نتایج جستجو برای عبارت :

مارکده کجاست

با سلام و عرض ادب محضر همه ی بازدیدکنندگان محترم 
قصد داریم در این وبلاگ اخبار و رخداد های روستای مارکده و استان چهارمحال و بختیاری و گاها سراسری را به اطلاع شما گرامیان برسانیم 
لطفا با نگاه سبزتان ما را یاری نمایید . 
 
ارادتمند شما 
محمود شاهسون مارکده 
شهریور ماه 1398 
قیامت است خدایا؟،صدای صور کجاست
تمام زنده ذلیلیم ، دلِ جسور کجاست
به زخمه ی چه کنم های شهر گم شده ام
کجاست کوی صفا، خانه ی سُرور کجاست؟
شدند خیلِ خلایق مرید گوساله
کجاست موسیِ عمران و راه طور کجاست
چقدر یوسف ما زخمی یهودا شد
زِ چاه تا به زلیخا پلِ عبور کجاست
صدای تیشه ی فرهاد را کسی نشنید؟
کجاست عزتتان!؟شوکتِ غرور کجاست؟!
شبِ سمور نخواهم در این هجومِ بلا
برای یک شب راحت، لبِ تنور کجاست ؟*
مرا چنین منگر ! روزگار بد تا کرد.!
ملامتم مکن ای ی
برای مشاهده دیگر مقالات رایگان تورجور، کلیک کنید


مارکده
جاده اش شبیه به جاده چالوس، دشت هایش همانند دشت های پهناور چهارمحال و بختیاری با آب و هوای دل انگیز، با نام مارکده. مارکده چهارمحال و بختاری یک روستا با قدمت بسیار، شاهد سیل عظیم گردشگران ایرانی و خارجی در تمام طول سال مخصوصاً در فصول گرم سال است.زیبایی های طول مسیر بسیار خیره کننده و غیر قابل پیش بینی است. ما صبح از اصفهان حرکت کردیم. عکس ها توسط خودم گرفته شده اند.
 از مقاله تنگ مهر
«گشایش نزدیکت کجاست؟! فریادرسیِ سریعت کجاست؟!»
پرسید و پاسخی نشنید. شنید. انگار شنید اما نه آن‌گونه که باید. نه آن‌طور که می‌خواست! آدمی‌زاد هر چه هم مومن، گاهی می‌خواهد ببیند، می‌خواهد بشنود. فریاد می‌زند. بلند فریاد می‌زند. بلندتر فریاد می‌زند. دوباره و هزارباره فریاد می‌زند. «کجاست؟!» پس کجاست آن گشایش نزدیکت؟ کجاست فریادرسیِ سریعت؟! کجاست.؟!
پ.ن: چند وقتی این جمله بی‌اختیار افتاده بود سر زبانِ ذهنم! یادم نمی‌آمد از کجاست! گشتم. پی
روستای واقع‌شده در پیچ‌وخم رودخانه زاینده‌رود موسوم به روستای مارکده، به‌گونه‌ای است که گمان می‌رود رودخانه زاینده‌رود دور آن می‌چرخد.
این روستا یکی از روستاهای تاریخی شهرستان سامان محسوب می‌شود و در کنار رودخانه خروشان زاینده‌رود قرارگرفته است. موقعیت این روستا به گونه ایست که گویی مارکده در انحصار رودخانه است و این موضوع زیبایی آن را دوچندان کرده است. مارکده، یکی از مناطق پر آب‌  رودخانه زاینده‌رود به شمار می‌رود؛ به‌طوری‌
روستای واقع‌شده در پیچ‌وخم رودخانه زاینده‌رود موسوم به روستای مارکده، به‌گونه‌ای است که گمان می‌رود رودخانه زاینده‌رود دور آن می‌چرخد.
این روستا یکی از روستاهای تاریخی شهرستان سامان محسوب می‌شود و در کنار رودخانه خروشان زاینده‌رود قرارگرفته است. موقعیت این روستا به گونه ایست که گویی مارکده در انحصار رودخانه است و این موضوع زیبایی آن را دوچندان کرده است. مارکده، یکی از مناطق پر آب‌  رودخانه زاینده‌رود به شمار می‌رود؛ به‌طوری‌
کجاست؟
لحظه های خالی و بدون کینه و صبور
عطر خاطرات کهنه ی قدیم
عشق (مثل چشمه مثل رود) دور
دلم گرفته است.
مثل بارش شدید قطره های درد
روی شانه های صبح سادگی
در خیال روز های سرد
کجاست؟
لحظه های خیس انتظار
عشق خالص دو یار
کجاست؟ 
تئاتر بوسه های شب
حرف های گرم و عاشقانه ی دو لب!
کجاست؟
 هوای تازه وخنک
طرح آسمان آبی و بدون لک
دلم گرفته است.
دلم گرفته است.
دلم عجیب تنگ است؛
برای لحظه های عاشقانگی
برای خاطرات خوب و اتفاق های ناگهانگی.
شعر از شاعر خسته:
استودیو عصر جدید کجاست ادرس استودیو مسابقه عصر جدید کجاست تصویربرداری برنامه عصر جدید ادرس دقیق استودیو عصر جدید 
استودیو عصر جدید کجاست
اولین و بزرگ ترین برنامه استعدادیابی تلویزیونی در ایران با نام عصرجدید و با حضور استعدادهای ویژه در زمینه های سرگرمی، هنری و مهارت های ورزشی که از شبکه سه پخش می شود.
وارثشان کیست؟ اوست آری اوست مگر غیر از او می توان تصور کرد که بگویم او کیست او تنها اوست و غیر از او، اویی وجود ندارد آری اوست
او مهدی فاطمه است.
او کجاست؟ او کجا نیست تا من بگم کجاست، او در تمام کجاها حضور دارد پس من باید ببینم کجام؟ آری کجام؟  من الان در همان کجاییم که او در همان کجاست
سوال پخش زنده روبیکا کجاست 
سوال اکثر کاربران اینترنتی درباره روبیکا

با سرویس رسانه تصویری روبیکا، امکان انتخاب ترتیب پخش برنامه ها یا توقف و پخش مجدد آنها را دارید. همچنین میتوانید از مشاهده برنامه ‏های پخش زنده اینترنتی تلویزیونی لذت ببرید.
ادامه مطلب
کجاست انقطاع از امید به نماز های با حال در اتاق های نیمه تاریکِ خلوت و ساکت و اشک های سر قنوت روز های بیکار و بی دل مشغولی و بی دغدغه که تازه نوبت خدا شود. این امید افیونی کی قرار است خاموش شود و وسط روزهای شلوغ و با لباس های کار و ساعت های پر کار و پر دغدغه خدا پرستیم و خودخواهانه دنبال حال خوب و اشک سر قنوت نباشیم.
 
کجاست آن که مرا و دل مرا بلد استکه خنده‌هاش دلیل حیات این جسد است
مرا نگفته و ننوشته، خوب می‌دانددر امتحان دلم نمره‌اش همیشه صد است
کنار چای به من شعر می‌دهد هرشبسلام اولِ صبح‌ش به بوسه مستند است
دلم برای دلش یا دلش برای دلمقواره‌ی هم و آیینه‌ی تمام‌قد است
نه هیچ برکه و ساحل، نه هیچ چشمه و رودنفس کشیدنِ او وقت خواب، جذر و مد است
به جز ترازوی تقوا چه می‌توانم گفت؟به او که طرز نگاهش تمیزِ خوب و بد است
اگر نیامده امشب به این اتاق بهاردرخت
یک بار گم شدن در ثانیه ها و هزار بار گم شدم در آینه .در آینه انعکاس تصویر من نبود . من به دنبال خودم به دور اینه پرسه می زنم و او تکرار می کند تصویر زنی در تاریکی . تصویر زنی در حجمی از سکوت . 
به خود شک می کنم . انگار لبانم دوخته است . چشم هایم چطور ؟ 
افکارم چطور ؟ باورهایم کجاست ؟ 
من درون سیاه چاله ای گیر کرده ام . طناب کجاست . ؟ 
دست هایت را دراز کنی بر می خیزم . جان می گیرم.  گره ای از لبانم باز می شود . 
 
 
ته دنیا کجاست؟
امروز توی اینستاگرام یکی این سوال پرسیده بود،برای اولین بار نوشتم:ته دنیا اونجاست که توی آینه به خودت نگاه میکنی و خودت نمیشناسی. برای من ته دنیا اونجا بود،وقتی بعد از اون روز به خودم توی آینه نگاه کردم؛انگار اندازه هزار سال پیر شده بودم و خودم نمیشناختم.
سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هیچ ندانست که بود
خود اوهم به یقین آگه نیست
چون نمی داند کیست
چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست …
قیصر امین پور
دل به شکل غریبی در تنگنای حوادث دست و پا می زند .از تو چه پنهان حال و هوای دل  مثال ابر تیره است . گرفته و در بند کشیده  .نکند تردید  به رگ و پی زده است .    آفت  تردید ، وقتی به بافت افکارت رسوخ می کند، بند بند وجودت را می سوزاند . از یک طرف تصویر یک لبخند، از فرسنگ ها فاصله سو سو می زند و از سوی دیگر تردیدِ بود و نبود ی که جزء اثباتِ نیستی نبود . 
اکنون دل برای بودنش برای پذیرفتنش ، بهانه می خواهد .شوق زیستن کجاست ؟ 
چشم ها وقتی به دنبال یک نگاه می
امروز به مامان میگم : مامان، به نظرت نامنظم بودن من بده؟
میگن : آره
میگم: حافظ میگه فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟ این خار منه مامان :)) اشکال نداره زیاد :))
میگن: ما گل که میخریم با سر قیچی خار هاشو جدا میکنیم
من :))))

زنگ زدم به آبجی بزرگه. میگم چه انتقادی داری به من؟
میگه چه یهویی. چه انتقادی؟
میگم هرچی! چه بدی ای دارم؟
میگه هیچی یادم نمیاد
میگم نامنظم نیستم؟
میگه نه. اون که بدی نیست.
خندیدم. میگم : میخواستم برات بخونم فکر معقول بفرما، گل بی خا
سلام  دوباره
پس از مدتها
بعد از کلی مشغولیت الکی
سلام به دوباره به لحظه های تکراری
دوباره داستان یده شدن گوشیم و بازگشت به زندگی
دوباره زنده شد من
و دوباره پناه آوردن به اینجا
شاید بی انصافی باشه ولی خیلی خوبه اگه میشد یه نفرم مثل اینجا می داشتم تا این وقتا پناه ببرم به خودش
کسی که بدونم فقط خودم و خودش دردامونو می دونیم
یه نفر که حرف بزنم و حرف بزنه
یه نفر که اشک بریزم و اشک بریزه
یه نفر که آخر آخرش بخندیم و بخندیم وبخندیم تا همه خستگیای رو
یکی از بزرگترین قالیشویی‌های ایران کجاست؟







انتخاب
قالیشویی به ویژه در ایام پایانی سال همواره یکی از دغدغه‌های
ایرانی‌هاست. شستشوی اسلامی و تمیز، بدون آسیب دیدن فرش همواره در اولویت
انتخاب خانواده‌هاست. اما چطور قالیشویی خوب پیدا کنم؟ این سوال یکی از
سوالات بسیار رایج است.
ادامه مطلب
 دل  خروشان   اندرین   دریای غم ساحل کجاست
              ای شکسته کشتی ی ما می روی منزل کجاست
 در گلستان  چون   گلی  تنها  نشسته  در سکوت
              باغ  و  راغ  ماتم  گرفته  خوش غزل بلبل کجاست
 یک  دمی   از خوش   الحانی   داغ  مارا   تازه کن
              آنکه  داغ   ما   کند   تازه   همان   شاتُل کجاست
 همچو  پروانه  در شب   هجران با شمع  سوختیم
              از جدایی  چه   حکایت   میکنی  حاصل  کجاست
 غم تو  ساغر   غرق  کردیم 
کجاست مثل خدیجه .
قالت أم سلمة فلما ذكرنا خدیجة بکی رسول الله ثم قال خدیجة و أین مثل خدیجة صدقتنی حین كذبنی الناس و وازرتنی على دین الله و أعاننی علیه بمالها إن الله عز و جل أمرنی أن أبشر خدیجة ببیت فی الجنة من نصب امرد لا صخب فیه و لا نصب .
ام سلمه رضوان الله علیها گفت: هر وقت ذکر حضرت خدیجه سلام الله علیها می‌کردیم رسول خدا صلی الله علیه گریان می‌شد و سپس می‌فرمود: خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ او در آن هنگام که مردم مرا تکذیب کردند، مرا تصدیق
بسم الله
هر چی جمعه به ساعتهای پایانیش نزدیک میشه اون شعله کوچیک امید تو دلم رو به افول میره و خاموش میشه . انگار خیلی کودکانه از پس قایم باشک تو دعای ندبه و اون کجاست کجاست گفتنام منتظر یه معجزه بودم که این هفته دیگه جواب میده ولی حیف که فرج بازی نیست که با دو تا صدا زدن خبری بشه.
تو این ساعتا دنبال یه مرحم میگردم برای دل سوخته ام و مدتهاست هیچی جای دعا رو برام نمیگیره . میخواد آل یاسین باشه و میخواد سمات باشه با اون لحن قدیمی و اون جملات شگفت
منشا بوی بد دهان کجاست
برخی غذاها، شرایط سلامت فردی و عادت های خاص در بین مواردی است، که منجر به بوی بد دهان می شود.
بسیاری از اوقات، با رعایت یک سری نکات بهداشتی می توانید از این ناراحتی پیشگیری کنید.
اگر این روش ها جواب نداد، باید به دندانپزشک مراجعه کنید.
ادامه مطلب
پس از ورود به بهشت و جهنم، آخر کار انسان کجاست؟ آیا در یک جا ماندن انسانی که میل به بی‌نهایت دارد، تکراری نمی‌شود و دیگر آن که آیا ممکن است که یک جهنمی، اهل بهشت شود؟آخر کار انسان کجاست؟اگر نگاه به آن عالَم نیز نگاه مادی و فیزیکی باشد، قطعاً این سۆال پیش می‌آید که آخرش کجاست؟ یا آخر کار انسان کجاست؟ چرا که عالم ماده محدود است و به بیان امیرالمۆمنین علیه‌السلام: «هر محدودی قابل شمارش است»؛ چنان چه برای طبیعت آخری بیان شده است، چه در علوم قر
یارحمان 
تاحالا شده یه نقطه ای از زندگی یهو قفل کنی و بگی من کجام ؟ 
زندگیم کجاست ؟ من از آینده چی میخوام ؟ 
[از روزی که برنامه و هدفم نابود شد ، دیگه اون آدم سابق نیستم] 
همش دنبال یک هدفم که نمیدونم کجاست و چیه ؟ 
اصلا استعداد واقعی من چیه ؟ 
چه کاری رو اگه ادامه بدم موفق تر هستم ؟ 
[از وقتی که اون هدف نابود شد ، همش درگیرم] 
درگیر این سوالات به ظاهر راحت اما از درون سختِ سختِ سخت ! 
به راستی من کجام ؟ 
 
 
#دنبال یک ثباتم  یک ثبات درونی و بیرونی 
#
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟
مدرک دیپلمم اینجاست ولی کار کجاست؟
هر کجایی که من مدرک خود را بردم
پاسخ این بود که یک پارتی پولدار کجاست؟
روز و شب هر چه دویدم پی همسر گفتند
از برای چو تویی همسر و غمخوار کجاست؟
پدر دختره تا دید مرا با فریاد
گفت اوٌل تو بگو درهم و دینار کجاست؟
خانه در جردن و شمران چه داری بچه؟
پست و عنوان و یا حجره و انبار کجاست؟
ست الماس و گلوبند زمرد که به آن
بکند دختر من فخر در انظار کجاست؟
یک عدد بنز مدل 98 دو در
تا کند فیس در آن در
#مداحی_درخواستیچه سخته بچه ای ندونه مزار مادرش کجاستچه سخته عاشقی ندونه خونه ی دلبرش کجاستمنم و این اشکای جاریمیمیرم از دل بی قراریکی میگه قبرت بی نشونه ؟تو دله من حرم که داری .حرم تو و حرم شاه کربلا ندارهحرم تو و حرم امام رضا ندارهبی بیه بی حرمی ، دل و دلبرمیدوست دارم که بگم مادرمی دریافت فایل صوتی بانک شعر خیمه کانال تلگرامی ما
صفحه اینستاگرامی ما
صلاح کار کجا و منِ خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب
در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خداوند و متعلق به هر کسی است که در جبهه‌ی خدائی قرار میگیرد. در مصاف بین حق و باطل، بین جبهه‌ی خدا و جبهه‌ی شیطان، عزت متعلق به کسانی است که در جبهه‌ی خدائی قرار میگیرند. این، منطق قرآن است. در سوره‌ی فاطر میفرماید: «من کان یرید العزّة فللّه العزّة جمیعا».(۱) در سوره‌ی منافقون میفرماید: «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین و لیکنّ المنافقین لایعلمون»؛(۲) عزت متعلق به خداست، عزت متعلق به پیامبر و به مؤم
باید بی رحم باشی به هرکسی که تونست راحت کنارت بزاره
با یه استدلال با یه حس! 
روی پای خودت باش و فراموش کن و فریاد بزن که فراموشت کنن
 
× وایولت اورگاردن تموم شد. چه قدر گریه کردم. ولی یه جایی توی گریه های وایولت ته دلم خالی شد. این که وایولت مطمئنه یه سرگردی هست توی سرزمین پری ها و از روحش محافظت میشه و به یاد و مراقب وایولت می مونه. نیست ولی وایولت می تونه حضور قوی و همراهش رو احساس کنه. 
یه لحظه از این که همه کس و همه چیز توی ذهنم فرو ریخته اذیت ش
ساحل چمخاله یکی از زیباترین و در عین حال شاهکار ترین ساحل های موجود در استان گیلان است که همواره به دلیل برخورداری از طبیعتی بسیار زیبا و ساحلی اروپایی علاقه مندان بسیار زیادی را به سوی خود جذب نموده است، برای آن که بتوانید این ساحل را مشاهده کنید و اطلاعات کامل تری از آن دریافت کنید به مقاله ای از وب سایت گیلی شاپ مراجعه کنید، همچنین ار روی نقشه نیز می توانید به این مکان توریستی و بسیار زیبا مراجعه کنید. با مراجعه به این مقاله می توانید به س
میگذرد زمان و من مانده ام ساکن.
کجاست ان سیال همیشگی؟
فردا روز بهتریع اینو همیشه مامانم میگه .                                                                                                   امضا:
                                                                                                                                                               مورچه امیدوار
میگذرد زمان و من مانده ام ساکن.
کجاست ان سیال همیشگی؟
فردا روز بهتریع اینو همیشه مامانم میگه .                                                                                                   امضا:
                                                                                                                                                               مورچه امیدوار
مرحوم شیخ صدوق، راوندی و بعضی دیگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حکایت کند: روزی در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم اجمعین نشسته بودم، آن حضرت فرمود: آیا می دانی پیراهن حضرت یوسف علیه السلام چه بود و کجاست؟ عرض کردم: خیر، نمی دانم؛ شما بفرمائید تا فرا بگیرم.(جهت مطالعه ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید.)
   
بخشی از داستان کتاب "چهل داستان و حدیث از امام زمان (عج)"(نویسنده: "عبدالله صالحی" /ناشر چاپی: "مهدییار"/ناشر دیجیتالی: "مرکز تح
دلم میسوزه.
برای همه آدمایی که شست و شوی مغزی میشن و به این خاطر ظلمی میکنن.
برای همه آدمایی که شست و شوی مغزی میشن و دچار تعصب و تحجر و افراط و سرسختی میشن.
برای همه آدمایی که به خاطر این شست و شوهای هوشمندانه و یا از سر بی سوادی و فقر، بهشون ظلم میشه و میسوزن
برای اون لحظه ای که بی تابی میشه نتیجه ی یه عمر عطش کشیدن.
برای اون لحظه که عقل و ارامش جایی نداره.
یکی نوشته بود باید یه بمب بندازن تو خاورمیانه و امثالهم تا همه مشکلات دنیا یه جا بر
فکر کن چندین سال مثلا نه سال جادوت کنن و شرط باطل شدن جادو گذشتن نه سال از زندگیت باشه بعد نه سال بعد که همه چیز تمام می شود به یکباره به زندگی برگردی و تازه بفهمی که نه سال از زندگیت رفته نه سال خیلی از موقعیت های طلایی زندگیت رو از دست دادی حالا تو ماندی و باید یاد بگیری تمام گذشته را فراموش کنی و خانوادت مدام تکرار کنن از این به بعد سعی کن تو چیزی رو از دست ندادی در حالیکه که من مدام در گذشته ام و هیچ چیز قرار نیست درست شود احساس میکنم در راه رو
به استناد سایت مشاوره حقوق خانواده دینا ، یکی از موضوعاتی که حجم زیادی از پرونده های موجود در دادگاه ها را به خود اختصاص داده است ، طلاق و دعاوی مربوط به آن است . به همین دلیل ، در ساختار قوه قضاییه مراجعی جهت دادگاه طلاق تحت عنوان خانواده ایجاد شده اند و صلاحیت رسیدگی به دعاوی خانوادگی از جمله طلاق ، مهریه ، نفقه ، حضانت فرزندان و غیره را بر عهده خواهند داشت . برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص اینکه محل دادگاه طلاق کجاست بر روی لینک زیر کلیک
 
 
 
نقطه کور ذهن شما کجاست؟
ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور  (Blind Spot Bias) می گویند.
وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
دقت کنید: 
 اغلب مردم فکر می کنند که
ادامه مطلب
نقطه جی (G) یا جی اسپات در ن کجاست؟


در مورد نقطه جی
(G) یا جی اسپات چقدر اطلاعات دارید؟ آیا این ناحیه تحریک شونده فقط در
ن وجود دارد یا مردان هم نقطه جی دارند؟ آیا همه ن می توانند جی
اسپات خود را پیدا کنند؟ چه پوزیشن هایی بیشتر باعث تحریک جی اسپات می
شوند؟
اگر همه این ها سوالات شما است با ما همراه باشید تا در این مورد
اطلاعات بیشتری کسب کنید. در این مقاله از بخش جنسی دکتر سلام به بررسی مکان نقطه جی د
سوالی برای عدالتخواهی در ورزش و سلامت جامعه
زمان جنگ هزاران میلیارد تومانی که اکنون برای ورزش قهرمانی از وزارتخانه تا فدراسیون و باشگاهها و مربیان و . هزینه میشود , هزینه نمیشد کسی هم نمیگفت برای آبروی کشور و اسلام و انقلاب باید هزینه کنیم. اکنون بیش از 30 سال است داریم هزینه ریالی و ارزی میدهیم به کجا رسیدیم؟ با این هزینه های 30 ساله چه مقدار فقر زدایی و اشاعه خیرات که می توانستیم انجام دهیم و نکردیم. عدالت حاکمان به چه معناست. آیا با این هزین
غمگین انگیزترین استوری هایی که تو اینستا می بینم برا من با فاصله ی خیلی خیلی زیاد، استوری های یکی از بچه های دوره است. حالا چرا غم انگیز؟ واسه خودش که خیلی شاد و خوبه حتما ولی واسه من واقعا درامه، چون نه تنها استوری هاش بلکه تمام پست هاش هم از لحظاتیه که با دوستاشه! حتی موقع هایی که باید درس بخونه هم با دوستاشه، همیشه خدا با دوستاشه! شادترین چهره ای که میشه از یه آدم دید وقتیه که با دوستاشه و اون همیشه شاده!
دیدن استوریاش برا من مثل دیدن فیلمایی
مبدا :اصفهان

مقصد :چهار محال بختیاری-سامان

شروع تور :04 مرداد 1398

پایان تور :04 مرداد 1398

نوع سفر :زمینی اتوبوس اسکانیا

مدت اقامت :1روز


درباره سفر - تور مارکده

اسکان در باغ مجاور رودخانه
بازی‌های گروهی
رفتینگ (۴۵ دقیقه رفتینگ گروهی و هیجان انگیز در رودخانه )
موسیقی
خدمات برنامه شامل :
اتوبوس توریستی ۴۴ نفره
راهنمای کارت دار
بیمه و مجوز رسمی از آژانس
صبحانه کامل و سلف سرویس
دو وعده پذیرایی ( قبل از صبحانه و عصر )

برای اطلاع از قیمت و ثبت
آناتومی و نبض و آنوریسم و پارگی و شاخه های شریان فمورال مشترک و سطحی کجاست
آناتومی و نبض و آنوریسم و پارگی و شاخه های شریان فمورال مشترک و سطحی کجاست در سایت جسارت
شریان فمورال ,شریان فمورال کجاست,شریان فمورال مشترک,شریان فمورال سطحی,نبض شریان فمورال,مسیر شریان فمورال,شاخه های شریان فمورال,آناتومی شریان فمورال
توضیحاتی در مورد شریان فمورال
همانطور که می دانید سرخرگ یا شریان به رگهایی که خون را از قلب به سایر اندام‌ها منتقل می‌کنند می‌گو
آناتومی و نبض و آنوریسم و پارگی و شاخه های شریان فمورال مشترک و سطحی کجاست
آناتومی و نبض و آنوریسم و پارگی و شاخه های شریان فمورال مشترک و سطحی کجاست در سایت جسارت
شریان فمورال ,شریان فمورال کجاست,شریان فمورال مشترک,شریان فمورال سطحی,نبض شریان فمورال,مسیر شریان فمورال,شاخه های شریان فمورال,آناتومی شریان فمورال
توضیحاتی در مورد شریان فمورال
همانطور که می دانید سرخرگ یا شریان به رگهایی که خون را از قلب به سایر اندام‌ها منتقل می‌کنند می‌گو
معمولا
با تعمق و دقت مختصری می‌تونم دلیل دل‌شوره‌ رو پیدا کنم. معمولا نگرانی بابت
مسایل شخصی، نگرانی برای اطرافیان، نگرانی‌های اجتماعی و. دلیل دل‌شوره هستند
اما گاهی هر چی فکر می‌کنم و تجزیه و تحلیل می‌کنم نمی‌فهمم مشکل کجاست. تمام
مشکلات احتمالی رو بررسی می‌کنم و دونه دونه بهشون می‌پردازم اما دلیلی برای
نگرانی و دل‌شوره پیدا نمی‌کنم این بدترین نوع دل‌شوره‌ست. دل‌شوره رو می‌تونم
رفع کنم و اگر رفع شدنی نیست تحمل کنم به شرطی که ب
سیاهی کجاست؟ مگر نه آنکه غرقی؟  پس نمی‌بینی‌اش.
سیاهی همان من است، همین دنیا، همین وجود و همین زندگی
جستجوی بیهوده‌ایست، راه‌ها همه بن‌بستند و این شهر گور آرزوهایت شده.
بنشین و سیاهی را تماشا کن و غرق شو، یک نفس عمیق و دیگر هیچ.
خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد میکنی، درلبخندیست که به لب مینشانی، خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی، آنجاست که عهدمیبندی و عمل میکنی، خدا؛ درتو،باتو، و برای توست.
 
زنده یاد 
سهراب سپهری
 
خدا در دستیست که به یاری میگیری. درقلبیست که شاد میکنی. درلبخندیست که به لب مینشانی. خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی. درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی. آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی.
 خدا درتو ، باتو ، و برای توست.
زنده یاد "سهراب سپهری"
شده با یه قضیه ای از لحاظ منطقی کنار اومده باشید و اوکی باشه، ولی دلتون باهاش نیست؟‌
یعنی هر کاری می‌کنید نمیتونید بفهمید که چرا ذهن و دل باهم همراه نیستن. مشکل کجاست؟ یعنی یه چیزایی تو ذهنمون هست که خودمون نمی دونیم؟؟ یا کلا این دوتا جدای از هم کار میکنن؟ یا دل به ذهن می‌گه به چی فکر کنه؟؟؟ قضیه چیه؟؟!!!
چیه این تلقین، به مترصد اینکه چند قطره خون از واژنم سرازیر شد حال روحیم از  این رو به اون رو شد. اصلا یه دنیا امید و برنامه و عشق به زندگی ریخت سرم. چه‌ام بود؟ هیچی داشتم با حال نزار با این پی‌ام‌اس دم آخری کلنجار می‌رفتم.
غرض اینکه بله غیر هورمون تلقین هم موثره. حالا کی میدونه تلقین کجاست و چه شکلیه که روح نیست؟
های گایز ( یکی پیدا شه کلیشو بفروشه منو ببره وطنم آمریکا)
داشتم به این فکر می کردم اگه تو کشوری غیر از ایران بدنیا می اومدم بازم میومدم تجربی؟
انتخاب من چی بود؟پزشکی؟دندون؟دارو؟ شایدم حالم از این رشته ها بهم می خورد!
من پتانسیل پزشک شدن رو ندارم.چون روحیه اش رو ندارم.نمی تونم مرگ یک گربه رو
تحمل کنم من زیادی احساساتی ام! نمی تونم دیدن مرگ آدما رو به چشم ببینم و ببینم کاری
از دستم برنمیاد که براشون انجام بدم.اگه پزشکی و مشتقاتی که عرض کردم پول ن
ما را در تلگرام دنبال کنید.>   ​
شنزن کجاست؟ با شهر شنزن بیشتر آشنا شوید:
شنزن کجاست؟ چه کسی فکر می‌کرد دهکده ماهیگیری کوچکی که در سال ۱۹۷۰ در حاشیه هنگ‌ کنگ قرار داشت، ناگهان امروز به قامت یک کلان‌شهر درآید و  . . .

جهت کسب اطلاعات بیشتر بر روی لینک زیر کلیک کنید.
ادامه مطلب.
برخلاف شبهای ماه رمضون هر سال که تا سحر بیدارم، امشب تصمیم گرفتم بخوابم.
دو ساعت گذشته و من خوابم نمیبره. این پشه ی بوق هم راحتم نمیذاره و تلاش های من برای کشتنش بی نتیجه مونده.
خسته ام از خواستگار رنگ رنگ
پس کجا هستی تو ای یار قشنگ؟
همین الآن سرودمش!
خدایا!
کجاست همون که عاشق منه؟ که تو می بینیش و من نمی بینم!
امان از این اشتباهیا.
بعد از بُرد تیم ملی، از سه تیم آسان و مساوی کردن با عراق، همه گفتند که کی روش بهترین مربی است، اما توجه نداشتند که تیم ایران مقابل چه تیمی بود.
اما وقتی تیمِ مقابلِ ایران، کمی نسبت به چهار تیم قبل، قوی تر است، ایران در مقابل او شکست می‌خورد، آن هم سه گل، آن هم گل خوردن بیرانوندی که همه از او تعریف می‌کردند، تا آنجایی که گل آخر هم در دقایق پایانی به ثمر رسید.این ها نتیجه تفکرات غربگرانه ای است که بر سر این ملت آورده است.
تفکری مثل برجام، تفکری م
خب آقای استان‌دار یا هر چی!
وقتی به اون طفلک که از روی درد بهت می‌گه:
به فکر تمام عرب‌ها هستی یا فقط اعراب سوریه؟
می‌گی:
بی‌تربیت مخالف نظام!
دیگه جمله‌ی بعدیت که بهش می‌گی:
ما برای شما خونمون رو هم می‌دیم
شنیده نمی‌شه که
بذار راحت فحششو بده!
چیکارش داری؟
تحمل و صبرت کجاست؟
ای بابا!
انقدر گل به خودی نزنید دیگه!
برای اینکه بتونیم سایتی رو بسازیم، باید اول اسکلت‌بندی سایت رو انجام بدیم.
بزارید با مثال بهتون توضیح بدم که بهتر متوجه بشید. فرض کنید شما می‌خواید یه آدمی رو درست کنید. یه آدمی که بتونه سرپا بشه و ظاهر درستی داشته باشه و بتونه حرکاتی انجام بده و کلاً زنده بشه.
خب پس میریم یه آدم بسازیم. صبر کنید. کجا دارید میرید؟ خاک نیاز نداریم برای ساختن آدم :-) خب توی برنامه نویسی ما می‌خوایم یه آدمی رو بسازیم. پس اول باید اسکلت آدم رو تعریف کنیم. خب. اول می
مشکل ما با بانک در کجاست ؟ 
اگر بانک ها سالانه 200000 میلیارد سود به مردم پرداخت کنند که حدودا 20 درصد پول می باشد در اینصورت  مردم حدود 1 میلیون میلیارد سپرده نزد بانک ها دارند !!! لذا بانکها در ایران بسیار مهم هستند ولی در عمل هیچ کار مفیدی در اقتصاد انجام نمی دهند 
اما بانکها با این پول چه می کنند :
درواقع بانکها با این حجم پول هیچ کاری نمی کنند حتی از این پولها وام هم نمی دهند! فقط و فقط به گفته خودشان مهار نقدینگی و تورم انجام می دهند که از نظر من
خِنِه کَتِه ولی ؛ صاب خِنِه کوءهلته لتکا ؛ دیگر بی سِکه سوءهمله یِ دل ؛ مه دل ؛ مشت غمیرهجانِ پِر و ؛ مارِسّه ِ دل کَهوءه
 
 
ترجمه: خانه هست، اما صاحبخانه کجاست؟
باغ و باغچه دیگر صفا ندارد
دل روستا و دل من غمگین هستند
دلم برای پدر و مادرم تنگ است
جایی کلامی از حاج حسین یکتا خواندم:
رزمنده‌ای که در فضای سایبر و مجازی می‌جنگی، برای فشردن کلیدها و دکمه‌های کامپیوتر و موبایلت وضو بگیر و با نیت قربةً إلی الله مطلب بنویس. بدان که تو مصداق "و ما رمیت اذ رمیت" هستی. 
چقدر این بیت حافظ اینجا اندیکاسیون دارد: صلاح کار کجا و من خراب کجا             ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
ایده یا فکر اولیه از گوشه ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی جوی آب می رود. نیم نگاهی به آن می اندازید و به آرامی از کنار آن می گذرید. این موضوع آنقدر بی اهمیت است که لحظه ای بعد این تصویر نیز زیرصدها تصویری ـ که بعد از آن در پی می آیند ـ دفن می‌شود. یکی دو دقیقه بعد هم هیچ اثری از تصویر آن چکمه در ذهنتان نمانده است.از گوشه‌ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی ج
گاهی دلمون واس ی نفر انقددددددر تنگ میشه که حاضری نصف عمرتو بدی اما فقط 5 دقیقه دیگه بتونی ببینیش.
گاهی دلت میخواد بدونی کجاست بری کی و از دور نگاش کنی.
گاهی
میشینی فکر میکنی یعنی اونم مثلِ منه ؟ اونم داٰئما بهم فکر میکنه؟ اونم شبا خوابمو میبینه ؟


ادامه مطلب
عید قربان سال 1336، در
روستای مارکده شهرکرد، کودکی متولد شد که خانواده اش به عشق مولای متقیان و
اهل بیت (ع) نام او را قربانعلی نهادند. 6 سال بعد پدر، دار فانی را وداع
گفت و شرایط زندگی ، قربانعلی را از ادامه تحصیل بازداشت. او همراه خانواده
به اصفهان هجرت نمود و به حرفه درب و پنجره سازی مشغول گشت. حس همدردی و
بخشندگی باعث شد که قربانعلی از همان نوجوانی حاصل دسترنجش را با یتیمان و
مستمندان تقسیم کند و خلق خوش و رفتار جذابش، اطرافیان را به سمت او
چقدر عجیب شده بود
چهارشنبه اول فردای برگشت از مشهد
سوم دوباره تو حرم آقا فردای ولادت حضرت زهرا
چهارم توی دو کوهه
ششم توی اعتکاف روز ولادت امام علی
.
.

هفتم کجاست؟
+ خدایا. خودت گفتی دعای شما دو تن مستجاب شد!
خدایا منظورت چی بود؟
اللهم الغفر لی الذنوب التی تغییر النعم
خاش کجاست ؟ معرفی شهرستان خاش در نقشه
خاش کجاست ؟ در این مطلب ما به معرفی خاش می پردازیم . در این مطلب میتوانید موقعیت جغرافیایی خاش ، محل آن در نقشه و اطلاعات جالب دیگری را مشاهده نمایید . شهرستان خاش یکی از شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان است. مرکز این شهرستان، شهر خاش است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۵، برابر با ۱۷۳۸۲۱ نفر بوده است . در نقشه خاش کجاست ؟ معرفی خاش شهرستان خاش با مساحت ۱۹۳۷۶ کیلومتر مربع در قسمت مرکزی استان
تو این همه خستگی که این روزا با هیچی از تنم بیرون نمیره، روزایی رو یادم میاد که فقط با خوندن یه جمله از تو انرژی کل روزم تامین میشد. پس اون همه انرژی الان کجاست؟ پس قانون پایستگی انرژی به چه دردی میخوره اگه قرار باشه با رفتنت کل قوانین فیزیک رو زیر سوال ببری لعنتی؟
درست در اوجِ اوجِ شادمانی غمی بر دل می نشیند . غمی نه جانکاه بلکه غمی عمیق. اما این غم از کجاست؟ برای چیست؟ 
تو را گرامی میدارم ای غم جان افزا !
گرامی میدارمت ای غم مقدس
ای الهی تر از هر نوع شادی !
ای نور خداوند
ای پیامبر !
گرامی میدارمت که به یادم می آوری برای چه نفس می کشم و به کجا باید بروم.
ای گرامی چون عشق
ای خود عشق که هوشمندانه لباس غم به تن کردی!
اشعار زیبای ماه مبارک رمضان
اشعار ماه رمضان
ماه برکت زِ آسمان می آید
صوت خوش قرآن و اذان می آید
تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه
تبریک،بهار رمضان می آید
هر زمان افطار خود با آب که وا می کنمدیده هایم را فقط از اشک دریا می کنم
علت بیچاره گی ام را خودم فهمیده امکم سحرها با خدای خویش نجوا می کنم
 
آن قدر بیچاره هستم می نشینم روز و شبدر گناه افتادن خود را تماشا می کنم
 
جای این که مایۀ آرامش آقا شومبا معاصی خون به قلب زار آقا می کنم
 
هی گناه و توبه و هی پشت
https://birk.ir/khash-kojast-khash-dar-naghshe/
خاش کجاست ؟ معرفی شهرستان خاش در نقشه
خاش کجاست ؟ در این مطلب ما به معرفی خاش می پردازیم . در این مطلب میتوانید موقعیت جغرافیایی خاش ، محل آن در نقشه و اطلاعات جالب دیگری را مشاهده نمایید . شهرستان خاش یکی از شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان است. مرکز این شهرستان، شهر خاش است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۵، برابر با ۱۷۳۸۲۱ نفر بوده است . در نقشه خاش کجاست ؟ معرفی خاش شهرستان خاش با مساحت ۱۹۳۷۶ کیلوم
گویند عارفی قصد حج کرد. 
فرزندش از او پرسید: پدر کجا می خواهی بروی؟ 
پدر گفت: به خانه خدایم.
پسر به تصور آن که هر کس به خانه خدا می رود، او را هم می بیند! پرسید: پدر! چرا مرا با خود نمی بری؟ 
گفت: مناسب تو نیست. 
پسر گریه سر داد. پدر را رقت دست داد و او را با خود برد.
هنگام طواف پسر پرسید: پس خدای ما کجاست؟ 
پدر گفت: خدا در آسمان است. 
پسر بیفتاد و بمرد! 
پدر وحشت زده فریاد برآورد: آه ! پسرم چه شد؟ آه فرزندم کجا رفت؟ 
از گوشه خانه صدایی شنید که می گفت: تو ب
عقل اگر می‌خواهد از درهای منطق بگذرد
باید از خیر تماشای حقایق بگذرد
آنچه آن را علم می‌دانند، اهل معرفت
مثل نوری باید از دل‌های عاشق بگذرد
طفل می‌گرید مگر می‌داند این دنیا کجاست؟
عمر چون با های‌های آمد به هق‌هق بگذرد
هر بهاری باغبان راضی به تابستان شود
باید از خون دل صدها شقایق بگذرد
صبر بر دور جدایی نیست ممکن بی‌شراب
همتی کن ساقیا! تا مثل سابق بگذرد
از گناه مست اگر زاهد به کفر آمد چه غم
از خطای اهل دل باشد که خالق بگذرد
فاضل نظری
همیشه به زندگی مادرم که نگاه می کردم، به نظرم جسورترین و مقاوم ترین زن دنیا بود. اینکه سالها تلاش کرد، با مشکلات جنگید، همیشه دنبال بهتر شدن و پیشرفت خودش و اطرافیانش بود و یه جایی دیگه ادامه نداد. اجازه نداد بیش از توانش بهش ستم بشه، اجازه نداد جزیی از چرخه ی ظلم و توجیه ظلم و مظلوم واقع شدن باشه. این در نظر من مهم ترین و بزرگترین اتفاق دنیا بود. اما. از یه جایی به بعد دیگه اسطوره ها و ابر قهرمان های زندگیت مثل قبل نیستن. درستش اینه که نگاهت به
این پست قرار نیست که نوشته‌ای داشته باشد، تلنگری است برایم که یادم بماند در زمانه‌ای که مثل فانوس دریایی چسبیده‌ام به " خانه‌ی دوست کجاست"، کسی از گذشته‌ها پیدایش شد با دلی شکسته و رنجی عمیق. پیدا شد که یادم بیاورد روزگاری آرزوی کسی بودم، همان روزهایی که تلاش می‌کردم برای تنهایی یک تازه مادر کاری بکنم.
چه خاکی برداشته اینجا!
یهو یادم افتاد یه صفحه سوت و کور وبلاگی هم بین زندگی ای که به توییتر و اینستاگرام و تلگرام پیچیده دارم.
نام کاربریم و پسوردمم یاد نمیومد ،بین نُت هام پیداشون کردم و چه عجیب که یادداشت کرده بودم.
عجیب تر اینکه وقتی به اینجا نگاه میکنم دلم نمیگیره،انگاری بهم نشون میده چقد تغییر کردم و فکر میکنم از مرحله گیر کردن تو زمان عبور کردم .
نشانی منزل حکیم الهی قمشه ای.آیت الله جوادی آملی: شخصی از مرحوم شیخنا الاستاد حکیم الهی قمشه‌ای پرسید که نشانی منزل شما کجاست؟ و او در پاسخ این شعر را خواند:یار اگر پرسد نشان منزل ما گو بیا؛کوچه جان، در خیابان وفا، میدان عشق. ادب قضا در اسلام - ص ۲۸۰
بعضی آدم ها تموم شدنی نیستند همیشگی اند. همین بعضی ها اگر نباشند می شوند درد، که تموم شدنی نیست اما کم شدنیه. شاید همینجاست که حافظ میگه دردم از یار است و درمان نیز هم. منم مثل حافظ معتقدم الا بذکرالیار هست که تطمئن القلوب میشه، واسه همینه که زنده ایم.
پ.ن:هوای فردا بستگی داره کی کجاست، کی تو دل کیه؟ شاید ابریه، شایدم نیست(رادیو چهرازی)
بود و رفت
طاقت بی تابیم را؛ او شکیبا
بود و رفت
گر زمانی بانگ میزد بر سرم؛
زنگ خزان؛؛
ساقهء زرد خیالم را شکوفا
بود و رفت
از شمیمش مینمود او اهل این
منزل نبود؛؛
ساکن فردوس بود؛ از شاخ
طوبا(طوبی) بود و رفت
غم مخور"محزون"؛ مگو
یارم کجاست؟؛؛
پر کشید بر آسمانها؛ چونکه
عنقا بود و رفت.
#ناهید_غلمانی_
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
ساعات روز عاشورا دقیقه به دقیقه به لحظات عصر نزدیک میشد 
و امام حسین (ع) می دانست که لحظه ی مفارقت از زندگی به فجیع ترین صورت
 
و دردناک ترین حالت در حال نزدیک شدن است.
 
هنگامی که امام حسین (ع)به نزد فرزند بیمارش رفت حضرت زینب(س)
 
مشغول پرستاری از او بود امام حسین (ع)از وضع بیماری فرزندش
 
سوال کرد واو خداوند متعال را حمد کرده وسپس
 
پرسید:"ای پدر جان !امروز با منافقان چکردی؟"
 
امام حسین (ع)فرمودند:"فرزندم !شیطان بر آنان مسلط شده و ذکر
 
خدارا از ی
گاهی در ذهنم بوده است این مدّت که اگر به طرز معجزه آسایی روی صندلی "دورهمی" مهران مدیری نشستم و از عشق پرسیدند چه میتوانم گفت. شاید شبیه ترین احساسی که داشته ام به آن، حس آن پرچم زردی است که کشتی ها در گذشته وقتی خدمه شان به وبا دچار می شد برمی افراشتند. که نه کسی نزدیک آن ها شود و نه تماسی بگیرد. آن ها حق نداشتند در بندرها پهلو بگیرند یا بار خود را تهی سازند. یک احساس تعلیق مطلق تا مرگ. نمی دانم! شاید هم شعری می خواندم از سیّد که "باید از دل استفاده
بس‌که رازِ فاش را در پرده خواندم خسته‌ام
از نگفتن‌ها و گفتن‌های توآم خسته‌ام
از عتابت بیمناکم، از شرابت بی‌نیاز 
زهر اگر داری بیار، از شادی و غم خسته‌ام 
 نیست سیلابی که از تخریب، سیرابم کند 
از نوازش‌های این باران نم‌نم خسته‌ام  
ملحدان طعنم کنند و صوفیان سنگم زنند
از تو و خیّام و ابراهیم‌ِ اَدهم خسته‌ام
 
بین آدم‌ها غریبم، آه! غربالت کجاست؟
از سِ نحس این دنیای در هم خسته‌ام
دیگران گفتند: "آزادی" ، من افتادم به بند 
بازجو پرسید:
آناتومی و انسداد و تنگی و سندرم ی و شاخه های شریان ساب کلاوین چپ و راست کجاست
آناتومی و انسداد و تنگی و سندرم ی و شاخه های شریان ساب کلاوین چپ و راست کجاست در سایت جسارت
شریان ساب کلاوین ,شریان ساب کلاوین چپ,آناتومی شریان ساب کلاوین,شاخه های شریان ساب کلاوین,تنگی شریان ساب کلاوین,انسداد شریان ساب کلاوین,محل شریان ساب کلاوین
توضیحاتی در مورد شریان ساب کلاوین
شریان ساب کلاوین یکی از شاخه های اصلی شریان آئورت است که در سمت چپ مستقیماً از
می‌دانید یک نقاش کی می‌فهمد که نقاشی‌اش تمام شده؟ دقیقا در همان لحظه‌ای که همه چیز به نظرش تمام شده و بی‌نقص می‌آید. همان لحظه‌ای که دیگر نمی‌تواند چیزی از خود به نقاشی اضافه کند. همان لحظه‌ای که می‌بیند هر تغییر و دست بردنی در نقاشی فقط کار را خراب‌تر می‌کند. در عالم نقاشی اما یک لحظه‌هایی هم هست که می‌دانی کار تمام نشده، می‌دانی یک جای کارت می‌لنگد اما باز هم نمی‌توانی چیزی از خود به نقاشی‌ات اضافه کنی. نمی‌دانی مشکل از کجاست. نم
داستان این نیست که فقط دانایان می‌فهمند و چون دیگران نمی‌فهمند پس ایشان در رنج‌اند. داستان این نیست که ایشان در نورند و دیگران در ظلمت‌اند و پس ایشان از ظلمت دیگران در رنج‌اند. نه، رنج از این است که درک به ظرف عمل نمی‌ریزد و مست نمی‌تواند دیگران را مست کند و نوردیده نمی‌تواند نور بتاباند و موسیقی‌شنیده نمی تواند دیگران را برقصاند. 
دانایان در رنج‌اند چون دانایی‌شان حرف است و خردشان در پستوهای نهان احتکار شده است و نمی‌خواهند، پس نمی
یه مشکل نتورکی داریم ولی نمیدونیم مشکل دقیقا از کجاست؟؟ توی این مواقع به غیر از خوندن لاگ لیسینر توصیه میشه trace رو در سطح لیسینر فعال کنید که جزییات بیشتری رو بتونید آنالیز و tshot کنید.
فعالسازی با تنظیم:
پارمترهای listener.ora
DIAG_ADR_ENABLED_LISTNER=OFF TRACE_DIRECTORY_LISTENER = <path> TRACE_LEVEL_LISTENER = 16
پارامترهای sqlnet.ora
DIAG_ADR_ENABLED=OFF TRACE_LEVEL_SERVER = 16 TRACE_DIRECTORY_SERVER = <path>
سلام من تقریبا سه روز نبودم و حالا که برگشتم اول از همه رفتم سراغ بهار.
گشتم ولی توی وبلاگایی که دنبال میکنم پیداش نکردم.
از طریق پیوندام رفتم تو وبش ولی گفت این صفحه پیدا نشد.
داره اشکم در میاد

شما میدونین بهار کجاست، بدجور نگرانم
خدایا مگه نگفتی با من معامله کنید
من با تو معامله کردم
چرا باید زندگیم دو سر سوخت باشه
یه روز خوش
یه دل شاد
چیز زیادیه
مگه من تاحالا برای خودم ازت چیزی خواستم
اما اینبار میخوام
بچم داره جلو چشمم پر پر میشه
میخوای برسونیم به لحظه ای که بودنتو انکار کنم
میخوای برسونیم به جایی که حسین و اهل بیتتو فراموش کنم
پس کجاست اون ثمن معامله ی با تو
کم نزاشتم برات
در حد خودم بنده لایقی برات بودم
بزار سرت منت بزارم بلکم صدات دراومد
 
 
مطالب گوناگونی در مورد روانشناسی و گاها روانپزشکی منتشر میشه که توجهات بسیاری را به خود جلب میکند. اما یک موضوع بسیار مهم صحت و اعتبار این موضوعات هست که باید به اونها توجه ویژه به عمل بیاید.
هر کطلبی ارزش خواندن و اجرایی کردن را ندارد.
مطمئن شوید منبع مطلب کجاست و از چه سایت یا وبلاگی آن را میخوانید تا به تاثیر گذاری مثبت آن پی ببرید.
با هم میتوانیم تاثیرات زیادی بر سطح آگاهی مردم بزاریم.
کافیه از خودمون شروع کنیم.
نمیدونم اشکال از کجاست اینکه نمیدونم باید چیکار کنم
روزبروز داره اخلاقم بدتر میشه
روزبروز دارم داغون تر میشم
چرا آخه
وقتی نمیتونم از زبونم درست استفاده کنم
باید چیکار کرد
هیچ کس به حرف من توجهی نمیکنه
مدام اعصابم خورد تر میشه
انگار نمیتونم از زبون خودم درست استفاده کنم
حالم بده
خیلی بد
 
‏ثُمَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یُخْزِیهِمْ ، وَیَقُولُ:" أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِیهِمْ ؟"

 .و در روز قیامت خوار میشوند و  بهشون گفته میشه: کجایه اونی /اون چیزی که (به جای منِ خدا )خودتو براش به سختی انداختی؟
نحل 27
من گمشده‌ای دارم، درون خود، بیرون خود، در پهنای این جهان، من گمشده‌ای دارم که می‌جویم و نمی‌یابمش.
در میان جناق سینه‌ام و در میان دشت‌ها کوه‌ها کسی یا چیزی را می‌جویم. کسی یا چیزی که نیست.
درد بریدگی انگشتم را فشار می‌دهم آسوده‌تر از درد گمشدگی‌ست، لحظه‌ای آرام می‌یابم. دردش خسته‌ام می‌کند، دست می‌کشم و باز از نو آغاز می‌شود من گمشده‌ای دارم کجا بیابمت. در عرصه‌ی جهان خاکی و افلاکی هیچ چیز اغنایم نمی‌کند و من بدنبال آن یگان
مدتی بود تعجب می کردم از اینکه نیستی 
پیام‌ میدم جواب نمیدی 
پست هات و میخوندم و بهت راجبشون میگفتم
حالت و می پرسیدم
نگو دو طرفه بود 
من خیلی وقته ازت پیامی دریافت نکردم 
نمیدونم مشکل از کجاست 
تنها راهی که به ذهنم رسید اینکه پست بزارم 
 
+سلام خواهرم 
رسم برادری رو به جا آوردم و اصلا ترک نکردم 
اما چه کنم متوجه نشدم که مشکل اینه که نه پیام های تو به من رسید نه پیام های من به تو 
امیدوارم بتونی توی این‌پست نظر بزاری و بهم‌نشون بده 
بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارمهنوز هم غزل از حال بهتری که، ندارم غم آنچنان نفسم را گرفته‌است که اینکامید بسته‌ام اما، به ساغری که ندارم دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندمهزار نامه به پای کبوتری که، ندارم؟ به رغم آن که نبودی، همیشه پایِ تو ماندمکه سخت مؤمنم اما، به باوری که ندارم اگرچه بافتنی نیست راه ِتا تو رسیدنبه جز خیال، ولی کار ِدیگری که ندارم شبیه ابر بهاری، دلم عجیب گرفتهکجاست شانه ی امن ِبرادری که ندارم؟ #سجاد_رشیدی_پور
مجله اینترنتی لبخند به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  یزید در اواخر عمر دچار جنون شد، رفتار‌های بسیار زشت و ناروایی از خود نشان می‌داد، تعادل روانی نداشت و بعد سر به بیابان گذاشت و بالاخره با خفت و خواری و پستی مرد و در یک نقطه دفن شد. بعد‌ها در دوران مختار و بعد در عصر بنی‌العباس این قبر‌ها را می‌شکافتند و مرده آن‌ها را بعد از سال‌ها بیرون می‌آوردند.
ادامه مطلب
باران شیخی دختر هشت ساله ای است که در استان مرکزی توسط یک خانواده شرور به گروگان گرفته شد. گروگان گیران که اعضای یک خانواده بودند و به تازگی در استان سیستان و بلوچستان دستگیر شدند از خانواده شیخی درخواست ششصد میلیون تومان پول در ازای آزادی دخترشان را داشتند.
پدرها و مادرها حتی یک لحظه هم نمیتوانند تصور کنند که این شرایط چقدر دشوار و طاقت فرساست. برای یک پدر و مادر که نمی دانند کودک عزیزشان در دست افراد یاغی چه حال و روزی دارد و آیا دوباره او ر
دیشب خواب دیدم دارم با مریم ت صحبت می کنم و میگه با ملعون قرار داره و
یه جوری احساس کردم آنچه بر سر من اومدده داره بر سر اون هم میاد ولی اون با زیرکی داره ملعون رو دست به سر می کنه.
خیلی دلم می خواست تو خواب بهش هشدا بد و بگم بی خیال بشه ولی دیگه بیدار شدم.
از اونجا که سر نرگسی هم خوابم درست بود و خواب دیدم خونه ملعونه و نهایتا هم همین شد پس!احتمال میدم که خبری در راه باشه.
مردک هوسباز کثیف
خدایا چرا نابودش نمی کنی.؟؟فقط روز به روز داره پ
در نهایت باید بدونی که چیزهای جالب زیادی وجود داره. حتی اگه خبری از آستین‌های بلند ِ راه‌راه سفید، دست‌های آفتاب خورده، شاخه‌های نازک و سبز درخت‌های آزاد و نور جزیره نباشه. 
تو همیشه ساعت‌ها از چیزهای طلایی حرف میزدی. ذره‌های درخشنده. تلألو خورشید روی موج‌های مدیترانه. می‌گفتی حتی اگه کنار دریای شب راه بری دوست داری نورهای طلایی چراغ‌های شهر رو ببینی. نورهایی که همیشه رنگ‌های قشنگ و متفاوتی بینشون پیدا میشه. شهر کجاست؟ روی کاغذهای ب
بعد از این همه سال تو اینستاگرام فالوش کردم و یه جورایی توپ رو انداختم تو زمین اون. اما نمی‌دونم این که اونم منو فالو کرد به این معنیه که توپ الان تو زمین منه یا نه. به نظر میاد معلوم نیست توپ کجاست و در واقع توپ گم شده.
+ حالا شاید تولدش رو تبریک بگم و توپ دوباره بیفته تو زمینش. یه کامنته دیگه. زیر پستی که خودش گذاشته.
+ شاید هم بهش پیشنهاد بدم که هم دیگه رو ببینیم.البته این مورد دیگه گل به خودی حساب میشه.
+ دارم راجع به یه خانم ۶۰ ساله صحبت می‌کنم.[
نو ابتدایی ترین لحظات آشنایی دزیره با همسرش _ که ایف یو اسک می میگم مرد زندگی فقط همون!_ نامبرده دست میبره تو جیبش و یه دستمال قشنگ به دزیره ی در حال اشک ریختن میده. در پاسخ اینکه چرا یه مرد همچین دستمالی همراهش داره هم میگه : چون خانم ها گریه میکنند.
+در آشفتگی هورمون ها ، بی نهایت گریه ای میشم و خب! عیسی دمی کجاست با دستمال قشنگ توی جیبش؟
+ نتیجتا؛ دزیره رمان آموزنده ای هست. حداقل از نظر بیان: چگونه مرد زندگی باشیم!
#کتاب
موجت کجاست تا به شکن‌های کاکلشعطری ز خاک و خانهٔ خود جستجو کنمموجت کجاست تا که پیامی به صدقِ دلبر ساکنان ساحلِ دیگرهمراه او کنم:کاین‌جا غریب مانده پراکنده خاطری‌ستدلبستهٔ شما و به امّید هیچ‌کس!دریا! متاب رویبا من سخن بگویتو مادر منی، به مَحَبّت مرا ببویگرد غریبی از سر و رخسار من بشویدریا! مرا دوباره بگیر و بکن ز جایبگذار همچو موجبار دیگر ز دامن تو سر برآورمدر تندخیر حادثه فانوس برکشمدستی به دادخواهی دلها درآوردمدریا! ممان مرا و مخواهم چ
او محمد(ص) و خاندانش، ساقیان دلهای گشنه و تشنه و خشکیده و چسبیده به پهلو که با سقاییشان بیابان گشنه و تشنه و خشکیده و چسبانده به پهلو را تبدیل به باغی پر از درخت و گل و زینت و.می کنند پس ای او و خاندانش تو را قسم به وارثتان بدانید که ما دل همیشه بهار را دوست می داریم
میم گفت بهش فکر نکن اما من خیلی فکر و ذهنم درگیرش شدهدرگیر اینکه اگه یک سال قبل اون جسارت و نترس بودنم رو نداشتم ، اگه ادم اهل ریسکی نبودم الان هم اینجا و این نقطه از زندگیم نبودم و راه پیش روم انقدر قشنگ نبود شاید
و امروز چیکار کردم؟ در جواب به یک موقعیت جالب احتمالی ترسیدم.مردد شدم و با کوچکترین سیگنال منفی پا پس کشیدم
کجاست اون بخش جسور درونم؟چرا اینطوری شدم آخه
من باید این موقعیت رو تجربه کنم.باااید
اما فکر نمیکنم سراغ همین یکی برم.منتظر ب
تو گرمای تابستان همه دوست دارن که با یک طبیعتگردی خنک گرما را از
تنشان بیرون کنند. بخصوص شهر اصفهان که تابستونای بسیار گرمی داره و با یه
فاصله یکی دو ساعتی به شهرها و روستاهایی میرسین که از زمین تا آسمون آب و
هواش با خود اصفهان متفاوت و تو دل تابستون خنکِ خنکتون میکنه.
یکی ازین مقصدا اطراف شهر اصفهان روستای مارکده هستش که شما میتونید توی برنامه تور یکروزه از اصفهان که آژانس مسافرتی طلوع سفریاد برگذار میکنه شرکت کنید و یه طبیعتگردی جذاب از
همیشه به زندگی مادرم که نگاه می کردم، به نظرم جسورترین و مقاوم ترین زن دنیا بود. اینکه سالها تلاش کرد، با مشکلات جنگید، همیشه دنبال بهتر شدن و پیشرفت خودش و اطرافیانش بود و یه جایی دیگه ادامه نداد. اجازه نداد بیش از توانش بهش ستم بشه، اجازه نداد جزیی از چرخه ی ظلم و توجیه ظلم و مظلوم واقع شدن باشه. این در نظر من مهم ترین و بزرگترین اتفاق دنیا بود. اما. از یه جایی به بعد دیگه اسطوره ها و ابر قهرمان های زندگیت مثل قبل نیستن. درستش اینه که نگاهت به
می‌گم درنهایت چه اتفاقی می‌خواد بیوفته؟جوابم نمی‌دونم شده.
باید برم و این بیست و چند روز باقی‌ مونده رو به قدر کفایت بدوام شاید مطمئن‌تر جواب ِ”درنهایت چه اتفاقی می‌خواد بیوفته‌”ی خودم رو تونستم بدم.
+کلاف سردرگم نیستم،حداقل از امروز به بعد.
امروز دوبار زبونم نچرخید که اون حرفی که میخوام رو بزنم. نه به خاطر جرات نکردن یا مراعات یا هر چیزی. فقط یه حرف ساده بود. مثلا عصری یه بار خواستم بگم آب بیاره خواهرم برام، نتونستم بگم. و همین الان مامانم یه سوال درباره چرخ خیاطی پرسید که قرقره اش کجاست و. ، باز نتونستم بگم :| عصری فک کردم یهویی بوده و همینجوری! ولی الان اعصابم خرد شد! :| کلا یه حس بدی دارم. 
 
+چرا واقعا؟
 
+ الکی ناراحتم. مگه نه؟ میدونم شورشو در آوردم! :(
 
+ برم خواهرم برام لاک بز
دارم میرم پیشش جاده چه همواره و باقی قضایا‎(:‎
الان اینارو برای خودم مینویسم تا یادم بمونه بخاطر خودم و احترامی که برای چندین سال رابطه پر فراز و نشیب قائل بودم دارم این کارو میکنم
یادم باشه منتی سر کسی ندارم
و حتی اگه فردا برای همیشه تموم شد از کسی ناراحت و متوقع نباشم
* فعلا خوشحالم
** تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز!
*** حالا تو این وضعیت لاتاری؟
**** آبان چه یهو تموم شد
***** ناوار نایوخ
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

دکتر جواد عاملی Amirh JS دکتر غلامعباس مومنی Games Center تسمه نقاله فرابرپویا صنعت دانلود دوبله فارسی بازی ها سفر تکوین netlike رنگین کمان روستای کلهرود