نتایج جستجو برای عبارت :

دانلوداهنگ لری جدیدخانم خانمی ازمیلادبیرانوند

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت اهنگحجم: 2.16 مگابایتتوضیحات: دانلوداهنگ درد ازسجادعلیزاده
ferhat göçer git دانلود آهنگ
دانلود آهنگ فرهاد گوچر جنت

دانلود آلبوم جدید فرهاد گوچر 2017

گلچین فرهاد گوچر

فرهاد گوچر دوشدوم بن یولارا
ferhat gocer git
دانلود اهنگ فرهاد گوچر دنیایا بیرداها گلسم سوگیلیم
دانلوداهنگ جنت ازفرهادگوچر
دانلود ریمیکس آهنگ بیقرار امین حبیبی
دانلود آهنگ امین حبیبی نمیتونم من طاقت بیارم

متن آهنگ بیقرار امین حبیبی
آهنگ با این که رفته اما هنوزم

دانلود بی قرار از حبیبی
امین حبیبی نامهربونه
دانلود اهنگ امین حبیبی نمیتونم
دانلوداهنگ خیال میکردم پیشم میمونه ترانه ی عشق واسم میخونه
دانلود آهنگ جدید امید عشق و تمنا 320
دانلود آهنگ امید عشق و تمنا با کیفیت 320
دانلود موزیک ویدیو امید عشق و تمنا
آهنگ عشق و تمنا امید 320

دانلود آهنگ جدید امید شاد

متن آهنگ عشق و تمنا امید
دانلود آهنگ جدید امید گلپوش
دانلوداهنگ خدایکی یاریکی ازامید
دانلود آهنگ ترکیه ای جنت
دانلوداهنگ جنت ازفرهادگوچر
دانلود آهنگ جدید فرهاد گوچر گیت
دانلود آلبوم جدید فرهاد گوچر 2017

دانلود اهنگ فرهاد گوچر- دنیایا بیرداها گلسم سوگیلیم
دانلود اهنگ فرهاد گوچر ساریل بانا
دانلود اهنگ فرهاد گوچر- دنیایا بیر داها گلسم سوگیلیم
دانلود اهنگ ترکی cennet
دانلود آهنگ همایون اون که یه وقتی با لینک مستقیم

اپارات اهنگ اون که یه وقتی
اون که یه وقتی تنهاکسم بود همایون

دانلوداهنگ اون که یه وقتی تنهاکسم بود امین حبیبی

دانلود آهنگ بی کلام اون که یه وقتی
متن اهنگ همایون اونکه یه وقتی
دانلود آهنگ اونکه یه وقتی تنهاکسم بود امین حبیبی

موزیک ویدیو اون که یه وقتی
دانلود شدم عاشقت من بیتاب و گرفتار علی براتی
شدم عاشقت من بیتاب و گرفتار از علی براتی
شدم عاشقت علی براتی
دانلود کلیپ شدم عاشقت منه بی تابو گرفتار از محسن لرستانی

دانلوداهنگ شدم عاشقت منه بیتاب و گرفتار
اهنگ شدم عاشقت منه بی تابو گرفتار
شدم عاشقت من بیتاب گرفتار محسن لرستانی
آهنگ بیا تا بگم بی تو میمیرم بابا جون
دانلود اهنگ مرشد میررستمی بندری حیف اون شوون
دانلوداهنگ حیف اون شوون که تاصبح

آهنگ بندری حیف اون شوون که تا صبح
دانلود اهنگ حیف اون شوون که تا صبح مرشد

دانلود اهنگ معین علی نسب حیف اون شوون که تا صبح
حیف اون شوون که تا صبح اسلام نظری

متن حیف اون شوون که تا صبح
دانلود آهنگ حیف اون شوون که تا صبح اسلام نظری
دانلود اهنگ bir kadin sevdim
دانلود اهنگ ترکی ben bir tek
دانلود ben bir tek adam sevdim
دانلوداهنگ ben bir tek kadin sevdim

download ben bir tek kadin sevdim
دانلود آهنگ سلامی شاهین و بورجو گونش
دانلود آهنگ ben bir tek kadın sevdim از بورجو گونش و سلامی شاهین

دانلود اهنگ ترکی seni bir tek
دانلود آهنگ اینکه میگم حقیقته حقیقت سوزان روشن

اهنگ این که میگم حقیقته حقیقت خیال نکن یه صحبته یه صحبت
دانلود اهنگ قیامت از سوزان روشن

موزیک ویدیو این که میگم حقیقته

دانلود اهنگ سوزان روشن
دانلود آهنگ دل دیوونه سوزان روشن

دانلوداهنگ سوزان روشن اینکه میگم حقیقته
دانلود موزیک پورتوریکو 25 باند با لینک مستقیم

ریمیکس پورتوریکو 25 باند
دانلود موزیک ویدیو پورتوریکو 25 باند با لینک مستقیم

دانلوداهنگ پورتوریکو از 25 باند

دانلود آهنگ پورتوریکه با کیفیت 320
اهنگ 25 باند به نام هرکی اونو دیده از دنیا بریده
دانلود اهنگ 25 باند هرکی اونو دیده از دنیا بریده
دانلود آهنگ 25 باند puerto rico
دانلود آهنگ دختر شیرازی اسفندیار منفردزاده
دانلود ترانه دختر شیرازی با صدای جمال وفایی
دانلود آهنگ داش آکل گیتی

دانلوداهنگ دختر شیرازی جمال وفایی


متن اهنگ دختر شیرازی جمال وفایی
دانلود آهنگ دختر شیرازی سیما بینا

جمال وفایی دخترشیرازی آهنگ اسفندیار منفردزاده

اهنگ دختر شیرازی با صدای جمال وفایی
هوای گریه دارم امشب دلم گرفته مجید عبادی
متن هوای گریه دارم امشب دلم گرفته
دانلود متن آهنگ هوای گریه دارم امشب دلم گرفته
دانلود آهنگ هوای گریه دارم امشب دلم گرفته از مجید عبادی

هوای گریه دارم امشب دلم گرفته شجریان
اهنگ پیشواز هوای گریه دارم امشب دلم گرفته
دانلوداهنگ هوای گریه دارم باصدای حمیدعسکری
حمید عسکری
دانلود آهنگ اینکه میگم حقیقته حقیقت سوزان روشن

اهنگ این که میگم حقیقته حقیقت خیال نکن یه صحبته یه صحبت
دانلود اهنگ قیامت از سوزان روشن
دانلود آهنگ حقیقت سوزان روشن


موزیک ویدیو این که میگم حقیقته
دانلود اهنگ سوزان روشن
دانلود آهنگ دل دیوونه سوزان روشن

دانلوداهنگ سوزان روشن اینکه میگم حقیقته
دانلود اهنگ وقتی ایی نوراباد با صدای سعید حسینی
دانلود آهنگ وقتی میای نورآباد از سعید حسینی
دانلود اهنگ وقتی ایی نوراباد اول مو حیرون ایبوم
دانلود آهنگ لري سعید حسینی وقتی ایی نوراباد

دانلوداهنگ لري وقتی ایی نوراباد
اهنگ لري وقتی ایی نوراباد از سعید حسینی
دانلود آهنگ لري حیرون
وقتی ایای نوراباد سعید حسینی
دانلود آهنگ جدید مهراد جم به نام شیک و پیک شیکو پیکو تو باشی و منو یه موزیک هیتو. اهنگ شیکو پیکو - شیک و پیکو جدید مهراد جم تورو دیده رد داده دانلود آهنگ جدید مهراد جم به نام غمت نباشه با متن آهنگ و دو کیفیت عالی 320 و 128 با لینک مستقیم رایگان و پرسرعت از سایت یک موزیک.مهراد جم شمال ، دانلود آهنگ مهراد جم شمال ، Download Music Mehrad Jam Shomal ، به همراه متن ترانه آهنگ شمال با تو راه شمال تاریک میشه / آروم هوا بستهدانلود آهنگ جدید مهراد جم خیالت راحت ♫ دانلود اهن
دانلود بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد
دانلوداهنگ بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد
دانلود آهنگ بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد سوری بیبی

دانلود آهنگ بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد ساری بیبی


دانلود اهنگ بهت زنگ زدم‌ چرا دادی تماسمو رد سوری بیبی

متن اهنگ بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد
بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد ساری بیبی اگه نبود حواسم اونقد بهت
دانلود اهنگ بهت زنگ زدم چرا دادی تماسمو رد سوری بیبی اگه نبود حواسم اونقد
اهنگ خودت میدونی که من چقدر دوست دارمت

ریمیکس اهنگ خودت میدونی که من چقدر دوست دارم
ریمیکس خودت میدونی که من چقدر دوست دارم
دانلود اهنگ میدونی که من چقدر دوست دارم

دانلود آهنگ خودت میدونی چقدر دوست دارم شماعی زاده
دانلود اهنگ دعوا از شماعی زاده با کیفیت 320
ریمیکس اهنگ ما که دعوا نداریم

دانلوداهنگ ما که دعوا نداریم حسن شماعی زاده
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


.برای دانلود این اهنگ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



.برای دانلود این اهنگ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
ادامه مطلب
از رفتار این خانمه اصلا خوشم نیومد 
شب تاسوعا یه سینی حلوا که دور حلوا؛ نان داشت از قسمت مردونه فرستادن سمت خانم ها
جمعیت زیادی داخل مسجد بود .مشخص میشد به خیلیا حلوا نمیرسه. یه خانمي که همیشه مسئول پخش بود بلند شد و شروع کرد حلوا رو بین خانمها پخش کردن.
من حلوا دوست ندارم ولی خانمي که کنار من نشسته بود، گفت:فکر نکنم حلوا به ما برسه
گفتم:من که دوست ندارم. ان شاءالله به بچه ها برسه.ولی کاش حداقل این نان ها نصف می کردن به بقیه هم برسه
سرم پایین بو
کلا تجربه ضایع شدن توسط استاد اون هم توی کلاس مختلط با لحن تلخ استاد اصلا تجربه جذابی نیست که خداروشکر نمردم و تجربه اش کردم(!) راستش از ترم یک یه خانمي بود که اصولا خیییلی سوال میپرسید بعضا هم سوال هاش سوال های خوبی نبود خلاصه همواره راجع بهش بد فکر میکردم حتی یه مدت فکر میکردم داره خودنمایی میکنه! خلاصه زبانزد بود این خانم دیگه حتی امثال من که قصد کرده بودم هیچ خانمي رو نشناسم اولین مورد عهد شکنی م همین خانم بود بعضا هم بد ضایع میشد این خانم،
بسم الله الرحمن الرحیم
چندی پیش با یکی از خانم های فردای سبز
در مورد پیشرفت گروه صحبت می کردیم
و اینکه معاشرت با آقایان
باعث چه نوع پیشرفتی می شود؟!
حال؛ در دانشگاه نیز از ما گزارش پیشرفت می خواهند
اینکه در سمینار چه پیشرفتی کرده ایم
قرین بودن این واژه ها جالب است
و قرین بودن بسیاری از وقایع دیگر.
انگار یک وحدتی ما بین یک عالمه وقایع وجود دارد
خیلی مقارنت های دیگر هم در این دانشگاه
و فضای مجازی و تنفس ما 
جالب است
مثل خانمي با اسم و
دیشب تو هیئت، یه خانمي کیک پخش میکرد. فقط به بچه ها میداد. اومد کنار ما و به بچه ها تعارف کرد و رفت. چند دقیقه بعد یه دست از پشت سرم یه کیک گذاشت تو دامنم و رفت. با تعجب به اطرافیانم نگاه کردم و همه خندیدن. گفتم مگه این واسه بچه ها نبود؟ بغل دستیم گفت انگار داره به پیرم میده!
من دقیقا کدومشونم؟ o_O
مریض های بعد از ظهر کنار اینکه معمولا بد حال تر و پیچیده ترن یه چیزای باحالی مثل داستان های زندگی جذاب هم بیشتر دارن
چند روز پیش ه بعد از ظهر مطب بودم ۴ تا بارداری ناخواسته داشتم.اولی دختر ۲۱ ساله که مشکوک به بارداری بود و با پدر شوهرش اومده بود چون عقد بود میترسید که ازمایش بده
دومی خانمي بود ۳۷ ساله با دختر ۱۶ ماهه که جواب ازمایش مثبت اومد.هم خوشحال شد هم شوکه
سومی خانمي بود که شوهرش اصرار میکرد که نه حامله نیستی و زنه میگفت شاید باشم و خیل
لیلی گفت: "برو" و با دست پروانه رو دور کرد، گفتم: "لیلی جان، پروانه است، نگاهش کن چه نازه، پروانه، پروانه، بیا" یه هو صدای یه خانمي از بالا گفت: "شما الان گفتین پروانه؟" :-)
چی‌؟ شاخک‌هایم تیز شد، کی داشت فارسی حرف می‌زد؟ کسی از من سئوال پرسید؟ صدا از کجا بود؟ سرم رو بلند کردم و دیدم یه خانمي تو بالکن ایستاده و با لبخند نگاهم می‌کنه، دوباره گفت: "شما گفتین پروانه؟"
گفتم: "بله بله" و نیشم تا بناگوش باز شد که یک نفر داشت فارسی حرف می‌زد، کجا؟ تو بالک
دیروز خانمي رو دیدم که برای نهیِ دو دخترِ غرق در آرایش، از منکر،
آروم بهشون گفت: اگر واقعاً این حرفهایی که در مورد آخرت میگن درست باشه، شما اون دنیا چه کار میکنین؟!
بعدم رفت.
دو تا دختر بهت‌زده به هم نگاه کردن. 
به نظرم تا به حال بهش فکر نکرده بودن! :/
دیروز عصروسط کلاس بود و هنوز در حال تدریس بودمدانشجویی نزد من اومد
خانمي که خودش مادر فرزندانی بود
اشک می ریخت
اشک
.
گفت: سرطان دارم
باز هم اشک ریخت
.
خیلی جا خوردم
نمی دونستم چی بگم ولی
به عنوان یه استاد، حس همدردی عجیبی دارم
دلم می خواد هر چه در توانم است براش دعای خیر کنم
یا اگه کاری از دستم بربیاد
امروز در شهر تهران .بزرگراه امام علی ع دختر خانمي بالای پل می رود تا خود را 
به پایین پرتاب و به زندگیش پایان دهد .
تا اینجا مشابه اتفاقاتی است که گهگاه در گوشه و کتار شهر شاهدیم .
به هر حال تصمیم به خودکشی ناشی از شرایط پیچیده روحی است که ریشه در 
بسیاری مسایل دارد .


ادامه مطلب
داشتیم با صابر و لیلی از مرکز شهر بر می‌گشتیم خانه، یک‌ هو نگاه صابر جلب شد به خانمي که با قلاده‌ی سگ در دست به سمت خیابان می‌رفت، پرسید: این شهردار نبود؟من: اوه، چرا :) خودش بود!
خودش بود! بدون محافظ، بدون خدمه، بدون زرق و برق، بدون راننده! 
باید یک سری پست بنویسم با هشتگ_یاد_بگیریم :دی 
‏میگن یک خانمي هم برای شوهرش لیست خرید می‌نویسه:1 نوشابه2 قند3 بیسکوییت4 پیاز5 تخم‌مرغ6 مرغ7 فندک
و آقا برمی‌گرده با یک نوشابه، دو بسته قند، سه‌تا بیسکوییت، چهارتا پیاز، پنج‌تا تخم‌مرغ، شش‌تا مرغ و هفت‌تا فندک، و با تعجب از خانمش می‌پرسه: «هفت‌تا فندک برای چی میخایم؟»
یکبار اومدم کنار خانواده تو اینستا پست هارو باهم ببینیم زرت کلیپ های عاشقانه میاد :/ 
یادتونه که گفتم مامانم نمیزاره دم موهام رنگ کنم؟ ادامه اش:
آقا ینی چی ترکیب حنا و قهوه و بابونه زدم به موهام عکسش (خانمي با موهای بلوند) بود :| من از ترسم فقط دم موم زدم دیدم هیچ فرقی نکرده :/ کل موهام زدم 
به این اینترنت اعتماد نکنید همش چرته .
در این بخش از سایت لوتوس به مدل کیف های دستی پارچه ایی میپردازیم : که هر خانمي حتما یکی از آن دارند. بعضی ها هم که چندین تا !
سلیقه هر خانمي متفاوت هست بعضی ها دوست دارند جنس کیفی که دارند پلاستیکی یا چرم و یا پارچه ایی یا که نمد و … باشد.
ما در اینجا به کیف های دست دوز پارچه ایی میپردازیم و مدلهای خیلی شیک و جدید را آماده کرده ایم ، تا بانوان گرامی از این مدلها مدلی گرفته و در مدل کیفی دستی که دوست دارند خودشان در منزل درست کنند.
البته میتوانند
سلام
دیروز شیفت عصر بودم.از یکی از پرستارها پرسیدم فلان پرستار مجرده‌؟
گفت آره.
تعداد مجردها رو شمردیم.خیلی تعداد زیاد بود حتی سر پرستارمون هم مجرده.
نمی دونم چرا ولی ناراحت شدم.خانمي که می تونست تا الان بچه و نوه داشته باشه و سرش شلوغ باشه هنوز مجرده.
تو خانواده برتر خیلی صحبتش شده در مورد مجرد موندن ولی تا حالا از نزدیک شاهدش نبودم.
رفتم حجامت 
سه بار لیوان رو زد و گفت هر بار اینقدر اومده (یه ته لیوان مثلا ۲۰ سی سی یا شاید ۳۰) گفت من تیغها رو ریز زدم 
از همکارهای قدیم خودم بود 
خانمي که خیلی دنبال عروس کردن این و اون بود 
خدا خیرش بده 
گرچه من چون اصصصصلا به خودم نمی رسیدم و یه سیاه زامبی بودم فقط یبار منو نشون داده بود اونم بس که بهش گفتم برا همه میسازی برا منم بساز :| (خیلی سال پیش ها!) 
الانم که به خودم می رسم که بهم زامبی معرفی می کنن :/ 
ولش کن 
الان نمدونم چی بخورم! 
سلام
من یه پسر حدود 27 ساله و مجردم. با یه دختر خانمي تو دانشگاه همکلاس و بعدش تقریبا اتفاقی حدود 2 سال همکار بودیم. ایشون یه دختر مذهبی و مقیده، دختر خوبی هم هست از نظر اخلاق و رفتار، جای خواهر خودم هم همیشه روابط دوستانه و محترمانه ای با ایشون داشتم طی این سال ها. ولی خب هیچ وقت چیز خاصی بین ما نبوده و رابطه مون صرفا در حد همکلامی ساده و امورات کار و تحصیل مشترک بوده.
در مورد خودم هم، کلا با این که اعتقادات مذهبی ندارم به اون شکل، به دلایل خاص خو
خانمي که امام زمان(عج) به دیدن او آمد 
  
مرحوم آقا سیدمحمدباقر سیستانی رضوان‌الله تعالی علیه( پدر آیت الله العظمی سیستانی از مراجع معظم تقلید) می‌گوید: من تصمیم گرفتم به گونه‌ای خدمت آقا امام زمان(عج) برسم، لذا چهل هفته در مسجد  مراسم زیارت عاشورا گرفتم؛ می‌گوید تنها نیتم این بود که آقا امام زمان ارواحنا له الفداء را زیارت کنم. در یکی از این جمعه‌ها احساس کردم حال خوشی دارم، بلند شدم زیارت عاشورا را که خواندم از مسجد بیرون آمدم، دیدم بوی
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
آقا از قول خودم نمی گویم ، روایت از حضرات معصومین علیهم السلام است
کسیکه ایرادات خودش را فراموش کرده است و به عیب دیگران فکر میکند چنین فردی اسیر مکر شیطان شده است
یعنی آقا و خانمي که از همسرت ایراد میگیرید در حالی که خودتان وظایفتان را فراموش کرده آید قبل از هرچیز باور که اسیر مکر شیاطین هستی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و الغلبه
 
 
 
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.پسرک، در حالی‌که پاهای ‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.خانمي که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند
دیروز خانمي زنگ زد دفتر و گفت با رییس کار داره ، رییس مثل همیشه نبود 
بهش گفتم ایشون تشریف ندارن و خانمه گفت بهشون بگین کریمی زنگ زد و گفت با این شرایط من نمی تونم کار کنم براتون 
گفتم برا چه کاری صحبت کرده بودید؟ 
شغل من !!
خیلی ناراحتم، به پولش احتیاج داشتم و دارم .کاش من یه سال دیگه هم اینجا کار کنم 
کارش خوبه، ساعت کاریش خوبه، جاش خوبه، حقوقش خوبه . چرا آخه؟!!!!!!!!!!!!
بیشتر کار کنم؟ یه کم کندم این رو قبول دارم ولی این که بره پی نیروی جدید رو قبو
به سربرگ ابی اینجا نگاه میکنم و ایضا نهال که در ستون کناری دارد برای اقا دلبری میکند. آبی هیچ وقت رنگ مورد علاقه من نبود و آخرین عکسی هم که از نهال دیده ام گویای این هست که هزار ماشاالله خانمي شده است برای خودش. حالا مثلا این مقدمی چینی ها رو بکنم میروم سر اصل مطلب؟ نه! نه وقتی بعد از چهار سال هنوز هول تهدید پرت شدن خودم و وسایلم توی حیاط به جانم بیاید.
#اگر هنوز ستاره اینجا برایت روشن میشود بدان نمیبخشم. هیچکدامتان را نمیبخشم.
انسان خودمحور، لذتش را رها نمی‌کند.
خانمي میانسال به همراه دختر بچه‌ای کلاس سوم به کلینیک مراجعه کرده بودند. بدون وقت قبلی یکی دو ساعت منتظر شدند تا بهشون وقت رسید. در شرح مشکل بیان کرد که من مادربزرگ کودک هستم و ۱۲ سال قبل پسرم با خانمي ازدواج کرد و از روز اول با هم مشکل داشتند که داشتند. ۲ سال گذشته رو از هم طلاق گرفتند و هر کدوم دوباره ازدواج کردند.
به خاطر مشکلات زیادی که داشتند، همه پیشنهاد کردیم که زودی بچه‌دار شوند، چون وجود بچه باعث ک
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی  است- درسایت خبر ی درامریکا اخبار های عجیب
وغریبی مداوم نوشته میشود- یکی از انها دختر خانمي بوده است که چند مرض داشته است
وخوب نمی شده است ودردانشگا بدنبال معالجات غیرمعمول وسنتی کشورها بر میاید خلاصه
روش ی که نود روز -روزه بیشاز دوازده ساعت و خوردن بعضی میوه ها که نمام برده است
واب مدنی  وکمی گوشت وچربی وورزش یوگا  تمام امراض خوب شده است وخوش اندام هم شده است
یک مسابقه اندام دریکی از این رستورانها معروف ا
برای دیدن یک تئاتر سلبریتی محور اومدم ایرانشهر
آدما رو خوب نگاه میکنم
به خانمي که سربند طلایی داره و بلند و بی دلیل میخنده
به دختر زیبا و لاغر اندامی که با ناخن هایی که لاک قرمز خورده و دستای ظریف و قشنگ تلفنش رو نگه داشته و با عصبانیت برای مخاطبش موضوعی رو توضیح میده
چند آقای موفرفری و عینکی که خیلی هم هنرمند به نظر میرسند
به عکس امین تارخ روی دیوار
به شال سبز گوهر خیراندیش روی دیوار
به اون بازیگر تقریبا گم نامی که تو توالت دیدم 
به خانم مسن
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر می‌زند و روی لباس خانمي می‌نشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن می‌کند. او وحشت‌زده بلند می‌شود و سعی ‌می‌کند با پریدن و تکان دادن دست‌هایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت‌زده می‌شوند. بالاخره آن خانم موفق می‌شود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر می‌زند و روی لباس خانم دیگری نزدیکی او می‌نشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش می‌شود که همین
با سلام خدمت دوستان
میخواستم بپرسم که زوجی هست یا میشناسید که بالای 8-9 سال از زندگی مشترک شون گذشته باشه خودشون انتخاب کرده باشن کلا بچه دار نشن؟ اگه بتونید دلیلش رو هم بگید ممنون میشم.
الان چه حسی دارن؟، هنوزم اگه بتونن بچه دار بشن، دل شون بچه نمیخواد؟، اگر جنسیت نظر دهنده هم ذکر بشه ممنون میشم و اگه امکانش باشه استان محل زندگی شون
ممنون

مرتبط با عدم تمایل به بچه دار شدن بعد از ازدواج :
می خوام ازدواج کنم ولی هیچ وقت نمی خوام بچه دار بشم
عل
تصویر بالا مربوط به خانمي ست که به قطعیت بالای 65 سال سن را داشت و به جد طی این سال های رفت و آمدم با مترو این یکی از جذاب ترین تیپ هایی بود که دیده بودم :) 
انقدری که به خودم قول دادم در روزگار پیری شلوار جین ِ آبی آسمانی و کفش های all star سبز ِ هم فرکانس با آبی ِ روشن بپوشم. همچنین با داشتن آپشنی اضافه نسبت به ایشون به جای هرگونه کیف دستی، کوله پشتی بندازم :)) 
از تیمارستان ترخیص می شوم و به خانه می آیم، می بینم همه ـجا بهم ریخته ـست! خانه را مرتب می کنم، جارو و گرد گیری، برای خودم غذا درست می کنم، دوش می گیرم، غذا می خورم، چای دَم می کنم، ظرف هارا می شویم، یک استکان چای برا خود می ریزم و می ـآیم می نشینم پشت میز، و چراغ اینجا را با این عنوان روشن می کنم که: نیستی ببینی چه خانمي شده ام!

کاور In The End - Acoustic
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز یا اباصالح المهدی 
براستی هدف فروشگاه های که اجناسشان مردانه است و فروشنده زن استخدام میکنند چیست؟
یک مرد و سه دو یک خانم !از لوازم دیدن میکنید که خانمي پیش می آید و با ظرافتی خاص میگوید که میخواهد کمکتان کند
سربلند میکنید و آرایش غلیظ خانم نگاهتان را به پایین دعوت میکند!!!
براستی هدفشان چیست؟آیا چنین فروشگاه های زیبنده حکومت نهج‌البلاغه می باشد؟
ارزش زن تبلیغ کالاست !یا تربیت نخبگان تولید کننده کالا؟؟
  خیلی وقت ها من دارم به یه خانمي نگاه میکنم و یه دفعه به خودم میام و متوجه میشم که زنه با یه حالت نفرت، عصبانیت و چیزی همین حدود داره به من نگاه میکنه! حتما با خودش فکر میکنه که من دارم دید اش میزنم! البته خب حق داره آخه دارم به ((بدن))اش ((نگاه)) میکنم.
ادامه مطلب
دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم می‌آید، دختر خانمي پرسید که ارتباطمان با بچه‌های فامیل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: «سلام خاله. سلام عمو. چطوری؟.» دختر دوباره پرسید: رابطه خوب چطور؟
جواب آمد: «مگر شما امور تربیتی فامیلی؟!» دختر گفت: « نه خب، ولی هم بتوانیم مثلا به بچه‌ها کمک درسی برسانیم، هم احتراممان حفظ شود». گفتند: «هزینه دریافت می‌کنید؟» گفت خیر. گفتند: «نکنید این کار را
مشاورهٔ خانواده: رابطهٔ همسرانپاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسش خانمي که نگران کم‌توجهی همسرش است. پرسش:خانمي پرسیده‌اند:همسرم، هر ماه، دست‌کم یک‌بار در خود فرو می‌رود و با من سخن نمی‌گوید. بعد که حالش بهتر می‌شود، بابت این رفتارش عذرخواهی می‌کند و می‌گوید که جبران می‌کنم، اما ماه بعد باز تکرار می‌شود. ایشان حاضر نیست از مشاور کمک بگیرد.راستی! انصافاً وقتی همسرم خوشحال است و حالش خوب است، هیچ برایم کم نمی‌گذارد.آیا برای حل این مسئ
دانلود دانلود دانلود کتاب دانشگاهی دانلود آهنگ مسیح و آرش AP به نام دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی به نام مجموعه بی نظیر آموزش زبان انگلیس مجموعه ی جدید، فوق العاده متنوع آموزش فتوشاپ به صورت عالی و کامل آموزش فتوشاپ سی سی به صورت فیلم طرح جابر کلاس اول دبستان مورچه هدانلود مقاله دانلود مقاله دانش آموزی دانلود مقاله رایگان دانلود اهنگ جدید دانلود آهنگپاورپوینت دانلود رایگان دانلود کتاب دانشگهایدانلود کتاب مهندسی دانلود د حساب دیفرا
بعضی‌هام خیلی عجیبن. یه خانمي هست که هر چند هفته یک بار میاد درمانگاه. خیلی وقته دنبال کارای طلاقشه، وقتی هم میاد سفره‌ی دلشو واسه‌ی ما باز می‌کنه. اما همممیشه با شوهرش میاد دکتر. امروز گفت که همین امروز حکم طلاقشون اومده. فکر کنین رفتن دادگاه حکم طلاق رو گرفتن و به‌جای اینکه برن دفتر طلاق، شوهرش گفته بیا یه دکتر هم ببرمت، بعد میریم طلاق می‌گیریم
نزدیک دو هفته س که شب و روزم جانسون با هم عوض شده، خانم کوچولو شبا تا ساعت یک بیداره ، منم با خاموشی باتری ام مجبورم بیدار بمونم
از اون ور تا ساعت ۹صبح می‌خوابه ولی من بعد نماز در تدارک صبحانه هستم
و وقتی بیکار میشم اونم از خواب بیدار میشه و دوباره همون پرسه طی میشه تا بعد از ظهر که خودمم در حین خواباندن خانمي خواب میرم .
این اتفاق باعث شده من هیچ وقت کامل به کارهام نرسم ، و مهم تر اونم اینکه برنامه زندگیم بهم خورده و گیج و گیجم.
وقتی خواب بچه تن
 پیج اینستاگرامی بود، زیبا و با نشاط. پیج خانمي بود که عاشق گل و عکاسی و دیزاین خانه و شماره دوزی و اینجور کارهای (جدیدا مد شده بهش میگویند رنگی رنگی)بود.
من از گل دوستی اش و عکس های رنگارنگش خوشم می آمد و هرازگاهی پیچش را از گوگل(اینستاگرام ندارم) چک میکردم.
ایشان جدیدا مثل اینکه رفته اند مای. یک چیزی که باید بگویم این است که این خانم اصلا از آن خودنما های بدبختی که یکجور هایی فکر میکنند اسوه الحسنه برای همه ی عالم هستند، نبود. خلاصه اینکه در
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. 
پسرک، در حالی‌که پاهای ‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. 
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد.
خانمي که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش
برای تهیه دمنوش زیره بهتر است یک شب تا صبح یکی، دو قاشق مرباخوری زیره را در سرکه خیس کنید و بعد، زیره‌ها را از سرکه خارج و آنها را در یک لیوان آب جوش دم کرده و میل کنید. این دمنوش هم برای رفع نفخ بسیار خوب است اما از آنجا که افراد مختلف مزاج‌های متفاوتی دارند، این دمنوش‌های خانگی را بهتر است فقط یکی، دو بار در هفته میل کنند و استفاده بیشتر از این مقدار با مجوز پزشک باشد. همچنین مصرف دمنوش‌های گیاهی در دوران بارداری توصیه نمی‌شود چون بعضی از
سه شب پیش رفته بودم نماز جماعت. وسط نماز مغرب متوجه شدم صف جلویی خیلی بافاصله ایستادن و به اندازه دو نفر جای خالی هست. نماز که تموم شد رفتم صف جلو تا اون فاصله رو پر کنم. خانم کناری از جاش بلند شده بود. تا دید من اومدم کنارش بشینم گفت اینجا جای منه تو برو عقب جا هست بشین. گفتم اینجا فاصله خیلی زیاده! گفت میخوای بشینی بشین ولی به بغلیات بگو برن اونورتر تا جا بشی!
فکر کردم شاید نمیخواد جاش تنگ بشه و سعی کردم جوری بشینم که بهش نچسبم. وقتی بلند شدیم بر
یعنی ممکنه یه شوهری گیرم بیاد که بگه پاییز دیگه مجبور نیستی بری سرکار 
بشین خونه و از این به بعد خانمي کن 
هوای خونه رو داشته باش مواظب بچه هامون باش کار بیرون هم با من؟ 
میشه یعنی؟ 
 
 
 
 
 
 
 
 
بعد نوشت 
حتما میشه 
تو برو از تو گوه وسواس اگه تونستی خودتو دربیاری بعد زر بزن 
نی نی سایت رو یادتونه؟
چی بود؟
چی شد؟
اینقدر خوشم میاد. الآن هر مادری و هر خانمي هر سؤالی داره، از کلاس رقص تا آموزشگاه زبان برای بچه ش و یا آرایشگاه و آتلیه، پاسخش رو یا توی نی نی سایت پیدا می کنه یا اگرم پیدا نکنه می پرسه و بالاخره یکی پیدا میشه پاسخ رو بدونه.
اینجا رو می خوام همچین فضایی بکنم.
هر کسی، دقیقتر بگم هر پارسی زبانی، هر ایرانی، هر چیزی در مورد ماینر بخواد بدونه بیاد اینجا جواب بگیره.
از استخراج بیت کوین گرفته تا قیمت و مشخصات فنی م
یک نفر اشتباها قضاوت کردم الانم ناراحتم :(
دوست دارم بهش همین الان زنگ بزنم و ازش معذرت بخوام :(
ولی داداشم میگه بیخیال بشم چون هر کسی مثل من بود این اشتباه رو میکرد و دچار سوء تفاهم میشد !
ولی من الانم واقعا از خودم و از نفر وسط که باعث این سوء تفاهم و قضاوت من شد ناراحتم :((

+
اولین قضاوتم بود ':(
نمیدونم چکار کنم؟!
 نفر وسط هم بهم گفت بیخیال بشم و نگم :(
دوست دارم رو در رو به اون نفری که قضاوتش کردم بگم ولی چون تا چند ماه دیگه نمیتونم رو به رو ببینمش
بین مزار دایی و بابا بزرگ نشسته بودم 
یه خانمي با یه سینی  شله زرد اومد  کنارم 
چشمم افتاد به ظرفهای کوچولوی یه بار مصرف 
یاد یخچال خونمون افتادم (بسه شله زرد :/)
برای اینکه دستشو رد نکنم یه ظرف برداشتم
گفت :چند نفرید
گفتم :سه نفر 
گفت: برای خانواده هم بردار
ده دقیقه گذشت دایی و خاله ها و بقیه هم اومدن.سه تا شله زردها رو دادم پسر دایی.خیالم راحت شد (نفس راحتی کشیدم )
خانمه دوباره با سینی شله زرد اومد برای همه آورد 
همه ظرفهای شله زرد رو پاس میدادن
داشتم کامنت های پست خانمي که گفته بودند خواستگارشون بخاطر تعداد سکه رفته رو میخوندم دیدم خانمي نوشته؛
"نباید طوری مهریه تعیین بشه که آقا هر موقع اراده کرد بتونه مهریه پرداخت کنه"
میخواستم بدونم واقعاً نظر همه خانم ها همینه؟ یعنی به زور باید یه زندگی حفظ کرد؟، اگه طرف مقابل تون ثروتمند باشه باز هم میخواید طوری تعیین بشه مهریه که توان پرداخت نداشته باشه؟
مرتبط با تعیین مهریه بالا:
مهریه رو در حدی باید تعیین کرد که آقا توان پرداخت نداشته باشه!
اینکه من 27اردیبهشت عروسی کردم و 1خرداد اهالی محل از من میپرسیدن بچه نداری و زیاد جدی نگرفتم
ولی وقتی از همون روزهای اول بهم فشار میاوردن که بچه بیار بچه بیار و نمیفهمیدم و بازهم برام اهمیتی نداشت حرف هاشون
با همسرم اولِ زندگی مشکلات زیادی داشتیم تصمیم گرفتم از اوردن بچه خودداری کنم تا مشکلاتمون کمتر بشه بعد راجبش تصمیم بگیریم
حالا که دوسال از زندگی مشترکمون گذشته مردم بد پیله میکنن!!!
بچه بیاااار!!! چرا بچه نمیاری!!! با یه غضبی هااااا!!! انگار
 سه برنده، با چهار جایزه نوبل 
1-ماری کوری تنها خانمي که دو جایزه نوبل گرفت! ( نوبل شیمی و فیزیک )2- همسر ماری یعنی پیری کوری ( نوبل فیزیک‌)و دخترشان ایرن ژولیت کوری ( نوبل شیمی ) 
خانواده ای با بیشترین برنده نوبل در تاریخ !
ژن خوب اینه نه" پَست "فطرتانی که  که بواسطه ی مسئولیت پدر یا اقوامشان،و بدون تخصص و رزومه کاری " پُست "گرفتند!
امشب عروسی یکی از دوستان پدرم در یکی از شهرستان های لرستان دعوت بودیم عالی بود اهنگاشون رقصشون اخلاقشون هنه چیز فرای تصوری بود که از شهر همجاورم و از قوم لر داشتم بیشتر از همه از اهنگاشون خوشم اومد عالی بود.
اوضاع زندگیم خوبه همه چیز خوبه ولی حالتای روحی خودم گاهی خیلی بهم میریزه.
چند شب پیش عروسی دوستم بود یه خانمي توی هتل مدیر بخش خانم ها بود منم عینک نزده بودم لنزم نداشتم نشناختمش فرداش فهمیدم همون خانم استاد کامپیوترمه که تالارم برای هم
شوهرم هر وقت دلش می خواد میاد خونه!
خانمي اومده با بچه اش درباره همسرش میگه که ۱۵ سال است ازدواج کردند و جز دو سال اول زندگی باقی زمان ها شوهر گرامی در خونه نبوده.
اولین غیبت ها از یک هفته شروع شده و طولانی‌ترین مورد به ۳ سال رسیده است و در این مدت ۱۵ سال زندگی مشترک، تنها با کلی ارفاق ۶ سال زندگی با هم را تجربه کرده اند.
یه دختر ۱۴ ساله و دختر دیگه ۴ ساله دارند.
شوهر الان تو زندان است و هیچ کسی برای ضمانت وی اقدامی نمی کند. حتی خانواده خودش هم به ن
انجمن بین المللی ترنم صلح، برای فعالیت در راستای چشم اندازهای خود، و برای معرفی ظرفیت های خودجوش و اشتراک محتوای آموزشی-تبلیغی، اقدام به انتشار خاطرات مبلغین بین المللی اسلام و خاطرات تبلیغی مسلمانان نموه است.
چندسال پیش در روز شهادت حضرت زهرا(س) بنده در یکی از مراکز اسلامی ونزوئلا
سخنرانی می کردم. بعضی حضار آن مراسم از ثروتمندان ، تاجران و مهاجرین
لبنانی بودند. و خانمي هم که محقق ادیان بود ومی خواست درباره اسلام تحقیق
کند.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی
است-درباره  ن چگونه درباره مردان فکر
میکند-خانمي درغرب میفرماید زمانی که دوست پسرنداشتم در موقع خرید درباره مردان
فکر میکردم وزمانی که دوست پسر داشتم فقط درباره او فکر میکردم خانمي دیگر میگوید
فقط در زمان که درختخواب هستم یا  بسیار
دیر خوابم میرود- بعلت درغرب   بودن
تعهد مردانرابه سمت عقیم رفتن ذهنی  ون
را به سرد مزاجی همراه بااسترس رخ میدهد علت ان این است کهردو سعی میکند که طرف
مقابل اول راضی ک
انجمن بین المللی ترنم صلح، برای فعالیت در راستای چشم اندازهای خود، و برای معرفی ظرفیت های خودجوش و اشتراک محتوای آموزشی-تبلیغی، اقدام به انتشار خاطرات مبلغین بین المللی اسلام و خاطرات تبلیغی مسلمانان نموه است.
چندسال پیش در روز شهادت حضرت زهرا(س) بنده در یکی از مراکز اسلامی ونزوئلا
سخنرانی می کردم. بعضی حضار آن مراسم از ثروتمندان ، تاجران و مهاجرین
لبنانی بودند. و خانمي هم که محقق ادیان بود ومی خواست درباره اسلام تحقیق
کند.
ادامه مطلب
وقتی از راه میرسم
لذت میبرم جورابهایم به خاطر اینکه از صبح تا آخرشب توی کفش بوده اند بوی رقت انگیزی گرفته اند.
لذت میبرم وقتی نای راه رفتن ندارم.
راستش را بخواهید، من به کتاب و دنیای مربوط به آن معتاد شده ام. از صبح شروع میکنم و تا آخرشب با مشتری سر و کله میزنم. اما لذت میبرم.
امروز خانمي با خانواده آمده بودند. حدود یک ساعت در کتابفروشی ماندند و پسرک چهار پنج ساله شان، از من مشاوره میخواست. میگفت: مامانم میگه نباید به عکس روی جلد کتابا توجه کنم.
سلام
خسته نباشید
این آقایونی که میگن ما بچه نمیخوایم پس برای چی ازدواج میکنن؟، واقعا هدفشون از ازدواج کردن چیه؟، از نظر من این ها فقط به دنبال رفع نیاز جنسی شون هستن و خودشون رو پشت این حرف که ما دل مون نمیخواد، بچه هامون رو ،پاره تن مون رو تو همچنین جامعه ای به دنیا بیاریم تا مثل خودمون زجر بکشه قایم کردن !. 
ولی پس برای چی ازدواج میکنن چون هدف شون بقای نسل نیست؟!  تو جامعه ی ما به یه شکل دیگه ای هم میشه این نیاز رو برطرف کرد حالا یا حلال (ازدوا
خانمي وارد داروخانه شد و با آرامش خاصی به دکتر داروساز گفت که به سیانور احتیاج دارد!
داروساز پرسید سیانور را برای چی میخوای؟ خانمه توضیح داد که لازم است شوهرش را مسموم کند!!!
 
چشم های دکتر داروساز چهار تا میشه و میگه خدا رحم کنه! خانم من نمی تونم به شما سیانور بدم که با اون شوهرتون رو بکشید! این کار برخلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد. هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این امکان نداره.
نه خانم! نه! شما حق ندارید سیانور دا
انسان‌ها به دو علت چیزی که دوست دارند را از دست می‌دهند.


اگر انسان چیزی را از دست بدهد، نشان‌دهنده این است که در ذهن نیمه هوشیار خود به از دست دادن آن معتقد بوده‌است. همین که او چنین باور غلطی را از ذهن نیمه هوشیار خود پاک کند، همان چیز یا معادل آن را به دست می‌آورد.

خانمي مدادی از جنس نقره داشت. روزی آن را در سالن تئاتر گم کرد.
ادامه مطلب
اومدم یه بار دیگه بگم اون دوران ی نویسیم بهترین دوران وبلاگیم بود:دی
ولی از شوخی گذشته تو اون دوران در کنار فحش هایی که دریافت میکردم یه خانمي بود که خیلی مودبانه سلام میکرد و به چالش میکشید و میرفت و این به چالش کشیدنش واقعا خیلی خوب بود
باعث میشد بیشتر فکر کنم رو اون چیزی که مینویسم
چند ماه بیشتر از ازدواجشان نگذشته بود و خانم :
1- تمام پنج سکه مهریه اش را ابراء (بخشش) کرد. 2- تعهد نمود تا زنده است در خانه پدری آقا و در کنار مادر همسرش زندگی کند 3 -رضایت داد تا مرد حق ازدواج مجدد داشته و با هر خانمي که خواست ازدواج کند.داوری در مورد زندگی مشترک زن و مرد در اغلب اوقات مانند قضاوت در مورد قطعه ای بزرگ از یخ است که در آب افتاده و قسمت اعظم آن در زیر آب مخفی است و تنها پاره کوچکی قابل مشاهده است.
خانمي بطور زنده در بیلبرد تبلیغاتی ، مضحکه ی تعدادی برنامه داران ضد نظام!! فرهنگی شده است! برخورد مناسب و قانونی با این مترسک لازم است ولی برخورد با  عوامل پشت پرده ی این هتاکی ، واجب است!
عوامل جنگ فرهنگی ابتدا حساسیت سنجی میکنند و اگر مسئولین و مردم حساس نبودند، در مرحله ی، بعد غلظت کارشان را زیاد می کنند  و بدینگونه  راهبرد خود را اجرایی می کنند!!!
بدیهی است با اینگونه متخلفین که در پی هنجار شکنی هستند بایستی بسان مجرمان خشن! برخورد کرد و تذ
سلام
دختری هستم 26 ساله فعال، اجتماعی، خوش برخورد، مهربون و با اعتقادات مذهبی، دانشجوی دکترای مهندسی هستم اگه خدا کمکم کنه آینده شغلی خوبی خواهم داشت.
من به یکی از همکلاسی های دوره کارشناسیم علاقه دارم ایشون ارشد دارن و تازه درس شون تموم شده، سربازی هم رفتن، ما هشت ساله همدیگه رو میشناسیم، هر دو از دانشجوهای خوب دانشگاه بودیم رابطه ما در حد همکلاسی بوده و رابطه دوستی با هم نداشتیم، بخاطر درس و دانشگاه مون و موضوع مقاله هامون بعد از دوره کار
از حق نگذریم محل کارم نقاط مثبتی هم داره، مثلا مدیر دفترمان. امروز یه آقای مسن که حالت جسمانی مساعدی هم نداشت از رشت برای جلسه دادگاهش آمده بود، بعد از جلسه هم تقاضای تجدید نظرش را برای ثبت پیش من آورد، هزینه دادرسی را بخاطر تحت پوشش بهزیستی بودن معاف بود، هزینه دفتر را وقتی گفتم، گفت من توی راه همه پولهایم را خرج کردم، چیزی ندارم، ثبت کنید برم رشت از آنجا بفرستم، وقتی به مدیر گفتم بلافاصله موافقت کرد هزینه دفتر را صفر کنم، فقط هزینه پیامک
خواب دیدم رفتم تو یکی از مناطق بحران، نمی‌دونم سرپل ذهاب بود یا خوزستان. بعد آقای رئیسی اومد بازدید کنه، منو دید یک‌کاره گفت می‌خوام اینجا بیمارستان بسازم، میای کار کنی؟ گفتم من می‌خوام فقط مامای زایشگاه بشم. اونم تو یه دفتر بزرگ که داشت حکم تاسیس بیمارستان رو صادر می‌کرد نوشت خانم فلانی، مامای زایشگاه! من گفتم ولی من مهر و نظام و اجازه‌ی کار ندارما! تقریبا دوید وسط حرفم و یه‌کم تند شد و گفت وقتی حکم قضایی باشه، دیگه مهم نیست! گفتم آهااا!
ارایشگاهی که میروم را چند خواهر با هم اداره میکنند‌‌ خواهرانی هنرمند که بسیار شوخ و با انرژی و دوست داشتنی هستند. امروز کمی کارم طول کشید و همچنان که منتظر اتمام کار بودم خانمي همسن من که از دوستان خواهران ارایشگر بود شروع کرد به تعریف کردن از مراسم عقدش و هدایایی که خانواده های دوطرف داده بودند. ۱۴ سال پیش ازدواج کرده بود‌. از شاباشهای ۵۰۰ تومانی می گفت و از سالنی که نمیگذاشتند آهنگی برای رقص پخش شود. جالبترین قسمت ماجرا مربوط به هدیه ی پد
یه مدته دارم سفرنامه می خونم. یه خانوم قجری به اسم عالیه خانم. امروز تو شرکت میون حجم زیادی از کار یهو یاد عالیه خانم افتادم. - غریب بودن اینکه یه نفر تو یه صبح بهاری سال ۹۸ یاد یه خانمي تو عصر ناصرالدین شاه بیفته به کنار - اومدم بگردم ببینم چیزی راجبش هست اصلا؟‌نه می دونم کیه، نه می دونم چند سالشه وقتی داشته سفر نامه ش رو می نوشته، بچه داشته؟ نداشته ؟ بعد می بینم الان حتمن توی یکی از این قبرستون قدیمیا قبرش داره خاک می خوره. شایدم چون ۳۰ سالش پر
می‌گویند
درد زایمان یکی از سخت‌ترین و شدیدترین درد‌هایی است که هر خانمي ممکن است
در زندگی‌اش تجربه کند و می‌گویند این درد شبیه هیچ درد دیگری نیست. شاید
همین گفته‌هاست که بسیاری از خانم‌ها را از زایمان طبیعی منصرف کرده و
زایمان سزارین را به پرطرفدارترین روش زایمان در ایران تبدیل کرده است.
ادامه مطلب
سلام
یه برنامه تلویزیونی هست اینجا به اسم dragon den یعنی غار اژدها یا همچین چیزی.
شبیه مزخرفاتی مثل american idol و ستاره شو خودمون و. منتها اینجوریه که یه نفر یا یه گروه با یه ایده میان و 4 5 نفر سرمایه گذار هستن که تصمیم میگیرن این ایده رو میخوان یا نه.
یه قسمتش رو داشتم میدیدم که یه خانمي اومد که یه مدل bra درست کرده بود که cleavage رو میپوشوند. سرچ کنید خوشم نمیاد این چیزا رو تو وبلاگم بنویسم.
میگفت که من تو محیط کار همیشه ناراحتم چون یا باید زیر پیرهن تاپ ب
موقع تحویل شیفت تلفن اورژانس زنگ خورد.بقیه پرستارها رفته بودن برای تحویل شیفت.دانشجوی شیفت شب هنوز نیومده بود.تلفن رو برداشتم یه خانمي پشت تلفن گفت فلان بیماری رو دارید؟فامیلی مریض رو پرسید منم گفتم آره.فکر کردم سوپروایزر یا پرستاری کسی هست داره اطلاعات می گیره.به خانمه گفتم که به مریض شارکول سوربیتول دادیم بخوره.
گفت شارکول؟
من گیج هم نفهمیدم که خب اگه قرار بود از پرسنل بخش های بیمارستان باشه چنین سوالی نباید بپرسه و باید شک می کردم می پر
همه به دعا و جادو اعتقاد دارند! مگه شما نداری؟
مراجع خانمي مذهبی با مدرک لیسانس ، با این فکر که خانواده همسرم برای ما دعای مهر و محبت گرفته اند و وقتی من وارد خونه میشم حس خوبی ندارم مثل همه خونه های دیگه!
به شدت بر این اعتقاد هست که دعانویس و جادو بر روند چرخ زندگی ما تاثیر داره و هر زمان می‌تونه زندگی ما رو دگرگون کنه.
یکی از تکنیک های به چالش کشیدن افکار ناکارآمد این هست که از وی بپرسیم چه شواهد و مدارکی برای تایید این فکرت داری؟ هر بار این سو
بزرگترین دشمن یک زن 
فقط از بین همجنسهای خودش میتواند باشد .
- اگر خانمي رنگ شاد بپوشد
یک زن اورا متهم به جلف بودن میکند
- اگر بلند بخندد از دید یک زن سبک سر است 
- اگر دختری شاد و سرحال باشد برای جلب توجه است 
- اگر از داشتن خواستگار مناسب خوشحال باشد منتظر شوهر و بیحیاست 
- اگر از ازدواجش ناراضی باشد ،حواسش جای دیگری است
- اگر طلاق بگیرد خطرناک برای زندگی دیگران است 
- اگر شوهرش بمیرد باید تارک دنیا شود
- اگر وارد میانسالی شود همه چیز از او گذشت
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
بسیار این داستان را شنیده آید که((خانمي میگوید در سالن نه صدای خنده شوهر رفیقم می آمد،دوستم در حالی که بچه بغلش بود گوشی را به من داد و گفت برایش پیامک بده که خفه شو  آبرویم با صدای خنده هایت رفت.
من هم از گوشی دوستم برای شوهرش اینگونه نوشتم، فدای خنده هایت شوم کاش همیشه شاد باشی ولی صدای خنده هایت تا سالن نه می آید کمی آرامتر خوشبختی مان را چشم میزنند.))
این داستان را زیاد شنیده
شب قدر یک خانمي با بچه کنار ما نشسته بود، گلاب هم که خیلی بچه ها رو دوست داره ،با هم حرف می زدیم که یک دفعه گفت:شما خواهرین!؟!؟!؟
گفتم چطور!؟ شبیه نیستیم !؟
گفت راستش نه زیاد
یهو مامان رو دید، دیگه قبل از اینکه حدس بزنه  مامان گفت اره منم مادرشونم!!!!!
یعنی مرده بودیم از خنده
دیگه اخرش گفتم ما پرورشگاهیم آخه
دیگه همه خندشون گرفته بود
آخه شباهت تا به کجا!؟
قبلا به مامان میگفتم من می دونم بچه شما نیستم، میرم تست DNA، مامان هم اخم میکرد ،جدیدا تا می
سلام 
خانمي متاهل هستم ۳۴ ساله، اسلامشهر- تهران زندگی میکنم. خیلی به خبرنگاری علاقمند هستم. پیج اینستاگرام و تلگرام هم دارم و از شهرم اطلاع و گزارش مینویسم. میشه لطفا منو راهنمایی کنید برای آموزش دوره خبرنگاری به کجا باید مراجعه کنم؟ معتبر هم باشه.
خیلی لازم دارم.
مرتبط:
خبرنگاری چه جور شغلیه؟
فرهنگ‌سازی یا فرهنگ‌سوزی؟
بسیار از من می‌پرسند که نظرم در بارۀ کارهای مسیح علی‌نژاد چیست. از آنجا که امکانی برای پیگیری کارهای او ندارم، پاسخم معمولاً "نمی‌دانم" است! با این همه، می‌پنداشتم که او لابد مشغول پروژه‌ای در جهت کمک به فرهنگ "حجاب انتخابی" است که طبعاً مشکلات و دردسرهای ویژۀ خود را به دنبال دارد.اخیراً اما از سر تصادف به برنامه‌ای از او برخوردم که دلم
لرزید! مسیح علی‌نژاد فیلمی را نمایش داده بود که پیرمرد معممی به خانمي می‌
اردو اومده بودیم مشهد اردهال - مزار سلطان علی بن امام محمد باقر(ع)
و زیارت قتلگاه ایشان در دل کوه.
حال معنوی خوبی بهمون دست داد!
مخصوصا که همراه شد با بوی گلاب محصول کارخانجات گلاب گیری اون مرز وبوم.
ادامه اومدیم باغ فین کاشان
در یه کلام که بخوام بگم: هرچه زیارت کرده بودیم، پرید!!
خانمي میگه باغ فین نگو، باغ وحش.
من به شوخی میگم همون باغ فین بسه دیگه!!! خخخخ
گفتم ما شاید نباید میومدیم اینجا
ما تو حرما راشون نمیدیم، اونام لابد به تلافی میخوان ما رو
با سلام 
به نظر من اون هایی که جواب نه به خواستگار میدهند حتی به صورت آنی خیلی بهتره تا اون هایی که امید واهی میدهند و بعد از مدت زیادی جواب رد می دهند . ماجرایی که برای خودم اتفاق افتاده و واقعا من را ناراحت کرده ؛
در ابتدا با یک خانمي چند بار روبرو شدم، بعد با واسطه قصدم را به ایشون گفتم. رفتند فکر کردند و دو هفته گذشت بعد اطلاع دادند که رسمی اقدام کنم. با خانواده رفتیم و بعد از یک هفته گفتند به دلایل ظاهری موافق نیستند و من هم قبول کردم. 
ادامه
‍ خانم جوانی در اتوبوس نشسته بود. در ایستگاه بعدی خانمي مسن با ترش‌رویی و سروصدا وارد اتوبوس شد و کنار او نشست و خود را به همراه کیف‌هایش با فشار و زور بر روی صندلی نشاند.
شخصی که در طرف دیگر خانم جوان نشسته بود از این موضوع ناراحت شد و از او پرسید که چرا حرفی نمی‌زند و چیزی نمی‌گوید.
خانم جوان با لبخندی پاسخ داد:


ادامه مطلب
سلام 
خانمي هستم سی و چند ساله که دارای دو فرزند، یکی دختر و یکی پسر که از بچگی پیش مادر شوهرم بزرگ شدن. منو شوهرم صبح ها میرفتیم سر کار، مادر شوهرم از بچه هامون مراقبت میکرد.
مشکلی که دارم اینه که بچه هام اصلا از خانواده من خوش شون نمیاد، هر وقت که میخواییم بریم خونه مامانم اینا بچه ها یا نمیان یا به زور و اعصاب خورد کنی میان، چیکار کنم با خانواده منم راحت باشن، یعنی راحت بیان خودشون بگن بریم خونه مادر بزرگ، بیشتر دوست دارن برن خونه مادر شوهرم
یعنی ممکنه یه شوهری گیرم بیاد که بگه پاییز دیگه مجبور نیستی بری سرکار 
بشین خونه و از این به بعد خانمي کن 
هوای خونه رو داشته باش مواظب بچه هامون باش کار بیرون هم با من؟ 
میشه یعنی؟ 
 
 
 
 
 
 
بعد نوشت 
حتما میشه 
تو برو از تو گوه وسواس اگه تونستی خودتو دربیاری بعد زر بزن 
سلام
معلم ابتدایی ،سه تا از برادرها برا عرض تسلیت اومده بود،آخه این دونین پنجشنبه دیگه برادر سوم دیگه پیشمون نیست()
جالب اسمشون همیشه نقل خونه مون بود ولی من تاحالا ندید بودمشون،هر بار که برا احوال پرسی میمودند،مشغول بازی یا تو خونه نبودم
جالبترش همسرشون اسم کوچک منو از 28سال قبل یادش موند بود.
این معلم نه از ترانه استفاده میکرد و اون موقع وسایل آموزشی خاصی بود،ولی هنوز اخلاق شون و منش شون  زبان زد هست
این بگم اون ها رفتند یه شهر دیگه  ای ا
#صیغه_محرمیت_بدون_اذن_پدر پرسشسلام درقانون کشورمان آیا دختر خانمي که قصد ازدواج با پسری را دارد قبل ازدواج رسمی بدون اجازه پدرش میتواند خود صیغه محرمیت با پسر مورد نطر بخواند یا اجازه پدر لازم است ممنون پاسخ : باسلام مطابق ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه‌ی پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه‌ی او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی ک
برام جالبه که دو نفر آدم اینقدر خوش‌اخلاق باشن که حتی وقتی در موضع تجاری کلاااان دارن با هم بحث میکنن بازم حتی ذره‌ای از اصول اخلاقیشون عدول نکنن و از هم دلخوری و کینه به دل نگیرن.
آقای کارفرما با آقای دکترِ ما دوست و رفیق بوده. البته از سطح این دوستی خبر ندارم ولی واقعا برام عجیبه که با وجود این بحث‌های عمیق و ریشه‌ای چطور اینقدر نسبت به هم خیرخواه و بزرگمنش هستند که با روی باز همو می‌پذیرن.
صد بار به هم گفتن به ضرس قاطع تو داری اشتباه میگی
برای ورود به ساختمان محل کار ابتدا باید از محل حراست آنجا عبور کنم، اتاقکی کوچک که خانمي جوان اما عبوس آنجا نشسته است. روز اولی که پا به اتاقکش گذاشتم و سلام کردم، زیرلبی و با اخم جوابم را داد. رفتارش ذوق آدم را می‌خشکاند  اما خب من آدمی نبودم که از رو بروم. هر روز صبح که پا به اتاقکش می‌گذاشتم بلند و پر انرژی و با لبخند سلامش می‌کردم به این امید که گره‌های پیشانیش که شاید ناشی از ناراحتی باشد باز شود و لبخند خانم حراستِ به زعم من غمگین را ببی
هوالرئوف الرحیم
دیشب فسقلک برای اولین بار مهمونی رفت. به غیر مهمونی خونه مامان بزرگش. 
رضوان توجه جماعت رو به سمت خودش جلب کرده بود. با اینکه سومین سال بود که می دیدنش ولی باز هم براشون جالب بود. 
همه اسمش رو می پرسیدن و جویا می شدن مامانش کیه. 
اولش جذاب بود. ولی بعد دیگه داشتم می ترسیدم. دیگه صدقه و لاحول ولا قوه الا بلله و کمی آرام تر شدم.
جمعشون رو دوست دارم.
اون خانمي که پارسال من رو به بازی"بچه ی کی بیشتر چیز میز بلده" می خواست بکشونه، هم بود.
دیروز ظهر وقتی با همسرم بین کوچه‌ها قدم می‌زدیم خانمي که از کنارش گذشتیم، برگشت و به همسرم و گفت:
-خانم ببخشید. خانم!-بله؟
-شما یه خواهر ندارید که مثل خودتون چشم رنگی باشه؟! سه ساله برای داداشم دنبالِ یه خانمِ چشم رنگی می‌گردم!-نه ؛ ببخشید.
ملاک‌هایمان سر جایش نیست. چرا باید برای انتخاب همسری که قرار است ثانیه‌هایِ عمرمان را باهاش شریک شویم، آن‌هم نه فقط دوران جوانی‌را ، بلکه تمام عمر را ؛ فقط ملاک ظاهری اعمال کنیم؟! این مسئله برایم غیر قا
سلام عالیس عزیز
ممنون که با ساختن یک کارخانه به آن بزرگی و تولید دوغ و شیر و دلستر باعث شدی کلی آدم در کشور شاغل بشوند.
اما میدانی عالیس جان
فکر کنم شما در کارخانه خودیک خط تولید پدر و مادر هم دارید.آخر این روزها وقتی با اون آقای مهندس قبل و وسط و بعد هر برنامه ای 
به کارخانه شما یک سفر علمی میرویم ،فهمیدیم که اگر شما این آقای مهندس را استخدام نمیکردید نمی فهمید که یک پدر است.
یا اون خانمي که با خرید شیر عالیس یادش آمد که ااااااااا من یک مادر هست
چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن
قسمت پنجم بالاخره رسیدیم به جایی که اتوبوس ها بودن و بچه ها مشغول غذا خوردن.آقا سید بهم گفت پشت سرش برم ورسیدیم دم غذا خوری خانم هاآقا سید همونطور که سرش پایین بود صدا زد _زهرا خانم؟! یه دیقه لطف میکنید؟! .یه خانم چادری که روسریش هم باچفیه بود جلو اومدو آقا سید بهش گفت:_براتون مسافر جدید آوردم_بله بلههمون خانمي که جامونده بود.بفرمایین خانمم☺.نمیدونم چرا ولی از همین نگاه اول اززهرا بدم اومده بود.شاید به خاطر این بو
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

روانشناسی خانواده و جنایی family Psychology عکس های سالن ورزشگاه رافا ثبت شرکت در کرج میناکاری اصفهان . آموزش کامپیوتر راز خدا دفتر کوچک نوشته های من تولید کننده انواع کولر صنعتی ایکورد