ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

هرکی پی یارش

دانلود اهنگ هرکي پيش يارش از سایت ایندکس وار دریافت کنید.
دانلود آهنگ سینا درخشنده سرسری
دانلود روش هر کی پي يارش از سینا درخشنده و پخش آنلاین سر دنیای دانلود روش خوش جدید سایت سیلا آهنگ دانلود دانلود روش سینا درخشنده هر. پخش آنلاین و دانلود راه سر سری از سینا درخشان با دو حال [ 128 ] و [ 320 ] نوشته که امشب مثل عشقه هرکي پي میگه آهنگ حمل رد آرومه در.
ادامه مطلب
امروز یاد رسم و رسومات کشورمون افتادم
اخه یعنی چی عروسو میبرن ارایشگاه هفت سطل رو صورتش مواد میپاشن؟!
یا یه نره خر کله شو درمیاره از ماشین یکی از جلو یه ماشینم از عقب از کل مسیر حرکت ماشین عروس فیلم میگیرن!؟! 
هرکي نظرش محترمه و هرکي هر کاری خواست بکنه برای عروسیش
ولی به نظرم اینها خیلی چرت و پرتن! آدمای تهی ازین کارا میکنن!
یذره به کارای خودمون فکر کنیم ببینیم درسته!؟طرز نگاهمون!؟هر با حجابی مومن نیست و هر بی حجابی کافر نیست.چرا به هر شخصیت ی تهمت میزنیم!؟ اگر سند داری رو کن.چرا چهره ی دین رو خراب به مردم عرضه میکنید!؟آیا این راه و رسم امر به معروف و نهی از منکره!؟هرکي ظاهرش خرابه بد نیست و هرکي ظاهرش خوبه خوب نیست!چون هرکي تحصیل کرده دلیل نمیشه آدم(انسان) باشه!چون کسی بسیجی نیست دلیل نمیشه مذهبی نباشه و آدم پرتی باشه!؟خیلی از همین بسیجی ها بخاطر بسیج بسیجی
داشتیم با مامان و بابا تو سر و کله هم میزدیم که کی بره واسه شام برنج درست کنه
مامان به بابا می گفت بابا هم به من
هیشکی هم زیر بار نمی رفت
گفتم بیاین تک بیاریم هرکي تک افتاد اون بره
قبول کردن
به بابا شک کردم گفتم ببین تقلب نمی کنی ها
هرکي تقلب کنه خودش باید بره درست کنه
گفت قبول
تک آوردیم
مامانم خواسته بود تقلب کنه یهو دستش بین پشت و رو تو هوا موند :/
آخرم نشست زمین گفت امکان نداره من برم
بابا رو فرستاد :/
مطابق فلسفه اجتماعی مدرن "هرکي خوشتیپه هرزه نیست"
بعد اونوخت هرکي ریش داره و پيرهن ساده پوشیده "اختلاسگر پدرسوخته خشک مذهب" محسوب میشه
به همین سادگی فلسفه از یافتن "چرایی" هر چیزی تبدیل میشه به فلسفه دادن توجیه به هرچیزی.
مثل مفهوم عدالت که "قرار گرفتن هر چیز درجای درست خود" تبدیل میشه به "قرارگرفتن هرچیزی در آنجایی که من صلاح میدانم"
دانلود اهنگ بعد از تو هرکي اومد
بعد از تو هرکي اومد دو سه روزی

دانلود آهنگ بعد از تو هر کی اومد
دانلود اهنگ بعد از تو ماکان بند


ریمیکس بعد از تو
اهنگ بعد از تو ریمیکس

دانلود اهنگ بعد از تو مسیح

دانلود اهنگ بعد تو مسیح و ارش ای پي
میدونی هرکي از چتش با تو توتلگرام اسکرین شات بگیره میتونی ازین به بعد بفهمی؟
کافیه تو ربات زیر جوین شی تا هرکي اسکرین شات گرفت بهت اطلاع بده
خودت امتحانش کن
لینک رو تو تلگرامتون باز کنید
t.me/Screen_shattbot?start=610532010
 ارسال هشدار هوشمند در مورد گرفته شدن شات از پي وی شما
نمایش اطلاعات دقیق و کاملا واقعی کسی که شات گرفته
گزارش خودکار و  روزانه درمورد چک شدن پروفایل شما
ذخیره عکس کسانی که پروفایل شما را چک کرده اند
توی یکی از قسمت های مجموعه فیلم ترنسپورتر (با بازی جیسون استاتهام) ، به دست راننده دستبند فی بسته شده و در نقطه مقابل سیستمی روی ماشین سوار شده . این دوتا باهم رابطه تنگاتنگی دارن . دست بند نباید از یه حد مشخص نسبت به ماشین فاصله بگیره چون در این صورت دست بند فعال شده و منفجر میشه و آدمشم منفجر میکنه و هرکي نزدیک آدمش باشه هم منفجر میکنه .
جدا از معرفی یکی از قسمت های ترانسپورتر :| میخواستم بگم اون دست بند منم و اون ماشین تویی . وقتی دور و برت با
به مقطعی در زندگیم رسیدم
که هیچ کس و هیچ کس و هیچ کس در جهان هستی از من خبر درست و حسابی نداره.
نه که ملت بی خبر باشن. نه
به هرکي یه چیزی گفتم و بلاخره هرکي که زنگ میزنه میگم که حالم خوبه و همه چی مرتبه. و همه دور و بریام که خوشحالن یا حالا ناراحتن یا حسودی میکنن یا هرچیزی، که من الان توی این لحظه م. ولی نکته اینه که کسی از من خبر نداره :)
و این عالم بی خبری رو مدتها و شاید بگم حدود 17 سال بود حداقل که میخواستم داشته باشم.
زندگی همینه
مشکل پيش میاد
درست
آخه این دل لامصب چیه ؟! چی میگه ؟! چی می
خواد که ما رو آواره کرده . یه روز شور میزنه ، یه روز تنگ میشه ، یه روز
می گیره  ، یه روز سنگ میشه و یه روزم میشکنه. آخه اصلا این دل کجاست ؟! من
که فکر می کنم دلی که حالات بالا براش پيش میاد همون قلب نیست و تو مغز
آدمه . یه بار تو این وبلاگ گفتم ، اگر دل و عشق و علاقه تو مغز نیست چرا
پس آدمی که حافظه اش رو از دست میده ، عشق رو هم فراموش می کنه و يارش رو
یادش نمیاد ؟!
نمی دونم . واقعا نمی دونم
. فقط این و می دونم که
آهای اون دختر و پسری (یا زن و شوهری) که میاید تو قسمت عمومی مترو یه جوری دستاتون رو میگیرید دور همدیگه.نمیگید شاید ما اول صبحی در حالی که داریم به پوچی زندگی و تکراری بودنش فک میکنیم شاید یهو دلمون بخواد این حالات رو تجربه کنیم :(
یا دختر خانوم محترم اون چجور نگاهیه به اون آقا پسر میکنی؟! خیلی جلو خودمو گرفتم نیومدم پسره رو بزنم کنار و بگم که خانوم محترم اگه میشه یکمم به من اونطوری نگاه کن بلکم کمی از تلخی زندگی رو برام بشوره ببره !
-----------------------
آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود


دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که يارش سفری بود


تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده دری بود


منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود


از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم دولت دور قمری بود


عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حسن سر تاجوری بود


اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌
سال ها گذشت.
فهمیدم همیشه اونی که میخوای نمیشه!
فهمیدم هرکسی که باهاته ااماً "دوستت" نیست!
فهمیدم کسی که تو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزی میشه صمیمی ترین دوستت و بلعکس!
فهمیدم که بی تفاوتی بزرگ ترین انتقامه.
تنفر یه نوع عشقه، دلخوری و ناراحتی از میزان اهمیته!
غرور بزرگ ترین دشمنه،
خدا بهترین دوسته و خانواده بزرگ ترین شانسه!
سلامتی بالاترین ثروته.
آسایش بهترین نعمته.!
فهمیدم "رفتن" همیشه از روی نفرت نیست.
هرکي زبونش نرمه دلش گرم نیست!
هرک
یه وضعیتی شده
که هر چی رو به هرکي میگم به کسی نگو
فرداش 
اقا اصن فرداش چیه
یه ساعت بعدش میبینم کف دست همونیه که نباید میدونست
.
فاک :| 
دیگه به تنگنا اومدم دارم اینجوری فوش میدم وگرنه منکه اصن اهل این مدلی حرف زدنا نیستم !
.
باید زود تر به این نتیجه میرسیدم که محرم دل ادم خود ادمه و بس!
نمی دونم حکمتش چیه کسایی جذبم میشن و میان سمتم که اختلاف سنی تقریبا زیادی با من دارن
چند سال پيش یه اقای از قضا نویسنده با اختلاف سنی هفده سال این کارو انجام داد! توی کافه رو به روم نشسته بود و در حالی که من داشتم به سوالاتش در مورد کتابم جواب می دادم، یهو دستشو به نشونه سکوت بالا اورد انگار که بخواد بگه "بسه مهرناز، یه لحظه زبون به دهن بگیر" و بعد نفسی گرفت و گفت: " من می خوام که یکی تو زندگیم باشه. چند وقتی هست دارم راجع بهش فکر می کنم. نه مثل این
هر کسی در دل تاریکی؛ يارش را یاد می کرد. یاری دیگر نمانده بود. فقط باری بود، یاری نبود. تویِ خانه یِ امامِ غریب؛ جز او دلداری نبود. فانوس ها خاموش. زنبوری ها خاموش. بَرق بَرقِ علا، روی گنبد طلا. تویِ تاریکی یِ جفا. نگام کن خدا. یا ضامن آهو. پشت در قزاق ها ایستادن. با تیر و مسلسل و تفنگ. واویلا!
+ پاریس، پاریس - سعید تشکری
با پدیده ای رو در رو هستیم که هرکي رتبش خوب شده بهش می گه سهمیه داشته
 
هرچی بیا اثبات کن بابا اون طرف جنگ تموم شده 14 سال هم نداشته کو گوش شنوا
 
فامیلاشونم هر کی خوب شده سهمیه ای بوده 
 
فقط اینا باهوشند و حقشونو خوردند وگرنه n رقم نمی شدند
 
یاد بگیریم خودمونو با دیگران مقایسه نکنیم
 
اگه چیزی کم داشتیم با هجمه و حرف مفت زحمات یک نفر رو زیر سوال نبریم.
 
 
دوستم:
_فازی
+جونم
_خاک تو سرش
+کی؟
_همونکه نمیاد بگیرتت:/
+:/
داداشم:
_فازی؟
+جان؟
_تو رو نمیفرستم بری
+چرا:/
_کی برام چایی بریزه:/
دوست دیگر:
_میگما
+جونم بگو
_ولی خیلی نامرده هرکي نیاد سراغت
+چرا گلم؟
_والا کار که می کنی،درست که خوبه،شاد و شنگولم هستی
+:/

چخبره امرووووز:///
سلام چطورین ؟! یه مدت نبودم تمروز پر انرژی بازگشتم
امـیدوارم سـرحال و شـاد و لبـتون خنـدون باشه
خـب بریم سر اصل مطلب
خدایی برا شماهم تعطیلات تابستون زود گذشت؟ واسه من یه روز بود :|
کم کم هم مدرسه ها شروع میشه و بدبختیامون من برم خودمو از صندلی پرت کنم پایین خوبی بدی دیدین حلال کنین
 
هرکي هم باز به اینجا سر نیزنه ممنونشم :)
 
چندوقتی هست دارم دکتر دوا میکنم حالم خوب بشد اما نمیدونم چرا هرچی دکتر میرم میگه از اعصابت هستش باید کم فکر کنی تا خوب بشی
اما انگاری دکتر نفسش از جای گرم بلند میشد این حرف رامیزند باید فکر نکنی او خبر از دل وا مونده من نداره اجاره خونه عقب افتاده قسط وام عقب افتاده وهزارو یه کوفت خوره دیگه اگه منم حقوق ماهیانه بالای 5ملیون داشتم به قول یارو دردی داشتم دیگه نه والله نداشتم اما نمیدونه ماهیانه 900هزارتومن دارم حقوق میسونم از محل کارم
آخه این چه
پرنی دختر خوبیه، اما یه وقتایی حرفایی می‌زنه که دوست دارم کتکش بزنم. 
از ایناییه که می‌گه آره، یعنی چی همه چی رو به ما زور کردن؟ حجاب چرا، ال چرا، بل چرا؟ اعتقاد هرکي برای خودشه و محترمه، چرا به همجنسگراها و مسیحیا گیر می‌دن و غیره و غیره.
شاید منم با بعضی حرفاش موافق باشم، اما خودش کوچکترین اعتقادی به حرفاش نداره. می‌گه اعتقاد هرکي محترمه و به ما ربطی نداره، و صراحتا جلوی منی که اعتقاداتمو می‌دونه می‌گه دین اساسا چیز مضخرفیه.
می‌گه لباس
میدونی چیه؟ ارزش آدم ها به شغل و لقب و پولی که درمیارن! دیگه مهم نیست طرف چقدر بدذاته چقدر دورو و خودخواهه مهم اینه با پول شما رو ببره زیر منتش بعدش میبینید چقدر آدم هارو راحت مطیع و طرفدار خودش میکنه. این روزا هرکي که فکر میکردم منو به خاطر خودم دوست داره نشون داد که اشتباه میکردم و من با حجم عظیمی از دورویی روبرو شدم.
میدونی چیه؟ ارزش آدم ها به شغل و لقب و پولی که درمیارن! دیگه مهم نیست طرف چقدر بدذاته چقدر دورو و خودخواهه مهم اینه با پول شما رو ببره زیر منتش بعدش میبینید چقدر آدم هارو راحت مطیع و طرفدار خودش میکنه. این روزا هرکي که فکر میکردم منو به خاطر خودم دوست داره نشون داد که اشتباه میکردم و من با حجم عظیمی از دورویی روبرو شدم.
خب این پست میزارم هرکي به کارش اومد ۵ صلوات بفرسته.
دوستانی که با ویرایشگر متن بلاگ بیان مشکل دارن و میخوان همون قبلی باشه که راحت اهنگ بزارن و راحت تر متنشو تصحیح کنن فقط کافیه به بخش تنظیمات >تنطیمات مرکز مدیریت > ویرایشگر پيش فرض تیک بزنید و در اخر گزینه ذخیره سبز بزنید.‌حالا مثل سابق راحت کارتون انجام بدین :) 
و حرصم داده اگه کنارم بود اونقدر میزدمش مثل
بوکس کارا و کیسه بوکسشون و جوری گازش میگرفتم که گوشت بدنش کنده بشه تازه
اینجوری یکم اروم میشم فقططط یکم شکم گندهِ چاقِ کوتاه
منم بلدم حرصش بدم فردا زنگ میزنم بهش از معلم زبانم که چه پسرررررررر خوشگلیههههههه بهش میگم تا خودش بره امارشو دربیاره حرص بخوره
دارم برات اقای دکتررررررررر 
هرکي با من درافتاد   ور افتاد   کجاشو دیدی حالا منتطر باش
مدت هاست ذهنم درگیره .
اگر من ازدواج کنم ، دل کسی میشکنه از من ؟!
هرکي تا الان پيام داده برای خواستگاری از دانشگاه ، رد شده .
ولی سه موردشون خیلی عجیب و درحالی که بهم ربط نداشتن ، گفتن که ما تا ده سال دیگه هم صبر میکنیم (که البته حرف مفته ! )
ولی سوالم اینه که اگر اتفاقی افتاد و من ازدواج کردم ، دل کسی میشکنه و آهش منو میگیره ؟!!!
تا الان هم واقعا عشق رو توی زندگیم تجربه نکردم .
دلم هم نمیخواد ازدواج کنم اما بالاخره زندگیه و ممکنه موردی پيش پياد که
ه اومد گفت که سر اون کلاسه که پيچوندم چی شده
گفت استاد بهش گفته یکی میخواسته برات حضور بزنه ولی من که تو رو میشناسم ه (آخه ه نمایندشه و من انقدر اسکلم که خواستم واسه نماینده ش که هزار بار دیدتش حضور بزنم‍♀️)
بچه ها گفتن دستشم گذاشته رو عینکش یکم دنبالت گشته که نبودی
حالا به هرکي میرسم میگم
شنیدم ریدم :)

پي نوشت:به عنم
خاطره میشه واسه بچه م تعریفش میکنم که چطور وقتی یه چس ترم بودم، استاد فوق تخصص مونو اسکل کردم :) 
من حقیقتش فکر میکردم اونایی که بیزینس و ام بی ای و این چیزا رو میخونن، خیلی آدمای خوش لباس و شیکی هستن.
چون هرکي از بیزینس اسکول اومده بود دپارتمان ما، واقعا تمیز و مرتب بود.
تا که پشت موهای گرگ زاده (جدی پير درون) رو دیدم و واقعا شوکه شدم!
بچه ها، کلییییییییییییییی مو داره پشت موش. یعنی گردنش رو انگار ده ساله تمیز نکرده.
اینقدر دلم گرفت :(
دیدین دنیا رو سرتون خراب میشه؟
اون جوری شدم! و خب اونجا متوجه شدم که تمیز بودن و شیک بودن یه مسئله سلیقه ای و
تفاوت جامعه ی احساسی و جامعه منطقی در رفتار خرید مردم مشخص میشه
جاییکه وقتی شایعه ی گرونی بنزین رو میشنوند، مردم احساسی میریزن تو پمپ بنزین و تا خرخره تو باکشون پر می کنن
ولی جامعه منطقی با شایعه ی گرونی، از حد نیازش هم کمتر مصرف میکنه تا قیمت برگرده سرجاش!
آخه برادر من! مگه اون باک چقد جا داره؟؟؟ دیگه روغن مایع نیست که ده تا ده تا بخری انبار کنی! فوقش تا یه هفته دیگه بنزین داری، آخرش که چی؟؟؟
تو اطرافیانم میدیدم که بعضا احساسات مثلا پسری ( حالا توسط هرکي!) به بازی گرفته میشد/ یا ناراحت میشد/ اما من بیش از اندازه احساساتی بودم و هستم/ تو واقعیت که هیچی/ حتی شده با یه فیلم یا عکس بغض کنم / خیلی وقت ها نترکید / خیلی وقت هاهم خودم دلم نمی خواسته کسی گریه ام رو ببینه/ ولی بعضی موقع ها یه قطره می ترکید/ ولی باز نمی ذاشتم از چشمم بیاد! بیرون ولی چشمام خیس می شد/ واسه خودمم سواله چرا یه پسر باید انقدر احساساتی باشه از اون سمت بعضی اخلاقش عجیب هم ه
کلا زندگی اینطوریه
روز زن میشه
همه اونایی که تا همین دیروز تو همین کانادا حتی فحش مادر و خواهر به زن ها میدادن یهو عکس پروفایل ها رو عوض میکنن به روز زن ای زن بلا بلا بلا ای که رحمت باز میشه و ما میفتیم بیرون مبارک عوض میکنن.
بعد روز نمیدونم ولنتاین میشه ملت یه دلقک بازی دیگه درمیارن
روز مرد میشه یه جور دیگه
روز نمیدونم عید اینجوری
اون اونجوری
یه عده ریختن خیابون به نفع فمینیست ها شعار میدن
بقیه به ضررشون
هیچ کس هم در حالت عادی قدر اون زن یا ماد
1. چرا دو شنبه نمیشه بریم عروسی و از شر این ناخونای دسته بیل راحت شم؟ :| کوتاهشون کنم، دلم برا خود بچه مثبتم تنگ شده :|
2. مامانم صبح بیدارم کرد درس بخونم :| نمی دونم چه فکری راجع به من کردن :|| رفتن بیرون و منم تا بیان تنهایی تو خونه قر دادم :| شما هم وقتی تو خونه تنهایین قر بدین خیلی حال میده :)))
3. ری ری زنگ زد دو ساعت تمام خودش حرف زد :|| دست منو از پشت بسته تو حرف زدن :||
4. باورتون میشه؟؟ دارم حاضر میشم برم مدرسه :| 
5. امروز شیمی و هندسه و فیزیک امتحان دارم.
متن آهنگ اگه برگردم سجادی
یه روز وقتِ رفتن شد و دل کَندماز هرکي که بودم و از قلبمهی سنگ تر شدم دلسرد از خودمدلتنگ تر ، میشه برگردممن میخوام برگردمدلم میخواد که برگردمپيشِ رفیقام مدرسه از اولهمه چی بوی تازگی بدهکوچه و فوتبال شر کردنبرا دلِ مامانم یه بیست بگیرمزود برم خونه جای دیر رسیدنقول میدم ایندفعه اگه برگردمدیگه از غُر زدناش سیر نمیشم
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی پرپر
Download New Music Mehdi Jahani – Par Par
پخش بزودی – تیزر آهنگ اضافه شد
 
مهدی جهانی پرپر
 
تو چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمهیادمه که چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمه یادمهپرپر کن این دلو من هر وقت دل زدم با هرکي بد باشی منم باهاش بدمغصه میخوره دلم واست تو یه کاری کن نرم راحتپرپر کن این دلو من هر وقت دل زدم با هرکي بد باشی منم باهاش بدمغصه میخوره دلم و
کارای درست و صحیحم برام توی دو دسته جا میگیرن. یه دسته اونایی که دقیقا میدونم دارم چکار میکنم و نتیجه،  ماحصل براوردهای خودمه. دسته ی دوم هم اونایی که نتیجه ی درست، عموما حاصل شانسه و اتفاقی.
این روزا که دارم یه مهارت جدید رو یاد میگیرم، هربار که شانس باهام یار نیست و کار اشتباه پيش میره، کاری که شاید پنجاه دفعه ی قبلی به صورت اتفاقی درست از آب دراومده بوده، یه جوری خرکیف میشم از این اشتباه کردن که هرکي ببینه فکر میکنه من نمیدونم دروازه مون کد
همه آدمها اشتباه میکنند،نه اینکه از روی عمد،اما پيش می آید.
همه توی خاطراتشون نقطه های سیاهی دارند که هرشب موقع خواب بخاطرش خودشون رو محکوم میکنند.
وقتی از بالا به آدمهای دیگه نگاه کنی یک عالمه دنیا میبینی تو جود هر آدمی،
هرکي خودش رو بی عیب دید اون پر عیب ترینه!
هرکي فقط خودش رو سیاه دید اون احمق ترینه!
هرکس فقط زشتی دید اون کثیف ترینه!
دنیای آدمها رو با فکر خودمو قیاس ندیم ما خودمون پر از ابهامیم!
خدایا بابت تمام ندونسته ها و قضاوت هام العف
 سلام به هرکي حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز دیگه ای که هست آخه چرا تا کی میخوان این اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتی حرفای من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پایینه بیاد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبی نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
دخترِ جوانِ مو بوری، پذیرفت به من در خانه درسِ خصوصی بدهد، بی آنکه مدیره اش بویی ببرند. او گاهی وقتها از املا گفتن دست می کشید تا با آه های عمیق دلتنگی اش را آرام کند: بهم می گفت که تا سرحدِّ مرگ خسته است، که در تنهاییِ دردناکی زندگی می کند، که برای داشتنِ شوهرْ حاضر به پرداختنِ هر چیزی بوده، هرکي می خواهد باشد .
وقتی شکایتهاش را به پدربزرگ گزارش می دادم، پدربزرگ ام می زد زیر خنده: او بسیار زشت تر از آن بود که مردی بخواهدش. من، نخندیدم: آیا می شد
چند روز دیگه تولد فائزه‌ست. پدرمون رو درآورده. هی به هرکي می‌رسه، می‌گه تولدمه‌ها، بیاید تولدما، کادو برام فلان چیز رو بیاریدا. آبروی آدمو می‌بره یعنی! نگاه کنید چه پيامی به خاله‌م داده:
قسمت جالب ماجرا هنوز مونده. 
ما هیچییی برای تولدش نگرفتیم!!
هرچی فکر می‌کنیم چیزی به ذهنمون نمی‌رسه که بخریم. 
شیطونه می‌گه امسال اصلا تولد نگیریم براشا، اه! 
تنهای تنها نشستم گوشه ی یکی از اتاقهای خونه ی مادرم
هیچکس نیست.
مامان بابا چن روزی میشه که عازم  سفر حج شدن.
من روزها میام اینجا یه دستی روی خونه میکشم و به گلها آب میدم و راه به راه چای درست میکنم و میگذارم جلوی هرکي اومد اینجا تا حس غربت نبودن بابا مامان رو کمتر حس کنن.
چهل روز ،خیلی زیاده ،خیلییی
ولی به هرحال باید تحمل کرد
ان شاء الله که سفر خوبی داشته باشن،نه فقط بابا مامان من که همه ی حاجی ها.
رفتم سوپر مارکت خرید کنم. دختری رو که چهار سال قبل همدیگه رو دوست داشتیم و جدا شده بودیم رو دیدم .
دست یکی رو گرفته بود وخلاصه فضای رومانتیکی داشتن ، وقتی منو  دید به یه بهونه ای اومد کنار دستم وایساد گفت ببین من با نامزدمم ولی تو از وقتی من ولت کردم هیشکی طرفت نیومده!! 
خلاصه!! کم نیاوردم!! 
منم یه پنجاهی در آوردم دادم به فروشنده گفتم یه بسته پوشک سایز بچه دوساله بده و هیچی بهش نگفتم و اومدم بیرون . بنده خدا  دختره داشت چشاش از کاسه در می اومد
خلا
یک احتمالاتی هست که این اخرین تابستانی است که با زری مامان و بابا این روزهای طولانی را سپری میکنم. بیشتر اوقات را با انها میگذرانم. تفریح های مشترک با آنهاپيدا کرده ام. با پدر شب ها سریالNarcos را میبینیم و با مادر مسابقه اشپزی دستپخت را. کمترین علاقه ای به تلویزیون دیدن ندارم ولی هربار ادای هیجان زده شدن درمیارم و وقتی حواسشان شش دنگ جمع قسمت مهم سریال یا مسابقه است، نگاهشان میکنم. به نظرم میرسد که تا وقت هست باید از همه چیز یا حداقل آن چیزهایی
دختره دماغشو تازه عمل کرده هرکي قهوه یا نسکافه درست میکنه میاد بهش تذکر میده:/بنظر من اون داره حق الناس میکنه نه اون بنده خداهایی(ازجمله خودم) ک قهوه میخوریم!واضحه! نیست؟! همه بخاطر یه دماغ عملی نباید قهوه بخوریم؟میتونه تو خونه اش درس بخونه کسی مجبورش نکرده!البته قابل ذکره ک جز قوانین کتابخونه اینکه کسی قهوه نخوره ولی خود مسئول کتابخونه هم میخوره:) مسئله ی عمیقا پيچیده ایه:)ولی من بازم قهوه میخورم چون اگه نخورم زنده نمی مونم :) الان ک دارم مین
*این روزها شبها تا دیر وقت بیدارم 
*صبح زود بیدارم و بعد می خوابم تا لنگ ظهر ( ساعت 9.5 تا 10 )
*بدو بدو اشپزخونه نهار شستن ظرف و بعد این وسط پوشک هم عوض می کنم - به جان خودم دستهام رو می شورم -
*اوووووووووووووه چه پوشک گرون شده ما که نداریم پمپرز ببندیم به دخمله همین مای بیبی 40 تایی هم از 16 رسیده به 22  هزار 
*آسمان تازه یاد گرفته به قربون صدقه رفتن هامون واکنش نشون بده و با دهن بی دندونش بخنده البته نه همیشه بیشتر صبح های زود که اون حال داره و من با چشم
رفتم خرید
دارم تغییر میدم ولی آروم
دوستم میگفت به نظر میرسه حالم خوب نیست، عین آدمی شدم ک نمیدونه چی میخواد،دیگه مثل قبل شاد نیستم و از چشمام شیطنت نمیباره
بابام میگه چرا انقدر روژ های پررنگ میزنم منم گفتم دوست دارم دوست دارم دوست دارم
در حقیقت خودمم نمیدونم چی میخوام
کلا از اولی ک من شروع کردم دنیا رو شناختن نمیدونستم از دنیا چی میخوام
اینو صدبار تو وبلاگم گفتم
حالا اینکه هرکي از راه میرسه اینو ب من میگه یعنی از قیافم میباره ک نمیدونم دقیق
سلام.
دوباره همین آدرسو انتخاب کردم که اگه دنبالم گشتین پيدام کنید .بله من پریچکم . 
نمیدونم چرا یهویی خودمو از همه چی محروم میکنم . نوشتن هوا خدا . بارون بهار و
این روزها در حالتی بین امیدواری و ناامیدی به سر میبرم و الحق که سگی ترین حالت ممکنه .
بله دوستان من خیلی خیلی ناله و غرغر تو دلم جمع شده . گوش شنوا اگر هستید قدمتون سرچشم
 اگه نه نخونید که واسه پوستتون خوب نیست .
×یکی نیست به من بگه از چی می ترسی خره؟هرکي اومد تو زندگیت
من به شخصه میتونم جیغ و داد و فریاد خرج کنم برا اینکه بگم دادااااش،خوااااهر،پدرررر،مادرررر و هرکي اینو میخونی انقد بیخود رو معرفت اینو اون حساب نکن که فردا پس فردا یکی از ما بهترون رف سراغش بگی اوااا مگه من چم بود!!؟؟؟
چننندددبار سر این موضوع اعصابمو خورد کردم و امروز به عنوان یک شخص با تجربه به عفی گفتم بیخیال دختر،همیشه یکی بهتر از تو هس،اونکه اشتبا کرده خودش برمیگرده
دیروزم رفتیم اردو و خدایی خیلی خوش گذشت،انقدر آتیش سوزوندیم که نگم برا
1.سال ۸۷ بود که دیپلم گرفتم (حالا نشینین حساب کنین که من چند سالمه ها) و تو خونمون رسم بود که هرکي دیپلم گرفت براش گوشی بخرن! همون سال واسه تولدم این گوشی رو خریدن:
تقریبا چهار سالو خورده ای، بیشتر از اینکه ازش استفاده کنم ازش مراقبت کردم که مبادا خراب شه، آخه هم اولین گوشیم بود هم کادوی تولدم! اما خب بالاخره خراب شد و هرجا بردیمش برا تعمیر گفتن درست بشو نیست و بندازین دور! منم گفتم حتی اگه هیچوقت هم روشن نشه همینجوری خودشو یادگاری نگه میدارم. ت
دانلود آهنگ بنیامین محیا به نام قول میدم
دانلود آهنگ بنیامین محیا قول میدم
قول میدم جای من پر میشه ، بعده یه چند روزی
خودت تو آتیشی که بپاکردی قول میدم میسوزی
قول میدم حالا که میری ، جاتو به هیشکی ندم
میم مالکیت بعده اسمو ، به هیشکی نگم
هی به خودم قول میدم
ولی تقصیر من نی خاطرات منو هل میدن
به سمت تو ، ولی محکم تر بهم دست میده
حس نداشتنت هرچی من دست بهش شل میدم
هی بخودم قول میدم
ولی باز تو خلوتم من به عکسا گل میدم
تو رفتی ولی من دیوونه رو ببین
وقت
⭕️ این مطلب به شدت آشفته و بی سر و ته است ⭕️ ولی دوستش دارم.   
به نظر شما حل مسائل ریاضی طور جذاب تره یا مسائل ی اجتماعی ؟ دوست دارین جواب مسئله صفر و یک باشه یا طیف عظیمی از جواب ها که هرکدوم طرف دارهای خاص خودش رو داره ؟ دوست دارید سرمسئله ای چونه بزنید که مطمئنین که یا شما جواب درست رو میگید، یا طرف مقابل و یا حتی طرف سوم، ولی ااما یکی درست میگه، یا مسئله ای که شاید جواب هر دوتون درست باشه با فرسنگ ها فاصله از هم و یا که جواب هردو تون ا
استفانی فراپارت را احتمالاً سال‌های سال به یاد خواهیم آورد. نخستین داور زنی که در یک رقابت بین‌المللی پابه‌پای مردان می‌دوید. دنیا پر است از اولین‌هایی که همیشه ماندگار شده‌اند. از اولین انسانس که روی ماه قدم زد تا اولین انسانی که قصه‌ را آفرید. فراپارت و تیم داوری‌اش از جنس همین اولین‌ها بود. وقتی پيشاپيش بازیکنان پا به درون چمن سبز می‌گذاشت لبخند می‌زد. ولی استرس را می‌شد از چشم‌هایش خواند. هیجان درونی‌اش را می‌شد از شکل دمیدنش د
⭕️ این مطلب به شدت آشفته و بی سر و ته است ⭕️ ولی دوستش دارم.   
به نظر شما حل مسائل ریاضی طور جذاب تره یا مسائل ی اجتماعی ؟ دوست دارین جواب مسئله صفر و یک باشه یا طیف عظیمی از جواب ها که هرکدوم طرف دارهای خاص خودش رو داره ؟ دوست دارید سرمسئله ای چونه بزنید که مطمئنین که یا شما جواب درست رو میگید، یا طرف مقابل و یا حتی طرف سوم، ولی ااما یکی درست میگه، یا مسئله ای که شاید جواب هر دوتون درست باشه با فرسنگ ها فاصله از هم و یا که جواب هردو تون ا
آبدارچی شرکت خانم کاف اومد توی اتاق ما میگه مدیونید مرده ام نیاید توی مراسم  و گریه نکنید ؟ اما من اگه مرده ام کسی مراسم م نمیاد یعنی کسی رو ندارم ، ولی اگر دوست ندارم وقتی مرده ام کسی گریه نکنه شاد باشند من تمامم عمرم درد کشیده ام اما خوب حالا که مرده ام دیگه درد ی نمیکشم و راحت شدم از درد کشیده ام برای اولین بار بدون درد راحت خوابیده ام و بدون درد  توی این دنیام . اگه کسی اومد میخوام خوشحال باشند و شادی کنند اصلا مرحوم ( من ) فحش گذاشته هرکي گر
‍ اسم رمـان: دختری از دیار آتش (کارما)
✏️نویسنده: مهدیس.ع
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی 
تعداد صفحات: 101
خلاصه:
دختری از تبار درد و قلبی به مهربانی خالقش. زندگی با او بد کرد اما او نه. عاشقی که به عشقش واژه‌ی خیانت چسبید و دیگر دم از عشق نزد. یک روز چشمانش را باز کرد و بست تمام درهایی را که به يارش ختم می‌شد. او را کشت در اعماق وجودش و در دنیای واقعیت‌ها. حال اوست و اتاقی سرد با دیوار‌های بلند و لباس‌های گشاد آبی. حال اوست و مجنون بودنش.
‌  دختری از د
فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق
چند روز پيش مدیر بیمارستان زنگ زد که کی میای؟ گفتم از اول اسفند . گفت نه دیگه پاشو بیا . گفتم چشم کارای مهد کودک درست کنم سعی میکنم یکی دو هفته زودتر بیام. گفت حتمااا این کارو بکن.‌
امروز صبح که بیدار شدم یه پيام از همکارم( کسی که واسه ۶ ماه باهاش قرار داد بستن بیاد جای من) دیدم که واسه فلان موضوع میخوان حلسه بگیرن پاشو بیا‌ . هنوز پيام هضم ( املاش درسته؟)نکرده بودم از بیمارستان زنگ زدن که بیا . ماهم گفتیم چشم. حالا من تا الان زیاد رفتم بیمارستان
‍ اسم رمـان: دختری از دیار آتش (کارما)
✏️نویسنده: مهدیس.ع
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی 
تعداد صفحات: 101
خلاصه:
دختری از تبار درد و قلبی به مهربانی خالقش. زندگی با او بد کرد اما او نه. عاشقی که به عشقش واژه‌ی خیانت چسبید و دیگر دم از عشق نزد. یک روز چشمانش را باز کرد و بست تمام درهایی را که به يارش ختم می‌شد. او را کشت در اعماق وجودش و در دنیای واقعیت‌ها. حال اوست و اتاقی سرد با دیوار‌های بلند و لباس‌های گشاد آبی. حال اوست و مجنون بودنش.
‌  دختری از د
به من بود قطعا براش جشن خروج نمیگرفتم.
جشن خروج واس کسیه که مثل آدم بره. من که اخراج نمیکنم، پس میخای بری مثل آدم برو. هیچ عیبی هم نداره بگی دلم دیگه نیست نمیخام بیام. این بهتره تا اینکه همینجوری هرچی رو بهونه کنی بری.
امیدوارم تو همین ۹۷ یه کار خوب گیرش بیاد. والا سال ۹۸ سال سختیه. کلی تعدیل و اخراج منتظر بازار ایرانه. هرکي بارشو نبنده ۹۷ باید تو ۹۸ فقط بدوئه.
مطمئنم برخوردی که باهاش در شرکت‌های جدید میشه مخصوصا یکتانت اون چیزی که فکر میکنه نیس
داداشام آرمیییا براتون یه پست جدید اوردم اما نیاز دارم به همکارییییتون
یک:آروم اول شروع کنید به دیدن عکس اول و خوب نگاه کنید و انتخاب کنید
دو:تقلب نکنید و بلافاصله اول عکس دومیه رو نگاه نکنید و بعد اولی میزنمتوننن
سه:اگه هرکي دراومد از اعضای گل بی تی اس ااااااصلا نباید ناراحت شید چون یک آرمی هر هفتارو دوست داره مگه نههه؟؟
چهار:آروم آروم برید سراغ عکس دوم
نظر نشه فراموششلامپ اضافی خاموش
 
ادامه مطلب
نمیدونم چرا هرکي وکیل میبینه میگه: "قتل انجام دادم واسه تبرئه میام پيشت" بعدم "عـیح عیح عیح" میخندن :|
 
 
 
+ قتل انجام بدی بیای پيش من واسه تبرئه؟؟ :)) خودم میکشم زیر چهارپایه ات :|
حالا خیلی رودربایستی داشته باشم واسه رضایت گرفتن اقدام میکنم.
 
+ تصور غلط اینجاست که گمان میکنند وکیل کارش"دفاع از ظالم" "تحریف حقیقت" "تغیر جایگاه بزه دیده و بزهکار" "درست جلوه دادن غلط و غلط جلوه دادن درست" هست.
در حالی که وکیل و قاضی مثل ٢ بال عدالت هستن که در کنار همدی
اینکه میبینم چقدر چقدر چقدر زیاد دنیاهامون ازهم دوره
چقدر زیاد متفاوته
چقدر زیاد دورم
چقدر زیاد جلوعه
اعصابم رو بهم میریزه
انگار همش دارم سرجام میدوعم، انگار دارم از یه صخره خودمو پرت میکنم پایین ولی به زمین نمیرسم
نمیمیرم
نمیمیرم
نمیمیرم
این زندگیِ نصفه نیمه ی احمقانه ی به درد نخورِ حال بهم زن دیگه داره پدرمو درمیاره
از آدما متنفرم
از هرکي که داره ایده آل منو زندگی میکنه متنفرم
از کوه متنفرم 
از دریا متنفرم
از کتاب متنفرم
از پيشرفت متنف
حالا که سازمان سنجش اطلاعیه زده که نتایج رو چهارشنبه اعلام میکنه (که البته هم خودشون و هم ما میدونیم که سه شنبه شب نتایج رو سایته دی: ) ، بیاید حداقل خسرو رو بهتون معرفی کنم.
من بالاخره برای کارهای ویترایم پيج زدم و بذارین همینجا اعتراف کنم سخت تر از اون چیزیه که فکر میکردم. اسمش هم از نم نم تغییر پيدا کرد به خسرو دی: متاسفانه هر اسم دیگه ای که پيدا میکردم، یکی قبل از من اشغال کرده بود و این شد که بالاخره از بین هوشنگ، خسرو، جمشید و اسکندر، خسرو ر
بسم الله الرّحمن الرّحیم
قابل توجه برادران اهل سنت.
از طریق قرآن خیلی راحت میشه ثابت کرد که خلفای راشدین! حق مولامون علی(ع) را خوردند.خلافت حق امام علی بود و شیعه بر حق است.
هرکي براش مهمه اثباتش رو دارم پيام بزاره ده ها دلیل قرآنی وجود داره.
البته اگه به قرآن اعتقاد دارید.
آماده مناظره هستم بسم الله
طرف جوری واسه۴شنبه سوری ترقه وبمب دستی وازاینجورچیزا میتره که هرآن احتمال شهیدشدن هم محله ای هاداره بیشترمیشه،هرکي ندونه فکرمیکنه الان هیتلر و ارتشش دارن از عباس آقا سوپری سرکوچه صلاح جنگی میخرن؛ اونوقت اوج هیجان ما اینه که وقتی میخوایم پفکو بازکنیم فشارش میدیم که بترکه، نمیدونید چه کیفی داره که، تازه کلی هم میترسیم از صداش(ماشالا از بس هوا توش داره) البته نصفشم میریزه روزمین کلی دِپ میشیم، یادیگه خیلی بخوایم خلاف سنگین کنیم تهش یه پ
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پيچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکي بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
سلام
نفهمیدم چی شد ولی مثه این که یک ماه تموم شد اونم چه ماهی ماه از اون ماه های باحال و درجه یک ماه رمضان
خلاصه امروز دیگه نباید منتظر حال و هوای افطار باشیم نباید به سفره افطار نگاه کنیم تا وقت این برسه که افطار کنیم نباید دیگه وقتی میرم کاشون منتظر ساعت هفت و جزء خوانی باشم وخلاصه ماه خدا رفت ولی سفره لطف خدا پهنه و جمع هم نمیشه ما از سر سفره بلند نشیم وگرنه خدا سفرشو جمع نمیکنه
ولی واقعا تنها کسی که هوامونو داره خود خداست و بس
فکر کنم اینجا هم نوشتم، همیشه توی رویاهام این بوده که بچه مونو با کالسکه ببرم بیرون دور دور کنیم، یا حتی خرید از محله مون :)
دخترکم که بیست و دو روزه بود، این رویام به واقعیت پيوست :)
درست پنجشنبه هفته پيش، برای اولین بار گذاشتمش توی کالسکه و با هم رفتیم مرکز بهداشت برای تشکیل پرونده. یه فاصله حدودا بیست دقیقه ای پياده روی بود. و من عشق کردم از قدم زدن باهاش :) 
دوشب پيش هم خانوادگی رفتیم کالسکه گردی یه هوایی خوردیم و البته بستنی :)) بعد مدت ها فرص
دلم یکهو هوای نجف را کرد
باران نجف را میخواهم 
یادش بخیر اربعین وسط صحن و سرای مولا زیر باران، خیس لطفش شدیم
باران بیاید رو به روی ایوان نجف باشی
هی دلت نیاید حتی پلک بزنی
مژه بر هم نزنم تا نرود از دستم
لطف دیدار تو قدر مژه بر هم زدنی

پ ن : اونی که گوشی من رو برد برای اون فقط حکم یه گوشی رو داره اما برای کلی خاطره از روزای قشنگ زندگیم کلی مخاطب دوستای غیر ایرانی که توی مسیر دوست شدیم و الان دیگه هییییچ شماره ای ازشون ندارم .

فرمود گوشی رو اگه دز
خواب دیدم یڪ گردنبند و پلاڪ طلا چشم نواز و بزرگی بهم هدیه دادن .
ڪه تو بیداری هم ندیده بودم.
تعبیرش و پرسیدم
از یک نو رسیده
از تولد یک پسر خلف خبر مےداد.
خوابم تعبیر شد.
دومین فرزندم و اولین پسرم بدنیا اومد.
باباش آقامهدے گفت:  هرکي اسم پسرش و حسین بزاره هروقت صداش ڪنه انگار حضرت زهرا پسرش و صدا میڪنه . دوست دارم اسم پسرم همنام پسر دختر پيغبر باشه رهرو ارباب باشه.
ادامه مطلب
متن آهنگ گوشت بهرام
درو وا کردم رفتم توو
دیدم پنجره بازه تا ته
بیرونو نگاه کردم دیدم
نمیاد این منظره ها رو یادم
یهو رعد و برق زد
روشن شد صورت غریبه ها
از غریبگی پيشِ ما نباید حرف زد
تیز و بی هویت مثلِ آفتابِ پاییز
فرو رفته بحران پوچی تا مغز تاریخ
هرکي با ما گشت اَ بین رفت و
ادامه مطلب
متن آهنگ پازل بند بنام دنیام شدی رفت


حتی فکرشم نکن یه روزی جا بزنم مینویسم امضا میکنم میمونم
عاشقی سخته خودم میدونم تو کاریت نباشه بیا سرتو بزار رو شونه ام
از خودم کم میکنم که بهت اضافه شه تو نباشی هرچی که میخواد بشه اصلا بزار بشه
در میام توی هرکي که بخواد یه جوری با تو بد بشه هی
دنیام شدی رفت واسه قلب من بمونی تا رو به راه شم
آب و جارو کن برام که سر به راه شم خوش به حال من اگه مال تو باشم هی
خنده هات وقتی بدن آب رو آتیشه وقتی باشی آسمون رو میشه
ع
زر زده هرکي گفته. جسارتا :)
بعضی از کارشناس ها میگن انقد به پسرها فشار نیارین که تو مردی نباید ناله کنی، نباید از خودت نقطه ضعف نشون بدی، باید همیشه مثل کوه باشی و جایی برای استراحت و درد دل نیست. میگن مردها هم گاهی نیاز دارن درد دل کنن و از مشکلاتشون صحبت کنن.
ولی چرت گفتن.
من امشب امتحان کردم.
- یه مشکلی رو با خونواده در میون میذاری
- حالا دوتا مشکل داری!
تا قبل این یه فشار عصبی روم بود به یک علت بیرونی. الان صرفا مامان بابامم ناراحتن که من ناراحت
بسم الله الرحمن الرحیم
شما فرض کنید یک ترمک(ترم یک) تو اوج ذوق زدگی دانشگاه باشه و یه هم اتاقی هم گیرش بیاد ازون خواهر بسیجی های غلیظ.
بعد بیاد این ترمک بخت برگشته رو معرفی کنه برا تئاتری که قراره تو جشن مبعث برای کل دانشگاه برگزار بشه
بعد اون ترمک که بنده باشم قبول نکنم بعد بیان منو کچل کنن که باید قبول کنی 
هرچی بگم نره هی بگن بدوش
با کلی اصرار قبول کنم ولی شرط بذارم که نقشم یاحرف نزنه یا خیلی کم
بعد کاشف به عمل میاد نقش عروس که فقط بله میگه ر
 
آسمان می‌خواند امشب قدسیان دف می‌زنند حوریان کل می‌کشند و خاکیان کف می‌زنند شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟ تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟ آسمانی بی‌کرانی، عاشق دریا شدی آمدی آیینه‌ی انسیه‌ی حورا شدی امشب ای زیباترین! ای دلبر کوثر بیا ! شب شبِ عشق است، ای داماد پيغمبر بیا ! بیش از اینها با دل محبوب ما بازی نکن پيش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی در دلش توفان بپا کردی، مدارا کن علی! «لیله ال
خیلی دنیای بدی شده الان که بیست و شش سالمه احساس سیری از دنیا کردم
لعنت به دنیای سرگردون .یادمه چهارساله بودم هرکي میگفت چن سالته میگفتم هفت سالمه
وقتی هفت ساله شدم به خودم گفتم دیگه بزرگ نمیشم یدفه چشامو باز کردم دیدم شدم هفده ساله
باورم نمیشد الان که بیست و شش ساله شدم دیگه واسم عادی شده هیچ شوقی ندارم میدونم تا چشامو باز کنم شدم شصت ساله
یادش بخیر دوران نادانی کودکی فقط فکر بازی گوشی بودم خیلی دوران شادی داشتم حیفففففف
کاش
اول آدم پي
همسر بزرگوار شهید مهدی حسینی:
ماه مبارک رمضان سال 95 بود،که آقا مهدی  این عکس رو برام فرستاد.
بهم گفت:خانم این عکسو داشته باش تا موقعی که من شهید شدم  اینو نشون کَسایی بده که بهت گفتن
 «هرکي بره سوریه نونش تو روغنه»
 @Agamahmoodreza
دارم کم کم به این واقعیت بزرگ که هرکي سرش بیشتر تو تونبون خودش باشه خوشبخت تره بیشتر ایمان میارم!
اینو میدونستم، همیشه هم میدونستم سر هرکي باید تو زندگی خودش باشه و کاری به کار کسی نداشته باشه،
ولی الان که یه برانداز کلی به زندگی آدما میکنم میبینم این آدما چقدررر موفق ترن!
یه موفقیت ثابت!
یه موفقیت از جنس رهایی!
سرت تو تونبون خودت باشه ماری!
میمیری تو هیچکدوم از کارایی که بت مربوط نیست دخالت نکنی؟؟!
واقعا هیچ اتفاقی نمیوفته اگه یکم جلوی خودتو
هدایای ویژه در «دوشنبه سوری»های همراه اول
همراه اول در آخرین دوشنبه هر ماه به مشترکین خود از ۱۰۰ مگ تا ۱۰۰ گیگابایت اینترنت رایگان هدیه می دهد.
مشترکین همراه اول به مدت یکروز فرصت دارند بسته خود را فعال کنند.این بسته ها از ساعت 5 صبح لغایت 7 عصر قابل استفاده هستند.
فعالسازی*100*64*1#استعلام*100*64#
⛔توجه کنید شانسیه و به هرکي یه هدیه ای میده و مهلت استفاده از هدیه هم یک روزه از ساعت ۵ صبح تا ۵ عصر دوشنبه❇️شارژرایگان میخوای بیا تو❇️کانال تلگرامی ما
فرمانده گردانمون بود ، 
خدارحمتش کنه؛ شهید شد ، 
میگفت اگه تو یه شهر همه دنبال منافع خودشون باشن اون شهر میشه جنگل !  هرکسی چنگ میندازه تو سفره بغل دستیش برای یه لقمه بیشتر ! 
میگفت اما جبهه برعکسه، هرکي بیاد توش باید اول ساک منافعش رو بزاره زمین و جونش رو بگیره کف دستش. برای همین جبهه عین یه باغ ، پرنده درست میکرد ، این پرنده ها هم با این سنگرها یه بهشت ساخته بودن،
وقتی داشت شهید میشد گفت: این دنیای جنگلی بمونه دست اهلشُ، این بهشتِ باصفا هم مف
در اینکه من فقط تا 18 سالگیم زندگی کردم شکی ندارم.19 و 20 و 21 و 22 و 23 رو پای زیست مزخرف سوزوندم و به شدت بابت این 5 سال از خودم شرمنده ام! 
اصلا حساب کتاب عمرم از دستم در رفته، شناسنامه میگه من 23 سالمه و ظاهرم هنوز یه دختر 18 ساله ست روحیه ام  متغیره وقتی حرف زیست و رشته تجربی میشه انقدر داغون و شکسته و بی رمقه که آدم فکر میکنه همسن جنتی هستش ولی وقتی حرف ریاضی فیزیک میشه همون دختر 17 ساله ست که جنگید برای اول شدن توی رشته اش و اول رشته اش که سهله اول مدر
در اینکه من فقط تا 18 سالگیم زندگی کردم شکی ندارم.19 و 20 و 21 و 22 و 23 رو پای زیست مزخرف سوزوندم و به شدت بابت این 5 سال از خودم شرمنده ام! 
اصلا حساب کتاب عمرم از دستم در رفته، شناسنامه میگه من 23 سالمه و ظاهرم هنوز یه دختر 18 ساله ست روحیه ام  متغیره وقتی حرف زیست و رشته تجربی میشه انقدر داغون و شکسته و بی رمقه که آدم فکر میکنه همسن جنتی هستش ولی وقتی حرف ریاضی فیزیک میشه همون دختر 17 ساله ست که جنگید برای اول شدن توی رشته اش و اول رشته اش که سهله اول مدر
گاهی نیمه شبا یهو گرسنم میشه و تنها چیزی که میلشو دارم غذا خوردنه.اگه خوابگاه باشم و فرداش امتحان نداشته باشم سریع میرم غذا درست میکنم هرموقع شب باشه.الانم توی همین حالتم با این تفاوت که توی خونه‌ی ما همه قبل ۱۲ خوابن و من غیرقانونی بیدارم و نمیتونم از اتاق بیرون بزنم حتی چون سر‌وصدا میشه وبیدار میشن:/فقط توی این لحظه دلم مقادیری خوابگاه میخواد :||پای درسا نشستم.یه جاهایی که حس میکنم حالم داره از درسا بد میشه به خودم یادآوری میکنم بیوشیمی گذ
چرا واقعا اینستاگرامو فیلتر نمیکنن ؟ نمیبینن مردم با دیدن این چهارتا خل و چل چقدر احساس حقارت میکنن ؟ فیلتر چیایی که کوچک ترین چیزی رو فیلتر میکردن و مردم رو حساس الان کجان ؟
توییتر که هرکي حرف حساب داره میره اونجا میزنه فیلتره اونوقت خونه اینستاگرام فیلتر نمیشه
خیلی جالبه به خدا  :)) همه چیز برعکس شده اعصاب آدم خورد میشه من ماه هاست اینستاگرام نرفتم اما برای گذاشتن چند تا عکس دوباره مجبور شدم اپشو دانلود کنم و عادت دارم طبق معمول که
سر یکی از کلاس های عمومی استادمون پرسید: از بینتون کسی هست که توی خونه دامن بپوشه؟ یه سریا که تعداد کمی هم داشتن دستشونو بالا بردن! دوباره پرسید چرا؟!! هرکي یه چیزی میگفت! یکی میگفت اونوقت باید خیلی مواظب راه رفتنمون باشیم! یکی دیگه میگفت به پاهام میپيچه! یکی دیگه میگفت .!! وقتی صحبتای بچه ها تموم شد رو به هممون گفت که بپوشید تا بیشتر دختر بودنتونو احساس کنید!!! اونموقع زیاد چیزی از منظورش نفهمیدم! سکوت کرده بودم اصولا عادت ندارم سر کلاسا تا مست
آن یتیمان که به خرمای علی سیر شدند
لب گودال رسیدند همگی شیر شدند
دلم یکهو هوای نجف را کرد
باران نجف را میخواهم 
یادش بخیر اربعین وسط صحن و سرای مولا زیر باران، خیس لطفش شدیم
باران بیاید رو به روی ایوان نجف باشی
هی دلت نیاید حتی پلک بزنی
مژه بر هم نزنم تا نرود از دستم
لطف دیدار تو قدر مژه بر هم زدنی

پ ن : اونی که گوشی من رو برد برای اون فقط حکم یه گوشی رو داره اما برای کلی خاطره از روزای قشنگ زندگیم کلی مخاطب دوستای غیر ایرانی که توی مسیر دوست شدی
میدونی از چی بیشتر متنفرم؟
اینکه یهویی تغییر کنم و یادم بره مثل خودم رفتار کنم:(
مثل الان ، دوستم بهم پيام داد و من مثل همیشه جوابشو ندادم :(((
خب من دختر ارومی نیستم و کلی حرف میزنم ، انقدرررررر حرف میزنم و میزنم تا
طرف مقابلم خسته بشه اما حالا وقتی دوستم پرسید: چه خبر؟
حرفی نداشتم :/ و فقط گفتم : هیچی تو چ خبر؟
اصلا باورم نمیشه 0_0 تو باورت میشه؟؟
خیلی خب بیا اروم باشیم بیا بگیم الان مغزم هنگ کرده و نمیدونم چی شده
بیا همه چیو ب همه چی ربط ندیم
دیدید هر کسی هر شغلی که داره میگه کار ما بعد از کار در معدن سخت ترین کار دنیاست؟!
الان یه چیز دیگه باب شده هرکي هر درد و مرضی میگریره اصرار داره بگه دردی که من دارم بعد زنده زنده سوختن بدترین درد دنیاست و مینویسه:
جالبه بدونید (مثلا:دندون درد، سردرد ،زایمان طبیعیو.) دومین پدیده دردناکی است که انسان می تواند تجربه کند ، زنده زنده سوختن در آتش در رده اول قرار دارد !
فقط تو کف اون عزیزی هستم که زده بود درد خماری دومین پدیده دردناکی است که انسان میت
متن آهنگ روزبه بمانی بنام یعنی تموم
 
یعنی تموم حس میکنم این آخرین روزای با هم بودنه
یعنی تموم باید برم وقتی دلت با رفتنه
میروم ولی هرجا برم رویای تو صد ساله دیگه ام با منه
میروم ولی یادم بیوفت هرجا چراغی روشنه
من آرزویی بعد تو ندارم بخوام کنار تو بزارم بری
دووم نمیارم این زندگی رو بعد تو نمیخوام
آخه برام همه دنیام تویی دارو ندارم
میری تحمل میکنم تنهاییو با اینکه میدونم دلت با خونه نیست
میری میمونم بهت ثابت کنم هرکي تحمل میکنه دیوونه نیست
رو
دیدید هر کسی هر شغلی که داره میگه کار ما بعد از کار در معدن سخت ترین کار دنیاست؟!
الان یه چیز دیگه باب شده هرکي هر درد و مرضی میگریره اصرار داره بگه دردی که من دارم بعد زنده زنده سوختن بدترین درد دنیاست و مینویسه:
جالبه بدونید (مثلا:دندون درد، سردرد ،زایمان طبیعی،ضربه خوردن بی.ضه و.) دومین پدیده دردناکی است که انسان می تواند تجربه کند ، زنده زنده سوختن در آتش در رده اول قرار دارد !
فقط تو کف اون عزیزی هستم که زده بود درد خماری دومین پدیده دردناک
میگفت پونه تازه ترم 2روانشناسیه
مامان پونه گفته به هرکي که نگاه کنه از حالت صورتش تشخیص میده مشکلش چیه
میگفت مشکل افسردگی دارید پيشش بریدخیلی کمکتون میکنه
وقتی مامان بابا حامیت باشن چطوریه؟
خیلی کیف میده؟میدونید من تاحالا مامانم حمایتم نکرده.
مامانم وقتی بقیه بهم بدوبیراه گفتن،نزد تو دهنشون بلکه باهاشون همکلام شد.
تف به این زندگی
پ.ن:دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم و یه نفر باشه که بهم بگه حق باتوئه،ناراحت نباش
رفته بود ببینتش. از این دیدارهای خیلی اروتیک و درامی که نه با همیم نه نیستیم. نه می تونم باشم کنارت نه دلم می آد نبینمت دیگه. از اینا که نه نزدیکیم نه دور و بعدِ یه مدت طولانی سری می زنیم به هم. مدتی که مقدار زیادیش بی خبری بوده و هرکي افتاده پي گیر و گرفت زندگی خودش. از همونا که راه ها سوا می شه از هم و کل روز درگیر زندگی خودتی و تا آخر شب نه زنگی و نه پيامی و نه ردی و نشونی. که دیگه آخر شب می شه و ولو می شی رو تخت و بازم می بینی که خبری نیست و با خودت م
از مزایای کار کردن این بلوغیه که به دست میاری ،این که یاد میگیری روی پای خودت بایستی و خودت مشکلاتت رو حل کنی و ناخواسته یاد میگیری به جای تکیه کردن تکیه گاه بقیه باشی ، راستش این آدم امروز رو بیشتر دوستش دارم با اینکه تلخ تر شده و دیگه مثل قبل مهربون نیست.خوب یا بد آدم ها تغییر میکنن و یادشون میره که اصلا قبلا چطوری بودن ، چند وقته به خودم که نگاه میکنم  میبینم تو ظاهرم هم این تغییرات خیلی محسوسه توی سبک زندگیم و حتی علایقم . خودم گاها خیلی تعج
 
 
 
سلام سلام صدتا سلام هزاروسیصدتا سلام به مخاطبای قچنگم:))
 
خودمم نمیدونم این همه لوس بودنو از کجا اوردم:))))
 
روزتون بخیرو شادیییی:)
من باز اومدم:))
 
الان هرکي ببینه پست زدم اولین چیزی که میاد تو ذهنش اینه که الله اکبرررر بازمحیا رفت سرمنبر:))
یه دعا دست جمعی کنید من کار گیرم بیاد کمتر بیام اینجا برم منبر:)))
 
تست هوش ایندفه آسونتره فقط یکم دقت میخواد همین:)
 
 معلومه دیگه باید بگید چه اعدادی تو شکل هست:)
​​​​​​​اعداد تک رقمی هستن:))
 
 
ببی
اینقدر که خوابم نمیاد امشب
دارم ویس زیست گوش میدم
سفرمون افتاد یه روز جلو و 
گند زد به برنامه ی من 
الان من فردا هزارتا کار دارم
اوووف باید کلی خرت و پرت
جمع و جور کنم وای باید 
برم بازار صبح.
حموم
آهنگ بندازم توی فلش
و
آخ 
تازه معلوم نیست توی 
مسافرت چی پيش بیاد 
کلا ما هرسال تنها سفر 
میکنیم چون خانوادم 
حوصله همسفر های 
نیمه راهی رو ندارن که هی 
بهانه بگیرن امسال هم با فامیلامون
میریم که صد درصد مطمئنم یه  جنگ جهانی
پيش میاد از این
توی این شب عزیز عاجزانه از همتون میخام
برارفیقم که 8 ساله پدرشو از دست داده ودر ارزوی اینه که فقط یه بار تو خواب ببینتش دعا کنید
ازتون عاجزانه میخام هرکي این پستو دید براش دعا کنه 8 ساله به ارزوی دیدنش باباش چشاشو میبنده :(
منم یادتون نره بازم ممنون از همتون :(
نمی توانم بنویسم. اینکه نوشتنم را با این جمله آغاز کرده ام یعنی انگار دارم خودم را گول می زنم تا چشمه ی نوشتنم را بجوشانم. نباید به جمله بندی و حتی انسجام مفاهیم متنم فکر کنم و فقط باید بنویسم. یک چیزی در مایه های تداعی آزاد. چند لحظه ای مکث می کنم. دیگر نمی توانم از او یا از این روز ها که می گذرد بنویسم. نمی توانم. یک ماه دیگر این موضوع باید ادامه داشته باشد و من در این یک ماه چه کنم. قبلا ذهنم را به چیز دیگری مشغول می کردم. کار، فیلم، کتاب، کلاس ها
یه بنده خدایی از دوستهامون چند روز قبل عکس گذاشت که عقد کرده ، و هممون کلی خوشحال و تبریک و .
من اصلا همسرش رو نمیشناختم .
از بچه های سراسری ترم پایینی بود .
هیچی خلاصه همون موقع دوست من که از دی ماه مهمانی گرفته رفته تهران به من پيام داد که اینا چجوری آشنا شدن و کی آشنا شدن و.؟ 
گفتم والا من نمیدونم ! 
یهو گفت این پسره تا همون دی ماه به من پيام میداد  ، پيشنهاد میداد ‌.
اضافه کنم که این دوستم هرکي ازدواج میکنه یا دوست میشه میگه شوهر طرف یا دو
بچه بودم. شاید حدود 11 سالم بود. هر روز تابستونا برنامه این بود سر ساعت 5 همه بچه های محل تو کوچه همو ببینیم. هوای رشت به شکل وحشتناکی شرجیه و آدم کافیه یه جا وایسته تا بدون هیچ حرکتی شر شر عرق بریزه. یادمه تو اون اوج هوای گرم فوتبال بازی می کردیم. به قدری حال میداد و لذت بخش بود که حتی نمیتونید تصورش رو کنید.
هرکي مارو میدید میگفت این دیوانه ها دیگه کین تو این ساعت دارن دنبال یه توپ پلاستیکی میدوند. هیچ کس مارو درک نمیکرد. بازی ما تا پاسی از شب ادام
سلام 
در دبیرستان کتابی داشتیم به نام بینش اسلامی.
در کتاب آمده بود که : گناه نکنید چون یا بر سر خودتان می آید یا بر سر نسلتان.
همه دست خود را پاک می دانند و هیچکس خود را گناهکار نمی داند و اینجاست که گناهکار معلوم نیست!
اگر بدانیم در گذشته چه کسی یا کسانی گناه کردند و تخم فساد ریختند چقدر خوب بود. معلوم نیست چه کسی یا کدام قومی در گذشته گناهان کبیره کرده ، که همینک نسل های ما باید تاوان بدهد. نام هایی را در کتب دینی همگی خوانده ایم و نیازی به ذکر
سلام 
در دبیرستان کتابی داشتیم به نام بینش اسلامی.
در کتاب آمده بود که : گناه نکنید چون یا بر سر خودتان می آید یا بر سر نسلتان.
همه دست خود را پاک می دانند و هیچکس خود را گناهکار نمی داند و اینجاست که گناهکار معلوم نیست!
اگر بدانیم در گذشته چه کسی یا کسانی گناه کردند و تخم فساد ریختند چقدر خوب بود. معلوم نیست چه کسی یا کدام قومی در گذشته گناهان کبیره کرده ، که همینک نسل های ما باید تاوان بدهد. نام هایی را در کتب دینی همگی خوانده ایم و نیازی به ذکر
1. چشمام تعطیل شده کلا! دورو نمی بینم.
2. زنگ فیزیک بحث الکتریسته بود، بار آزمون و اینا. دوستم وسط درس خیلی جدی بهم میگه سردار آزمون اسم بچشو باید بذاره بار آزمون. یعنی من یه جوری زدم زیر خنده که اصن :))))) آخه می دونید من نمی تونم دو چیزو اروم انجام بدم، 1. عطسه 2. خنده.
امروز رفتم میز آخر نشستم. لنتی کویته. یه بسته تردیلا، یه بسته بسکویت و یه بسته پفیلا خوردیم سر فیزیک :)) 
3. لنتیا شونصد میلیون پول شاسی بلند میدین خب چرا شاسی بلند قهوه ای می خرین ؟ -_____
میگن،زندگی مثل یه تاس میمونه.هرکي از یه طرف میبیندش ولی اصل اتفاق تغیر نمیکنه.هیچکس درست نمیبینه.
 
معلم انشا به هر کدام از بچه ها گفت که دوست دارن چی بپوشن.نوشتن از احساسات،مهم ترین ویژگی یه متن خوبه.پس میخوام با احساساتتون بنویسید.
همه دخترها اون رو به سخره گفتن و داشتن میخندیدن.
میان دخترا کسی بود که نوشتنش از همه بدتر بود.با خود گفت مینویسم تا شاید نمره ای بگیرم.از پنجر به ابر ها داشت نگاه میکرد که چیزی ذهنش را مشغول کرد و شروع به نوشتن کرد
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زینب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول یکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکي می خورد کلی فکر میکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
اتا یار بیتمه اونور مله
ونه دست دیئه هفت بند لله
چنده من بتجم سر بادونه
چنده من بکنم کلسی برمه
 
ذوبیده پاشو لا بنداز مه ره خو بیته
ذوبیده ره خو بیته
دو دست افتو بیته
بورده چشمه او بیته
ذوبیده پاشو لا بنداز مه ره خو بیته
 
کیجا ته هر ده دست طلا بگرده
کیجا ته وجود بی بلا بگرده
هرکي خوانه ته ره از من بیئره
وشونه عروسی عذا بگرده
 
ذوبیده پاشو لا بنداز مه ره خو بیته
ذوبیده ره خو بیته
دو دست افتو بیته
بورده چشمه او بیته
ذوبیده پاشو لا بنداز مه ره خو بی
این روزا همه دارن از فشار اقتصادی مینالن 
اما من میگم فشار اقتصادی خیلی بهتر از راننده سرویس بدقول و بی نظمه
راننده سرویس بدقول و بی نظم خیلی بهتر از صاحبخونه ی خسیس و حساسه
صاحبخونه ی خسیس و حساس خیلی بهتر از یه همکار کنجکاو و رو اعصاب و خشک مقدسه
همکار کنجکاو و رو اعصاب و خشک مقدس هم خیلی بهتر از نگهبان فضول و بی ادب سر کوچه ست
اینا همه برای من فشار روحی هستن. چیزایی که مستقیم روی روان آدم تاثیر میذاره. فشار اقتصادی رو میشه تحمل و حتی مدیریت
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

سایت موزیک خرید اینترنتی وبلاگ کتابخانه عمومی شهدای سنجان آهن آیرون زمانستان «آرمان‌شهر» تو اومدی و شدی همه زندگیم شهید محمد مهدی لطفی نیاسر هستی مقدم بر ارگاسم!