نتایج جستجو برای عبارت :

تک بیتی گیلکی ی

فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بيتي استروضه هایش رحمت سرشارِ اهل بيتي استآن قدر نامش بها دارد میان شاعراننام زهرا، زینتِ اشعار اهل بيتي استهر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شودحب زهرا، برترین کردار اهل بيتي استمهر زهرا را علی در سینه ی ما ریختهدل نگو این سینه ها، بازار اهل بيتي استاین که بر همسایه می بخشید نان خانه راگوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بيتي استحاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهبرشفاطمه، الگوی این سردارِ اهل بيتي استگریه بر زهرای مرضی
فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بيتي استروضه هایش رحمت سرشارِ اهل بيتي استآن قدر نامش بها دارد میان شاعراننام زهرا، زینتِ اشعار اهل بيتي استهر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شودحب زهرا، برترین کردار اهل بيتي استمهر زهرا را علی در سینه ی ما ریختهدل نگو این سینه ها، بازار اهل بيتي استاین که بر همسایه می بخشید نان خانه راگوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بيتي استحاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهبرشفاطمه، الگوی این سردارِ اهل بيتي استگریه بر زهرای مرضی
گيلکي بیش از آنکه متعلق به گیلان باشد، متعلق به استان مازندران است! گيلکي «تنها» زبان بومی استان مازندران محسوب می‌شود این درحالی‌ست که در استان گیلان علاوه بر گيلکي، تالشی نیز یکی از دو زبان بومی این استان حساب می‌آید. همچنین گيلکي تنها در دو استان گیلان و مازندران خلاصه نمی‌شود! جوامع کوچکتری از استان‌های همجوار نظیر گلستان، سمنان، تهران، البرز و قزوین نیز به این زبان سخن می‌گویند و اکثریت آنان زبان خود را «گيلکي/گلکی/گیلیکی» می‌نا
⚡️ نام چند باد در زبان گيلکي:
⏪ گیلوا: بادی است که از سمت مازندران (شرق) می‌وزد.
⏩  دشتوا: بادی است که از سمت غرب می‌وزد.
⏫ گرمش/کۊوا: باد گرمی است که از سمت کۊه (جنۊب) می‌وزد.
⏬ سرتۊک: بادی است که از سمت دریا (شمال) می‌وزد.
↘️  خزری: این باد از سمت شمالغرب می‌وزد که ظاهرا خزرها (نام یک قؤم) قبلتر آنجا می‌زیستند.
 
واژهٔ «وا» در زبان گيلکي به معنای «باد، نسیم» در زبان فارسی است. این واژه برای ترجمهٔ تحت اللفظی «ریح» در متون قدیمی گيلکي ثبت شده
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی _ فاطمیه اول ۹۸
فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بيتي استروضه هایش رحمت سرشارِ اهل بيتي استآن قدر نامش بها دارد میان شاعراننام زهرا، زینتِ اشعار اهل بيتي استهر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شودحب زهرا، برترین کردار اهل بيتي استمهر زهرا را علی در سینه ی ما ریختهدل نگو این سینه ها، بازار اهل بيتي استاین که بر همسایه می بخشید نان خانه راگوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بيتي استحاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهب
⚡️ در گویش‌های مرکزی و شرقی زبان گيلکي برای ساخت فعل مضارع، پسوند مضارع ساز «ن» به‌همراه شناسه به ریشهٔ فعل اضافه می‌شود. برای نمونه:
بن مضارع + پسوند مضارع‌ساز «ن» + شناسه
خؤس+ن+ه: خؤسنه (می‌خوابه)
رسنه (=می‌رسه)
ترسنه (=می‌ترسه)
ترکنه (=می‌ترکه)
پرکنه (=می‌لرزه)
⚡️ در گویش‌های غربی زبان گيلکي و در ارتفاعات گیلان در ساخت مضارع پسوند نمی‌آید و ساختار فعل مضارع به‌صورت زیر تغییر می‌کند:
بن مضارع + شناسه
خؤسه/ رسه/ ترسه/
⚡️ گاهی‌اوقات
در زمینهٔ آموزش زبان گيلکي همیشه صحبت‌های بسیاری در مورد انتخاب یک «گویش معیار» و آموزش آن به همهٔ گيلکي‌زبانان صورت گرفته که همواره به نتیجه نرسیده و در عمل بیشتر از اینکه راه‌حل باشد، مانع حرکت و اقدام شده.
آموزش زبان گيلکي، با توجه به تنوع گویشی آن، به کتاب‌های متنوعی نیاز دارد که عده‌ای در عملی شدن آن تردید می‌کنند ولی این کار قابل اجراست.
زبان گيلکي گویش‌های مختلفی دارد که آموزش تمامی این گویش‌ها لازم است. گویش‌های مختلف زبان گیل
⚡️در گۊیشهای مختلف زبان گيلکي «نؤ، نۊ، ناف، ناو، نۊدمال» به معنی «قایق» است. گيلکي‌زبانان به «تنه تۊخالی درخت» که برای جمع شدن آب زیر چشمه قرار می‌دهند هم «نۊب، ناف، نۊ، نۊکا» می‌گۊیند که ظاهرا از مفهۊم قایق گسترش پیدا کرده است. ریشه هندؤارۊپایی اولیه این کلمه به صۊرت nau* بازسازی می‌شود.
در زبانهای همریشه با گيلکي، کلمات زیر در معنی قایق یا کشتی استفاده می‌شوند:
 
ارمنی: navakner بنگالی: naukā گجراتی: naukā'ō فارسی: ناو ایتالیایی: nave پرتغالی: navio
   طرحی از رمان مال سره​​​
مال سره، نام ترجمه‌ای است از کتاب Animal Farm نوشته‌ٔ George Orwell به زبان گيلکي. این رمان از نسخهٔ فارسی به گيلکي برگردانده شده و هنوز منتشر نشده‌است.
داستان مال سره و فضاسازی‌های آن - که در بسیاری از موارد گیلان ما را تداعی می‌کند - و همینطور علاقهٔ بی حصر و بند مترجم به زبان گيلکي، از دو عللی هستند که مترجم را بر این داشتند این رمان را به گيلکي ترجمه کند. زبان گيلکي گونه‌ها و گویش‌های متفاوتی دارد. گویش مورد استفاده در
⚡️ در زبان گيلکي «بۊرمه، برمه» در گۊیش‌های مختلف به معنی گریه در زبان فارسی است.
همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید، در متون قدیمی زبان گيلکي فعل ساده «برمستن» با بن مضارع «برم-» ثبت شده است. این فعل در تمامی نمونه متون شرقی، مرکزی و غربی گيلکي وارد شده است.
به‌طور کلی بکار گیری افعال ساده و پیشوندی بر افعال مرکب ارجحیت دارد چرا که افعال ساده و پیشوندی باعث ساخت مفاهیم جدید و زایایی در زبان می‌شوند.
(تصویر بالا مربوط به دیوان پیر شرفشاه و
. فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ۴
بخؤجیرترین پچارش
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ۵
پس اما دگاردنیم، بجیرترین درکه دۊجه
⚡️ همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید واژه‌های «خؤجیرترین» و «جیرترین» ترجمه‌های تحت اللفظی "احسن" و "اسفل" است که در متون قدیمی گيلکي ثبت شده‌است.
نکته: واژه «پچارش» که در متون قدیمی گيلکي ثبت  شده در گویش‌های امروزی زبان گيلکي به صورت افعال پیشوندی «دپچاردن»، «هۊپچاردن» و «هاپچاردن» از فعل سادهٔ «پچاردن» وجود
‍ ⚡️ مالا در زبان گيلکي به معنی «ماهیگیر» است. همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید این کلمه در متۊن قدیمی گيلکي هم به همین شکل ثبت شده است. در زبان عربی، کلمه ملاح به معنی «دریانورد ؤ کشتی بان» وجود دارد که صورت اکدی (زبان قدیمی سامی تبار) آن malahu است. در زبان کۊردی «مله» به معنی «شنا» وجۊد دارد و کلمات «ملوان» و «ملاح» در زبان فارسی از همین ریشه‌اند . اما ریشهٔ این کلمات نه هندؤاروپایی است، نه سامی!
در زبان باستانی سۊمری «ma-lah» به معنی «دریان
⚡️ پیشوندها در زبان گيلکي، بدان ظرافت بخشیده‌اند. بیراه نگفته‌ایم اگر بگوییم گيلکي زبان ظریفی است. توجه به جزئیات ریز در نحوه‌ی حادث شدن واقعات، یکی از ویژگی‌های شاخص زبان گيلکي به‌شمار می‌آید. به این مثال توجه کنید.
مثالی از دو فعل پیشوندی که در فارسی تقریبا "یکجور" برگردانده می‌شوند ولی در گيلکي ظریف با هم فرق دارند:
دؤگۊدن (do-gudan)
فۊگۊدن (fu-gudan)
هر دوی این فعل‌ها به فارسی «ریختن» برگردانده می‌شوند، ولی در گيلکي فرق‌هایی دارند که در
⚡️ پیشوندها در زبان گيلکي، بدان ظرافت بخشیده‌اند. به اغراق نگفته‌ایم اگر بگوییم گيلکي زبان ظریفی است. توجه به جزئیات ریز در نحوه‌ی حادث شدن واقعات، یکی از ویژگی‌های شاخص زبان گيلکي به‌شمار می‌آید. به این مثال توجه کنید.
مثالی از دو فعل پیشوندی که در فارسی تقریبا "یکجور" برگردانده می‌شوند ولی در گيلکي ظریف با هم فرق دارند:
دؤگۊدن (do-gudan)
فۊگۊدن (fu-gudan)
هر دوی این فعل‌ها به فارسی «ریختن» برگردانده می‌شوند، ولی در گيلکي فرق‌هایی دارند که
تصویر: نسخهٔ خطی ترجمه کتاب مقامات حریری به زبان گيلکي
⚡️ «گنستن» در زبان گيلکي برای وزیدن باد هم استفاده می شود. همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید عبارت «بگنست بمن وا» به صورت ترجمه تحت اللفظی «فعصفت بی ریح» در متون قدیمی گيلکي ثبت شده است.
به تصویر زیر دقت کنید. ریشهٔ فعلی «گنسن» و نمونه‌هایی از زبان‌های ایرانی و هندواروپایی دیگر در این تصویر آورده شده! این فعل در گویش‌های دیگر زبان گيلکي به شکل‌های «بنسن»، «بگندستن» هم وجود دارد. هم
⚡️ «ئه/ئی» پسوند گيلکي مئن ؤ اۊنی کاربردان:
 
۱. معرفه - دیرۊزؤن مهیار بۊمأ بؤ!+ مهیار کمتانه؟- مهیارئه د!(مهیارئه/مهیارئی: مهیاری که آمۊ شینأسنیم)
۲. تحبیب- آخ می جؤنِ دیلی مهیارئه. چندی تۊ خۊشمزه هیسی!(مهیارئه: مهیاری که دۊس‌داشتنی هیسه)
۳. تحقیر- تۊ هرچی وکی هنده هۊ زکن مهیارئه هیسی.(مهیارئه: مهیاری که کۊچِ آدمئه هیسه)
ای پسوند وختی که کلمه مصوتء مختۊم ببۊن، یه‌پاره گۊیشانِ دل «أی» ؤ «ؤی» شکلی نی واگؤئه بۊنه.مثال پاشاکی گيلکي جی:- خاله‌أی خؤ
امروزه در زبان گيلکي «هاکش واکش گۊدن» به معنی «به سختی تلاش کردن» استفاده می‌شود. در متون قدیمی‌ زبان گيلکي این اصطلاح در ترجمه «جبذ (کشیدن)» اینطور آمده:
عربی: فجبذته جبذ التلعابة
گيلکي: ورا هاکش‌واکش بکدم هاکش‌واکش کده‌ناسا کاکی کنی
فارسی: اۊ را کشیدم چۊ کشیدن کسی که بسیار بازی می کند.
  چند اصطلاح دیگر که در زبان گيلکي برای مفاهیم «تلاش کردن، سعی کردن، کوشش کردن» استفاده می‌شود:
هاکش واکش گۊدن
فکش دکش گۊدن
هخسا گۊدن
کۊتوات گۊدن
کۊ
⚡️ به ترتیب هسته و وابسته و نحوه اضافه شدن وابسته‌ها در تصویر دقت کنید.
ترجمه آخرین جمله به زبان فارسی: 
نور چراغ زرد تیر میدان اول شهر زیبای ما 
مثال‌های بیشتر:
گيلکي: لاکۊ «خؤنه»
فارسی: خونه‌ی دختر
گيلکي: می لاکۊ «خؤنه»
فارسی: خونه دختر من
گيلکي: می پیلا لاکۊ «خؤنه»
فارسی: خونه دختر بزرگ من
گيلکي: می پیلا لاکۊ «خؤنه» جؤر
فارسی: بالای خونه دختر بزرگ من
گيلکي: می پیلا لاکۊ «خؤنه» جؤر طبقه
فارسی: طبقه‌ی بالای خونه‌ی دختر بزرگ من
گيلکي: می پیل
چندته گيلکي قید که فعلِ مقدار یا کمیتء نشؤن دنه:
 
✔️ برای فعل «کوتونئن»➖ یه پوس، یه چؤم، یه پیچ (یه فیچ)، یه گاچ، یه شکم، یه کل، یه گال وأنجینین بدأر «یه پوس» کسنء بؤکتونن.
 
✔️ برای فعل «زئان» یا «دکأشتن»➖ یه‌ دار می همرأ توک توک نؤ تره «یه دار» زنم بککی ونرسی. پئر خو وچه گوشِ دل «یه دار» دکأشت.
 
✔️ برای فعل «خؤردن»➖ یه شکم دأبیسؤن «یه شکم» پلا بوخؤردم، ده مره نوأنه.
 
✔️ برای فعل «خؤتن»➖ یه گول/ یه چؤم یه گول بوخؤت ایمه ورسأ بؤشؤ.
⚡️ حرف اضافه «از» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي 
✔️ هجی/ جی/ جه/ جا
حرف‌های اضافه در زبان گيلکي به‌صورت پس‌آیند در جمله قرار می‌گیرند.
چند مثال:
مۊ تلاگۊره «خاو ٚ جی» ورسنم.
(فارسی: من صبح خرۊس‌خۊن «از خواب» بلند می‌شم.)
فرخان کتاب' «می جی» هگیت.
(فارسی: فرخان کتابؤ «ازم» گرفت)
«کۊرا جی» بۊمأی؟
(فارسی: «از کدۊم سمت» اۊمدی؟)
ماکان «فرخان هجی» ترسنه.
(فارسی: ماکان «از فرخان» می‌ترسه)
⬇ پست مرتبط
املای حرف اضافه «اجه» در متون قدیمی گيلکي
⚡️ حالات خوابیدن در زبان گيلکي
⬇ دؤمبره (دیمبرۊ، دمرۊ)
⬆ دیماجؤر
⬅ یه‌پلی (یه‌وری)
چند مثال:
دؤمبره زیمی سر کته بؤ.
(فارسی: دمر بر روی زمین افتاده بۊد)
دیماجؤر نۊخؤس خاوخۊره کۊنی.
(فارسی: به پشت نخواب خرؤپف می‌کنی)
وچه' یه‌پلی بۊخؤسأن.
(فارسی: بچه رؤ به پهلۊ بخوابۊن)
جلال‌الدّین همایی، ادیب و نویسندهٔ فارسی‌زبان، در فرهنگستان زبان و ادب فارسی (فرهنگستان یکم، سال ۱۳۲۲) دربارهٔ موضوع «زبان فارسی زبان دانش و فناوری نیست» سخن ایراد کرد و از اینکه دانشمندان و علمای قدیم تمام همّ خود را در تدوین و تکمیل زبان و ادبیات عرب مبذول داشته و به زبان فارسی چندان اعتنا نکرده‌اند، انتقاد کرد. اما اینک فارسی با پشتکار همان دانشمندان در ایران تبدیل به زبان علمی شده است. این انتقاد به جامعهٔ علمی گيلکي‌زبان نیز وارد ا
⚡️ حرف اضافه «با» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي عبارتند از:
✔️ أرا/ أمرأ/ مرأ/ همأ/ همرأ
✔️ جا/ جه
حرف‌های اضافه در زبان گيلکي به صورت پس‌آیند در جمله قرار می‌گیرند.
یک مثال از گۊیش‌های مختلف زبان گيلکي:
رۊبار: ده نُتؤنم «ته جا» زندگی بُکُنم
جعفرآباد: دی نتانم «تی أرا» زیندگی بؤکۊنم
رشت: ده نتانم «تی أمرأ» زیندگی کۊدن
شفت: ده نتانمه «تی مرأ» زیندگی کۊدن
لاجؤن: ده مننم «تی همأ» زیندگی بکۊنم
چابؤک: دئه نؤتۊنم «تی همرأ» زیندگی بؤکۊنم
آمل:
«گردو» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي:
تۊیه‌دروار: هۊز 
شامرزا: خۊز
طالقان: جؤز
پیلارۊدبار: وؤز/ یۊز
گیلان ؤ مازندران: آغۊز/ اغۊز
اشکور ؤ سیاکؤلؤرۊد: گردکان/ گؤرکان/ گرکن
تصویر زیر میکس نظر حسن‌دوست و چئونگ درباره ریشهٔ کلمه آغۊز است.
با توجه به کلمه هخامنشی «اپگۊد» که  چئونگ ثبت کرده است، صورت‌های دارای واج «ز» در زبان‌های جنوبغربی ایرانی از جمله فارسی دخیلند.
همچنین در زبان گيلکي غۊز هوردن {=شانه‌ها را بالا دادن} از همین ریشه وجود دارد.
⚡️ برگی از کتاب الابانه نوشته ابوجعفر هوسمی که در آن خطبهٔ عقد به زبان گيلکي نوشته شده‌است.
شواهد نشان می‌دهد بر خلاف ادعای تمامیت خواهان در دؤرانی که گيلکي زبانان حاکم بر مناطق خؤد بۊده‌اند امۊرات مختلف تحصیلی، نظامی، اجتماعی و. به زبان گيلکي صۊرت می‌گرفته.
فصل و اللفظ الشرعی فی نکاح ان یقول فلان تو خوی دختر فلانیه ‌نوما بقول خیا (تع) و بخبر؟ رسول (ص) و بحضوری این جماعة باون ولایة که تا هسته از جهة حق تو و اون وکالتی که تا هسته از جهة تی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ۱
بحق خۊر، بحق وی رؤشن بین
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ۲
بحق مؤنگ، خۊری پی گیره‌گاه
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ۳
بحق رۊج، خۊر اۊرا برؤشن کنگاه (اۊن خۊرا اشکارا واکنگا)
وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ۴
بحق شؤ، اۊرا واپۊشه‌گاه (بتاریکی بؤگاه)
وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ۵
بحق اسمان، بحق اۊن‌کس که اۊرا بدیسه
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ۶
بحق زمی، بحق اۊنک اۊرا ببسرده
⚡️ ه
بکل آیة
همه حجة ؤ معجزاتا
ما تبعوا قبلتک
اۊشؤن دیم ها تی قبله نکنن
ما بعضهم بتابع قبلة بعض
یهۊدی ؤ نصاری کس کسی قبلا دیم هانکنن
⚡️ گيلکي بعد از فارسی دری، دومین زبان مکتوب نو ایرانی است.
تصویر: تفسیر قرآن به زبان گيلکي آیه ۱۴۵ سوره بقره - نسخه کتابت شده به دست احمد بن سلار کینارودی برای نورالله بن علی اشکوری قرن نهم
✍ فرهنگ ، سیداسماعیل
⚡️ حرف اضافه «در، تو» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي عبارتند از:
✔️ میان/ میۊن/ میئن/ مئن/ مَن
✔️ دل/ دله
حرف‌های اضافه در زبان گيلکي به‌صورت پس‌آیند در جمله به‌کار می‌روند.
چند مثال:
أ رۊخانه «میان» ماهی خیلی دره.
(فارسی: تۊ این رۊدخۊنه ماهی زیاده)
ریاضی «مئن» مۊ ضعیفم.
(فارسی: تۊ درس ریاضی من ضعیفم)
اشۊن چادر ٚ «دله» بخۊتمه.
(فارسی: دیشب تۊ چادر خوابیدم)
را «دل» هسأم.
(فارسی: تۊ راهم)
تصویر: تفسیر کتاب الله، ابوالفضل شهر دویر دیلمی، قرن ۹
⚡️ «رافایی، ریفایی، ریفاغی، راپایی» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي به معنی انتظار است؛ کلمات «رافا، ریفا، ریفاغ، راپا» هم معادل «منتظر» در زبان فارسی و عربی است. کلمه گيلکي از دو بخش «را» به معنی «راه و مسیر» و صورت‌های مانده «پا» از مصدر «پاستن» به معنی نگهبانی کردن و پاییدن است. در واقع از نظر مفهوم، «راپا» نظاره کنندهٔ راهی است در انتظار دیدن مطلوب!
همانطور که در تصویر مشاهده می‌ک
گيلکي گویشی تفاوتان(فارسی: به‌خاطرِ)
 
«خأنی»
«خؤنی»
«دؤنی»
«دانی»
 
چندته مثال جومله دل: قرار بو ساعت پنج فأرسی! «تی خأنی» نیم ساعته أیه رافا ایسأمه! مو «تی خؤنی» بو اونِ همرأ سلام علیک کودم. مو دیشؤوء «تی دؤنی» تا صوب بیدار بؤم. مؤ «تی دانی» ایمرو کارِ سر نؤشام.
@gilaki_learning
‍ 

⚡️ همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید عبارت «اجه اوشون» ترجمه تحت اللفظی «عنهم» (معادل فارسی: از آنها) می‌باشد که در متون قدیمی گيلکي به ثبت رسیده است. در این مورد ذکر دو نکته مفید به نظر می‌رسد:
نکتهٔ اول: ترتیب این عبارت تحت اللفظی بر اساس دستور زبان گيلکي به صورت «اوشون اجه» می‌باشد که در گویش‌های امروزی به صورت‌های «وشۊن أجه»، «اۊشؤن أجی»، «اۊشان أجأ» تلفظ می‌شود؛ پس بر اساس املای تاریخی کلمه، مصوت پیش از «جه/جی/جأ» موجود در ترک
گيلکي گۊیشان ٚمئن: اشرف: سنؤ سوادکۊ: هسنۊ اشکور: سیناو لاجؤن: سینؤ سنگر: سیناب
 
  دئباری زوانان ٚدل: سانسکریت: sna (حمام گۊدن) اوستایی : sna (شۊردن) اشکانی پهلوی: snazh  ساسانی پهلوی: shnaz اولیه هندؤارۊپایی: sna*
 
ایمرۊجی هندؤارۊپایی زوانان ٚدل: کۊردی: سناؤ فارسی: شنا ایرلندی: snámh 
⚡️ در زبان گيلکي «آسۊره، أسری، أرسۊ» در گویش‌های مختلف به معنی اشک در زبان فارسی است. این واژه در متون قدیمی زبان گيلکي به شکل «اسرۊ» ثبت شده است.
در زبان‌های هندواروپایی:
سانسکریت: asru
اوستایی: asru
پهلوی ساسانی: ars
لیتوانیایی: asharos
سیوندی: arsh
هورامی: harsi
بلۊچی: hars/ars/als
کۊردی: aser
در زبان دوره میانه‌ای پهلوی، حرف «س» و «ر» قلب شده‌اند و در گيلکي صورت باستانی و قلب نشده وجود دارد! 
ریشهٔ این واژه را به صورت heakru* بازسازی می‌کنند. در زبان یونان
تصویر: کنفراسی در مورد «ساخت مجهول‌ در زبان گيلکي» که توسط ضیا خوش‌سیرت، دانشجوی دکترای زبان‌شناسی مردم‌شناسی دانشگاه UCLA، در کنفراس زبان‌های ایرانی آمریکا شمالی (NACIL2) دانشگاه آریزونا ارائه شد!
ضیا دربارهٔ موضوع این کنفرانس به گيلکي می‌نویسد: 
"پیشته گۊتن گ کاسپین زۊبؤنؤن ٚ مئن گيلکي (Yarshater 1969, Rezayati Kishkhaleh & Jalalehvand Alkami 2011, Stilo 2012, Solgi 2013)هچی فعل ٚ همره مجهول چا کؤنه. مثلا بؤن، بؤستن، بوین ؤ بیین ٚهمره یا دیلمی گۊیشؤن ٚ مئن وکتن ٚ همره. مثلا  
گيلکي گویشی تفاوتان(فارسی: «مال کجا هستی؟/ اهل کجا هستی؟»)
 
فؤمن: «کأیأ شین ایسی؟»أسسؤنه: «کؤره شی ایسی؟»کلأچئه: «کویه شی هیسی؟»چابؤک: «کوجارِ شی هسی؟»دوهزار: «کمین جارِ شنی هسّی؟»الموت: «کجه شینی هسی؟»هزارجریب: «کاجه شه هستی؟»  فشرده حالتان:(فارسی: مال کجایی؟/ اهل کجایی؟)آمل: «کجه شنی؟»قاسم‌آباد: «کوجه شئی؟»رشت: «کؤیه شینی؟»@gilaki_learning‌
قصیده، غزل، دو بيتي، نو، سپید .
گرد زخم های بی سنگرم حلقه زدند
تا با موجی از شوق و غم
شعله یادت را کوهی از آتش کنند
و هزار خاطره من دیروز را
زنده کنند و دود
.
قصیده، غزل، دو بيتي، نو، سپید .
همچو شاخه جوان شکسته شده ام
من لانه عشق بودم و دگر هیچ ام
و برگ های امیدم قصد سفر دارند
و من مشتاق کبریت و خواب ابدی ام
⚡️ در زبان گيلکي برای بیان مفهوم «فیک و تقلبی بودن» چیزی از کلمه «شال/شائال» استفاده می‌شود؛ معمولا مورد توصیف شده، شباهت ظاهری با مفهومی دارد که بعد از «شال» قرار می‌گیرد اما ذاتا متفاوت است.
چند مثال:
شال میری/ شال مرگی= مردن تقلبی، خود را به مردن زدن
شائال خاوه= خود را به خواب زدن، خواب ساختگی
شال تسبیح/ شال مرخه= گیاهی با دانه هایی شبیه دانه‌های تسبیح که در کنار نهرها می‌روید
شال اشکم= مقداری غذا که رفع گرسنگی موقت کند
شال ویلاج= بار
⚡️ در زبان گيلکي برای خۊب شدن هوا از فعل «هیسأن» استفاده می‌کنند.
چند مثال:
هوا بئسأ (=هوا خۊب شد)
هوا هیسأ دره (=هوا داره خۊب می‌شه)
ای هوا کئن هیسنه؟ یه هفته هیسه وأرسئه دره (=این هوا کی خۊب می‌شود؟ یه هفته‌ست دارد می‌بارد)
ایمرۊز ؤ فرده هوا هیسأ دننه (=امرۊز ؤ فردا هوا قصد خۊب شدن ندارد)
⚡️حرف اضافه «جی، جه، جا» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي، معادل «از» و «با(به وسیلهٔ)» در زبان فارسی است و بر اساس دستور زبان گيلکي به صورت پس‌آیند در جمله قرار می‌گیرد:
کۊرا جی بۊمأی؟
(واگردان:از کدۊم‌ور اۊمدی؟)
ماشین أجی بؤشؤ!
(واگردان: با (به وسیله) ماشین رفت!)
در گویش‌های مختلف زبان گيلکي، تحت تأثیر زبان فارسی، گاهی آشفتگی‌هایی در دستور ایجاد می‌شود که با کمی دقت می‌توان از بروز آن جلوگیری کرد.
چند نمونه از این آشفتگی‌ها و صورت‌های صح
⚡️ در بررسی زبان‌های گيلکي و فارسی گاهی به واژه‌های هم‌ریشه‌ای برمی‌خوریم که در یک زبان صورت کوتاه‌تری نسبت به زبان دیگر دارند. در ابتدا شاید اینگونه به نظر برسد که صورت بلندتر، شکل قدیمی‌تر را بیشتر حفظ کرده است؛ اما با مقایسهٔ واژگان با زبان‌های قدیمی‌تر به این نتیجه می‌رسیم که وما اینطور نیست.
در ادامه چند نمونه را بررسی می‌کنیم:
کلمه «زمی/ زیمی» در زبان گيلکي معادل «زمین» در زبان فارسی است؛ برای مثال «ملجا زیمی، خؤل زیمی» نا
برای واژهٔ نویسنده سه مفهۊم مجزا در زبان گيلکي به شکل زیر وجود دارد:۱- نیویشتن‌کس: کسی که توانایی ؤ قابلیت نوشتن را دارد:مثال: حسن‌ئه نیویشتن‌کس نیه هنده وا خؤر بنویسی.تؤضیح: حسن آدمی نیست که کار نوشتن را انجام دهد، حسن آدم نوشتن نیست، حسن بنویس نیست.۲- بنویشته‌کس: کسی که نوشته‌ای را نوشته است.مثال: ای متن ٚبنویشته‌کس' نشناسم.تؤضیح: نویسنده‌‌ی این متن را نمی‌شناسم، ما درمؤرد همان متن مشخص خبر می دهیم ؤ ممکن است کار نویسندگی توسط فرد مذکو
⚡️ در زبان گيلکي برای ساخت مجهۊل در گۊیش‌های مختلف از فعل کمکی «بؤستن/بؤؤن/بوین/بیین» استفاده می‌شود. (فعلی که فاعل و انجام‌دهندهٔ آن مشخص نیست، مجهۊل نام دارد.)
مثال
+ جملهٔ معلۊم: پئر باغ' سم‌پاشی بؤگۊد (=پدر باغ را سم‌پاشی کرد)
× جملهٔ مجهۊل: باغ پئرˇ دس سم‌پاشی بؤبؤ (=باغ توسط پدر سم‌پاشی شد)

⚡️ نکته: در غربی‌ترین گۊیش زبان گيلکي پسوند مجهۊل‌ساز -ex- /أخ/ به فعل افزۊده می‌شود (رجۊع شود به پست شمارهٔ ۸۱):
مثال:
+ جملهٔ معلۊم: ماکان در' دوست
چارته پیشوندی فعل که تقریبا گيلکي دل یته مفهوم دأرن:
✔️ دپارسن /də.pārəsən/(ف: آوار شدن)
✔️ فوسوسن /fu.susən/(ف: فروریختن)
✔️ دکلسن /də.kələsən/(ف: ریختن)
✔️ فگردسن /fə.gərdəsən/(ف: واژگون شدن)
 
چندته مثال: وی خؤنه «دپارسه بؤ».(=خونه‌اش آوار شده بود.)
کؤنه کندوج پرسال «فوسوس».(=کندوج قدیمی پارسال فروریخت.)
دیشؤو تورِ وا بگنسه دیوار «دکلسه».(=دیشب گردباد زده دیوار ریخته.)
دیس «فگردس» اسکانشان چئل‌چیله بؤبؤن.(=دیس افتاد استکانها چهل تیکه شدن.) 
⚡️ همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید کلمهٔ «رۊج» ترجمهٔ تحت اللفظی «یوم» می‌باشد که در متون قدیمی گيلکي به ثبت رسیده است. این کلمه در چند زبان قدیمی ایرانی به شکل‌های زیر موجود است:
٭ اوستایی: raochah
٭ هخامنشی: rauchah
٭ پهلوی اشکانی: rōzh
٭ پهلوی ساسانی rōz
این کلمه در زبان فرضی هندواروپایی اولیه به شکل leuk* به معنی «رؤشنایی، درخشیدن» بازسازی می‌شود.
لطفا به این کلمات در گویش‌های مختلف زبان گيلکي توجه کنید:
★ رۊجین؛ لۋجین‌بر؛ لۊکۊم‌بر (=دریچهٔ
⚡️ حرف اضافه «برای، به‌خاطر» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي عبارتند از:
✔️ ره/ به/ وه/ سه/ سن/ بره
✔️ وأسر/ وأسی/ وسه/ ویسین
✔️ دؤنی/ خانی/ خۊسی
 
در گویش‌های تبرستان ترکیب صورت مخفف «سه» و ضمیر «وه» صورت «وه سه» (=برای او) را می‌سازد که به دلیل شباهت با صورت اصلی حرف اضافه (یعنی وسسه) برخی گمان می‌کنند ترکیبات مه وسسه، ته وسسه ؤ. حشو است در حالی که حرف واو جزئی از حرف اضافه است و ترکیبات مذکۊر کاملا درستند.
براساس دستور زبان گيلکي تمام این حر
در زبان گيلکي در تمامی گویش‌ها از فعل دؤبؤن به عنوان فعل کمکی برای ساخت ماضی و مضارع مستمر استفاده می‌شود.
مصدر/مضارع فعل «دؤبؤن» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي به‌ترتیب از غرب به شرق بدین شکل است:
دۊبؤن/ درهدبان/ درهدوین/ درهدیین/ درهدبین/ دره
 
طریقهٔ ساخت فعل مستمر:در گویش‌های غربی: مصدر + صرف فعل دؤبؤنمثال از ماضی مستمر: أمؤن دۊبۊم (فارسی: داشتم می‌آمدم)مثال از مضارع مستمر: أمؤن درم (فارسی: دارم می‌آم)
 
در گویش‌های مرکزی: مصدر مرخم + صرف ف
‍ ⚡️در فارسی تهرانی به این میوه «تمشک» می‌گویند. این کلمه در واقع وامگیری ناقصی از زبان گيلکي است. در گویش‌های مختلف زبان گيلکي به گیاه این میوه و به طور عام بوته‌های خاردار دیگر «تمشک، تمۊشک، تمش، تمۊش» گفته می‌شود و میوهٔ آن «لبلبۊ، تمشدۊن، تمشکدؤنه، بۊلۊش، ولش» نامیده می‌شود.

تصویر ازکتاب «تحفة المؤمنین» نوشته  «محمد مؤمن حسینی دیلمی تنکابنی» است.
«تمۊش» اسم دیلمی «علیق» است.
«تمش دانه»، «توت العلیق» را گویند.
«علیق» و «تۊت العل
⚡️ این برگی از کتاب «الکفایة فى علم اعراب» است که برای یادگیری زبان عربی تدریس می‌شده. عبارات گيلکي نوشته شده در سطور مؤید این است که پیش از اشغال صفویه، در مدارس گیلان و مازندران درس‌ها به زبان گيلکي ارائه می‌شده. 
کلمات و عبارات آمده در این صفحه:
عربی/ گيلکي/ فارسی
طلل/ سرا رچه/ سکوی خانه
موحشا/ بدرد اورا/ موحش، ترسناک
قدیم/ کهون/ قدیم، کهن
اسحم/ سیاه میه/ ابر سیاه
مستدیم/ وارون ریج/دائمی، باران ریز
هم/ اوشان/ آن‌ها
یلعبون/ کاکی‌کنا بو
گاهی‌اوقات در زبان فارسی برای گرفتن تأیید گفته‌های خود از جانب شنونده یا خواستن نظر او، در آخر جمله‌ی خبری از جملات کوتاه پرسشی «مگه نه» و «اینطور نیست» استفاده می‌شود که به اصطلاح بدان "سوال ضمیمه" (در اینگیلیسی: question tag) می‌گوین. در زبان گيلکي این وظیفه بر عهده فعل «نیه» است. چند مثال:
 
ایمروزِ هوا دیروزِ جا سردتره، نیه؟(فارسی: هوای امروز از دیروز سردتره، اینطور نیست؟)
 
تی پئر بانک کار کؤنه، نئه؟(ف: پدرت بانک کار می‌کنه، مگه نه؟)
 
 تی
⚡️ گيلکي گویشی تفاوتان(فارسی: با همدیگه)
گیلانِ غرب: کس ‌کسِ مرأ (همدیگرِ أمرأ)گیلانِ شرق: کسنِ همره (کسنِ جی)طالقان: همدیگری همراپیلارودبار: همدیَرِ أمرأ (همدیَرِ مرأ)مازندران: هدی جه/ هدی آله/ هدی همراه
 
جومله دل: می پئرمار همدیگرِ مرأ مشد بوشؤییدی. می پئرمار کسنِ همره مشد بوشؤن. مینی پیَرؤمار همدیگری همرا مشد بیشییَن. مه پیَرؤمار همدیَرِ مرا مشَد بشان. مه پئرمار هدی همراه مشد بوردنه.
(شیمی شهر چور واگؤئه بونه؟ أمره اطلاع بدین.)@gilaki_learning
گيلکي شناسهٰ‌ن:
 
اول شخص مفردمن بیدارمه /bidār əmə/ ”   بیدارم /bidār əm/ ”   بیدارؤم /bidār om/ ”   ویشارمه /viār əmə/
 
دوم شخص مفردتو بیداری /bidār i/ ”  ویشاری /viar i/
 
سوم شخص مفرداون بیدارؤ /bidār o/  ”   بیداره /bidār ə/  ”   ویشاره /viār ə/
 
اول شخص جمعاما بیداریمی /bidār imi/ ”   بیداریم /bidār im/ ”   ویشارمی /viār əmi/
 
دوم شخص جمعشوما بیداریدی /bidār idi/   ”     بیداردی /bidār ədi/   ”     بیدارید /bidār id/   ”     بیدارین /bidār in/   ”     ویشارنی /viār əni/
 
سوم شخص جم
 چندته اصطلاح گیلان ٚ گيلکي دل که «بۊرمه» مفهۊم ٚ وأسه استفاده بۊنن:
اۊشماره | اۊرۊشواره (اِ.)(فارسی: شیون ؤ ناله کردن) جۊمله دل:➖ زنهٰ‌کان قبر ٚ سر اۊشماره گۊدن.(=زن‌ها بر رۊی قبر ناله می‌کردن.)
 
فنار فنار (ق.)(فارسی: گریه زاری کردن) جۊمله دل:➖ وچهٰ‌کان فنار فنار بۊرمه گۊدن.(=بچه‌ها زار زار گریه می‌کردن.)
 
ونگ (اِ.)(فارسی: با صدای بلند گریه کردن) جۊمله دل:➖ زأک ٚ مۊرسؤن ونگ زئن.(=مثل بچه‌ها شیون می‌زدن.)
 
⚡️ ادات تشبیه در گویش‌های مختلف زبان گيلکي:
۱- مانستن
۲- مؤرسؤن/ مؤسؤن/ مۊسان
۳- جۊر
۴- وش
۵- مؤنا
۶- وارى
۷- دستۊرى
۸- چم
۹- سون
۱۰- بیون
۱۱- شارین
۱۲- هچین/هچی
چند مثال:
ورف ٚ مانستن (=مثل برف)
واش ٚ مۊسؤن (=مثل علف)
واران ٚ مؤنا (=مثل باران)
ورگ ٚ واری (=مثل گرگ)
ولگ ٚ دستۊری (=مثل برگ)
⚡️ شکل‌های متفاوت یک پیشوند در گویش‌های مختلف زبان گيلکي و مقایسه‌ی آن با دیگر پیشوندهای تقریبا هم‌شکل که عملکردی متفاوت دارند:
✔️ در زبان گيلکي «و(وی)/ف(فی)/وۊ(اۊ)» شکل‌های متفاوت یک پیشوند در گویش‌های مختلف است. چند مثال:
(فارسی: جمع کردن چیزی از رو جایی)
چابؤک: وچئن (ve-chen)
رۊدسر: فیچئن (fi-chen)
رشت: اۊچیئن (ou-chien)
فؤمن: وۊچیئن (vu-chien)
(فارسی: بالا رفتن از چیزی)
چابؤک: وچکسن (ve-chekesan)
اشکور: فچکسن (fe-chekesan)
رۊدبار: اۊچۊکستن (ou-chukestan)
رشت: وچۊکستن (va
چندته قید ؤ اوشانی کاربردان گيلکي دل که اوشانی بعضی‌شان تقریبا یته مفهوم دأرن:
✔️ کیندیم✔️ پساپسا✔️ پساکینا✔️ پوشتاکینا✔️ وراکینا✔️ وراورا
مثال جومله دل: مازیار خوشته پیرهنء کیندیم داکورده.(ف: مازیار پیرهنشؤ برعکس پوشیده.)
مازیارِ کارؤن همه پساپسا ایسه.(ف: کارهای مازیار همه برعکسه.)
پساپسا را نؤشو کنی.(ف: عقبکی راه نرؤ می‌افتی.)
ظرفشانء پساکینا سفره سر بنی.(ف: ظرفها رؤ برعکس رو سفره بذار.)
وی قیافهٰ‌ء نیدم، پوشتاکینا هسابا.(ف: چهرش
فعل «می‌بینه» در گۊیش‌های مختلف زبان گيلکي:
پیلارۊدبار: وینه
رشت: دینه
لاجؤن: اینه
کلأچئه: ینه
سیاکؤلؤرۊد: إینه
قاسم‌آباد: دینه
سختسر: وینه
آمل: وینه
ساری: وینده
مثال در جمله
آمل: اۊنتا تره وینه.
لاجؤن: اۊ تأ اینه.
کلأچئه: اۊن تره ینه.
رشت: اۊن ترا دینه.
(فارسی: اۊن تؤ رؤ می‌بینه)
WampServer
 یکی از بهترین و قدیمی ترین نرم افزارهای لوکال ساز محسوب میشود این نرم افزار یک نرم افزار برای راه اندازی IIS‌ لینوکس هست که شما بوسیله آن میتوانید فایل های پی اچ پی را اجرا و نتیجه آن را ببینید . شما میتوانید توسط این نرم افزار همه اسکریپت های PHP را بر روی لوکال تست نمایید.
برخی ویژگی های WampServer
قابلیت سوئیچ بین  تمامی نسخه های Php  MySQL  Apache
امکان مدیریت تمام سرویس های نصب شده
امکان دسترسی به تمام ماژول های php و قابلیت فعال یا غیر فعال سازی
ترکیب «ول ٚ پیت» در زبان گيلکي به معنی "کج و کوله" است.
«ول» در زبان گيلکي «بپیته، ناراست» معنی می‌دهد. از همین ریشه «ور»، «خۊل» ؤ «کۊل» هم در این زبان وجود دارد که برای مفاهیم نزدیک به آن استفاده می‌شود. از رو این قیاس صورت احتمالی این واژه را می‌توان برای "گيلکي اولیه" اینگونه بازسازی کرد: xvar* 
همانگونه که مشاهده  می‌کنید در واژهٔ بازسازی شده دو صامت در کنار هم آمده‌اند که اصطلاحا آن را «غوشه صامت» می‌نامند؛ واژگان امروزی گيلکي به ما نشان
داستانی که در این وبلاگ با شما به اشتراک خواهم گذاشت. داستان سرگذشت یک معلم سپاه دانشی در اواخر حکومت پهلوی هست.
داستان به پایان نرسیده و به مرور کامل می شود.
پس شاید به بعد از انقلاب هم کشیده شود.
داستان به زبان فارسی روایت شده ولی گفتگوی میان اشخاص، گيلکي است. 
در شیوه نوشتار گفتگوها به گيلکي به اصول نگارش بر مبنای حروف عربی که در فارسی نیز رعایت می شود پایبند مانده ام.
اگر پرسشی درباره شیوه نگارش در این داستان دارید با کمال میل پاسخگو هستم.
⚡️ تلفظ شهرهای مختلف گیلان و مازندران از فعل  «است»:
هسته (رۊدبار)
ایسه (رشت)
ایسته (کیاشر)
هیسه (کلأچئه)
هسه (سختسر)
هسسه (چالس)
هسته (ساری)
مصوت آخری که در گویش‌های مختلف زبان گيلکي وجود دارد، در متون مانده از زبان‌های پهلوی ساسانی و پهلوی اشکانی که مربوط به دورهٔ میانه زبان‌های ایرانی غربی هستند وجود ندارد که در زبان‌های باستانی وجود داشت؛ این شاهد (به همراه شواهد دیگر) مؤید استقلال زبانی گيلکي از زبان‌های ثبت شده ایرانی غربی دوره میانه
 چندته پیشوندی فعل گیلان ٚ گيلکي دل که «فرار» ٚ مفهۊم ٚ وأسه استفاده بۊنن:
درشؤؤن/ درشۊ(فارسی: دررفتن) جۊمله دل:➖ أمی همسئه وچه پۊلیس ٚ دس درشؤ.(=پسر همسایه‌مۊن از دست پلیس دررفت.)
 
ویرۋتن (بۊرۊتن)/ ویرۋج(فارسی: گریختن) جۊمله دل:➖ همسئه وچه تا پۊلیس' بئدئه ویرۋت .(=پسر همسایه تا پلیسؤ دید گریخت.)
 
جیویشتن/ جیویز(فارسی: فرار کردن) جۊمله دل:➖ زای بۊم ای‌وار مدرسه جا جیویشته بۊم!(=بچه بۊدم یه‌بار از مدرسه فرار کرده بۊدم.)
 
فؤشتن/ فؤز(فارسی: فرار [ع
این فعل در گویش‌های دیگر زبان گيلکي به صورت‌های نهابؤن، هننابؤن و نیابان نیز واگویه می‌شود.
 
صرف ماضی فعل نأبؤن:
مثبت: نأبؤ (=بود)/ نأبؤن (=بودند)
منفی: نِنأبؤ (=نبود)/ ننأبؤن (=نبودند)
مثال: تی مۊبایل میزِ سر نأبؤ (=موبایلت رو میز بۊد)
 
صرف مضارع فعل نأبؤن:
مثبت: نئه (=هست)/ نأن (=هستند)
منفی: ننئه (=نیست)/ ننأن (=نیستند)
مثال: تی پیرهنان کؤمؤدِ مئن نأن (=پیرهنات تو کمدن)
 
انواع فعل بودن در زبان گيلکي
صرف فعل نأن به معنی گذاشتن (دراز کشیدن) 
این فعل در گویش‌های دیگر زبان گيلکي به صورت‌های نهابؤن، هننابؤن و نیابان نیز واگویه می‌شود.
 
صرف ماضی فعل نأبؤن:
مثبت: نأبؤ (=بود)/ نأبؤن (=بودند)
منفی: نِنأبؤ (=نبود)/ ننأبؤن (=نبودند)
مثال: تی مۊبایل میزِ سر نأبؤ (=موبایلت رو میز بۊد)
 
صرف مضارع فعل نأبؤن:
مثبت: نئه (=هست)/ نأن (=هستند)
منفی: ننئه (=نیست)/ ننأن (=نیستند)
مثال: تی پیرهنان کؤمؤدِ مئن نأن (=پیرهنات تو کمدن)
 
انواع فعل بودن در زبان گيلکي
صرف فعل نأن به معنی گذاشتن (دراز کشیدن) 
⚡️ برای "بیان ضرورت انجام کار" در زبان گيلکي از دو فعل «وأسن» و «خأسن» کمک گرفته می‌شود.
چند مثال:
ایسه چی «وأن» گۊدن؟
ایسه چی «خأن» گۊدن؟
(فارسی: حال چه «باید» کرد؟)
وچه «وأ» درس بۊخؤنه.
وچه «خأ» درس بۊخؤنه.
(فارسی: بچه «باید» درس بخۊنه.)
صرف گذشته:
چره «وأس» بؤگؤم؟
چره «خأس» بؤگؤم؟
(فارسی: چرا «نیاز بۊد» بگم؟/ چرا باید می‌گفتم؟)
قید "باید" در گيلکي مازندران:
مثال از شهر قائمشهر/ شاهی:
اسا چتی «ونه» هاکردن؟
(=حالا چه «باید» کرد؟)
وچه «ونه» د
⚡️ در زبان گيلکي صرفِ مضارعِ فعلِ «بؤؤن (بۊدن)» دؤ وجه صرفی دارد.
چند مثال:
ساعت چی هیسه؟
ساعت چی‌ئه؟
(تلفظ /چئه/ یا /چیه/)
اۊن کی هیسه؟
اۊن کی‌ئه؟
(تلفظ /کئه/ یا /کیه/)
فرخان کۊجه شی هیسه؟ 
فرخان کۊجه شی‌ئه؟
(تلفظ: /شئه/ یا /شیه/)
⚡️ تلفظ قید «چند لحظه پیش» در گۊیش‌های مختلف زبان گيلکي:
تؤسا (هزارجریب، نکا)
تاسایی (ساری)
تاسا (جۊبار)
دویسا (شاهی)
دابسا (ایتکۊ، آمل)
دوسا (رؤیان، نۊر)
دأبیسؤن (کلأچئه)
دایسه (لنگرۊد)
دیسا (پاشاکی)
دأسا (فؤمن، رشت)
کاربرد در جمله در سه گۊیش:
(فارسی: چند لحظه پیش باباتؤ دیدم)
تؤسا ته پیئر' بدیمه.
دأبیسؤن تی پیئر' بدئم.
دأسا تی پئر' بیدئم.
فعل «وایمیستم» در یک مثال در گۊیش‌های مختلف زبان گيلکي:
(فارسی: شما برید من وایمیستم)
ساری: شِما/شِمان بۊرین مِن «اِستِمبِه».
آمل: شِما بۊرین من «اسامه».
اشکور: شمۊ بشین مۊ «هیسم».
سختسر: شمۊ بیشین مۊ «هسنم».
کلأچئه: شۊمۊ بشین مۊ «هیسنم».
لاجؤن: شمه بشین مۊ «ایسنم».
پاشاکی: شۊمۊ بیشید مۊ «ایسمه».
رشت: شۊما بیشید من «ایسم».
رۊبار: شما بشَن مؤ «ایشتُم».
المۊت: شمه بَشین مِن «اِشتِم».
( تشکر عزیزان أجی که زحمت بکشئن خۊ گۊیش ٚ برابر' أمره بؤگۊتن)
⚡️ کلمات زیر در گویش‌های مختلف زبان گيلکي به معنی «کجا، چه مکانی» استفاده می‌شوند:
کۊجه، کجه، کاجه، کؤجه، کۊیجه، کمیجه
کۊجأر، کمیجأر
کۊیه، کایه، کؤیه، کای، کمیه
کؤره، کارأ، کۊرا
کۊیندر، کمیندر
کۊ، کؤ
کۊیان، کمیان
چند مثال:
کۊجه دری؟
(فارسی: کجا هستی؟)
کؤره شی ایسی؟
(فارسی: اهل کجا هستی؟)
کؤیه شؤن دری؟
(فارسی: کجا داری می‌ری؟)
کۊیان دری؟
(فارسی: کجاها هستی؟)
#نقش_مادر_در_پذیرش#ولایت_فرزندان
ولایت اهل بیت علیهم السلام در دل فرزندی قرار میگیرد که مادرش بسیار پاک باشد.  هرچه مادر پاکتر باشد در نسل بعد آثارش معلوم می شود و بچه هایش اهل بيتي‌تر هستند و پذیرششان نسبت به اهل بیت علیهم السلام بالاتر است.  این نقش و مسئولیت کمی نیست که زن میتواند در نسل بعد یک جامعه را اهل بيتي نماید؛ همچنانکه میتواند از اهل بیت علیهم السلام دور کند و فاسد العقیده نماید.
«حجت الاسلام ناصری»
 
⚡️ برای "بیان ضرورت انجام کار" در زبان گيلکي از دو فعل «وأسن» و «خأسن» کمک گرفته می‌شود.
چند مثال:
ایسه چی «وأن» گۊدن؟
ایسه چی «خأن» گۊدن؟
(فارسی: حال چه «باید» کرد؟)
وچه «وأ» درس بۊخؤنه.
وچه «خأ» درس بۊخؤنه.
(فارسی: بچه «باید» درس بخۊنه.)
صرف گذشته:
چره «وأس» بؤگؤم؟
چره «خأس» بؤگؤم؟
(فارسی: چرا «نیاز بۊد» بگم؟/ چرا باید می‌گفتم؟)
⚡️ «ن» نفی در زبان گيلکي در افعال پیشوندی، پس از پیشوند می‌آید.
چند مثال:
فۊگۊدن (fu-gudan)
فۊنۊگۊدن (fu-nu-gudan)
دکتن (da-ketan)
دنکتن (da-ne-ketan)
هگیتن (ha-gitan)
هنگیتن (ha-ne-gitan)
وگیتن (ve-gitan)
ونگیتن (ve-ne-gitan)
واکتن (va-ketan)
وانکتن (va-ne-ketan)
جیویشتن (ji-vishtan)
جینیویشتن (ji-ni-vishtan)
این فعل در گویش‌های دیگر زبان گيلکي به صورت‌های ایسأن و هسأن نیز واگویه می‌شود.
 
صرف ماضی فعل هیسأن:
مثبت: هیسأبؤم، هیسأبی، هیسأبؤ، هیسأبیم، هیسأبین، هیسأبؤن
منفی: نئیسأبؤم، نئیسأبی، نئیسأبؤ، نئیسأبیم، نئیسأبین، نئیسأبؤن
مثال: مۊ دیرۊ خؤنه هیسأبؤم (=من دیرۊز خۊنه بۊدم)
 
صرف مضارع فعل هیسأن:
مثبت: هیسأم، هیسأی، هیسئه، هیسأیم، هیسأین، هیسأن
منفی: نئیسأم، نئیسأی، نئیسئه، نئیسأیم، نئیسأین، نئیسأن
مثال: مۊ خؤنه هیسأم (=من خۊنه‌ام)
 
انواع
دوبيتي گيلکي " روخئونه‌لب"
را که در تارنوشتم به‌صورت متن و فتوکلیپ انتشار دادم،
کاربر گران‌مایه‌ای از درِ لطف، پیشنهاد دادند بهتر آن است اشعار گيلکي با صدای
خواننده‌ی خوش‌آوایی خوانده شود تا تأثیرپذیری آن بر شنوندگان و ببیندگان بیشتر
باشد و

**

متأسفانه باید بگویم زبان گيلکي آخرین زورهایش را می‌زند و اگر همین تلگرام
و اینستاگرام و در یک‌کلام، فضای مجازی نبود و بهره‌گیری
فراوان از فناوری‌های این عرصه، کمتر کسی خود را به‌زحمت می‌ا
قسمت های اصلی
Cortex-M3 یک میکروپروسسور 32 بيتي می باشد که دارای یک مسیر داده 32 بيتي ،یک بانک رجیستری 32 بيتي و رابط های حافظه 32 بيتي است.این پردازنده دارای معماری هارواردمی باشد،به این معنا که دارای باس داده و باس دستورالعمل مجزا می باشد.این معماری اجازه می دهد که دستورالعمل ها و دسترسی به داده هادر آن واحد امکان پذیر باشد ،در نتیجه کارایی پردازنده افزایش می یابد زیرادستیابی به داده ها تاثیری بر کانال دستورالعمل ندارد . این ویژگی با عث می شود که C
⚡️ بعضی از عبارات و اصطلاحاتی که در زبان گيلکي برای تشکر کردن استفاده می شوند، عبارتند از:
تی دس درد نکۊنه 
تی خؤنأبدؤن
دس دۊرۊست
بزوی
الیش
پۊر ممنۊن
خۊدا بدأره
خۊدا تی جؤن' ساغ بؤکۊنه
و در جواب تشکر دیگران عبارات اصطلاحات زیر قابل استفاده هستند:
تی قؤربان
تی قؤربان بؤشۊم
تی سر درد نکۊنه
ته دا
ته گره
خاهش کۊنم/ کانم/ کامبه/ ک
تی فدا
بلا می سر
مثال:
➖ خؤنه در' چاگۊدی؟
➕ آها!
➖ دس دۊرۊست
➕ تی قؤربان
دانش آموزان عزیز سلام
برای شرکت در کلاس مجازی آنلاین در تاریخ مشخص شده روی لینک زیر کلیک کنید:
کلاس آنلاین کاروفناوری هشتم
 
نرم افزارهای پیشنهادی برای پودمان شهروند الکترونیک
تولید فیلم کوتاه :
Shotcut متناسب با سیستم عامل کامپیوتر، نسخه 32 بيتي یا 64 بيتي را دانلود کنید.
همان طور که می دانید آهنگ های قدیمی یکی از منحصرص به فرد ترین و جذاب ترین دسته از موسیقی های سنتی می باشند که چنانچه قصد دارید به شنیدن موسیقی محلی و سنتی گیلان بپردازید لطفا در این مقاله با ما همراه باشید تا اطلاعات کامل تری دریافت کنید. موسیقی سنتی گیلان یکی از موسیقی های بسیار جذاب و منحصر به فردی است که شما عزیزان با شنیدن آن می توانید یاد و خاطره بسیار جالبی را از دوران گذشته به دست آورید.
.
برای این منظور حتما در نظر داشته باشید که می توان
⚡️ در زبان گيلکي به ماهی‌های کوچک رودخونه‌ای «کۋلی» می‌گویند.
۱. کاس‌کۊلی (اسلک؛ سلک)
۲. شب‌کۋلی (شاکۊلی؛ سیاکۊلی)
۳. گل‌خؤره (تۋل‌خؤس؛ تیل‌خس؛ سیاکۋلی)
۴. سیم (سیم‌پرک)
۵. سۊرخ ٚپر (دشت ٚپر)
۶. کۊلمه
۷. دهن‌چاک (انگۋرخؤره)
۸. غازلله (غازلؤله)
۹. سیبیلی (سیبیلۊ؛ سک‌ماهی؛ خرسموسا)
۱۰. کپۊر
۱۱. کپۊرچیک
۱۲. زالؤن (شۊک)
۱۳. ماش
۱۴. سبئک (سۊف)
۱۵. خرج (زردپر؛ بینۊ؛ زردک؛ اۊرنج)
۱۶. چکاب (شکاف؛ شۊک؛ ایشکال؛ غازلۊله)
۱۷. کچه‌ماهی
۱۸. آزادماهی
۱۹. سیفیدما
⚡️ تلفظ‌های سه واژه‌ی «شب»، «خواب» و «آب» در گویش‌های مختلف زبان گيلکي:
بابل: شۊ (Shu)
سختسر: شؤو (Shov)
لنگرۊد: شؤ (Sho)
رشت: شب (Shab)

بابل: خۊ (Khu)
سختسر: خاو (Khav)
لنگرۊد: خؤ (Kho)
رشت: خاب (Khab)
بابل: اۊ (ou)
سختسر: آو (av)
لنگرۊد: اؤ (ow)
رشت: آب (ab)
این بازی نسخه بسیار ساده و البته زیبا از یک بازی با محوریت ماشین است.
هر دو نسخه بازی یعنی هم 64 بیت و هم 32 بیت با زبان برنامه نویسی پایتون(python) نوشته شده اند و برای شما قرار داده شده اند.
از ویژگی های این بازی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
رابط کاربری ساده
حجم کم
قابل اجرا روی ویندوز , لینوکس و مک اوس
البته فایل قرار گرفته صرفا برای ویندوز است و برای اجرای بازی رو سیستم عامل های دیگر باید خودتان فایل مرتبط با سیستم عاملتان را نصب کنید .
 
اموزش ن
صرف فعل «بؤؤن» به معنای بودن و مشتقات آن در زبان گيلکي:
 
✔️ بؤؤن (فارسی: بودن)
➖ صرف ماضی فعل بؤؤن (بودم، بودی، بود، .):لنگرۊد:مثبت: بۊم (bum)، بی، بۊ، بیم، بین، بۊنمنفی: نۊبۊم، نبی، نۊبۊ، نبیم، نبین، نۊبۊنکلاچای:مثبت: بؤم (bom)، بی، بؤ، بیم، بین، بؤنمنفی: نؤبؤم، نبی، نؤبؤ، نبیم، نبین، نؤبؤنرامسر:مثبت: بام (bām)، بی، با، بیم، بین، بانمنفی: نؤبام، نبی، نؤبا، نبیم، نبین، نؤبان
مثال:
اۊن علی با (ف: او علی بود)
 
➖ صرف مضارع فعل بؤؤن (هستم، هستی، هست، .):
⚡️ عبارات و اصطلاحاتی در نحوه‌ی تعارف در باز پس‌گیری پۊل در زبان گيلکي:
بنه (=باشه، بمۊنه) bane
پۊل بنه تی ور
(فارسی: پۊل باشه پیشِت)
قابل ندأره (=قابل نداره)
تی قابل' ندأره
(فارسی: قابل تو رو نداره)
بدأر (=داشته باش)
بدأر تره لازم بۊنه
(فارسی: داشته باش لازمِت می‌شه)
دنی تی جیف (=بذار تو جیبِت)
نخأنه، دنی تی جیف
(فارسی: نمی‌خواد، (پول رو) بذار تو جیبِت)
مثال:
➖ علی، بیه تی پۊل که مره هدأ بی. تی دس درد نؤکۊنه.
➕ خواهش کۊنم، «بنه» تی ور!
➖ معرفت ٚ قۊر
⚡ در زبان گيلکي برای پرسیدن ساعت از ضمیر پرسشی «چی» استفاده می‌کنند. مثال:
★ ساعت چی هیسه؟
(فارسی وگردان: ساعت چند است؟)
➖ حالت فشرده:
★ ساعت چئه یا ساعت چیه؟
مثال در جمله:
★ اۊشان چی ساعت هنن؟
(فارسی وگردان: آن‌ها ساعت چند می‌آن؟)
★ تره یاد دننه همأ دبی ساعت چی بؤ؟
(فارسی وگردان: یادت نیست داشتی می‌اۊمدی ساعت چند بۊد؟) 

در مکالمه:
- ساعت چی هیسه؟
+ دؤ.
- میزان دؤ هیسه؟ 
+ نا، ده دئیقه دئه وأنه دؤ.
«وأنه» از مصدر وأسن/بوستن است و اینجا مفهوم «با
اکبر کوراوند :
من در یک خانواده نسبتا مذهبی به دنیا آمدم . مثل هر بچه دیگری وارد مدرسه و شروع کردم تا دیپلم درس خواندم بعد وارد عرصه کار شدم 
وقتی که 20 سال سن داشتم وارد اعتیاد شدم درد سختی حال هر روز من به نابودی بود همه چیزش را از دست دادم
به امید خداوند وارد کمپ های ترک اعتباد شدم و در سن 25 ساله گی کاملا پاک پاک شدم . و در کلاس های ترک اعتباد شرکت میکردم
اونجا به کتاب خوانی علاقه پیدا کردم هر روز هر لحظه عشق کتاب خوانی در من شعله ور تر میشد کتاب
 
 
این بازی نسخه بسیار ساده و البته زیبا از یک بازی با محوریت ماشین است که من خودم اون رو ساختم و در اینجا با شما به اشتراک گذاشتم.
هر دو نسخه بازی یعنی هم 64 بیت و هم 32 بیت از یک روش نصب بهره می برند.
از ویژگی های این بازی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
رابط کاربری ساده
حجم کم
قابل اجرا روی ویندوز , لینوکس و مک اوس
البته فایل قرار گرفته صرفا برای ویندوز است و برای اجرای بازی رو سیستم عامل های دیگر باید خودتان فایل پایتون مرتبط با سیستم عاملتان را
اکبر کوراوند :
من در یک خانواده نسبتا مذهبی به دنیا آمدم . مثل هر بچه دیگری وارد مدرسه و شروع کردم تا دیپلم درس خواندم بعد وارد کار شدم 
وقتی که 20 سال سن داشتم درگیر اعتیاد شدم درد ،سختی، حال هر روز من رو به نابودی بود همه چیزم را از دست دادم
به امید خداوند وارد کمپ های ترک اعتیاد شدم و در سن 25 ساله گی کاملا پاک پاک شدم .
و در کلاس های ترک اعتیاد شرکت میکردم
اونجا به کتاب خوانی علاقه پیدا کردم هر روز هر لحظه عشق کتاب خوانی در من شعله ور تر میشد کت
 صرف فعل گيلکي هیسأن به معنای ایستادن (ماندن) در زبان گيلکي:
این فعل در گویش‌های دیگر زبان گيلکي به صورت‌های ایسأن، هسأن و اشتن نیز واگویه می‌شود.
 
¤ ماضی ساده (ایستادم، ایستادی، .)
 مثبت : بئیسأم beysam، بئیسأی، بئیسأ، بئیسأیم، بئیسأین، بئیسأن
 منفی : نئیسأم neysam، نئیسأی، نئیسأ، نئیسأیم، نئیسأین، نئیسأن
 ---------------------------------
 ¤ ماضی نقلی (ایستاده [مونده]) » بئیسئه
 ---------------------------------
¤ ماضی بعید (ایستاده بودم [مانده بودم]، .)
 مثبت :  بئیسأ بؤم
دانلود نرم افزار فریتز Fritz 15
Fritz 15 - English Version فریتز 15 دانلود نرم افزار شطرنج فریتز 15 با لینک مستقیم نسخه 32 بيتي و 64 بيتي همراه با فیلم آموزش نصب و  فعال ساز محصول : 2016 chessbase حجم 822 مگابایت   فریتز 15 با تغییرات زیاد وظاهری بسیارجذابتر از نسخه های قدیمی بازیکنان مدرن شطرنج به چه جیزی نیاز دارند؟ یک حریف تمرینی،یک مربی،یک بانک اطلاعاتی بروز و عبور از سرور آنلاین شطرنج. فریتز &n .
دریافت فایل
1/2  لسان الغیب حافظ شیرازی بيتي دارد که میگه :
 
جهان نقد محقّر است حافظ
از بهــر نثــار خــوش نباشــد
 
 
2/2   بعد حافظ در بيتي دیگر میگه :
 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
​​​​
برای بیانِ نمودِ استمراری/ناقصِ فعل در گيلکي (گيلکيِ گیلان) از ساختِ مصدر + دبؤن (صرف‌شده برای شخص و شمارهای مختلف) استفاده می‌شود. مصدر می‌تواند به شکلِ کوتاه‌شده نیز در این ساخت بیاید:
- گۊفتان درم. گۊته درم. گۊت درم.- نیویشتان درم. نویشته درم. نویشت درم.- درس خاندن درم. درس خانده درم. درس خان درم.
اما در فعل‌های مرکبی که جزء فعلی در آنها کردن یعنی «کۊدن/گۊدن/کؤردن» است، ساخت می‌تواند چندین صورتِ دیگر نیز داشته باشد. 
۱. همیشه می‌توان جزءِ فع
در زبان  گيلکي و در گویش‌های  مختلف به گیاه آقطی؛ «پِلَم»؛ «پیلَم»؛ «پِلأم» و.می‌گوییم.
برخی از مؤلفین و گیلک‌پژوهان  علت نام‌گذاری آن را به‌دلیل فراوانی پراکنش این گیاه در جلگه‌ها و جنگل‌های میان‌بند شمال و اینکه  «پشتِ سرِ هم«  و به‌بیانی به‌صورت انبوه  رشد می‌کند، باور دارند پیشینیان ما این نام را از آن‌روی بر آن نهاده‌اند؛ حال آنکه  به‌نظر می‌رسد این نام‌گذاری، علت‌های قانع‌کننده‌ی دیگری می‌تواند داشته  باشد.
به‌باور
صبحم با گیله‌لوی فریدون پوررضا آغاز شد.
 توی اینستا به جز شهر خودم پیج دو تا شهرو دارم فقط؛ شیراز و رشت! شیراز رو دوست دارم چون باعث و بانی ۴ سال خاطره دانشجوییه. و رشت. بدون شک دوستان رشتی‌ای که دارم و از بهترین انسان‌های روزگارن و همین فریدون پوررضا دو تا دلیل بسیار بزرگ دوست داشتن رشت هستن! تا جایی که یه مدت به صرافت افتاده بودم گيلکي یاد بگیرم که البته چون پیگیر نشدم چندان موفق نبودم.  البته اینکه یه معلم تمام وقت نداشتم هم تاثیرگذار بود
Google Chrome
 گوگل کروم یک مرورگر اینترنت متن‌ باز است که توسط شرکت گوگل عرضه شد. در ابتدا نسخه آزمایشی آن برای کاربران نرم افزار سیستم عامل ویندوز در یک صد کشور جهان عرضه شد ولی نسخه های منطبق با نرم افزار عامل لینوکس و رایانه اپل مکینتاش آن هم در آینده توزیع شد. مرورگر Google Chrome بر پایه هسته مرورگر اپن‌ سورس WebKit نوشته شده است. از امکانات و قابلیت های Google Chrome می توان به Tabbed browsing، امکاناتی مشابه Privacy در ویندوز اکسپلورر و Speed Dial در مرورگر اپرا اشاره ن
 
در زبان  گيلکي و در گویش‌های  مختلف به گیاه آقطی؛ «پِلَم»؛ «پیلَم»؛ «پِلأم» و.می‌گوییم.
برخی از مؤلفین و گیلک‌پژوهان  علت نام‌گذاری آن را به‌دلیل فراوانی پراکنش این گیاه در جلگه‌ها و جنگل‌های میان‌بند شمال و اینکه  «پشتِ سرِ هم«  و به‌بیانی به‌صورت انبوه  رشد می‌کند، باور دارند پیشینیان ما این نام را از آن‌روی بر آن نهاده‌اند؛ حال آنکه  به‌نظر می‌رسد این نام‌گذاری، علت‌های قانع‌کننده‌ی دیگری می‌تواند داشته  باشد.
به‌با
«پیشوندهای فعلی فعال گيلکي» یکی از نقاط قوت زبان گيلکي است و این زبان از این منظر در زبان‌های ایرانی کم نظیر است. این پیشوندها قابلیت بالقوه ساختن هزاران هزار فعل و مفهۊم خؤش آهنگ ؤ قابل درک را برای گيلکي فراهم می‌کند. در ادامه نمۊنه‌هایی از این پیشوندهای فعلی فعال در زبان گيلکي را مرۊر خواهیم کرد.
گئنتن (=انداختن)
وأرگئنتن (=پهن کردن)
درگئنتن (=آویزان کردن)
هرگئنتن (=درگیر کردن)
پیتن (=پیچیدن)
واپیتن (=تاب برداشتن جزئی)
دپیتن (=در چیزی پیچیدن؛
#حدیث_مهدوی 
پیامبر اکرم(ص)
لاتنقضی الأیام و لا یذهب الدهر، حتی یملک العرب رجل من اهل بيتي، اسمه یواطی اسمی .
- روزها سپری نمی شود و روزگار به پایان نمی رسد، تا اینکه مردی از اهل بیت من و هم نام با من، فرمانروای عرب شود .
مسند احمد حنبل/ ج3/ ص376
⚡️گویش‌های زبان گيلکي از منظر جغرافیایی-زبانشناسی به چهار گویش غربی، مرکزی، جنوبی و شرقی، از منظر مرزهای ی به دو گویش مازندرانی و گیلانی و از منظر طایفه‌ای به سه گویش تبری، دیلمی و گیلی تقسیم‌بندی می‌شود.
توضیحات بیشتر
⚡️ پیشوند در زبان‌شناسی یک وند است که پیش از فعل می‌آید و در معنای آن فعل تغییراتی پدید می‌آورد. این روش زایش فعل، یکی از مهمترین ویژگی‌های زبان‌ گيلکي است. (رجوع شود به پست شماره ۱۰۴)
پیشوندها در زبان گيلکي در گۊیش‌های مختلف عبارت‌اند از:
هَ/ها/فا  (ha/fa)
این پیشوند قبل از فعل می‌آید و به آن معنی «به سمت بیرۊن/ به‌ سمت بالا» می‌دهد.
مثال:
کشئن (=کشیدن)
هکشئن/ فاکشئن (=به سمت بیرۊن یا بالا کشیدن)
مثال:
کتن (=افتادن)
هکتن (=به سمت بیرۊن نشر پیدا
فعل «وایمیستم» در یک مثال در گۊیش‌های مختلف زبان گيلکي:
(فارسی: شما برید من وایمیستم)
ساری: شِما/شِمان بۊرین مِن «اِستِمبِه».
آمل: شِما بۊرین من «اسامه».
اشکور: شمۊ بشین مۊ «هیسم».
سختسر: شمۊ بیشین مۊ «هسنم».
کلأچئه: شۊمۊ بشین مۊ «هیسنم».
لاجؤن: شمه بشین مۊ «ایسنم».
پاشاکی: شۊمۊ بیشید مۊ «ایسمه».
رشت: شۊما بیشید من «ایسم».
رۊبار: شما بشَن مؤ «ایشتُم».
المۊت: شمه بَشین مِن «اِشتِم».
( تشکر عزیزان أجی که زحمت بکشئن خۊ گۊیش ٚ برابر' أمره بؤگۊتن)
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 
نقل کفر ، کفر نیست.
ماجرا از آنجا شروع می‌شود که حافظ در اشعار خود بيتي را گفته بود که درباریان شاه را مجاب کردند که کفر گفته است و باید مجازات شود.
حافظ وقتی که مسئله را جدی دید با بزرگی م کرد و آن بزرگ گفت : اگر نقل کفر کرده ای کفر نیست ولی اگر نقل نبوده بله کفر کرده ای ، حال بگو که این نقلی بوده از جمله ای که شنیده‌ای.
حافظ بيتي اضافه کرد و شد : نقل کفر ، نه کفر گفتن.
ماحصل این داستان چیست؟ 
نتیجه ای
فتوکلیپ رباعی گيلکي پأپّـؤیْ در آپارات
گیلکان
شلمؤنˇروخؤنَه وِئر بَزأم،
کوملِه لاکؤیْ!
چأیْ‌باغˇمیــئِـن تِه‌بَه بَکَندَم”پأپّـؤیْ

خَئسْتم ته هَدَم،
دَپَرکَسَم خوابˇ‌جی‌یَه
مـآ، اَخمأچِه‌بو،
بَدِئم می‌چِشمؤن اَرسؤیْ
داوود خانی
خلیفه‌محله(12 خرداد 1398 خورشیدی)






کاربرد واژه‌ی پأپّؤیْ در
گيلکي
 
تیم برنامه نویسی ام اف جی تقدیم می کند.
 
مژده ای برای علاقه مندان به برنامه نویسی و بالاخص دوستداران زبان پایتون
نرم افزار یادگیری پایتون هم اکنون به صورت رایگان برای آموزش و ارتقا دانش خود در مورد زبان پایتون و برنامه نویسی منتشر شد.
نرم افزار برای سیستم عامل ویندوز در دو نسخه 32 بيتي و 64 بيتي و نسخه ویژه قابل حمل برای شما عزیزان تهیه و آماده شده است.
امیدواریم نهایت استفاده را از این نرم افزار ببرید.
بدون هیچ هزینه ای زندگیتو یه درجه ببر با
طراحی مدار حافظه (memory) در مکس پلاس
دانلود تحقیق درس آزمایشگاه معماری کامپیوتر با عنوان طراحی مدار حافظه (memory) در مکس پلاس (max plus)، به همراه فایل راهنما در قالب word. طراحی مدار حافظه ۴ بيتي و ۱۶ بيتي در نرم افزار max+plus انجام شده است. برای نوشتن داده در حافظه و خواندن داده از حافظه استفاده می شود.
نرم افزار MSTAT-C نرم افزار کامپیوتری قدیمی‌ای است که توسط دپارتمان علوم گیاه و خاک دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکاتهیه شده است.
این برنامه ابزار آماری قدرتمندی جهت طراحی، مدیریت و اجرای پژوهش‌های کشاورزی است و در محیط ام‌اس-داس اجرا می‌شود. 
این نرم افزار  دارای 50 دستور می باشد که از این دستورات جهت تجزیه و تحلیل طرح های آزمایشی مختلف، محاسبه رگرسیون خطی و چند گانه، محاسبه ضرایب همبستگی، محاسبه پارامترهای َآماری، تجزیه پایداری، تجزیه دای
نرم افزار MSTAT-C نرم افزار کامپیوتری قدیمی‌ای است که توسط دپارتمان علوم گیاه و خاک دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکاتهیه شده است.
این برنامه ابزار آماری قدرتمندی جهت طراحی، مدیریت و اجرای پژوهش‌های کشاورزی است و در محیط ام‌اس-داس اجرا می‌شود. 
این نرم افزار  دارای 50 دستور می باشد که از این دستورات جهت تجزیه و تحلیل طرح های آزمایشی مختلف، محاسبه رگرسیون خطی و چند گانه، محاسبه ضرایب همبستگی، محاسبه پارامترهای َآماری، تجزیه پایداری، تجزیه دای
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

مرورگر بیت کوین کریپتوتب - CryptoTab Browser Afsane نئو ضحی ایسم راهبرد نجات اقتصاد ایران موسسه رساله یار مجله ویدئویی ناقوس کتابخانه عمومی سعدی وبسایت چیکادی وبلاگ شخصی ستاره شهر مسافرِ اشک