ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

عنوشته راجب تپولوها

خواهرم 17 سالشه 
بشدت علاقه داره راه مزخرف منو دنبال کنه و شبانه روز خودشو حبس کنه یه جا و فقط درس بخونه
یه مشکلی هست اون چشماش از بچگی ضعیف بوده و لرزش چشم داره بعد از چند بار عمل کردن دکترش گفت که حتی اگه ادامه بدن فکر نمیکنه که از این بهتر بشه 
البته پزشک حاذقیه ولی بابا میگه حاضره زندگیشو بفروشه اگه بدونه میتونه خوب بشه.
همیشه دوست داشتم ازش بپرسم که چطوری میبینه 
با اینکه خودم عینکی ام 
ولی فقط یک ثانیه به این فکر کنین که چشماتون دائما در
Alec Benjamin – if we have each other

[Summary]

if we have each otherاگه همدیگه رو داشته باشیماین
آهنگ سه داستان جدا را روایت میکند که اولی راجب مادری تنها است که مجبور
است با سختی های زندگی اش کنار بیاید. دومی راجب زوج پیر عاشقی هست که با
وجود پیر بودن اما هنوز عاشق یکدیگرند و داستان اخر راجب یه پسره 23 ساله
است که اولا یکم راجب خودش میگه و بعد درباره خواهرش میخونه و ازش تشکر
میکنه.به نظرم اگه موزیک ویدیو رو ببینید بهتر متوجه میشین.

برای مشاهده موزیک ویدیو کلیک کنید!
میخوام حرف بزنم،راجب آدمایی که اومدن تو زندگیم،بعضیاشون موندن،بعضیاشون رفتن،بعضیاشون با دروغ منو شکستن،به هرحال.حالا میخوام حرف بزنم
میخوام بگم که چقدر از تعداد آدمایی که برام مهم بودم کاسته شده،آدمی که عاشقش بودم و اولین عشق واقعی زندگیمو باهاش تجربه کردم،و حالا اثری ازش تو زندگیم نیست.شاید حتی خودم خواستم که نباشه.اینجوری بهتره،انتظار آدما رو پیر میکنه.میخوام بگم یاد گرفتم دیگه بهش فکر نکنم.یاد گرفتم هروقت لازم باشه فراموش کنم
دیشب با فیروزه راجب اینکه همخونه بشیم حرف زدم و اون موافق بود و نتیجه نهایی رو سپرد به من:(
همیشه تصمیم گیری تو هر زمینه ای سخت ترین کاره برام.حتی انتخاب غذا تو یه رستوران! همش حس میکنم بعد هر تصمیمی پشیمون میشم و باید خودمو بازخواست کنم!!و نمیدونم چرا این حسو دارم!
راجب داشتن همخونه هم همین طورم و البته اینجا بیشتر میترسم که پشیمون بشم:( و خب طبیعتا باید بعدش حداقل یک سال تحمل کنم شرایطو!
از یه طرف عادت کردم به تنها موندن و از یه طرف هم تنها بودن
دیشب همین موقع ها بود که "غرور و تعصب"رو شروع کردم،اطلاعات زیادی راجب این کتاب نداشتم و ندارم این مدت خیلی همه چی بهم ریخته تر از قبل شده به شکلی که وقت نکردم بیام بنویسم که کتاب رو خوندم و تموم شد،ولی حس میکنم خیلی از حجم کتاب کم کرده بودن!توی مهمونی خوندمش کتاب ملایمی بود.کتاب خوندن توی اون فضای مزخرف بهترین کار بود.وقتی رسیدم خونه اونقدر خسته بودم که فقط خوابیدم،امروز عصر هم با م.ش رفتیم بیرون قبلش هم به سر قرارم با همون دوستش رفتم و واقعا
|• سلام دوستان اولین پست کانال زپ گیم راجب بازی پرطرفدار براول استارزه، بازی که شرکت سوپرسل سازنده بازی های محبوبی مثل کلش آف کلنز و کلش رویال اون رو ساخته|• این بازی در امسال به طور عجیب ازش استقبال شد که در این بازی شرکت سازنده سعی کرده از ایده های مردمی استفاده کنه برای مثال ( مپ ، اسکین )|• در ادامه مطلب به طـور کامل راجب این بازی صحـبت میکنیم.
ادامه مطلب
می خوام بگم حواستون به دو رو بری هاتون باشه ، خواستون به خودتون باشه . چند روزه می خوام بیام راجب خودکشی اتیکا (یوتیوبر و استریمر معروف) بنویسم ولی راستش نمی دونم چی بگم . خواستم از سلامت ذهن و روان بگم ولی راستش خودمم هیچ اطلاعی راجب موضوع ندارم . ولی الان که ساعت ۴ و یک ساعت و نیمه که دارم تو تختم اینور اونور می‌شم و خوابم نمی‌بره حداقل این دوخط رو بنویسم . یادتونه گفتم همه‌مون یه گوشه زندگی‌مون ریدیم ؟ می‌خوام بگم ربطی نداره یه نفر چقدر خوش
امروز تو یک‌پیج اینستاگرامی بودم ، از این‌پیج های کوچیک و مفید . و اعضای پیج داشتن تجربیاتشون رو راجب یه موضوعی می گفتن و ادمین هم به اشتراک می ذاشتشون . می خوام بگم آخرین قطره ی امیدم به صداقتی که تو آدما هست از بین رفت ، در حد که احتمالا از فردا شاید شروع‌کنم به دروغ گویی و دو رویی و خلاصه آدم کس شری بودن !
داشتیم با صبا راجب موضوعاتی حرف میزدیمبعد من داشتم روده بر میشدم از خنده وسطای خنده یاد باران میفتادم دلم تنگ میشد اشک تو چشام حلقه میزد بعد باز میخندیدمخواهرم میگه سیمات قاطی شدن
خدایااا یکی دو تا دوست مث فاطی و صبا قسمت همه بکننن
تمام غلط‌های املایی و تمامی غلط‌های هکسره یک طرف و این که «راجع به» را «راجب» می‌نویسند هم یک طرف. برادر من، خواهر من، آقا، سرور، سرکار قرار نیست هر جور می‌خوانی همان‌طور هم بنویسی. هیچ جای دنیا این‌طور نیست.
مگر خواهر را هم می‌نویسی خاهر؟ یا مجتبی را مشتبا؟ یا انگلیسی‌ها school را مثل skull می‌نویسند؟
وقتی در مورد غلط نویسی صحبت می‌کنم، مورد سخنم فقط اشتباه و بی‌دقتی یک وبلاگ‌نویس نیست، یا یک پیامی در تلگرام که شوهر عمه‌ام دارد برای همه
میدونید،اصلن تصور اینکه یه جا باشم که دست هیچ آشنایی بهم نرسه و از همه جمع ها و دورهمیا دور باشم ،صد سال یه بار کسی نتونه پاشو خونم بزاره،دقت کنید حتی تصورشم روحمو میکنه!!!
بعد با من راجب غربت صحبت میکنی؟لعنتی من شبا میخوابم که رویای غربت ببینم
به نظر شما مفهوم آبرو چیه؟(خیلی جدیا)راستش من خودم راجب آبرو مفهموم خاصی پیدا نمیکنم ولی فکر میکنم یه ابزاره برای بازداشتن یا اجبار به کاری 
یا یه دلیل غیر منطقی برای دادن یه پاسخ منطقی
نمی دونم اصلا
پ.ن:قشنگ معمومه بی خوابی زده به سرم.
بیو
 بعد از اینکه مشخصات ارتباطی خود را مشخص کردید سعی کنید در توضیحات یا قسمت Bio کانال خود منفعتی که برای کاربر در نظر گرفتید را به خوبی عنوان کنید. اصلا مهم نیست که شما در حوزه کاری خود اولین هستید بلکه مهم این است که چه فرقی با رقبای دیگر خود دارید و چه سودی برای مخاطبان خود دارید.

تولید محتوا خلاقانه
در تولید محتوا تنوع داشته باشید. سعی کنید از فرمت های پر طرفدار مثل عکس نوشته ها و تصاویر گیف یا ویدئو های کوتاه کم حجم که مثل ویروس بین مردم پ
دکتر پرسید وضعیت خوابت چطوره؟
گفتم شبا خواب ندارم
گفت :نمیخوابی یا خوابت نمیبره‌!!!
یه لحظه موندم که واقعا خودم نمیخوام بخوابم یا خواب به چشمام نمیاد!!!
اولش فکر کردم جفتش مثل هم باشن.
گفتم خوابم نمیبره،حرفای دکترا و چیزایی که راجب بیماریم میگن!!!از جمله چرت و پرت استفاده کردم البته!گفتم چرت و پرتایی که راجب بیماریم میگن منظورم همکاراش بود:)
ادما یه چیزایی و ساده میگن و رد میشن ولی نمیدونن بعضی حرف ها ممکنه خواب و از چشمای یه نفر به.
مثل ای
اینروزا بدجور نا امیدم، حس خوبی راجب اینده با این اوضاع ندارم. 
این حس پوچی دست از سرم بر نمیداره، حس پوچی باعث میشه هیچی برات مهم نباشه.
ای کاش فرصت این رو داشتم که مهاجرت کنم، هیچ چیزی که بهم انگیزه بده یا بهش امید داشته باشم تو این زندگی نمیبینم.
عاشق این جمله البرکامو هستم که میگه "من ناامید نیستم اما از امید محرومم". 
سلام به همه دوستای گلم و همه کسایی که دوستم نیستن و قراره که بشنبچه ها هدف من از ساختن این وبلاگ فقط و فقط به اشتراک گذاشتن کارام با شماست.نه آدم حرفه ای هستم نه کارای عالیی دارم ولی دوست دارم باهاتون درارتباط باشم نظراتونو راجب کارام بدونم .فلورا دوستون داره
مامانا چرا اینقدر خوبن؟! 
 
 
مهمونامون دارن بر می‌گردننننننننن
فقط من یکم بی حوصله‌ام:) 
 
کلیپی دیدم و اشکمو در آورد.
 
محیا یه روز اگه حوصله داشتم، میام یه چیزی راجب پست "سرگرمی ۲" می‌گذارم تا بفهمی چرا این سری قصد کشتنت رو داشتم:) 
ماجراشو همون روز نوشتم  اما تا اومدم ذخیره کنم یه اتفاقی افتاد که پاکش کردم:/
قول میدم بنویسمش:))
احساس تنهایی عمیقی میکنم . 
یه حس بد . 
اینکه انگار به هیچ جا تعلق نداری  
در عین اینکه همه دوست دارن هیچکس دوست نداره
با اینکه میگن میخوان که کنارشون باشی اما بودنتو نمیخان 
میدونی چیه غم انگیز تر از همه اینا اونجاشه که مثلا تو یکی از لحظه های شاد زندگی خنده های ادم یهویی از رو لباش محو بشه تهش بشه یه پوزخند فقط
کاش میتونستم راجب اینا حرف بزنم اما حتی حرف زدنم دیگ ارومم نمیکنه 
این صفحه های اول کتاب غربت یلدای من که دو سه ماه پیش چاپ شد البته توسایت کتاب راه وفراکتاب نشر الکترونیکی اش کردم  میخواستم نظر شما رو تو همین چند صفحه بدونم  این کتاب من راجب شخصی به نام ماه چهره هست که به دلیل ازدواج اشتباه دچار بیماری روانی میشه وهرچی بیماریش شدت پیدا میکنه همه یه جورایی رهاش میکنند وفقط دخترش یلدا میمونه یلدای که خودش تنها تر از همه هست
در این مقاله قصد داریم توضیح بدیم که چطور میتونید دستگیره مناسبی برا کابینت هاتون انتخاب کنید
دستگیره ها در دو نوع تک پیچ و دو پیچ موجود هستن و
سایز های استاندارد دستگیره برای کابینت و کمد بر حسب میلی متر هست و از 16 , 32 , 64 ,96, 128 و شروع میشن
توضیحات کامل راجب به دستگیره ها همراه با تصاویرشون رو میتونید ازین لینک ببینید.
با سلام
امروز قصد دارم بهتون بگم که چطور میتونید دستگیره مناسبی برا کابینت هاتون انتخاب کنید
دستگیره ها در دو نوع تک پیچ و دو پیچ موجود هستن و
سایز های استاندارد دستگیره برای کابینت و کمد بر حسب میلی متر هست و از 16 , 32 , 64 ,96, 128 و شروع میشن
توضیحات کامل راجب به دستگیره ها همراه با تصاویرشون رو میتونید ازین لینک ببینید.
کی کهکشان دوست داره.یکی دریا دوست داره. یکی یه دختر با موهای قرمزو دوست داره. یکی یه لنگ درازو دوست داره.من چی دوست دارم؟
تازگیا خیلی درگیرم.خیییلی.با اینکه به روی خودم نمیارم.با اینکه از بیرون تغییری نکردم.با اینکه کسی متوجه تغییرات درونیم نشده.خیلی زیاد درگیرم. ته همه فکرام توی یه مه غلیظ فرو رفته.نمیدونم چیکار کنم.
یکی بهم میگه بزن به دل جاده برو تا تهش ببین پشت این مه غلیظ چیه.یکی بهم میگه اگر راجب هدفایی که میخوای تو مسیرشون قرار بگیری و د
ازه علاقه مندی های جدیدم میتونم به
یک رقص سماع
دو رپ گوش کردن و راه رفتن تو ایستگاه مترو
اشاره کنم،راجب دومی که چیزی ندارم اضافه کنم ولی راجب اولی همش احساس میکنم اگه من انجامش بدم به عظیم ترین سرگیجه کل تاریخ مبتلا میشم.
فردا تولد هاجره و با اینکه دو هفته است که کاملن میدونم چی میخوام براش بگیرم ولی نرفتم بگیرم خدایا خستگی را از ما بگیر:|
امروز ساعت ده صب با مرضی عیت دو تا بدبخت نشستیم کف مترو و ریاضی کار کردیم بعدم با اون خانومی که بغلمون بود
botters یک جامعه قدیمی و نسبتا کوچک از توسعه‌دهندگان بات‌های آی‌آر‌سی هست. آنها یک ویکی که شامل مطالب فنی و غیر فنی راجب بات‌ها و همچنین چند کانال IRC(کانال #botters روی فری‌نود کانال اصلی آنهاست)  در این مورد دارند. اگر به ساخت بات آی‌آر‌سی علاقه دارید، این جامعه میتواند به شما کمک کند.
میخوام بگم هرچقدر هم که معتقد باشی ادم باید با دست های خالی ام که شده پای خودش و آرمان هاش وایسه و بجنگه ( مشخصه جدیدا زیاد فیلم های ابرقهرمانی میبینم ) و رویاها مهمترین داشته های ما تواین دنیا هستند که باید برای رسیدن بهشون تلاش کنیم و من میتوانم و اگر اصل بر ناتوانی انسان بود خدا اصلا انسانی خلق نمیکرد  محمد و مگه من چیم از همه کمتره 
دمنتور ها سخاوتمندانه حاضرن همه امید و ارزوتو سر بکشن و کاری کنن بترسی ناامید شی و بهت هی یاداور شن که انسانِ
اولین نوه ی مامان بابام که به دنیا اومد،دارم راجب دخترِ داداشم حرف می زنم،من به عنوان ته تغاری کاملا یهویی فراموش شدم،همه ی توجها برا ثنا بود، حسودی می کردم ولی هیچکس هم نبود درکم کنه،هیچکس نبود بگه بچه س
اذیت میشدم ولی به روم نمیاوردم.سه ساله باران به دنیا اومده،نوه ی دوم،بچه ی داداشِ دومم،همه شدن آغوشی برای ثنا،که احساس خلا نکنه،حسودی نکنه به باران.میخوام بگم همونطور که بچه ی آخر بودم،تو لیست اولویت هم بچه آخر بودم
سلام دوستان خیلی جالب بود الان یه صفحه دیدم که حدود 90 تا ریپین گرفته بود توی پینترست و جزء پر طرفدار ترین صفحه پینترست در زمینه هک پابجیه.
حواستون باشه گفتم در اون زمینه جزء پرطرفدار ترینه نه در کل!
آدرس این صفحه اینه : https://www.pinterest.com/pin/589760513685144522/?lp=true
دیروز که برادرم اومد خیلی از من  دلخور بود که چرا بهش روز معلم رو تبریک نگفتم و دلش خیلی از من پر بود و من سکوت کردم و هیچی در برابر شکایتهاش نگفتم اما بعد که نشستم راجب این قضیه نوشتم دیدم که در چه لحظه هایی که هیچ رد پایی ازش نبود تو اون لحظه های تنهایی  و با خودم گفتم هر چند من این کارو ناخواسته انجام دادم اما کار خیلی خوبی کردم گاهی باید دل آدمها بشکنه تا بتونن دل شکستن رو خوب درک کنن وصدای شکستن قلبشون به گوش خودشون برسه. گاهی این تنها ترین
چقدر خوبه اینقدر راحت راجب ارزوها و هدفاشون حرف میزنن:(
من مثل احمقای بزدل نگاشون میکنم لبخند میزنم و میگم کاری کن براورده شن:/
ازم میپرسن تو چی؟ منم میگم تا حالا بهش فکر نکردم و ایده خاصی ندارم در حالی که ثانیه به ثانیه فکرام اطراف ارزوها و هدفای هیجان انگیز میچرخه:(
تا وقتی هم کائنات نشنون تو قراره چه غلطی بکنی هیچوقت کمکت نمیکنن و میزارن توی همون ایده خاصی ندارم کوفتی بپوسی
نظرِ حقیر راجع به "مسخِ" کافکا که داخل سایت گودریدز نوشته بودم و حال نداشتم اینجا باز تکرار کنم. گودریدز برای امتیازدادن نمراتِ 1 تا 5 در نظر گرفته.
 
چون حجمش کم بود 3 ستاره دارم، اگه با این ریتم حجمش بیشتر بود بهش 2 ستاره میدادم. و بنظرم با این مضمون و این مفاهیم بهتر بود کلا 20-30 صفحه باشه؛ درخورِ یک داستان کوتاه. تو این کتاب به مفاهیمی که از نقد و بررسی هاش خوندم، پیشِ پا افتاده پرداخته شده بود. یه کتاب با این همه شهرت فقط و ققط یک ایده و خلاقیت د
توی استیشن واستادم که یکی از پرسنل بخش بهم میگه : یکم بیشتر غذا بخور اخه چرا انقد لاغری؟
و این آدم همونی بود که چند روز پیش داشت برای یکی میگفت که از ناصرالدین شاه پرسیدن همه‌ی همسرایی که انتخاب میکنی چاقن؟گفت شما وقتی میری گوشت فروشی استخون نمیگیری که گوشت میگیری!! بله دوستان ، با همچین آدم‌ها و همچین طرز فکرهایی زندگی میکنیم که فکر میکنن میتونن دهن متعفنشونو باز کنن و بدون اینکه ازشون بخوای راجب تو و سایزت و زن‌های ناصرالدین شاه نظر بدن .
آه دختر ، یه مدت مینشستیم با هم از عمیق ترین دردایی که روح آدمو نابود میکرد حرف میزدیم ، حالا اون ازدواج کرده و دیگه حرفی برای زدن نداریم ! یه ساعتی که با هم بودیمو همشو با "چه خبر؟سلامتی" سر کردیم.
اون راجب قیمت ماشین ظرف شویی حرف میزد . مثه اینکه ماشین ظرف شویی‌ها چندتا کلاس دارن که کلاس آخرشون ظرفارو خشکِ خشک تحویلت میده ! چه نعمتی! منم برای اینکه بگم تو جریانم گفتم اره همه چی خیلی گرونه!فر بوش شده ۱۶ملیون ! اینم از یکی شنیده بودم !به هرحال نبا
سلام به همگی!
من دیشب یک وبلاگ دیگه هم زدم با آدرس:http://matn-sher.blog.ir
توی این وبلاگ شعر های خودمو می نویسم و خودم دوسشون دارم،خیلی ذوق زدم چون توی بیست و چهار ساعت گذشته،سی و پنج تا،بازدیدکننده داشته وبلاگم.
خوشحال میشم به همون آدرسی که نوشتم برید و شعر هامو بخونید.
خواهشا تو قسمت نظر(که زیر هر شعر هست(سمت چپ و پایین شعر))،نظرتون رو راجب اون شعر بگید.راستی پایین صفحه ی اول،دو تا دکمه هست.۱-مطالب قدیمی تر۲-قدیمی ترین مطالب،اگر روی این ها بزنید می توی
شاید عجیب باشه که اولین مطلبم راجب تعمیرات موبایل و تبلت شده! اما خب دوست داشتم راجب این موضوع یکمی حرف بزنم چون برای خودم از این موضوع خوشم میاد.
تعمیرات موبایلآموزش تعمیرات موبایل
بعد از اون یکی از فامیلای دورمون بهم پیشنهاد داد که کنار خودش کار کنم که در ازاش به من هم یه سودی میداد و خب برای شروع من خوب بود بنظرم.
ولی حقیقتا من انتظار نداشتم هر روز بیشتر از 2 مشتری داشته باشه چونکه مغازش توی محل خاصی نبود و زیاد هم بزرگ نبود ولی خب این جمله
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فیلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فیلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
اگر بدنساز هستید حتما این مطالب زیبا و شگفت انگیز در رابطه با بدنسازی را مطالعه کنید تا حیرت زده شوید.
نکته مهم راجب مکمل بدنسازی
مکمل بدنسازی و برنامه غذایی بدنسازی ✅ دو عنصر مهم برای کسانی می باشند که می خواهند بدنسازی را به طور حرفه ای انجام دهند و در آن پیشرفت کنند پس این مکمل بدنسازی زیر را ببینید.

ادامه مطلب
نمیدونم میدونی چقد سخته یا نهولی خوندن معماری کامپیوتر و همزمان فکر کردن به اینکه چجوری بهش بگم ازش دلخورم چجوری بگم دارم از حسودی میترکم چجوری بگم دلم میخواد یکی محکم بزنم تو صورتش و علاوه بر همه ی اینا حواسم باشه اشکم نریزه چون حوصله جواب پس دادن ندارم، باعث میشه احساس کنم سلول های قلبم داره دونه دونه از هم جدا میشه.
.
.
به تک تک آدمایی که هرروز میبیننش حسودیم میشه.
به هم کلاسیاش، به هم اتاقیاش، به استاداش، به همشون.
از همشون سخت تر اینکه هی
در من این جلوه‌ی اندوه ز چیست؟
در تو این قصه‌ی پرهیز، که چه؟
در من این شعله‌ی عصیان نیاز
در تو دم‌سردی پاییز، که چه؟
سینه‌ام آئینه‌ای‌ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از آئینه بزدای غبار
چقدر نوشتن سخته برام، مخصوصا وقتی می خوام از شعر و شاعر حرف بزنم. توان وصفش رو ندارم، نمی تونم چیزی که منو اینطوری به وجد میاره رو توضیح بدم، نمیشه. امروز تولد حمید مصدقه، شعرهاش رو خیلی دوست دارم، همین، کلمات جاری نمیشن، بی فایده اس، اخه چطوری راجب یه شاعر
برای ادامه توضیحات به ادامه مطلب مراجعه کنید.
سلام، دوستان تغییر هدر وبلاگ برای اکثر قالب های بیان بلاگ یکی هست و از یه قانون پیروی میکنه، من سعی میکنم یه آموزش کلی راجب نحوه تغییر هدر بدم، و در آخر یه قالب رو با هم هدرش رو عوض میکنیم
و در آخر یک ویدئو از نحوه عوض کردن هدر های تمام صفحه براتون قرار دادم:)
،اگر مشکلی پیش اومد میتونید سوالتون رو از قسمت نظرات بپرسید تا راهنماییتون کنم:) ، با ما همراه باشید در ادامه مطلب
 
ادامه مطلب
من اینجا همه چیز و راجب خودم مینویسم 
و خود خود خودمم!!!
بدون ترس از قضاوت مینویسم چون هیچکس من و نمیشناسه!!!
ولی امشب ترسیدم که شناخته شده باشم و کسی تو دنیای واقعی من و بشناسه!!
چرا ترسیدم!!!!
چون اینجا راحت به گناهام اعتراف کردم و خودم بودم!
چقدر بد که کسی از خودش بترسه!
من امشب از خودم ترسیدم!
پس حتما نقصی دارم و باید دنیای واقعیم و قشنگ تر بچینم طوری که اگر یک روز شناخته شدم انقدر ترس وجودم و نگیره!
خدایا من و به خودت برگردون
و جعلنا للمتقین امام
به نام خدای مهربون 
دوستای عزیزم سلام . وبلاگ Medroid با هدف این ایجاد شد که به طور متفاوت و به زبون خیلی خودمونی برنامه نویسی اندروید رو به علاقه مندان یاد بده و کلی اخبار و مطلب جدید و جذاب راجب اندروید رو منتشر کنه .
 به زودی خبرای خیلی خوبی داریم :) ما رو دنبال کنید 
آی دی پیج اینستاگرامی ما : Medroid.blog
رنگ زبان می تواند راهنمای ضروری برای بازگرداندن بدن به حالت سلامتی فرد باشد و کمک می کند که زندگی اش را بهبود بخشد. در این مطلب 20 رازی که زبان راجب سلامتی می گوید را برایتان بیان می کنیم. این اطلاعات بر اساس جدیدترین یافته های پزشکان تهیه و تنظیم شده است.
شاید تعجب کنید که چرا پزشک یا دندانپزشک در طی معاینه عمومی، به طور مرتب به زبان بیماران نگاه می کند. پاسخ کاملا واضح است: زبان نشان دهنده سلامتی کلی به روش‌هایی است که ممکن است درک نکنید. بله
: میخوام برام یادگاری بمونه
1⃣اسم:
2⃣تاریخ تولدت:
3⃣اسم من تو گوشیت: 
4⃣اسم عشقت:
5⃣بهترین دوستت:
6⃣نظرت راجب من: 
7⃣بهترین خصوصیات من:
8⃣بدترین خصوصیات من:
9⃣بزرگترین آرزوت:
0⃣1⃣ی آرزو واسه من:
1⃣1⃣از کدوم عضو صورتم خوشت میاد:
2⃣1⃣کدوم اخلاقم بنظرت باحاله؟
3⃣1⃣آخرین حرفت:
واسه همه  بفرس جوابای جالب میگیری
اگ ی درصد برات مهمم جواب بده ♥


(سه رو فرض کنید میخواید سیو کنید 
یازده تصورتون از صورتم بگید )
یکی از اون سه تا کتابی که امیر حسین بهم داده بود رو امروز شروع و تموم کردم!
یه کتاب بود راجب یه دختر شهرستانی که رشته اش نقاشی بود و برای درس میاد تهران! که یه سری اتفاقا براش میافته
نمیدونم علت اینکه این کتابو بهم داد چی بود!!و اینکه اتفاقای توش اصن اتفاقای جالبی نبود!
الان خیلی از دست کتابه عصبانیم!چون نفهمیدم اخرش پسره چیشد!!
ولی یه سولل تو مغزم میچرخه که خب چرا این کتابو داده به من؟!
امروز علاوه بر اون کتاب درس هم خوندم و کارای زیادی کردم.
ول
به نام او.
کتاب یاداشت های یک پزشک جوان رو خوندم.
این کتابو بهمن ۹۷ ؛یه روز بارونی تو یه کتاب فروشی تو انقلاب خریدم در حالی که منتظر بودیم که بریم یه انیمیشن رو تو سینما بهمن ببینیم!!
کتاب سبک و روان و جالبی بود و گاهی حس میکردم ممکنه حس های آینده ی من هم باشه!هر چند که من پزشک نیستم.ولی احتمالا روزی دامپزشک میشم و این حس ها رو تجربه میکنم.
این چند روز به کلینیک های مختلف سر زدم برای اینکه تابستون رو اونجا بگذرونم ولی خب هیچ کدوم جواب قطعی نداد
پازل تموم شد،تمومش کردیم!
یه اتفاقایی داره تو وجودم رخ میده که عجیبن شاید بعدا راجب شون نوشتم،تنهایی روم غلبه کرده،کلی خستم کلی.
چندین نفر که قبلا آدرس اینجارو نداشتن،حالا دارن.
من یه کراش دارم که با دنیا عوضش نمیکنم [از یکی بِدَره[البته از همینجا اعلام میکنم امیر توهم خیلی کراشی خیلی[امیدوارم این پست رو نخونی]]در کل کراش آدمو نابود میکنه سعی کنین کراش نداشته باشین]
واقعا خوش بحال بعضیا که وقتی روشون کراش داریم میتونیم بهشون بگیم،یعنی از او
یکی از ترسای خیلی کوچیک و کم اهمیت زندگیم تو این اواخر کتابِ ژان کریستف بود. میترسیدم کتاب خوبی نباشه، یا ترجمه ی خوبی نباشه و الکی اون همه پول و وقت صرفش کرده باشم.
ولی جلدِ یکش خیلی دوست داشتنی بود. ژان‌کریستف، "یه انسان" که تشکیل شده از راستی و ناراستی و پُره از درست و اشتباه. و نکته ی جذابش انسان بودنشه که از دیگران متفاوتش میکنه. گوهرِ کمیاب، هر چند دارای خطا و هوس و جهالت.
ترجمه ی محمد مجلسی هم خیلی خوب بود، البته تو جلد اول. تازه 150 صفحه از
خب خب بریم که یکم از زیبایی های تالش و روستای کَشلی براتون بگم .

اول از همه  چندتا عکس ببینیم ازلباسای محلی خوشگل و رنگارنگشون :


 عکس بالا مادربزرگم و 2تا از خواهراشه( عکس مال 40 سال پیشه )




نظرتون راجب رنگ بندی و شکل لباسا چیه ؟؟
 اگه کسی با لباس محلی تالشی عکس داره یا از کسی عکس گرفته بفرسته که بزارم .
به نام خداوند بخشنده مهربان که نام او سرآغاز هر کاری است
مقدمه راجب سازمان تکثیرات افق
انتشارات افق یا ( سازمان تکثیرات افق)یک موسسه چاپ و نشر تمامی اسناد چاپی و نوشتاری یا حتی طراحی می باشد.
این سازمان از تعدادی بسیاری کارمند تشکیل شده است که در اینجا استخدام هستند.
سازمان تکثیرات افق بنا به درخواست تشکیل دهنده از تعدادی سرمایه گذاران عظیمی سرمایه گذاری کرده اند
انتشارات افق از پنج گروه تشکیل شده است مثل
1 سازمان تکثیرات افق
2 روابط عمومی س
در این مقاله سعی بر معرفی دوره های آموزشی شرکت هیواوب را دارم
شرکت هیواوب علاوه بر خدمات طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ در زمینه آموزش نیز قدم برداشته است که از لینک های زیر میتوانید مطالب منشتر شده راجب هر برنامه نویسی را دنبال کنید
آموزش اندروید
آموزش php
آموزش برنامه نویسی
آموزش جاوا
آموزش جاوا اسکریپت
همچنین خدمات طراحی سایت در خوی نیز برای عزیزان فراهم شده است تا با خیال آسوده تری بتوانند سفارش طراحی سایت خود را بدهند
در این مقاله سعی بر معرفی دوره های آموزشی شرکت هیواوب را دارم
شرکت پارماتیک علاوه بر خدمات طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ در زمینه آموزش نیز قدم برداشته است که از لینک های زیر میتوانید مطالب منشتر شده راجب هر برنامه نویسی را دنبال کنید
آموزش اندروید
آموزش php
آموزش برنامه نویسی
آموزش جاوا
آموزش جاوا اسکریپت
 
همچنین خدمات طراحی سایت در خوی نیز برای عزیزان فراهم شده است تا با خیال آسوده تری بتوانند سفارش طراحی سایت خود را بدهند
در این مقاله سعی بر معرفی دوره های آموزشی شرکت هیواوب را دارم
شرکت پارماتیک علاوه بر خدمات طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ در زمینه آموزش نیز قدم برداشته است که از لینک های زیر میتوانید مطالب منشتر شده راجب هر برنامه نویسی را دنبال کنید
آموزش اندروید
آموزش php
آموزش برنامه نویسی
آموزش جاوا
آموزش جاوا اسکریپت
همچنین خدمات طراحی سایت در خوی نیز برای عزیزان فراهم شده است تا با خیال آسوده تری بتوانند سفارش طراحی سایت خود را بدهند
یه سوال
کیا اینجا رو می خونن؟
منظورم اینه که کیا وقتی اسم وبلاگ رو میبینن ، میزنن روش تا ببینن چی توش منتشر شده، نه فقط اینکه اسمشون توی دنبال کننده ها باشه
اینو برای اطلاعات شخصی خودم میخوام
فقط می خوام یه عدد دستم بیاد ، هر چند که اعداد همیشه گول زننده اند
و اونایی که می خونن، نظرشون چیه راجب وبلاگ؟
+ چند وقتی بود که دلم می خواست یه روزنوشته بزارم ، یکم خاطره، یکم حرف دل، یکم گِله ،نشد ولی، نذاشتن، نذاشتید ، نتونستم.:)++ چقد غریبه شدم توی همه
سلام درحال ساختی بازی هستیم که جنگی هست و به صورت آنلاین بین دو نفر اجرا میشود و حالت آفلاین هم دارد در حالت آفلاین در سبک دویا چند بازی مراحل مختلف میسازیم البته ممکن است نظرمان راجب  به ساختن چند مراحل با سبک مختلف عوض شود گرافیک بازی را مثل همه ی گرافیست ها با مداد و کمی استعداد طراحی کردم شخصیت اصلی بازی یک گربه است که تفنگ در دست دارم مانند mini militia ولی همانطور که گفتیم دارای مراحل مختلف است و زمان زیادی برای طراحی این بازی صرف کردم و امید
شما برای اطلاعات بیشتر راجب قرقاول می توانید به وبسایت سعیدمارکت مراجعه نمایید . این وبسایت فوق العاده می باشد. و شما به راحتی می توانید با این آموزش سالیانه حداقل 100 میلیون درآمد داشته باشید.
پرورش قرقاول در ایران
پرورش قرقاول در ایران به تازگی شروع شده است و هنوز به قول معروف اشباع نشده است. قرقاول در ایران به نام های تذرو ، ترنگ و خروس صحرایی مشهور است. و قرقاول خزری یا همان قرقاول ایرانی که شباهت زیادی به قرقاول آمریکایی دارد بومی کشورم
آیلتس (به انگلیسی: IELTS) که برگرفته از سرواژگان (International English Language Testing System) به معنای سامانه جهانی ارزیابی زبان انگلیسی است، یکی از باارزش‌ترین آزمون‌های زبان انگلیسی است که در سراسر جهان برگزار می‌شود. آیلتس در واقع آزمونی بریتانیایی بوده و از این نظر در برابر تافل، آزمون آمریکایی، قرار می‌گیرد. داوطلبان آزمون آیلتس در کنار تفاوت ساختاری آزمون آیلتس به تافل باید هنگام انتخاب کشور مقصد در مهاجرت نیز بین این دو آزمون اولویت بندی داشته ب
به نام خداوند بخشنده مهربان که نام او سرآغاز هر کاری است
مقدمه راجب سازمان تکثیرات افق
انتشارات افق یا ( سازمان تکثیرات افق)یک موسسه چاپ و نشر تمامی اسناد چاپی و نوشتاری یا حتی طراحی می باشد.
این سازمان از تعدادی بسیاری کارمند تشکیل شده است که در اینجا استخدام هستند.
سازمان تکثیرات افق بنا به درخواست تشکیل دهنده از تعدادی سرمایه گذاران عظیمی سرمایه گذاری کرده اند

انتشارات افق از پنج گروه تشکیل شده است مثل
1 سازمان تکثیرات افق
2 روابط عمومی س
از منفی نگری بدم میاد!
از فضولی تو زندگی مردم و سرک کشیدن و قضاوت کردن هم همینطور:(
ولی انگار این روزا دارم همین کار و میکنم!
راجب ادم های اطرافم مینویسم!
چند وقتیه عجیب دارم به تربیت بچه فکر میکنم 
به بچه های اطرافم نگاه میکنم و روش های تربیتی و پدر مادرها. 
به تربیت نسل خودمون بچه های هفتادی که همیشه مظلوم بودن تو تاریخ:|
یادمه یه دهه شصتی تو سن و سال من خیلی عزت و احترام داشت و روش خیلی حساب میکردن ولی یه هفتادی25ساله رو حساب نمیکنن=)
خیلی مسول
 
به سختی می‌توان طول عمر میانگینی را برای طوطی‌ها متصور شد. چونکه گونه‌های بسیار متنوعی از آن‌ها در سراسر جهان وجود دارد. به طور مثل طوطی‌های سبز کوچک ۷ تا ۱۸ سال زندگی می‌کنند در حالی که طوطی خاکستری آفریقایی می‌توانند تا ۶۰ سال زنده بمانند.
 
 
طوطی‌ها از جمله رنگی‌ترین و زیباترین پرندگان روی زمین به شمار می‌روند. یکی از ویژگی‌های شناخته شده آن‌ها در میان انسان ها، توانایی صحبت کردن آن‌ها است. انواع گوناگونی از این پرنده‌های باهو
ترم پیش بود که ادبیات فارسی داشتیم . استادم اقای فیروزی بود .
(استاد واقعا ممنونم ) استاد تو هر جلسه ای با مهارت خاصی یکی از داستان های  نویسندگان 
رو میخوند و اخر کلاس هم از بچه ها میخواست که نظر بدن و دیدگاهشون راجب
اون اثر بگن .  اوایل که علاقه ای به
داستان ها نداشتم ولی یه جلسه که تصمیم گرفتم بیشتر دقت کنم همین داستان رو خوند و
از اون به بعد حسی خاصی نسبت به ادبیات پیدا کردم. 
ادامه مطلب
دیروز خیلی اتفاقی با شاعر تاجیک آشنا شدم، لایق شیر علی. چند تا از شعراش رو با دکلمه خودش شنیدم و پاک دلم رو برده :دی
با اینکه خیلی دوست دارم راجبش حرف بزنم ولی نوشتن راجب شعر و شاعر سخته، مخصوصا وقتی تازه کشفش کرده باشی و هیجان زده باشی. اگه دوست داشتین خوشحال میشم راجبش حرف بزنم ولی کلمات برا اینجا نوشتن جریان پیدا نمی کنن
ترا دیدم یکی از شعراش هست که خیلی دوستش دارم، من یاد شعر کوچه فریدون مشیری میندازه. حتما گوش بدین بهش، زندگی به قبل و بعد
امروز یه روز متفاوت دیگه.
استاد گفت چند نفر که بهم انرژی مثبت میدن انتخاب کردم تا توی انجمن دور هم جمع بشیم و دعا کنیم و شمع روشن کنیم و یه سری کار دیگه که من زیاد راجب این چیزا اطلاعی ندارم.
برام عجیب بود که من بهش انرژی مثبت میدادم و خودم خبر نداشتم.
برگه اوردیم بیرون و گفت از کینه ها و خشم ها و ناراحتیامون بنویسیم همه چیو بنویسیم اسم هم ببریم از کسایی که ناراحتمون کردن،گفت لازم نیست متن بخونین یا به کسی نشون بدین؛
نوشتم،کلی نوشتم از تموم کین
 
نرم افزار حسابداری چیست ؟ نرم افزار حسابداری برنامه ای است که به کسب و کار کوچک کمک می کند تا امور مالی خود را با ردیابی پول دریافتی، بدهکاری و بستانکاری خود مدیریت کند. ما در این قسمت از این مطلب گوشه ای از اطلاعات راجب نرم افزار حسابداری مقرون به صرفه و آسان برای استفاده برای کسب و کارهای کوچک برای شما ارائه میدهیم .
ادامه مطلب
عاغا نمیدونم یروزه میشه گفت اینو یا نه ولی من حالم خیلی خوبه =)) کلا دیروز که تشخیص دادم حالم ریده شده خیلی نگران شدم برا خودم و گفتم هرچقدم خسته و افسرده و بدبخت بودم مقاومت کنم و هی جلوشو بگیرم هنوز استرس ـه صحبت با آدما رو دارم ولی حداقل تو خلوت خودم دارم سعی میکنم بی تحرک نباشم و هی ورجه وورجه کنم  
دیروز صالح نیا وقت دکتر داشت بخاطر تیروئیدش بعد از اون هم تا پاسی از شب مجبور بود بره افتتاحیه رک استور شایان (چقد خوشحالم نیلوفر نرفـته :/ ) بر
امشب خواب عجیبی دیدم،خوابی که شدیدا فکرمو مشغول کرده و از وقتی بیدار شدم نمیتونم از فکرم بیرون بندازمش.خواب راجب کسی بود که قبلا تو زندگیم بود و دیگه نیست،یجورایی میخواست بهم بفهمونه هنوز تو فکرمه و این یکم اذیتم میکنه،میخواستم به خودش پیام بدم و بپرسم.ولی نه!حتی تو خواب هم پسش زدم.باخودم عهد بستم که دیگه این اشتباهو نکنم ولی عذاب وجدان چسبیده از یقه م و ولم نمیکنه،اصلا نمیدونم برا چی عذاب وجدان دارم؟برا کسی که خودش رفته؟یا انجام کاری ک
دانلود رمان گندم
از این پس شما دوستان می توانید رمان های جدیدتری را از وبلاگ رمان فا تهیه کنید

خلاصه داستان کتاب رمان گندم:داستان رمان گندم راجب یک خانواده ثروتمند هست که بیشتر اعضای آن کنار هم زندگی میکنند. طی اتفاقاتی یکی از اعضای این خانواده به نام گندم متوجه میشود که بچه ای سر راهی بوده. گندم مشکلات روحی پیدا می کند و در طی همین اتفاقات سامان متوجه علاقه قلبیی شدید خودش نسبت به دختر عمه اش گندم شده. اما با یک نامه همه چیز خراب میشود و…
اد
رها کرده ام زندگی را،شاید برایش بجنگم،اما اگر از خدا بپرسی می گوید:خودش را سپرده به موج سرنوشت.راست هم می گوید،با تمام وجودم منتظر سرنوشتم هستم،زندگی را زندگی می کنم و لبخند می زنم،حتی اگر فروشنده سر کوچه هم به ازای هر لبخندم بگوید:اخه نمیفهمم چی خنده داره تو این دنیا! باز هم لبخند می زنم و می گویم:حتی اگه نباشه،بزا من بشم یه دلیل:) باورتان نمی شود اگر بگویم خندید:) آزاد شدن از اسارتی که تمام فکر و خیالت را در بر گرفته بود خیلی زیباست،لذت دارد
سخنان زیبا و دلنشین ماموستا هژار منافی راجب دختر و پسر و خیانت
نوجوان و جوان های کورد زبان حتما دانلود کنند
خواهران و برادران قدر همدیگر را بدانید
زبان: کوردی  فرمت: MP3
(جهت دانلود روی آی download کلیک کنید تا به صفحه دانلود هدایت شوید)
یه مدت هست که دوتا دوست جدید پیدا کردم . یه سگ‌با توله‌ش. یه روز رفته بودم یه خورده غذا بدم سگ های ولگرد دور و بر که خوردم به این دوتا . یه سگ ماده که پاش شکسته و لنگ می زنه . خیلی هم لاغر و ضعیف شده و یه توله هم همیشه باهاشه . یه بار بهشون غذا دادم . وارد جزئیات احساساتم نمی شم چون احتمالا باید یه پست جدا بنویسم راجبش . ولی اینقدری بهش وابسته شدم‌که یکی دو روز بعدش بازم‌رفتم‌بهشون غذا بدم . وقتی منو دید از دور بدو بدو ا مد سمتم ! اینقدر دمش رو سریع
چندی می شود که نیستم،کمیاب و نا پیدا.گه گاه به بیان سری میزنم و پیام ها و برخی از نوشته های دوستان را چک می کنم.سرم و شلوغ و ذهنم بد درگیر است که آیا زندگی میکنم؟یا.یا تلاش می کنم تا زنده بمانم.قطعا این جمله سرگذشت زندگی اکثر ما انسان هاست. در سرزمینی که خاک کوروش نام دارد انسان هایش از راه و آیین کوروش به دورند اما همچنان ادعا دارند.چشمان مردان سرزمین من نه تنها حجاب و پوشش ن سرزمینم نیست بلکه،چشمان مردان این سرزمین عاملی بر فساد و ن ا
من پشیمونم از اینکه زود عصبانى شدم آدمیم که وقتى عصبانى میشم. تقریبا میزنم زیر همه چیز و این بده نه اینکه آدمها برام ارزش نداشته باشناصلا اینطور نیست ولى تو اون لحظه فقط دنبال یه راهى براى آروم شدنم هستم وقتى احساس ناراحتى میکنم و میدونم که طرف مقابلم هم این رو میدونه، انتظار دارم همون موقع باهم صحبت کنیم و مشکل رو برطرف کنیم وقتى اینجو پیش نمیره، من خودم باید یکجورى حال خودم رو خوب کنم و احساس میکنم این اتفاق وقتى مى افته که بى تفاوت
سلام،
این مدت یکم فکر کردم راجب چیزای مختلف توی راه، ولی حیف حیف حیف که جایی نداشتم بنویسمشون تو یه جایی و اون فکرا تقریبا از بین رفتن، فراموش شدن.
وقتی میگم کار جدید، منظورم کاری نیست که هیچ کی تو دنیا انجام نداده مثلا D: منظورم کارای خیلی ساده ای هستن که شاید چون تا حالا انجامشون ندادم، الانم بترسم یکم از انجامشون و یه عاملی نذاره که انجامشون بدم،
یه مثال که وجودش انقدر چیز مزخرفیه که به کسی نگفتمش، فاصله داشتن من واقعی با آدمی هست که نشون م
سلام چطوریین؟؟؟
امروز رفتیم سینما برای اولین بار باهم :)) دیگه نموندیدم برای ژن خوک لعنتی ساعتش با ما جور نمیشد نتیجتا زندانی ها رو دیدیم :) بد نبود یخورده هم خندیدیم.
++نکته مهم :رفتم پیش مشاور (استادم) از خودم گفتم و میل مستقل بودنم انتظار داشتم راه حل چیزی بده! ب راحتی گفت نگو همه چیو :)) البته بد اموزی نشه ها :دی 
.
چند روز پیش قرار شد فیلم روانشناسی ببینیم و باهم تحلیل کنیم (مختلطیم)
دوستم اوردن ف
هر آدمی که بار اول باهام حرف میزنه، خوبه. خیلی خوب. میخواد شنونده حرفام باشه، کمکم کنه، راهنماییم کنه و همه این چیزای خوب خوب خلاصه. حالا دیگه این قضیه اینقدر تکرار شده، که من امیدی ندارم. نمیخوام بگم به این یکیم امیدی ندارم، چون خیلی مهربون بود. مهربون تر از چیزی که تصور میکردم. میگفت نرم کلاس برگردم راجب منم همین فکرو بکنی؟ حتما حرف میزنیم؟ نمیخوام فکر کنم اینم اولشه. اصلا و ابدا. به قول خودش، آدم باید فقط اهمیت بده دلش چی میگه. کاش یکی بود که
امشب خوشحالم خیلی زیاد آنقدر که نمیتوانم توصیفش کنم
آنقدر که وقتی برادرم را بعد از یک هفته و شش روز دیدم تمام شکلات ها را روی سرش ریختم و کـِل کشیدمبماندو البته به همان اندازه نگران.آن هم بماند
امشب بعد از تقریبا سه ماه با پدرم رفتیم بیرون و البت من راننده/
امشب بعد از نمی دانم اندی شب با خانواده رفتیم پیاده روی شبانه و چقدر خوب بود این دورهمی کوتاه خودمانیمان/
امشب وسط دردودل های خودمانیم با معشوق همیشگی؛ تنها رفیق و تنها خواهرم زنگ زد
کم سن وسال تر که بودم تصمیم های سنجیده تر و حساب شده تر میگرفتم .
بیش از اندازه محتاط بودم راجب حرف زدن درباره ادم ها انتخاب ادمها رفتار با ادمها اون موقع ها بیشتر میفهمیدم که تاثیر یه ادم یه دوست یه اشنای بعدها غریبه چه قدر میتونه زندگی تورو به گند بکشه یا شایدم بهترش کنم
به کمترین و بی ارزش ترین کارهام فکر میکردم  که ممکنه چه تاوان یا پاداشی بخاطرش در اینده پس بدم
قدم های بعدی رو ملاک به ساختن یه اینده اروم بی حاشیه میزاشتم
تا اینکه دیدم زیاد
من هرازگاهى میام و کامنتاى خیلى خیلى قبل رو میخونم. اگه داستان اون پست یادم نیاد، میرم و دوباره میخونمش. دلم واسه اون کسایى که در حد یه آدرس وبلاگ باهاشون آشنایى داشتم تنگ میشه خب بعضى وقتا هم دلم واسه اونى که قبلا اینجا بود و خیلى بیشتر تایم واسه من داشت هم تنگ میشه. دلم واسه خودمم تنگ میشه، واسه کسى که بهتر میتونست بنویسه و ارتباط برقرار کنه.
احساس خوبى راجب خودم ندارم. سر درگم و گیج. کلى برنامه داشتم اما نمیدونم چقد میتونم روشون حساب باز ک
سلام مهربونا روزتون بخیر امیدوارم اخر هفته خوبی داشته باشید.
امروز میخوایم راجب 10 عناصر ضروری وب سایت موفق براتون بگیم.
 
ساخت وب سایت خود آسان و سریع است، به لطف خدمات وب سایت سازنده و قالب  CMS ابزار مانند وردپرس.
این بدین معنی است که درک و شامل مهمترین عناصر یک وب سایت خوب است: ویژگیهایی که به شما کمک می کند تا سایت شما را پیدا کنید، به آن حرکت کنید، با شما ارتباط برقرار کنید و بیشتر.

ادامه مطلب
سر سفره داشتن درمورد سیبیل گذاشتن و سبیل زدن و اینا حرف میزدن که بعضی مردا میاد به بعضیا نه و چقدر تغییر میکنن وقتی بعد یه مدت سبیلشونو میزنن.انقدر حرف زدن درمورد این موضوع منم یهو دلم خواست سبیل بزارم:/.بهم میاد ینی؟؟؟!

امشبم فهمیدم من یه وقتایی چقدر گرسنه میشم:/ سه تا بشقاب غدا خوردم.حالا دیگه اخراش بود مردا بلند شده بودن مامانا داشتن راجب بزرگ کردن بچه هاشون حرف میزدن و من همونجا بود که فهمیدم چقدر کودکی دردناکی داشتم و از اینکه الان زندم ک
فکر کردم بعد از کنکور میام راجبش مینویسم، راجب روز قبلش مینویسم، و از تفکراتم میگم! ولی تهش حالا اصلا اعصاب ندارم. یه حسی از درونم به شدت عجیبی میگه چقدر همه چیز تعفن آوره! دوست دارم سکوت کنم و هیچی نگم و الان ک تازه گوشیم اومده دستم یکمی سختمه. فک کنم دوراهی انتخابه. میتونم وابسته شم دوباره و میتونمم نشم. که احتمالا دومی رو انتخاب کنم. تا میشه و میتونم! 
باورم نمیشه این همه انزوا طلب شدم.!
آم. به کودوماتون گفدم بیاین بهتون بگم چطوری بخونین؟ م
به نام خدا
 قراره فردا شب بصورت رسمی و برای قطعی کردن همه چی بیان و واقعا استرس دارم. استرس زندگی جدید، خانواده ی جدید، تغییر موقعیت من بعنوان دختر خانواده به یه نیمه متاهل(!)، دغدغه های زندگی متاهلی و تفاوت های دو نفره و خانوادگی و کنار اومدن با این ها و خیلی چیزای دیگه که تو ذهنم میچرخن و قادر به بیانشون نیستم و حس میکنم تک تکشون برام سنگینه! 
یه حس غریبانه و خاصی دارم که واقعا نمیدونم چیه مثل این که از چیزی که هستم به یه چیز دیگه تبدیل م
به نام خدا
 قراره فردا شب بصورت رسمی و برای قطعی کردن همه چی بیان و واقعا استرس دارم. استرس زندگی جدید، خانواده ی جدید، تغییر موقعیت من بعنوان دختر خانواده به یه نیمه متاهل(!)، دغدغه های زندگی متاهلی و تفاوت های دو نفره و خانوادگی و کنار اومدن با این ها و خیلی چیزای دیگه که تو ذهنم میچرخن و قادر به بیانشون نیستم و حس میکنم تک تکشون برام سنگینه! 
یه حس غریبانه و خاصی دارم که واقعا نمیدونم چیه مثل این که از چیزی که هستم به یه چیز دیگه تبدیل م
قبل از این ما در طی دو مطلب ” پشتیبانی سایت چیست ؟  و ” چرا به پشتیبانی سایت نیاز داریم ؟  راجب به پشتیبانی سایت و ظایف یک مدیر سایت در قبال این موضوع توضیحاتی را ارئه کرده ایم . در صورت تمایل برای مطالعه ی ان ها می توانید روی ان ها کلیک کنید . در این بخش می خواهیم راجب به وظایف پشتیبان سایت صحبت کنیم و بگوییم که چه کار هایی برای نگهداری و پشتیبانی سایت انجام می دهند .
قبل از این که بخواهیم راجب به وظایف پشتیبان سایت برای شما توضیحاتی را مط
ازم پرسیدید چرا خلاصه هیچ کدوم از کتابایی که میخونم اینجا نمینویسم،راستش با خلاصه نویسی زیاد راحت نیستم و فقط دوست دارم به کسی در واقعیت کتابی که میخواد شروع کنه به خوندن و من اون کتاب رو خوندم بگم که ایا از دیدگاه من این کتاب ارزشش رو داشت یا نه،صرفا هیچ وقت به کسی نگفتم این کتاب رو نخون چون من دوستش نداشتم،سلایق متفاوتِ چون دیدگاه ها متفاوتِ،دیدگاه ها متفاوتِ چون سلایق متفاوتِ.
"رویا در شب نیمه ی تابستان"رو تموم کردم.فکر کنم اولین بارم بود
دیروز دو رو از من و دیدید
خیلی شاد و خوشحال
و خیلی ناامید و پشیمان
من کلا دختر زود رنج و حساسی بودم! و بسیار ریز بین!
این از بدترین خصوصیات اخلاقی ام است که به ان اعتراف میکنم تا به خودم کمک کرده باشم!
با همه اینطور نیستم!
مثلا اگر دخترخاله حرفی بزند نه ناراحت میشوم و نه اهمیتی دارد!!!
چرا دارم کتابی مینویسم! اه
ولی اگه خانوادم چیزی بگه و یا کاری انجام بده اذیت میشم
کی و اذیت میکنم؟! خودم و!!!
چون توقع چنین رفتاری ندارم ازشون!!!
مثلا وقتی با محمد حرف
بعد اون اتفاق توی این مدت خیلی از بچه هامون ونستن انتقالی بگیرن و برن  باعث شد منم بفکر بیفتم از طریق داداشم اقدام کنم.تعدادمون هم کم و کمتر شد و هر سرباز جدیدی میومد یا مشکل جسمی داشت و یا روحی . 
وحید یکی از بچه هایی  بود که ترخیص شد بخاطر خدمت باباش تو جبهه کسری بهش علق گرفت و طبق قانون جدید معاف شد.انصافا بچه گلی بود.
تنها مشهدی بود که باهاش حرفم نشد :))
بنابراین نگهبانیای حساسو به ما میدادن نه به جدیدا :| البته دم منشی مون گرم هوامونو داشت.
یه
هفته‌ایی که گذشت برام پر بود از اتفاق های جدید! و باید بگم دوست های جدید هم یهویی پیدا کردم! 
تجربه دوست داشتن و صحبت کردن راجب هرچیزی برام خیلی شیرین بود. آخرین باری که با دوست صمیمیم ساعت ها حرف زدیمو یادم نمیاد، ۵ سال پیش بود، توی یک روز تابستونی اواسط خرداد احتمالا. 
واقعا ۵ سال گذشت؟! 
توی این ۵ سال من تنها بودم، تنهای تنها. دلم میخواد این موضوع دوست پیدا کردنمو با خانم P هم در میان بگذارم، اما میدونم خانم P از اون آدم هاییه که از چت کردن ب
من قرار بود از یک تیر یعنی فردا برم کارآموزی
برای همین حتی یک ساعتم ازین یک هفته و نیم تعطیلی رو برای امر خطیر(اگه املاش درست باشه) خوشگذرونی حروم نکردم
دیشب کارفرمام زنگ زد گفت کارآموزی یک روز و یک ساعت دیر تر برگزار میشه آقا منم این یه روز بیشترو دریابیدم و در غیر منتظره ترین حالت ممکن اینقدر ساده و راحت جور شد و فردا میریم با آنه و صبا بیرون(اینقدر راحت اتفاق افتاد که من خودم شوکه ام هنوز)
حالا ازونجایی که نامبرده پنج روز متوالی زیر آفتاب جن
سلام به اهالی بیان
همه شیفت شبیا !! 
حوصله مان سر و ته کشیده بیایید باهم ی تا بامداد صحبت کنیم :)
راستش من خیلی وقته از شبکه های اجتماعی بریدم قبلا هر چی اپلیکیشن توبازار بود من عضو بودم و فقط بی هدف توشون می چرخیدم بدون هیچ دستاورد خاصی ! می دونید اصلا سیستمشون بهم نمی ساخت (حالا بعدا راجب ش مینویسم چرا؟ ) و تقریبا از همشون لفت دادم پناه اوردم به وبلاگ نویسی و متن نویسی !
الان تنها سرگرمی مجازیم شده یکم کانال تلگرام چک کنم , اگه وقت شد یه سر توی
 
نرم افزار حسابداری چیست ؟ نرم افزار حسابداری برنامه ای است که به کسب و کار کوچک کمک می کند تا امور مالی خود را با ردیابی پول دریافتی، بدهکاری و بستانکاری خود مدیریت کند. ما در این قسمت از این مطلب گوشه ای از اطلاعات راجب نرم افزار حسابداری مقرون به صرفه و آسان برای استفاده برای کسب و کارهای کوچک برای شما ارائه میدهیم .
ادامه مطلب
یکی از مشکلاتی که بازاریابان شبکه ای این روزها با آن مواجه هستند به فروش نرفتن محصولات آن هاست.این مشکل برای بسیاری از بازاریابان اتفاق می افتد اما با کسب تجربه و دانستن مواردی که در ادامه بیان می کنیم،این مشکل کمتر می شود.
عواملی متفاوتی در بروز این مشکل دخیل هستند از جمله آن ها می توان به حجم خرید غیر معقول در یک دوره زمانی، کیفیت پایین محصولات،قیمت بالای محصولات، نبود بازار خرید برای محصولات، نداشتن مهارت فروشندگی،عدم آشنایی با نیاز م
 
نرم افزار حسابداری چیست ؟ نرم افزار حسابداری برنامه ای است که به کسب و کار کوچک کمک می کند تا امور مالی خود را با ردیابی پول دریافتی، بدهکاری و بستانکاری خود مدیریت کند. ما در این قسمت از این مطلب گوشه ای از اطلاعات راجب نرم افزار حسابداری مقرون به صرفه و آسان برای استفاده برای کسب و کارهای کوچک برای شما ارائه میدهیم .
ادامه مطلب
: میخوام برام یادگاری بمونه
1⃣اسم:
2⃣تاریخ تولدت:
3⃣اسم من تو گوشیت( می تونید اسمم رو حدسم بزنید و بگید چه اسمی بهم می خوره ): 
4⃣بنظرت من چه شکلیم :
5⃣بهترین دوستت:
6⃣نظرت راجب من: 
7⃣بهترین و بد ترین  خصوصیات من:
8⃣حاضری یجا قرار بزاریم و همو ببینیم :
9⃣یه جمله یادگاری برا من :
0⃣1⃣ی آرزو واسه من:
1⃣1⃣یه فیلم و یه آهنگ بهم معرفی کن :
2⃣1⃣کدوم اخلاقم بنظرت باحاله؟
3⃣1⃣آخرین حرفت:
اگ ی درصد برات مهمم جواب بده ♥
همیشه با این شروع نوشتنه مشکل دارم!که از کجا بگم!
صدای منو میشنوید از تهران!از خانه!
داشتم به این فکر میکردم که این بلاگ قراره جایی باشه برای تجربه های من!برای اینکه توی 25 سالگی بدونم دغدغه ها و روزمرگی های مبینای 20 ساله چی بود!
پس میگم!از دغده های این روزام!از چیز هایی که باهاشون درگیرم.از احساسم.از اطرافیانم ، و از شریطم :)
امروز یازدهم مرداد ماه یکهزارو سیصد و نود و هشت خورشیدی هست :)
مبینا 21 سال داره. رشته ی تحصیلیش فیزیک و دانشگاهی که توش بزرگ
قبلا راجب پسر همسایه گفتم براتون،که کل بچگیمون باهم بود،بعد کلا کودکی عاشقانه ای داشتم من
وقتی اهنگ کی بهتر از تو از عارف خیلییی رو بورس بود،ما هم در دوران جاهلیت به سر می بردیم-_-بعد با این اهنگ دوچرخه میروندیم دو تایی، یه روز قرار شد من و خانواده ی گرامی یه هفته بریم مشهد.منو علی رو غصه گرفته بووود که یه هفتهههه بازی نمیکنیییم،بعد اومدیم برا هم نامه بنویسیماین اهنگو باز کردیم شروع کردیم نوشتن،حالا متن نامه:
علی جانم،علی جانم،در این سفر د
مومو.모모.Momo . تاریخ تولد:9 نوامبر 1996
 
اسم اصلی:Hirai Momo
اسم استیج:Momo
ملیت:ژاپنی
محل تولد:کیوتو.ژاپن
موقعیت در گروه:دنسر اصلی.رپر.وکالیست
قد:167 سانتی متر
وزن:48 کیلوگرم
گروه خونی: A
شماره پیراهن: 64
همه چیز راجب به ماشین رقص توایس در ادامه!!!
ادامه مطلب رو از دست ندید
ادامه مطلب
دیگه تحمل این خانه و این خانواده کوفتی ندارم حالم ازشون بهم میخوره کاش یا بمیرم یا اونقدر ازتون دور بشم ک هیچ وقت منو نبینید اصلا فراموشم کنید
امشب داشتیم میرفتیم جشن که جاشو بلد نبودیم بعد من زدم توی گوشیم روی نقشه نشون داد هرچی حرف میزدم اصلا هیچکی توجه نمیکرد انگار کر بودن مخصوصا مامانم محو بود همش با دیوار حرف میزنم صد بار میگم اینجوری از اون ور اصلا انگار من روحم و اونا انسان نمیفهمن.
بعد داییم رانندگی میکرد نمیدونم خوب بود یا بد اصلا ه
جونگیون.Jeongyeon.정연تولد:1نوامبر1996
 
اسم اصلی:yu Jeongyeon.یو جونگیون
اسم استیج:Jeongyoen
ملیت:کره ای
محل تولد:سوون.کره جنوبی
موقعیت در گروه:وکالیست اصلی
قد:169سانتی متر
وزن:49 کیلوگرم
گروه خونی: O
شماره پیراهن:0
همه چیز راجب گرل کراش توایس در ادامه!!!
ادامه مطلب رو از دست ندید
ادامه مطلب
نایئون.Nayeon.나연 تولد:22سپتامبر1995
 
اسم اصلی:Im Naeon.ایم نایئون
اسم استیج:Naeon
ملیت:کره ای
محل تولد:سئول
موقعیت در گروه:وکالیست اصلی.دنسر.چهره گروه.بزرگترین عضو گروه
قد:163سانتی متر
وزن:47کیلوگرم
گروه خونی:A
شماره پیراهن:9
همه چیز راجب بانی توایس در ادامه!!!
ادامه مطلب رو از دست ندید
ادامه مطلب
امروز رفتیم برای دوستم فریم ببینیم. که یکی دیگم دنبالمون بود و من هیچوقت باهاش کنار نیومدم. البته الان بعد از مدت ها باهم خوب شدیم و قبلا از هم واقعا متنفر بودیم، ولی این دال بر این نمیشه که بگم من باهاش کنار اومدم. احساسات من به شدت پایدارن و مدت زیادی میمونن! مگر اینکه اتفاقی بیوفته که عقلم قالب بشه یا خلاف باورهایی که دارم ثابت بشه. (نمیدونم خوبه یا نه. واقعا نمیدونم!) من نظر نمیدادم. شاید اگه خودمون دوتایی بودیم شلوغ میکردم و حرف میزدم ولی و
خیلی دلم میخواست یه چیزی راجب این اتفاقی که تو دانشگاه تهران افتاد بنویسم
یا بیام از حجاب دفاع کنم
و یا با بی حجابی برخورد کنم!!!
اینجا دقیقا چه اتفاقی میفته؟
دو گانگی اتفاق میفته! بی حجابا و با حجابا
با حجابا کیان؟ چادری ها
بی حجابا کی ان؟ مانتویی ها
خانم ها از این دو دسته خارج نیستن 
پس خودمون مقابل هم قرار میگیریم. 
چیزی که هدف دکتر نیلی ها(رئیس دانشگاه تهران) و امد نیوزه
از اب گل الود ماهی بگیرن
ماها رو به جون هم بندازن و به ریشمون بخندن!!!
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



















ما قراه اینجا ایده های نو راجب کار با قالب های سیلیی رزین رو به شما یاد بدیم.یک قالب سیلیی خوب رو می تونید از ر
در ام ال ام مثبت فکر کنید. شما برای رسیدن به موفقیت در هر کسب و کار و فعالیتی که باشید نیازمند برخی موارد هستید تا بتوانید به بهترین نتیجه دست یابید. یکی از این مسائل و نکات کلیدی، مثبت فکر کردن است. شما باید راجب نتیجه کار خود و روند کارتان کاملا مثبت فکر کنید، روحیه خود را حفظ کنید و تمام تلاش خود را انجام دهید.
در این مقاله به 5 نکته اصلی اشاره می کنیم.
برای خودتان هدف هایی تعیین کنید و مشتاق رسیدن به آن ها باشید.
شما در ابتدا باید اهدافی برای
در ام ال ام مثبت فکر کنید. شما برای رسیدن به موفقیت در هر کسب و کار و فعالیتی که باشید نیازمند برخی موارد هستید تا بتوانید به بهترین نتیجه دست یابید. یکی از این مسائل و نکات کلیدی، مثبت فکر کردن است. شما باید راجب نتیجه کار خود و روند کارتان کاملا مثبت فکر کنید، روحیه خود را حفظ کنید و تمام تلاش خود را انجام دهید.
در این مقاله به 5 نکته اصلی اشاره می کنیم.
برای خودتان هدف هایی تعیین کنید و مشتاق رسیدن به آن ها باشید.
شما در ابتدا باید اهدافی برای
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

تنهاترین سردار روزایی که داره میگذره صدف موزیک ,موزیک صدف ,دانلود آهنگ ترکی . به سایت لاریوا خوش امدید روزهای (نمیدونم چجوری ؟) گروه عکاسان شوش سایت تعبیر خواب و باز گشایی خواب هایی که همه می بینند نتایج زنده مسابقات ورزشی