نتایج جستجو برای عبارت :

ریحانه شهنواز ی

در تاريخ 4 آبان 98 - نام داستان کوتاه : شيدايي يک بمب
1. داستانم برنده گواهي رسمي جشنواره شد
2. داستانم به عنوان داستان شايسته تقدير در کتاب مجموعه داستان "مشق عشق" چاپ شد
 
برشي از داستان:
به نظرم گاهي وقت‌ها رفاقت يعني رفيقت رو بکشي، قبل از اون که غم نامردي روزگار اون رو بکشه!- بازپرس: پس شما قاتل زنجيره‌اي هستي؟ زنجيره‌اي تر از همسايه‌تون.- من؟! نه! حقيقت اينه که من قاتل نيستم ولي کشتن آدم‌ها رو دوست دارم! تا حالا 33 نفر رو کشتم. با طناب، چاقو، اس
تيم کمبل پرومي قهرمان ليگ و جام حذفي دهستان کمبل در سال  ۹۷

◀توپ چي هاي ليگ
الياس نامدار
کمال پاژخ
مازيار ميرزهي
رستم نامدار
يحيي پاژخ
◀داوران
سعيد حبيبي
نديم شيخزاده
داود ازاديان
محمود هاشمزهي
ناصر اياز
رشيد اياز
اميد هاشمزهي
رسول هوت
ناصر بلوچ
امين اياز
مسلم اشنود
نويد پيرايي
اشنا
ذاکر خليلي فر
منصور پاداش
عمر ميهن دوست

♻مسئول اجرايي
دلمراد هوت
◀اقاي گل ليگ دهستان کمبل
رحيم بخش بلوچزاده
بهترين بازيکن
خليل بلوچ
بهترين دروازبان ليگ
بيوگرافي بازيگران
بيوگرافي ريحانه پارسا:
ريحانه پارسا بازيگر ايراني است ريحانه پارسا در 13 فروردين سال 1398 در 21 سالگي خبر ازدواج خود با روزبه حصاري را در فضاي مجازي  منتشر کرد اما .
براي ادامه کامل متن روي لينک زير کليک کنيد
بيوگرافي ريحانه پارسا
بيوگرافي بازيگران
بيوگرافي ريحانه پارسا:
ريحانه پارسا بازيگر ايراني است ريحانه پارسا در 13 فروردين سال 1398 در 21 سالگي خبر ازدواج خود با روزبه حصاري را در فضاي مجازي  منتشر کرد اما .
براي ادامه کامل متن روي لينک زير کليک کنيد
بيوگرافي ريحانه پارسا
بيوگرافي بازيگران
بيوگرافي ريحانه پارسا:
ريحانه پارسا بازيگر ايراني است ريحانه پارسا در 13 فروردين سال 1398 در 21 سالگي خبر ازدواج خود با روزبه حصاري را در فضاي مجازي  منتشر کرد اما .
براي ادامه کامل متن روي لينک زير کليک کنيد
بيوگرافي ريحانه پارسا
1.مطالب چجوريه؟؟چند تا پست بيشتر نذاشتم و انتظار ندارم که با همين چندتا اين سوالمو جواب بديد اما جواب بديد ممنون ميشم:)
ميخوام بدونم اگه همينطوري به چرت وپرت گويي هام ادامه بدم و مزخرفات روزانه مو بگم خسته نميشيد؟؟؟؟؟؟
2.رنگ هدر و اينا چجورياس؟؟؟عوض بشه يا نه؟؟
3.ريحانه چجور ادميهخب مشخصه که من اينجا خودمم ريحون نيستم ريحانه ام و اصا قرار نيست پستي راجع به کي پاپ بزارم.بماند که اسم وب به کي پاپ مربوطه://به هر حال نظرتون راجع به ريحانه
 
 
پ.
اسامي داوطلبان حوزه انتخابيه خاش که براي شرکت در عرصه رقابتي نام نويسي کرده اند.
به غير از حميدرضا پشنگ که کار ثبت نام خود را در ستاد انتخابات وزارت کشور نهايي کرده است، آقايان علي کرد نماينده فعلي مردم خاش در مجلس، نصرالله کرد فرزند غلام، خدارحم عيسي زهي، عبدالرضا ميرکازهي، يارمحمد شهنواز، الياس شهنوازي، محمدياسين شهلي بر، عبدالله کردي تمنداني، حميدرضا شهرکي؛ کريم بخش کردي تمنداني، عبدالشکور تمنداني، عبدالشکور مرادزهي، يوسف کرد؛ اسح
آنطور نگاهم نکن ميرزا. نه، راه گم نکرده ام. البته خواندن اين نکته که از دستم دلخوري از روي چشمانت از خواندن «از سرعت خود بکاهيد» تابلوهاي جاده اي ساده تر است و به زمان کمتري نياز دارد. ريحانه نگاهم ميکند و ميگويد ازهاي جمله قبلت زياد شد. اما حقيقت، من عادت ندارم چيزها را بيش از يک بار بنويسم. بگذار به حساب تنبلي ذاتيم. 
راستي ريحانه اينجاست.همين جا. بالاخره از لايه هاي عميق هذيان و وهم کشاندمش بيرون و حالا دايما جايي حوالي واقعيت ميپلکد. من هم
تحليل فيلم "رقص در غبار" به کارگردانيِ "اصغر فرهادي"___حرفِ مردم!"ريحانه" و "نظر" پاسوز مهري که به خانواده هايشان دارند مي شوند. ريحانه مادري روسپي دارد، که نام اش بر سر زبان ها است و همين سدّي شده بر ازدواج اش با نظر. اين دو جمله يعني تمامِ فيلم، داستاني نه چندان کليشه اي ولي موجود در هر جامعه اي. اين فيلم، اولين فيلم بلند اصغر فرهادي است.___فيلم، سه فيلمنامه نويس دارد که يکي از آن ها خودِ فرهادي است. اين که فيلمنامه نويس ها متنوع هستند، سندي است بر
1.مطالب چجوريه؟؟چند تا پست بيشتر نذاشتم و انتظار ندارم که با همين چندتا اين سوالمو جواب بديد اما جواب بديد ممنون ميشم:)
ميخوام بدونم اگه همينطوري به چرت وپرت گويي هام ادامه بدم و مزخرفات روزانه مو بگم خسته نميشيد؟؟؟؟؟؟
2.رنگ هدر و اينا چجورياس؟؟؟عوض بشه يا نه؟؟
3.ريحانه چجور ادميهخب مشخصه که من اينجا خودمم ريحون نيستم ريحانه ام و اصا قرار نيست پستي راجع به کي پاپ بزارم.بماند که اسم وب به کي پاپ مربوطه://به هر حال نظرتون راجع به ريحانه
 
 
پ.
هوالرئوف الرحيم
چند روز پيش براي تعويض کارت ملي با ريحانه رفتيم دفتر خدمات اين کارها.
يه خانم حدود چهل ساله اي بود که غمگين بود. به ريحانه گفتم:
 "چرا اينقدر غمگينه. بايد کلي شاد باشه چند دقيقه اي بدون اينکه خدماتي بخواد ارائه بده و هي اسمش و عنوانش صدا بشه، نشسته اينجا ملت براش خدمت رساني مي کنن."
آدم هرچقدر هم که عاشق بچه هاش باشه، يه زماني بايد خودش با خودش باشه حال کنه.
بعد وقت برگشت با اتوبوس رفتيم. اتوبوس هم دم شهروند نگه داشت و من يکبند مي
سال 80، فاطمه هنوز دانشجوي دوره ليسانس بود که ازدواج کرد و رفت سر خانه و زندگي اش. من کمتر از 10 سال داشتم. نميدانم برنامه کلاس ها و مشق هايش چطور بود که به جاي آخر هفته، سه شنبه ها از دانشگاه مستقيم مي آمد خانه ما و از آن طرف هم عباس ميرسيد و خلاصه خانواده دوباره دور هم جمع ميشد. 4-5 سال بعد که مريم نامزد کرده بود، اين قرار دورهمي به روزهاي پنج شنبه تغيير کرد. آن موقع ها هنوز مريم خانه ما بود و فاطمه و عباس از سمت اميرآباد مي آمدند و امير هم از خانه خ
خب مثل هر وبلاگ ديگه اي پست اول مربوط به معرفيه 
من ريحانه باقري ام واين وبلاگ منه ۱۶ سالمه ساکن  اصفهان هستم . بسيار عاشق او و رياضيات نوشتن نقد بحث ايده هاي جديد کتاب و فيلم واهنگ قدم زدن با سرعت نور ويک عالمه فن دوم و از همه مهم تر جهان اطرافم هستم. ميخوام چيزاي تازه ياد بگيرم زکات علمم رو بدم خوب زندگي کنم و از لحظه لحظه اش لذت ببرم. ولي با تمام اين حرف ها وي هنوز يک ناشناخته بزرگ است 
خلاصه اينم يه اشنايي مختصر با من بود اميدوارم بيشتر اشن
هو الرئوف الرحيم
رفتيم.
رسيديم خدمت آقا. به همره مامان اينها و ريحانه که کمکي تو ماشين ما نشست.
گرما بيداد مي کرد. رضوان روز اول تو اون گرما تو تب م سوخت. بچم خيلي مريض بود. ولي فسقلک خانم و آروم کنار ريحانه مي نشست و بازي مي کرد و شير مي خورد و مي خوابيد.
روز اول سه ماهگيش راه افتاديم. 
تا رسيديم مشهد تصادف کرديم. اعصاب رضا براي دو روز تامين شد. و گرفتار بابت کارهاي بيمه و . که حالا که اومده تهران پشيمونه. که کاش تهران دنبالش کرده بودم.
رامين ‌حضرتي بگو کجايي
دانلود آهنگ بسيار زيباي رامين ‌حضرتي بنام بگو کجايي
شعر محمد شهنواز / ملودي رامين حضرتي / تنظيم آرش بابايي
پخش آنلاين و لينک دانلود پرسرعت آهنگ بگو کجايي با صداي رامين ‌حضرتي
لينک مستقيم دانلود آهنگ ايراني بگو کجايي رامين ‌حضرتي با بالاترين کيفيت
دانلود آهنگ جديد رامين ‌حضرتي به نام بگو کجايي
دانلود موزيک رامين ‌حضرتي بنام بگو کجايي با لينک مستقيم و پخش آنلاين
آهنگ ايراني رامين ‌حضرتي بنام بگو کجايي
Ramin Hazrati Begu Ko
بيشتر مردها خيال ميکنند ازدواج کردن شبيه خريدن يک رز جاودانه است، شايد هم حق داشته باشند که چنين خيالي ذهنشان را پر کند. به هر حال اين همه ميروند و مي آيند و خرج ميکنند و سختي ميکشند و يک چيز خيلي با ارزش به دست مي آورند. حالا دلشان ميخواهد بگذارندش قشنگ ترين جاي خانه تا هر وقت با جسم و روح خسته و کبود زير فشارهاي دنيا به خانه برگشتند يک چيز حال خوب کن منتظرشان باشد.
زن ها شايد گل باشند اما گلِ رزِ جاودانه نيستند که يک بار براي هميشه براي به دست
سلام :)
از اونجايي که منم دعوت شدم به چالش  پس :
《 سلام ريحانهي عزيزم 
اين نامه از آينده بدست تو رسيده، آينده‌اي که تو با انتخاب‌هات ساختيش
ازت ميخوام خيلي جدي و زودتر به کار هنري مشغول شي.
 
بهت نميگم سالهاي آخر تحصيلتم مثل قبل درس بخون چون همون نخوندنه بهتره :)) ولي به جاش يه کار درست و هدفمند رو پيش ببر که چندسال ديگه نتيجه اش رو ببيني
 
و اخرين حرفم اينکه اين ازدواج راه خيلي دشواري داره، فکر نکن همه چي با رسيدن درست ميشه
 
عاقبتت بخير❤》
سلام :)
از اونجايي که منم دعوت شدم به چالش  پس :
《 سلام ريحانهي عزيزم 
اين نامه از آينده بدست تو رسيده، آينده‌اي که تو با انتخاب‌هات ساختيش
ازت ميخوام خيلي جدي و زودتر به کار هنري مشغول شي.
 
بهت نميگم سالهاي آخر تحصيلتم مثل قبل درس بخون چون همون نخوندنه بهتره :)) ولي به جاش يه کار درست و هدفمند رو پيش ببر که چندسال ديگه نتيجه اش رو ببيني
 
و اخرين حرفم اينکه اين ازدواج راه خيلي دشواري داره، فکر نکن همه چي با رسيدن درست ميشه
 
عاقبتت بخير❤》
وقتي رسيديم فلکه دوم گلشهر آقا رضا منتظرمان
بود. اتوبوس اسکانيايي آمده بود کنار ميدانچه پارک کرده بود. تعجب کردم که اتوبوس
به اين گندگي چطور از کوچه هاي تنگ و باريک آمده اين جا. تا به حال همديگر را حضوري
نديده بوديم. نشانه ي من کاپشن آبي ام بود و اين که روبروي مسجد ابوالفضل کنار در
سمت شاگرد اين اتوبوس ايستاده ام. پيدا کرديم هم را و سلام و احوالپرسي.
آقا رضا هم فردا راهي سفر بود با همان اتوبوس به
سوي شلمچه و کربلا. گفتيم اربعين تمام شد که. گفت چه
  
خرمالوها را به گنجشک ها بفروش: ماجراي خواستگارهاي دختر داستان دنبال کردنيست
 
خرمالوها را به گنجشک ها بفروشنويسنده: محمد حنيفانتشارات جمکران
خلاصه:
ماجراي دختري به نام ريحانه که ۴ خواستگار سمج همزمان دارد. او خودش در ابتدا يکي از آنها را مي پسندد ولي بعد متوجه مي شود يکي ديگرشان که نامش اميريل است از همه بهتر است ولي پدر خانواده پسرعمه ريحانه را قبول مي کند و ريحانه به خاطر بيماري قلبي پدر کوتاه مي آيد و تن به ازدواج مي دهد و بعد با خيانت

سلام ريحانه! ديروز رفته بودم عزاداري. عزاي همان‌ها که در هواپيما بودند. البته بعضي‌ها مي‌گفتند ما داريم شلوغ مي‌کنيم و اين نامش تجمع و تظاهرات است؛ نه عزاداري. ولي باور کن ما هيچ چيز را نشکستيم و هيچ جايي را آتش نزديم. حاضرم قسم بخورم. ولي از بيسيمِ يکي که کلاه حفاظتي روي سرش بود و هيکل بزرگي داشت شنيدم که مي‌گفتند «اونجا رو پاکسازي کنيد.» ريحانه مگر ما لجنيم که پاکسازي‌مان کنند؟! مگر کثافتيم؟ اصلن پاکسازي از چه؟ با چه؟ باتوم؟ نمي‌دانم
کتاب هشت کادو : نگاهي متفاوت به شيوه هاي عشق ورزي
کتاب هشت کادونويسنده: مسلم شوبکلائيانتشارات وحدت بخش
معرفي:
نيشي که زن مي زند مانند نيشتري است که جراح مي زند.سوز دارد اما شيرين است…اين ترجمه ي روايتي از اميرالمؤمنين علي (ع) است.توصيه مي کنيم مرد ها براي فهم اين جمله ي اميرالمؤمنين هم که شده اين کتاب را بخوانند.جملات مولا درّ گرانباري است…
بريده کتاب:
امروز بر سر همسرم داد زدم. خب او هم، چنين کرد.اينک از کرده ي خود پشيمانم. اورا نمي دانم.باي
سلام
اين ميکس خيلي وقته ساخته شده و يه بخش کوتاهي شو من درست کردم اما ريحانه جان دوست نماشاييم لطف کرد اسم من رو روي کل ميکس زد ممنون ريحانه عزيزم
نظر لطفا❤
تا يه مدت شايد فعاليت نکنم مواظب خودتون باشيد
و اين ميکس با آهنگ عاشق شدن محسن ابراهيم زاده هست












متاسفانه مرورگر شما، قابيلت پخش فايل هاي صوتي تصويري را در قالب HTML5 دارا نمي باشد.
توصيه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرساني آن به آخرين نسخه م
سلام عليکم
شهادت صادق آل محمد سلام الله عليهم اجمعين بر همگان تسليت باد.
بابت تاخير امروز صميمانه عذر خواهي مي کنم
عارضم خدمت شما که يه سال يکي از رفقا اومد و گفت فلاني خواب ديدم يه نفر اومد به من و تو گفت اگه مي خواهيد بريد کربلا، يه نذري براي امام صادق بکنيد.خلاصه که يادت نره.
يادم رفت.
خودش يه نذري کرد و همون سال رفت کربلا.
روزي که مي خواست بره گفت نذرت را به جا آوردي؟
گفتم کدوم نذر؟
گفت عجب.
تازه يادم افتاد
نمي دونم چي شد که گفتم 68 روز،
پادکست :
به آينه نگاه کردم ؛  داستان ريحانه، شاعر افغانِ متولد ايران
پادکست «آن» هربار داستان واقعي آدم‌ها رو تعريف مي‌کند تا سعي کنيم خودمون رو جاشون بذاريم. لينک همه شون هست . در قسمت چهارم که ساختنش بيشتر از اپيزودهاي قبل زمان برده، داستان شاعري افغان به نام ريحانه را مي‌شنويم که در ايران به دنيا آمده و بزرگ شده. شايد براي خيلي از ما اين اولين بار باشه که از زاويه ديد مهاجري که مورد تبعيض قرار گرفته داستانش رو بشنويم و کمي همدلي کنيم. کار
سلام ريحانه! اين روزها خيلي بيشتر از قبل به مجارستان فکر مي‌کنم. نمي‌دانم تو هم داري به آن فکر مي‌کني يا نه. البته اميدوارم با وضعي که پيش آمده بقيه‌ي مردم به فکر مجارستان نيفتند. شايد وقتي متقاضي زياد شود مرزهارا تنگ‌تر کنند و نگذارند خيلي راحت به آنجا برويم. ولي هرجوري شده بايد برويم. اينجا وضع خوب نيست ريحانه! اينجا وقتي دولت پول کم مي‌آورد دست مي‌گذارد روي يک چيزي و گرانش مي‌کند تا کم‌مانده‌اش را از مردم بگيرد و ورشکسته نشود. بعد مرد
 
کتاب «راز خوابيده» نوشته‌ي «رزاق مامون»، اگرچه به واسطه‌ي سال‌ها جنگ و خشونت و کشتار و سندسوزي در افغانستان از سويي و عدم انتشار اسناد واقعيِ دولت‌هاي دخيل در بحران سال‌هاي اخير افغانستان از ديگر سو از فقر منابع دست اول و موثق رنج مي‌برد، اما بي‌گمان چنان که خود نويسنده مدعي است؛ تا حدودي توانسته است راز پنهان اسارت و قتل «دکتر نجيب الله» را از پس پرده‌ها بيرون بکشد و روشنايي ولو کم‌نور بر اين فصل سياه تاريخ افغانستان بتاباند.
سقوط
هوالرئوف الرحيم
امشب داشتم با ريحانه در مورد حرفي که اون فرد زد، با هم صحبت مي کرديم.
ريحانه اعتقاد داره من براي خوب شدن حال خودمم که شده يه دور ديگه برم پيش طيبي که روانشناسه. من گفتم همون يکبار کفايت کرد و همه چيز درست شد. 
درسته که چهارسال زجرم دادن. يکسال بايکوتم کردن، ولي الان همگيمون از خر شيطون پايين اومديم و منم روش جديد دوري و دوستي رو پيش گرفتم. 
دستم رو صادقانه جلوشون نميگيرم که خط کش کف دستم بکوبن. يا دستم رو جلو نميارم. يا اگه بيارم
 
 
 
 
 
دخترک دويد سمت مادرش و گفت: مامان، ببين پسر عمو اذيت ميکنه.مادرش همين که چشمش به دست نامحرم افتاد که شانه دخترش را مي کشد با نارحتي گفت: خجالت نمي کشي آقا مهران دخترم ديگه به سن تکليف رسيده.
مهران بيچاره که توقع شنيدن سن تکليف رو نداشت گفت: من از کجا ميدونستم که ريحانه به اين سن رسيده؛ در ضمن اين چه جور تکليفيه که بلوز و شلوار پوشيده و سرش هم تقريبا است؟ريحانه گفت: ديدي مامان، گفتم چادر بپوشم هي ميگي نه نمي توني جمع کني اگه ميذاشت
کتاب ريحانه بهشتي چاپ جديد
در اسلام به نقش و جايگاه زن و مادري اهميت زيادي داده شده است. در آيات و احاديث بسياري از پيامبر اسلام (ص) توصيه به احترام پدر و مادر شده و همچنين آورده شده زن در دوران بارداري همانند مجاهد در راه خدا است. کتاب ريحانه بهشتي يا فرزند صالح نوشته سيما مخبر به ارائه مطالبي براي پدران و مادران درباره داشتن فرزند صالح مي پردازد.
کتاب ريحانه بهشتي، کتابي پزشکي، اسلامي مي باشد که به بررسي دوران قبل از بارداري تا پايان شيردهي
با سلام خدمت همه

امروز دومين پنجشنبه دومين ماه آخرين فصل سال است.(97/11/11)

به عبارتي تولد ريحانه مي باشد. و فردا 12 بهمن سالروز ورود امام خميني(ره) به ايران.

تولد خواهرم را به همه تبريک مي گويم. الان ريحانه يزد است . ديشب بابا به اتفاق خانواده رفتند يزد تا ماشين خود را که داداش عليرضا تحويل گرفته بود را بياورند. يک ال نود اتومات.

و اما طاها.

پسر زرنگ بابا چند روزي است که در تلاش است تا با کمک در پشتي و ديوار و هر جسمي که بتواند دستهاي خود را بر روي آ
در اسلام به نقش و جايگاه زن و مادري اهميت زيادي داده شده است. در آيات و احاديث بسياري از پيامبر اسلام (ص) توصيه به احترام پدر و مادر شده و همچنين آورده شده زن در دوران بارداري همانند مجاهد در راه خدا است. کتاب ريحانه بهشتي يا فرزند صالح نوشته سيما مخبر به ارائه مطالبي براي پدران و مادران درباره داشتن فرزند صالح مي پردازد.
کتاب ريحانه بهشتي، کتابي پزشکي، اسلامي مي باشد که به بررسي دوران قبل از بارداري تا پايان شيردهي مي پردازد. سر فصل هاي اين کت
چند_دقيقه_دلت_را_آرام_کنقسمت نهم_احسان ديگه. باباش کارخونه داره .-اها اها اون تيره برقهخوب چي؟؟.-فک کنم از تو خوشش اومده. خواهرش شمارتو از من ميخواست.-ندادي که بهش؟!.-نه.گفتم اول باهات م کنم.-افرين که هنوز يه ذره عقله رو داري.-ولي پسره خوبيه هاخوش به حالت.-خوش به حال مامانش.-ااااا ريحانه.چرا نديده و نسنجيده رد ميکني.-اگه خوشت اومده ميخواي برا تو بگيرمش؟!.-اصلا با تو نميشه حرف زد.فعلا کاري نداري؟!.-نهخدافظ.بعد قطع کردن با خودم فکر ميکردم اين ه
امروز کتاب ريحانه بهشتي يا فرزند صالح از سيما ميخبر (چاپ جديد) را با 260 صفحه pdf براي شما دوستان محترم آماده دانلود کرده ايم. کتاب حاضر گلچيني از توصيه هاي علمي و عبادي برگرفته از فقه غني اسلامي، به همراه مسائل مورد نياز پزشکي، روانشناسي و تغذيه در دوران بارداري براي همسران جواني است که محبت نبوي و ولايت علوي را با عشق مادري در هم آميخته اند.
استقبال خوب علاقه مندان از جزوه اي چند برگي از مطالب اين کتاب که سالها توسط چند تن از خاهران دلسوز و متع
چند_دقيقه_دلت_را_آرام_کنقسمت نهم_احسان ديگه. باباش کارخونه داره .-اها اها اون تيره برقهخوب چي؟؟.-فک کنم از تو خوشش اومده. خواهرش شمارتو از من ميخواست.-ندادي که بهش؟!.-نه.گفتم اول باهات م کنم.-افرين که هنوز يه ذره عقله رو داري.-ولي پسره خوبيه هاخوش به حالت.-خوش به حال مامانش.-ااااا ريحانه.چرا نديده و نسنجيده رد ميکني.-اگه خوشت اومده ميخواي برا تو بگيرمش؟!.-اصلا با تو نميشه حرف زد.فعلا کاري نداري؟!.-نهخدافظ.بعد قطع کردن با خودم فکر ميکردم اين ه
+سوال مطرح شده در تاريخ 04 فروردين سال 98 ساعت 14:20 توسط ريحانه سادات:
جناب احساني سلام، بي مقدمه برم سر اصل مطلب ويژوال استوديو 2015 نصب کردم، وقتي مي خوام مقداري رو از فرمي به فرم ديگه اي بفرستم اجازه اينکار رو نميده؟ چيکارش کنم؟
-پاسخ 1 کارشناس: باعرض سلام تقاضا دارم سوال خود را بصورت شفاف تري بيان بفرماييد تا نسبت به ارجاع پاسخ دقت بيشتري داده بشود.
+سوال مطرخ شده در تاريخ 01 ارديبهشت سال 98 ساعت 02:17 توسط ريحانه سادات:
-سلام واقعا ببخشيد ايمليتون ر
+سوال مطرح شده در تاريخ 04 فروردين سال 98 ساعت 14:20 توسط ريحانه سادات:
جناب احساني سلام، بي مقدمه برم سر اصل مطلب ويژوال استوديو 2015 نصب کردم، وقتي مي خوام مقداري رو از فرمي به فرم ديگه اي بفرستم اجازه اينکار رو نميده؟ چيکارش کنم؟
-پاسخ 1 کارشناس: باعرض سلام تقاضا دارم سوال خود را بصورت شفاف تري بيان بفرماييد تا نسبت به ارجاع پاسخ دقت بيشتري داده بشود.
+سوال مطرخ شده در تاريخ 01 ارديبهشت سال 98 ساعت 02:17 توسط ريحانه سادات:
-سلام واقعا ببخشيد ايمليتون ر
 
 
 
ريحانه دختر خالم هست. 
 
ببينيد وقتي اذيتش کردم چي برام ميفرسته! :))))
 














متاسفانه مرورگر شما، قابيلت پخش فايل هاي صوتي تصويري را در قالب HTML5 دارا نمي باشد.
توصيه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرساني آن به آخرين نسخه مي باشد
با اين حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگين خود قابليت پخش اين فايل را براي تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">





مجله اينترنتي چفچفک : ريحانه پارسا متولد اسفند 1377 در تهران، بازيگر است
دانش آموخته (ديپلمه) رشته نمايش از هنرستان سوره در سال 95 است، بجز بازيگري در عکاسي نيز فعاليت تخصصي دارد، و مي گويد در زندگي هميشه بلند پرواز بودم
عکس هاي ريحانه پارسا

خانواده و شروع فعاليت
پدر شغل آزاد و مادر خانه دار است، بچه اول خانواد و دو خواهر کوچکتر از خود دارد
خانوم پارسا فعاليت حرفه اي خود را از تئاتر و کارهاي دانشجويي هنرستان سوره شروع کرد، مي گويد اينقد بلند پر
سلام رييس! ابر هستي با شما صحبت ميکند!
 
دلمان برايتان تنگ شده بود رييس! آخر چند وقتي مي شود دست از کميک کشيدن برداشته ام، خودتان بهتر مي دانيد که مدرسه نمي گذارد!
 
آرياناي خفن در شرف ترک گروه است، چون مدت هاست خبري از او نداريم. سوپر ريحانه گروه را ترک کرده و سوپر نيروانا هم مشکوک به خيانت است.
 
فقط من و پرسون آتشين مانده ايم. با رزاي مرموز هم صلح کرده ايم، روح هديه و ستاکولا هم دست از منفي بودن کشيده اند.
 
از وقتي که کلاس ششم تمام شده و ما هم ا
  
خرمالوها را به گنجشک ها بفروش: ماجراي خواستگارهاي دختر داستان دنبال کردنيست
 
خرمالوها را به گنجشک ها بفروشنويسنده: محمد حنيفانتشارات جمکران
خلاصه:
ماجراي دختري به نام ريحانه که ۴ خواستگار سمج همزمان دارد. او خودش در ابتدا يکي از آنها را مي پسندد ولي بعد متوجه مي شود يکي ديگرشان که نامش اميريل است از همه بهتر است ولي پدر خانواده پسرعمه ريحانه را قبول مي کند و ريحانه به خاطر بيماري قلبي پدر کوتاه مي آيد و تن به ازدواج مي دهد و بعد با خيانت
الان از نيمه شب چهارشنبه گذشته وارد پنج شنبه شديم. صبح چهارشنبه رفتم چهارباغ. ف رو ديدم. توي يه کافه نشستيم و کلي گپ زديم. حرفهاي خوبي زديم. راههاي برام گشوده شد .
بعداز ظهر هم رفتم بعد از چند هفته سري به ريحانه زدم.
شب هم کتاب خوندم. خسته و گيج بودم ولي بايد يه کاري کرد.
چقدر خوب شد برام عکس فرستاده بودي آخر شبيه. چقدر خوب شد صدات رو شنيدم.تعطيلات کريسمسه. ما اينجا گير افتاديم توي هواي آلوده.
دلم گرمه به بودنت
#چند_دقيقه_دلت_را_آرام_کن قسمت #هشتم-ولي نداره که. اينهمه راه اومدي بعد يه نماز نميخواي بخوني؟؟.-نميدونم چي بگم. تو نماز خوندن بهم ياد ميدي؟!-چرا که ياد نميدم گلم☺با افتخار آجي جونسمانه هم همه چيزوبا دقت بهم ياد ميداد و منم کم کم يادم ميومد ذکرها و نحوه گفتنش.دو رکعت نماز براي مامان بزرگ خوندم.خيلي دوست داشتم آقاي فرمانده من رو در حال نماز خوندن ميديد.شايد اصلا مامان بزرگ بهانه بود و به خاطراون نماز خوندن ياد گرفتم که باز دوباره جلوش ضايع نش
از چپو کردنِ اين خانه خجالت نکشيداز منِ ساکن ويرانه خجالت نکشيد
مملکت را بفروشيد به روسيه و چيناصلا از مردمِ بي خانه خجالت نکشيد
مرد و زن را به فروشِ بدن انداخته ايداز فروشِ تنِ ريحانه خجالت نکشيد
خرج نوسازيِ لبنان و يمن را بدهيداز مريوان و بم و بانه خجالت نکشيد
خاکمان را اگر از بابِ وِتو کردن هاباج داديد به بيگانه،خجالت نکشيد
صد برابر شده اجناس،کما في السابقموقع دادن يارانه خجالت نکشيد
نامِ ما را بگذاريد نفوذي،خس و خاکمثل آن مردک ديوانه
به نام او.
بعد چند روز با تنش هاي عصبي فراوان امروز صب رفتيم ايران مال!
قدم زديم و کللي تو کتابخونه نشستيم و حرف زديم از بد و خوب.
حس ميکنم خيلي مبهم و پيچيدست همه چيز!
تو يه دوره اي از رندگي قرار گرفتم که قبلا هيچ وقت بهش فکر نکرده بودم انگار.
نهار رو سنسو بوديم با حضور پرافتخار امير!
و يکسري حرف هايي اون وسط.
هدي و ريحانه اومدن خونم و يه چايي و شيريني و يکم تنقلات و يه گپ چند ساعته و درگيري ذهنيم تو کل اين مدت.
چقدر بده که کم کم درگيري هاي فکري
ما امتحان داريم شنبه اونم دوتا:/ بعد روزاي امتحان بيشتر چرت و پلا ميگيم :)) 
 
_بچه ها اسم نارنج و ليمو اسمايي از پيري قديمي بودن از مامانم شنيدم! خيلييي خوبن*_* 
+ن والا چين اينا 
_واي والا خيلي خوش عطرن فک کننن نارنج، ليمو،نعنا، ريحانهي 
+تربچه هم بزار
_اون اسم پسرم باشه
نفر سوم مينويسد
~ من بچه ميخواام!  :/

کولر بوي بارون و زمين خيس رو مياره با خودش اتاق^^ مرداد بارون! ي لحظه دلم برا پاييز و مدرسه تنگ شد:))) تداعي شد بر
يه موقعي داشتم با ريحانه در مورد رابطهي يه طرفه حرف ميزدم البته بحث کلا ميگفت بده ولي همون جا يه ليست از ادما نوشتم که اين مدلي شرو کنم رابطه رو و خلاصه بعده يه بحث در مورد بدي هاي رابطه هاي يه طرفه رفتم يه دونشو استارت زدم =)) و برنامه دارم يه سري ديگشم استارت بزنم تازه 
و با همهي اين ها ولي يه فرقي هست بين کاره من و اون صحبته اين که بدم نمياد ميشه گفت يه جورايي از اين وضع يعني ميدونم اگه يه سال هم پيام ندم پيامي قرار نيست بياد (مثله ۲ ساله پيش =))‌
از اونجايي ک سيد مارو به اين چالش دعوت نمود، گفتيم که در اين صبح تقريبا سرد پائيزي توي سالن مطالعه خابگا با بندو بساط مشتق و ديفرانسيل بنويسيم.ببخشيد که کامنتارو دير جواب ميدم، همشونو ميخونم و حتي موقع خواب بهشون فکر ميکنم ولي ميخوام سر وقت و حوصله جواب بدم.
"ريحانه عزيزم.الان من ۱۸ سالمه و تو هم ۱۸ سالته.با اختلاف چند دقيقه دارم برات مينويسم.براي اينکه باور کني من خودتم  بايد بگم تو چند ثانيه پيش ناخنتو خوردي.من دارم برات از چند ديقه اينده ح
فکر کنم اتفاق خاصي نيفتاد جز چند تا جرقه در درونم.
اگه بخوام بگم که بعدا يادم نره‌‌؛ اکثر زمانم رو توي حرم بودم. صبح خواب موندم و بعد از صبونه رفتم حرم تا حدوداي 1ونيم. خداروشکر طهورا هم رفته بود پيش فاميلاشون و بيشتر براي خودم آزادي عمل داشتم:) برگشتم حسينيه که برسم به کلاس. ساعت 2 که با عجله و فکر اين‌که کلاس دير شده از خوابگاه اومدم بيرون ديدم استاد، تازه اومده توي خوابگاه! فکر کردم شايد کاري پيش اومده براش! تا 2ونيم نشستم و ديدم تازه کلاس دا
نمودارتشکيلاتي کميته هاي شوراي دانش آموزي سال تحصيلي 98-97
معاون پرورشي:سکينه حامدي
شوراي دانش آموزي دبستان هاتف
مدير:معصومه رئيسي
 
معاون آموزشي :نسرين شاهرخ

کميته مناسبت ها
کميته حجاب
کميته کتابخانه
کميته فرهنگي هنري
کميته قرآن

مسئول :ستاره عليرضايي
مسئول :گروه مريم ساعدي
مسئول :گروه فاطمه اسکندري
مسئول گروه :ساغر احمدي
مسئول گروه :مليکا علي بابايي

فاطيما صيادي
2-مهديه شاهوردي
3-ايدا مظلوم
4-مهسا اسماعيل زاده
5-يگانه قهرمان
6-محيا فرهادي
7
 
        Trio For Piano, Flute and Basson in G Major , WoO37
I.Allegro
II.Adagio
III.Andante (Theme and Variations)
ريحانه حاجي محمد، فلوت
امير حسين محمديان، فاگوت
صدف الماسي، پيانو
 
The Trio for piano, flute and bassoon in G major, WoO. 37 is a composition for piano trio by Ludwig van Beethoven that was discovered amongst Beethoven's papers following his death. Believed to have been composed in his teens and demonstrating the influence of Mozart, the composition remained unpublished until 1888.The composition is in three movements:    1    Allegro    2    Adagio    3    Thema Andante con Variazioni
بسم الله الرحمن الرحيم
اگر روزي دختر داشته باشم برايش از ام ابيها سلام الله عليها ميگويم تا بداند مهربان ترين خلق خدا چقدر فاطمه اش را، دخترش رادوست داشت چقدر وجود ريحانه اي مثل فاطمه برايش ارزشمند بود، تا به وجود خودش افتخار کند تا ارزش وجوديش را بداند تا ريحانه بودن جنسيتش باعث افتخارش باشد.
برايش از قصه مرد نابينا و حضرت مادر ميگويم تا معني حيا را بفهمد تا براي خودنمايي دست به هرکاري نزند تا عزتمند بار بيايد.
 برايش قصه زينب سلام الله
ي‌لي بهمون نزديک‌تر از چيزيه که فکرشو مي‌کنيم!مرگو مي‌گم-
امروز فاطمه سليمي رفتواقعا رفتديگه از حالا به بعد پيش خدا است، ديدي به بچه‌ها مي‌گن رفت پيش خدا؟حالا حالش خوبه.راحته. 
منم مي‌گم رفت پيش خدا.شبيه خواب بود، مسجد، مقبره، ولايت، همه‌ي اين‌جاهايي که حست مي‌کردم.بازم مي‌گم خوب شد رفت پيش خدا.ياد خودم و فاطمه افتادم وقتي امروز تو بغلم گريه مي‌کرد وقتي ريحانه رو مي‌ديدم که حالش بده که از هزاررتا فاميل و آشنا دوست بهتره.مي‌ديدم
بحش زن، خانواده و سبک زندگي KHAMENEI.IR (ريحانه) با همکاري انتشارات انقلاب اسلامي اقدام به برگزاري مسابقه‌ي کتابخواني با محوريت کتاب «مطلع عشق» مي‌نمايد.


اين کتاب گزيده‌اي از رهنمودهاي رهبر انقلاب اسلامي به زوج‌هاي جوان است؛ اما به آن معنا نيست که اين کتاب تنها مورد استفاده‌ي تازه‌عروس و دامادها قرار خواهد گرفت؛ بلکه همه‌ي خانواده‌هاي ايراني و حتي نوجواناني که در آينده ميخواهند تشکيل خانواده دهند، مي‌توانند از اين کتاب بهره ببرند.

ادا
از شب پيش به ريحانه و طهورا گفتم که صبح بيدارم نکنن براي حرم رفتن! صبح ساعت 4 با يه خواب آشفته و صداي آلارم طهورا بيدار شدم و ديدم هردوشون که قرار بود ساعت 3 برن حرم، خوابن. بيدارشون کردم و ريحانه که گفت با من براي دعا مياد حرم و جفتمون خوابيديم و طهورا رفت. ساعت5 هم زيبا بهم زنگ زد که مثلا بيدارم کنه برم حرم! يهو با ترس از خواب بيدار شدم و سردرد گرفتم. همون‌موقع داشتم فکر مي‌کردم بهش پيام بدم و بگم تو که از شرايط خبر نداري دخالت نکن! اما اين‌کار ر
1-کميته علمي:
سرگروه : هانيه پور کاوه 
اعضاي گروه :

معصومه بيات - نرگس نظري - زهرا غلامي - بهاره کياني - فاطمه عالي پور- زينب خدابخشي - معصومه احمدي - نسيم درخشان 
2-کميته قرآن و معارف 
سرگروه : زهرا اميني 
اعضاي گروه :
فاطمه علوي - خاطره بهالوء- فاطمه عيدي عبداللهي - غزل قاسمي - فاطمه طيبي - ساغر توکلي - فاطمه عبداللهي - زهرا سادات حسيني 
3-کميته ايثار و شهادت : 
 سرگروه : ناديا درخشان 
اعضاي گروه : 
فاطمه غريبي - فرشته پيش آهنگ - زهرا بهاءلو - فاطمه سليم
راهپيمايي 22 بهمن 1397 - قم
به همراه ريحانه کوچولو و خواهرزاده ها (فرزندان شهيدپرور آينده )

پ.ن: خداوند ما رو هميشه قدردان نعمت عظيم انقلاب قرار بده و روز به روز بصيرت و معرفتمون رو زياد کنه تا وظايف خودمون رو به درستي و به موقع تشخيص بديم و عمل به وظيفه کنيم و در انجام تکاليفمون کوتاهي نکنيم. ان شاءالله.
راهپيمايي 22 بهمن 1397 - قم
به همراه ريحانه کوچولو و خواهرزاده ها (فرزندان شهيدپرور آينده )

پ.ن: خداوند ما رو هميشه قدردان نعمت عظيم انقلاب قرار بده و روز به روز بصيرت و معرفتمون رو زياد کنه تا وظايف خودمون رو به درستي و به موقع تشخيص بديم و عمل به وظيفه کنيم و در انجام تکاليفمون کوتاهي نکنيم. ان شاءالله.
۱. دفاع از پايان نامه و صادر شدن شماره نظامم
۲. به دنيا اومدن نيکان و ريحانه، دوتا جوجوي خوشمزه‌ي دوستاي جون جونيم
۳. خاطرات شيرين گلستان
۴. همتِ شروع و خيز براي موفقيت در آزمون رزيدنتي
۵. بهبود علي از پنوموني
۶. خريداي اينترنتي پشت سر هم و فراوون آخر سال!
۷. گلدون مرکباتم و جوونه‌هاي قشنگش
۸. حال خوب مريضام بعد از بهبود. من که واقعا کاره‌اي نبودم ولي اين يکي از بهترين حس‌هاييه که هرچقدر تجربه‌ش کنم کهنه نميشه. يه نعمت فوق العاده ارزشمنده که
 ميم کانديد شده براي انتخابات اسفند . با شنيدن اين خبر روشن شدم و به اين فکر کردم اگه رد صلاحيت نشه ، شايد ديگه اينقدر با قطعيت نگم که نميخوام رأي بدم .  و به اين فکر کردم  اينکه اين آدم بعد از چهار سال فکر کردن و مخالفت هاي اطرافيان همچين تصميمي گرفته چقدر ميتونه ارزشمند باشه ؟ امروز توي هپي لند بين دو تا عروسک آبيِ پسر و صورتيِ دختر با قيمتي که ديگه بهش عادت کردم ، گير کردم .شير سفيدِ سرد  وکيک يزديِ گرد و هواي ابري و خواهرم و دلتنگي براي قاين
يه چالش جديد و البته دوست داشتني بياني که خانوم شارمين استارتشو زدن و بقيه بچه ها ادامه ش دادن :)
آرام جان مرسي فدات براي دعوتت و اينکه بريم سراغ لبخنداي ريحانه طور:
1. وقتي بالاخره تاييديه نقل مکانم از اتاق نه چندان قشنگم به بهشت داداشارو بهم دادن :) به يه سري دلايل مجبور شدم کوچ کنم، مهمترين دليلشم.
ادامه مطلب
يه چالش جديد و البته دوست داشتني بياني که خانوم شارمين استارتشو زدن و بقيه بچه ها ادامه ش دادن :)
آرام جان مرسي فدات براي دعوتت ❤️ و اينکه بريم سراغ لبخنداي ريحانه طور:
1. وقتي بالاخره تاييديه نقل مکانم از اتاق نه چندان قشنگم به بهشت داداشارو بهم دادن :) به يه سري دلايل مجبور شدم کوچ کنم، مهمترين دليلشم.
ادامه مطلب
بيماري برص در مراحل اوليه به طور کامل درمان مي‌شود
 
يک متخصص پوست و مو گفت: تعداد لک‌ها هنگام درمان بيماري برص مهم نيست، چه بسا بيماراني که با تعداد لک‌هايي زياد ولي در اندازه کمتر از 2 سانتي متر با مراجعه به هنگام، بهبودي کامل يافته‌اند.
 
دکتر ريحانه مهرگان در گفت وگو با خبرنگار ايسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکي تهران، با اشاره به اينکه بيمارييتيليگو" يا "برص" در مراحل اوليه کامل درمان پذير است، گفت: متاسفانه اغلب مبتلايان به اين عارضه ز
بيماري برص در مراحل اوليه به طور کامل درمان مي‌شود
 
يک متخصص پوست و مو گفت: تعداد لک‌ها هنگام درمان بيماري برص مهم نيست، چه بسا بيماراني که با تعداد لک‌هايي زياد ولي در اندازه کمتر از 2 سانتي متر با مراجعه به هنگام، بهبودي کامل يافته‌اند.
 
دکتر ريحانه مهرگان در گفت وگو با خبرنگار ايسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکي تهران، با اشاره به اينکه بيمارييتيليگو" يا "برص" در مراحل اوليه کامل درمان پذير است، گفت: متاسفانه اغلب مبتلايان به اين عارضه ز
از جمله فعاليتهاي صورت گرفته در کتابخانه سلمان فارسي به مناسبت هفته ي کودک: نصب پوستر هفته ي کودک در تابلواعلانات، اطلاع رساني از طريق وبلاگ، نمايش کتابهاي برگزيده با موضوع کودک در محل کتابخانه ، بازديد کودکان مهد ريحانه از کتابخانه و همچنين برگزاري جلسه قصه گويي براي اين عزيزان بوده است.
يا علام الغيوب


ماندالايي که گفتم کشيده بودم :)

+امروز ريحانه مولودي گرفته خونشون.
بنده خدا اين همه برنامه ريخته. تا جايي که من ديدم، هيچکس قصد جدي براي رفتن خونشون نداره
آخه خونشون هم دوره.
زياد خوش مسير هم نيست.
خودمم احتمالا نميتونم برم. مگر اينکه بر ديو تنبلي غلبه کنم و ياعلي بگم
تازه اگه برا برگشتنم بتونم يه فکري کنم.

+يه نمره اصول مونده حالا.

يخوام کتاب بخونم. اما خيلي کند پيش ميرم.
کوالاي عزيزم، دعوام نکن! اما هيچ کار هنري و کلاسي رو ه
ژنرال :عاشقانه
 
گردان : مهدي صاحبي | بازيگران : الهه حصاري،انديشه فولادوند، ­­اميررضا دلاوري، مريم معصومي، بابک انصاري، نازنين فراهاني، سياوش چراغي پور، حديث مدني، ايران مسعودي، آيدا تبيانيان، نسيم مسلمي، مهناز کرباسچيان، ميترا شاکري و ريحانه محمدنژاد
خلاصه داستان : فيلم سينمايي ترانه ، داستان زندگي دختر دانشجويي است که کانون از هم پاشيده خانواده‌اش مشکلات زيادي را براي او به وجود آورده‌است تا جايي که براي تأمين هزينه‌هاي زندگي
اسامي بازيگران خوب بد جلف 2
سام درخشانى، پژمان جمشيدى، حامد کميلى، ريحانه پارسا، گوهر خيرانديش, فرهاد آييش, اميرمهدى ژوله، مارال فرجاد، على اوجى ، شکيب شجره
خلاصه داستان خوب بد جلف 2:
کمدي «خوب، بد، جلف ۲» دنباله‌اي بر قسمت اول اين فيلم سينمايي است که در سال ۹۴ ساخته شد. در سري دوم اين فيلم؛ گروهي ضد انقلابي به رياست دکتر مدني (فرهاد آييش) و زير نظر دونالد ترامپ ماموريتي به فربد (حامد کميلي) در ايران به عنوان گروه فيلمبرداري به ايران بفرستد. د
سريال خواب زده
سريال خواب زده با کارگرداني سيروس مقدم و تهيه و تنظيم کنندگي الهام غفوري و نويسندگي سعيد نعمت الله در حالا ساخت و اماده سازي براي نمايش در شبکه خانگي ميباشد .سريال که گفته مي شود در آن ريحانه باتقوا دو‌مين تجربه بازيگري خويش را توشه ديگر به نمايش خواهد گذاشت .اين سريال اکنون در سطح تصوير برداري است و در ژانر وحشت و ترسناک ساخته ميشوداين سريال در سه فصل براي شبکه نمايش خانگي ساخته خواهد شد و درحال حاضر در سطح 
هوالرئوف الرحيم
بعد از اينکه اين دو هفته حس حرف زدن زياد داشتم و هيچ کس نبود باهاش حرف بزنم، پيش خودم گفتم بهترين گزينه باباست. و بابا نبود. 
بابا که اومد، حرفها بيات شده بود. ديگه چيزي براي گفتن باقي نمونده بود.
تا امشب.
بلاخره که يه چيزي پيدا کردم برم حرف بزنم، هم ريحانه بود نشد، هم بعدش کلي گرفتار شد و مشغول پرونده ها و حساب کتابها و مستند سازي ها.
پيش خودم گفتم ديگه قراره از اين به بعد اينطوري باشه.
قراره فقط بنويسي. اگر نشد بنويسي هم فقط باي
دانشجويان زير هرچه سريعتر تا قبل از شروع امتحانات به امور فارغ التحصيلان مرکز مراجعه نمايند.
نجمه حميد زاده
سيده زينب پورفرجي
افروز درزي
فاطمه دلفي اهوازي
فرزاد چرخاب
محمد عمراني
ضغرا کايدي زاده
ريحانه قاسمي زاده
هدا عفراوي
رضوان شريفات
فردين حسني
محسن طالب زاده شوشتري
سودابه غلاميان
هدا بني عقبه
مولود گرامي
سينا خليلي
آتنا آتشي
سحر داودي
هيام نواصر
احمد وشاحي
فرحنوش جهانگيري
محمد داودي سنگ چيني
آتنا سعيد طرفي
محمد جعفري پور
عاطفه سلام
تنها چيزي که زن ها و مرد هارو از هم متمايز ميکنه نقششون تو چرخه ي بقاست وگرنه به همون ميزان که مردها از قوه ي تعقل تفکر احساسات اراده و غيره برخوردارند زن ها هم هستند چيزي که باعث شده واقعيت جامعه از حقيقت دور باشه طرز تربيت ماست .
محيطي که توش رشد ميکنيم از نظر اموزشي بيماره و بنا بر منافع شخصي خودش قاعده و قانون ميسازه و مارو مجبور ميکنه که دنبالش کنيم و ما که خيلي وقتها درگير بديهيات مثل غم نان و رفاه هستيم از اين مسائل که خيلي خيلي مهم هستن
حضرت آيت‌الله ‌اي: «من به فرزنداني که پدران شهيد خود را هرگز نديدند، به همسراني که سنگيني فراق همسر و يار و غمخوار خود را تحمّل کردند، عرض ميکنم: عزيزان من! با شهادت عزيزانتان، شما خسارت و ضرر نکرديد. عزيزانِ شما اگر از دست شما رفتند، اما در خزانه گرانبهاي شهادت الهي، شخصيت‌شان همچنان محفوظ و حاضر و ناظر است. اين زندگي ميگذرد و همه کس خواهد رفت؛ اما آن کسي سرافراز است و بُرد کرده است که رفتن او از اين دنيا، براي مردم و دين و تاريخ و کشور
نشسته بودم روي صندلي غير راحت خانوم مدني و قلبم بي وقفه و تند تند خودش را به در و ديوار مي کوبيد.خم شده بودم و تيک تاک ساعت را حساب مي کردم.خم شده بودم و فکر مي کردم چقدر ترکيب کتاني مشکي و مانتوشلوار سرمه اي مدرسه قشنگ است.خم شده بودم و حساب مي کردم تا حالا چندبار ديگر اينجا نشستم بدون اينکه سر کلاس باشم،چندبارش خودم قلبم را به تپش انداختم تا سر کلاس نفرت بار ب.ب نروم.حساب مي کردم آيا خانوم مدني از دستم خسته شده اند يا نه.يادم آمد اولين بار چقدر
ريحانه خلج| هر دو علاقه‌مند به فعاليت‌هاي امدادي و
بشردوستانه بود‌ند، همين اشتراک باعث ‏آشنايي‌شان شد. در مورد زوج امدادگر
جمعيت هلال‌احمر قم صحبت مي‌کنم. «سپيده احمدپور» و ‏‏«سجاد بهزادي»، زوج
جوان و سرخپوشي که هر دو از امدادگران و مربيان توانا و بااخلاق جمعيت
‏هلال‌احمر قم هستند. آنها در مسير داوطلبي با يکديگر آشنا شد‌ه‌‌اند و در
طول اين سال‌ها زندگي‌‌‌شان ‏با طعم خدمت داوطلبانه‌ گره خورده است‌. اين
زوج هلال‌احمري معتق
تا همين ديشب،سردرگمِ سردرگم بودم.
يه سوال تو ذهنم مي پيچيد:
خانم بشري خانم!بالاخره رياضي روشنگر يا انساني فائزون؟
اصلا مي دوني داري با زندگيت چي کار مي کني؟
تو به مدرسه‌ت گفتي رياضي،ولي دلت چي؟که نصفش تو راه پله هاي تنگ فائزون گير کرده و نصفش تو مدرسه‌اي که خونه‌ته؟
داري چي‌کار مي‌کني؟
ديشب قطعي شد،فهميدم چي‌کاره‌م،فهميدم بابا ازم چي توقع داره و خيالم يه کم راحت شد.اما مامان همچنان معتقده کم درس مي‌خونم.واقعيت همينه.من مثل ريحانه الم
آلارم گوشي براي نماز صبح بيدارم کرد. از لاي پرده هتل نور ضعيفي به داخل مي تابيد. طبق عادت اول نوتيفيکيشن هاي گوشي ام را چک کردم. يک پيام از مامان در واتسپ. کلمات گنگ بودند. ننه. انا لله و انا اليه راجعون. شب پنجشنبه. دعوت حق. ميخواندم و نميفهميدم.
توي تخت اشک ريختم و بلند شدم به نماز. دو رکعت نماز صبح خودم و آقا را که خواندم، دو رکعت هم براي ننه خواندم. بغض دردي شده بود توي گلويم. شايد سرما خورده ام.
به ريحانه چيزي نگفتم. روز آخر سفر بود و نميخواستم ب
باعرض سلامعناوين کسب شده توسط هنرجويان شهر سده و دژکرد درمسابقات قهرماني استان فارس که درتاريخ 98/4/20درشهر شيراز برگزار شد:*رده سني جوانان و اميدو بزرگسال جداول به صورت کامل بسته شده بود.*همه ي هنرجويان با عملکرد مثبت و عالي، سالن مسابقه را ترک کردند.مائده خردمند/فاطمه همت/سارا شريفي/سدهنازنين رقيه شرفي/الميرا نگهداري/زهرا احمدي(رده سني بزرگسال)يکتا احمدي/فاطمه نظرييناز جوکار/زهراخواجه/فاطمه رئيسييدا محمودي/زهراسادات شرفي/فاطمه سادات
هوالرئوف الرحيم
مهسا ديوار خاطره ش رو جمع کرد و رفت پي سرنوشتش و من رو برددددد به اسفند 92. 
بايد اتاق رو به مامان تحويل مي دادم.
فکر کنم ده روز به عيد بود. جعبه ي خاطره ها رو باز کردم. کتابهاي مدرسه. دفترهاي خاطرات. داستانهاي شر و ور. اسباب و وسيله هاي مسخره که يادگاري از يک روز يا يک اتفاق بودن. جمع و جورشون کردم. لباسهاي کمدم رو به کل در آوردم و تو چمدونم ريختم. کلي رو گذاشتم کنار و رد کردم. و و و و و
خيلي زار زدم. از زار زدنم و دماغ گنده م ريحانه چ
                                                                     
اگرتا چند سال پيش به من مي‌گفتند در مورد يک موضوع بنويس ، سريعا چنين پيشنهادي رو رد ميکردم چون ميدونستم من آدمي نيستم که بنويسم ؛ در دوراني که همه بيشتر از خوندن رياضي و علوم در دبستان و راهنمايي ، با متن ها و انشا هاشون خاطره داشتند ، من ذهنيتي از اون لحظات نداشتم و ندارم ( و حقيقتا نميدونم چرا به من براي درس انشا نمره مي‌دادند ) ؛ تنها خاطره ي خوشي که از زنگ انشا داشتم و دارم ، سال سوم
گروه فيلم :  اجتماعي
سال توليد : 1398
کارگردان : سيروس مقدم
بازيگران: عليرضا شجاع نوري، لادن مستوفي، ريحانه پارسا، اميرعلي دانايي، پريوش نظريه، مهدي سلطاني، سام درخشاني، ايرج نوذري، سيما بابايي و فريد سجاد حسيني
خلاصه داستان : خواب زده ها کاري بسياز متفاوت با کارهاي ديگر سيروس مقدم است که بر خلاف پايتخت که طنز بود و سريال نرگس که در موضوع خانوادگي و اجتماعي بود ، در ژانر وحشت ساخته مي شود.
 
جهت دانلود کامل سريال خواب زده کليک کنيد
نوشته زيردستنوشته يکي از بلاگرهاي قديميه که الان سالهاست نمي نويسن و خواستم يادي کنم ازشون و نوشته هاشون تحت عنوان باباي قصه ها و وبلاگي که به اين نام معروف بود
شايد باورتون نشه که من اون سالها با خوندن هر کدوم از اين صدتا نامه چقدر اشک از چشام سرازير شده:(
اين پست رو قرار بود اول مهر بذارم ولي به دلايلي نشد
باباي قصه هايم، سلام.بابا يادت مي آيد اولين روز مدرسه را؟تو نگذاشتي با ريحانه بروم؛گفتي: امروز خودم مي رسانم ات؛آخر جاي تو روي شانه هاي م
رتبه هاي برتر مرکز دخترانهفرزانگان شهرکرددوره متوسطه دومسال تحصيلي: 89ـ89نمايش صحنه اي:1ـ فاطمه طاهريياسمن درخشنده3ـ کيميا عليدوستي 4ـ غزل رئيسي5ـ فاطمه پرويزي 6ـ طهورا ابراهيمي7ـ فائزه پرمر 8ـ زهرا محمدي9ـ مرضيه احمدي 11ـ مهديه يوسفينمايش نامه خواني:1ـ صبا اميدي 2ـ مرجان عليدوستي3ـ آريانا مالکي 4ـ شيدا کريمي5ـ مينا بهاءلو 7ـ مهشيد کيانپور7ـ زينب بهدادنژاد 8ـ نکيسا رياحياستندآپ:فاطمه ميرزاده «اول شهرستان»کتاب خواني:ريحانه بهرامي ـ نيلوفر ا
نشسته بودم روي صندلي غير راحت خانوم مدني و قلبم بي وقفه و تند تند خودش را به در و ديوار مي کوبيد.خم شده بودم و تيک تاک ساعت را حساب مي کردم.خم شده بودم و فکر مي کردم چقدر ترکيب کتاني مشکي و مانتوشلوار سرمه اي مدرسه قشنگ است.خم شده بودم و حساب مي کردم تا حالا چندبار ديگر اينجا نشستم بدون اينکه سر کلاس باشم،چندبارش خودم قلبم را به تپش انداختم تا سر کلاس نفرت بار ب.ب نروم.حساب مي کردم آيا خانوم مدني از دستم خسته شده اند يا نه.يادم آمد اولين بار چقدر
باد سرد شديدي مياد که سوز نداره . يه باد خنکِ زيبا که انگار قراره فردا بارون بياد . راديو يه آهنگ گذاشته که همهمه بچه ها نميذاره بفهمم واقعا صداي داريوشه يا نه ولي زيبا بود ولي زود تموم شد و قطع يه يقين داريوش نبوده. بعد گوينده گفت حالا که الان  همه جا جشن و سروره يه آهنگ شاد ميذاريم براتون .پشت سريم داشت گزارش ميداد که يه ساعت رفتم کتابخونه چيزايي که امروز بهمون گفتن رو يه دور خوندم ميرم خوابگاه دوباره مي خونمشون ، شايد خوب باشه . بيدل رو برمي
هر روز از نشست‌هاي خبري جشنواره فيلم فجر، خبر جنجال و دعوا بيرون مياد. داريوش ارجمند، ابتذال رو با بيان مبتذلش نقد ميکنه و براش کف و سوت ميزنن. ريحانه پارسا جلوي کلي دوربين و رسانه و آدم! عشوه خرکي مياد و سوژه توئيتر و اينستاگرام ميشه. دستيار حاتمي‌کيا به شکل غير رسمي جلوي تريبون مياد و داد و فرياد راه ميندازه. هادي حجازي‌فر سر اينکه به زبان ترکي توهين شده رگ گردني ميشه. خبرنگارا هم تا ميتونن به اين جنجال و حاشيه‌ها دامن ميزنن. اون طرف، توي
دانلود سريال خواب زده
خواب زده مجموعه‌اي تلويزيوني به کارگرداني سيروس مقدم، تهيه‌کنندگي الهام غفوري و نويسندگي سعيد نعمت‌الله است. فيلم‌برداري اين مجموعه از ۲۸ آذر ۱۳۹۷ آغاز گرديد.پخش اين سريال از تاريخ ۸ آبان ۱۳۹۸ به صورت هفتگي (چهارشنبه‌ها) از طريق مراکز عرضه فيلم سراسر ايران انجام خواهد شد.
خواب زده ها کاري بسيار متفاوت با کارهاي ديگر سيروس مقدم است که بر خلاف پايتخت که طنز بود و سريال نرگس که در موضوع خانوادگي  و اجتماعي بود ، در ژ
دانلود قسمت 2 سريال خواب زده
خواب زده مجموعه‌اي تلويزيوني به کارگرداني سيروس مقدم، تهيه‌کنندگي الهام غفوري و نويسندگي سعيد نعمت‌الله است. فيلم‌برداري اين مجموعه از ۲۸ آذر ۱۳۹۷ آغاز گرديد.پخش اين سريال از تاريخ ۸ آبان ۱۳۹۸ به صورت هفتگي (چهارشنبه‌ها) از طريق مراکز عرضه فيلم سراسر ايران انجام خواهد شد.
خواب زده ها کاري بسيار متفاوت با کارهاي ديگر سيروس مقدم است که بر خلاف پايتخت که طنز بود و سريال نرگس که در موضوع خانوادگي  و اجتماعي بود
دانلود قسمت 1 سريال خواب زده
خواب زده مجموعه‌اي تلويزيوني به کارگرداني سيروس مقدم، تهيه‌کنندگي الهام غفوري و نويسندگي سعيد نعمت‌الله است. فيلم‌برداري اين مجموعه از ۲۸ آذر ۱۳۹۷ آغاز گرديد.پخش اين سريال از تاريخ ۸ آبان ۱۳۹۸ به صورت هفتگي (چهارشنبه‌ها) از طريق مراکز عرضه فيلم سراسر ايران انجام خواهد شد.
خواب زده ها کاري بسيار متفاوت با کارهاي ديگر سيروس مقدم است که بر خلاف پايتخت که طنز بود و سريال نرگس که در موضوع خانوادگي  و اجتماعي بود
دانلود قسمت 3 سريال خواب زده
خواب زده مجموعه‌اي تلويزيوني به کارگرداني سيروس مقدم، تهيه‌کنندگي الهام غفوري و نويسندگي سعيد نعمت‌الله است. فيلم‌برداري اين مجموعه از ۲۸ آذر ۱۳۹۷ آغاز گرديد.پخش اين سريال از تاريخ ۸ آبان ۱۳۹۸ به صورت هفتگي (چهارشنبه‌ها) از طريق مراکز عرضه فيلم سراسر ايران انجام خواهد شد.
خواب زده ها کاري بسيار متفاوت با کارهاي ديگر سيروس مقدم است که بر خلاف پايتخت که طنز بود و سريال نرگس که در موضوع خانوادگي  و اجتماعي بود
يادمه هميشه توي مسير تهران به سرخه مهستي گوش مي‌داديم. مهستي شده بود اولين خواننده‌ي موردعلاقه‌ي من، و الان هم يکي از اوناست. 
هروقت به بچگيم فکر مي‌کنم کلي صحنه قشنگ مياد جلوي چشمم. دوران ايده‌آلي نبود، يه مامان ديوونه داشتم، و بابايي که زندان بود، يا موقعي که نبود هم اوضاعمون تعريفي نداشت. شايد الان همه فکر کنن دوران کودکي وحشتناکي داشتم، اما نه. من از همون سن ياد گرفتم آدمايي که آرامشم رو به هم مي‌ريزن نبينم. برام مهم نبود مامانم قرص خ
دانشجويان زير هر چه سريعتر به امور فارغ التحصيلان مرکز مراجعه فرمايند.
فاطمه صفي خاني
هدا عفراوي
دانيال لطف زاد
گلشن احمدپور
محسن طالب زاده شوشتري
رضا رهيج طرفي
سحر نواصري
سيده زينب پورفرجي
ليلا عسچري
رضوان سادات صالحي توکا
فاطمه ناصري
بنفشه عزيزي
آتنا سعيدطرفي
محمد جعفري پور
سحر داودي
هيام نواصر
مصطفي مقامي
سيدنعيم خادان
سيده زهرا ميرسالاري
محمد داودي سنگ چين
شيوا جهانبخشي
عاطفه سلامات
مهرناز باستي
فرحنوش جهانگيري
رضوان شريفات
مح
سفيدي جسم‌شان، درخشندگي و سادگي روح‌شان‌را نمايان مي‌کند.چه بي‌ريا و ساده روي‌ پريرو و زيبا‌ي‌شان را نشان‌ مي‌دهند.با ناز پروردگي مي‌آيند؛ با سوز و گدازي آب مي‌شوند و تنها رد پايي از آن‌همه چشم‌نوازي براي ما باقي مي‌ماند.آدم برفي‌ها چه ساده زيبا هستند.مهربان و دل‌سوز!مي‌آيند تا هديه‌اي را باخود به ارمغان بياورند.خوشحالي، درکنارهم بودن و ثانيه‌هارا با شکر پروردگار گذراندن!همه‌دور هم جمع مي‌شويم و با شادي‌و خنده سمبل زمستان
هوالرئوف الرحيم
زيارت آقا شب تولد اتفاق افتاد.
همه کارهام رو تو صحن کوثر انجام دادم. نماز مغرب و زيارتنامه و نماز زيارت. 
وقتي وارد حرم شديم به خودم و بچه ها و رضا نگاه کردم. که تنهايي آروم آروم تو اون جمعيت وارد صحنها مي شديم. اونم شب تولد. به رضا گفتم :
مي دوني اينهايي که الان داره اتفاق مي افته همه ي عمر آرزوم بوده؟
يه لبخند کجي زد و باز برگشت به رفتار اعصاب خرد کن قبلش.
تمام کارهام رو کردم. رضوان رو دستشويي بردم. بعد با ريحانه که رضوان دستش  بو
صورتجلسه انجمن مهارت هاي زندگي و مشاوره 
دبستان :مکتب اينب     منطقه: گندمان      جلسه :اول     تاريخ:97/9/13 
دستور جلسه
1-اختصاص پانل مربوط به اين انجمن در آموزشگاه و ارائه ي مطالب به روز 
2- برنامه ريزي براي برپائي نمايشگاه در مورد مهارت هاي زندگي (نقاشي ف بروشور ، کاعذ ديواري )  
3- داشتن برنامه هايي براي توجيح دانش آموزان و آگاهي آنها   در   مراسم آغازين 
4-ارائه ي آموزش هاي خانواده  براي والدين و انتقال آموخته ها به دانش آموزان 
شرح جلسه
جلسه
فضائل امام حسين عليه السلام به اعتراف صفدي عالم بزرگ تسنن
صلاح الدين صفدي از علماي بزرگ اهل تسنن مي‌نويسد:
ابْن عَليّ بن أبي طَالب رَضِي الله عَنْهُمَا الْحُسَيْن بن عَليّ بن أبي طَالب رَضِي الله عَنْهُمَا رَيْحَانَة رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وَابْن ابْنَته فَاطِمَة اهراء رَضِي الله عَنْهَا وَأحد سَيِّدي شباب أهل الْجنَّة هُوَ وَأَخُوهُ وَأمه وَأَبوهُ أهل الْبَيْت الَّذين أذهب الله عَنْهُم الرجس وطهرهم تَطْهِيرا.
حسين ب
دوست دارم در مورد يه موضوعي صحبت کنم و داستاني براتون تعريف کنم که اگه ازش نگم بدون شکل تو کلم ميمونه .دوست دارم بدونين و از تجربم استفاده کنين اصلا ثبت شه در وبم و يادم بمونه !!
من تو تلگرام وارد گروهي شدم که همه کتاب خون بودن !اين وسط بعد يه مدت همه خواستن بيوگرافي بديم و خودمون معرفي کنيم .من وقتي گفتم ارشد ميخونم و آي تي . امير سوال پرسيدنش شروع شد ! که کجا و چه رشته اي و چه دانشگاهي . بعدم اومد پي وي و سوالاتش ادامه داد .لحنش خيلي صميمي و ر
هوالرئوف الرحيم
زيارت آقا شب تولد اتفاق افتاد.
همه کارهام رو تو صحن کوثر انجام دادم. نماز مغرب و زيارتنامه و نماز زيارت. 
وقتي وارد حرم شديم به خودم و بچه ها و رضا نگاه کردم. که تنهايي آروم آروم تو اون جمعيت وارد صحنها مي شديم. اونم شب تولد. به رضا گفتم :
مي دوني اينهايي که الان داره اتفاق مي افته همه ي عمر آرزوم بوده؟
يه لبخند کجي زد و باز برگشت به رفتار اعصاب خرد کن قبلش.
تمام کارهام رو کردم. رضوان رو دستشويي بردم. بعد با ريحانه که رضوان دستش  بو
هو الرئوف الرحيم
روز تولد فسقلک که مصادف بود با نيمه ي شعبان براي هردوتاشون تولد گرفتم. سه نوع غذا و دسر و کيک و تزئينات که خيلي وقت و انرژي برد.
در نهايت شب انقدر خسته بودم که حتي چيدمان ميز هم نتونستم انجام بدم. خيلي خوب نشد عکسها.
از رضوان بگم که عاشق کادوي ريحانه و من شده بود. من بهش سرويس پيک نيک داده بودم ريحانه چرخ خياطي کوچولو. تا پاسي از شب در حال بازي کردن بود.
تولد تموم شد و من اصلا براي رضوان راضي نبودم. تولد هر کس يک روز و يک ساعت مشخصي
از اين بالا
دارم به آدم هايي نگاه مي‌کنم
که آن پائين
به خاطر اينکه هيچ دردي
در هيچ کجاي تن شان احساس نمي‌کنند
توانايي دارند که توي ترافيک لعنتي اين خيابان
رانندگي ‌کنند
ولي از ترافيک به شدت عصبي اند
و دارند غرغر مي‌کنند
و مدام به راننده هاي کنار و پشت و جلويشان
فحش مي‌دهند و انقدر عصبي اند
که هيچ به اين موضوع که هيچ جاي تن شان درد نمي‌کند
فکر نمي‌کنند .‌
و من
اين بالا 
دارم به بي خيال گذشتنِ همه ي عمر ِ به سلامت گذشته ي تا ديروزم فکر مي
فيلم خوب، بد، جلف ۲: ارتش سري
 
 
خلاصه داستانگروهي ضد انقلابي به رياست دکتر مدني(فرهاد آييش) و زير نظر دونالد ترامپ ماموريتي به فربد (حامد کميلي) در ايران به عنوان گروه فيلمبرداري به ايران بفرستد . در آنجا پژمان جمشيدي و سام درخشاني به عنوان بازيگر هاي فيلم ارتش سري انتخاب مي شوند. فربد سعي در انجام عمليات است اما پژمان و سام تقريبا همه چي را به هم مي ريزند وبازيگرانپژمان جمشيدي، سام درخشاني ،حامد کميلي ،ريحانه پارسا ،گوهر خيرانديش،  ،ف
نفرات برتر کنکور سراسري تجربي 98 اعلام شدند

نام
نام خانوادگي
رتبه
شهر

ازدمهر
احمدي نژآد
1
تهران

محسن
رستکار
2
تبريز

فرهنگ
اميري
3
شيراز

رسا
ظفري
4
تبريز

محمدرضا
ارشدي صوفياني
5
تبريز

اميررضا
بسکابادي
6
مشهد

گلسا
مصباحي
7
شيراز

ريحانه
فرخي ملکي
8
رشت

سياوش
کيانپور
9
اهواز

سيد مهدي
زارع زاده ابرکوقويي
10
بيرجند

اميرحسام
زارع
10
ابرکوه

توصيه مي شود براي انجام انتخاب رشته تخصصي، مشاوره انتخاب رشته کنکور، انتخاب رشته کنکور سراسري 98 تمامي رشته
صورتجلسه انجمن مهارت هاي زندگي و مشاوره 
دبستان :مکتب اينب     منطقه: گندمان      جلسه :اول     تاريخ:97/9/13 
دستور جلسه
1-اختصاص پانل مربوط به اين انجمن در آموزشگاه و ارائه ي مطالب به روز 
2- برنامه ريزي براي برپائي نمايشگاه در مورد مهارت هاي زندگي (نقاشي ف بروشور ، کاعذ ديواري )  
3- داشتن برنامه هايي براي توجيح دانش آموزان و آگاهي آنها   در   مراسم آغازين 
4-ارائه ي آموزش هاي خانواده  براي والدين و انتقال آموخته ها به دانش آموزان 
شرح جلسه
جلسه
ديشب رفته بوديم براي مراسمِ جشنِ ميلاد . آتيش بازي رو تا حالا از نزديک نديده بودم . خيلي با حال بود . مِث ميدون جنگ بود . محمد حسين که خيلي ترسيده بود و فقط مي گفت بريم :) آخرش هم دو تا عيدي گرفتيم از حضرت . خانم روشنا مي گن دقيقا وسط مراسم ازشون خواستم که شب ميلادشون يک عيدي به ما بدن :) با خودم مي گم خوش به حالت که دعاهات انقدر به استجابت نزديکه . اين حتما به برکتِ دختريه که قراره خدا بهمون بده . خانمِ روشنا به شدّت به اين موضوع اعتقاد دارن که بچّه
سلام،دقيقا ۹ روزي ميشه که هي ميخواستم بيام توي وبلاگ و جريان بيرون رفتنم با يکي از بلاگرا رو تعريف کنم،درباره ي حال و احوال اخيرم بگم و خيلي حرفاي ديگه اما يا يادم ميرفت يا اگر هم يادم بود حوصلم نميشد بنويسم.
من خيلي فراموشکارم، توي تمام خاطره هام هم فقط کليات و کارايي که کرديم يادم ميمونه و جزئياتي درباره ي صحبت هايي که اتفاق افتاده يادم نمي‌مونه، براي همين هميشه يا بايد بلافاصله توي دفتر خاطراتم بنويسم و يا بايد توي وبلاگ بنويسم و امان از
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

.::پایگاه اطلاع رسانی دهیاری دیزج خلیل::. آموزش سئو سایت مرکز خرید سایت تفریحی نمایان نگارش بیزینس پلن و طرح توجیهی نگه‌داری و خرید ادکلن‌های مردانه السلام علیک یا قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف در سریع ترین زمان کار درست رو انجام بده بررسی فیلم های اکران شده جدید علوم تجربی