و به درون داستان بروم، در بحث هاي فیلیپ شرکت کنم، نقدش کنم و چاهايی از نزدیک چشمانش را ببینم. دوست داشتم به کتابخانه مجلل ژولیوس میرفتم و به باغ ژاپنی اش نگاه کنم و میان اب روان و پل قرمزش قدم بزنم.
به هر حال.
ادامه مطلب
سلام.
هر قدر میخوام یک داستان رو بخونم انگار نمیشه که نمیشه. تقریبا یک ساعت روی یک صفحه گیر کردم و هنوز هم نتونستم بخونمش. یک لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم تمرکز کافی برای خوندن این داستان رو ندارم.
نتایج بررسی هام درباره عدم تمرکز و روش هاي درمان اون رو در این مطلب نوشتم.
ادامه مطلب
یکی از بهترین بازی هاي اکشن برای سیستم عامل اندروید که کمپانی گیم لافت آن را بر اساس داستان فیلم مرد عنکبوتی طراحی کرده است! داستان بازی اسپایدر من از این قرار است که دکتر Conners از سمت خود که مدیریت شرکت Oscorp می باشد برکنار شده و
ادامه مطلب
نام کتاب: دل من وسعت دریاست اگر بگذارند
نویسنده: silversea horse
ژانر: اجتماعی، عاشقانه
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات:
خلاصه‌ی داستان:
داستان از زبان زنی بیان می‌شه که تو زندگیش همه چی داره. پول، شهرت، عشق، فرزند، درس خونده، به همه جا رسیده، اما…
ادامه مطلب
لوک رابرتز ، ستاره هالبی سیتی ، درباره قولی که به همبازی روزی مارسل داده است ، درباره داستان خروج جک نیلور باز کرده است.لوک نقش خود را به عنوان جوزف بایر در کنار پتسی کنیت برای پخش قسمت ویژه امشب (3 سپتامبر) بازخوانی کرده است.
ادامه مطلب
بدون تعریف کردن داستان سر اصل مطلب میروم
انقدر پرکشش بود که گاهی اوقات میخواستم از دنیای خودم جدا شوم و به درون داستان بروم، در بحث هاي فیلیپ شرکت کنم، نقدش کنم و چاهايی از نزدیک چشمانش را ببینم. دوست داشتم به کتابخانه مجلل ژولیوس میرفتم و به باغ ژاپنی اش نگاه کنم و میان اب روان و پل قرمزش قدم بزنم.
به هر حال.
ادامه مطلب
مگر مهم است کجا و چه وقت؟ اصلا مگر این نویسنده نیست که زمان و مکان را از نو و تازه برای داستانش تعریف می کند؟ و این زمان و مکان نباید مگر با طرح و شخصیت چنان درهم تنیده و بافته باشند که مثل یک پارچه ی ظریف، جداکردن هر کدام این طرح در هم تنیده را نخ کش کند؟ 
بحث بر سر سوالات کلیشه ایی بود. این که خلاقیت در طرح پرسش ااز کار افتاده. به همین راحتی که می شود سوال هاي خوبی از داستان پرسید، از نویسنده ی داستان می پرسند که چرا در آنجاست و در اینجا نیست؟ یا
نام کتاب : مثل هاو قصه هايشان ( قصه هاي تیر )نویسنده : مصطفی رحماندوستانتشارات : محراب قلمتوضیحات : این کتاب دارای «۱۳۹» صفحه می باشد که به صورت داستان داستان آمده و در پایان هر داستان نویسنده می گوید که با چه مثلی ارتباط دارد و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشدقطعه ای از کتاب :این بار نیازی به تنبیه و قهر و غضب هم نبود نوکر از جا بلند شد و رفت تا برای اربابش آب بیاورد و صد البته خودش هم پیاله ی آبی بنوشد و از تشنگی نجات پیدا کند از آن به بعد درباره کس
یکی از بهترین
کتاب هاي تخصصی که خوانده بودم. چراکه آدم را زنده نگه می داشت و نمی گذاشت که آدم
کتاب را زمین بگذارد و پس از یکسری توضیحات نظری، سریع این مطالب را در قالب
داستان ارائه می داد و آنها را در درون داستان تشریح می کرد.
این کتاب به سبک
رئالیست و ناتورالیست می پرداخت و آنها را به سختی از هم متمایز می کرد و داستان
هاي مختلفی را با سبک هاي رئالیسیتی و ناتورالیستی ارائه می داد. البته تفکیک این
دو سبک بسیار سخت است و واقعا شاید نشود به درستی ای
در اواخر جنگ جهانی روستایی به تصرف نیروهاي آلمانی در می آید . پس از استقرار نیروهاي آلمانی فرمانده ی جوان متوجه می شود مردم روستا به علت وجود رودخانه ای خروشان بین روستا و مرکز شهر با سختی هاي فراوانی روبرو هستند .
پس از مرگ یک زن باردار به خاطر نبود امکانات پزشکی ، وی تصمیم می گیرد تا با امکاناتی که در اختیار دارد پلی جهت عبور و مرور بروی رودخانه بسازد .
در این بین چالش ها و روابط عاطفی بین اشغالگران و مردم روستا بن مایه داستان را تشکیل می دهد .
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

جهانگردی شارژ و فروش کارتریج در سعادت آّباد خبرهای روز و دسته اول چاپ روما دانلود رمان جدید | دانلود رمان عاشقانه وان ایکس بت 1xbet قلب نوشته مرکز بازاریابان روزنوشته‌های من هر نوشته دنیایی تازه است