نتایج جستجو برای عبارت :

عنوشته راجب تپولوها

اگه دنبال رشد فردی هستین میتونن از متمم  ( میاد راجب خیلی چیزهای بهتون یه سری چیزها یاد میده مطمنم بعد از یه مدت تغییرات رو تو خودتون حس میکنید استفاده کنید )خانه توانگری  ( دکتر شیری میاد راجب افزایش مهارت فردی و روانشناسی و . صحبت میکنه که گوش دادنشون خالی از لطف نیس )
#لینک
خواهرم 17 سالشه 
بشدت علاقه داره راه مزخرف منو دنبال کنه و شبانه روز خودشو حبس کنه یه جا و فقط درس بخونه
یه مشکلی هست اون چشماش از بچگی ضعیف بوده و لرزش چشم داره بعد از چند بار عمل کردن دکترش گفت که حتی اگه ادامه بدن فکر نمیکنه که از این بهتر بشه 
البته پزشک حاذقیه ولی بابا میگه حاضره زندگیشو بفروشه اگه بدونه میتونه خوب بشه.
همیشه دوست داشتم ازش بپرسم که چطوری میبینه 
با اینکه خودم عینکی ام 
ولی فقط یک ثانیه به این فکر کنین که چشماتون دائما در
Alec Benjamin – if we have each other

[Summary]

if we have each otherاگه همدیگه رو داشته باشیماین
آهنگ سه داستان جدا را روایت میکند که اولی راجب مادری تنها است که مجبور
است با سختی های زندگی اش کنار بیاید. دومی راجب زوج پیر عاشقی هست که با
وجود پیر بودن اما هنوز عاشق یکدیگرند و داستان اخر راجب یه پسره 23 ساله
است که اولا یکم راجب خودش میگه و بعد درباره خواهرش میخونه و ازش تشکر
میکنه.به نظرم اگه موزیک ویدیو رو ببینید بهتر متوجه میشین.

برای مشاهده موزیک ویدیو کلیک کنید!
میخوام حرف بزنم،راجب آدمایی که اومدن تو زندگیم،بعضیاشون موندن،بعضیاشون رفتن،بعضیاشون با دروغ منو شکستن،به هرحال.حالا میخوام حرف بزنم
میخوام بگم که چقدر از تعداد آدمایی که برام مهم بودم کاسته شده،آدمی که عاشقش بودم و اولین عشق واقعی زندگیمو باهاش تجربه کردم،و حالا اثری ازش تو زندگیم نیست.شاید حتی خودم خواستم که نباشه.اینجوری بهتره،انتظار آدما رو پیر میکنه.میخوام بگم یاد گرفتم دیگه بهش فکر نکنم.یاد گرفتم هروقت لازم باشه فراموش کنم
دیشب با فیروزه راجب اینکه همخونه بشیم حرف زدم و اون موافق بود و نتیجه نهایی رو سپرد به من:(
همیشه تصمیم گیری تو هر زمینه ای سخت ترین کاره برام.حتی انتخاب غذا تو یه رستوران! همش حس میکنم بعد هر تصمیمی پشیمون میشم و باید خودمو بازخواست کنم!!و نمیدونم چرا این حسو دارم!
راجب داشتن همخونه هم همین طورم و البته اینجا بیشتر میترسم که پشیمون بشم:( و خب طبیعتا باید بعدش حداقل یک سال تحمل کنم شرایطو!
از یه طرف عادت کردم به تنها موندن و از یه طرف هم تنها بودن
دیشب همین موقع ها بود که "غرور و تعصب"رو شروع کردم،اطلاعات زیادی راجب این کتاب نداشتم و ندارم این مدت خیلی همه چی بهم ریخته تر از قبل شده به شکلی که وقت نکردم بیام بنویسم که کتاب رو خوندم و تموم شد،ولی حس میکنم خیلی از حجم کتاب کم کرده بودن!توی مهمونی خوندمش کتاب ملایمی بود.کتاب خوندن توی اون فضای مزخرف بهترین کار بود.وقتی رسیدم خونه اونقدر خسته بودم که فقط خوابیدم،امروز عصر هم با م.ش رفتیم بیرون قبلش هم به سر قرارم با همون دوستش رفتم و واقعا
من که انتخاب رشته نکرده بودم ولی داداشم مردود شد! اینکه خونه تبدیل شده بود به عزا خونه و یه صوت عبدالباسط کم داشت خاله پیام داد داریم می آیم خونتون. جواد یه پتو انداخت رو خودش و مُرد. منم دراز کشان بهش گفتم برای چی می خوان بیان؟ آخه ساعت 9:30 وقت اومدنه؟ میگه: می خوان راجب نشست پنج به علاوه یک منهای آمریکا صحبت کنند.می خوان راجب ساخت طلا از واکنشهای هسته ایی حرف بزنن.خلاصه اومدن و بحث با قربون صدقه و جبران می کنید های خاله شروع شد کشید به بی حوصلگ
|• سلام دوستان اولین پست کانال زپ گیم راجب بازی پرطرفدار براول استارزه، بازی که شرکت سوپرسل سازنده بازی های محبوبی مثل کلش آف کلنز و کلش رویال اون رو ساخته|• این بازی در امسال به طور عجیب ازش استقبال شد که در این بازی شرکت سازنده سعی کرده از ایده های مردمی استفاده کنه برای مثال ( مپ ، اسکین )|• در ادامه مطلب به طـور کامل راجب این بازی صحـبت میکنیم.
ادامه مطلب
می خوام بگم حواستون به دو رو بری هاتون باشه ، خواستون به خودتون باشه . چند روزه می خوام بیام راجب خودکشی اتیکا (یوتیوبر و استریمر معروف) بنویسم ولی راستش نمی دونم چی بگم . خواستم از سلامت ذهن و روان بگم ولی راستش خودمم هیچ اطلاعی راجب موضوع ندارم . ولی الان که ساعت ۴ و یک ساعت و نیمه که دارم تو تختم اینور اونور می‌شم و خوابم نمی‌بره حداقل این دوخط رو بنویسم . یادتونه گفتم همه‌مون یه گوشه زندگی‌مون ریدیم ؟ می‌خوام بگم ربطی نداره یه نفر چقدر خوش
امروز تو یک‌پیج اینستاگرامی بودم ، از این‌پیج های کوچیک و مفید . و اعضای پیج داشتن تجربیاتشون رو راجب یه موضوعی می گفتن و ادمین هم به اشتراک می ذاشتشون . می خوام بگم آخرین قطره ی امیدم به صداقتی که تو آدما هست از بین رفت ، در حد که احتمالا از فردا شاید شروع‌کنم به دروغ گویی و دو رویی و خلاصه آدم کس شری بودن !
صدای منو میشنوید از تهران-قلهک :)
من عجیب عاشق این منطقه ام!نمیدونم واقعا چرا انقد دوسش دارم!
قبل تر ها همیشه وقتی تهران میومدیم این اطراف‌بودیم!
دانشگاه سارا هم منو چند باری به اینجا کشوند!
و امروزم رفتم خونه ی زهرا!
الان که دارم نیگا به قبل میندازم میبینم که چقد همه چیز عوض شده!
و چقدر مبینا قد کشیده و بزرگ شده!
مهر پارسال کجا و امسال کجا!
به وضوح پخته شدن رو تو خودم میبینم!انگار همه ی این دردسرا همه ی اون دعوا و همه ی این ادمایی که اومدن نیاز بو
تمام غلط‌های املایی و تمامی غلط‌های هکسره یک طرف و این که «راجع به» را «راجب» می‌نویسند هم یک طرف. برادر من، خواهر من، آقا، سرور، سرکار قرار نیست هر جور می‌خوانی همان‌طور هم بنویسی. هیچ جای دنیا این‌طور نیست.
مگر خواهر را هم می‌نویسی خاهر؟ یا مجتبی را مشتبا؟ یا انگلیسی‌ها school را مثل skull می‌نویسند؟
وقتی در مورد غلط نویسی صحبت می‌کنم، مورد سخنم فقط اشتباه و بی‌دقتی یک وبلاگ‌نویس نیست، یا یک پیامی در تلگرام که شوهر عمه‌ام دارد برای همه
میدونید،اصلن تصور اینکه یه جا باشم که دست هیچ آشنایی بهم نرسه و از همه جمع ها و دورهمیا دور باشم ،صد سال یه بار کسی نتونه پاشو خونم بزاره،دقت کنید حتی تصورشم روحمو میکنه!!!
بعد با من راجب غربت صحبت میکنی؟لعنتی من شبا میخوابم که رویای غربت ببینم
من چپ دستم، تماااام کار هامو با دست چپ انجام میدم. حتی غذا خوردن، البته زمانی که چشم مامانمو دور ببینم. اگه مامانم باشه، با دست راست به سختی غذا میخورم. یه مدتی میشه بازوی دست چپم درد میکنه، تا یکم بهش فشار وارد میشه از درد چشمام بسته میشه. مامانم فکر میکنه بخاطر قلبمه، من فکر کنم گرفتگی ماهیچه باشه، شاید! احتمالا تسلیم بشم بریم دکتر، البته اگه دردش شدید شد.عمو جونم و ما یک گذشته مشترک داریم و منم به شدددددت از این گذشته مشترک بدم میاد. خواه ن
این چند روز به خیلی چیز ها فکر کردم ؛ خیلی . اما زمانی برای ثبت کردن اون ها نداشتم . میدونین من ارزوهام رو خرد کردم و به قسمت های خیلی کوچیکی تقسیم کردم که بتونم کم کم اون ها رو انجام بدم . و فکر میکنم تو این زمان چند تا از اونها رو انتخاب کردم و دارم انجام میدم . مثلا من پیاده روی های طولانی رو دوست دارم و مسیر نیم ساعته دانشگاه تا خوابگاهم رو پیدا میرم و اجازه بدین بگم در طول یک روز بیشتر از هفت بار مورد آزار کلامی قرار گرفتم و داشتم فکرمیکردم در
به نظر شما مفهوم آبرو چیه؟(خیلی جدیا)راستش من خودم راجب آبرو مفهموم خاصی پیدا نمیکنم ولی فکر میکنم یه ابزاره برای بازداشتن یا اجبار به کاری 
یا یه دلیل غیر منطقی برای دادن یه پاسخ منطقی
نمی دونم اصلا
پ.ن:قشنگ معمومه بی خوابی زده به سرم.
بیو
 بعد از اینکه مشخصات ارتباطی خود را مشخص کردید سعی کنید در توضیحات یا قسمت Bio کانال خود منفعتی که برای کاربر در نظر گرفتید را به خوبی عنوان کنید. اصلا مهم نیست که شما در حوزه کاری خود اولین هستید بلکه مهم این است که چه فرقی با رقبای دیگر خود دارید و چه سودی برای مخاطبان خود دارید.

تولید محتوا خلاقانه
در تولید محتوا تنوع داشته باشید. سعی کنید از فرمت های پر طرفدار مثل عکس نوشته ها و تصاویر گیف یا ویدئو های کوتاه کم حجم که مثل ویروس بین مردم پ
دکتر پرسید وضعیت خوابت چطوره؟
گفتم شبا خواب ندارم
گفت :نمیخوابی یا خوابت نمیبره‌!!!
یه لحظه موندم که واقعا خودم نمیخوام بخوابم یا خواب به چشمام نمیاد!!!
اولش فکر کردم جفتش مثل هم باشن.
گفتم خوابم نمیبره،حرفای دکترا و چیزایی که راجب بیماریم میگن!!!از جمله چرت و پرت استفاده کردم البته!گفتم چرت و پرتایی که راجب بیماریم میگن منظورم همکاراش بود:)
ادما یه چیزایی و ساده میگن و رد میشن ولی نمیدونن بعضی حرف ها ممکنه خواب و از چشمای یه نفر به.
مثل ای
سلام به همه دوستای گلم و همه کسایی که دوستم نیستن و قراره که بشنبچه ها هدف من از ساختن این وبلاگ فقط و فقط به اشتراک گذاشتن کارام با شماست.نه آدم حرفه ای هستم نه کارای عالیی دارم ولی دوست دارم باهاتون درارتباط باشم نظراتونو راجب کارام بدونم .فلورا دوستون داره
معرفی لینک های خوب با محوریت موضوعات که شاید به دردتون بخوره هم جنبه آموزشی و هم جنبه دونستی راجب مسائل . امیدوارم خوشتون بیاد
« معرفی های رو با تگ #لینک میتونید پیدا کنید »
 هر روز یدونه شما هم میتونید زیر هر پست منابع خوبتون رو معرفی کنید :) 
تو میخواهی
کور باشم و نبینمت
کر باشم و چیزی از تو و راجب تو را نشنوم
احمقانه فکر کنم که هیچوقت عاشق نشدی
تصمیم جاهلانه ای هم ندارم
سوالی از این که چرا نیستی و نمیخواهی باشی و .   ندارم.
قانعم کردی که بیش ازین نخواستی و نمیخواهی باشی چون حتی توانش را هم در خود نمیبینی!
 
و اما سوال من اینست:
تو را چه کسی قانع کرد که اینگونه باشی!؟
 
مامانا چرا اینقدر خوبن؟! 
 
 
مهمونامون دارن بر می‌گردننننننننن
فقط من یکم بی حوصله‌ام:) 
 
کلیپی دیدم و اشکمو در آورد.
 
محیا یه روز اگه حوصله داشتم، میام یه چیزی راجب پست "سرگرمی ۲" می‌گذارم تا بفهمی چرا این سری قصد کشتنت رو داشتم:) 
ماجراشو همون روز نوشتم  اما تا اومدم ذخیره کنم یه اتفاقی افتاد که پاکش کردم:/
قول میدم بنویسمش:))
احساس تنهایی عمیقی میکنم . 
یه حس بد . 
اینکه انگار به هیچ جا تعلق نداری  
در عین اینکه همه دوست دارن هیچکس دوست نداره
با اینکه میگن میخوان که کنارشون باشی اما بودنتو نمیخان 
میدونی چیه غم انگیز تر از همه اینا اونجاشه که مثلا تو یکی از لحظه های شاد زندگی خنده های ادم یهویی از رو لباش محو بشه تهش بشه یه پوزخند فقط
کاش میتونستم راجب اینا حرف بزنم اما حتی حرف زدنم دیگ ارومم نمیکنه 
این صفحه های اول کتاب غربت یلدای من که دو سه ماه پیش چاپ شد البته توسایت کتاب راه وفراکتاب نشر الکترونیکی اش کردم  میخواستم نظر شما رو تو همین چند صفحه بدونم  این کتاب من راجب شخصی به نام ماه چهره هست که به دلیل ازدواج اشتباه دچار بیماری روانی میشه وهرچی بیماریش شدت پیدا میکنه همه یه جورایی رهاش میکنند وفقط دخترش یلدا میمونه یلدای که خودش تنها تر از همه هست
 
سهلام دوستای گلم، امیدوارم حال دلتون، خوب باشه❤️میخوام یه عالمه درمورد آقایی که عکسشو مشاهده میکنید صحبت کنم بنابراین اگر وسطاش اخمالو وعصبانی به نظررسیدم، (خشم پریناز) بدونید اون اخمم متوجه جمله های اون ،شخصیت اون وذهنیت اونه ،
 ونه شماهادوستای گلم  : )
 
یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که درآینده کتابی بنویسم وبااین عنوان که ( نیچه فاقد شعور بود! ) منتشرش کنم!
 
چون درباطن شخصیت بسیار زن ستیز، عجیب غریب وترسناکی داره. وبسیاربیشعوره. ای
در این مقاله قصد داریم توضیح بدیم که چطور میتونید دستگیره مناسبی برا کابینت هاتون انتخاب کنید
دستگیره ها در دو نوع تک پیچ و دو پیچ موجود هستن و
سایز های استاندارد دستگیره برای کابینت و کمد بر حسب میلی متر هست و از 16 , 32 , 64 ,96, 128 و شروع میشن
توضیحات کامل راجب به دستگیره ها همراه با تصاویرشون رو میتونید ازین لینک ببینید.
با سلام
امروز قصد دارم بهتون بگم که چطور میتونید دستگیره مناسبی برا کابینت هاتون انتخاب کنید
دستگیره ها در دو نوع تک پیچ و دو پیچ موجود هستن و
سایز های استاندارد دستگیره برای کابینت و کمد بر حسب میلی متر هست و از 16 , 32 , 64 ,96, 128 و شروع میشن
توضیحات کامل راجب به دستگیره ها همراه با تصاویرشون رو میتونید ازین لینک ببینید.
کی کهکشان دوست داره.یکی دریا دوست داره. یکی یه دختر با موهای قرمزو دوست داره. یکی یه لنگ درازو دوست داره.من چی دوست دارم؟
تازگیا خیلی درگیرم.خیییلی.با اینکه به روی خودم نمیارم.با اینکه از بیرون تغییری نکردم.با اینکه کسی متوجه تغییرات درونیم نشده.خیلی زیاد درگیرم. ته همه فکرام توی یه مه غلیظ فرو رفته.نمیدونم چیکار کنم.
یکی بهم میگه بزن به دل جاده برو تا تهش ببین پشت این مه غلیظ چیه.یکی بهم میگه اگر راجب هدفایی که میخوای تو مسیرشون قرار بگیری و د
ازه علاقه مندی های جدیدم میتونم به
یک رقص سماع
دو رپ گوش کردن و راه رفتن تو ایستگاه مترو
اشاره کنم،راجب دومی که چیزی ندارم اضافه کنم ولی راجب اولی همش احساس میکنم اگه من انجامش بدم به عظیم ترین سرگیجه کل تاریخ مبتلا میشم.
فردا تولد هاجره و با اینکه دو هفته است که کاملن میدونم چی میخوام براش بگیرم ولی نرفتم بگیرم خدایا خستگی را از ما بگیر:|
امروز ساعت ده صب با مرضی عیت دو تا بدبخت نشستیم کف مترو و ریاضی کار کردیم بعدم با اون خانومی که بغلمون بود
botters یک جامعه قدیمی و نسبتا کوچک از توسعه‌دهندگان بات‌های آی‌آر‌سی هست. آنها یک ویکی که شامل مطالب فنی و غیر فنی راجب بات‌ها و همچنین چند کانال IRC(کانال #botters روی فری‌نود کانال اصلی آنهاست)  در این مورد دارند. اگر به ساخت بات آی‌آر‌سی علاقه دارید، این جامعه میتواند به شما کمک کند.
ام ال مارکتینگ نوعی شیوه فروش به حساب می آید که شرکت ها محصولات و کالاهای خود را بدون تبلیغات و بدون واسطه ها و دلال ها به فروش می رسانند و مشتریان پس از خرید و مصرف می توانند محصولات را بازاریابی کنند و سود بگیرند. درآمد افراد در بازاریابی شبکه ای به ازای فروش مستقیم کالا و هم چنین از طریق زیرمجموعه ها کسب می شود.
در نتورک مارکتینگ بازاریاب ها از شیوه های مختلفی برای فروش محصولاتشان استفاده می کنند از آن جمله می توان به تبلیغات کلامی و یا
*به خاطر کمبود وقت مطالب کم و خلاصه شدن
انگار همین دیروز بود که فصل دوم اومد و مارینت با استاد فو نگهبان میراکلس ها آشنا شد.همون طور که همه یادمون هست استاد فو همیشه خدا داشت راجب اشتباهاتش عذاب میکشید و ما رو یه فصل منتظر گذاشت و بلاخره فرصت رو خوب دونست که این راز رو برامون باز کنه وبگه کار اشتباه اون چی بوده؟؟
ادامه مطلب
میخوام بگم هرچقدر هم که معتقد باشی ادم باید با دست های خالی ام که شده پای خودش و آرمان هاش وایسه و بجنگه ( مشخصه جدیدا زیاد فیلم های ابرقهرمانی میبینم ) و رویاها مهمترین داشته های ما تواین دنیا هستند که باید برای رسیدن بهشون تلاش کنیم و من میتوانم و اگر اصل بر ناتوانی انسان بود خدا اصلا انسانی خلق نمیکرد  محمد و مگه من چیم از همه کمتره 
دمنتور ها سخاوتمندانه حاضرن همه امید و ارزوتو سر بکشن و کاری کنن بترسی ناامید شی و بهت هی یاداور شن که انسانِ
امشب متل قو هستیم
رفتیم دریا اخر شب و تنها تو خودم بودم
یکم مسخره بازی برای جمع و بازم خودم
یه تنهایی عجیبی عه
تو جمعم ولی انگار یه چیزی نیست
کلی فکر کردم راجب اشتباهاتم
حق بودن!
خیلی خوش نمیگذره،چون من نمیتونم خیلی منطقی باشم یا هر چی.
نمیدونم از اومدنم پشیمونم یا نه
بالاخره اینم یه تجربه میتونه باشه
واسه خودم.
فک میکردم سفر خییلی هیجانی تر و لذت بخش تری باشه
البته هنوز ازش مونده ولی خب تا اینجا که خوب نبود خیلی.
سلام دوستان خیلی جالب بود الان یه صفحه دیدم که حدود 90 تا ریپین گرفته بود توی پینترست و جزء پر طرفدار ترین صفحه پینترست در زمینه هک پابجیه.
حواستون باشه گفتم در اون زمینه جزء پرطرفدار ترینه نه در کل!
آدرس این صفحه اینه : https://www.pinterest.com/pin/589760513685144522/?lp=true
دیروز که برادرم اومد خیلی از من  دلخور بود که چرا بهش روز معلم رو تبریک نگفتم و دلش خیلی از من پر بود و من سکوت کردم و هیچی در برابر شکایتهاش نگفتم اما بعد که نشستم راجب این قضیه نوشتم دیدم که در چه لحظه هایی که هیچ رد پایی ازش نبود تو اون لحظه های تنهایی  و با خودم گفتم هر چند من این کارو ناخواسته انجام دادم اما کار خیلی خوبی کردم گاهی باید دل آدمها بشکنه تا بتونن دل شکستن رو خوب درک کنن وصدای شکستن قلبشون به گوش خودشون برسه. گاهی این تنها ترین
چقدر خوبه اینقدر راحت راجب ارزوها و هدفاشون حرف میزنن:(
من مثل احمقای بزدل نگاشون میکنم لبخند میزنم و میگم کاری کن براورده شن:/
ازم میپرسن تو چی؟ منم میگم تا حالا بهش فکر نکردم و ایده خاصی ندارم در حالی که ثانیه به ثانیه فکرام اطراف ارزوها و هدفای هیجان انگیز میچرخه:(
تا وقتی هم کائنات نشنون تو قراره چه غلطی بکنی هیچوقت کمکت نمیکنن و میزارن توی همون ایده خاصی ندارم کوفتی بپوسی
نظرِ حقیر راجع به "مسخِ" کافکا که داخل سایت گودریدز نوشته بودم و حال نداشتم اینجا باز تکرار کنم. گودریدز برای امتیازدادن نمراتِ 1 تا 5 در نظر گرفته.
 
چون حجمش کم بود 3 ستاره دارم، اگه با این ریتم حجمش بیشتر بود بهش 2 ستاره میدادم. و بنظرم با این مضمون و این مفاهیم بهتر بود کلا 20-30 صفحه باشه؛ درخورِ یک داستان کوتاه. تو این کتاب به مفاهیمی که از نقد و بررسی هاش خوندم، پیشِ پا افتاده پرداخته شده بود. یه کتاب با این همه شهرت فقط و ققط یک ایده و خلاقیت د
چند وقت پیش یه مطلبی راجب عادت های واضح ادما خوندم، اینکه هر کسی یه سری عادت های داره که دیگران با چند تا برخورد و نشست و برخاست میفهمن. 
عادت های ساده اما همیشگی. 
خودم چندتا عادت دارم که هر کسی با چند برخورد و نشست برخواست میفهمه، یکیش اینه که همیشه پیراهن استین بلند میپوشم و اصلا تیشرت نمیپوشم.
یکی دیگش هم اینه چایی رو بدون قند و تلخ میخورم.
اینا عادت های خیلی ساده ای ان اما چند ساله باهام هستن که دیگران زود میفهمن:)) 
 
 
توی استیشن واستادم که یکی از پرسنل بخش بهم میگه : یکم بیشتر غذا بخور اخه چرا انقد لاغری؟
و این آدم همونی بود که چند روز پیش داشت برای یکی میگفت که از ناصرالدین شاه پرسیدن همه‌ی همسرایی که انتخاب میکنی چاقن؟گفت شما وقتی میری گوشت فروشی استخون نمیگیری که گوشت میگیری!! بله دوستان ، با همچین آدم‌ها و همچین طرز فکرهایی زندگی میکنیم که فکر میکنن میتونن دهن متعفنشونو باز کنن و بدون اینکه ازشون بخوای راجب تو و سایزت و زن‌های ناصرالدین شاه نظر بدن .
آه دختر ، یه مدت مینشستیم با هم از عمیق ترین دردایی که روح آدمو نابود میکرد حرف میزدیم ، حالا اون ازدواج کرده و دیگه حرفی برای زدن نداریم ! یه ساعتی که با هم بودیمو همشو با "چه خبر؟سلامتی" سر کردیم.
اون راجب قیمت ماشین ظرف شویی حرف میزد . مثه اینکه ماشین ظرف شویی‌ها چندتا کلاس دارن که کلاس آخرشون ظرفارو خشکِ خشک تحویلت میده ! چه نعمتی! منم برای اینکه بگم تو جریانم گفتم اره همه چی خیلی گرونه!فر بوش شده ۱۶ملیون ! اینم از یکی شنیده بودم !به هرحال نبا
سلام به همگی!
من دیشب یک وبلاگ دیگه هم زدم با آدرس:http://matn-sher.blog.ir
توی این وبلاگ شعر های خودمو می نویسم و خودم دوسشون دارم،خیلی ذوق زدم چون توی بیست و چهار ساعت گذشته،سی و پنج تا،بازدیدکننده داشته وبلاگم.
خوشحال میشم به همون آدرسی که نوشتم برید و شعر هامو بخونید.
خواهشا تو قسمت نظر(که زیر هر شعر هست(سمت چپ و پایین شعر))،نظرتون رو راجب اون شعر بگید.راستی پایین صفحه ی اول،دو تا دکمه هست.۱-مطالب قدیمی تر۲-قدیمی ترین مطالب،اگر روی این ها بزنید می توی
رنگ زبان می تواند راهنمای ضروری برای بازگرداندن بدن به حالت سلامتی فرد باشد و کمک می کند که زندگی اش را بهبود بخشد. در این مطلب 20 رازی که زبان راجب سلامتی می گوید را برایتان بیان می کنیم. این اطلاعات بر اساس جدیدترین یافته های پزشکان تهیه و تنظیم شده است.
شاید تعجب کنید که چرا پزشک یا دندانپزشک در طی معاینه عمومی، به طور مرتب به زبان بیماران نگاه می کند. پاسخ کاملا واضح است: زبان نشان دهنده سلامتی کلی به روش‌هایی است که ممکن است درک نکنید. بله
شاید عجیب باشه که اولین مطلبم راجب تعمیرات موبایل و تبلت شده! اما خب دوست داشتم راجب این موضوع یکمی حرف بزنم چون برای خودم از این موضوع خوشم میاد.
تعمیرات موبایلآموزش تعمیرات موبایل
بعد از اون یکی از فامیلای دورمون بهم پیشنهاد داد که کنار خودش کار کنم که در ازاش به من هم یه سودی میداد و خب برای شروع من خوب بود بنظرم.
ولی حقیقتا من انتظار نداشتم هر روز بیشتر از 2 مشتری داشته باشه چونکه مغازش توی محل خاصی نبود و زیاد هم بزرگ نبود ولی خب این جمله
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فیلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فیلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
اگر بدنساز هستید حتما این مطالب زیبا و شگفت انگیز در رابطه با بدنسازی را مطالعه کنید تا حیرت زده شوید.
نکته مهم راجب مکمل بدنسازی
مکمل بدنسازی و برنامه غذایی بدنسازی ✅ دو عنصر مهم برای کسانی می باشند که می خواهند بدنسازی را به طور حرفه ای انجام دهند و در آن پیشرفت کنند پس این مکمل بدنسازی زیر را ببینید.

ادامه مطلب
نمیدونم میدونی چقد سخته یا نهولی خوندن معماری کامپیوتر و همزمان فکر کردن به اینکه چجوری بهش بگم ازش دلخورم چجوری بگم دارم از حسودی میترکم چجوری بگم دلم میخواد یکی محکم بزنم تو صورتش و علاوه بر همه ی اینا حواسم باشه اشکم نریزه چون حوصله جواب پس دادن ندارم، باعث میشه احساس کنم سلول های قلبم داره دونه دونه از هم جدا میشه.
.
.
به تک تک آدمایی که هرروز میبیننش حسودیم میشه.
به هم کلاسیاش، به هم اتاقیاش، به استاداش، به همشون.
از همشون سخت تر اینکه هی
دیدی پست درازم ننوشتم؟ لعنت بر من :)
دیشب داشتم سری چیزهایی که با قبول شدن در کامپیوتر از دست دادم و موردعلاقم بودن رو لیست میکردم. البته صد درصد که کاملا از دستم نرفتن و همیشه راه برای هرچیزی هست، ولی بهرحال. حالا چرا دیشب؟ چون شبکه سلامت مستند گذاشته بود راجب خوراکی ها و اینا و معمولا تو هر مستندی که یکم راجب مغز حرف بزنن، فقط یکمی! من میخ مستند میشم. من عاشق مغز و چگونگی کارکردشم. ولی وقتی به مامانم میگم نمیشد من متخصص مغز و اعصاب شم؟ میگه: تو
چند وقت پیش رادیو هیچ یه اپیزود منتشر کرد راجب کوچ، اپیزود 47ام بود، که ادم باید هرچندوقت یبار کوچ کنه، از آدم ها از زندگی حتی توی ذهنش، لازم داره یه مدت نباشه، هرجا دیده یه چیزی با یه چیز دیگه نمیخونه، هرجا دید هوای دلش و روابطش و ذهنش داره سرد میشه باید کوچ کنه یجای گرمتر که نکنه سرما بزنه به روح و جون و پوست و استخونش، حالشو بگیره، منم تصمیم گرفتم کوچ کنم، توی ذهنم از یه سری آدما و اطرافیانم و افکار و حالاتم کوچ کنم. امشب سومین شب کوچ منه، میخ
1 و تنها 1. دلم برای ری ری تنگه. دلم برای بابامم تنگه. جمعه برمیگردم پیششون. و دیگه میشینم سر درس. این همه توقعی که همه ازم دارن، این همه متلکو، شیدا نیستم اگه با تهران قبول شدن خفه نکنم! یکی نیست بگه بابا احمق بزرگ شدی! باورت نمیشه؟ باورت نمیشه؟ باورت نمیشه عروسی دو شب پیش عروسی یه دختر هم سن و سال خودت بود؟ باورت نمیشه همه با ذوق بهت میگن کلاس رانندگی رو فلان جا برو؟ باورت نمیشه سال دیگه اگه نتایج بیاد و نشه حالت چجوری میشه؟ باورت میشه انقد
برای ادامه توضیحات به ادامه مطلب مراجعه کنید.
سلام، دوستان تغییر هدر وبلاگ برای اکثر قالب های بیان بلاگ یکی هست و از یه قانون پیروی میکنه، من سعی میکنم یه آموزش کلی راجب نحوه تغییر هدر بدم، و در آخر یه قالب رو با هم هدرش رو عوض میکنیم
و در آخر یک ویدئو از نحوه عوض کردن هدر های تمام صفحه براتون قرار دادم:)
،اگر مشکلی پیش اومد میتونید سوالتون رو از قسمت نظرات بپرسید تا راهنماییتون کنم:) ، با ما همراه باشید در ادامه مطلب
 
ادامه مطلب
من اینجام تو خونمون توی راه پله رو به روی یه لپ تاپم براتون تایپ میکنم . این جا همون جای که حس نوشتن پیدا میکنم به زودی از قطعه های کوچیک خونه و شهرم براتون عکس خواهم گرفت و راجب خیلی چیزها خواهم نوشت این روز ها حس میکنم دارم یه نفس درست درمون می کشم . 

یه لپ تاپ ، هارد اکسترنال  همین

پی نوشت اول : این جا خیلی بهم ریختس راستش نمیدونم من باید جمع کنم یا مامان :| فردا یه کارش میکنم .
پی نوشت دوم : اون کسیه ها برنج " سبز بهار " تو تصویر بالا می بینید جز ا
من اینجا همه چیز و راجب خودم مینویسم 
و خود خود خودمم!!!
بدون ترس از قضاوت مینویسم چون هیچکس من و نمیشناسه!!!
ولی امشب ترسیدم که شناخته شده باشم و کسی تو دنیای واقعی من و بشناسه!!
چرا ترسیدم!!!!
چون اینجا راحت به گناهام اعتراف کردم و خودم بودم!
چقدر بد که کسی از خودش بترسه!
من امشب از خودم ترسیدم!
پس حتما نقصی دارم و باید دنیای واقعیم و قشنگ تر بچینم طوری که اگر یک روز شناخته شدم انقدر ترس وجودم و نگیره!
خدایا من و به خودت برگردون
و جعلنا للمتقین امام
دیشب تصمیم گرفتم با یکی از مشاورای مرکز راجب کنکور ارشد صحبت کنم و یکم اطلاعات بگیرم، حدسم درست بود میتونم امسال کنکور ارشد 99 رو بدم و از بهمن کارشناسی ارشد رو شروع کنم. چون من حدودا 8 واحد دیگه ام میمونه برای مهر 99 و خب دوست ندارم وقفه بیوفته توی مسیرم، قرار بر این شد من کنکور امسال رو ثبت نام کنم و بخونم براش، اگر نتیجه خوبی داشت که انتخاب رشته میکنم و ورودی بهمن هارو میزنم یا یک ترم مرخصی میگیرم، اگر هم نداشت دست گرمی بوده و تجربه خوبی بدست آ
به نام خدای مهربون 
دوستای عزیزم سلام . وبلاگ Medroid با هدف این ایجاد شد که به طور متفاوت و به زبون خیلی خودمونی برنامه نویسی اندروید رو به علاقه مندان یاد بده و کلی اخبار و مطلب جدید و جذاب راجب اندروید رو منتشر کنه .
 به زودی خبرای خیلی خوبی داریم :) ما رو دنبال کنید 
آی دی پیج اینستاگرامی ما : Medroid.blog
رنگ زبان می تواند راهنمای ضروری برای بازگرداندن بدن به حالت سلامتی فرد باشد و کمک می کند که زندگی اش را بهبود بخشد. در این مطلب 20 رازی که زبان راجب سلامتی می گوید را برایتان بیان می کنیم. این اطلاعات بر اساس جدیدترین یافته های پزشکان تهیه و تنظیم شده است.
شاید تعجب کنید که چرا پزشک یا دندانپزشک در طی معاینه عمومی، به طور مرتب به زبان بیماران نگاه می کند. پاسخ کاملا واضح است: زبان نشان دهنده سلامتی کلی به روش‌هایی است که ممکن است درک نکنید. بله
یکی از اون سه تا کتابی که امیر حسین بهم داده بود رو امروز شروع و تموم کردم!
یه کتاب بود راجب یه دختر شهرستانی که رشته اش نقاشی بود و برای درس میاد تهران! که یه سری اتفاقا براش میافته
نمیدونم علت اینکه این کتابو بهم داد چی بود!!و اینکه اتفاقای توش اصن اتفاقای جالبی نبود!
الان خیلی از دست کتابه عصبانیم!چون نفهمیدم اخرش پسره چیشد!!
ولی یه سولل تو مغزم میچرخه که خب چرا این کتابو داده به من؟!
امروز علاوه بر اون کتاب درس هم خوندم و کارای زیادی کردم.
ول
به نام او.
کتاب یاداشت های یک پزشک جوان رو خوندم.
این کتابو بهمن ۹۷ ؛یه روز بارونی تو یه کتاب فروشی تو انقلاب خریدم در حالی که منتظر بودیم که بریم یه انیمیشن رو تو سینما بهمن ببینیم!!
کتاب سبک و روان و جالبی بود و گاهی حس میکردم ممکنه حس های آینده ی من هم باشه!هر چند که من پزشک نیستم.ولی احتمالا روزی دامپزشک میشم و این حس ها رو تجربه میکنم.
این چند روز به کلینیک های مختلف سر زدم برای اینکه تابستون رو اونجا بگذرونم ولی خب هیچ کدوم جواب قطعی نداد
پازل تموم شد،تمومش کردیم!
یه اتفاقایی داره تو وجودم رخ میده که عجیبن شاید بعدا راجب شون نوشتم،تنهایی روم غلبه کرده،کلی خستم کلی.
چندین نفر که قبلا آدرس اینجارو نداشتن،حالا دارن.
من یه کراش دارم که با دنیا عوضش نمیکنم [از یکی بِدَره[البته از همینجا اعلام میکنم امیر توهم خیلی کراشی خیلی[امیدوارم این پست رو نخونی]]در کل کراش آدمو نابود میکنه سعی کنین کراش نداشته باشین]
واقعا خوش بحال بعضیا که وقتی روشون کراش داریم میتونیم بهشون بگیم،یعنی از او
اشتباه اشتباهه گناهم گناهه با حرف و بهانه ذاتش عوض نمی شه میدونم اشتباه میکنم گناه میکنم ولی یکجا امیدم به ببخشش خالقمه وگرنه میدونم گناهه میدونم اشتباهه.
امشب خبر نامزدی یکی از اقوام رو شنیدم خیلی خوشحال شدم وسط زندگیه روزمره خوبه خبر خوش بیاد فال خوش بیاد انگار نیاز داریم به تنوع.
یک پسر دایی دارم اطلاعات عمومیش عالی بود یه مدت رو اعصابم بود چرا راجب لیشتر چیزا اطلاع داشت امروز وقتی داشتم حرف میزدم دیدم منم شدم نیما دوم.
 
یکی از ترسای خیلی کوچیک و کم اهمیت زندگیم تو این اواخر کتابِ ژان کریستف بود. میترسیدم کتاب خوبی نباشه، یا ترجمه ی خوبی نباشه و الکی اون همه پول و وقت صرفش کرده باشم.
ولی جلدِ یکش خیلی دوست داشتنی بود. ژان‌کریستف، "یه انسان" که تشکیل شده از راستی و ناراستی و پُره از درست و اشتباه. و نکته ی جذابش انسان بودنشه که از دیگران متفاوتش میکنه. گوهرِ کمیاب، هر چند دارای خطا و هوس و جهالت.
ترجمه ی محمد مجلسی هم خیلی خوب بود، البته تو جلد اول. تازه 150 صفحه از
یکی از ترسای خیلی کوچیک و کم اهمیت زندگیم تو این اواخر کتابِ ژان کریستف بود. میترسیدم کتاب خوبی نباشه، یا ترجمه ی خوبی نباشه و الکی اون همه پول و وقت صرفش کرده باشم.
ولی جلدِ یکش خیلی دوست داشتنی بود. ژان‌کریستف، "یه انسان" که تشکیل شده از راستی و ناراستی و پُره از درست و اشتباه. و نکته ی جذابش انسان بودنشه که از دیگران متفاوتش میکنه. گوهرِ کمیاب، هر چند دارای خطا و هوس و جهالت.
ترجمه ی محمد مجلسی هم خیلی خوب بود، البته تو جلد اول. تازه 150 صفحه از
خب خب بریم که یکم از زیبایی های تالش و روستای کَشلی براتون بگم .

اول از همه  چندتا عکس ببینیم ازلباسای محلی خوشگل و رنگارنگشون :


 عکس بالا مادربزرگم و 2تا از خواهراشه( عکس مال 40 سال پیشه )




نظرتون راجب رنگ بندی و شکل لباسا چیه ؟؟
 اگه کسی با لباس محلی تالشی عکس داره یا از کسی عکس گرفته بفرسته که بزارم .
به نام خداوند بخشنده مهربان که نام او سرآغاز هر کاری است
مقدمه راجب سازمان تکثیرات افق
انتشارات افق یا ( سازمان تکثیرات افق)یک موسسه چاپ و نشر تمامی اسناد چاپی و نوشتاری یا حتی طراحی می باشد.
این سازمان از تعدادی بسیاری کارمند تشکیل شده است که در اینجا استخدام هستند.
سازمان تکثیرات افق بنا به درخواست تشکیل دهنده از تعدادی سرمایه گذاران عظیمی سرمایه گذاری کرده اند
انتشارات افق از پنج گروه تشکیل شده است مثل
1 سازمان تکثیرات افق
2 روابط عمومی س
 
سهلام دوستای گلم، امیدوارم حال دلتون، خوب باشه❤️
میخوام یه عالمه درمورد آقایی که عکسشو مشاهده
 
میکنید صحبت کنم.
 
 بنابراین اگر وسطاش اخمالو وعصبانی به نظررسیدم،
بدونید  اخمم ،متوجه
 
جمله های او ،
 
شخصیت او
 
وذهنیت ایشونه!
 
 ونه شماهادوستای گلم  : )
 
 
 
 
 
 
یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که درآینده کتابی بنویسم 
وبااین عنوان که ( نیچه فاقد شعور بود! ) منتشرش کنم!
 
 
 
 
چون درباطن شخصیت بسیار زن ستیز، عجیب غریب
 
وترسناکی داره.
 
 
در این مقاله سعی بر معرفی دوره های آموزشی شرکت هیواوب را دارم
شرکت هیواوب علاوه بر خدمات طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ در زمینه آموزش نیز قدم برداشته است که از لینک های زیر میتوانید مطالب منشتر شده راجب هر برنامه نویسی را دنبال کنید
آموزش اندروید
آموزش php
آموزش برنامه نویسی
آموزش جاوا
آموزش جاوا اسکریپت
همچنین خدمات طراحی سایت در خوی نیز برای عزیزان فراهم شده است تا با خیال آسوده تری بتوانند سفارش طراحی سایت خود را بدهند
در این مقاله سعی بر معرفی دوره های آموزشی شرکت هیواوب را دارم
شرکت پارماتیک علاوه بر خدمات طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ در زمینه آموزش نیز قدم برداشته است که از لینک های زیر میتوانید مطالب منشتر شده راجب هر برنامه نویسی را دنبال کنید
آموزش اندروید
آموزش php
آموزش برنامه نویسی
آموزش جاوا
آموزش جاوا اسکریپت
همچنین خدمات طراحی سایت در خوی نیز برای عزیزان فراهم شده است تا با خیال آسوده تری بتوانند سفارش طراحی سایت خود را بدهند
در این مقاله سعی بر معرفی دوره های آموزشی شرکت هیواوب را دارم
شرکت پارماتیک علاوه بر خدمات طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ در زمینه آموزش نیز قدم برداشته است که از لینک های زیر میتوانید مطالب منشتر شده راجب هر برنامه نویسی را دنبال کنید
آموزش اندروید
آموزش php
آموزش برنامه نویسی
آموزش جاوا
آموزش جاوا اسکریپت
 
همچنین خدمات طراحی سایت در خوی نیز برای عزیزان فراهم شده است تا با خیال آسوده تری بتوانند سفارش طراحی سایت خود را بدهند
یه سوال
کیا اینجا رو می خونن؟
منظورم اینه که کیا وقتی اسم وبلاگ رو میبینن ، میزنن روش تا ببینن چی توش منتشر شده، نه فقط اینکه اسمشون توی دنبال کننده ها باشه
اینو برای اطلاعات شخصی خودم میخوام
فقط می خوام یه عدد دستم بیاد ، هر چند که اعداد همیشه گول زننده اند
و اونایی که می خونن، نظرشون چیه راجب وبلاگ؟
+ چند وقتی بود که دلم می خواست یه روزنوشته بزارم ، یکم خاطره، یکم حرف دل، یکم گِله ،نشد ولی، نذاشتن، نذاشتید ، نتونستم.:)++ چقد غریبه شدم توی همه
به گزارش سایت تفریحی چفچفک برگرفته از ناجیان وب : دانلود فونت فارسی دیما عبدی فونت فارسی دیما عبدی یک فونت حرفه ای و زیبا مناسب استفاده های شخصی و تجاری
که توسط ان میتوانید طرح های زیبا خلق کنید
فونت دیما با پسوند ttf  میباشد که نیازمند نرم افزار های خاصی نمیباشد
شما میتوانید هم اکنون این فونت زیبا را از چفچفک دانلود نمایید
پیشنمایش فونت دیما عبدی را میتوانید در همین صفحه ببینید
دانلود فونت دیما عبدی
لطفا نظر خودتون رو راجب این مطلب با ما در
سلام درحال ساختی بازی هستیم که جنگی هست و به صورت آنلاین بین دو نفر اجرا میشود و حالت آفلاین هم دارد در حالت آفلاین در سبک دویا چند بازی مراحل مختلف میسازیم البته ممکن است نظرمان راجب  به ساختن چند مراحل با سبک مختلف عوض شود گرافیک بازی را مثل همه ی گرافیست ها با مداد و کمی استعداد طراحی کردم شخصیت اصلی بازی یک گربه است که تفنگ در دست دارم مانند mini militia ولی همانطور که گفتیم دارای مراحل مختلف است و زمان زیادی برای طراحی این بازی صرف کردم و امید
شما برای اطلاعات بیشتر راجب قرقاول می توانید به وبسایت سعیدمارکت مراجعه نمایید . این وبسایت فوق العاده می باشد. و شما به راحتی می توانید با این آموزش سالیانه حداقل 100 میلیون درآمد داشته باشید.
پرورش قرقاول در ایران
پرورش قرقاول در ایران به تازگی شروع شده است و هنوز به قول معروف اشباع نشده است. قرقاول در ایران به نام های تذرو ، ترنگ و خروس صحرایی مشهور است. و قرقاول خزری یا همان قرقاول ایرانی که شباهت زیادی به قرقاول آمریکایی دارد بومی کشورم
آیلتس (به انگلیسی: IELTS) که برگرفته از سرواژگان (International English Language Testing System) به معنای سامانه جهانی ارزیابی زبان انگلیسی است، یکی از باارزش‌ترین آزمون‌های زبان انگلیسی است که در سراسر جهان برگزار می‌شود. آیلتس در واقع آزمونی بریتانیایی بوده و از این نظر در برابر تافل، آزمون آمریکایی، قرار می‌گیرد. داوطلبان آزمون آیلتس در کنار تفاوت ساختاری آزمون آیلتس به تافل باید هنگام انتخاب کشور مقصد در مهاجرت نیز بین این دو آزمون اولویت بندی داشته ب
به نام خداوند بخشنده مهربان که نام او سرآغاز هر کاری است
مقدمه راجب سازمان تکثیرات افق
انتشارات افق یا ( سازمان تکثیرات افق)یک موسسه چاپ و نشر تمامی اسناد چاپی و نوشتاری یا حتی طراحی می باشد.
این سازمان از تعدادی بسیاری کارمند تشکیل شده است که در اینجا استخدام هستند.
سازمان تکثیرات افق بنا به درخواست تشکیل دهنده از تعدادی سرمایه گذاران عظیمی سرمایه گذاری کرده اند

انتشارات افق از پنج گروه تشکیل شده است مثل
1 سازمان تکثیرات افق
2 روابط عمومی س
سه شنبه بدترین دعوای عمرم رو با داداشم کردم،ما معمولا فوش هایی که بهم میدیم از بیشعور نمیکنه،یعنی من اینقدر عصبی بودم هرچی از دهنم درومد بارش کردم والدینمم که همیشه دخالت میکردن از شدت وحشتناک بودن اوضاع هیچی نمیگفتن فقط یه گوشه وایستاده بودن تا در صورت کتک کاری احتمالی جدامون کنن
به صورت جدی نود درصد تقصیر داداشم بود اون ده درصد اشتباه منم این بود که بهش اعتماد کردم!!
ببین یکی از وسیله هاش دست منه و خونه رو زیر رو کرده دنبالش منم در ح
عرقیات مفید سنگ کلیه
بسیاری از مردم عزیز سنگ کلیه دارند و از درد آن رنج میبرند که درد آن خیلی بیشتر از سایر دردهای بدن است .
در این پست به شما عزیزان عرقیات گیاهی را معرفی میکنیم که در صورت استفاده ی منظم این عرقیات سنگ کلیه شما به صورت حتمی دفع میشود
البته همراه با مصرف این داروها ورزش های نظیر دو میدانی و طناب و پرش توصیه میشود .
 
داروی گیاهی مناسب سنگ کلیه سه عرق به نام های عرق نسترن ، عرق خارخاسک ، عرق خارشتر میباشد
اصل این عرقیات را تهیه کر
از منفی نگری بدم میاد!
از فضولی تو زندگی مردم و سرک کشیدن و قضاوت کردن هم همینطور:(
ولی انگار این روزا دارم همین کار و میکنم!
راجب ادم های اطرافم مینویسم!
چند وقتیه عجیب دارم به تربیت بچه فکر میکنم 
به بچه های اطرافم نگاه میکنم و روش های تربیتی و پدر مادرها. 
به تربیت نسل خودمون بچه های هفتادی که همیشه مظلوم بودن تو تاریخ:|
یادمه یه دهه شصتی تو سن و سال من خیلی عزت و احترام داشت و روش خیلی حساب میکردن ولی یه هفتادی25ساله رو حساب نمیکنن=)
خیلی مسول
 
به سختی می‌توان طول عمر میانگینی را برای طوطی‌ها متصور شد. چونکه گونه‌های بسیار متنوعی از آن‌ها در سراسر جهان وجود دارد. به طور مثل طوطی‌های سبز کوچک ۷ تا ۱۸ سال زندگی می‌کنند در حالی که طوطی خاکستری آفریقایی می‌توانند تا ۶۰ سال زنده بمانند.
 
 
طوطی‌ها از جمله رنگی‌ترین و زیباترین پرندگان روی زمین به شمار می‌روند. یکی از ویژگی‌های شناخته شده آن‌ها در میان انسان ها، توانایی صحبت کردن آن‌ها است. انواع گوناگونی از این پرنده‌های باهو
دیروز خیلی اتفاقی با شاعر تاجیک آشنا شدم، لایق شیر علی. چند تا از شعراش رو با دکلمه خودش شنیدم و پاک دلم رو برده :دی
با اینکه خیلی دوست دارم راجبش حرف بزنم ولی نوشتن راجب شعر و شاعر سخته، مخصوصا وقتی تازه کشفش کرده باشی و هیجان زده باشی. اگه دوست داشتین خوشحال میشم راجبش حرف بزنم ولی کلمات برا اینجا نوشتن جریان پیدا نمی کنن
ترا دیدم یکی از شعراش هست که خیلی دوستش دارم، من یاد شعر کوچه فریدون مشیری میندازه. حتما گوش بدین بهش، زندگی به قبل و بعد
امروز یه روز متفاوت دیگه.
استاد گفت چند نفر که بهم انرژی مثبت میدن انتخاب کردم تا توی انجمن دور هم جمع بشیم و دعا کنیم و شمع روشن کنیم و یه سری کار دیگه که من زیاد راجب این چیزا اطلاعی ندارم.
برام عجیب بود که من بهش انرژی مثبت میدادم و خودم خبر نداشتم.
برگه اوردیم بیرون و گفت از کینه ها و خشم ها و ناراحتیامون بنویسیم همه چیو بنویسیم اسم هم ببریم از کسایی که ناراحتمون کردن،گفت لازم نیست متن بخونین یا به کسی نشون بدین؛
نوشتم،کلی نوشتم از تموم کین
 
نرم افزار حسابداری چیست ؟ نرم افزار حسابداری برنامه ای است که به کسب و کار کوچک کمک می کند تا امور مالی خود را با ردیابی پول دریافتی، بدهکاری و بستانکاری خود مدیریت کند. ما در این قسمت از این مطلب گوشه ای از اطلاعات راجب نرم افزار حسابداری مقرون به صرفه و آسان برای استفاده برای کسب و کارهای کوچک برای شما ارائه میدهیم .
ادامه مطلب
امشب خواب عجیبی دیدم،خوابی که شدیدا فکرمو مشغول کرده و از وقتی بیدار شدم نمیتونم از فکرم بیرون بندازمش.خواب راجب کسی بود که قبلا تو زندگیم بود و دیگه نیست،یجورایی میخواست بهم بفهمونه هنوز تو فکرمه و این یکم اذیتم میکنه،میخواستم به خودش پیام بدم و بپرسم.ولی نه!حتی تو خواب هم پسش زدم.باخودم عهد بستم که دیگه این اشتباهو نکنم ولی عذاب وجدان چسبیده از یقه م و ولم نمیکنه،اصلا نمیدونم برا چی عذاب وجدان دارم؟برا کسی که خودش رفته؟یا انجام کاری ک
دانلود رمان گندم
از این پس شما دوستان می توانید رمان های جدیدتری را از وبلاگ رمان فا تهیه کنید

خلاصه داستان کتاب رمان گندم:داستان رمان گندم راجب یک خانواده ثروتمند هست که بیشتر اعضای آن کنار هم زندگی میکنند. طی اتفاقاتی یکی از اعضای این خانواده به نام گندم متوجه میشود که بچه ای سر راهی بوده. گندم مشکلات روحی پیدا می کند و در طی همین اتفاقات سامان متوجه علاقه قلبیی شدید خودش نسبت به دختر عمه اش گندم شده. اما با یک نامه همه چیز خراب میشود و…
اد
رها کرده ام زندگی را،شاید برایش بجنگم،اما اگر از خدا بپرسی می گوید:خودش را سپرده به موج سرنوشت.راست هم می گوید،با تمام وجودم منتظر سرنوشتم هستم،زندگی را زندگی می کنم و لبخند می زنم،حتی اگر فروشنده سر کوچه هم به ازای هر لبخندم بگوید:اخه نمیفهمم چی خنده داره تو این دنیا! باز هم لبخند می زنم و می گویم:حتی اگه نباشه،بزا من بشم یه دلیل:) باورتان نمی شود اگر بگویم خندید:) آزاد شدن از اسارتی که تمام فکر و خیالت را در بر گرفته بود خیلی زیباست،لذت دارد
سخنان زیبا و دلنشین ماموستا هژار منافی راجب دختر و پسر و خیانت
نوجوان و جوان های کورد زبان حتما دانلود کنند
خواهران و برادران قدر همدیگر را بدانید
زبان: کوردی  فرمت: MP3
(جهت دانلود روی آی download کلیک کنید تا به صفحه دانلود هدایت شوید)
یه مدت هست که دوتا دوست جدید پیدا کردم . یه سگ‌با توله‌ش. یه روز رفته بودم یه خورده غذا بدم سگ های ولگرد دور و بر که خوردم به این دوتا . یه سگ ماده که پاش شکسته و لنگ می زنه . خیلی هم لاغر و ضعیف شده و یه توله هم همیشه باهاشه . یه بار بهشون غذا دادم . وارد جزئیات احساساتم نمی شم چون احتمالا باید یه پست جدا بنویسم راجبش . ولی اینقدری بهش وابسته شدم‌که یکی دو روز بعدش بازم‌رفتم‌بهشون غذا بدم . وقتی منو دید از دور بدو بدو ا مد سمتم ! اینقدر دمش رو سریع
چندی می شود که نیستم،کمیاب و نا پیدا.گه گاه به بیان سری میزنم و پیام ها و برخی از نوشته های دوستان را چک می کنم.سرم و شلوغ و ذهنم بد درگیر است که آیا زندگی میکنم؟یا.یا تلاش می کنم تا زنده بمانم.قطعا این جمله سرگذشت زندگی اکثر ما انسان هاست. در سرزمینی که خاک کوروش نام دارد انسان هایش از راه و آیین کوروش به دورند اما همچنان ادعا دارند.چشمان مردان سرزمین من نه تنها حجاب و پوشش ن سرزمینم نیست بلکه،چشمان مردان این سرزمین عاملی بر فساد و ن ا
من پشیمونم از اینکه زود عصبانى شدم آدمیم که وقتى عصبانى میشم. تقریبا میزنم زیر همه چیز و این بده نه اینکه آدمها برام ارزش نداشته باشناصلا اینطور نیست ولى تو اون لحظه فقط دنبال یه راهى براى آروم شدنم هستم وقتى احساس ناراحتى میکنم و میدونم که طرف مقابلم هم این رو میدونه، انتظار دارم همون موقع باهم صحبت کنیم و مشکل رو برطرف کنیم وقتى اینجو پیش نمیره، من خودم باید یکجورى حال خودم رو خوب کنم و احساس میکنم این اتفاق وقتى مى افته که بى تفاوت
سلام،
این مدت یکم فکر کردم راجب چیزای مختلف توی راه، ولی حیف حیف حیف که جایی نداشتم بنویسمشون تو یه جایی و اون فکرا تقریبا از بین رفتن، فراموش شدن.
وقتی میگم کار جدید، منظورم کاری نیست که هیچ کی تو دنیا انجام نداده مثلا D: منظورم کارای خیلی ساده ای هستن که شاید چون تا حالا انجامشون ندادم، الانم بترسم یکم از انجامشون و یه عاملی نذاره که انجامشون بدم،
یه مثال که وجودش انقدر چیز مزخرفیه که به کسی نگفتمش، فاصله داشتن من واقعی با آدمی هست که نشون م
سلام چطوریین؟؟؟
امروز رفتیم سینما برای اولین بار باهم :)) دیگه نموندیدم برای ژن خوک لعنتی ساعتش با ما جور نمیشد نتیجتا زندانی ها رو دیدیم :) بد نبود یخورده هم خندیدیم.
++نکته مهم :رفتم پیش مشاور (استادم) از خودم گفتم و میل مستقل بودنم انتظار داشتم راه حل چیزی بده! ب راحتی گفت نگو همه چیو :)) البته بد اموزی نشه ها :دی 
.
چند روز پیش قرار شد فیلم روانشناسی ببینیم و باهم تحلیل کنیم (مختلطیم)
دوستم اوردن ف
هر آدمی که بار اول باهام حرف میزنه، خوبه. خیلی خوب. میخواد شنونده حرفام باشه، کمکم کنه، راهنماییم کنه و همه این چیزای خوب خوب خلاصه. حالا دیگه این قضیه اینقدر تکرار شده، که من امیدی ندارم. نمیخوام بگم به این یکیم امیدی ندارم، چون خیلی مهربون بود. مهربون تر از چیزی که تصور میکردم. میگفت نرم کلاس برگردم راجب منم همین فکرو بکنی؟ حتما حرف میزنیم؟ نمیخوام فکر کنم اینم اولشه. اصلا و ابدا. به قول خودش، آدم باید فقط اهمیت بده دلش چی میگه. کاش یکی بود که
امشب خوشحالم خیلی زیاد آنقدر که نمیتوانم توصیفش کنم
آنقدر که وقتی برادرم را بعد از یک هفته و شش روز دیدم تمام شکلات ها را روی سرش ریختم و کـِل کشیدمبماندو البته به همان اندازه نگران.آن هم بماند
امشب بعد از تقریبا سه ماه با پدرم رفتیم بیرون و البت من راننده/
امشب بعد از نمی دانم اندی شب با خانواده رفتیم پیاده روی شبانه و چقدر خوب بود این دورهمی کوتاه خودمانیمان/
امشب وسط دردودل های خودمانیم با معشوق همیشگی؛ تنها رفیق و تنها خواهرم زنگ زد
1. بازم "آدم گُریز" شدم. 
2. همه فکر میکنن من آدم بده ام، چون مظلوم بازی در نمیارم، چون بخاطر هیچ خری غرورمو نمیشکنم فکر میکنن اون درست میگه و من یه آشغالم. من دوست دارم آشغال باشم تا دورو و مظلوم نما. آشغال بودن بهتره.
3. امروز دو زنگ کامل دستم بی حس شد و با پشم های ریخته به دفترم خیره بودم 
4. دیگه تصمیم گرفتم روزایی که تا 4 مدرسه هستمم برم کتابخونه. حتی حوصله خونه هم ندارم. حوصله اینکه ادمو نمیفهمن. میدونم که قراره دهنم سرویس شه با بعد از ساعتِ 4 کتا
عبور کن آنقدر ها هم سخت نیست…فهمیدن اینکہ بعضی ها می آیند کہ :نمانند…نباشند…نبینند…و تو اگر تمامی ِدنیا را هم حتی بہ پایشان بریزیآنها تمامی ِبهانہ های دنیا را جمع می کنندتا از بین آنهابهانہ ای پیدا کنند که: بروند…دور شوند….کہ”نمانند اصلا”پس بہ دلت بسپار، وقتی از خستگی هایِ روزگارپناه بردی بہ هر کسی” لااقل خوب فکر کن ببین از سر علاقه امدهیا از سر ِ … !!! تا دنیایت پر نشوداز دوست داشتن هایِ پر بغضکہ دمار از روزگارت درآورد !!! نبودنش را تح
حدودا یه هفته بود که کتاب نخونده بودم و امشب با خودم گفتم هر جور شده باید کتاب بخونی حتی اگه حوصلشو هم نداشتی باید بخونی و شروع کردم به خوندن به جای غرق شدن توی فکر؛ به جای بی‌حوصلگی و .
یه تیکه از کتاب زوربا راجب آزادی نوشته شده به نقل از زوربا؛ اگه بخوام خلاصشو بگم آزادی رو خیلی تاریک بیان کرده دقیقا همون چیزی که تا جایی که شنیدم توی غرب حاکمه درباره‌ی آزادی و البته توی ایران هم داره این تفکر روز به روز بیشتر پذیرفته میشه! مثلا این دیدگاه
کم سن وسال تر که بودم تصمیم های سنجیده تر و حساب شده تر میگرفتم .
بیش از اندازه محتاط بودم راجب حرف زدن درباره ادم ها انتخاب ادمها رفتار با ادمها اون موقع ها بیشتر میفهمیدم که تاثیر یه ادم یه دوست یه اشنای بعدها غریبه چه قدر میتونه زندگی تورو به گند بکشه یا شایدم بهترش کنم
به کمترین و بی ارزش ترین کارهام فکر میکردم  که ممکنه چه تاوان یا پاداشی بخاطرش در اینده پس بدم
قدم های بعدی رو ملاک به ساختن یه اینده اروم بی حاشیه میزاشتم
تا اینکه دیدم زیاد
من هرازگاهى میام و کامنتاى خیلى خیلى قبل رو میخونم. اگه داستان اون پست یادم نیاد، میرم و دوباره میخونمش. دلم واسه اون کسایى که در حد یه آدرس وبلاگ باهاشون آشنایى داشتم تنگ میشه خب بعضى وقتا هم دلم واسه اونى که قبلا اینجا بود و خیلى بیشتر تایم واسه من داشت هم تنگ میشه. دلم واسه خودمم تنگ میشه، واسه کسى که بهتر میتونست بنویسه و ارتباط برقرار کنه.
احساس خوبى راجب خودم ندارم. سر درگم و گیج. کلى برنامه داشتم اما نمیدونم چقد میتونم روشون حساب باز ک
سلام مهربونا روزتون بخیر امیدوارم اخر هفته خوبی داشته باشید.
امروز میخوایم راجب 10 عناصر ضروری وب سایت موفق براتون بگیم.
 
ساخت وب سایت خود آسان و سریع است، به لطف خدمات وب سایت سازنده و قالب  CMS ابزار مانند وردپرس.
این بدین معنی است که درک و شامل مهمترین عناصر یک وب سایت خوب است: ویژگیهایی که به شما کمک می کند تا سایت شما را پیدا کنید، به آن حرکت کنید، با شما ارتباط برقرار کنید و بیشتر.

ادامه مطلب
سر سفره داشتن درمورد سیبیل گذاشتن و سبیل زدن و اینا حرف میزدن که بعضی مردا میاد به بعضیا نه و چقدر تغییر میکنن وقتی بعد یه مدت سبیلشونو میزنن.انقدر حرف زدن درمورد این موضوع منم یهو دلم خواست سبیل بزارم:/.بهم میاد ینی؟؟؟!

امشبم فهمیدم من یه وقتایی چقدر گرسنه میشم:/ سه تا بشقاب غدا خوردم.حالا دیگه اخراش بود مردا بلند شده بودن مامانا داشتن راجب بزرگ کردن بچه هاشون حرف میزدن و من همونجا بود که فهمیدم چقدر کودکی دردناکی داشتم و از اینکه الان زندم ک
هوای عجیب خوبیه
ادم دوست‌داره دست‌ خودشو بگیره بره زیر این‌ نم‌نم بارون،خودشو بغل کنه،با خودش بخنده‌شاید یه پک سیگارم بکشه مثلا :)
ولی بجاش لحافو میکشم تو سرم چون برا من ساعت ۱ شب خوابیدن دیر وقت ترین ساعت ممکنه!و فردا کلی کار هست واسه انجام دادنو زندگی‌و تلاش هایی که باید براش بکنم.
میخواستم بگم شاید فردا و فردا ها روزای سختی باشنولی من به روشنی ایمان دارم!
به سپیدی پشت شب های سیاه.
به پاییز بعد از تابستون
و به بهار بعد از زمستون!
م
فکر کردم بعد از کنکور میام راجبش مینویسم، راجب روز قبلش مینویسم، و از تفکراتم میگم! ولی تهش حالا اصلا اعصاب ندارم. یه حسی از درونم به شدت عجیبی میگه چقدر همه چیز تعفن آوره! دوست دارم سکوت کنم و هیچی نگم و الان ک تازه گوشیم اومده دستم یکمی سختمه. فک کنم دوراهی انتخابه. میتونم وابسته شم دوباره و میتونمم نشم. که احتمالا دومی رو انتخاب کنم. تا میشه و میتونم! 
باورم نمیشه این همه انزوا طلب شدم.!
آم. به کودوماتون گفدم بیاین بهتون بگم چطوری بخونین؟ م
به نام خدا
 قراره فردا شب بصورت رسمی و برای قطعی کردن همه چی بیان و واقعا استرس دارم. استرس زندگی جدید، خانواده ی جدید، تغییر موقعیت من بعنوان دختر خانواده به یه نیمه متاهل(!)، دغدغه های زندگی متاهلی و تفاوت های دو نفره و خانوادگی و کنار اومدن با این ها و خیلی چیزای دیگه که تو ذهنم میچرخن و قادر به بیانشون نیستم و حس میکنم تک تکشون برام سنگینه! 
یه حس غریبانه و خاصی دارم که واقعا نمیدونم چیه مثل این که از چیزی که هستم به یه چیز دیگه تبدیل م
به نام خدا
 قراره فردا شب بصورت رسمی و برای قطعی کردن همه چی بیان و واقعا استرس دارم. استرس زندگی جدید، خانواده ی جدید، تغییر موقعیت من بعنوان دختر خانواده به یه نیمه متاهل(!)، دغدغه های زندگی متاهلی و تفاوت های دو نفره و خانوادگی و کنار اومدن با این ها و خیلی چیزای دیگه که تو ذهنم میچرخن و قادر به بیانشون نیستم و حس میکنم تک تکشون برام سنگینه! 
یه حس غریبانه و خاصی دارم که واقعا نمیدونم چیه مثل این که از چیزی که هستم به یه چیز دیگه تبدیل م
ازم پرسیدید چرا خلاصه هیچ کدوم از کتابایی که میخونم اینجا نمینویسم،راستش با خلاصه نویسی زیاد راحت نیستم و فقط دوست دارم به کسی در واقعیت کتابی که میخواد شروع کنه به خوندن و من اون کتاب رو خوندم بگم که ایا از دیدگاه من این کتاب ارزشش رو داشت یا نه،صرفا هیچ وقت به کسی نگفتم این کتاب رو نخون چون من دوستش نداشتم،سلایق متفاوتِ چون دیدگاه ها متفاوتِ،دیدگاه ها متفاوتِ چون سلایق متفاوتِ.
"رویا در شب نیمه ی تابستان"رو تموم کردم.فکر کنم اولین بارم بود
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

گواه نسخه نامحدود برنامه و بازی ها دیگ بخار، قیمت بویلر، قیمت سختی گیر، قیمت دی اریتور، قیمت دیگ روغن داغ علی قضاوی زبان قرآن گلی مینویسد سجاده فرش مسجدی , فرش سجاده ای ساخت سوله سوله ارزان سوله سبک خرید سوله سوله سازی جدید ترین فیلم ها اخبار ها اهنگ ها و... دل نوشته