نتایج جستجو برای عبارت :

داستانه زنم م کرد

 
متن آهنگ بازل بند بنام پادکست 3
خوبه یه چیزی داریبهش تکیه کنی خوبهتا داری کم میاریخوب بلدی گریه کنی خوبهدمتم گرم با بچه بازیات ساختی منودمتم گرم همش پشت گوش انداختی منومث قبلا نیستی ته قلبمتا همینجام اومدی دمتم گرمدیگه نه بوی عطر پیرهنتنه حتی خط خنده هاتدیگه نه این طرز نگاتنصف شب زنگ زدناتزیادی خوبی کردنم تهش داستانهواسه تو خوبی و بدی همش یکسانهبد عادتت کردم خودم خب حقم داریخوبی که حد بگذره ته داستانهزیادی خوبی کردنم تهش داستانهواسه تو
می دونی چرا عاشق داستانم چون دقیقا باید یه کاری بکنی باید یه هدفی داشته باشی باید تغییر کنی وگرنه داستان نگفتی 
با حاله مگه نه 
بعد از چند ماه دوباره داستان در من زنده شد احساس می کنم هدفم از زندگی فقط داستانه 
ولی نمی دونم چرا تنبلی می کنم اه می ترسم لعنتی 
مگه چند روز زنده می مونم که می ترسم سه ساله که شمع فوت می کنم به خودم می گم امسال کتابت رو می نویسی 
هرکس آرزویی دارد و برای آن دعا می‌کند. 
امید با آرزو همراهه. 
امید که ناامید میشه ، آرزو هم بی معنی میشه. یعنی بی معنی نمیشه بلکه معنای متفاوتی از بی معنی و تغییر پیدا میکنه. 
امید و آرزوی من خودش یه داستانه ، یه کتاب ، و. 
الان میخواستم ، از آرزوهای قدیمم بنویسم ولی آیا سودی دارد ؟ 
اگر سودمنده تا بنویسم ، هم از آرزوهایی که نشد و هم شرح آنچه که گذشته. 
اصلا از همون اول من با خودم شرط کردم اگر رفتم معماری همون ترم دوم به بعد بگردم پی یه کار دانشجویی مرتبط با رشته ام و بعد عین سگ توش جون بکنم حتی اگه چندرغاز اخر ماه بذارن کف دستم.
از اولشم فقط دنبال یاد گرفتن کار بودم
الان چی شده؟
یه هفته اس دنبال کار میگردم هیچی به هیچی.
اقا جان کار خفن که نمیخوام.یه کاراموزی ساده اس دیگه.این چه مصیبتیه خب؟
از طرفی همش منو از کار تو شرکت ها میترسونن میگن اوضاع خرابه و بهتره خیلی حواست جمع باشه برای همینم نصف
دانلود سریال room alone
 
ژانر : ال جی بی تی
 
فقط تا اونجایی که متوجه شدم هر قسمت این سریال درباره یکی از کاپلای توی داستانه که البته به هم مرتبط هستن
 
اگر نظرها مثبت باشه بقیه اش رو هم آپ میکنم حداقل هفته ای دو قسمت
 
لینک دانلود کیفیت 480
EP1
داداشم اینا امروز برگشتن و شاید دوباره یک سال (یا بیشتر) نبینمشون. ای بابا. 
این روزا مشغولِ خواندنِ کتابم. کتاب بارون درخت نشین رو خوندم که بنظرم بزرگنمایی شده بود و اصلا اونقدرا خوب نبود و شاید برای رنج سنی نوجوانان خوب باشه. و کتاب کوری-ترجمه ی مینو مشیری که خیلی با انتظاراتم فاصله داشت. خودِ کتاب خوب بود، ولی ترجمه ی مشیری اصلاً چنگی به دل نمیزد و نمیدونم چرا توی نت اینقدر ازش تعریف کرده بودن. البته من ترجمه ی اسدالله امرایی هم گیر آوردم و
دانلود سریال room alone
 
ژانر : ال جی بی تی
 
فقط تا اونجایی که متوجه شدم هر قسمت این سریال درباره یکی از کاپلای توی داستانه که البته به هم مرتبط هستن
 
اگر نظرها مثبت باشه بقیه اش رو هم آپ میکنم حداقل هفته ای دو قسمت
 
لینک دانلود کیفیت 480
EP1
EP2
مصطفی مستور
این دومین کتابی بود که از مستور میخوندم. اولیش کتاب "حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه" بود که یه سری داستان کوتاه بود و اصلاً دوسش نداشتم. روی ماه خداوند را ببوس نسبت به اون خیلی بهتر بود، ولی خب بازم کتاب چندان خوبی نبود. 
راوی داستان شخصیه به اسم یونس که باید تا سه ماه دیگه دفاع کنه از تز دکتراش، تا بتونه با سایه عروسی کنه. البته دو ساله عقدن، ‌ولی هنوز عروسی نگرفتن. ( البته این چیزا مال قدیما بود دیگه، کتاب هم قدیمیه نسبتاً). اما ط
نام کتاب: #بینوایان | نویسنده: #ویکتور_هوگو | مترجم: #گیورگیس_آقاسی | #انتشارات_پیروز | ۳۳۶ صفحه | سال چاپ: ۱۳۴۲.یادداشت من:بینوایان، که بهش انجیل۲ هم می گن با محاکمه ی ژان والژان شروع می شه که به خاطر یدن نان به زندان میفته. از خوبی های کتاب که اون رو از بقیه آثار متمایز می کنه چندبعدی بودن هست، هم از مذهب می گه هم از اخلاق، هم از ت می گه هم از تاریخ، هم داستانه هم واقعیت، هم عشق و هم طراحی و معماری. غیر از ژان والژان که شخصیت اصلی کتاب هستش، ژ
یو یو*-*
چندی از دوستان فرمودن واسه داستان یه بیوگرافی باید بزارم که بتونین تصورشون کنین. منم چهار شخصیتی که توی پارت اول بودن رو آماده کردم تا ببینیدشون(•ω<`)♥
یکی از دیگری جذاب تر ماشاالله بزنم به تخته(T▽T)

ایشون فردی بسیار جذاب هستن. بعدنای داستان که خدای جذابیت میشه لعنتی {خودم مینویسم خودمم کیف میکنم =))) }
راوی داستانه فعلا که
ساچی چان هم خواهر کوچیکه کنجیروعه. بسیار لجبازه ولی اینکه شخصیت قوی ای داره خیلی خاصش میکنه بنظرم
خواهر کوچ
سر بر روی دست هایش می‌گذارد.آهی می‌کشد و ذهنش شروع میکند به  پرسیدن سوال های همیشگی.
چه شد که اینگونه شد؟
دلیلش چه بود؟
چرا؟
و همچون همیشه برای هزاران سوالِ ذهنش جوابی ندارد‌‌ جز آه کشیدن دوباره‌.
به گذشته که فکر میکند متوجه میشود چه نامردانه بهترین لحظات زندگی‌اش تلخ تمام شده‌اند و این تلخی همچنان تمام نمی‌شود.
به توقع هایی که اطرافیانش از او دارند پوزخندی میزند و زیر لب زمزمه می‌کند
+با این وضعیت هیچی پیش نمیره. من هیچ کاری نمی‌تونم ب
قبل رفتن بهش گفتم ببین هر جای رو برام صلاح دیدی ترجیح میدم بدترین جای ممکن باشه  میخوام درد ببیینم، میخوام تو یه شهر غریب خدمت کنم . یعنی جوری بود نمیخواستم تو شهر خودم خدمت کنم . هنوزم تو کف خدمت تو یه شهر غریبم ولی هنوز قسمت نشده شاید کاری شاید یه چیز شد بلاخره زمین گرده 
دوست داشتم یکم غریب بودن رو تجربه کنم ولی خو همه چی برعکس شد . افتادم بدترین جای شهر خودم تا یه سری چیزی هارو بفهمم
من تا حالا بچه طلاق ندیده بودم ، من گریه های زن جون 18 ساله
. امروز کتاب خرمگس رو تموم کردم. از اون رمان‌های شکوهمنده. از اون‌ها که شکوه و عظمت انسانیت رو به رخت می‌کشه و یادت می‌یاره که رمان چیزی فراتر از قصه و داستانه. از اون کتاب‌ها که به قول ژوزه ساراماگو به جمعیت آدم‌های روی زمین اضافه کرده. راستش با این کتاب آرتور برتون و جما به آدمای زندگی من اضافه شدن. آدمایی که شاید پوست و استخون‌شونو ندیدم. اما روح‌شونو درک کردم.
فکربازی‌های بعد از خواندن کتاب خرمگس در اپیزود دوم سری گزارش به خاک صحرای
دانلود سریال room alone
 
ژانر : ال جی بی تی
 
فقط تا اونجایی که متوجه شدم هر قسمت این سریال درباره یکی از کاپلای توی داستانه که البته به هم مرتبط هستن
 
اگر نظرها مثبت باشه بقیه اش رو هم آپ میکنم حداقل هفته ای دو قسمت
 
لینک دانلود کیفیت 480
EP1
EP2
EP3
EP4
EP5
EP6
 
 
با سلام
شروع سربازی از اونجاییه که 18 سالت تموم شده .
خب بعضیا با دانشگاه رفتن فرار میکنن ولی تهش که چی ؟ باید بری عزیزم
خب اولش که میری پلیس بعلاوه ده و دفترچه رو کاراشو میکنی و پست میکنی و بعد چند ماه نوبتت میشه و ده روز قبل اعزام خدمت واست مشخص میشه که کجا اموزشی افتادی
اموزشی توی نیرو انتظامی و سپاه و ارتش دو ماهه و توی مرزبانی سه ماه
خب اگر دیپلم داشته باشی 19 اعزام میشی .
و اگر لیسانس یا بالاتر یکم اعزام میشی.
میتونید سه روز تاخیر توی رفت
سلام :)
توی بخش قبلی درباره تسلط روی داستان گفتم و حالا میخوام یکم بیشتر دربارش حرف بزنم .
اندرو استنتون (نویسنده داستان اسباب بازی ها و کلی انیمیشن خفن دیگه) قصه گویی مثل جوک گفتنه . 
اگه به اکثر جوک ها دقت کنید میبینید بخش مهمی ازش جدا شده و به آخرش اضافه شده . توی خیلی از جوک ها از تکرار استفاده شده . توی بعضی جوک ها از سوال و جواب استفاده شده . 
درواقع جوک ها نمونه خیلی خوبی برای دسترسی به ساختارهای داستانگویی هستن . جوک ها قافلگیر کننده‌ن . 
ی
.      
هیلر یه پیام رسان شبه که کارش ی و تبادل اطلاعات در قبال پول های هنگفته اما تو این راه خط قرمزهایی هم داره و اهل قتل و آدم کشی نیست. یه روز کیم مین هو که یه خبرنگار معروفه باهاش تماس می گیره و ازش می خواد دختری رو براش پیدا بکنه و اینجوری ماجرا شروع می شه و گذشته و اتفاقاتش کم کم رو می شن.
مثل این همه چیز دون های خوب لعنتی تصمیم گرفته بودم ازش خوشم نیاد :دی ولی وقتی یه چیزی خوبه، خوبه دیگه؛ مقاومت در برابرش بی فایده است. در کل دوستش داشتم
سریال Anne with an e که به تازگی! تموم شده، مخاطب و طرفدارای خاص خودش رو جذب کرده ومحبوبیت داره. انصافاً هم سریال قشنگ و جذابیه، داستانه زندگیه دختره خیال پرداز و مو قرمزی که هممون اسمشو می دونیم، آن شرلی!. اما سریال Anne with an e تفاوت ها و کاراکترهای متفاوتی نسبت به سریال های قبلی و داستان مونتگومری داره. شاخ و برگ های زیاد و اتفاقات دیگه ای که خارج از تصور قبلیه من بود.
شاید این تغییرات برای طرفدارا(؟!)ی رویای سبز و. زیاد دوستداشتنی نباشه. اما اینا دلی
 
سلام
 
در مورد حضرت نوح داشتم فکر میکردم. خودم رو گفتم بزارم اون زمان و تصور کنم چجوری بوده. 
 
فکر کنیم تو همین شهر خودمون، یک نفر بلند میشه میگه که من از خدا شنیدم که باید یک کشتی بسازم. اونم وسط یه دشت. یک اتفاق آخر امانی قراره بیفته و تنها راه نجات این کشتی خواهد بود.
و میره شروع میکنه به ساختن کشتی. 
 
من و شمای الان حال حاضر بودیم میرفتیم کمکش؟
 
بعد جالب تر این که به مدت 40 سال هم این اتفاق نمی افته و بعد 40! سال یه سیل میاد. پسر نوح دقیقا چه
شنیدین که میگن
باطن زندگی خودتون رو با ظاهر زندگی بقیه مقایسه نکنید؟ یکی از مشکلات زندگی‌های
امروز ما همین داستانه. طرف همه‌اش در حال مقایسه کردن همسر خودش با دیگرانه، اون
وقت میگه چرا زندگیم اینجوریه. بله اگه برنامه مون شد مقایسه کردن همسرمون با همسر
دوستان و اهل فامیل و همسایه‌هامون، نتیجه‌اش میشه درگیری‌های ذهنی و عدم آرامش تو
زندگیامون.
جونم بهتون بگه، یکی
از دلایل مقایسه کردنامون اینه که خیلی رؤیایی فکر می‌کنیم. سطح توقعاتمون از
اگه بخواهیم خیلی ساده اسکرپ بوک رو تعریف کنیم، میشه گفت یک جور دفترچه خاطرات تصویری با توضیحات لازم!
دفترچه‌ای که در اکثر مواقع یه کلاسوره که این امکان رو بهمون میده که هر چیزی رو که دوست داشتیم، پانچ کنیم و توی دفترمون نگه داریم.
────♡────
با درست کردن اسکرپ بوک، این امکان رو به عکس ها، یادگاری ها و کارت ها و تکه نوشته های دوست داشتنی مون، می دیم که بیان بیرون و روی صفحه های دفترمون برای خودشون جا پیدا کنن.
────♡────
در واقع اسکرپ
اگه بخواهیم خیلی ساده اسکرپ بوک رو تعریف کنیم، میشه گفت یک جور دفترچه خاطرات تصویری با توضیحات لازم!
دفترچه‌ای که در اکثر مواقع یه کلاسوره که این امکان رو بهمون میده که هر چیزی رو که دوست داشتیم، پانچ کنیم و توی دفترمون نگه داریم.
────♡────
با درست کردن اسکرپ بوک، این امکان رو به عکس ها، یادگاری ها و کارت ها و تکه نوشته های دوست داشتنی مون، می دیم که بیان بیرون و روی صفحه های دفترمون برای خودشون جا پیدا کنن.
────♡────
در واقع اسکرپ
 
 
حالا شما حساب کن حوالی یک و دوی بعد از نصف شب، رفتم آشغال بذارم دم در، یکهو در امتداد سطح زباله چشمم خورد به دوتا گربه که رو هم سوارن؛ خدا شاهده بی‌اختیار، چشمام رو یه کم تیز کردم موقعیتشون رو بسنجم که دارم درست میبینم یا نه. نمیخوام از اون واژه خاص، کردن، استفاده کنم که الان به کار بردم :) به هر نوع گاماس گاماس رفتم سمت سطح زباله، حالا اینا که زیر پروژکتور خیابون مشغول بودند تا من رو دیدند که مصرم اون سمتی برم، خیز برداشتند رفتند زیر یه ماش
سلام
تازگی کتاب کمدی‌های کیهانی رو شروع کردم از ایتالو کالوینو. یه تعداد داستانه که هر کدوم با چند خط از یه حقیقت علمی شروع میشن و بعدش یه داستان تخیلی در ارتباط با اون قضیه می‌خونیم. داستان اولش (سال‌های نوری)، بعد از چند جمله درباره‌ی فاصله‌ی کهکشان‌ها و سرعت دور شدن‌شون از همدیگه، اینطور شروع می‌شه:
یک شب مثل همیشه با تلسکوپ به آسمان نگاه می‌کردم. متوجه شدم که از کهکشانی به فاصله‌ی صد میلیون سال نوری، یک تکه مقوا سر برآورد. روی آن نوش
عجب مهمونی ای بود. تا خود صبح فقط خندیدیم. دیدار دوستان قدیمی رو تازه کردیم و خوردیم و بازی کردیم و فکر کنم خدا ببخشه، یکمی هم با قهقهه هامون همسایه ها رو بی خواب!
یکی از بچها رو دو سال بود ندیده بودم. پسر فوق العاده خوش مشرب، باهوش، کاری، موفق و البته نسبتا ثروتمندیه. در بدو ورود و همین بلافاصله بعد از سلام و احوالپرسی فهمیدم که این دو سال مشغول ماینینگ بوده و یک فارم حسابی هم داشته! منتها همین چند روز پیش برقشون رو قطع کرده ن و دستگاهاشونو ضبط!
Don't forget to make time for yourself todayفراموش نکن امروز برای خودت وقت بذاری !
بیشتر اوقات دنبال اینیم که دیگران رو راضی نگه داریم یا  که یه ملتی رو مجذوب خودمون کنیم و در عین حال به شکل زیبایی گند میزنیم. این یه حماقته :) آیا اون تغییر رو در زندگی هامون پیدا کردیم؟ آیا تاریخ تحول داریم؟ وقتی که به دنیا اومدیم اسممون رو پدر و مادرهامون انتخاب کردن؛ اما تا به حال به این فکر کردین این اسم رو روی یه کتابی یا توی تاریخ به هر قیمتی بنویسیم؟! تنها جایی که اسمامون مفت
این مجموعه از
سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ توسط نویسنده آمریکایی به نام ریک ریوردن نوشته شده است. ریک
ریوردن تاکنون یک مجموعه کتاب پنج جلدی فرعی با نام قهرمانان المپ که ادامه ی پنج
گانه پرسی جکسون و خدایان یونان است نیز منتشر کرده است. که در همین سایت می
توانید دانلود کنید. جلد اول این پنج گانه تحت عنوان ( آذرخش)، جلد دوم با
عنوان (دریای هیولاها)،جلدهای سوم با عنوان (نفرین تیتان) ، جلد چهارم با عنوان
(نبرد هزارتو) و جلد پنجم با عنوان (آخرین المپی) با ترجم
درباره کتاب «مغازه خودکشی» نوشته ژان تولی
اگه بهت بگن یه مغازه ای هست که میتونی واسه کشتن خودت بری تجهیزات بخری چی میگی؟
اولین چیزی که توی ذهن آدم میاد با دیدن اسم کتاب،یه داستان جناییه.در صورتی که این داستان به گفته خود مترجم یک کمدی سیاهه.همونطور که از اسمش پبداست،اون جنبه تاریک زندگی که <<مرگ>> هست،به یه بیان طنز و شوخی توصیف شده.داستان در یک برهه زمانی نامعلوم اتفاق میفته سالیان سال بعد از قرن بیست و یکممانی که همه از زندگی ناامید
چطور زیرنویس فارسی روی فیلم قرار بدیم
آسان ترین روش چسباندن زیرنویس فارسی به فیلم
یکی از دغدغه های همیشگی کاربران خوره فیلم تنظیم زیرنویس فارسی با فیلم هست، مواقعی که بخوایم فیلم رو با کامپیوتر نگاه کنیم مشکلی نیست و با اجرای فیلم زیرنویس همزمان با اون اجرا میشه، ولی گاهی وقتا میخواییم فیلم رو روی گوشی یا روی تلویزیون تماشا کنیم. و خوب اینجا شروع داستانه که چطور میشه زیرنویس فیلم رو کاری که که همزمان با فیلم استارت بخوره.
برای اینکار یکی ا
بنویسم؟ ننویسم؟ بگم به من چه رد شم؟ ولى آخه تا آخر فکرش همین بمونه؟ گناه نداره؟ آخه نوشتنم هم تاثیرى نداره. مینویسم آخرش تصمیم میگیرم منتشر کنم یا نه.
ببین دوست عزیز
حقیقتاً من خیلى خوشم نمیاد توى کلام توضیح بدم که کمى دارى اشتباه مى کنى. اینو هم که میگم مزخرفى بیش نیست.یعنى همه توضیحات کلامى براى تصحیح اشتباه دیگران مزخرفى بیش نیست. ولى قلبم میگه بگم یه بار یه جا و دیگه نگم. شاید تاثیر کوچولویى گذاشت.
توى هر وبلاگ چندتا پست عاشقانه پیدا میشه.
لطفا تا انتها بخوانید
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه طبق معمول من بعد از یکسال اومدم یه حرفی بزنم و برم(دقیقا هر یکسال میام یه حرفی میزنم میرم!) ولی مطمئنم این فرق داره.
دوستان من تا به حال فیلم های زیادی رو دیدم ولی دو فیلمی که در روزهای آتی دیدم واقعا روم تاثیر گذاشته (طبق برداشت خودم)
اولین فیلم ، it  چپتر دوم . وقتی اسم فیلم ایت به گوش ما میخوره اگر از قسمت اول این فیلم آشنا باشیم باش ، اولین چهره ای به ذهنمون میاد قیافه ی ترسناک شخصیت اصلی داس
خب از اونجایی که شروع کردم فاصله گرفتن از دنیای مجازی و این حرفا اینجا بیشتر حرفم میاد!
یا شایدم نمیدونم بدجور یاد قدیم الایام افتادم!
من از اون دسته ادمام که تصمیماشونو مینویسن!
که تایم تیبل میچینن واسه درست کردن روزاشونو و اینا.
امروز حس کردم برای اینکه به تصمیمام متعهد بم باید تصمیم هامو بنویسم!یه جایی که یه عده دیگه هم شاهدش باشن!باحال میشه نه؟!
اینجوری از رو کم نیاوردن هم که شده تلاش میکنی تا انجامشون بدی!
خب و حالا بریم سراغ کارایی که د
خسته، ولی خوشحال در آپارتمان نقلیم رو باز کردم و کوله‌پشتی سنگینمو گذاشتم کنار در و روپوش سفیدمو انداختم توی ماشین و یه روپوش دیگه برداشتم و آویزونش کردم تا فردا اتو بزنمش. ساعت هفت بعدازظهره. شیفتمو به همکارم تحویل دادم و مریضامو به پرستارا سپردم که اگر هرکدومشون تب کردن، سریع بهم زنگ بزنن. یخچالو باز میکنم و سوسیس و تخممرغ و قارچ و گوجه و اینا رو درمیارم و با روغن مایع و ماهیتابه به‌دست سعی میکنم که املت درست کنم. کاری که این چندسال انقد
      آثار جدید در لیست پرفروش ترین ها نیستند و کماکان اثر چراغها را چه کسی خاموش کرد بقلم خانم زویا پیرزاد در  صدر لیست پرفروش هاست و سپس اثر عاعاشقانه های برفی به قلم توانمند شهریار داداستان نویسی خلاق و خالق سبک مدرنیته یعنی شین براری ست .  13742_97**_ مجله ادبی چوبک 6495_کد نشریات (3642_96الف) 
 شهر خیس کوچک ما[۱] مجموعه دوازده داستان از شهروز براری صیقلانی ست موضوع این آثار اجتماعی‌ست و نویسنده ضمن انتخاب روش واقع‌گرایانه برای بیان اغلب داستان‌ه
آسان ترین روش چسباندن زیرنویس فارسی به فیلم
یکی از دغدغه های همیشگی کاربران خوره فیلم تنظیم زیرنویس فارسی با فیلم هست، مواقعی که بخوایم فیلم رو با کامپیوتر نگاه کنیم مشکلی نیست و با اجرای فیلم زیرنویس همزمان با اون اجرا میشه، ولی گاهی وقتا میخواییم فیلم رو روی گوشی یا روی تلویزیون تماشا کنیم. و خوب اینجا شروع داستانه که چطور میشه زیرنویس فیلم رو کاری که که همزمان با فیلم استارت بخوره.
برای اینکار یکی از ساده ترین روش ها، اینکه که زیرنویس
 
 
7 دلیل اهمیت طراحی لوگو برای کسب و کار 
 
 
1.جلب توجهبنا به دلایل مختلف کلا توجه مردم به محیط اطرافشون کم شده و نگاهشون به همه چیز خیلی سریع و گذراست.
بر این اساس، شرکت ها حدود 2 ثانیه وقت دارن مشتری های بالقوه رو متقاعد کنن که محصولشون ارزش توجه کردن رو داره.
 
لوگو خیلی سریع می تونه توجه بیننده ها رو جلب و ارزش های اصلی شرکت را از راه جالبی منتقل کنه. این توجه کوتاه مدت باعث می شه مخاطب، کسب و کار شما رو از رو ظاهرش (در واقع همون لوگو) قضاوت بک
انیمه ای که همین یه ساعت پیش تمومش کردم و فکر کردن بهش دیگه داره اذیتم می کنه. دوست دارم در موردش باهاتون حرف بزنم.
Banana fish یه انیمه در سبک گانگستریه. دعواهای گروه های خیابونی اونم در کشور تحقق رویاها.
داستان ash(اَش) و iji(ایجی) که در این بین بی چشمداشت با همدیگه دوست می شن و همین دوستی شروع ماجراهای بعدیه.
ژاپن به خاطر بمبماران اتمی فیلم های ضد امریکایی زیادی ساخته. از جمله "ترور طنین انداز" یا همین " مدفن کرم های شب تاب" معروف. حتی از دید من " در این گ
دقیقا بعد از پست بدورد تا اردیبهشت(که چقدر هم عنوانش ترسناک بود :) ) سه روز طاقچه بی نهایت بردم و عملا خودم را در کتاب غرق کردم و رکورد خودم را هم شکستم. در سه روز 11 تا کتاب خوندم!!!!دیشب که تازه زمان کتاب خونیم تموم شده بود کلی فکر کردم به اینکه این پست رو چطور شروع کنم.ولی همه آغاز هایی که تو ذهنم بود رو یادم رفته الان! و متاسفانه باید مستقیم شروع کنم.
نقد 11 تا کتابی که خوندم رو الان می نویسم اینجا، و نقدها همه گودریدز گونه و کوتاهن. چون میخوام هم
 
ما یه مشت بدبختیم !!!
یه بار کنج خلوت تون، خودتون رو بکشید بیرون بذارید جلوتون؛ زل بزنید تو چشمای خودتون و کمی با خودتون حرف بزنید! بهش (به همون خودتون) بگید دقت کردی خیلی عقده ای هستی؟ بهتون میگه چرا؟ بهش بگید: چون این طوری بار اومدی! رسانه؛ مشاوران موفقیت! و همه ی جامعه مدام دارن به ما القاء می کنن که اگه می خوای زندگیت بهتر باشه، باید ثروتمندتر، جذاب تر، خلاق تر، معروف تر و کلی ترِ دیگه باشی. تصویری که از زندگی رؤیایی داری اینه که وقتی داری م
یه کتاب درباره جنگ و در عین حال به دور از جنگ! داستان دو نوجوان که در شهر لینگراد1 شوروی توسط ارتش نازی محاصره شدن. داستان این کتاب از زبان شخص اول و کاراکتر اصلی داستان که یه پسر 17 ساله به اسم "لف" هست روایت می‌شه. داستان از زمان حال و جایی شروع میشه که نویسنده داستان -دیوید بنیوف- به ملاقات پدربزرگ روس‌تبارش که در نبرد لینگراد حضور داشته میره و ازش می‌خواد خاطرات اون دوران رو براش تعریف کنه تا اونا رو کتاب کنه. این پدربزرگ همون "لف" هست در واق
رمان خدمتکارها نوشته کاترین استاکت، داستان زندگی چند زن خدمتکار در دهه 60 و 70 میلادیه. دهه‌ای که یاد و خاطرش برای بازمونده‌های اون دوران، سیاه و سفیده. نه به این خاطر که تلویزیون‌های رنگی هنوز ساخته نشده بودن؛ نه! به این دلیل که هرچیز در اون دوران فقط دو رنگ می‌تونست داشته باشه! یا رومی رومی، یا زنگی زنگی! یکی برای سیاه‌پوست‌ها و دیگری برای شهروندان سفید پوست.
 

من در دهه 1970 بزرگ شدم ولی فکر نمیکنم نسبت به ده سال پیش چیز زیادی تغییر کرده با
نمی دونم عنوان دقیقا همونی هست که من میخوام یا نه ، اما یه مقدار از اتفاقات عجیب و غریب تو اسنپ بگم که چه داستانهایی با مسافر و این مدت اخیر داشتم.
 
پارت 1 : لوکیشنهای غیر دقیق
------------------------------
یکی از داستانهایی که معمولا ما اسنپی ها داریم اینه که گاهی ، بعضی لوکیشن ها دقیق نیست و مثلا میری دقیقا تو همون کوچه ، وایمیستی میزنی به مبدا رسیدم! بعد طرف زنگ میزنه کجایی ؟ رسیدی ؟ میگم آره دیگه همین کوچه . هست دیگه ، الان بغل فلان ساختمونم! میگه نه ما ک
روی میزی از میزهاتان در مکان، یک سکه بگذارید و دولّا از بالا نگاهش کنید: آن را یک دایره می‌بینید. حالا خود را پس بکشید به لبِ میز و کم‌کم چشم را پایین ببرید، و ببینید که شکل سکه هر لحظه بیضوی‌تر می‌نماید، تا آن‌که عاقبت، وقتی چشم‌ها درست مقابل سطح میز قرار گرفت، خواهید دید که سکه دیگر حتی بیضی هم نیست و به چشم شما چیزی جز یک خط مستقیم نمی‌آید. اگر سکه‌تان به جز دایره، هر وضع دیگری هم داشته باشد، مثلث یا مربع یا یک چندضلعی باشد، باز هم وقتی
به لطف مسئولین گرامی و در جهت گرمتر شدن روابط خانواده های ایرانی و با تصمیم حکیمانه ی مقامات، پای وزیر ارتباطات رفته روی سیم اینترنت (خودش میگه بزور هولش دادن روی سیم البته)   و ارتباطات ما با جامعه ی جهانی جهان خوار! (تعبیر از این غریب تر درست نکردم توو زندگیم) و مزدورانشان! کلا قطعه آقا. ما نمی تونیم حتی گوگل کنیم! ما عملا نمی تونیم فیلم ببینیم و حتی چیزی بخونیم. به همین دلیل و در راستای تبدیل تهدید ها به فرصت، زمان رو برای دیدن برنامه های بسی
عروس می بردند ماشین ها ردیف بی هوا بوق می زدند. کتاب را
بست و پیاده شد. گردن کشید. ماشینی را گل زده بودند و فیلمبردار و دایره تنبک و
اسفند. مرد جوانی از اتومبیل گل زده پیاده شد و دسته ای اسکناس درآورد و ریخت روی
سقف ماشین. بچه ها و حتی چند تا از بزرگترها حمله کردند به اتومبیل گل زده.
مرد نشست توی اتومبیل و کتابش را باز کرد: «پدر هانا کوچولو
راننده قطار است هر زمان که به او نیاز دارند باید سرکار برود. حتی شبها، برای
همین بعضی از شبها هانا پدرش را نمی
داشتم کتاب  Flow: Psychology of
Optimal Experience رو می‌خوندم.
یه جاییش می‌گفت گاهی پیش میاد که به تناقضات درونی می‌خوریم. یعنی نمی‌دونیم از
بین گزینه‌هایی که برای ادامه‌ی زندگی داریم، کدومش رو می‌خوایم. البته ما که
همیشه همه رو با هم می‌خوایم. ولی از طرفی هم می‌دونیم که «همه‌چیز رو با هم
خواستن»، به چیزی جز «هیچی نداشتن» منتهی نمی‌شه.

کلی چیز هستش که بهش علاقه داریم اما بدیهیه که نمی‌تونیم به همشون رسیدگی
کنیم. گاهی با هم در تناقضن، گاهی هم حتی اگر
داشتم کتاب  Flow: Psychology of
Optimal Experience رو می‌خوندم.
یه جاییش می‌گفت گاهی پیش میاد که به تناقضات درونی می‌خوریم. یعنی نمی‌دونیم از
بین گزینه‌هایی که برای ادامه‌ی زندگی داریم، کدومش رو می‌خوایم. البته ما که
همیشه همه رو با هم می‌خوایم. ولی از طرفی هم می‌دونیم که «همه‌چیز رو با هم
خواستن»، به چیزی جز «هیچی نداشتن» منتهی نمی‌شه.
کلی چیز هستش که بهش علاقه داریم اما بدیهیه که نمی‌تونیم به همشون رسیدگی
کنیم. گاهی با هم در تناقضن، گاهی هم حتی اگر د
سلام 
دیشب برای واقعا نمیدونم چندمین بار داشتم پالپ فیلکشن رو میدیدم و یه سری نکات داستانش برام بیشتر بولد شده بود. شاید دلیل این که این فیلم رو خیلی دوست دارم هم همین باشه.
 
اول از همه که تو دو تا از داستان ها وقتی شخصیت ها اشتباه میکنن میرن خونه یه نفر که گناهشون رو پاک کنن.
 
اولین داستان، داستان وینسنت هست: (عکس به ترتیب لنس - زن یا دوست دختر لنس/ یه دختره که هست فقط/ وینست و شخصی که پایین افتاده رو زمین، میا والاس)
وینسنت میره از مواد فروشی ک
 
کیفیت به صرفه
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 دریافتحجم: 9.6 مگابایت
کیفیت یکم بهتر
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن ب
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

kosarmalayer درباره الی قلعه ای عظیم صدای برتر باشگاه کوهنوردی کاراکال حفاظ ساختمان کسب و کارهای خرد و خانگی امام سجاد(ع) اجاره ویلا در قشم دانلود طرح بوم(برنامه ویژه مدرسه)