ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

زیادی مهم نیست این یه اتفاقه

Ali Abbasi
Nafas
#AliAbbasi
کاری به کارِ تو ندارم نرو 
من که رویِ چشمام میذارم تو رو
تو تکيه گاهی واسه من آخه هنوزم 
مرگِ برام اين زندگی بی تو يه روزم 
بمون تا نذاری بسوزم
مهره ی مارِ روزگارمی عشقه موندگارمی نفس
واسه تو مُردنم برای من يه اتفاقه ساده ست
مهره ی مارِ روزگارمی عشقه موندگارمی نفس
واسه تو مُردنم برای من يه اتفاقه ساده ست
از عشق بدجوری مریضم بمون 
جونم بهت بسته ست عزیزم بمون
وابستتم اندازه ی نفس کشیدن 
تکيه زدی به تاجو تختِ اين دله من 
کی بیشتر
+ هدف هر چی بزرگتر باشه تلاش بیشتری رو هم میطلبه.
+ همسر از قول جول اوستین میگه اگه از آینده خبر داشتیم دیگه ایمان معنایی نداشت، اينکه نمیدونی قراره چی بشه و ایمان داشته باشی ارزش داره.
+ دارم کتاب بنویس تا اتفاق بیوفتد رو میخونم. کتابی نيست که توصيه کنم بخونید! اينکه دقیقا اين روزا رسیدم به اون بخش از کتاب که درمورد فردی حرف زد که روی شغل و آینده‌ش ریسک کرد تا به رویاهاش برسه، و اين ریسک زندگیشو خیلی بهتر از قبل کرد، آیا فقط يه اتفاقه؟؟؟
+ و د
دانلود آهنگ مهره مار روزگارمی از سایت ايندکس وار دریافت کنید.
دانلود آهنگ مهره مار روزگارمی علی عباسی نفس
دانلود راه اخیر علی عباسی با عنوان عضو مار روزگارمی دانلود راه علی عباسی نفس با لینک مستقیم کیفیت 320 پخش آنلاين و نامه . دانلود راه جدید علی عباسی نفس Download New Music Ali Abbasi Nafas واسه تو مُردنم برای خودم يه اتفاقه آسان ست مهره ی مادر ِ.
ادامه مطلب
میگه تهش اونی که باید برنده باشه عشق و کشف و اتفاقه نه تعهد و دلسوزی و وظیفه.
فکر می‌کنم همین تفکر ما رو بگا داده. زندگی رمانس، کشف و عشق و اتفاق در مقابل زندگی عقلانی تعهد و دلسوزی و وظیفه.
هنوز بلد نشدم خودم رو موظف کنم اما باید که بشه. باید زندگی معقول رو انتخاب کنم و همت کنم اونجور باشم تا بتونم از اين رمانس کثافتی که وجودم رو پر کرده دور بشم. چاره‌ای نيست باید معقول بود، و الا تهِ تهش باید انگشت حسرت بگزی و خب کی اين حسرت رو انتخاب می‌کنه؟ د
«.به خدا که پرنده شدن بهترین اتفاقه. تو همین هفته‎های اخیر که درگیر تصمیم‎گیری برای کار بودم مومن‎تر شدم به‎ش. همکارم به‎م گفته بود به جای اين‎که بشینی و صرفن به گزینه‎هات فکر کنی، بشین ببین پنج سال دیگه می‎خوای کجا باشی؟ ببین میم 98 چه شکليه؟ به خدا که من نشستم و خیلی به‎ش فکر کردم و دیدم که بهترین حالت ممکن اينه که پنج سال دیگه پرنده شده باشم. بعد پرنده شدم و رفتم توی حیاط خونه‎ی مادربزرگم، همون‎جا که پدربزرگم نشسته بود روی پله‎‎ها و
همه چیز آروم بود. صبح که پاشدم. فقط گهگاه يه قطره اشکی سر ریز میشد که تندی از رو صورتم پاکش میکردم.
بعد مامان اينا اومدن خونه. نه و نیم صبح بود. هنوز کتری رو روشن نکرده بودم.
بعد بابا رسما اعلام سرماخوردگی کرد و موند خونه. بعد از سه روز تنهایی، حالا سه تایی خونه بودیم.
یعنی فقط ممکنه ما از سر ناچاری و حال بد لاجرم همزمان خونه باشیم.
با وجود اين، هنوز همه چی آروم بود. رفتم میوه و سبزی خریدم و اتاقمو مرتب کردم تا ناهار آماده شه.
.
اتفاقه دقی
دانلود رمان جدید خوابگاه
نام رمان: خوابگاه
نویسنده:محدثه رجبی سیف آبادی
موضوع:عاشقانه،همخونه ای،دانشجویی
فرمت دانلود رمان : APK (اندرویدی ) PDF (برای کامپیوتر ، تبلت و …)
تعداد صفحات:۵۳۹
خلاصه رمان :
رمان خوابگاه زندگی پره
اتفاقهمیشه اسمشو گذاشت تقدیر سرنوشت  هردو باهم  من و تو نگاهت ارزوی من
نگاهم ارزدی تو  باهم زیر یک سقف در یک مامن پر ارامش مامنی برای ما تا
قسمت کنیم تنهایی هایمان را… يه مامن آروم…يه خوابگاه
دانلود با لینک مستقیم

ادامه
و سعی میکنم اونقدری بهت توکل کنم و توام هیچکاری نکنی خدا.ینی اصلا نمیخوام چیزیو کم و زیاد کنی
من به مامان گفتم اينکارو نکن و قبول نکن 
من نمیدونم چی شده که همچین تصمیم گرفتن 
من میترسم سرنوشتِ بدجور ت بخوره و گند بزنه به همچی
همین يه فکرو نداشتم که اونم با ترس و لرز زنگ زده بیدارم کرده و میگه بهم و .
ولی مامان کاش نمیزدی . آرامش کمی رو که بعد نماز بدست آوردمو دیگه ندارم.
من باید تنها الان خونه بابابزرگ باشم، و رمقی برای من نمونده که آما
با صدای گوشی بابا یا تلفن خونه از جا میپرم. هر لحظه منتظر يه خبرِ بَدیم انگار. یاد خاله میفتم و اون نگاه آخری که از پشت شیشه های CCU به صورت ورم کرده شون انداختم. با خودم فکر میکنم دیروز چی شد که نرفتم ملاقات؟ که موکولش کردم به امروز؟ و به خودم میگم ارزش اينو داشت که حالا دوباره از پشت اون شیشه های منفور زل بزنی به صورت رنگ پریده ی مادرجان؟ ارزش اينو داشت که نرسی به ملاقلات که امروز دیگه مادرجان به هوش نباشن که جواب سلامتو بدن؟ حالم از خودم به هم م
خودمو بغل کرده بودم. اشکام بی صدا میریخت. سرمو نمیاوردم بالا که نگاهم به نگاه مامان و بابا گره نخوره. داشتم به جمله ی "اشکهایی که بعد از شکست میریزید همان عرقهاییست که نریخته اید" فکر میکردم. میپرسیدم واقعا همینطوره؟ و راستش به نظرم اومد که اين جمله غلط باشه. احتمالا تنها نفری که وقتی نتیجه شو دید، به جای کم کاری ها، تلاش هاش اومد تو ذهنش من بودم. اون لحظه داشتم به تمام پنج صبح هایی که بیدار میشدم و درس میخوندم فکر میکردم. داشتم به چرتهای ده دقی
يه چیزیم شده
شاد نمیشم
انگار هنوز از توى دوران دردم بیرون نیومدم
اه چرا تموم نمیشه.
امروز با يه آهنگه رادیو جوان رقصیدم يهو و کلى ظرف شستم و یخچال مرتب کردم و براى مامانم تور مسافرتیشو گیر آوردم و با دوستم حرف زدم و چندبار لوازم آرایشه جدیدمو ریختم و نگاه کردم اما اون اتفاقه نیفتاد.
اتفاق جالب افتاد اما شادى بخش نه. جالب مثلاً صبح خواهرشوهرم بعد از مدتها برام يه ویدئوى قشنگ فرستاد. چرا جالب بود؟ خواهر شوهر یک انسان به یاد انسان باشه عجیب و ج
بیژن و منیژه  1
فردوسی از تیرگی شب دلتنگ می شود پس از یار و معشوقش می خواهد که شمع و چنگ و مِی بیاورد :)
بدان سروبن گفتم ای ماهروی              یکی داستان امشبم بازگوی
که دل گیرد از مهر او فرّ و مهر               بدو اندرون خیره ماند سپهر
و اينگونه داستان بیژن و منیژه به نگارش در می آید:
کیخسرو؛ پادشاه ایران به بزم نشسته بود که ارمانیان (مردمانِ سرزمینی در مرز ایران و توران) به دادخواهی آمدند که:
سوی شهر ایران یکی بیشه بود          که ما را بدان بیشه ان
دی ماه سال نودو پنج بود که دوستم مریم اين فایل صوتی که الان میذارم رو برام فرستاد
یادمه اون شب بعد از شنیدنش لبخند از روی لبم نمی‌رفت و همه ش توی دلم احساس میکردم باید دنیامو تغییر بدم،باید نگاهمو تغییر بدم،افکارمو تغییر بدم.
اون روزا يه دنیای ساده و بی هیجان داشتم،مثل خیلی ها با اين که غصه ی عمیقی نداشتم اما دوست داشتم غم انگیز بنویسم،.نوشته هام کم کم داشت میشد شبيه نوشته های صادق هدایت.
دنیا چیز تازه ای نداشت برای رو کردن،نه خوشی طعمی د
 
ترک اعتیاد و روش های درمان آن
اگر چه عوارض ثانويه اعتیاد در بین گروهی از معتادین كه به دلیل فقر و تنگدستی امكان تامین هزینه زندگی خود را ندارند ،سبب می شود كه برای خرج اعتیاد خود دست به هر كاری بزنند ، نسبت به سر و وضع و بهداشت فردی بی تفاوت شوند و در یك كلام مشمول تمام صفاتی كه جامعه به معتادان نسبت می دهد باشند اما اين عمومیت ندارند و اكثریت معتادان را شامل نمی شود.
 رش ، او را به وادی خلاف سوق می دهد. خوشبختانه مدتی است كه در قوانین تجدید نظ
تاکید رسول خدا صلی الله عليه و آله بر خلافت امیر المومنین پس از خود (به روایت اهل تسنن)
ابن ابی عاصم شیبانی از علمای اهل تسنن روایت کرده است:
۱۱۸۸- ثنا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّی، حَدَّثَنَا یَحْیَی بْنُ حَمَّادٍ، عَنْ أَبِی عَوَانَةَ، عَنْ یَحْیَی بْنِ سُلَیْمٍ أَبِی بَلْجٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَیْمُونٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وسلم لِعَلِیٍّ: " أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی، إِ
هفت برتری امیر المومنین عليه السلام در کلام حضرت پیامبر صلی الله عليه و آله (به روایت اهل تسنن)
حافظ ابی نعیم محدث و عالم بزرگ اهل تسنن روایت کرده است:
حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی حُصَیْنٍ، ثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ الْحَضْرَمِیُّ، ثَنَا خَلَفُ بْنُ خَالِدٍ الْعَبْدِیُّ الْبَصْرِیُّ، ثَنَا بِشْرُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْأَنْصَارِیُّ، عَنْ ثَوْرِ بْنِ یَزِیدَ، عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ، عَنْ مُعَاذِ بْنِ
در من افراد زيادي زندگی میکنند
و چون قائل به دموکراسی نيستند.
در من جنگ های زيادي.
هر کدام هم خود را حق میداند.
من شک.
در من حق های زيادي زندگی میکنند.
در من حق ها با هم تقابل.
در من تناقضات زيادي زندگی میکنند
و من مینشینم در کلاس
و من در راه یک دشت سبز
و من زیر باران پاییزی.
و من هدفون به گوش
و من فریاد میزنم
و من سوال میپرسم
و من دست در جیب
در من ، من های زيادي تلاش میکنند که.
اما
در من هیچ منی زندگی نمیکند.
در من مدتهاست منی نيست
در من
در من
باسمه تعالی
اماکن مقدس
مسجد النبی
غزل۲
همبستگی احمد و اصحاب جدا نيست
آرامگه و مسجد و محراب  دو تا نيست
شد مسجد و ارکان بپا، بهر سعادت
آن مرکز علم است و عبادت که فنا نيست
گشته است بنا مسجد پیغمبر اعظم
در اول هجرت شده بر پا و خطا نيست
با گسترش مسجد و تخریب حواشی
آثار زيادي شده نابود و بها نيست
آنجاست زیارتگه و هم جای عبادت
چون خانه ی احمد بود و ظلم و جفا نيست
همراهی انصار و مهاجر شده باعث
در ساختن هر وجبش، فخر و ریا نيست
احمد چو دگر مردم آن کوچه و
شبهای زيادي نیمه شب های زيادي باهم رفتیم جمشیديه و محک گريه کردیم.
ولی آخرش تا خونه خندیدیم. چند روز پیش میگفت فاطمه دقت کردی من هیچ کس رو اندازه تو نمیتونم بخندونم؟ هر چرت و پرتی بگم از خنده ریسه میری. گفتم بانمکی؛ باهوشی؛ بلدی فضا رو تلطیف کنی. گفت باور کن اينا نيست. فقط چون تو دوستم داری حتی شوخيهای بی مزه م هم برات جذابه. لبخند زدم.
ادم های زيادي هستند که بسیار دوستم دارند
ادم های زيادي هستند که دوستم دارند
ادم های زيادي هستند که از من بدشون که نه، فقط خوششون نمی آید
ادم های زيادي هستند که بسیار دوستشان دارم
ادم های زيادي هستند که دوستشان دارم
ادم های زيادي هستند که حسی بهشون ندارم
تا به حال نسبت به هیچ کس حس تنفر نداشته ام
 فقط نسبت به بعضی که لایق دوست داشتن نيستند حسی ندارم
مگرنه من آن پیرمرد عطار که همیشه کتاب حافظ دستش هست با آن عینک ته استکانی را از صمیم قلب دوست دا
تحملم واقعا داره به سر میرسه
فشار زيادي روم هست
واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
اين دختره نامرد هم که همش فقط اذیتم می‌کنه. کاش می‌دونست تنها دلیل زنده موندم اونه
فکر نکنم خوب بشم. ترسناک و ترسناک‌تر میشم. به حدی که حتی منم از خودم می‌ترسم
تمایل زيادي به بعضی چیزا دارم
میگه چرا نمی‌رفتی نظامی نمی‌شدی. اگه می‌رفتم بیشتر تمایل به خشونت پیدا می‌کردم
دستمم بازتر میشد
واقعا برای من سالم نيست
خبرت هست که از خویش خبر نيست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نيست مرا
گر سرم در سر سودات رود نيست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نيست مرا 
ز آب دیده که به صد خون دلش پرورم
هیچ حاصل بجز از خون جگر نيست مرا


دل پروانه صفت گر چه پروبال بسوخت
همچنان ز آتش عشق تو اثر نيست مرا
غم آن شمع که در سوز چنان بی خبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نيست مرا
تا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو
بر گل و لاله کنون میل نظر نيست م
حالا 8  روزه که از خونه زدم بیرون و چند روزه که رسیدم به منزل خودم.
هیچ کسی رو ندیدم تا دیروز.
اونجا هم زودتر پا شدم که برم اتاقم به کارام برسم.
چه حسيه توی خونه رفتن که آدم رو اين طور بی نیاز میکنه؟ که اينقدر قدرت و صبر به آدم میده؟
دیروز داشتم فکر میکردم اگه فلانی کلا رفته باشه چی؟ بعد گفتم مهم نيست زیاد.
اگه اگه اگه؟  مهم نيست زیاد.
امیدوارم اين بی تفاوتی به بی احترامی و سردی زیاد منجر نشه.هر چند برای يه کم سردی جا هست کلا.
به هر جهت کسانی
مثل خنده که نشونۀ شادی نيست؛ مثل تنفس که نشونۀ زندگی نيست؛ مثل پرواز که نشونۀ عروج نيست؛ مثل موندن که نشونۀ تعهد نيست؛ مثل نگاه کردن که نشونۀ دیدن نيست؛ مثل حادثه که نشونۀ اجابت نيست؛ مثل رد شدن که نشونۀ بخشیدن نيست؛ مثل نگفتن که نشونۀ فراموش کردن نيست؛ مثل عُسر که نشونۀ یُسر نيست؛ مثل سکوت که نشونۀ آرامش نيست؛ مثل بزرگی دریا که نشونۀ مهربونی‌اش نيست؛ مثل کم‌نوری ستاره که نشونۀ کوچکی‌اش نيست؛ مثل خواستن که نشونۀ مهر نيست؛ مثل گذشتن که نش
دعا؟
واقعیت اين است من دعاهای زيادي را را دوست دارم.
اما درست در لحظه ی استیصال و دل شکستگی و ناامیدی، یک دعا عجیب آرامش بهم تزریق می‌کند.
حدیث‌کساء.شاید خیلی هم معروف نباشد.اما توسل به مادر، توسل به کل‌ اهل بیت است.
بعد آن جا که خدا را به پنج تن آل عبا قسم میدهی و از ته دلت آه می‌کشی، انگاری خدا کنار گوشت اجابتش را گذاشته است، یا اين که اگر هم به مصلحتت نيست دلت را آرام کند.
بعضی چیز ها گفتنی نيست چشیدنی‌ست.
مثل حرف زدن با حضرت مادر.
هوا جوری گرم  و شرجی شده که آدم احساس می کنه الان است که دنیا بترکد از گرمای زیاد یا تبخیر شود و برود قاطی عدم. 
اين را گفتم که توجه داشته باشید توی اين هوا، مغز آدم کار نمی کند. همه اش خواب است و در چرت خلسه طوری معلق است و نمی داند کی است! چی است! و قرار است چه بشود!!! چه برسد به اينکه بتواند از خودش نظريه و چرت و دل نوشته ساطع کند.
بعد انتظار دارید من بتوانم به ذهنم نظم بدهم، موضوع پیدا کنم و تازه از آن موضوع اينجا چرت و جفنگ بنویسم!! به نظرم توقع زی
فیلم‌ها و سریال‌های کره‌ای در میان ما ایرانی‌ها طرفداران دوآتشه زيادي دارد. جالب است بدانید سایر کشور‌های دنیا نیز علاقه زيادي به سریال‌های کره‌ای نشان می‌دهند. اين امر بی‌دلیل نيست و انصافاً باید گفت: سریال‌های خوب و درخشانی را در میان آثار کره‌ای شاهد هستیم که لحظات شاد و جذابی برای برای خانواده‌ها مهیا می‌کنند.
ادامه مطلب
عزیزانِ من! همسر موجودی نيست که تو جیب جا بشه ، حداقل تو جیب من که جا نمیشه!پس وقتی تو مهمونی های افطار مشاهده می‌فرمایید که کسی کنار بنده نيست پس هی نپرسید که: شوهرت نيست؟ 
نه خب نيست. دارید میبینید که نيست :) چه ومی داره هی به رخ بکشید که نيست؟
خب من تغییر زيادي با تحویل سال احساس نمی کنم و خیلی وقته دیگه جوگیر نمیشم بگم از امسال اينکارو میکنم و بر مشکلات غلبه می کنم و اين صحبتا. در اولین روز تعطیلات هم آرزوی (تعطیل نبودن) کردم؛ متاسفانه مهمونی و مسافرت به مقصد مهمونی، تا امروز اجازه ندادن به هیچکدوم از کارام برسم. 
+ حس بدی درباره اينکه يه آدم آشنا وبلاگم رو می خونه پیدا کردم. با اينکه چیزی  نمی نویسم و اگه بنویسم هم حرف مهمی نيست، اما اين موضوع آرامشم رو می گیره و باعث شده برای نوشتن
رابرت مکی در کتاب «داستان» می‌گوید: «داستان خوب» یعنی داستانی که ارزش تعریف کردن داشته باشد و دنیا بخواهد گوش کند. بعد می‌نویسد: باید هنرمند باشید و وقایع را به نحوی که تاکنون به ذهن کسی خطور نکرده کنار هم بچینید. سپس توصيه‌هایی می‌کند و در انتها می‌گوید: «و مقدار زيادي عشق». اين نسخه‌ را می‌شود تعمیم داد به همه شئونات زندگی. «خوب بودن» در هرجای زندگی در هر جای اين دنیا، «مقدار زيادي عشق» می‌خواهد. برای پیدا کردنِ اين مقدار، معلوم نيست چ
ای دل ز جان در آی که جانان پدید نيستبا درد او بساز که درمان پدید نيستحد تو صبرکردن و خون‌خوردن است و بسزیرا که حد وادی هجران پدید نيستدر زیر خاک چون دگران ناپدید شواين است چارهٔ تو چو جانان پدید نيستای مرد کندرو چه روی بیش ازین ز پیشچندین مرو ز پیش که پیشان پدید نيستبا پاسبان درگه او های و هوی زنچون طمطراق دولت سلطان پدید نيستای دل یقین شناس که یک ذره سر عشقدر ضیق کفر و وسعت ایمان پدید نيستفانی شو از وجود و امید از عدم ببرکان چیز کان همی طلبی آ
جوانی،گه کاروشایستگی است
گه خودپسندی و پندار نيست
چوبفروختی،از که خواهی خرید؟ 
متاع جوانی به بازار نيست
غنیمت شمر،جز حقیقت مجوی
که باری است فرصت،دگر بار نيست
مپیچ از ره راست،بر راه کج
چو در هست،حاجت به دیوار نيست
ز آزادگان بردباری و سعی 
بیاموز،آموختن عار نيست
به چشم بصیرت به خود درنگر
توراتادر آیینه،زنگار نيست
همی دانه و خوشه،خروار شد 
زآغاز،هرخوشه خروار نيست
همه کار ایام،درس است و پند
دریغا که شاگرد هشیار نيست
در حال حاضر نرم افزار prisma یکی از محبوب ترین نرم افزار های ویرایش عکس اندروید و ios است. بر خلاف ویرایشگر های موجود در اسنپ چت و اينستاگرام که دارای محدودیت های زيادي هستند و دست کاربر برای ویرایش عکس خیلی باز نيست، اين نرم افزار دارای ویژگی ها و قابلیت های زيادي است که با استفاده از آن می توانید افکت های زيادي به عکس های خود بدهید و آن ها را ویرایش کنید.
ادامه مطلب
اون شب هم نباید با داداشم گرم می‌گرفتم - نباید بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زيادي ساکت موندم، واقعا برای من مهم نيست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود. داداش من برادر کارشه، برادر من نيست.
شهر مشهد یکی از کلان شهرهای ایران است که جمعیت بسیار زيادي در اين شهر زندگی می کنند . اين شهر به دلیل وجود حرم امام رضا (ع) پذیرای مسافران زيادي است . 
شهر مشهد به دلیل صنعتی بودن آن دارای شهرک های صنعتی بسیار زيادي است . شهرک های صنعتی مانند بینالود ، طوس ، گلبهار و . در اين شهر فعالیت دارند .
باربری های بسیار زيادي در اين شهر فعالیت می کنند . باربری مشهد ایرانکس از نمونه شرکت هایی است که در اين شهر فعالیت می کند .
باربری اثاثيه منزل در شهر مشهد و
بوسه ها را خاویاری کن بکش آتش مرا
آتشینی،روی دست تو دگر مشروب نيست
در نبودت حال من بد هست بدتر میشود
تو که باشی در مدار زندگی آشوب نيست
دیده در راه تو دارم نيست از رویت خبر
صبر و طاقت نيست دیگر دوره ی ایّوب نيست
گوشه ی باغ است و یاران نیز دورم کرده اند
با نبودت حوصله تنگ و زمان مطلوب نيست
با دو گیلاس از تو حالم میشود افسانه ای
جای حاشا نيست وقتی حال انسان خوب نيست
دوستت دارم و تنها با تو راضی میشوم
عاشقان را ترس از شلّاق و از سرکوب نيست
️ اصرار اپل به تحریم ایرانیان ✅ شرکت اپل از اسفند ماه گذشته سختگیری زيادي نسبت به اپلیکیشن‌های کسب‌و‌کارهای ایرانی به خرج داده است. تعداد زيادي از اپلیکیشن‌های استارت‌آپ‌های خدماتی بزرگ ایران در آن زمان مسدود شدند. ✅ حالا و با گذشت کمتر از یک ماه و پس از آنکه اين استارت‌آپ‌ها مسیرهای دیگری را برای فعال کردن اپلیکیشن‌ها پیدا کردند باز هم اپل همچنان به دنبال قطع ارتباط آنها با کاربران است. ✅ طی دیروز اپلیکیشن‌های تپسی، اسنپ، مای ایر
یاس از ایران خارج شد و در همان روزهای اول کنسرت هایی را در کانادا داشت ولی برخلاف محبوبیت زيادي که داشت کنسرتش آنقدر که لایقش بود نبود. البته اين سخنانی است که کسانی که دلخوشی از یاس ندارند در شبکه های اجتماعی منتشر می کنند ولی در هر صورت لایق پاسخ هستند.
ادامه مطلب
سه تا پست تا دیروز نوشتم ، پست کردم و. پاک کردم
الان . 
سايه هام اينروزا باهام حرف می زنن ، سايه من همدم تنهایی و سکوتم شده "سکوت سايه"
اين زندگی اجباری ، اين فکر بسته ، اين دل غبار گرفته ، اين اعصاب داغون ، اين انسان مچاله شده
خوشــــحال نيست از اين زنده بودن از اين نفــس کشیدن
از اين .



پ.ن1: هیچ چیز تو دنیا به خوبی بوی کسی که دوستش داری نبود.
پ.ن2: 
برس به زندگیت به فکر من نباش ، یکی دوتا نيست آخه درد اين  دلم چیزی نمیگه خیلی مــــرد اين دلم
یکی از اون سه تا کتابی که امیر حسین بهم داده بود رو امروز شروع و تموم کردم!
يه کتاب بود راجب يه دختر شهرستانی که رشته اش نقاشی بود و برای درس میاد تهران! که يه سری اتفاقا براش میافته
نمیدونم علت اينکه اين کتابو بهم داد چی بود!!و اينکه اتفاقای توش اصن اتفاقای جالبی نبود!
الان خیلی از دست کتابه عصبانیم!چون نفهمیدم اخرش پسره چیشد!!
ولی يه سولل تو مغزم میچرخه که خب چرا اين کتابو داده به من؟!
امروز علاوه بر اون کتاب درس هم خوندم و کارای زيادي کردم.
ول
میدانی رفیق راستش را بخواهی حالِ دخترکِ ساکنِ اتاق شیروانی خوب نيست!
همه چیز دارد و انگار هیچ چیز ندارد.
درددل دارد و مرهمی ندارد.
بغض دارد ولی اشک هایش خشکیده.
دخترک خسته است زیرا برای سال های زيادي بی وقفه قوی بود.
قوی بود.قوی.
هنوزهم در اجتماع مردم لبخند برلب دارد و در نگاه همیشه کنجکاو فامیل که میگویند پس اين پزشکی کی تمام میشود میگوید چیزی نمانده.
هنوز در راهروی نفس گیر بیمارستان رویاهایش قدم برمیدارد.
هیچ سراغی از شیطنت ها و باز
شناخت آدم ها زمان زيادي لازم داره و گاهی در مسیر اين شناخت، به آدم ها وابسته میشیم اما چاره ای جز اين نيست، نمیتونیم درهای دنیا رو به روی خودمون ببندیم که مبادا احساساتمون جریحه دار بشه.
فقط باید انقدر بزرگ بشیم که وقتی شناخت نسبی حاصل شد و فهمیدیم ادامه دادن اين مسیر ممکن نيست، تسلیم دلتنگی هامون نشیم و پای تصمیم بالغانه خودمون بمونیم تا آینده خودمون و اون شخص رو نابود نکنیم. سخته اما تو زندگی مگه مسیر آسون هم وجود داره؟
برای هم مسیر شدن، عل
سلام
چرا همه مسخره م میکنن میگن نمیتونم، حتی حامی های من که پدر و مادرم هستن، آخه شما بگین من يه دختر 17 ساله که از اول زندگیش میخواسته زندگی خارج از کشور رو تجربه کنه، الان عقلم بیشتر میرسه، الان من میخوام تو يه دانشگاه جهانی تحصیل کنم، تو رشته مورد علاقه م، رشته من کامپیوتر هستش و پدرم همیشه تحقیرم میکنه میگه تو به خاطر غلط های اضافه رفتی اين رشته که همه ش بری اينترنت، ولی به خدا اين طوری نيست.
به من میگه تو دنبال هرز پریدنی، آخه چرا؟ به خدا ه
روزی که برای اولین‌بار ببینمت، قطعا داستان‌های زيادي برای تعریف کردن دارم. من مشتاقانه حضورت رو تمنا می‌کنم و از خدا می‌خوام فرصتی رو بهم بده تا حس لبریز از هیجانم رو با صدای خودم برات بگم. هیراد جانم، پسرِ قشنگم، روزی که برای اولین بار ببینمت، معلوم نيست در چه سن و سالی هستی و چقدر از هیجانات اين روزهای منو درک می‌کنی، ولی مهم نيست، چون من صبر زيادي در مقابل بودنت و انجام دادن درست‌ترین کارهایی که یاد گرفتم در به‌موقع‌ترین زمان‌های مم
اين پسرهایی که توی فصول گرما با یک لا تیشرت نیم وجبی و شلوار تنگ می آیند دانشکده، خیلی روی اعصابند. نمی‌دانم چه طور رویشان می‌شود جلوی دختر ها اين طور راه بروند. من که با اين چشم ها زیاد نمیبینم؛ ولی تا همان حد که بعضا نگاهم می افتد، حالم به هم می‌خورد. نمی‌دانم چرا دانشکده را با مجلس مردانه اشتباه گرفته اند! لابد ما هم که می‌خواهیم تردد کنیم، باید یک یاالله بگوییم تا خودشان را جمع کنند! شایسته است کم کم حراست فوش را روی پسرها ببرد! بحث ای
آسوده دلان را غم شوریده سران نيست
اين طایفه را غصه رنج دگران نيست راز دل ما پیش کسی باز مگویید
هر بی بصری با خبر از بی خبران نيست غافل منشینید ز تیمار دل ریش اين شیوه پسندیده صاحبنظران نيست ای همسفران باری اگر هست ببندید
اين خانه اقامتگه ما رهگذران نيست ما خسته دلان، از بر احباب چو رفتیم چشمی زپی قافله ما، نگران نيست ای بیثمران سرو شما سبز بمانید مقبول ، بجز سرکشی بی هنران نيست در بزم هنر ، اهل ت چه نشینند میخانه دگر جایگه، فتنه گران ن
می‌دانید، به زمانه نيست، به جغرافیا نيست، به حوزه و دانشگاه نيست، همهٔ آدم‌های مهم (آدم‌های واقعا مهم نه آن‌ها که رسانه بارمان می‌کند) بهانه‌های زيادي برای مهم نبودن و نشدن داشته‌اند، ولی تصمیم گرفتند علی‌رغم جمیع گرفتاری‌ها، آنی شوند که باید.در حوزهٔ مدنظر بحث من، یک نگاه سرسری که به تاریخ می‌اندازیم، تقریبا تک‌تک بزرگان علمی سرزمینمان، دلایل کاملا قانع‌کننده‌ای داشتند برای تلاش نکردن، تسلیم شدن و بی‌تاثیر بودن. جنگ بوده، غارت
وقتی اسم اعتیاد رو میشنوفیم بی درنگ ذهنمون سمت مواد مخدر و الکل میره به آدمایی که گوشه خیابون تو يه حال نزار در حال ناله ان و از خماری دچار رعشه شدن اما موضوع ساده تر (یا شایدم پیچیده تر) از اين حرفاست. يه مثال میزنم آدمای زيادي رو تو اطرافتون می‌تونید ببینید که در روز تعداد زيادي چای می‌نوشند اونها در واقع به چای معتاد شدند اگر روزی کمتر از مقدار همیشه چای بنوشند عصبی میشن. من نه معتاد به مواد مخدرم نه معتاد به چای اما بوضوح سر غذا با اين مشکل
وقتی اسم اعتیاد رو میشنوفیم بی درنگ ذهنمون سمت مواد مخدر و الکل میره به آدمایی که گوشه خیابون تو يه حال نزار در حال ناله ان و از خماری دچار رعشه شدن اما موضوع ساده تر (یا شایدم پیچیده تر) از اين حرفاست. يه مثال میزنم آدمای زيادي رو تو اطرافتون می‌تونید ببینید که در روز تعداد زيادي چای می‌نوشند اونها در واقع به چای معتاد شدند اگر روزی کمتر از مقدار همیشه چای بنوشند عصبی میشن. من نه معتاد به مواد مخدرم نه معتاد به چای اما بوضوح سر غذا با اين مشکل
خبرت هست که بی روی تو آرامم نيست
طاقت بار فراق اين همه ایامم نيست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نيست
   

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نيست
سعدیا نا متناسب حیوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلارامم نيست
                          سعدی
جز خسوف روی ماهت اتفاقی شوم نيست
میپرستم ماه را ،از سجده ام معلوم نيست ؟
آنقَدَر با سرعت اين "عاشق شدن" رخ داد که
صحنه ی آهسته اش هم آنچنان مفهوم نيست !
ترکمانچایی که من با چشمهایت بسته ام
بین کشورهای عاشق پیشه هم مرسوم نيست
اين درشت افتادنِ چشمت درون عکسها
منکرش باشی ،نباشی،مطلقا از زوم نيست !
لا اقل تا زنده ام سیبی برایم قاچ کن!
در جهنم سهم من چیزی به جز زقّوم نيست
گرچه حاشا میکند اخمت،ولی مانند تو
هیچ کس در مهربانی راحت الحلقوم نيست
ایمان زعف
خبری نيست 
ماه معمولی نيست .خبری هست
ابری نيست بادی نيست
یادی هست آسمان نزدیکتر نشسته است
ناخنی روی سطح ابرهای حاجب آسمان می شود کشید با سر پنجه دعا
راه دور است
من دورم
آسمان دور است؟ 
نمی دانم 
هم خبری هست هم خبری نيستناخنی روی سطح ابرها می شود انداخت با سر پنجه دعاگريه هم می شود کرد
ابری نيست بادی نيست
آسمان خاطر خواه منست
.باسمه تعالی
احکام اسلامی
ربا
غزل۴
گفتند که اين بهره ی بانکی است ربا نيست
به به چه کلامی ، که از آن هیچ ابا نيست
مردم همه درگیر ربا گشته به یک نحو
احسنت به اين شیوه ی تدبیر، گدا نيست
با نام خدا، دین خدا، محو نمودند
بگذار کنند هر چه توانند ، بها نيست
در وقت مناجات، اسیر دل خویشند
به به چه حالی و هوایی که خدا نيست
در وقت عبادت،همگی فکر ریايند
به به چه حالی و صلاتی،که صفا نيست
در راه و روش،مشی غلط پیش گرفتند
از حقه و هر حیله گری هیچ ابا نيست
جمعی ز
افراد زيادي به جای خرید خودرو از خدمات اجاره ماشین استفاده می‌کنند. امروزه اجاره خودرو در بین افراد زيادي از محبوبیت روز افزونی برخوردار است؛ طوری که امروزه اشخاص زيادي علاقه به استفاده از خدمات اجاره خودرو دارند؛ چرا که مزایای زيادي به همراه دارد و تحقیقات نشان داده افرادی که از اين خدمات استفاده می‌کنند اغلب تمایل دارند تا دوباره خودرویی را کرايه کنند. در واقع اجاره خودرو به یکی از کسب و کارهای پر رونق در سراسر جهان تبدیل شده که از جنب
کار ما تعطیلی نداره. نه؛ نمی‌خوام دوباره از عید سرکار رفتن غر بزنم. از اين جهت گفتم که اگر در جمعه یا هر تعطیلی دیگه‌ای، دغدغه‌ی کار، تماس کاری و بحث درباره کار داشته باشی، یعنی اون روز، روزِ تعطیلِ کاری نيستاين چیزی که میگم فقط هم مربوط به کار خودم نيست. اغلب کسانی که توی رسانه کار می‌کنن به همراه تعداد زيادي عنوان شغلی هست که تعطیلی به معنای عام ندارن. یعنی ذهنشون از کار خالی نمیشه هیچوقت.من خودم از اون موقع که چشم باز کردم و وارد محیط ک
مات چشمان تواَم، اما دلم درگیر نيستاز تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نيستاين شکاف پشت پیراهن شهادت می‌دهدهیچ‌کس در ماجرای عشق بی‌تقصیر نيستاز تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی «رفیق»آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نيستهر زمانی روبروی آینه رفتی بداندر پریشان‌بودنت اين آه بی‌تأثیر نيستقلب من با یک تپش برگشت، گاهی ممکن استآن‌قدرها هم که می‌گویند گاهی دیر نيست!
« حسین زحمتکش »
صبح تا میتونستم خوابیدم، از يه جا ب بعد دیگه خوابت نمیبره اگ قبل یک خوابیده باشی، و صبحم تا یازده و اون موقعا ولو بوده باشی! بعد رفتم کتاب گرفتم، فیلم نصفه دیشبمو دیدم. و دیدم چقد بده اينا ک عمل میکنن بعد جنسیتشونو تغییر میدن. و الهی چقد اذیتن ): و خب وقتی چشمام درد میکنه انتخابای زيادي ندارم برای اينکه چیکار میتونم بکنم. خواب بزرگترین سابجکت زندگی من بوده و هست. همیشه هم بعد اينکه یکیو از زندگیم بیرون کردم توش دچار مشکل شدم، چون يهو قبل خوابم چ
"چطور می شود به زندگی اعتماد کرد وقتی گاهی اينهمه وقیحانه بیرحم می شود؟"
_سمت آبی آتش
وقتی بحث اعتماد به زندگی یا دنیا پیش میاد، به اين فکر میکنم که طرف مقابل ما دقیقا چه کسی قرار داره. اين زندگی‌ای که ازش حرف میزنیم کيه؟ خب واضحه يه شخص نيست، جاندار نيست، هیچ اختیاری نداره، حتی اختیار خودش. چون اصلاً وجود خارجی نداره. 
زندگی‌ای که ازش حرف میزنیم شاید چیزی جز خود ما نيست. و البته مربوط به گذشته‌ست. شاید ترکیبی از عملکرد ما و خدا باشه. ولی فکر م
موکت و فرش قرمز تشریفاتی را می توان در مراسمات مهم و خاص، جشن عروسی، مکان های تجاری چون رستوران و هتل و تالار استفاده کرد. آنچه در خرید فرش و موکت برای اکثر مشتریان اولویت است، قیمت اين محصولات است، زیرا معمولا برای ورودی استفاده می شود و رفت و آمد زیاد آن هم با کفش روی آن باعث می شود عمر آن تا حد زيادي کم شود، لذا از نظر اقتصادی به صرفه نيست که با صرف هزینه زيادي اقدام به تهيه فرش تشریفاتی نمود.
مدل های ساده اين محصول را با نام موکت تشریفاتی ور
سلام دوستان
زمان زيادي است که امکان نوشتن برایم مقدور نبود، در واقع با شروع شغل جدید و درگیری های دفاع دکترا کمتر فرصتی برای نوشتن فراهم شد
سعی می کنم از اين به بعد منظم تر و دقیقتر بنویسم
می خواهم از اين فرصت استفاده کنم و ورود به سال 1398 را به همه ایرانیان تبریک عرض کنم و برای همه سالی سراسر شادی و توام با سلامتی و موفقیت آرزو کنم
اوضاع امروز کشور هم متاثر از تهای غلط اقتصادی دولت تعریفی نيست و الان هم وقت خوبی برای صحبت در مورد اين موضوع
دلتنگ که می شی به نظرت خورشید دیگه نمی تابه
غروب دیگه سرخ نمی شه
انگار چراغا دیگه سو ندارن
آسمون دیگه وسیع نيست
کوه ها دیگه عظیم نيست
انگار بدن درد داری
سیگار دیگه دوا نيست
دلتنگ که می شی
دیگه حتی مستی هم کار ساز نيست
دلتنگ که می شی
شبا صبح نمی شه
روزا شب نمی شه
هر روز برات غروب جمعه می شه
دلتنگ که می شی
هیچ نوایی مرحم نيست
همه چیز فقط دردِ و درد
دلتنگ که می شی
سر دردا هم يه جور دیگست
انگار قرصا دیگه درمون نيست
دلتنگ که می شی
دلت تنگ نيست، دنیا ب
مات چشمان تواَم، اما دلم درگیر نيستاز تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نيستاين شکاف پشت پیراهن شهادت می‌دهدهیچ‌کس در ماجرای عشق بی‌تقصیر نيستاز تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی «رفیق»آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نيستهر زمانی روبروی آینه رفتی بداندر پریشان‌بودنت اين آه بی‌تأثیر نيستقلب من با یک تپش برگشت، گاهی ممکن استآن‌قدرها هم که می‌گویند گاهی دیر نيست!
   منبع: @AdabSar
آخرای جزوه از همه جاش قشنگ تره:
در خیالات خودم در زیر بارانی که نيست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نيست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نيست 
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نيست
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نيست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نيست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها می
وقتی زندگیت با یک سری مشکلات همراه شد و فشارهای زيادي بهت وارد شد چه از نظر مالی ، جسمی و حتی روانی ، حق داری گله کنی ، شکایت کنی ، دنبال خالی کردن خودت باشی اما چقدر ؟ تا کی ؟
دوستی دارم که از دوران دبستان تا دبیرستان رفیق جِنگ همدیگه بودیم اما خب زندگی اون سختی های زيادي داشت
ادامه مطلب
فرزندم:
فاصله انسان تا ادراکات قدسی و ملکوتی فاصله زيادي نيست. اما تا بدست آوردن تحمل اين ادراکات، فاصله زيادي باید طی شود.
بگذار خاطره ای بگویم: به گمانم سال 89 بود که مقام معطم رهبری به چالوس تشریف فرما شدند.خب از شهر ما تا چالوس فاصله زيادي بود. شاید در حدود 170 کیلومتر. اما چون پا به استان ما گذاشته بودند بر خود واجب کرده بودم که به استقبالشان بروم و در سخنرانی شان شرکت کنم. خودم را به چالوس رسانده بودم. باران شدیدی می بارید. متاسفانه
يه آقایی که داریم با هم آشنا بشیم بهم گفت که من هیچ وقت به دخترها زیاد زنگ نزدم و نمیزنم. دختر پر رو میشه زيادي بهش زنگ بزنی.
البته اينم بگم بخاطر شارژ و پول و اين مسائل نيستش. چون اتفاقا با هم که بیرون میریم خسیس بازی در نمیاره. بیشتر از هزار بار امتحانش کردم ولی خساست اصلا توی خونش نيست. حداقل برای من نبوده و با رفقاش هم که دیدمش خوب پول خرج میکنه براشون. پس مطمئنم بحث پول شارژ نيست
شماها فکر میکنین چه دلیلی داره که همش من باید بش زنگ بزنم؟ الب
صدا کردن آدم ها به اسم سخت است؟ نه؟ برای خیلی ها سخت هست. مردان زيادي هنگام پیاده شدن از اتوبوس نمی توانند نام همسر خود را بلند صدا بزنند و خدا خدا می کنند در همین چند ثانيه ای که در ایستگاه توقف کردیم نگاه زنشان بر آن ها بیفتد. همین طور زن های زيادي که حس می کنند نمی توانند نام کسی را جلوی ما غریبه ها صدا بزنند.
وی در یک روز زمستانی متولد شد . از بچگی شوق زيادي برای اموختن داشت.او دوران دبیرستان خود را در مدرسه ی بشارت موعود گذراند و افتخارات بسیار زيادي کسب نمود . عرشیا توانست در ازمون هایی نظیر مبتکران و اندیشمند رتبه های تک رقمی در کشور کسب کرد . در هنر نیز توانست رتبه های استانی زيادي کسب کند.در رشته ی کاریکاتور و خوشنویسی رتبه های اول و دوم استان تهران را بدست اورد.
ورزش
او توانست در ورزش هندبال و والیبال با تیم مدرسه اش رتبه ی دوم منطقه و اول منطق
می خزی روی زمین. با دستان گِلی ات روی آرواره های درختان تنومند جنگل.
آن ها که از خاک بیرون زده اند. خشک اند اما خیس.
تو به میانه ی دشتی میمانی که در آنجاست. کمی دورتر. همانجا.
با دستان گِلی ات، با چشمانت که کمین کرده به دور، اشاره میکنی.
شروع همان جاست.
و تا شروع فاصله ای نيست. خبری نيست. رازی نيست. حرفی نيست.
شکی نيست. تنها یک چیز هست.
که کسی همراه تو نيست.
حال.
مبارز ها می خزند.
یکی یکی می روند.
در حالی که تماشا میکنی.
خودت را در همین حال میبینی.
بیا سعی کنیم واقع بین باشیم. امتحانای نهایی اون قدر ک ممکنه برای همه بی اهمیت باشه برای من نيست‌. من اگ بخام ب اون چیزی ک میخام برسم نیاز دارم ک نمره های دبیرستانم و معدلم خوب باشه. همه هی فاز میدن ک نه و اينا مهم نيست و هواست ب کنکورت باشه! اون ۶۰ درصد قضيه اس! در صورتی ک احتمالا ب نمرات دبیرستانم توجه زيادي بشه! نسبت ب همه نمرات بَد نيست ولی باید  بهتر از اينا باشه. خعلی بهتر!
از اون طرف هم اگ باز هم بخام ب اون چیزی ک میخام برسم نیاز دارم درصدها
 
ارزهای دیجیتال به ویژه بیت کوین به عنوان یک ابزار مالی در دنیا شناخته می‌شود که به نظر می‌رسد در سال‌های آتی با جهش بزرگی از نظر استفاده عمومی مواجه شود.
 
استفاده از ارزهای دیجیتال به عنوان واحد پولی که با آن خرید و فروش انجام شود، به ویژه برای ایرانیان جذابیت زيادي دارد. البته تمامی ظرفیت ارزهای دیجیتال به ویژه بیت کوین برای پرداخت‌های الکترونیکی نيست و می‌توان از آن به عنوان ابزاری برای کسب درآمد نیز استفاده کرد.
 
امروزه افراد زیاد
زندگی من فراز و نشیب های زيادي داشته؛
از بحران های بزرگی زنده بیرون اومدم؛
همیشه فکر می کردم که عمق و گستره ی فهم و معرفتم مهم ترین مسئله مه؛
اما متاسفانه زندگی بهم نشون داد که میزان سرمايه و درآمد مهمتر از همه چیزه؛
شاید به نسبت 70 به 30؛
70 برای سرمايه و درآمد و 30 برای هر چیز دیگر؛
من اگر درآمد کمی داشته باشم برای دیگران مهم نيست که چقدر می فهمم و چنتا کتاب خوندم و .
حتی برای خودمم مهم نيست؛
کاش اين همه سال رو سر کتاب خوندن و آدم خیلی خوبی بودن تل
تجربه‌ انتقال علی انصاریان و علیرضا نیکبخت واحدی نشون داد جنجال و تقلا برای در صدر و صحنه موندن و تصويه حساب‌های نابخردانه حکایت همون فرديه که می‌زنه بچه‌اش رو می‌کشه تا ماتحت همسايه بسوزه. حالا هم ظاهرا گادوین منشا یادش رفته که بعد بازی با الدحیل تو یک چهارم نهایی جام باشگاهای آسیا و اون کامبک بیادماندنی عکسش رفت رو پروفایل شبکه‌ اجتماعی خیلی از ما هوادارها و همون‌جا هم موند. البته شاید هم براش مهم نيست! خلاصه هر چی هست فقط یکی به گوشش
نزدیک به پایان سال هستیم و تجربه های زيادي کسب کرده ایم.از کار بر روی فروشگاه مجازی گرفته تا بر پایی یک شبکه ی رایانه ای .خب با کمبود های زيادي مواجه شده ایم ولی در کل، سال بسیار خوبی بود .پر از فراز و نشیب.با سختی های خودش که یادگیری را شیرین تر میکرد.البته امیدوارم که در کتاب های تخصصی تغیراتی اجرا شود  
شاد و پیروز باشید
دو جلسه از کلاسا گذشته و من تازه امروز فهمیدم.23همین ماه ازمونه و اگه قبول نشم مدرسه ای ندآرم برای رفتن و مجبور میشم برم به ی مدرسه مزخرف.نمیدونم چیکار کنم.گیجم و تو دلم هیاهویی عه. باید بخونمبایداما نمیدونم چرا همه چیز تو مرحله باید باقی مونده و دلی برای عمل کردن ندآرم.زيادي ناامیدم.خیلی زيادي.
غزلی تازه:
مرا شکسته اگر روزگار، حرفی نيست.جهان به تو بکند افتخار حرفی نيست.
نوشته بود چه اندازه ساده بود اين عشقشبيه عشق معما بیار. حرفی نيست!
نه اين که از سر لج ساکتم، نه، باور کنبدون تو شده دل بی قرار، حرفی نيست
تناقضی شده بین من و غم و شادیبه خنده ام شده غم استتار، حرفی نيست
خدانکرده نخواهی که مثل من باشیز حال من بکنی گر فرار، حرفی نيست
برای ثانيه ای جای قلب من باشی.به حال من نشدی گر دچار، حرفی نيست.
#حمید_رفائی @hamidrefaeipoem
من بیشتر از اينکه صبور باشم، حسودم.
به چی یا کی، خیلی مهم نيست، من به هر اتفاقی که يه سمتش تو باشی و طرف دیگش خودم نباشم حسودم.
من ساعتای زيادي به عکسای تو خیره می‌شم و به آدمایی نگاه می‌کنم که چقدر شبيه من نيستن. به لبایی که تو رو صدا می‌زنن، به گوشایی که از تو می‌شنون،  به چشمایی که تو رو می‌بینن.
و به اين فکر می‌کنم که چقدر آرزو داشتم، تا همه اونا من بودم.
آدما، مرگ مشخصی دارن که حتما ازش بی‌خبرن، اما من مطمئنم از حسادت دق می‌کنم.
بدقول تر از ما یعنی نيست؟ گیر نده بابا راستش قبول دارم در بیشتر کارها کمی از برنامه زمان بندی شده عقب می افتم اما همش دست من نيست. مشتری هم در طول کار دایم نظراتش رو تغییر میده و همین کارها رو عقب میندازه. اگه قبول نکنی هم که نمیشه. بعضی وقتها خب راست میگه و کیفیت کار میره بالا. به نور مشتری بدقلق هم خوردم که رست منو کشیده و صاف کرده تا کار تموم شده. اونقدر دقیق و حساب شده که چاره ای جز پیچوندنش نداشتم چون حس کردم داره ازم سو استفاده میشه و کار زی
بهار آمده اما هوا هوای تو نيست
مرا ببخش اگر اين غزل برای تو نيست
به شوق شال و کلاه تو برف می‌آمد.
و سال‌هاست از اين کوچه رد پای تو نيست
نسیم با هوس رخت‌های روی طناب
به رقص آمده و دامن رهای تو نيست
کنار اين همه مهمان چقدر تنهایم؟!
میان اين همه ناخوانده، کفش‌های تو نيست
به دل نگیر اگر اين روزها کمی دو دلم 
دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نيست
به شیشه می‌خورد انگشت‌های باران. آه.
شبيه در زدن تو. ولی صدای تو نيست
تو نيستی دل اين چتر، وا نخواهد
باسلاممن تقریبامدت7ماه است که بایک پسری رابطه دارم،رابطه ای صمیمی داشتیم باهم تا سه ماه پیش تصمیم به ازدواج گرفتیم و باخانوادش آشناشدم خاستگاری هم اومدنطی اين مدت که خونه ی اونا رفتم پرخاشگری های زيادي از طرف پارتنرم دیدم که خیلی آزاردهنده اس برامشوقی واسه کارکردن نداره و ازمن پول میگیره ، من خیلی آزادبزرگ شدم ولی اون به شدت منومحدودمیکنه ،بااينکه من شاغلم ازم توقع های زيادي دارهضمنا قبلا ترامادول مصرف میکرد کع ترک کرد ولی يه مدت بعذش مت
دلایل خیلی زيادي دارم که برم يه گوشه ماتم زندگیم رو بگیریم و فکر کنم چقدر بدبختم ولی یک چیزی مانع میشه نیروی درونمه که مدام پدرم رو دراورده میگه اينجا نه الان نه برو بدو تلاش کن تو اين نيستی اين تنی که به تو امانت دادن اين ذهن اين مغز مال اينجا نيست بفهم همون نیروی درونم من و اوراه کرده و هنوزم دست بردار نيست و حیف که همیشه باهام هست و اجازه نمیده ماتم بگیرم.
یک بنده خدایی يه مدت بود سخت پیگیر بود ارشد بود و میدیم چقدر بچه ها دورش جمع میشدند و تب
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست برخیز تا بگریند.
√. خدایا خودم مراقب دشمنانم هستم تو مراقب دوستانم باش
√. وقتی زندگی چیز زيادي به شما نمی دهد ، بخاطر اين است که شما چیز زيادي از آن نخواسته اید.
√. به تعظیم مردم اين زمانه اعتماد نکن ، تعظیم آنان همانند خم شدن دوسرکمان است که هرچه بهم نزدیک ترشوند تیرش کشنده تراست.


ادامه مطلب
برخلاف خیلیا که میگن نباید دل به غم و غصه داد چون دنیا دو روزه و عمر کوتاهه، من هربار که تصمیم گرفتم حال خودمو خوب کنم و  توی باتلاق افسردگی و سیاهی نمونم استدلالم اين بوده که زندگی به طور میانگین طولانی تر از اونيه که بتونم تمام مدت اون فشارهارو تحمل کنم و له نشم. هربار فکر کردم اگه مثلا شیش ماه بود يه چیزی، ولی اومدیم و سی چهل سال دیگه عمر کردم! اون وقت چی؟ قراره چهل سال عذاب بکشم؟
خلاصه که اگه خواستید محرکی باشید واسه یکی مثل من،  بهش نگید دن
بنده در تمام مراحل زندگیم در ارتباطم با آدمها ته تهش به اين نتیجه میرسم که از ماست که بر ماستکافيه هر چی به سرم میاد برگردم یکم گذشته رو مرور کنم
حتی جایی هم که احساس میکنم تقصیر من نبوده مثلا میبینم اره خودم زيادي باهاش خوب تا کردم! اونم پررو شده!
ولی وقتی خودت میزنی خرابش میکنی ، قطعا خودت هم میتونی درستش کنی!
جای نگرانی نيست
ما طبیعی ها باید همیشه توضیح بدهیم 
باید توضیح بدهیم که چرا برنج هایمان عین محسن چهارشانه و قد کشیده نيست
یا چرا میوه هایمان یک شکل و یک اندازه نيست و گاهی هم حتی لک زده است
همین چند شب پیش شربت آلبالو آوردم برای یک نفر آوردم به رنگش ایراد گرفت و من باید توضیح میدادم که اين شربت بازاری نيست خودمان درست کرده ایم 
یا مثلا چرا رب گوجه هایمان رنگ  غذا را قرمز قرمز نمیکند 
یا چرا چایی هایمان دیر دم میکشد و کم رنگ است
چرا روغن هایمان کمی طعم و بوی مت
و انصاف نيست
انصاف نيست که من امشب به جای خوندن سهميه قرآنم، به جای خوندن دعا و به جای دعاهام، بشینم نماز قضاهای اين چند وقت رو بخونم. 
انصاف نيست، ولی تقصیر خودمه، حقمه اصلا!
+ التماس دعای شدید :)
پ. ن. داره تموم می‌شه. يه هفته مونده. 
اين مدت که فقط يه ناظر منفعل بودم مثل خدا، فهمیدم زيادي قرن بیست یکمی هستی. قرنی که توش کارای بشر خیلی قابل درک نيست. بنظر خیلی وقته دنبال يه شادی میگردی: يه شادی بی انتها، پُر از احوالات تکراری، پرُ از عکسهای سلفی با ژست های نمایشی، پُر از بقيه، پُر از قمارای دو سر باخت. میدونی بنظرم وارد بازی قرن شدی. باید يه فکری کرد.
اين مدت که فقط يه ناظر منفعل بودم مثل خدا، فهمیدم زيادي قرن بیست یکمی هستی. قرنی که توش کارای بشر خیلی قابل درک نيست. بنظر خیلی وقته دنبال يه شادی میگردی: يه شادی بی انتها، پُر از احوالات تکراری، پرُ از عکسهای سلفی با ژست های نمایشی، پُر از بقيه، پُر از قمارای دو سر باخت. میدونی بنظرم وارد بازی قرن شدی. باید يه فکری کرد.
خب گفتم همش که قرار نيست براتون داستان های ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
اين بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت .
اخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زيادي شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
معمولا" ورزش در منزل میان افرادی که مشغله زيادي دارن و یا فرصت حضور در باشگاه های ورزشی را ندارند و از طرف دیگر به سلامت عمومی خود اهمیت می دهند طرفدار زيادي دارد.در اين مطلب به 5 دلیل که چرا ورزش در منزل اهمیت دارد می پردازیم.

ادامه مطلب
غیر دعوا سر ظهور شما، گشته ام! در جهان مصافی نيست 
همه ی جنگ ها سر صلح است، و از اين بدتر اعترافی نيست 
وای از اين خواص خالی بند! مفت شمشیر را فروخته اند 
آن چه زیر عبایشان دارند بخدا که به جز غلافی نيست 
دود شد هر چه بود و رفت به باد آه ای ماه پشت ابر! مباد
به غمت خو کنی که بی تو زیاد آسمان آسمانِ صافی نيست 
جز همین اختلاف در طبقات آن هم از لطف بعضی از حضرات
شکرلله که از جمیع جهات بین یارانت اختلافی نيست 
تو امیری! مراد تو عشق است، عمل و اعتقاد تو ع
علم و دانش همان مقولاتی است که منتج به نتیجه می شود، کلر(color) به اضافه سدیم می شود نمک طعام.یا دو به اضافه دو می شود چهار. اما فلسفه و حکمت که از ضروریات علم محسوب می شود وما منتج به نتیجه نمی شود، شما از دانشجویان و اساتید فلسفه بخواهید در مورد موضوعی بحث کنند متوجه می شوید که صحبتهایشان در نهایت ممکن است منتج به نتیجه مطلوب نشود، اما اين به معنای اين نيست که فلسفه به درد نمی خورد بلکه کاملا بر عکس فلسفه یکی از ضروریات علم محسوب می شود، منت
گره شده بود توو گلوم 
قد اين همه مدت ندیدن 
بوشو نفهمیدن 
صداشو نشنیدن 
گریم گرفت از ذوقِ دیدنش 
شنیدنش 
بوییدنش
اصن مهم نيست چی شد 
چی نشد 
خجالت کشیدم تهش 
اونجا که اشکم در اومد از قبول نکردنای عینک 
خجالت کشیدم 
صبح توو اتاق موقع مرتب کردن اين خوره ی لعنتی روزمو دلمو ذهنمو خورد که نکنه دلش سوخته باشه برات و فقط همین.
دلم سوخت هیچکس نپرسید اين مدت حالت خوبه
چقدر دلش شکسته ازم 
تنهام خیلی
زيادي 
زيادي کودکانست نگاهم به اطرافم 
حتی زندگی 
ا
     گاهی در زندگی تنها میمانیم و به دنبال دوستانی هستیم که با آنها درد و دل کنیم و او نیز به ما چیزهای زيادي می اموزد که ما را درزندگی به راه درستی هدایت می کند که در اين راه چیزهای زيادي می اموزیم.در اين وبلاگ دلنوشته ها و داستانهایم را قرار خواهم داد.
زبان انگلیسی یکی از زبان های ژرمنی است که آلمانی ها با اشغال بریتانیا در قرن پنجم بعد از میلاد توانستند آن را جایگزین زبان سلتی (Celtic) که تا آن زمان در بریتانیا صحبت می شد، کنند. البته زبانی که آلمانی ها (انگلیسی کهن) با خودشان به بریتانیا بردند با تغییراتی که با گذشت زمان در آن ایجاد شده به زبان انگلیسی کنونی تبدیل شده است.
انگلیسی کهن همانند انگلیسی که الان می شناسیم نيست. با اين وجود ریشه بیشتر کلماتی که در زبان انگلیسی استفاده می شود مربوط ب
ایران از نظر امریکا (هرمنوتیک امریکایی) چپ و راست نداره، اصول گرا و اصلاح طلب و طیف چپ و راست نداره،نه قبل از انقلاب و نه بعد از انقلاب، ایران از نظر امریکا فرقی با عراق، افغانستان، سوريه یا عربستان و پاکستان نداره ایران از نظر امریکایی ها ایران خاليه بدون هیچ پسوند و پیشوندی. البته هم امریکا و هم اروپا می دونن که ایران هم مثل کشورهای همسایش منبع عظیمی از انرژی داره. بنابراين در عراق و عربستان و پاکستان و ایران امریکا همان ت قدیمی و کهن
میشه لطفا مشخصات پسرانی که خیلی دختر دور و ورشونه رو بگید؟ به نظرتون پسرانی که دختر زیاد دور و ورشونه چه مشخصه هایی دارن و چطوری میشه تشخیص شون بدیم ما دخترهای کم تجربه؟
ممکنه غرور زيادي و وقت نداشتن زيادي یکی از علامت های اين گروه از پسران باشه؟ مثلا وقت هایی که طرف خیلی ادعا میکنه که سرش شلوغ کاره، اين میتونه يه علامتش باشه؟ آخه بعضی آقایون انقدر ادعای سرشلوغی دارن که آدم تعجب میکنه. رئیس جمهور هم انقدر سرش شلوغ نيست که بعضی پسرها ادعاش رو
احساسات مشترکی که ما آدم‌ها تجربه می‌کنیم با هم فرق دارند. غمی که من حس می‌کنم متفاوت است از غمی که مادرم حس می‌کند. خوشحالی بعد از گل ما از تیم مورد علاقه‌مان یکی نيست. افسردگی سیاه است ولی سیاهی آن برای همه یک‌رنگ نيست. حتی حال بد امروز ما با حال بد یک سال پیش، یکی نيست چون ما آدم یک سال پیش نيستیم. ما هرگز نمی‌توانیم پا توی کفش تجربیات دیگران کنیم و با آن‌ها قدم بزنیم. به همین دلیل است که وقتی بر اثر فشار عصبی می‌گویم حالم خوب نيست، کسی ن
بسم الله
برای اين روزها باید حرف های زيادي بنویسم.حرف هایی که همه را نمیتوانم یکجا بگویم.روزهای خوبی را میگذرانم.انگیزه های درونی بالا با امید به آِنده حالم را بهتر کرده است.روزهای خوبیست.میدانم که چیزی از جوانی ام نمانده است و بعد پیری یک هو بر سرم هوار میشود.اما اين روها را عاشقانه زندگی میکنم.نگرانی زيادي ندارم.دلم برای پدر و مادرم تنگ شده است.هر روز که میگذرد و نمیبینمشان و استرس نبودنشان به جانم می افتد.چشمم ضعیف تر شه است و جسمم هم ضعیف
آنتالیا یکی از بهترین شهرهای ساحلی آسیا است که شهرت زيادي بخاطر تفریحات آبی بی نظیرش دارد.تور آنتالیا یکی از بهترین تورهای تابستانی است که هر ساله افراد زيادي برای رزرو آن اقدام می کنند.اگر شما نیز از علاقمندان به سفر آنتالیا هستید با ما همراه باشید تا شما را بهترین تفریحات آبی آنتالیا آشناکنیم.آشنایی بیشتر شما با تفریحات آنتالیا قطعا سفر شما را چندین برابر لذت بخش خواهد کرد.
ادامه مطلب
زمان داره میگذره گاهی سریع و گاه های بیشتری آهسته اما مثل همه زمانها:
هنوزم آینده پر از محال و گذشته خفه شده زیر کوهی از دلتنگی و حسرت
هنوزم تاریخ رو فاتحان مینویسن
هنوزم بهانه های زيادي برای جنگ پیدا میشه. هنوزم آدما کُشته میشن .
هنوزم جهت رودخانه صاف میره سمت انتهای زوالی نامیرا
هنوزم آدمای زيادي صف میبندن برای واجد شرایط شدن و تا گردن فرو رفتن تو سیستمی که قراره اونجا خودشونو فراموش کنن
هنوزم معیار آزادی برای احمقها تولید فیلم ه
هنو
زمان داره میگذره گاهی سریع و گاه های بیشتری آهسته اما مثل همه زمانها:
هنوزم آینده پر از محال و گذشته خفه شده زیر کوهی از دلتنگی و حسرت
هنوزم تاریخ رو فاتحان مینویسن
هنوزم بهانه های زيادي برای جنگ پیدا میشه. هنوزم آدما کُشته میشن .
هنوزم جهت رودخانه صاف میره سمت انتهای زوالی نامیرا
هنوزم آدمای زيادي صف میبندن برای واجد شرایط شدن و تا گردن فرو رفتن تو سیستمی که قراره اونجا خودشونو فراموش کنن
هنوزم معیار آزادی برای احمقها تولید فیلم ه
هنو
تارت شکلات گرم با عسل
درست کردن تارت شکلات گرم با عسل خیلی راحته و در آخر از چیز که با اين سرعت درست کردید لذت می برید . وقتی می‌خواهید خیلی سریع یک دسر خوشمزه درست کنید، اين تارت شکلاتی یکی از انتخاب‌هایتان خواهد بود.
مواد لازم برای تهيه اين تارت شکلاتی در هر آشپزخانه ای پیدا می‌شود و
نیاز به مهارت‌های آشپزی ندارد. اگر رابطه تان با پختن خمیر خوب نيست، اين
بهترین انتخاب است چون اصلاً خبری از درست کردن خمیر نيست. درست کردن تارت شکلاتی زمان
از نظر من، کتاب فقط باید خونده شه. مهم نيست از کتابخونه گرفته باشیش یا خودت بخریش یا یادگاری اِکست باشه (:
کتاب در هر حالت نیازمند خونده شدن و درک شدنه. همین. 
من کتاب میخونم. همیشه. اما کتاب های زيادي ندارم. نه اينکه دلم نخواد کتابخونه م رو هی بزرگتر کنم، نه! سعیمو میکنم بزرگش کنم اما پولش رو ندارم. هروقت پولی دستم برسه بهش اضافه میکنم اما اين ب معنی نيست هروقت پول نداشته باشم کتاب هم نخونم. 
قرض میگیرم. در ازاش کتاب هایی ک دارم رو ب بقيه میدم. 
د
اگه دقت کنیم در طول روز فرشته های نجات زيادي رو میبینیم که به کمک ما میان 
دیروز ماشین جای بدی پارک کرده بودم سر پیچ خیابون و رفتم داروخانه خرید کردم چندتا خریدم هم دستم بود و میخواستم از عابر بانک برای دیجی کالا هم پول کارت به کارت کنم . رفتم کنار عابر بانک يهو دیدم يه پسری اومد بعد من ایستاد .يه طور خاصی نگاه میکرد .نگاهش با همه آدمها فرق داشت . واریز کردم قبض رو گرفتم و سریع رفتم. دیدم همون آقا صدایم میکنه خانم محترم ، خانم محترم … کارتتون رو
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

احکام ازدواج و طلاق در حقوق ایران فروشگاه قهوه مارتیر psn4 می‌نویسم از خودم وبلاگ گروه جغرافیا ناحیه یک فروشگاه اینترنتی فایل دانلود انیمیشن و کارتون نوشته های یک انسان پسر ویروسی شرکت سجاده نقش