نتایج جستجو برای عبارت :

شهروزبراری

تازه های نشر آبرنگ

چخوف از مشهور ترین نویسندگان چند عصر گذشته است که با تکیه بر اصول شش گانه ی خودساخته و منحصر بفد بودنش در سبک و قالب بی مانند اثارش  توانست از  محدود نویسندگان عصر خود باشد که تا صد سال بعد نام و اثارش ماندگار و جاودان بماند .  آنتونی چخوف از اصولی شش گانه بنام اصول عینیت بخشی  پیروی میکرد که تا پیش از وی هیچ شخص دیگری به ان روش و سبک   نپرداخته بود .  در مطالب بعد به اختصار برایتان مطلبی پیرامون اصول جاودان عینیت انتونی چخو
 دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر
 جمهوری اسلامی ایران وزارت آموزش وپرورش و سازمان علوم و تحقیقات 
               خانم دکتر شادی پاکزاد استاد یار مهندسی شهرسازی
3 آقای دکتر علی اکبر پاشا زانوسی استاد یار مهندسی مکانیک
4 آقای دکتر سید حمیدرضا پسندیده استاد یار مهندسی صنایع
5 خانم دکتر پانته آ پهلوانی استاد یار زبان
6 خانم دکتر آزاده پورکبیریان استاد یار مهندسی کامپیوتر
7 خانم دکتر حافظه پوردهقان استاد یار مهندسی معماری
8 آقای مهندس جواد پورش
استعلام تحصیلی درخواستی شما برای جستجوگر با نام زهرا  خدابنده خلخالی    بی نتیجه ماند . لطفا اتصال اینترنت خود را برقرار نمایید 
 
 اتصال اینترنت برقرار گردید. لطفا صبر کنید.   
   صبر نمایید. 
در حال بررسی سوابق .
موارد  یافت شده به تعداد.     0  تصویر از بایگانی اسناد رسمی سازمان آموزش عالی کشور میباشد
 
   
 
    546352_01136بایگانی وزارت علوم تحقیقات  انتقالی رتبه94آزمون سراسری کارشناسی سازمان سنج و آموزش کشوربه واحد صنعتی شریف. ، امضاء کننده تقاضانامه انتقال و بورسیه تحصیلی ریاست کلدانشگاههای کشور دکتر عبدالرضا جاسبی  ، نام جستجوشده در موتورهای جستجوگر  عبارت است از شهشهروز براری صیقلانی شماره شناسنامه 5011 نام پدر حمید صادره از رشت  زادروز ***ء***   شماره پیوست64294_86*** ***53_8593***  
                                                 رتبه اول کارشناسی ناپیوسته   ر
 
   سالی که نت ، چهار فصلش را از چین بیاوریم 
صُفرهء زیرین تا به هفت سین دیرین را از چین بیاوریم 
زشت است اینکه گیرهء سر از چین بیاوریم
کبریت های بی خطر از چین بیاوریم
کِشت و زراعت کفر است، برنج از چین بیاوریم
خشت خشتِ هر دیوار و عمارت ، از چین بیاوریم
ماهواره حرام ، نصاب کافر و شغلش جرم است 
دیش و ال ان بی تا به رسیور را از چین بیاوریم
کل مایحتاج ، خروارها خواروبار تا میوه و تره بار  
از شیر مرغ تا زهره مار، همگی را از چین بیاوریم
از قبله نما
  

h
 
http://www.missiranisupernatural.blogfa.com
 
oیا دشون رفته ک کودکی. هاشون ، هر شب ، هر شب هرشب ، لحظاتی قبل از اینکه به عالم خواب و رویا فرو برند ، در حین سکوت مطلق فضای اطرافشون ، یکی. می اومد. توی دلشون و اونارو. معاخضه ، ملامت ، سرزنش ، تشویق ، و نصیحت میکرد ، ولی اون وقتایی که. خطای مارو بهمون گوشزد میشد ، و ما خودب خود. نادم و پشیمان از حرکت زشتی ک طی شبانه روز در قبال کسی مرتکب شده بودیم میشدیم ، چه. درد. وجدانی. گلوی ما رو خفت میکرد. حتی بغض مون میگرفت از بد

.
 
 
نویسنده اثر: شهروزبراري •:ٍْ•  بازنشر توسط : ورودی سوم پارک ساعی ، خدمات کامپیوتری افراگستر   ~•~نظربدهید 128 ،بازخورد + مثبت ••.  3بازخورد_منفی••. 6بازخورد  _____________________________________________________________________________    _136کاربر به شناسه   Seyedzahra45mosavi@gmail.com        مرسی از وبلاگ خوبتون.  اما آخه.؟؟    در کلیت ادعای شما جای شک و تردیده .  من  یکی از کوچکترین اعضای جامعه ی ادبیات داستانی دریچه هستم و شناخت کاملی نسبت به سبک مدرنیته مخاطب خاص دارم ، از ط
شهروزبراري صیقلانی مدرس ارشد
هنرکده ثامن ترم مهرماه1396
شهروز براری صیقلانی 1396/06/27 امفی تیاتر ثامن ، خ معلم ، شیراز ، باغ طاووسیه 

با درود به تمامی هنرجویان محترم ،  چند راهکار برای شما ارایه میدهم کهدر تصویر سازی و توصیف داستان نویسی کمکتون میکنه. 

۱- در توصیف باید تصویرسازی کرد، خود را نباید نشان داد. پیام را باید در موقعیت و قصه و شخصیت‌پردازی گفت، نه با بی‌تفاوتی نسبت به جزئیات آنها.
۲- ما در توصیف باید شهود و علم حضوری برای مخاطب ‌ایجا
 
هنرمند 58 ساله و مطرح دنیای هنر بی شک یکی از معروف ترین هنرمندان دوران معاصر هنر ایران به شمار می‌رود، به گونه‌ای که نام وی در بسیاری از کتاب‌های درسی تاریخ هنر در دانشگاه های معتبر دنیا مطرح شده است. شهرت وی بیش‌تر به دلیل سبک خاص و نگاهی نو به یک رویکردهای اجتماعی بوده که بسیار مورد توجه مخاطبان و نقادان این حرفه قرار گرفته است.
 
شیرین نشاط در ششم فروردین سال ۱۳۳۶ در شهر قزوین متولد شد و برای ادامه تحصیل در سن ۱۷ سالگی به آمریکا سفر کرد.
عمقِ خواب به بیداری پل میزند!.  روشناییِ روز بی‌اجازه و خودسرانه از شیشه‌ی  پنجره وارد اتاق شده ، و راه گریزی برای فرار از دستش نیست. پسرک  چندی پیش بکارت پنجره را لکه‌دار کرده، و از جَبر قطره‌های أنار ، پَرده‌ی نانَجیب را به چرخش پُــرتکرارِ لباسشویی سپرده ،  پسرک نگاهی به سکوتِ سرد و خاموشِ صفحه‌ی ماتِ تلویزیون میکند ، روشن نمیشود ، ناگزیر بروی دو  میگذارد و هول میدهد !.   
ضلع سوم خانه را اشغال کرده ، تلویزیون را میگویم. 
بتازگی لجبا
   توجه.    این مطلب در پیج اقای شهروز براری صیقلانی قید شده که  ،  سپاس از اقای شاهین کلانتری بابت  تولید محمحتوای آموزشی
 
.  به نام خالق هستی.
 
روش دوم.
گام اول: نام هر فصل کتاب را بنویسید و برای محتویات هر بخش تصمیم بگیرید
 
با این کار همیشه می‌دانید داستان هر بخش به کجا ختم می‌شود. نوشتن درباره‌ی شخصیت‌ها هم، در آغاز کار می‌تواند تا انتهای مسیر مفید باشد.
 
گام دوم: عناصر نگـاه دانلـود خوب را بشناسید
 
اگر می‌خواهید نویسنده‌ی موفقی
 
 
 
 
 
 
در گذر از پیچ تند هجده سالگی 
با کوله باری از عشق و دلدادگی 
آرام و صبور و بیصدا ، تقدیر بر من قضب کرد، 
حین خروج از خانه ،پدر بر من تلخ نظر کرد 
مادر از پستوی نهان ، به ناگه ظهور کرد 
پرسش های پی در پی،  
به کجا لش میبری؟ 
آرام مگر سر میبری!
سرآخر تو یکی آبرویمان را میبری
 با پسر مشت کریم هم تازگی که دور میزنی
دو فردای دگر لابد به سیگار و حشیش هم پُک میزنی 
به یکباره مادر بوی سوخت غذایش که بلند شد از پیشرویم برطرف شد 
افسوس دوخت و دوز خو
برخی از نویسندگان برای نوشتن رمان منتظر الهام می نشینند، چون ایده ای برای ادامه رمان ندارند. احساس می کنند طبعشان خشک شده است و چیزی از چشمه ی قلمشان نمی جوشد. در چنین شرایطی چه باید کرد؟
 
نکته اول: فی الواقع (به نظر من) چیزی به اسم "الهام" وجود ندارد. اگر هم چنین چیزی باشد نمی شود روی آن برای نوشتن زیاد حساب کرد. چون ممکن است مواقعی خودی نشان دهد و در بیشتر مواقع هم دست ما را توی پوست گردو بگذارد و هر چه منتظرش نشینیم خبری از آن نشود. در اینجا منظ
سانسور شده های رمان هاجر       که بلطف نویسنده اش یعنی جناب ششهروز براری صیقلانی تخلص شین براری به بنده  سپرده شد . و برای اولین بار قسمت های حاشیه ساز این اثر رمان جذاب را برایتان  به اشتراک میگذارم.       آیدا آغداشلو    گوتنبرگ  سوئد   
 
 
 
 قسمت های ممیزی سانسور شده ی اثر هاجر نوشته شهروز براری صیقلانی انتشارات پوررستگار گیلان. صفحه 372پاراگراف اول .__ این مطالب بعنوان محتوای ایروتیک و ی تشخیص داده شد و حذف گردید. .      
_________________________
}{
به صورت پر از عصبانیت اقای سلیمی نگاه میکنم 
-سلام پدر
-علیک سلام داماد قلابی حالت چطوره ؟ 
-من باید براتون توضیح میدادم میدونم اما واقعا تو ااون شرایط نمیشد
-حالا میشه مثلا ؟ چرا فک کردی الان به توضیحاتت احتیاج دارم؟
حالا که بهم دروغ گفتی الان که دخترم رو تو بدترین شرایط ممکن بردی ؟ 
الان که داشتی دخترم رو دستی دستی برای یک 
ماموریت مسخره به کشتن میدادی؟ ها ؟ چرا فکر کردی به توضیحاتت احتیاج دارم؟
-من میدونم که دروغ گفتم اما باور کنید لازم بود
حتما کلیک کنید رمانکده آغداشلو  
             
 جملات و پاراگراف ها ی بهتر           
شهربانو واثق پنسیلوانیا . 
 
.
زیادی خوب بودن، خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه تمیز را نمی‌بیند
و همه به جای شیشه، منظره بیرون را نگاه میکنند
(سیمین بهبهانی)
._____ _ __________________________________________________
. عیب زندگی اینه که هرچی بیشتر می‌گذره
دایره کسانی که میشه بهشون اعتماد کرد کوچیکتر میشه . 
سمیرا پایبندی اصل  
_____________________________________
 
فرار عاشقانه 
 
 
 
 
مادرم دختربچه ای سه ساله بود بنام حاجیه مار که خودش از آن روزها چیزی به یاد ندارد ، زیرا بلطف برادرش از هفت سالگی به رشت هجرت کرد و تا اکنون که سال 1398 است در رشت زندگی کرده و از سرگذشتش میتوان هزار کتاب اعجاب انگیز نوشت . 
      علی خوشگله نوجوان و پر انرژی ست او تنها پسر یک خانواده ی شلوغ در روستاهای دور افتاده ی شهرستان صومعه سرا ست، علی فرزند ارشد خانواده ست و چندین خواهر قد و نیم قد دارد فرزند دوم خانواده که دو سالی از ع
  .      
 
  توجه ؛  این متن  بدلیل تحت مالکیت بودن. و حق کپی  رایت  توسط  ناشر  ،  بصورت. جملات. رندوم Ran
یکرRandom  و تصادفی     از نرم افزار رایتین دمو   تهیه شده و نظم و نظام کلی و مفهومی و دستوری ان  مطابق نسخه ی اصل نمیباسد ،  این تنها راه به اشتراک گذاردن آثار برتری ست که ناشرین ان در ایران  حق مالکیت معنوی آثار را. در فدراسیون نشر اروپاه به ثبت رسانده اند و ما نیز بدلیل متعهد  بودن  و پ   پایبندی  به  قوانین    بریتانیا    موظف به رعایتش میب
   JIKJIK,PISHI              انجمن ادبیات داستانی دریچه کلیک کنید}{}{}{}{ 
 رشت تن پوش زرد خزان به تن دارد ، وباغ بزرگ هلو در خط خمیده ی گذر امین الضرب به خواب فرو رفته ، پسرکی در همسایگی بنام شین ، میگفت ؛ غروب های خزان خورده ی ایام در دلش بشکه های هجران عشق بهار را جابجا میکنند ، اما نمیدانم کدام بهار را میگفت!?. بهار رفته بر باد تقویم چهار برگ دیواری را? یا بهار جفای مهربانی که نرفته از یادش را .? 
لباسهایم را پوشیدم، آنقدر لاغر شده بودم كه در تنم مى ر
 پسرک را میشناختم ،  از زمان های قدیم او را به یاد دارم ، او نیز هم سن و سال من است .  در کودکی او را کمتر میدیدم ، زیرا قدم به بلندی آینه ی دیواری نبود ، اما از زمانی که صورتم ریش و سبیل را شناخت ، همواره با پسرک  هنگام اصلاح صورتمان رو در رو میشدم. گاه در بوتیک، و هنگام خرید ،او نیز هم قواره ی من است اما اعتراف میدارم که واقعا از او خوشم می اید ، زیرا سرحد کمال است و به عبارتی یک جنتلمن تمام عیار. ولی همواره خواهرم میگفت که شما ، مغرور و خودشیفته ا
   
 
 
 
داستانی حقیقی و عجیب از حوادث بهار 1374 در امین الضرب رشت ، کوچه حمام بهار. بقلم  شهروز براری صیقلانی 
شهروز براری صیقلانی
اواسط بهار 1374 بود و درون شهر رشت نسیم بهاری میوزید ، پیچ میخورد و از روی پل رودخانه ی زرجوب عبور میکرد ، ابتدای محله ی ضرب درون حیاط بزرگ دبستان حشمت ، همه به صف ایستاده بودیم، 
عجلو نظام.
همه اندازه ی یک دست از شخص جلویی فاصله میگرفتیم ، نسیم خوش و معطر بهاری مسیرش به صف کلاس اولی ها رسید و به دور موههای بلند من چر
 
 
 
 
 
 
مجله ادبی فرهنگی چوک ، سردبیر ماندانا تدین ، گفتگو و نقد شین براری 
 
شهروز براری صیقلانی بیشتر از هر نویسنده ای منحصربفرد و تازه است ، اما در فضای بسته ی ایران اسلامی مجال چاپ و نشر عقاید و صراحت کلامش به ندرت داده شده . _ عطر تازگی و واقعیت از موضوع داستان هایش به مشام میرسد ، او نسبت کمیت و کیفیت را میان تناسب موضوع و درون مایهء داستانیش با حجم واژه آرایی را چنان به نفع مخاطب خاص تغییر داده که خطوط فرضی معیارهای پیشین را زیر پا گذار
iran_Adab va Nashr dasstani .   

                                  حواشی پیرامون  وزارت اارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید  و اثری بنام  «نیلیا» 
                             
 
       
 
تکنیک های داستان نویسی جدید در غرب، در ادبیات داستانی امروز ایران نیز تأثیر چشم گیری داشته است. نمودهای تکنیک های مدرن را می توان در داستان های کوتاه منتشر شده در چند سال اخیر یافت. از جمله ظهور روزنه ی باریکه ای از نور در ظلمات خفقان کلیشه های پرتکرار داستان نویسی خلاق کشورمان که با
رشت_شهری شاد، ولی ابری ، با آسمانی خیس و زمینی بارانی !.
     __ساعــت گردِ بزرگ شهر، و عــَقربه‌های خـَستگی نــاپذیرش  بــی‌‍وقفــه در چرخشی پـُرتکرار و بــی‌نَوَسـان، روزها را یک‍ــ‌به‌ی‍ک‌ از تقویم چهاربرگ دیواری خط زده و به پیش میبرد زندگی را تا زمان در گُذَر ایام سینه خیز ‌پیش برود.  سـاکنــین شهــر همـگــی شـیـــــــــکـــپـوش ،روشنفکـر و غریب‍ـ‌‍نوازند.   _اهالی این شهر در تک‌تک سلولهای وجودشان ، مملوء از هوش زکاوت، عشقی
  دخترکی با چشمان سخنگو
بنام بهاره . انتهای کوچه ی بن بست یاس و زنبق ، سنبله ،  پشت قاب پنجره ی چوبی ، غمزده و اندوهگین با چشماش به نقطه ی نامعلومی در روبرو خیره مونده و به افکاری ژرف شیرجه زده ، تا یک به یک خاطراتش رو مرور کنه   .
    
رشت_شهری شاد، ولی ابری ، با آسمانی خیس و زمینی بارانی !.
     __ساعــت گردِ بزرگ شهر، و عــَقربه‌های خـَستگی نــاپذیرش  بــی‌‍وقفــه در چرخشی پـُرتکرار و بــی‌نَوَسـان، روزها را یک‍ــ‌به‌ی‍ک‌ از تقوی
زلفی سپید 
 
 
 
اول مرداد هزارو سیصد و قو. 
نامه ای بی مقدمه پیدا میشود ، دخترک در عالم دنیایی کودکانه میپندارد که آن نامه چیز مهمی ست که در زیر کاناپه پنهانش کرده اند ، پس آنرا نگه میدارد ، مدتی بعد
دختربچه ی هفت ساله برای اولین بار بکمک پدرش از پله های چوبی نردبان بالا میرود و موفق به فتح پشت بام میشود ، اما  
دخترک کفشهایی را لبه ی بام میابد ، که بطرز عجیبی سرشار از حرفهای ناگفته است، گویی زمانی مالک کفشهای پاشنه بلند ، خود را از لبه ی ب
 سلام.  خشک آمدید به خانه ی  به نام خمام . چی گفتم الان؟.    ببشخی.  من تمرکوزم در رفته الان  از  انتهاش ابتلا میگم. چی؟.  من چرت پرت میگ؟    میدونی من کی ام؟   میدورنی هیچ اینجا کجاست؟  تی چومانه  بازا مره بیدین ،  چی؟  چی سده؟   ببخشید دای جان م ن  کمبود اعصاب دارم  دکتر بیشرف  گفته باید روزی سه کیلو خیار بخورم تا خوب بشم.    چی؟  من دولوغ گفتم؟   جانه  من نه،  تو بمیری اگه  دروغگی زده باشم  .  بپر برو جعبه ی خیار هارو. بیار. تا. ویتامین  
MIKH+CUB

شهروزبراري صیقلانی نویسنده 



من خیس نویس برایتان مینویسم
دو سال قبل، در یک نیمه شبِ تابستانی، سه روز مانده به سی سالگیم، وقتی هیچ راه دیگری برای خلاص شدن از صدای شُرشُر آبی که از اول شب شروع و کم کم تبدیل به صدای موج های عظیم شده بود، نیافتم، نوکِ میخِ فولادی ده سانتی را که برای نصب عکس های سونوگرافی آراز”، بالای کابینت، پنهان کرده بودم، درست وسط پیشانیم گذاشتم و تنها با یک ضربه ی چکش، هفت سانتی‌متر از آن را درون سرم فرو کردم. آبِ
داستان اوّل★             
(مختصری از شوکت، مادر شهریار)         
 زمان_ (سال ۱۳۳۸شمسی)
         _شوکت دختر یک بزرگزاده و  رگ ریشه‌اش از خاندانی اصیل و نامدار بود. او جد در جد ، اهل و ساکن این شهر شـــمالی و بارانــزده بود   شوکت از کودکی دوشادوش با پدربزرگش در پناهِ سایبان یک چتر ، زیر ریزش قطرات نقره تاب ، و بروی زمینی خیس و باران خورده برای سرکشی به املاک مستغلات و هجره های متعددشان روانه‌ی بازار میشد. او از همان ابتدا جَنَم و شهامتی منحصر بفرد
 
شهروز براری صیقلانی براساس داستانی حقیقی
 
 ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در این شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد
             
          قسمتی از اثر دلنویس خیس    ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در این شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

نمایندگی پکیج رادیاتور در شیراز بازی و برنامه اندروید علامه گیجول تنبـــــــور دانلود رایگان نمونه سوالات کارگر عمومی قالب بند درجه ۳ { امتحانات پایانی } نیاز ناشناخته تلویزیون رهگـ ـذر عشـــق یادداشتهای احمد رضا طاهری عبد عاصی امیدوار