نتایج جستجو برای عبارت :

زیادی مهم نیست این یه اتفاقه

Ali Abbasi
Nafas
#AliAbbasi
کاری به کارِ تو ندارم نرو 
من که رویِ چشمام میذارم تو رو
تو تکيه گاهی واسه من آخه هنوزم 
مرگِ برام اين زندگی بی تو يه روزم 
بمون تا نذاری بسوزم
مهره ی مارِ روزگارمی عشقه موندگارمی نفس
واسه تو مُردنم برای من يه اتفاقه ساده ست
مهره ی مارِ روزگارمی عشقه موندگارمی نفس
واسه تو مُردنم برای من يه اتفاقه ساده ست
از عشق بدجوری مریضم بمون 
جونم بهت بسته ست عزیزم بمون
وابستتم اندازه ی نفس کشیدن 
تکيه زدی به تاجو تختِ اين دله من 
کی بیشتر
+ هدف هر چی بزرگتر باشه تلاش بیشتری رو هم میطلبه.
+ همسر از قول جول اوستین میگه اگه از آینده خبر داشتیم دیگه ایمان معنایی نداشت، اينکه نمیدونی قراره چی بشه و ایمان داشته باشی ارزش داره.
+ دارم کتاب بنویس تا اتفاق بیوفتد رو میخونم. کتابی نيست که توصيه کنم بخونید! اينکه دقیقا اين روزا رسیدم به اون بخش از کتاب که درمورد فردی حرف زد که روی شغل و آینده‌ش ریسک کرد تا به رویاهاش برسه، و اين ریسک زندگیشو خیلی بهتر از قبل کرد، آیا فقط يه اتفاقه؟؟؟
+ و د
تولد!!!
نمی تونستم تا مدت ها اين اتفاق رو درک کنم!!
اما اتفاقه قشنگيه، خییییلی، توی اين اتفاق، عاشق خدا میشی
تولد يه انسان، خیییلی قشنگه  
وقتی قدر اين تولد رو بدونی، توی دنیا فقط عاشق خدا میشی
 
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
 
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
 
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه اين کنج محنت آبادست
 
خدایا در خودم، هر روز تولدی و تولدی و تولدی از تو می خو
دانلود آهنگ مهره مار روزگارمی از سایت ايندکس وار دریافت کنید.
دانلود آهنگ مهره مار روزگارمی علی عباسی نفس
دانلود راه اخیر علی عباسی با عنوان عضو مار روزگارمی دانلود راه علی عباسی نفس با لینک مستقیم کیفیت 320 پخش آنلاين و نامه . دانلود راه جدید علی عباسی نفس Download New Music Ali Abbasi Nafas واسه تو مُردنم برای خودم يه اتفاقه آسان ست مهره ی مادر ِ.
ادامه مطلب
دو ماه و نیمه همخونه ایم!مثه اوایل آشنایی، مثه اوایل نامزدی بازم سختی داریم.
خیلی چیزا عوض شده.
خیلی چیزا هم عوض نشده!
اما امروز يه اتفاقی افتاد که دوس داشتم بعد از چند ماه قفل وبلاگمو با اون وا کنم!
صبح از خواب پاشدم، دستمو دراز کردم، یکم لپشو با سرانگشتام نوازش کردم، گفتم عشقم نمیری سرکار؟ اونم خوابالو گف نه دیر میرم!
اين اون اتفاقه بود!! در حد يه سطر! اما برا من برآورده شدن آرزوهای 6ساله م بود!! 
امیدوارم آرزوهای هممون انقد نزدیک باشه که اگه د
میگه تهش اونی که باید برنده باشه عشق و کشف و اتفاقه نه تعهد و دلسوزی و وظیفه.
فکر می‌کنم همین تفکر ما رو بگا داده. زندگی رمانس، کشف و عشق و اتفاق در مقابل زندگی عقلانی تعهد و دلسوزی و وظیفه.
هنوز بلد نشدم خودم رو موظف کنم اما باید که بشه. باید زندگی معقول رو انتخاب کنم و همت کنم اونجور باشم تا بتونم از اين رمانس کثافتی که وجودم رو پر کرده دور بشم. چاره‌ای نيست باید معقول بود، و الا تهِ تهش باید انگشت حسرت بگزی و خب کی اين حسرت رو انتخاب می‌کنه؟ د
قبل از پذیرفتن شکست، به اين فکر کن که:
طبیعت، يه قاتل زنجیره ايه. رقیب نداره. خلاق تر از بقيه است. مثل تمام قاتلهای زنجیره ای، خیلی دوست داره که گیر بیفته. اگر افتخارِ اين "قتلهای بی نقص" به تو نرسه، چه فایده ای داری؟ واسه چی به دنیا اومدی ؟به چه دردی میخوری؟
طبیعت خُرده نون جا میذاره.
قسمت سختش که به خاطرش اين همه سال درس و کتاب میخونیم ، اين همه پند و اندرز میشنویم،حساب میخونیم، اين همه تحفیق میکنیم، دیدن اين خُرده نون هاست. چون اينها سرِ نَخ
احساس خستگی زيادي دارم ، انقدی ک دوس دارم فرار کنم از همه چی ، چجوری میشه ی زندگی جدید شرو کرد ، از همه چی فرار کرد ؟ 
دلیل اين خستگیمم میدونم تا حدودی و لی کاری از دستم برنمیاد 
هیچکی 
نمیفهمه ک چقد داره بهم سخت میگذره ، کلاسا از ی طرف 
پول و کار از ی طرف 
دوس دخترم ک نمیدونم اصن ادامه رابطم چجوری باهاش پیس میره ، خدایی اين ی مورد منتظرم تصمیمشو بگیره تو اين جایگاه از دس من کاری برنمیاد 
هروز بهش میگم ک دوسش دارم 
ولی خب اون منتظر ی اتفاقه 
نمی
«.به خدا که پرنده شدن بهترین اتفاقه. تو همین هفته‎های اخیر که درگیر تصمیم‎گیری برای کار بودم مومن‎تر شدم به‎ش. همکارم به‎م گفته بود به جای اين‎که بشینی و صرفن به گزینه‎هات فکر کنی، بشین ببین پنج سال دیگه می‎خوای کجا باشی؟ ببین میم 98 چه شکليه؟ به خدا که من نشستم و خیلی به‎ش فکر کردم و دیدم که بهترین حالت ممکن اينه که پنج سال دیگه پرنده شده باشم. بعد پرنده شدم و رفتم توی حیاط خونه‎ی مادربزرگم، همون‎جا که پدربزرگم نشسته بود روی پله‎‎ها و
دانلود رمان جدید خوابگاه
نام رمان: خوابگاه
نویسنده:محدثه رجبی سیف آبادی
موضوع:عاشقانه،همخونه ای،دانشجویی
فرمت دانلود رمان : APK (اندرویدی ) PDF (برای کامپیوتر ، تبلت و …)
تعداد صفحات:۵۳۹
خلاصه رمان :
رمان خوابگاه زندگی پره
اتفاقهمیشه اسمشو گذاشت تقدیر سرنوشت  هردو باهم  من و تو نگاهت ارزوی من
نگاهم ارزدی تو  باهم زیر یک سقف در یک مامن پر ارامش مامنی برای ما تا
قسمت کنیم تنهایی هایمان را… يه مامن آروم…يه خوابگاه
دانلود با لینک مستقیم

ادامه
و سعی میکنم اونقدری بهت توکل کنم و توام هیچکاری نکنی خدا.ینی اصلا نمیخوام چیزیو کم و زیاد کنی
من به مامان گفتم اينکارو نکن و قبول نکن 
من نمیدونم چی شده که همچین تصمیم گرفتن 
من میترسم سرنوشتِ بدجور ت بخوره و گند بزنه به همچی
همین يه فکرو نداشتم که اونم با ترس و لرز زنگ زده بیدارم کرده و میگه بهم و .
ولی مامان کاش نمیزدی . آرامش کمی رو که بعد نماز بدست آوردمو دیگه ندارم.
من باید تنها الان خونه بابابزرگ باشم، و رمقی برای من نمونده که آما
بسم رب
روز بعد از صحبتمونه
یعنی همون موقعی که تلفن قطع شد و 6ساعت دیگه روش
 
 
ذهنم درگیره يه حرف هایی شدهو نگرانم بخاطرش، علت ایجاد اينها خودم بودم.
راستش دراختیار گذاشتن ادرس وبلاگ، انقدری مسئله چیپیده ای نيست و نباید باشه
همونطور که در اختیار نذاشتنش
 
اما اونی که ذهنمو مشغول کرده، حسِ آدم ها از اين اتفاقه.
من ممکنه منطقا بدونم و بهت حق بدم که کاریو انجام بدی یا ندی 
اما نمی تونم جلوی احساسم رو بگیرم
و من از اين احساسی می ترسم که خودم ا
توی دوران دبستان بچه هایی بودن که زیاد مهارت ارتباطی قوی نداشتند و نتونسته بودند دوستان زيادي برای خودشون پیداکنند؛ اين وسط مامانهایی هم بودند که نگران بچه هاشون بودند و میومدن مدرسه و به من میگفتند که لطفا با دختر منم دوست باش! یا با دختر منم بازی کنید! منم میگفتم باشه ولی عملا بلد نبودم برای دوست شدن باید چیکار کنم! چون دوست شدن خودم با دوستام يه کار امری و دستوری نبود! با هم دوست شدیم و خودمون هم علتش رو نمیدونستیم!
دیشب يه دفعه اين چیزا او
وقتی  فکر میکنم  به تمام  اتفاقات روزای قبل ، به روزای خوب ُ و بد  زندگی ، میبینم چقدر همه چیز بی ارزش تر از اون بود که شب با چشم های خیس بخوابم و خودم را از نوشیدن یک فنجون چای با عزیزانم محروم کنم .حالا که  بیشتر از هر زمانی آدم ها را شناختم و سرد و گرم روزگار به تنم خورده میفهمم که لبخند زدن و رد شدن یعنی چی  ،اينکه  نمیشه هر فردی عین من فکر کنه و موافق من باشه .اينکه بودن اين تفاوت های فکری و حتی ظاهری چهره قشنگی به دنیا میده.اينکه آدمها را با
مدتيه که با ماشن تو اسنپ کار میکنم و تجربه جالبه برام!البته اسنپ هم داستان های خودش رو داره .اونموقع ها که ماشین نداشتیم همیشه اين ماشینهایی که تو راه می موندن رو که می دیدم شاید با يه نیشخند ازشون رد میشدم ، اما بعدا که که ماشین گرفتیم احساس کردم که باید دلسوزی یا حداقل همدردی کرد اگه کاری ازم برنمی یاد. 
 
یکی دوبار تو راه با ماشین موندم! خیلی بده اصن! امیدوارم که هیچوقت با ماشین تو راه نمونید .هیچوقت! هر چند سرویس های دوره ای ماشین باعث میشه ا
قبلا به نظرم اومده بود معشوق بودن خیلی سخت‌تر از عاشق شدنه. عاشق بودن انتخابه ولی معشوق بودن یک اتفاقه. وقتی کسی بهت میگه دوست داره، و تو در واقع مطلع میشی از احساسش، تازه از اون لحظه به بعده که مدام از خودت میپرسی حالا چی؟ هنوزم به من فکر می‌کنه؟ هنوز هم اونقد خوب هستم و انتخاب اولش هستم؟ هنوزم پای حرف‌هایی که زد پای عشقی که گفت مونده؟
برای آدم‌هایی که قبلا از کسی خوششون اومده و ترک شدن، معشوق شدن توسط آدم دیگر یک اتفاق حساسه! حالا چه کار ک
خودمو بغل کرده بودم. اشکام بی صدا میریخت. سرمو نمیاوردم بالا که نگاهم به نگاه مامان و بابا گره نخوره. داشتم به جمله ی "اشکهایی که بعد از شکست میریزید همان عرقهاییست که نریخته اید" فکر میکردم. میپرسیدم واقعا همینطوره؟ و راستش به نظرم اومد که اين جمله غلط باشه. احتمالا تنها نفری که وقتی نتیجه شو دید، به جای کم کاری ها، تلاش هاش اومد تو ذهنش من بودم. اون لحظه داشتم به تمام پنج صبح هایی که بیدار میشدم و درس میخوندم فکر میکردم. داشتم به چرتهای ده دقی
اون روز، يه روز کاملا عادی توی مدرسه بود، داشتم با دوستام حرف میزدم و میخندیدم، از روی نیکمت بلند شدم تا برم سمت کلاس ها، دو تاشون، آنجل و زاها تصمیم گرفتن يه شوخی کوچیکی کنن، دستای همو گرفتن و دویدن سمت من، من که شوکه بودم، همون وسط وایستاده بودم، دست زاها خورد به من و با سر سقوط کردم روی زمین، لبم به اتودنسیم گیر کرد، سعی میکردم گريه نکنم، نگران شده بودن و دنبالم اومدن، زنگ خورده بود، يه سری از دوستام کمی کمک کردن و رفتن سرکلاس ولی اون چهارت
بیژن و منیژه  1
فردوسی از تیرگی شب دلتنگ می شود پس از یار و معشوقش می خواهد که شمع و چنگ و مِی بیاورد :)
بدان سروبن گفتم ای ماهروی              یکی داستان امشبم بازگوی
که دل گیرد از مهر او فرّ و مهر               بدو اندرون خیره ماند سپهر
و اينگونه داستان بیژن و منیژه به نگارش در می آید:
کیخسرو؛ پادشاه ایران به بزم نشسته بود که ارمانیان (مردمانِ سرزمینی در مرز ایران و توران) به دادخواهی آمدند که:
سوی شهر ایران یکی بیشه بود          که ما را بدان بیشه ان
زيادي خوب بودن خوب نيست 
زيادي ڪه خوب باشی شڪننده تر می شوی.
با هر قدرناشناسی دلت ترڪ بر میدارد، می شڪند.
تڪه های شڪسته را در دستانت می گیری.
نگاه میڪنی به نتیجهٔ زيادي خوب بودنت!
زيادي خوب بودن خوب نيست 
زيادي ڪه خوب باشی به زيادي خوب بودنت عادت می ڪنند.
آن وقت ڪافی است ڪمی بد شوی
همه گمان می ڪنند زيادي بدی! 
سیمین بهبهانی
پ.ن
خوب شد نت قطعه و به اينستا دسترسی ندارم برا سرگرمی.
چقدر حرف تو دلم بود. حرف نه، غر غر.
 
دیشب، وسط بوی پیاز داغ و رب و مرغی که توش شناور بود، خیلی عاشقانه شب بخیر گفتیم!وایساده بود تو قاب در آشپزخونه و میگفت من يه نوه دارم يه دنیا!. تو بهترین نوه ای و دختر عزیزمی و خاک تو سر اونایی که لیاقتتو نداشتن و. (یعنی از قوم شوهر فرضی منم پرونده داره)خلاصه که خیلی هپی و اينا رفت خوابید.منم تا غذا بپزه و سردش کنم و برم کپه مو بذارم (دقیقا کپه مرگ) ساعت
دی ماه سال نودو پنج بود که دوستم مریم اين فایل صوتی که الان میذارم رو برام فرستاد
یادمه اون شب بعد از شنیدنش لبخند از روی لبم نمی‌رفت و همه ش توی دلم احساس میکردم باید دنیامو تغییر بدم،باید نگاهمو تغییر بدم،افکارمو تغییر بدم.
اون روزا يه دنیای ساده و بی هیجان داشتم،مثل خیلی ها با اين که غصه ی عمیقی نداشتم اما دوست داشتم غم انگیز بنویسم،.نوشته هام کم کم داشت میشد شبيه نوشته های صادق هدایت.
دنیا چیز تازه ای نداشت برای رو کردن،نه خوشی طعمی د
 
ترک اعتیاد و روش های درمان آن
اگر چه عوارض ثانويه اعتیاد در بین گروهی از معتادین كه به دلیل فقر و تنگدستی امكان تامین هزینه زندگی خود را ندارند ،سبب می شود كه برای خرج اعتیاد خود دست به هر كاری بزنند ، نسبت به سر و وضع و بهداشت فردی بی تفاوت شوند و در یك كلام مشمول تمام صفاتی كه جامعه به معتادان نسبت می دهد باشند اما اين عمومیت ندارند و اكثریت معتادان را شامل نمی شود.
 رش ، او را به وادی خلاف سوق می دهد. خوشبختانه مدتی است كه در قوانین تجدید نظ
تاکید رسول خدا صلی الله عليه و آله بر خلافت امیر المومنین پس از خود (به روایت اهل تسنن)
ابن ابی عاصم شیبانی از علمای اهل تسنن روایت کرده است:
۱۱۸۸- ثنا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّی، حَدَّثَنَا یَحْیَی بْنُ حَمَّادٍ، عَنْ أَبِی عَوَانَةَ، عَنْ یَحْیَی بْنِ سُلَیْمٍ أَبِی بَلْجٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَیْمُونٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وسلم لِعَلِیٍّ: " أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی، إِ
هفت برتری امیر المومنین عليه السلام در کلام حضرت پیامبر صلی الله عليه و آله (به روایت اهل تسنن)
حافظ ابی نعیم محدث و عالم بزرگ اهل تسنن روایت کرده است:
حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی حُصَیْنٍ، ثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ الْحَضْرَمِیُّ، ثَنَا خَلَفُ بْنُ خَالِدٍ الْعَبْدِیُّ الْبَصْرِیُّ، ثَنَا بِشْرُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْأَنْصَارِیُّ، عَنْ ثَوْرِ بْنِ یَزِیدَ، عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ، عَنْ مُعَاذِ بْنِ
در من افراد زيادي زندگی میکنند
و چون قائل به دموکراسی نيستند.
در من جنگ های زيادي.
هر کدام هم خود را حق میداند.
من شک.
در من حق های زيادي زندگی میکنند.
در من حق ها با هم تقابل.
در من تناقضات زيادي زندگی میکنند
و من مینشینم در کلاس
و من در راه یک دشت سبز
و من زیر باران پاییزی.
و من هدفون به گوش
و من فریاد میزنم
و من سوال میپرسم
و من دست در جیب
در من ، من های زيادي تلاش میکنند که.
اما
در من هیچ منی زندگی نمیکند.
در من مدتهاست منی نيست
در من
در من
باسمه تعالی
اماکن مقدس
مسجد النبی
غزل۲
همبستگی احمد و اصحاب جدا نيست
آرامگه و مسجد و محراب  دو تا نيست
شد مسجد و ارکان بپا، بهر سعادت
آن مرکز علم است و عبادت که فنا نيست
گشته است بنا مسجد پیغمبر اعظم
در اول هجرت شده بر پا و خطا نيست
با گسترش مسجد و تخریب حواشی
آثار زيادي شده نابود و بها نيست
آنجاست زیارتگه و هم جای عبادت
چون خانه ی احمد بود و ظلم و جفا نيست
همراهی انصار و مهاجر شده باعث
در ساختن هر وجبش، فخر و ریا نيست
احمد چو دگر مردم آن کوچه و
شبهای زيادي نیمه شب های زيادي باهم رفتیم جمشیديه و محک گريه کردیم.
ولی آخرش تا خونه خندیدیم. چند روز پیش میگفت فاطمه دقت کردی من هیچ کس رو اندازه تو نمیتونم بخندونم؟ هر چرت و پرتی بگم از خنده ریسه میری. گفتم بانمکی؛ باهوشی؛ بلدی فضا رو تلطیف کنی. گفت باور کن اينا نيست. فقط چون تو دوستم داری حتی شوخيهای بی مزه م هم برات جذابه. لبخند زدم.
کسی که من هستم، کدومه؟اونی که خودم فکر می کنم هستم؟
اونی که بقيه می بینن؟
اونی که بعضیا می بینن؟
یا شاید اونی که هیچ کس نمی بینه، حتی خودم؟
هنوز دارم با خودم کلنجار می رم. واقعا "من" کيه؟
تو کتاب مطالعات پارسال نوشته بود که خصوصیات ظاهری مون هم جزئی از هویتمون هستن. ممکنه تغییر کنن، اما ما همونیم. به نظرم منطقی نيست. مثل اين می مونه که بگیم سیب گرده. اما ممکنه يه چیزی گرد نباشه، ولی هنوز سیب باشه. نمی دونم چه جوری منظورمو برسونم. سولویگ لاغره. اين
زمان زيادي گذشت که فهمیدم اونی که میخوای نمیشه…فهمیدم بی تفاوتی بزرگترین انتقامه…تنفر یک نوع عشقه…دلخوری و ناراحتی از میزان اهمیته…!غرور بزرگ ترین دشمنه…خدا بهترین دوسته…سلامتی بالاترین ثروته…آسایش بهترین نعمته…فهمیدم رفتن همیشه از روی نفرت نيست…هرکی زبونش نرمه دلش گرم نيست…هرکی اخلاقش تنده، جنسش سخت نيست…و هرکی میخنده، بدون درد و غم نيست…ظاهر دلیلی بر باطن نيست…فهمیدم کسی موظف به آروم کردنت نيست…فهمیدم جنگ کردن با بعضی‌ها
ادم های زيادي هستند که بسیار دوستم دارند
ادم های زيادي هستند که دوستم دارند
ادم های زيادي هستند که از من بدشون که نه، فقط خوششون نمی آید
ادم های زيادي هستند که بسیار دوستشان دارم
ادم های زيادي هستند که دوستشان دارم
ادم های زيادي هستند که حسی بهشون ندارم
تا به حال نسبت به هیچ کس حس تنفر نداشته ام
 فقط نسبت به بعضی که لایق دوست داشتن نيستند حسی ندارم
مگرنه من آن پیرمرد عطار که همیشه کتاب حافظ دستش هست با آن عینک ته استکانی را از صمیم قلب دوست دا
8 تا از بهترین ابزار طراحی رایگان لوگو
 
بودجه نيست؟ با عجله؟ اين ابزار رایگان می تواند به شما کمک کند تا در عرض چند دقیقه طراحی لوگو ایجاد کنید.
 
طرح کامل آرم هرگز کار ساده ای نيست. انجام درست کار به درک کاملی از رسالت شرکت مشتری ، هویت نام تجاری آن و پیامی که می خواهد منتقل شود نیاز دارد و سپس مهارت هایی برای تقسیم تمام آن اطلاعات به یک علامت تصویری فوری قابل تشخیص است.
طراحی لوگوی حرفه ای نیاز به تحقیقات زيادي دارد ، تکرارهای زيادي و البته ا
تحملم واقعا داره به سر میرسه
فشار زيادي روم هست
واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
اين دختره نامرد هم که همش فقط اذیتم می‌کنه. کاش می‌دونست تنها دلیل زنده موندم اونه
فکر نکنم خوب بشم. ترسناک و ترسناک‌تر میشم. به حدی که حتی منم از خودم می‌ترسم
تمایل زيادي به بعضی چیزا دارم
میگه چرا نمی‌رفتی نظامی نمی‌شدی. اگه می‌رفتم بیشتر تمایل به خشونت پیدا می‌کردم
دستمم بازتر میشد
واقعا برای من سالم نيست
گفت : هیچ وقت نمی تونم ولت کنم چون پیش تو خود واقعیم هستم
گفت : مسیر پر پیچ و خمی هست ولی جذابه
 
منظورمو فهمید و می خواست که برگرده و باشه مثل قبل
 
خوشحالم برمی گردی ستاره
 
نبودی زندگی زيادي بی رنگ و رو بود
زيادي جدی و زيادي سخت
 
خودش فکر می کرد من تصورم بهش عوض شده و از نظر من يه دختر بيهوده و سطحيه
بهش گفتم نظرم درباره ش عوض نشده گرچه واقعا تغییراتی کرده
دوباره غمگینم
بسیار بسیار بسیار غمگین
همون غم عظیمی که شب‌ها همراهمه و صبحا و هردفعه یادم نيست که دفعه قبل چجوری از بین رفته.
یکجورهایی همراه شدن باهاش رو یاد گرفتم
جنسن بعد از اون حمایت توخالیِ خارق‌العادش الان نيست، کریستوفر انگار برام حوصله زيادي میطلبه و دلم نمیخاد حالاحالاها ببینمش، پاتریک مسافرته و من کسی رو ندارم. امشب باید برم پیش ریتا اسکیتر خوابگاه بمونم و خب خیلی بدم نيست که بعد از مدتها خیلی تو خونه بودن حالا دارم خارج میشم هر
خبرت هست که از خویش خبر نيست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نيست مرا
گر سرم در سر سودات رود نيست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نيست مرا 
ز آب دیده که به صد خون دلش پرورم
هیچ حاصل بجز از خون جگر نيست مرا


دل پروانه صفت گر چه پروبال بسوخت
همچنان ز آتش عشق تو اثر نيست مرا
غم آن شمع که در سوز چنان بی خبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نيست مرا
تا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو
بر گل و لاله کنون میل نظر نيست م
مثل اين میمونه یک خونه رو خراب کرده باشی حالا دوباره آجر به آجر بخوای بچینی هربار یک آجر میذاری با خودت بگی دیگه اين خونه خونه میشه ؟و هنوز سردر گم باشی شک کنی و با یک تلنگر ادامه ندی مدام مراقب باشی دوباره اين آجرهای ساخته شده فرو نریزن همه چیز در یک سکوته سکوتی عمیق و تو مدام با خودت در کلنجاری که بمونم یا برم همه چیز زيادي عجیبه زيادي جدیده و تو زيادي سردرگم دیشب با صدای آهنگ از خواب بیدار شدم همشون ساکتن و من گیج شدم و آهنگ همچنان برقرار از
مثل خنده که نشونۀ شادی نيست؛ مثل تنفس که نشونۀ زندگی نيست؛ مثل پرواز که نشونۀ عروج نيست؛ مثل موندن که نشونۀ تعهد نيست؛ مثل نگاه کردن که نشونۀ دیدن نيست؛ مثل حادثه که نشونۀ اجابت نيست؛ مثل رد شدن که نشونۀ بخشیدن نيست؛ مثل نگفتن که نشونۀ فراموش کردن نيست؛ مثل عُسر که نشونۀ یُسر نيست؛ مثل سکوت که نشونۀ آرامش نيست؛ مثل بزرگی دریا که نشونۀ مهربونی‌اش نيست؛ مثل کم‌نوری ستاره که نشونۀ کوچکی‌اش نيست؛ مثل خواستن که نشونۀ مهر نيست؛ مثل گذشتن که نش
دلم آدمی را می خواهد که لازم نباشد برایش زيادي باشم 
 
 
+ فهمیدم تا حالا کسی توی زندگیم واقعا منو دوست نداشته. شاید یک نفر بوده که حس کردم واقعا دریافت خوب و قشنگی ازم داشته. اونم برای چهار سال پیشه. نه که مهم یا عجیب باشه ها نه. ربطی هم به میزان خوبی و بدی و جذابیت من نداره. فقط مشکل اينجاست که به طرز آزاردهنده ای خسته م از زيادي بودن. خسته م از اين همه دیده نشدن از طرف آدمایی که فکر می کنن بهم نزدیکن.‌ خسته م منو نمی بینن فکر می کنن می بینن. خسته
حالا 8  روزه که از خونه زدم بیرون و چند روزه که رسیدم به منزل خودم.
هیچ کسی رو ندیدم تا دیروز.
اونجا هم زودتر پا شدم که برم اتاقم به کارام برسم.
چه حسيه توی خونه رفتن که آدم رو اين طور بی نیاز میکنه؟ که اينقدر قدرت و صبر به آدم میده؟
دیروز داشتم فکر میکردم اگه فلانی کلا رفته باشه چی؟ بعد گفتم مهم نيست زیاد.
اگه اگه اگه؟  مهم نيست زیاد.
امیدوارم اين بی تفاوتی به بی احترامی و سردی زیاد منجر نشه.هر چند برای يه کم سردی جا هست کلا.
به هر جهت کسانی
 
اين رقص موج زلف خروشندهء‌ تو نيستاين سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نيست
ای حُسنت از تکلّف آرايه بی نیازاغراق صنعتی است که زیبندهء تو نيست
در فکر دلبری ز من بی‌نوا مباشصیدی چنین حقیر، برازندهء‌ تو نيست
شب‌های مه گرفته‌ مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشنده‌ء تو نيست
گمراهی مرا به حساب تو می‌ نهنداين کسر شأن چشم فریبندهء تو نيست
ای عمر! چیستی که به هرحال عاقبتجز حسرت گذشته در آینده‌ء تو نيست
 
عزیزانِ من! همسر موجودی نيست که تو جیب جا بشه ، حداقل تو جیب من که جا نمیشه!پس وقتی تو مهمونی های افطار مشاهده می‌فرمایید که کسی کنار بنده نيست پس هی نپرسید که: شوهرت نيست؟ 
نه خب نيست. دارید میبینید که نيست :) چه ومی داره هی به رخ بکشید که نيست؟
من فراموش شدمهیچ خریداری نيستنه دلی هست نه دلدارهواداری نيستساکن کوچه ی عشقیم ولی نيست صداآه ای خالق خوبی! چرا یاری نيست؟گفته بودم که دلم پیش کسی.نه! هیچ، هیچ!مرده ام من؟خاک سرد است؟چرا زاری نيست؟آی ای ساکن آن کوچه ی متروکه ی ما.پس کجایی که دلم را چو تو دلداری نيست؟هیچ میخوانی تو ای شاهد نومیدی منشعر زخمی شده ام را که سپهداری نيست؟خسته امزار شدمدور مشوحرف بزن.بس کن اينبار بیاتا دل و جانم بدهمتا نگویم که دگر هیچ خریداری نيست!
شعر: فاطمه اف
بی لشکریم حوصله ی شرح قصه نيست         فرمانبریم حوصله ی شرح قصه نيست
    با پرچم سفید به پیکار می رویم    ما کمتریم حوصله ی شرح قصه نيست
    فریاد می زنند ببینید و بشنوید    کور و کریم حوصله شرح قصه نيست
    تکرار نقش کهنه خود در لباس نو    بازیگریم حوصله ی شرح قصه نيست
    آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند    یکدیگریم حوصله ی شرح قصه نيست
    همچون انار خون دل از خویش می خوریم    غم پروریم حوصله شرح قصه نيست
آیا به گوشه ی چشم سیاه دوستپی می ب
اين روزها همش باید به خودم تذکر بدم: منطقی باش!
میدونم اين فرآیند برای من یک فرآیند تماما ذاتی نيست ، بلکه بخش عظیمیش کسب کردنيه.منطقی بودن رو میگم!و البته کنترل احساسات! هرچند روند زندگی مارو وادار مبکنه که بخش زيادي از احساساتمون رو يه بلایی سرش بیاریم.
یا به قول خزنده در راستای کسب کردنش"باید زور زد!هردفعه يه اپسیلون بیشتر از قبل" .هوم.
 
+وات د فاکین نایت اُول آی ام!
+بهت قول میدم سخت نيست.لااقل برای تو!
واقعا دلم میخواد بعد از صحبت‌هایی که قراره شنبه اتفاق بیفته يه پشتیبان روحی داشته باشم.کاش میشد چند ساعت دیگه کنارم باشه بعد بره (واسه همیشه؟) نه به خاطر اينکه چیزی بینمون پیش بیادا، نه. فقط واسه وداع پایانی.ولی خب از اونجایی که خواسته‌های من فقط روی کاغذ برای سامر چایلد مهم بوده و نه در عمل، امیدی به برآورده شدنش نيست.شاید من توقع زيادي دارم از کسی که دیگه تو زندگیش نيستم. هم؟
فیلم‌ها و سریال‌های کره‌ای در میان ما ایرانی‌ها طرفداران دوآتشه زيادي دارد. جالب است بدانید سایر کشور‌های دنیا نیز علاقه زيادي به سریال‌های کره‌ای نشان می‌دهند. اين امر بی‌دلیل نيست و انصافاً باید گفت: سریال‌های خوب و درخشانی را در میان آثار کره‌ای شاهد هستیم که لحظات شاد و جذابی برای برای خانواده‌ها مهیا می‌کنند.
ادامه مطلب
خب من تغییر زيادي با تحویل سال احساس نمی کنم و خیلی وقته دیگه جوگیر نمیشم بگم از امسال اينکارو میکنم و بر مشکلات غلبه می کنم و اين صحبتا. در اولین روز تعطیلات هم آرزوی (تعطیل نبودن) کردم؛ متاسفانه مهمونی و مسافرت به مقصد مهمونی، تا امروز اجازه ندادن به هیچکدوم از کارام برسم. 
+ حس بدی درباره اينکه يه آدم آشنا وبلاگم رو می خونه پیدا کردم. با اينکه چیزی  نمی نویسم و اگه بنویسم هم حرف مهمی نيست، اما اين موضوع آرامشم رو می گیره و باعث شده برای نوشتن
جوانی،گه کاروشایستگی است
گه خودپسندی و پندار نيست
چوبفروختی،از که خواهی خرید؟ 
متاع جوانی به بازار نيست
غنیمت شمر،جز حقیقت مجوی
که باری است فرصت،دگر بار نيست
مپیچ از ره راست،بر راه کج
چو در هست،حاجت به دیوار نيست
ز آزادگان بردباری و سعی 
بیاموز،آموختن عار نيست
به چشم بصیرت به خود درنگر
توراتادر آیینه،زنگار نيست
همی دانه و خوشه،خروار شد 
زآغاز،هرخوشه خروار نيست
همه کار ایام،درس است و پند
دریغا که شاگرد هشیار نيست
رابرت مکی در کتاب «داستان» می‌گوید: «داستان خوب» یعنی داستانی که ارزش تعریف کردن داشته باشد و دنیا بخواهد گوش کند. بعد می‌نویسد: باید هنرمند باشید و وقایع را به نحوی که تاکنون به ذهن کسی خطور نکرده کنار هم بچینید. سپس توصيه‌هایی می‌کند و در انتها می‌گوید: «و مقدار زيادي عشق». اين نسخه‌ را می‌شود تعمیم داد به همه شئونات زندگی. «خوب بودن» در هرجای زندگی در هر جای اين دنیا، «مقدار زيادي عشق» می‌خواهد. برای پیدا کردنِ اين مقدار، معلوم نيست چ
مطربا! استا! صدایم با نوایت جور نيست،
مست و مخموریم، ورنه، جرم در تنبور نيست.
تازه سازی زخم دلها زخمه بر تاری زنی،
نغمة ناجور تو درد دل رنجور نيست.
جرعه ای از بادة لبهای او نوشیده ام،
شور و عصیانش چرا در آب هیچ انگور نيست؟
من چه سان تاوان دهم، در تن توانی کو مرا؟
هیچ دردی خود ز درد ناتوانی زور نيست.
عالمی آباد هست و قلب ما آباد نيست،
نام ما مشهور هست و گور ما معمور نيست.
حاجیا، شعر ترت دارد نسیم بوی گل،
پس، چرا شعر ترت در چشم او منظور نيست؟
بوسه ها را خاویاری کن بکش آتش مرا
آتشینی،روی دست تو دگر مشروب نيست
در نبودت حال من بد هست بدتر میشود
تو که باشی در مدار زندگی آشوب نيست
دیده در راه تو دارم نيست از رویت خبر
صبر و طاقت نيست دیگر دوره ی ایّوب نيست
گوشه ی باغ است و یاران نیز دورم کرده اند
با نبودت حوصله تنگ و زمان مطلوب نيست
با دو گیلاس از تو حالم میشود افسانه ای
جای حاشا نيست وقتی حال انسان خوب نيست
دوستت دارم و تنها با تو راضی میشوم
عاشقان را ترس از شلّاق و از سرکوب نيست
بله دوستان
آقای کـــــــــــــــم حرف دارد درس میخواند
البته سرعتش بالا نيست و اين اصلا خوب نيست
او در آزمایشگاه هم تدریس میکند و وقت زيادي از وی گرفته میشود
وی کله صبح از خواب بلند شده و تا بوق سگ کار و تلاش میکند
برخی مواقع کله اش از شدت درد پیچ و تاب میخورد و وانگهی ممکن است زمین بخورد
 
28 فروردین 99
کنکور کارشناسی ارشد
تا آن زمان میجنگم
100 درصد مسئولیت جنگ با من است
نباید شکست بخوریم
نمیگذارم شکست بخوریم
هرگز و هرگز
 
کم حرف آقا را دعا کنید،
تزریق ژل بوتاکس برای سلامت مضر نيست؟ آیا افتادگی پوست از دفعات اول بدتر می شود اگر دیگر تمایلی به بوتاکس نداشته باشیم؟پاسخ اگر ژل بوتاکس دارای مدت زمان استاندارد باشد مضر نيست در غیر اين صورت ممکن است باعث عارضه شود. بعد از چند بار تکرار بوتاکس نیز افتادگی پوست بیشتر نمی شود و عضلات فرد به همان حالت قبل بر می گردد و حتی وقتی فرد چندین بار اين کار را انجام دهد اين عادت به حد زيادي از بین میرود.
http://WWW.NEGARSKIN.IRhttp://WWW.NEGARSKIN.IR
روکش وکیوم چیست ؟
روکش وکیوم نام یک محصول یا شی خاصی نيست ،بلکه یک فرآیند است که در آن تکنولوژی وکیوم برای فشرده کردن ذرات و ایجاد خلا استفاده می کنند. اين تکنولوژی کمک می کند تا هوای موجود بین سطح و روکش کاملا تخليه شود و خلایی بین آنها ایجاد شود. تا روکش کاملا به سطح مورد نظر بچسبد.
با توجه به فشردگی ذرات و خلا ایجاد شده تکنولوژی وکیوم به کمک می کند تا مستحکم ترین رو کش ها را با کمترین ضخامت ممکن بر روی سطوح ایجاد کنیم به همین دلیل روکش وکیوم ا
اون شب هم نباید با داداشم گرم می‌گرفتم - نباید بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زيادي ساکت موندم، واقعا برای من مهم نيست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود. داداش من برادر کارشه، برادر من نيست.
دو چیز تو اين مملکت معلوم نيست 
پول نفت کجا میره
موزیکای جدید مرتضی پاشایی از کجا میاد :)))))

به یارو میگن چرا همسرت باهات قهر کرده ؟
 میگه خیلى وسواسيه
زيادي حساسه 
بی اندازه بی منطقه
 
 
 
 
 
 
 
 
گیر داده که چرا با مسواک من زیر بغلتو خاروندى؟!!! ‎‌‌‌‌‌‌
 
 
 
سلام
يه حرف جالبی جوردن پیترسن میزد. 
میگفت که تو يه تحقیق، تو روابط بین دو نفر، گفتن بهشون که مثبت یا منفی بودن هر اينتراکشن بین دو نفر رو ثبت کنن. دیدن که اگه 5 تا منفی و 1 دونه مثبت باشه تا 12 تا مثبت به یدونه منفی، اون رابطه پایدار میمونه.
اگه بیشتر از 12 تا مثبت 1 منفی و کمتر از 5 تا منفی يه مثبت باشه، رابطه کله پا میشه و پایدار نمیمونه. چون هیچ چالشی وجود نداره و همه چیز یک نواخت میشه.
---------------------
اگه آدم زيادي نایسی هستید، يه سری ویدئو داره که چج
جسارت و توهین زشت و بی‌شرمانه ابن عثیمین وهابی به حضرت زهرا سلام الله عليها
ابن عثیمین لعنت الله عليه از بزرگان وهابیت در تعلیقات خود بر صحیح مسلم می‌نویسد: 
اللهم اعف عنها، والا فان ابا بكر [.] ما استند الى رای، وانما استند الى نص، و كان عليها ان تقبل قول النبی عليه الصلاة و السلام : " لا نورث، ما تركنا صدقة "، ولكن عند المخاصمة لا یبقی للانسان عقل یدرك به ما یقول او ما یفعل او ما یتصرف فيه، فنسال الله ان یعفو عنها عن هجرتها خلیفة رسول الله صل
در حال حاضر نرم افزار prisma یکی از محبوب ترین نرم افزار های ویرایش عکس اندروید و ios است. بر خلاف ویرایشگر های موجود در اسنپ چت و اينستاگرام که دارای محدودیت های زيادي هستند و دست کاربر برای ویرایش عکس خیلی باز نيست، اين نرم افزار دارای ویژگی ها و قابلیت های زيادي است که با استفاده از آن می توانید افکت های زيادي به عکس های خود بدهید و آن ها را ویرایش کنید.
ادامه مطلب
یاس از ایران خارج شد و در همان روزهای اول کنسرت هایی را در کانادا داشت ولی برخلاف محبوبیت زيادي که داشت کنسرتش آنقدر که لایقش بود نبود. البته اين سخنانی است که کسانی که دلخوشی از یاس ندارند در شبکه های اجتماعی منتشر می کنند ولی در هر صورت لایق پاسخ هستند.
ادامه مطلب
آسوده دلان را غم شوریده سران نيست
اين طایفه را غصه رنج دگران نيست راز دل ما پیش کسی باز مگویید
هر بی بصری با خبر از بی خبران نيست غافل منشینید ز تیمار دل ریش اين شیوه پسندیده صاحبنظران نيست ای همسفران باری اگر هست ببندید
اين خانه اقامتگه ما رهگذران نيست ما خسته دلان، از بر احباب چو رفتیم چشمی زپی قافله ما، نگران نيست ای بیثمران سرو شما سبز بمانید مقبول ، بجز سرکشی بی هنران نيست در بزم هنر ، اهل ت چه نشینند میخانه دگر جایگه، فتنه گران ن
به نام خدا
هرچه فکر می‌کنم باز هم به همان نتیجه می‌رسم؛ به همان حرف همیشگی‌ام که: دلتنگی آدمها را بیچاره می‌کند و بیچارگی از آدم‌ها، آدمهای تازه می‌سازد و تو باز بگو ‌که زيادي دارم شلوغش می‌کنم. بگو.خیالی نيست.
ادامه مطلب
جدیدا بسیار در مورد مهاجرت ورزشکاران می شنویم. دوستانم بحث و تبادل نظر زيادي می کردند که چرا اين گروه اينقدر مهاجرت می کنند؟ هر کسی حرفی و دلیلی می آورد ولی به نظر من مبنای بحث خیلی درست نيست. اين گروه هم مانند سایرین در حال مهاجرن هستند. فقط چون معروف هستند دیده می شوند/ البته به دلیل اينکه صاحبان مدال می توانند راحتتر مهاجرت کنند ، خب طبیعتا از اين حق استفاده می کنند.
 
به نظرم تمام افرادی که می توانند دارند مهاجرت می کنند. جالبه هیچکسی هم بر
️ اصرار اپل به تحریم ایرانیان ✅ شرکت اپل از اسفند ماه گذشته سختگیری زيادي نسبت به اپلیکیشن‌های کسب‌و‌کارهای ایرانی به خرج داده است. تعداد زيادي از اپلیکیشن‌های استارت‌آپ‌های خدماتی بزرگ ایران در آن زمان مسدود شدند. ✅ حالا و با گذشت کمتر از یک ماه و پس از آنکه اين استارت‌آپ‌ها مسیرهای دیگری را برای فعال کردن اپلیکیشن‌ها پیدا کردند باز هم اپل همچنان به دنبال قطع ارتباط آنها با کاربران است. ✅ طی دیروز اپلیکیشن‌های تپسی، اسنپ، مای ایر
روزی که برای اولین‌بار ببینمت، قطعا داستان‌های زيادي برای تعریف کردن دارم. من مشتاقانه حضورت رو تمنا می‌کنم و از خدا می‌خوام فرصتی رو بهم بده تا حس لبریز از هیجانم رو با صدای خودم برات بگم. هیراد جانم، پسرِ قشنگم، روزی که برای اولین بار ببینمت، معلوم نيست در چه سن و سالی هستی و چقدر از هیجانات اين روزهای منو درک می‌کنی، ولی مهم نيست، چون من صبر زيادي در مقابل بودنت و انجام دادن درست‌ترین کارهایی که یاد گرفتم در به‌موقع‌ترین زمان‌های مم
سه تا پست تا دیروز نوشتم ، پست کردم و. پاک کردم
الان . 
سايه هام اينروزا باهام حرف می زنن ، سايه من همدم تنهایی و سکوتم شده "سکوت سايه"
اين زندگی اجباری ، اين فکر بسته ، اين دل غبار گرفته ، اين اعصاب داغون ، اين انسان مچاله شده
خوشــــحال نيست از اين زنده بودن از اين نفــس کشیدن
از اين .



پ.ن1: هیچ چیز تو دنیا به خوبی بوی کسی که دوستش داری نبود.
پ.ن2: 
برس به زندگیت به فکر من نباش ، یکی دوتا نيست آخه درد اين  دلم چیزی نمیگه خیلی مــــرد اين دلم
شهر مشهد یکی از کلان شهرهای ایران است که جمعیت بسیار زيادي در اين شهر زندگی می کنند . اين شهر به دلیل وجود حرم امام رضا (ع) پذیرای مسافران زيادي است . 
شهر مشهد به دلیل صنعتی بودن آن دارای شهرک های صنعتی بسیار زيادي است . شهرک های صنعتی مانند بینالود ، طوس ، گلبهار و . در اين شهر فعالیت دارند .
باربری های بسیار زيادي در اين شهر فعالیت می کنند . باربری مشهد ایرانکس از نمونه شرکت هایی است که در اين شهر فعالیت می کند .
باربری اثاثيه منزل در شهر مشهد و
تو زندگیم
ادمهای زيادي دیدم.
 
بین همه اونها،
يه گروه هستن که جدا میرن روی اعصاب،
 
اون گروه گروهی هستن که براشون میشه گفت:
what do you stand for?
 
یعنی معلوم نيست جاشون کجاست، یا حالا از روی کرم ریختن یا که همینجوری از بچگی معلوم نبود در کدام دسته هستن.
اين گروه ضربه زننده ترین و به دردنخورترین ادمها هستن.
 
معلوم نيست میتونن يه کاری رو انجام بدن، نمیتونن، خیلی تعارفین، و بی جراتن.
شکر خدا افتادم بین منشا و مبدا اينها. اين کشور رتبه یک رو داره در اين ز
غم‌مخور جانا در اين‌عالم که عالم هیچ نيست
نيست‌هستی‌جز دمی‌ناچیز و آن‌دم‌هیچ‌نيست
گر به‌واقع بنگری بینی که ملک لایزال
ابتدا و انتهای هر دو عالم هیچ نيست
بر سر یک مشت خاک اندر فضای بی‌کنار
کر و فر آدم و فرزند آدم هیچ نيست
در میان اصل‌های عام جز اصل وجود
بنگری اصلی مسلم و آن مسلم هیچ نيست
#ملک_الشعرای_بهار
طرز تهيه انواع فینگر فود بدون فر
گونه ای از فینگر فودها به شکل سرد سرو می گردد. اصولا جهت اماده کردن سینی فینگر فود سرد لازم به پخت و پز بر اجاق گاز نبوده و قسمت زيادي از مواد اين فینگر فودها به سبزیجات و لبنیات بسته است. همین طور، مزیت فینگر فود سرد اين است که لازم نيست حتما آن‌ها را پیش از آمدن مهمان‌ها تهيه کنید، شما قادرید از شب گذشته آن‌ها را اماده کنید. همین طور فینگرفود های سرد به علت پایداری زیاد تر و سهولت در میل کردن، محبوبیت دارند و
شناخت آدم ها زمان زيادي لازم داره و گاهی در مسیر اين شناخت، به آدم ها وابسته میشیم اما چاره ای جز اين نيست، نمیتونیم درهای دنیا رو به روی خودمون ببندیم که مبادا احساساتمون جریحه دار بشه.
فقط باید انقدر بزرگ بشیم که وقتی شناخت نسبی حاصل شد و فهمیدیم ادامه دادن اين مسیر ممکن نيست، تسلیم دلتنگی هامون نشیم و پای تصمیم بالغانه خودمون بمونیم تا آینده خودمون و اون شخص رو نابود نکنیم. سخته اما تو زندگی مگه مسیر آسون هم وجود داره؟
برای هم مسیر شدن، عل
میدانی رفیق راستش را بخواهی حالِ دخترکِ ساکنِ اتاق شیروانی خوب نيست!
همه چیز دارد و انگار هیچ چیز ندارد.
درددل دارد و مرهمی ندارد.
بغض دارد ولی اشک هایش خشکیده.
دخترک خسته است زیرا برای سال های زيادي بی وقفه قوی بود.
قوی بود.قوی.
هنوزهم در اجتماع مردم لبخند برلب دارد و در نگاه همیشه کنجکاو فامیل که میگویند پس اين پزشکی کی تمام میشود میگوید چیزی نمانده.
هنوز در راهروی نفس گیر بیمارستان رویاهایش قدم برمیدارد.
هیچ سراغی از شیطنت ها و باز
من خیلی وقت نيست که رسیدم خونه. اصلا رسیدما اروم گرفتم اينقدر که توی اتوبوس استرس داشتم خیلی بد بود. بیخیال مهم نيست. خیلی خسته ام اما نمیخوام فعلا بخوابم میخوام کار کنم. احتمالا تا یازده صبحم زود بیدارشم که نباید تو کار کردنم وقفه بیفته. امروز انرژی خیلی زيادي از دست دادم واقعا نشستن توی اون اتوبوس کذایی انرژیمو گرفت. دوست ندارم دیگه بیام و برم :((( دوست دارم ساکن باشم هر جا شد اصلا. همین خسته ام. حوصله ی نوشتنم نمیاد :) :دی 
 
تا من اينو سند کنم س
اين پسرهایی که توی فصول گرما با یک لا تیشرت نیم وجبی و شلوار تنگ می آیند دانشکده، خیلی روی اعصابند. نمی‌دانم چه طور رویشان می‌شود جلوی دختر ها اين طور راه بروند. من که با اين چشم ها زیاد نمیبینم؛ ولی تا همان حد که بعضا نگاهم می افتد، حالم به هم می‌خورد. نمی‌دانم چرا دانشکده را با مجلس مردانه اشتباه گرفته اند! لابد ما هم که می‌خواهیم تردد کنیم، باید یک یاالله بگوییم تا خودشان را جمع کنند! شایسته است کم کم حراست فوش را روی پسرها ببرد! بحث ای
خبرت هست که بی روی تو آرامم نيست
طاقت بار فراق اين همه ایامم نيست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نيست
   

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نيست
سعدیا نا متناسب حیوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلارامم نيست
                          سعدی
بعد از رزرو بلیط اتوبوس نسخه الکترونیکی بلیط به ایمیل مسافر پست می شود. با دانلود اين نسخه از ایمیل خود میتوانید بلیط را پرینت گرفته و نزد خود نگه دارید. البته چندان نیاز نيست حتما اين کار را انجام دهید . نیم ساعت قبل از سوار شده به اتوبوس هم می توانید با مراجعه به پایانه مورد نظر قبوض بلیط خود را دریافت کنید. 
 
اتوبوس یکی از قدیمی ترین وسیله نقليه عمومی می باشد که هنوز هم دارای طرفداران زيادي است. سفر با اتوبوس ویژگی ها و مزایای زيادي دارد که
سلام
چرا همه مسخره م میکنن میگن نمیتونم، حتی حامی های من که پدر و مادرم هستن، آخه شما بگین من يه دختر 17 ساله که از اول زندگیش میخواسته زندگی خارج از کشور رو تجربه کنه، الان عقلم بیشتر میرسه، الان من میخوام تو يه دانشگاه جهانی تحصیل کنم، تو رشته مورد علاقه م، رشته من کامپیوتر هستش و پدرم همیشه تحقیرم میکنه میگه تو به خاطر غلط های اضافه رفتی اين رشته که همه ش بری اينترنت، ولی به خدا اين طوری نيست.
به من میگه تو دنبال هرز پریدنی، آخه چرا؟ به خدا ه
 
 
یک تحقیق میدانی نشان داده که افراد زيادي طی یک هفته ای که پشت سر گذاشته اند، حداقل یک وسیله را اشتباه بر داشته اند یا در جای عوضی قرار داده اند ؛ به عبارتی حواس پرتی داشته اند.عجیب هم نيست ، چون ما تا حدود زيادي وابسته به موبایل و لپ تاپ و انواع اپلیکیشن های یادآوری هستیم.درست نيست اگر اين را فقط تقصیر کهولت سن بگذاریم، چون خیلی از افرادی که دچار حواس پرتی میشوند، سنی ندارند، جوان هستند و فقط به خاطر عدم تمرکز ، مشغله های زیاد و غیره هستکه خ
یکی از اون سه تا کتابی که امیر حسین بهم داده بود رو امروز شروع و تموم کردم!
يه کتاب بود راجب يه دختر شهرستانی که رشته اش نقاشی بود و برای درس میاد تهران! که يه سری اتفاقا براش میافته
نمیدونم علت اينکه اين کتابو بهم داد چی بود!!و اينکه اتفاقای توش اصن اتفاقای جالبی نبود!
الان خیلی از دست کتابه عصبانیم!چون نفهمیدم اخرش پسره چیشد!!
ولی يه سولل تو مغزم میچرخه که خب چرا اين کتابو داده به من؟!
امروز علاوه بر اون کتاب درس هم خوندم و کارای زيادي کردم.
ول
جز خسوف روی ماهت اتفاقی شوم نيست
میپرستم ماه را ،از سجده ام معلوم نيست ؟
آنقَدَر با سرعت اين "عاشق شدن" رخ داد که
صحنه ی آهسته اش هم آنچنان مفهوم نيست !
ترکمانچایی که من با چشمهایت بسته ام
بین کشورهای عاشق پیشه هم مرسوم نيست
اين درشت افتادنِ چشمت درون عکسها
منکرش باشی ،نباشی،مطلقا از زوم نيست !
لا اقل تا زنده ام سیبی برایم قاچ کن!
در جهنم سهم من چیزی به جز زقّوم نيست
گرچه حاشا میکند اخمت،ولی مانند تو
هیچ کس در مهربانی راحت الحلقوم نيست
ایمان زعف
روزی که برای اولین‌بار ببینمت، قطعا داستان‌های زيادي برای تعریف کردن دارم. من مشتاقانه حضورت رو تمنا می‌کنم و از خدا می‌خوام فرصتی رو بهم بده تا حس لبریز از هیجانم رو با صدای خودم برات بگم. هیراد جانم، پسرِ قشنگم، روزی که برای اولین بار ببینمت، معلوم نيست در چه سن و سالی هستی و چقدر از هیجانات اين روزهای منو درک می‌کنی، ولی مهم نيست، چون من صبر زيادي در مقابل بودنت و انجام دادن درست‌ترین کارهایی که یاد گرفتم در به‌موقع‌ترین زمان‌های مم
می‌دانید، به زمانه نيست، به جغرافیا نيست، به حوزه و دانشگاه نيست، همهٔ آدم‌های مهم (آدم‌های واقعا مهم نه آن‌ها که رسانه بارمان می‌کند) بهانه‌های زيادي برای مهم نبودن و نشدن داشته‌اند، ولی تصمیم گرفتند علی‌رغم جمیع گرفتاری‌ها، آنی شوند که باید.در حوزهٔ مدنظر بحث من، یک نگاه سرسری که به تاریخ می‌اندازیم، تقریبا تک‌تک بزرگان علمی سرزمینمان، دلایل کاملا قانع‌کننده‌ای داشتند برای تلاش نکردن، تسلیم شدن و بی‌تاثیر بودن. جنگ بوده، غارت
خبری نيست 
ماه معمولی نيست .خبری هست
ابری نيست بادی نيست
یادی هست آسمان نزدیکتر نشسته است
ناخنی روی سطح ابرهای حاجب آسمان می شود کشید با سر پنجه دعا
راه دور است
من دورم
آسمان دور است؟ 
نمی دانم 
هم خبری هست هم خبری نيستناخنی روی سطح ابرها می شود انداخت با سر پنجه دعاگريه هم می شود کرد
ابری نيست بادی نيست
آسمان خاطر خواه منست
برای من مهم نيست روانشناس هاچی میگن؟!برای من مهم نيست نهادهای امنیتی چی میگن؟!برای من مهم اين هست که اگربتوانم یک شاهزاده کثیف مغزتودبی که اهل هرمدل پول بازی وخراب کاری هست رابکشم لذت غیرت داشتن راخواهم برد.اينکه توچه زیرساختی پول نامشروع ریخته تونقطه هوس بازان دبی یاپالایشگاه نفتی وبازارزمین ومسکن کشورهای مختلف مثل ایران وپارس جنوبی یامنطقه آرامکویاهرخط قرمزی که نبایستی باعث بشودیک فردکثافت رابکشم ازسدراه بردگی ملل کنار.
طرح های زیاد
برای هیچکس مهم نيست من گوشی ندارم
یعنی اهمیتی نداره
واقعا برام تعجب برانگیزه که حتی خانوادمم از اينکه تو راه موندم چون گوشی نداشتم هیچ واکنشی نشون ندادن
فقط دعوام کردن چرا نگفتم دوستم منو میرسونه !!! من موندم دقیقا با چه وسیله ای بهشون اطلاع میدادم؟
حتی کسی که ادعا میکنه دوستم داره هم تلاشی نمیکنه 
براش مهم نيست
براش مهم نيست دارم با تلفن خونه بهش میزنگم
حتی نگفت بهم حتی شده پنجاه تومن کمک میکنه که گوشی بخرم
حتی نگفت گوشی قبلیتو بده تعمیر کن
.باسمه تعالی
احکام اسلامی
ربا
غزل۴
گفتند که اين بهره ی بانکی است ربا نيست
به به چه کلامی ، که از آن هیچ ابا نيست
مردم همه درگیر ربا گشته به یک نحو
احسنت به اين شیوه ی تدبیر، گدا نيست
با نام خدا، دین خدا، محو نمودند
بگذار کنند هر چه توانند ، بها نيست
در وقت مناجات، اسیر دل خویشند
به به چه حالی و هوایی که خدا نيست
در وقت عبادت،همگی فکر ریايند
به به چه حالی و صلاتی،که صفا نيست
در راه و روش،مشی غلط پیش گرفتند
از حقه و هر حیله گری هیچ ابا نيست
جمعی ز
بزرگ‌نمایی،نه اون تعریفی که شما ازش دارید اگر صرفا منحصر به کتاب‌های دبیرستان هست با تعریفی که من ازش توی ذهنم دارم متفاوته،بزرگ‌نمایی یعنی منی که نشستم اين‌جا و درلحظه يه چیزی به ذهنم می‌رسه و بعد از ده‌دقیقه می‌بینم اگر اون چیزی که به ذهنم رسیده صرفا يه درخت بدون برگ باشه و مقدار زيادي شاخه حالا ام همون درخت با شاخه‌های زیادشه ولی تعداد زيادي برگ به هر شاخه‌ش وصل شده.حالا من نمی‌دونم شما به‌ش می‌گید از کاه کوه ساختن یا هر چیز دیگه
حق با تو بود اين آسمان ها مال ما نيستوقتی توان پر زدن در بال ما نيستحق با تو بود آیینه ها مشکوک هستندبیخود نگاه سنگ ها دنبال ما نيستپشت در اين قلعه ی متروک جز مرگآغوش کس بی تاب استقبال ما نيستتاروت،قهوه،شمع یا.فرقی نداردجز مرگ چیز دیگری در فال ما نيستاز روی ناچاری است می تابد وگرنهخورشید فکر میوه های کال ما نيستآه ای بهار مرده روی دست تقویمامسال هم از تو چه پنهان سال ما نيست.سیدجعفر عزیزی
هزار چیز در مورد اين عنوان در ذهنم هست  که طوری ام نيست بگم یا اصلا چه نیاز به گفتن! هیچ اتفاقی نمیفته  چون طوری نيست
ما هیچ طور.  هیچطوریمون نيست!     بذار شبها خودشون صبح میشند  روزها هم بدون اراده ی ما شب!    اصلا طوری ام نيست که اين تکرار ادامه داره تا به زمان مرگ!    مثلا بعد 120 سال عمر هیچ طوری ام نيست که بدون عشق زندگی کنی؟   عمر طولانی برای چه! 
هرزه های بیش ما از مستی بسیار نيست،
یا که من بسیار مستم، یا کسی هشیار نيست.
باده لبهای میگونت به یاد آید مرا،
پس، چو منصور حلاج اندیشه ای از دار نيست.
  حسرت گفتار بیش و جرأت گفتار نه،
حاجتم بسیار هست و حاجت گفتار نيست.
جامة شرم و حیا بر تن اگر زیبنده است،
افتخار ما ولی از جامه و دستار نيست.
نيست پروایی اگر از باخت و برد جهان،
عاشقان را عشق بازی بازی دشوار نيست.
کور گشته سطرها چون جوی ناکشته ها،
ديهقان طبع ما را دفتر و اشعار نيست.
حیف باشد، گر نبین
وقتی اسم اعتیاد رو میشنوفیم بی درنگ ذهنمون سمت مواد مخدر و الکل میره به آدمایی که گوشه خیابون تو يه حال نزار در حال ناله ان و از خماری دچار رعشه شدن اما موضوع ساده تر (یا شایدم پیچیده تر) از اين حرفاست. يه مثال میزنم آدمای زيادي رو تو اطرافتون می‌تونید ببینید که در روز تعداد زيادي چای می‌نوشند اونها در واقع به چای معتاد شدند اگر روزی کمتر از مقدار همیشه چای بنوشند عصبی میشن. من نه معتاد به مواد مخدرم نه معتاد به چای اما بوضوح سر غذا با اين مشکل
وقتی اسم اعتیاد رو میشنوفیم بی درنگ ذهنمون سمت مواد مخدر و الکل میره به آدمایی که گوشه خیابون تو يه حال نزار در حال ناله ان و از خماری دچار رعشه شدن اما موضوع ساده تر (یا شایدم پیچیده تر) از اين حرفاست. يه مثال میزنم آدمای زيادي رو تو اطرافتون می‌تونید ببینید که در روز تعداد زيادي چای می‌نوشند اونها در واقع به چای معتاد شدند اگر روزی کمتر از مقدار همیشه چای بنوشند عصبی میشن. من نه معتاد به مواد مخدرم نه معتاد به چای اما بوضوح سر غذا با اين مشکل
شب عبور شما راشهاب لازم نيستکه باحضور شما افتاب لازم نيست
دراين چمن که زگلهای برگزیده پراستبرای چیدن گل،انتخاب لازم نيست
خیال دار تورا خصم ازچه می بافد؟گلوی شوق که باشد طناب لازم نيست
بس که گريه نکردم غرور بغض شکستبرای غسل دل مرده اب لازم نيست
کجاست جای تو؟از افتاب می پرسمسوال روشن مارا جواب لازم نيست
پشت پنجره برخیز تابه کوچه رویمبرای دیدن تصویر،قاب لازم نيست
#قیصر_امین_پور
مات چشمان تواَم، اما دلم درگیر نيستاز تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نيستاين شکاف پشت پیراهن شهادت می‌دهدهیچ‌کس در ماجرای عشق بی‌تقصیر نيستاز تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی «رفیق»آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نيستهر زمانی روبروی آینه رفتی بداندر پریشان‌بودنت اين آه بی‌تأثیر نيستقلب من با یک تپش برگشت، گاهی ممکن استآن‌قدرها هم که می‌گویند گاهی دیر نيست!
« حسین زحمتکش »
رفتار آدمهایی که زيادي مهربانی می کنند برایم عجیب است. یا اقلا وقتی که که تظاهر به مهربانی می کنند. حتی وقتی که پای نفع خودشان، موجودیتشان در میان باشد، آن وقت چرا باید طرف مرا بگیرند؟ واضح نيست چرا؟ البته کار من اصلا و ابدا یافتن دلایل نيست. بلکه بنظر می آید دلایل واضح و مبرهن باشند. او حتما روزی با تبر تیز شده بسویت باز خواهد گشت تا انتقام اين روزهای پر از مهربانی را از تو بگیرد!
از آدمهایی که ناراست و در پوشش کلمات، لباس و ظواهر می خواهند ثاب
بی‌لشگریم! حوصله‌ی شرح قصه نيست فرمانبریم، حوصله‌ی شرح قصه نيست
با پرچم سفید به پیکار می‌رویمما کمتریم! حوصله‌ی شرح قصه نيست
فریاد می‌زنند ببینید و بشنویدکور و کرّیم! حوصله‌ی شرح قصه نيست
تکرار نقش کهنه خود در لباس نوبازیگریم! حوصله‌ی شرح قصه نيست
آیینه‌ها به دیدن هم خو گرفته‌اندیکدیگریم! حوصله‌ی شرح قصه نيست
همچون انار خون‌دل از خویش می‌خوریمغم پروریم! حوصله‌ی شرح قصه نيست
فاضل نظری
#گرانی بنزین و همه چیز
صحبت های زيادي در خصوص تصمیم جدید شنیده میشه 
 برای من یک نفر که کارم  وابسته به ماشینم هست واقعا افزایش نرخ بنزین یعنی با خاک یکسان شدن من
من تازه 4 5 بود که با سخت گیری بیشتر تونستم هزینه ها کم کنم و کمی پس انداز داشته باشم 
اما الان با بنزین 3000 تومنی کل حساب و کتاب زندگیم بهم خورده و واقعا نمی  دونم چه باید کرد 
من چون با خودم ابزار کار جابجا می کنم طوری نيست که بشه از اسنپ یا مترو یا اتوبوس استفاده کنم . دلیل دوم هم اينکه من جابجایی زيادي در س
دلتنگ که می شی به نظرت خورشید دیگه نمی تابه
غروب دیگه سرخ نمی شه
انگار چراغا دیگه سو ندارن
آسمون دیگه وسیع نيست
کوه ها دیگه عظیم نيست
انگار بدن درد داری
سیگار دیگه دوا نيست
دلتنگ که می شی
دیگه حتی مستی هم کار ساز نيست
دلتنگ که می شی
شبا صبح نمی شه
روزا شب نمی شه
هر روز برات غروب جمعه می شه
دلتنگ که می شی
هیچ نوایی مرحم نيست
همه چیز فقط دردِ و درد
دلتنگ که می شی
سر دردا هم يه جور دیگست
انگار قرصا دیگه درمون نيست
دلتنگ که می شی
دلت تنگ نيست، دنیا ب
بالاخره دخترک اينترن ارتوپدی شد و شبها دلم میخواد گوش باشم و چشم باشم و هوش و حواس،او از اُرتوپدی حرف بزنه و من بشنوم.
 
*کاش فاصله ی ما تا رویاهامون کوتاهتر بود.قلبم صبور نيست.
 
*آزمون اطفال دادم و توی یک جامعه ی آماری حدودا 300نفره،اولی را نفر هفدهم و دومی را چهل و دوم شدم.غُر میزدم از اينکه میتونستم بهتر بشم.دخترک رزیدنت رادیولوژی گفت درصدهات شبيه درصدهای اون موقع های من هستنهاج و واج نگاهش کردم.یعنی چی میشه پایان اين داستان?
 
*برای
بنظرم خیلی باکلاسه پست بدون نظر بزاری :)
خب ولی دوست داشتنی تر اينه که نظراتونو ببینم
به تازگی چیز زيادي برای گفتن ندارم .   اما همه چیز داره بهترو بهتر میشه 
به امید بهترین روز :)    (واسه هممنون )
 
نيست از کوتاهی پرواز بر جاماندنم             تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا
مات چشمان تواَم، اما دلم درگیر نيستاز تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نيستاين شکاف پشت پیراهن شهادت می‌دهدهیچ‌کس در ماجرای عشق بی‌تقصیر نيستاز تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی «رفیق»آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نيستهر زمانی روبروی آینه رفتی بداندر پریشان‌بودنت اين آه بی‌تأثیر نيستقلب من با یک تپش برگشت، گاهی ممکن استآن‌قدرها هم که می‌گویند گاهی دیر نيست!
   منبع: @AdabSar
آخرای جزوه از همه جاش قشنگ تره:
در خیالات خودم در زیر بارانی که نيست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نيست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نيست 
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نيست
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نيست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نيست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها می
مدتی میشه که هیچی ننوشتم. اما کارهای زيادي رو توی اين مدت انجام دادم.
کتاب‌های جدید زيادي خوندم.
فیلد شغلی و تخصصی‌ام تغییر کرده.
خلاصه کم و بیش آدم‌تر شده‌ام و دلم خیلی هوای وبلاگ و دوستانم رو کرده بود که الان بعد از مدت‌ها غیبت دوست دارم که دوباره بنویسم.
ارادتمند
سعید فعله گری
صبح تا میتونستم خوابیدم، از يه جا ب بعد دیگه خوابت نمیبره اگ قبل یک خوابیده باشی، و صبحم تا یازده و اون موقعا ولو بوده باشی! بعد رفتم کتاب گرفتم، فیلم نصفه دیشبمو دیدم. و دیدم چقد بده اينا ک عمل میکنن بعد جنسیتشونو تغییر میدن. و الهی چقد اذیتن ): و خب وقتی چشمام درد میکنه انتخابای زيادي ندارم برای اينکه چیکار میتونم بکنم. خواب بزرگترین سابجکت زندگی من بوده و هست. همیشه هم بعد اينکه یکیو از زندگیم بیرون کردم توش دچار مشکل شدم، چون يهو قبل خوابم چ
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

عاقد شرعی در مشهد عقدنامه( صیغه نامه) چوخونی ام آسیاب میکرونیزه ریموند طراحی سایت، سئو، تبلیغات در گوگل پاور پوینت، پیشینه تحقیق و پرسشنامه پکیج دیواری و کولر گازی و کولرگازی در شیراز آموزش زبان انگلیسی با ویدیو بلاگ قیمت خرید فروش خدمات تعمیر نمایندگی کولرگازی اسپلیت در شیراز-عظیمی فایرفایل مطالب درسی متوسطه اول