نتایج جستجو برای عبارت :

قبله تویی باقی بهانه است

" بسم ربی" 
 
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تويي عقربه قبله نما رفت 
 
میگن جهت مغناطیسی زمین در جهت قبلست. 
به سمت قبله به امام زمانمون سلام میدیم . به سمت قبله سجده میکنیم و استحمام رو به قبله مستحبه ! خواب در جهت قبله آرامش بخش تره و حتی بعد مرگ رو به قبله میریم زیر خاک ! 
همه چیز به سمت قبلست. قبله قلبه هر چیزیه :) هر چیزی که زندگی رو میسازه . پس قبله قلب زندگیه :)
آیا فقط کعبه قبلست؟ 
برای خود مسلمونا هم قبله اول بیت المقدس بوده . دیگ
نماز باید به سوی قبله باشد . قبله ی ما کعبه ی مقدس است . گر چه خدا در طرف خاصی نیست که به او رو کنیم چرا که در هر طرف رو کنیم خدا انجاست . اما برای گرامیداشت خاطره ی ابراهیم , بنیانگذار خانه ی توحید . هم برای هماهنگی و نظم عبادت کنندگان , و اسرار دیگر , ماموریم که قبله ی نمازمان را کعبه قرار دهیم 
از این رو امت اسلام.نماز و دعا و ذبح حیوان و خواب و خوراک را به سوی قبله انجام می دهد . 
 
س. مى‌خواستم بدانم که در نماز انحراف از قبله تا چه حد مجاز است و به نماز لطمه‌اى نمى‌زند؟جواب / در نماز نباید عمداً انحراف از قبله داشته باشد، اما اگر طبق دلیل معتبرى به یک طرف به عنوان قبله نماز بخواند سپس روشن شود که آن طرف قبله نبوده است، چنانچه انحراف از قبله مابین طرف راست و چپ نمازگزار باشد نمازش صحیح است و اگر در اثناى نماز متوجه اشتباه و انحراف از قبله شود، آنچه که خوانده و گذشته صحیح است و در بقیه نمازها باید رو به قبله بایستد و فرقى
شب بود و تاریکی به دریا هم رسیده بود و فقط نور کم جان بی‌رمقی از چرا‌غ‌های خسته‌ی پارک روی ساحل افتاده بود، آنطرف‌تر دو دختر جوان نشسته بودند، یکی سیگار‌ می‌کشید و هر دو به دریا خیره شده بودند، آن‌طرف‌تر از آن‌ها مردی سیه‌پوش به ستونی تکیه داده بود و گویا از زمین و زمان جدا شده بود و نگاهش چیزی در دریا جستجو می‌کرد، ساحل به فاصله‌های نامساوی میزبان گروه‌های مختلف انسان‌هایی بود که وجه اشتراک همه‌شان دریا بود، دریای خلیج فارس در ای
حرمت حریم خونه، بیشتر از حریم دل آدم نباشه، کمتر نیست
سالهاست نامَحرم ترین!! خود خوانده رو گذاشتیم در راستای قبله خونه و هوش از سر اهالی خونه پرونده!!
 
 
نکنیم
قبله دل 
قبله خونه 
فقط برای خداست
نکنیم
اینقدر خودمونو نزول ندیم
خدا چیزایی خییییییییلی بهتر تدارک دیده برامون
چرا از دست بدیم؟؟!
دل به سان قبله‌نماست، سوی تو نشانه می‌گیردآدمی غریبه می‌یابد، در تو آشیانه می‌گیرد
ای دریغ روزگارانی که نماز عقل می‌خواندمحالیا به مذهب عشق دل ره ترانه می‌گیرد
ای جهان ببین که چشمانم سوی عالمی دگر دارندجان من ز بهر اسبابت نی دگر میانه می‌گیرد
ای زمین ز چرخ دیرینت رستم و به روح برجستمای زمان ببین که پروازم سمت بی‌کرانه می‌گیرد
با تو مردم زمانه کجاست ای دل خدای‌گونه‌ی من تو برو رهایی‌ات خوش باد، مردمت بهانه می‌گیرد
حلمیا ز چرخ ویران
دانلود سریال ایرانی قبله عالم 1399 اثری از حامد محمدی, دانلود سریال ایرانی قبله عالم با لینک مستقیم کم حجم کیفیت بالا عالی نسخه بلوری 4k با ترافیک نیم بها, دانلود سریال ایرانی قبله عالم شبکه نمایش خانگی جدید بدون تگ آرم تبلیغاتی نیاز به خرید اشتراک ویژه دانلود سریال ایرانی

ادامه مطلب
دیشب در حال دعای جوشن خوندن بودم که دیدم یه آقایی روبروی ما داره نماز میخونه ولی ۹۰ درجه انحراف قبله داره!
به خانمی که کنارش بود علامت دادم که قبله از این طرفه.
قبله‌نمای موبایلشونو باز کردن گفتن نه همین درسته! گفتم از من بشنو من مطمئنم  قبله این طرفیه که من میگم!
بعد خودم قبله‌نما رو آوردم و دیدم بنده خدا درست میگه قبله‌نمای بادصبا داره قبله رو از اون سمت نشون میده! :/
گفتم این اشتباهه. حالا حرف منو قبول نمیکنی نکن ولی جهت قبرشهید رو ببین! قبل
دوباره فاصله افتاده بین فاصله هانسیم یاس رسیده میان سلسله ها
دوباره بر سر سجاده قبله گم کردمتویى بهانه ى عالم براى نافله ها…
به هرکجا بروى بوى عشق مى پیچدتو ماه و اختر و شمسى براى قافله ها
تویى که مریم عذرى شده ثنا گویتتویى که راز خدایى…جواب مسئله ها
چند وقتی هست مسجد محله مون رو دارن تعمیر میکنند.چند روز پیش ساعت 9 شب داشتم می رفتم آشغالا رو بندازم سر کوچه!!!یه سیدی هست سر کوچه میشه خیلی پاک و سادست. فکر کنم 70 سال داشته باشه.بدلیل تعمیر های مسجد نشسته بود روی بلوار خاکی سر کوچه نماز میخوند ولی به سمت قبله نه.
داشت به طرف غرب نماز میخوند.
وقتی که داشتم میرفتم آشغالارو بندازم خیلی خجالت کشیدم و نتونستم برم بگم.
برگشتنی دیدم نمازشرو تموم کرد.پا شد.ایستاد.
با خجالت،جلو رفتم.قبه رو بهش ن
دانلود سریال قبله عالم 
را از سایت شب دی ال پیگیری کنید
قهوه ی تلخ را که یادتان هست. اگر بخواهند سریالی شبیه به آن را نشان دهند احتمالا از سریال قبله ی عالم سخن خواهند گفت
برای دانلود سریال قبله عالم شما عزیزان انتخاب های متعددی دارید که یکی از این انتخاب ها رفتن به یک سایت پربازدید و دانلود مجموعه از آن جاست که ما به نوبه ی خود شب دی ال را پیشنهاد می کنیم.
چرا که به نظر می رسد یکی از بهترین و با شکوه ترین سایت ها در این خصوص است.
سریال دیدنی قبل
چند وقتی هست مسجد محله مون رو دارن تعمیر میکنند.چند روز پیش ساعت 9 شب داشتم می رفتم آشغالا رو بندازم سر کوچه!!!یه سیدی هست سر کوچه میشه خیلی پاک و سادست. فکر کنم 70 سال داشته باشه.بدلیل تعمیر های مسجد نشسته بود روی بلوار خاکی سر کوچه نماز میخوند ولی به سمت قبله نه.
داشت به طرف غرب نماز میخوند.
وقتی که داشتم میرفتم آشغالارو بندازم خیلی خجالت کشیدم و نتونستم برم بگم.
برگشتنی دیدم نمازشرو تموم کرد.پا شد.ایستاد.
با خجالت،جلو رفتم.قبه رو بهش ن
تعیین جهت قبله
س۲۸. خواهشمندیم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:۱ .به استناد بعضی از کتاب های فقهی، گفته شده که معمولاً در روزهای هفتم خرداد و بیست و پنجم تیر(۱) آفتاب به طور عمودی بر کعبه می تابد. آیا در این هنگام، تشخیص جهت قبله با نصب شاخص در زمانی که صدای اذان مکه بلند می شود، امکان دارد؟ اگر جهت قبله در محراب مساجد با جهت سایه شاخص اختلاف داشت، کدام یک صحیح تر است؟۲  .آیا اعتماد بر قبله نما صحیح است؟
ج. اعتماد بر شاخص یا قبله نما در صورتی که موجب
۱۰۲-بهانهرفتی و یک بهانه برای تو جور شدغوغای بی کرانه برای تو جور شدتو پشت پا زدی به همه خاطرات تایک خود زنی عاشقانه برای تو جور شدهی پشت هم  به پشت که شلاق می زنیجلاد من بیا که تازیانه برای تو جور شد(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)شعر وسماع ورقص و ترانه برای تو جور شدناظم به  کنج عزلت خود می نشین  که بازیک حس شاعرانه برای تو جور شد
جان عاشق در حماسه می‌زید. جبن نمی‌داند، عقل نمی‌خواند، هراس نمی‌شناسد، مرز نمی‌فهمد. جان عاشق روانه است، س نمی‌داند و سکنا نمی‌داند.

شریعت در تغییر است، طریقت در تبدیل است. معرفت خرد تابان دل است و حقیقت گرچه یکی‌ست ولیکن هماره در تحویل است. ادراک عاشقان در لحظه جاری است. آشیانه‌ی جان عاشقان خداست. عاشقان بادسوارانِ قلّه‌آشیان‌اند.

مغرب مشرق است و شمال جنوب. حقیقت بی‌جهات است و در هر لحظه از یک سو می‌دمد. قبله‌یاب، جان عاشق است.
احکامسؤال: اگر امکان استقبال قبله برای نماز در وقت نباشد وظیفه چیست؟
جواب: نباید نماز قضا شود و هر اندازه که می تواند باید در نماز فریضه رعایت قبله را بنماید و اگر فقط برای گفتن تکبیرة الاحرام یا برخی افعال نماز می تواند رو به قبله باشد به همان مقدار اکتفا می نماید و اگر اصلًا نتواند خود را رو به قبله کند رو به قبله بودن ساقط می شود، لیکن حتی‌الامکان به جهتی بایستد که نزدیکتر به جهت قبله است.
دیگر دلی نمانده که دلبر بخوانمت
دیگر سری نمانده که سرور بخوانمت
ارزان فروختم به جهان مستی تورا
دیگر می‌ای نمانده که ساغر بخوانمت
بگذشت روزگار به خون دست و پا زدن
دیگر صفی نمانده که صفدر بخوانمت
یادش بخیر؛ سجده به خون، ضجه در قنوت
دیگر غمی نمانده که غم‌بر بخوانمت
با یک اشاره به صف می شدیم، حیف
دیگر رهی نمانده که رهبر بخوانمت
 «گم کرده ایم قبله نما» !، این بهانه است
دیگر حجی نمانده که مشعر بخوانمت
قرآن به سر، دل شب، ناله،. بی خیال!
دیگر دلی نم
«١٤١»تِلْکَ‌ أُمَّةٌ‌ قَدْ خَلَتْ‌ لَها ما کَسَبَتْ‌ وَ لَکُمْ‌ ما کَسَبْتُمْ‌ وَ لا تُسْئَلُونَ‌ عَمّا کانُوا یَعْمَلُونَ‌ 
(به هر حال)آن امّت بگذشت،آنچه آنان بدست آوردند براى خودشان است و آنچه شما بدست آوردید براى خودتان است و شما از آنچه آنان کرده‌اند،سؤال نخواهید شد. 
پیام‌ها: 
١-در کسب خوشبختى،تکیه به گذشتگان و تاریخ پدران،چاره‌ساز نیست. «لَها ما کَسَبَتْ‌ وَ لَکُمْ‌ ما کَسَبْتُمْ‌» 
گیرم پدر تو بود فاضل  از فضل پدر،تو را
هرکجامینگرم قبله دلهاعلی است/عزت کل بشرکعبه یکتاعلی است/درتجلی حقیقت سبب کل وجود/برترین بنده حق آیت زیباعلی است/حجت خوب الهی به جهان یک الگو/سوی مخلوق خداسید و مولاعلی است/روزمیلادعلی شاد بود پیغمبر/همسرویارووفاداری زهراعلی است/یاوردین محمد وهمه قرآنش/ازبرشیعه او رهبر و آقاعلی است/منقبت رشک برد وصف علی رادارد/شافع روزجزا صاحب عقباعلی است/عشق او جلوه گرگوهرایمان بشر/کشتی دین نبی گوهردریاعلی است/دشمن حضرت اوسینه کافردارد/عامل لطف خدابرک
در مقابل کودک بهانه گیر چه رفتاری باید از خود نشان دهیم؟ این سوالی است که بسیاری از والدین در جلسات مشاوره خانواده آن را مطرح می کنند. آن ها می گویند کودک دلبندی که ماه‌ها و شاید سال‌ها منتظر تولدش بوده‌ایم، امروز جانمان را به لبمان رسانده! خنده از روی لب‌هایش رفته، مدام یا در حال جیغ کشیدن و گریه کردن و یا قهر کردن و حرف نزدن است. اما به راستی چرا کودک دچار چنین بهانه ‌گیری می‌شود؟ مشاوره روانشناسی از ابعاد مختلفی به این سؤالات پرداخته
خدا، خدای بهانه ها است.مدتی است ذهنم درگیر این عبارت من درآوردی، خود ساخته است.خدا، خدای بهانه هاست.از بزرگی و کرم او همین بس که به هر بهانه ای به دنبال لطف به بندگانش است. اربابی است که هوای رعیت را خیلی خوب دارد.با کوچکترین کارها و اذکار، فاصله بندگانش را از مصائب زندگی و آتش دوزخ دور می کند. سلام دادن و جواب سلام گرفتن شاید دم دستی ترین مثال برای این عبارت است. همه ما روزانه به دهها نفر، سلام یا جواب سلام می دهیم. به ازای هر سلام، ۷۰ ثواب و به
بسم الله الرحمن الرحیمآقای مهربانم سلام.!مدتی می‌شود که بهانه‌های مختلف، پنجره ی روشنی را بر من بسته است.مثل همه ی اهل زمانه‌ام! آخر مردمان زمانه ی ما،به بهانه ی زندگی پر ز نور، در تاریکی سر می‌کنند.به بهانه ی چیدن گلی، به بوستان نقاشی شده ی تابلوی کاغذی چشم می‌دوزند.به بهانه ی سیرابی، سراب‌ها از پس هم می‌گذرانند.و به بهانه ی انتظارت، بر پشت دیوار غیبت تکیه می‌زنند.و.بهانه پشت بهانه.گویی کسی نیست تا برخیزد و بی‌بهانه، سنگی از ا
دلم برات تنگ شده دارم دیوونه میشم
تا وقتی که نبینمت آروم نمیشم
بین ما هر دیواری باشه برمیدارم
فاصله عمرم که باشه کم نمیذارم
بغض ترانه و دلم هر دو شکسته
چشام به در منتظر نگات نشسته
باور نمیکنم فراموشت شدم من
گواه دلتنگی من ترانه هامن
تويي که بودی و هستی و موندی همیشه کنار ترانه من
واسه موندن و خوندن از عشق و ستاره تو شدی بهانه من
دیگه نه نمیخوام که ببینم نیستی پیشم
دیگه خنده زورکی سخته برام راضی نمیشم
دیگه دوری تو مثل سم چرا نمیفهمی
نذار حس کنم
خستگی بهانه ی جدیدی است
دلم کمی دوری می خواهد ،کمی رهایی
احساساتم کور  شدند ، عقلم کر
صم و بکم به تغییرات دنیا می نگرم بدون آن که هیچ گونه تغییری در حالت نشستن تفکرم ایجاد شود
زندگی مانند رودی روان می رود و من همچنان کنارش نشسته و پا در آب منتظر
تغییرات همت می خواهد ولی بهانه ی جدید نمی گذارد
کمی طغیان نوجوانی می خواهمتا همچون نوجوانی شوم که برای چیدن پازل هویت خود به هر ریسمانی چنگ میزند
خستگی بهانه ی خوبی است ،زندگی را ما
تو این موقعیت ها فکر میکنم که اینجا چکار میکنم؟ چرا باید مجبور به تحمل این رنج باشم؟
.
.
.
به جبران خطایش عشق را در ما برافروخت
و شاید عشق، شاید عشق، تاوان بوده باشد
(سجاد کریمی)
.
.
.
یکدفعه این آیات به یادم میاد (یا به یادم میاره):
إنّ الانسانَ خُلِقَ هَلوعاً. إذا مسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً. و إذا مسّه الخیرُ مَنوعاً
(آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره معارج)
.
.
.
و من دارم جز میزنم.
و تنها دلخوشیم اینه که تاوان باشه!
چقدر خوب بهانه جور میکنی تا ردم کنی
خوب تر از آن که فکرش رابکنم!!!
ما چه میخواستیم و شما چه؟!
چقدر تفاوت!!!
چقدر دل های الکی خوش!!!!
خیلی وقت است که فقط انتظار میکشم
تا من هم به هر بهانه ای 
فایل های روضه ی حاج مهدی راتکرار کنم
همان ها که هربار جدیدتر میشوند
دل مرده ها را عیسا مسیح ها واجب!
چقدر دلم شبیهِ روزهایی شده
که تنها آرزویش کربلای شما بود
حتی در خواب!
هرچه می خواهی بامن کن
تنها همین اشک را نگاه دار برایم
من بی گریه بر شما دق می کنم حسین جان.
سبط پیغمبر تويي یا مجتبیزاده حیدر تويي یا مجتبینور چشم فاطمه دخت نبیحامی مادر تويي یا مجتبیدر سپهر پر فروغ پنج تنچارمین اختر تويي یا مجتبیخوبی خوبان همه اندر تو جمعکان سیم و زر تويي یا مجتبیسرور اهل جوانان بهشتبر کریمان سر تويي یا مجتبیخانه ات را در به روی خلق بازاجود و اکبر تويي یا مجتبیبا فقیران و نشرت بی نظیرلطف را مظهر تويي یا مجتبیچهره ات یادآور ختم رسلبا شکوه و فر تويي یا مجتبیدر شجاعت برتر از وصف و بیاناز یلان برتر تويي یا مجتبید
یک آیه از سوره بقره با صدای استاد کامل یوسف بهتیمی که مربوط به تلاوتهای استدیویی است.
وَلَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ بِکُلِّ آیَةٍ مَّا تَبِعُوا
قِبْلَتَکَ ۚ
وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ ۚ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ
بَعْضٍ ۚ
وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ إِنَّکَ إِذًا
لَّمِنَ الظَّالِمِینَ(145)و تو (ای پیغمبر) اگر هر قسم معجزه برای اهل کتاب بیاوری پیرو قبل
تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم من کم از آنم که تويي
با همه ای رشک پری چون سوی من برگذری
باش چنین تیز مران تا که بدانم که تويي
دوش گذشتی ز درم بوی نبردم ز تو من
کرد خبر گوش مرا جان و روانم که تويي
چون همه جان روید و دل همچو گیاه خاک درت
جان و دلی را چه محل ای دل و جانم که تويي
ای نظرت ناظر ما ای چو خرد حاضر ما
لیک مرا زهره کجا تا به جهانم که تويي
چون تو مرا گوش کشان بردی از آن جا که منم
بر سر
بحثی که امروزه به‌عنوان حجاب اختیاری مطرح است و برخی از سلبریتی ها و منورالفکرهای غرب‌زده از آن دم می‌زنند و رسانه‌های خارجی هم به آن دامن می‌زنند، بهانه‌ای بیش نیست و درواقع آن‌ها به دنبال برهنگی و بی‌بندوباری هستند. چرا که در کشور ما و در مسئله حجاب اجبار به معنای واقعی وجود ندارد […]
نوشته حجاب اختیاری بهانه است، آنان به دنبال برهنگی هستند! اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
و سکنت الی قدیم ذکرک لی و منک علی.
 
خدایا جهنم بردن من کاری نداره. بهانه برای جهنم بردن من خیلی زیاده
اگر مردی بهانه برای بهشت بردن م پیدا کن
 
 
 
+
خدایا روی تک تک اون لحظه هایی که قدرتش رو داشتی آبروم رو ببری و نبردی حساب کردم. روی همه لحظه هایی که می تونستی سیلی بزنی و نزدی . روی همه آغوش هایی که به هر بهانه ای به رویم باز کردی .
پیر خوشان آمد و اندرز دادجان به می روح‌‌پزان ورز دادگفت بنوشید و برقصید خوشعشق بریزید و بورزید خوشغم مکند راه به دلها زنددل مکند از ره می جا زندغم چو رسد گردن او بشکنیدکلّه‌ی پر دغدغه‌اش بکّنیدذکر شعف بر لب و ساغر به دستفارغ از این عالم آهن‌پرستفارغ از این مردم کبر و نمافارغ از آسایش جمع هوا ای مَلِکان روحِ هنر پروریدگوهر پنهانِ سحر پروریدفرد شوید از همگان وا شویدنیک عرق‌ریز زوایا شوید خانقهی! آن طرفی راه نیستتکیه‌نشین! ماه لب چاه نیس
فرآیند جامع نصب ، برش و دوردوزی فرش های سجاده ای را می توان به شرح زیر بیان کرد:
1.برش دقیق دور ستون های نمازخانه یا مسجد2.برش کناره ها و حاشیه دیوارها بدون هرگونه انحراف و اضافی گذاشتن فرش سجاده بر روی لبه دیوار3.دور دوزی و زیگزال سجاده فرش های، برش خورده به منظور استحکام لازم و زیبایی4.اندازه رولها دقیقا برابر با اندازه طول صف نماز بافته و نصب گردد.
 
 
روش نصب فرش سجاده
فرش های سجاده ای را می توان به دو روش آجری و موازی نصب نمود . پیشنهاد می گر
در ستایش سرور جوانان اهل بهشتسبط پیغمبر تويي یا مجتبیزاده حیدر تويي یا مجتبینور چشم فاطمه دخت نبیحامی مادر تويي یا مجتبیدر سپهر پر فروغ پنج تنچارمین اختر تويي یا مجتبیخوبی خوبان همه اندر تو جمعکان سیم و زر تويي یا مجتبیسرور اهل جوانان بهشتبر کریمان سر تويي یا مجتبیخانه ات را در به روی خلق بازاجود و اکبر تويي یا مجتبیبا فقیران و نشرت بی نظیرلطف را مظهر تويي یا مجتبیچهره ات یادآور ختم رسلبا شکوه و فر تويي یا مجتبیدر شجاعت برتر از وصف و بی
دوست داشتم دوست دارم چرا باهام این کارارو کردی
 
چرا عادتم دادی الان اینجوری شدی ‌‌‌‌‌.
 
باورم نمیشه عذاب این روزا واقعیه . من با عشق تو دارم لحظه هامو میسازم تو با حرفات دل منو اتیش میزنی . 
اخه این همه کینه چرا تمومی نداری. این چجور کینه ایه. این کینه نیست . این بهانه است. یه بهانه  زیر پوستِ یه کینه ساختگیِ . 
 
 
 
رفتی و یک بهانه برای تو جور شدغوغای بی کرانه برای تو جور شدتو پشت پا زدی به همه خاطرات تایک خود زنی عاشقانه برای تو جور شدهی پشت هم  به پشت که شلاق می زنیجلاد من بیا که تازیانه برای تو جور شد(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)شعر وسماع ورقص و ترانه برای تو جور شدناظم به  کنج عزلت خود می نشین  که بازیک حس شاعرانه برای تو جور شد
1- شکستن نمازهای مستحبی حتی از روی اختیار جایز است.
2- زیاد کردن رکن (مانند رکوع) از روی سهو نمازهای مستحبی را باطل نمی کند.
3- در نماز مستحب شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می توان بنا بر هر کدام بگذارد.
4- نمازهای نافله را می شود نشسته خواند، ولی بهتر است که دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت حساب کند.
5- اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند قضای آن را می تواند انجام دهد. طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و م
وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ ۗ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ ۖ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ
 
و باز کافران (به طعنه) می‌گویند که چرا از خدایش بر او آیت و معجزه‌ای فرستاده نشد؟ (باید بدانند که) تنها وظیفه تو اندرز و ترسانیدن (خلق از نافرمانی خدا) است و هر قومی را (از طرف خدا) رهنمایی است.
 
هان !
بدان که آن مهدی موعود فضایی اسیر چنگال دجال است تا وقتی که خلایق خرند و برای حود رئیس انتخاب می کنند تا افسار ایشان
به نظر من این خود ما هستیم که زندگی را سخت میگیریم
زندگی سخت نیست
خود ما آدم ها هستیم که قناری ها را در قفس می اندازیم بعد از زندانی بودنشان شعر میسراییم
خود ما آدم ها هستیم که خیلی زود میخواهیم به عشق برسیم اما چیزی که نصیبمان میشود تنفر از کسی هست که یک روزی میگفتیم
اگر بگوید "آری" دیگر هیچ چیزی از خدا نمیخواهم
این خود ما آدم ها هستیم که زندگی را سخت کردیم
باران همیشه یک جور میبارد
اما تو یک روز کفش هایت کثیف میشود
یک روز روحت تازه میشود
آری تق
به عقل جمعیت با سواد شک دارم 
به عشق،  هرچه که داد و نداد شک دارم 
به آسمان و زمینِ منِ هوایی تو 
به عمر آدمِ رفته به باد شک دارم 
به تو که داعیه ی فهم بیشتر داری 
به خود به آینه خیلی زیاد شک دارم 
به انتزاع و تخیل به پیچش ذهنی 
به کلِ فلسفه ی اعتماد شک دارم 
چقدر جای تو خالیست در تمام تنم
چقدر من به همین اعتیاد شک دارم 
 شکسته اند پر هرکه اهل پرواز است 
سکوت کن که به هر انتقاد شک دارم 
بهشت را به بهانه نمی دهند و تويي 
اگر بهانه به روز معاد شک دار
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که تويي             وی آینهٔ جمال شاهی که تويي
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست             از خود بطلب هر آنچه خواهی که تويي
این رباعی رو خیلی دوست دارم (:
توی زندگی بهتره با سایه‌ها سروکله نزنیم! سایه‌ها آدمای دیگه یا بهانه‌های ما هستن، اگه قرار به تغییر باشه همش از خودمون شروع میشه؛ هر تغییری از درون و تغییر افکارمون شروع میشه
به‌جای اینکه دنبالِ سایه خودمون بُدوییم بهتره که دنبال یه هدفِ واقعی باشیم. (:
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مراسایه او گشتم و او برد به خورشید مرا
جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منمیارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نمازکان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در دیده منآینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا
آینه خورشید شود پیش رخ روشن اوتابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا
گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلکگوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا
نور چو فواره زند بوسه بر این باره زندرشک
تو برای من شبیه ادبیات بودی. 
معشوقی که بی‌دلیل و بی‌بهانه رها کردم. رها کردن بی‌دلیل وجه اشتراکتان بود. آن‌قدر آرام اتفاق افتاد که حتی درست به خاطر نمی‌آورم چطور و چه زمانی به انتهای مسیر خود رسید و آن‌قدر بی‌دلیل که هنوز بعد از تمام روزها و ماه‌ها دلم نمی‌خواهد از خودم بپرسم که چرا. 
 
- پیاده رفتن قسمتی از مسیرم که به ناچار از کوچه‌ی قدیمی‌تان گذشت وقتی که تمام مدت باران می‌بارید، بهانه نوشتن این جملات بی‌معنا
زن سینی چای را بهانه کرد و کنار مرد نشست ، مرد اخبار را بهانه کرد و از زن فاصله گرفت . زن نزدیک شد و آرام دست مرد را گرفت ، مرد بی حوصله دست از دست زن کشید . زن حرف زد ، مرد سکوت کرد . زن خندید ، مرد سرد بود . زن مادر شد ، مرد عاشق . زن تنها شد ، مرد نفهمید . زن پیر شد در آینه ، مرد نبود .  زن رفت ، مرد سرش را بر گرداند ، تنها مانده بود میان یک قبرستان بزرگ ، و ع که به او لبخند می زد‌ . مرد گریه کرد ، دیر شده بود ؛ زن خندید ، تنهایی تمام شد . مرد فریاد زد
 
فرآیند جامع نصب ، برش و دوردوزی فرش های سجاده ای را می توان به شرح زیر بیان کرد:
1.برش دقیق دور ستون های نمازخانه یا مسجد2.برش کناره ها و حاشیه دیوارها بدون هرگونه انحراف و اضافی گذاشتن فرش سجاده بر روی لبه دیوار3.دور دوزی و زیگزال سجاده فرش های، برش خورده به منظور استحکام لازم و زیبایی4.اندازه رولها دقیقا برابر با اندازه طول صف نماز بافته و نصب گردد.
 
 
روش نصب فرش سجاده
فرش های سجاده ای را می توان به دو روش آجری و موازی نصب نمود . پیشنهاد می
لمس کن کلماتی را
که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست…
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد…
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و عریان…
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار…
لمس کن لحظه هایم را…
تويي که می دانی من چگونه
عاشقت هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن…
همیشه عاشقت میمانم
دوستت دارم ای بهترین بهانه ام
+ قالب چطوره
 ❆ بهانه:نارنگی بهانه استبوی عشق می‌دهنددستان توپوست بگیر این فاصله ها رامن به فصل فصل آغوش تو محتاجم. ❆ مرهم:تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست! ❆ راه:کدامین راهتو را به کلبهٔ قلبم می رساند؟ من، کلبه ای متروکم منتظر آمدنتاز پای در آورده مراانتظار. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordis
خدایا!
در روزگارِ بی شهادتی 
دلم شهـــــادت می‌خواهد.
مُردن را همه بلدند.!
اما .
شهادت را به بها دهند . نه بهانه .
شهادت اجر کسانی است که .
#اَللّهُمَّ‌ارْزُقْنا‌تَوْفِیقَ‌الشَّهادَةِ‌فِی‌سَبِیلِکَ
#التماس_دعای_عاقبت_بخیری
#التماس_دعای_شهادت
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
شهید راه نابودی اسرائیل
خدایا!
در روزگارِ بی شهادتی 
دلم شهـــــادت می‌خواهد.
مُردن را همه بلدند.!
اما .
شهادت را به بها دهند . نه بهانه .
شهادت اجر کسانی است که .
#اَللّهُمَّ‌ارْزُقْنا‌تَوْفِیقَ‌الشَّهادَةِ‌فِی‌سَبِیلِکَ
#التماس_دعای_عاقبت_بخیری
#التماس_دعای_شهادت
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
مودب باشید
خوب حرف بزنید
دقیق گوش کنید
خوب مشاهده کنید
اهل م باشید
گناه را ترک کنید
عبادات خاشعانه ومتواضعانه داشته باشید
عشق به کار داشته باشید
روحیات خودرا بشناسید.
بی بهانه بخندید
بی بهانه ببخشید
با صمیمیت برخورد کنید
خیرخواه وعاشق مردم باشید.
استدلالی باشید
رقابت وحسادت نکنید
تمام این کارهارا فقط برای خدا انجام دهید
هیچ کس برای من نبود و نموند. هر کسی تا خودش خواست بود و موند. چون خودش خواست بود و موند. من این وسط یه بهانه بودم و این بودن و موندن موقت هم چیزی بود برا بریدن بهانه های من. 
دیگه هیچ کس رو راه نمیدم. هیچ کس رو. 
قلبم از شدت غصه درد میکنه. خیلی دل خونم. خیلی از همه آدما ناراحتم. همه ی همشون. بدون استثناء. 
حالم بده و اینجا موقتا تعطیله. این موقتا شاید یه ساعت بشه شاید یک سال شاید یک عمر.
+ دلم برای دلم میسوزه. :(
دل به شکل غریبی در تنگنای حوادث دست و پا می زند .از تو چه پنهان حال و هوای دل  مثال ابر تیره است . گرفته و در بند کشیده  .نکند تردید  به رگ و پی زده است .    آفت  تردید ، وقتی به بافت افکارت رسوخ می کند، بند بند وجودت را می سوزاند . از یک طرف تصویر یک لبخند، از فرسنگ ها فاصله سو سو می زند و از سوی دیگر تردیدِ بود و نبود ی که جزء اثباتِ نیستی نبود . 
اکنون دل برای بودنش برای پذیرفتنش ، بهانه می خواهد .شوق زیستن کجاست ؟ 
چشم ها وقتی به دنبال یک نگاه می
درست وسط مکالمه ای که با دوستم داشتم 
و می گفتم که من برای پیاده روی  دوست دارم یکسره برم و همون مسیر رو برگردم
نه اینکه تو پارک هی چند دور بزنم یه مسیری رو. اصلا به خاطر همینه که چند وقتی
بی بهانه و با بهانه دوست دارم برم جاده سلامتی توچال، ذهنم من رو نگه داشت رو 
حرفی که زدم.
ترس از تکرار در من من رو از همه ی پارک های اطراف خونه تا جاده سلامتی وامی رهاند.
تکرارگریزی انرژی بیشتر از اونی که باید، ازم نگیره؟!!!
 
 
 ولنتاین بهانه ای ست برای کسانی که دنیایشان خالی از شاملو و فروغ است
  نه برای من که هر روز خدا بهانه می تراشم تا از حادثه ی چشمانت شعر بگویم
  نه برای من که مُهر دوست داشتن ات درتمام صفحات تقویم ام حک شده است
 
 
 
  علی سلطانی
عاطفه طیّه (مصاحبه کننده) این بیت ه ا سایه (هوشنگ ابتهاج) را می خواند :
من اندُه خویش را ندانم
این گریۀ بی بهانه از تست
استاد گریۀ بی بهانه چه حالیه؟
ه ا سایه ( سکوتی عمیق می کند.) یه وقتهایی هست که آدم نمی دونه چه مرگشه واقعا. خیلی چیز عجیب و غریبیه . یه زمانی شما علت مشخصی برای گریه دارین ؛ از یکی جدا افتادین، مصیبتی بهتون رو کرده، ولی یه وقتی شما ظاهرا چیزتون نیست ولی در واقع هست ولی شما نمی دونین چیه. گریۀ بی بهانه ایم حالت گمیه که آدم گاهی وقته
برای تمام شب‌ها.
این را دیشب توی نوشته‌هام نوشتم و زیرش همه چیز خالی ماند. دیدی بعضی بغض‌ها چنان در گلویت می‌ماند که هیچ حرفی را نمی‌توانی بزنی و این‌ همه‌ هم نداشتنت را بهانه می‌آوری؟ این من بودم و این چند روز.
در این میان، یخ زده و منتظر و پاییز زده به تمام این چند روز فکر می‌کنم و به لحظه‌هایی که پاییز بودند و گذاشتم محو شوند. این گذاشتن چه‌قدر ملال‌انگیز است. فراموش کردن. فراموش. بهانه کردن. بهانه.
لحظه‌‌هایی‌ش یادم ههستست. دستت. نق
آسمان وعده رنگین کمان داد اما امروز بعدازظهر که زمان وفا به وعده رسیده، نباریدن ابرهای سیاه را بهانه می کند! پنجره چند روز پیش زمزمه کرد برایم اگر مقابلش به ایستم خواهم یافت دوست های زیادی اما چند روز از وعده اش می گذرد، با لبخند نگاه نمی کنم بهانه می کند! مدام وعده و سپس بهانه، خسته کننده است.
خسته ام از انتظار های که در پایان نرسیدن است. خسته ام از امیدهای که در آخر سقوط است. پس تصمیم را گرفتم. یک شب که خورشید در حال بلعیدن تاریکی بود. کیفی که
  
دو تا از بهترین کتاب هایی که خوندم، همین کتاب های سفر به روسیه و سفر به قبله بود. این کتاب ها اولین کتاب هایی بودند که منو با قلم آقای بهبودی آشنا کردند. کتاب ها بسیار جذاب هستند و موجز. تقریباً در هر پاراگرافی که میخونین یک جمله قصار وجود داره که به نحوی نتیجه رو بیان می کنه.
ادامه مطلب
ای به حق مقتدا ایها العسکری ای ولی خدا ایها العسکری شمع جمع همه یوسف فاطمه زاده مرتضی ایها العسکری ماه رویت حَسن، خُلق و خویت حسن حُسن سر تا به پا ایها العسکری هم تو خیرالعباد هم تو باب المراد هم تو ابن الرضا ایها العسکری هم سپاهت ملک، هم مطیعت فلک هم به حکمت سما ایها العسکری یابن خیر الوری سامرایت مرا کعبه و کربلا ایها العسکری تو به ارض و سما، تو به اهل ولا تو به خلق خدا، هادی و رهبری چشم بد از تو دور، نورالانوار طور دُر دَه بحر نور، بحر یک گوه
متن اهنگ دانیال هندیانی به نام یلدای قرمز
یلدای قرمز بدون رنگ رژ تو یعنی هیچشب های مشکیم بدون سرمه چشات یعنی هیچلبت طمع انار دونه دونه سفیدی برف روی بومهصدات لالایی و من واسش دیوونهیلدای من تويي ماه توی شب های من توييیه سیاره تو کهکشون چشاتم و چشمای من توييیلدای من تويي ماه توی شب های من توييیه سیاره تو کهکشون چشاتم و چشمای من توييیلدای من تويي ماه توی شب های من توييیه سیاره تو کهکشون چشاتم و چشمای من توييیلدای من تويي ماه توی شب های من تويي
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ به نام روز میلاد Download New Music Farzad Farokh – Rooze Milad هم اکنون ، موزیک جدید و شنیدنی فرزاد فرخ به نام روز میلاد با لینک مستقیم و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ از سایت موزیک من متن آهنگ روز میلاد
●—♩–♪♫♫♪—♩–● جانم ، روز میلادت مبارک باد – خوش آمدی به دنیایم ♩ سهمم از خدا تويي تو – «—♩—» شعرم ، از تو عاشقانه ای زیباست ♩ هدیه ای است از عمق ـه احساسم – چشم تو هم رنگ دریاست ♩ «—♩—» عاشقانه با توام ، بی بهانه با
        زن سینی چای را بهانه کرد و کنار مرد نشست ، مرد اخبار را بهانه کرد و از زن فاصله گرفت . زن نزدیک شد و آرام دست مرد را گرفت ، مرد بی حوصله دست از دست زن کشید . زن حرف زد ، مرد سکوت کرد . زن خندید ، مرد سرد بود . زن مادر شد ، مرد عاشق . زن تنها شد ، مرد نفهمید . زن پیر شد در آینه ، مرد نبود .  زن رفت ، مرد سرش را بر گرداند ، تنها مانده بود میان یک قبرستان بزرگ ، و ع که به او لبخند می زد‌ . مرد گریه کرد ، دیر شده بود ؛ زن خندید ، تنهایی تمام شد . مرد فر
یکی از عوامل یا بهانه‌های بی‌حجابی بانوان علاقه آن‌ها به شیک بودن است؛ و به این بهانه آرایش‌های زننده و محرک می‌کنند و هرگونه لباس نامناسبی را بر تن می‌نمایند درحالی‌که شیک‌پوشی باید در چارچوب قوانین و ضوابط شرع و عقل باشد چون بسیاری از به‌اصطلاح شیک بودن‌ها بسترساز ارتکاب گناه از جانب دیگران است […]
نوشته رابطه تمایل به شیک بودن و بی‌حجابی اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
✨﷽✨
نماز واقعۍ چه نمازیست؟
✍آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) :
شخصی از امام رضا علیه‌السلام پرسید: نماز واقعۍ چه نمازیست؟ حضرت علیه السلام فرمودند: «حُضُورُالقَلْبِ وَ فِراغُ الْجَوارِح»؛ نه اینکه موقع نماز با ریش هم بازی کنم، تمام اعضا و جوارحم باید خاشع باشند. وقتی رو به قبله ایستادی، دستت را روی زانو بگذار، طوری که پشت دست رو به قبله باشد؛ مثل عبد ذلیل. قدیم وقتی بنده ها مقابل مولایشان می ایستادند اینطور بودند. جوارح هم نباید مشغول بازی باش
دانلود اهنگ زیبا تويي رویا تويي قسم به جان من  قسم نرو (رضا بهرام) کیفیت 320
دانلود اهنگ زیبا تويي رویا تويي 
دانلود اهنگ زیبا تويي رویا تويي 
 Untitled 2 1 دانلود آهنگ رضا بهرام از عشق بگو جانِ جانانم تويي!○♪♫ زیبــا تويي! رؤیا تویــی!○♪♫ قسم، به جانِ من قسم! نـــرو…○♪♫ چشمــانش، .جان جانانم تويي ، زیبا تويي رویا تويي !! ♫♪♭. قسم به جان من ، قسم نرو… UpMusicTag دانلود آهنگ رضا بهرام از عشق بگو. چشمانم دار و ندارم بود. ♫♪♭. دار و ندارم کو؟ دل به
انقدر کار دارم که ترجیح میدم بخوابم
خب ملحفه م رو نشورم و نبرم چی میشه؟ 
شلوارامم همین طور، با اون یکی دو تای دیگه سر می کنم دیگه
چمدونمم صبح می بندم
جزوه ها رو هم فردا قبله رفتن چاپ می کنم
حمومم یهو میذارم وقتی رسیدم خوابگاه می رم دیگه چه کاریه تو اتوبوس باز بوی راه بگیرم
هان؟

پی نوشت:از درسامم نگم براتون که اسمش بیاد جیغ می کشم‍♀️
ای امام مهربانی آیت رحمان تويي/جلوه خوب پرستش اسوه انسان تويي/درحریم باصفایت عاشقی معناشود/برگلاب چشم زائرخاطرباران تويي/آب سقاخانه تومیدهد دل راشفا/برتمام سختی ماساحل آسان تويي/گنبدت باعرش ایزدمتصل درمعرفت/ای تجلی حقیقت معنی ایمان تويي/مشهدت صدجلوه داردبرکت واخلاص را/ای امام باکرامت جذبه احسان تويي/نورباران مضجع توچون حریم کبریا/ای طبیب دردمندان گوهردرمان تويي/درجوارمرقد توشد دعابهرفرج/تاظهورناب مهدی گلشن جانان تويي/
بسم الله و بذکر ولیه.
*نقل قول ها، تماما واقعی ست. حق می دهم حوصله ی خواندن نداشته باشید. اگر این طور است، این پست را رها کنید. او کم کم خودش جان خواهد داد و خواهد مرد*
پرسید دوست داری برویم کمی روز های قرنطینگی را با هم بگذرانیم؟ گفتم نه دل و دماغش را ندارم. پرسید دلت کجا؟ دماغت کجا؟ رجعتی باید! گفتم رفته اند. در دوست ها اطراق کرده اند قصد بازگشتن ندارند. گفت: بایسته است پیکی گسیل داریم و قاصدی با نامه ی درخواست به بازگشتنشان! گفتم دماغ بازگشته ام
از صبح سرپا بودم و مشغول پذیرایی.بعدظهر ولی بین موندن توی جمع و اونهمه شلوغی و سروصدا و برگشتن به خونه ی امن و آروم خودمون، دومی رو انتخاب کردم.هوا ابری و دلگیر بود واز اون موقع که برگشتیم بغض گلوم رو گرفته و رها نمیکنه.و دختر کوچولویی که دم به دیقه یه بهانه پیدا میکنه برای نق زدن و گریه و خواهری که از هیچ کوششی فروگذار نمیکنه در دادن بهانه به دستش.البته جفتشون خسته ان و میخوام اگه بشه کارهاشون رو انجام بدن و ساعت هشت بخوابن که منم بتونم فیلمی
نمیتونم بگم کلا بد بود. ولى میتونم بگم کلا خوب بود. تاحالا هیچوقت تو زندگیم انقدر خواسته نشده بودم. و هیچوقت انقدر بهم محبت نشده بود. ولى من یه ترسوعم. از اینکه منم انقدر دوستش داشته باشم و بعد مجبور شم از دستش بدم منو میترسوند. دنبال بهانه بودم. و بهترین بهانه رو هم گیر اوردم. دلم براش تنگ شده و دلشوره دارم. ادم بدى هستم و خودم اینو خوب میدونم. سیگار ندارم و تپش قلب و اضطراب هرلحظه بیشتر بهم فشار وارد میکنن. حالم خوب نیست و تنهام. من دیگه نمیتونس
دانلود اهنگ نفس تويي هوا تويي داغ چشاتو وا کنو ستاره هامو پس بده : دانلود و پخش آنلاین اهنگ شهر عشق از جهان + متن ترانه. . آبرومو می خری یه نیمه جون زخمیم بیا بیا نفس بده. نفس تويي هوا تويي داغ چشاتو وا کنو ستاره هامو پس بده.
دانلود آهنگ جهان - واسه چشمات پره شعرم هر نفس هم نفس تو مث غم توی صدامی نازکم از تو . نفس تويي هوا تويي داغ چشاتو وا کنو ستاره هامو پس بده که مالک صدام تويي . جهان · آهنگ قدیمی · آهنگ های ماندگار .
دانلود آهنگ جهان واسه چشمات
کوتاهی و بلندی از توست، در برون پستی و بلندی خویش می‌بینی. خواب از تو و بیداری از توست. هوا از توست، جغرافیا از توست، حاکم نادان تو و مردم دانا از توست. راه از میان قلب تو آغاز می‌شود و آب از چاه زنخدان توست. 
سامان تويي و خرابات تو. شور تويي و شار تو. سر چون فرو می‌آید آن خوف از توست و جان چو برمی‌خیزد آن ذرّه‌ی جسور توست. ضرب از توست و آهنگ از توست. چنگ از تو و جنگ از تو.
تاریخ تويي و عیسی بر چارمیخ تويي. موسی در گذر از نیل تويي و بنی اسرائیل تويي.
ما همیشه و همواره برای کمبود ها و کم کاری هامون دنبال بهانه هستیم .کارهایی که باید خودمون انجام بدیم ولی بخاطر راحت طلبی ازشون سرباز میزنیم،و چه بهانه بهتر از این!طلاق والدینمون!اینکه اگر اونا جدا نمیشدن وضعمون این نبود و هرتوجیه شبیه به این
بهتره از همینجا بگم مطمئن باشید اگر خانواده هاتون از هم پاشیده نمیشد شما یه بهانه دیگه داشتید برای کم کاری های خودتون پس بهتره واقع بینانه به زندگی نگاه کنید !
اینکه تنها ادمی که میتونه کمکتون کنه و ک
حقیقتا اینکه بعضی با آتش زدن و خراب کردن اماکن و اموال عمومی اغتشاش می کنند نه تنها سودی برایشان ندارد بلکه دودش به چشم خود آنها خواهد رفت. وقتی بانک ها و پمپ بنزین ها را می سوزانند به خودشان ضرر می زنند. البته می توان حدس زد که این کار ها کار مردم عادی نیست. وقتی اموال خودشان در این بانک هاست چگونه بانک ها را نابود کنند ؟ مشخصا این ها از ضد انقلاب ها و منافقینی هستند که با خط گرفتن از دشمن و با آموزش آنها در این کشور آشوب می کنند. در حقیقت دشمن به
حقیقتا اینکه بعضی با آتش زدن و خراب کردن اماکن و اموال عمومی اغتشاش می کنند نه تنها سودی برایشان ندارد بلکه دودش به چشم خود آنها خواهد رفت. وقتی بانک ها و پمپ بنزین ها را می سوزانند به خودشان ضرر می زنند. البته می توان حدس زد که این کار ها کار مردم عادی نیست. وقتی اموال خودشان در این بانک هاست چگونه بانک ها را نابود کنند ؟ مشخصا این ها از ضد انقلاب ها و منافقینی هستند که با خط گرفتن از دشمن و با آموزش آنها در این کشور آشوب می کنند. در حقیقت دشمن به
توپ را در دستش گرفت آمد بزند که صدائی آمد. الله اکبر.
ندای اذان ظهر بود. توپ را روی زمینگذاشت. رو به قبله ایستاد و بلند بلند اذان گفت.
درفضای دبیرستان صدایش پیچید. بچه هارفتند. عده ای برای وضو، عده ای هم برای خانه.
او مشغول نماز شد. همانجا داخلحیاط. بچه ها پشت سرش ایستادند.جماعتی شد در حیاط. همه به او اقتدا کردیم.
 
 هوا رو به سردی می رفت، نزدیک غروب آفتاب بود  و من هنوز نماز نخوانده بودم. از آنها خواستم که وضو بگیرم. به من اجازه دادند تا برای وضو گرفتن، به سر شیر آب بروم.
 
وقتی از جلوی در سلول ها می گذشتم، احساس کردم که این زندانیان می کوشند از برخی درزهای در و روزنه کوچک روی آن، مرا ببینند. همین طور که من از برابر یکی از درها می گذشتم، صدای آهسته و لرزانی شنیدم که می گفت من فلانی ام. متوجه شدم او یکی از همرزمان است که در همان روز یا روز پیش دستگیر شده بود
محبوب منبه یاد بیاور سوگواری‌هایم را برای چهارشنبه‌در پنجشنبه های خاکستریدر خیابان‌های سردِ بی تو بودن را که بارها از آن عبور کرده‌ام
 محبوب منبه یاد تو شعرهایم را در باغچهدر صحرادر دشت می‌کارمو نام مقدست را بر تن تمام سپیدارهاحک کرده امو با باد می‌رقصمبا رود می‌خوانمو با لک‌لک ها پر می‌گیرم
 محبوب منبی دلیل دلتنگ تو می‌شومبی‌دلیل گریه می‌کنمبی‌دلیل به کوچه می‌زنمقلب من به شکستن‌های بی‌دلیل عادت داردنگران نباش!تو مقصر نیستی
و چه پاییز سوکی بودهمراه با دلتنگی های که خبر از جایی نامعلوم داشت.همه دلتنگی ها بهانه بود همه فصل ها دارند این بهانه را.
با تمام اینها چه زیبا بود صدای خش خش برگهای که با موسیقی باد به سمت عرش رقصیدند اما زیر پایی عشاق خورد شدند
شاید امشب سردترین شب برای کسی باشد که پناهش را از دست داده یا شیرین ترین شب برای کسی که اولینهایش با معشوق رقم میخورد
کاش فراموش نکنیم زندگی کوچک و حقیر تر از ناملایماتش است.هوای هم داشته باشیم.کمی مهربا
از وقتی کعبه تعطیل شد و پادشاهی مُرد، هوایی شده ایم. مولودی در راه است؟
هر روز یک حرم جوری قرق می شود و امن، که گویی مردی مدام از حرمی به حرمی می رود و آخرامان خود را با ستونهای سپاه اسلام هماهنگ می کند. منزل به منزل حرم به حرم شهر به شهر فرمانده دارد نقشه عملیات ظهور را مرور می کند.
می گویند حساسیت بهاری بهانه است؛ آدم عاشق باران که می بیند بیمار می شود
دنیایمان را ببین. به سرفه افتاده است، سینه اش احساس تنگی دارد، تب فراقت بالا گرفته، ب
چارده ساله مَهی بر لب بام
چون مه چارده، در حسن تمام
[یه دختر زیبا و رعنا]
داد هنگامه ی معشوقی ساز
شیوه ی جلوه گری کرد آغاز
[آرایش کرد اومد بیرون]
او فروزان چون مه و کرده هجوم
بر در و بامش اسیران چو نجوم
[از حضورش استقبال شد]
 
ناگهان پشت خمی همچو هلال
دامن از خون چو شفق مالامال
[از قضا یه پیرمرد هم او را شدیدا فالو کرد]
 
کرد در قبله ی او روی امید[طلب]
ساخت فرش ره او موی سپید
 
گوهر اشک به مژگان می سفت
وز دو دیده گهر افشان می گفت
[و بی وقفه صفحه او را چ
یلدای قرمز بدون رنگ رژ تو یعنی هیچ!
شبهای مشکی بدون سرمه ی چشات یعنی هیچ…!
لبت طعمِ انار دونه دونه
دلت سفیدی برف روی بومه
صدات لالایی و من واسش دیوونه
یلدای من تويي؛ ماه توی شب های من تويي
یه سیاره تو کهکشون چشاتمو چشمای من تويي!
یلدای من تويي؛ ماه توی شب های من تويي
یه سیاره تو کهکشون چشاتمو چشمای من تويي!
دانلود آهنگ جدید دانیال هندیانی
تو این اوضاع خیلی ها به هم رحم نمیکنن .
ولی بعضی ها بالعکس خیلیم با انصاف و عالین . 
خدایی شما اگر مثلا جنسی رو ۲۰ هزارتومن خریده باشین ، ۱۰ هزار تومنم روش سود کشیده باشین ، ۳۰ تومن میفروشین ؟ 
یا اینکه دوبرابرش میکنین و ۱۰ تومنم میکشین دوباره روش ؟ 
من حقیقتا گزینه ی اول رو انتخاب میکنم !!! 
سه ماه پیش من شهر کتاب بودم ، ماگ ها و لیوان ها از ۱۵ تومن شروع میشد تا اون بزرگ ها و دنگ و فنگ دارها میرسید نههاااایت به ۴۰ تومن ! 
امروز رفتم برای دو تا از
 
من مسلمانم .قبله‌ام یک گل سرخجانمازم چشمه ، مُهرم نور .دشت سجاده من !من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم !در نمازم جریان دارد ماهجریان دارد طیفسنگ از پشت نمازم پیداستهمه ذرات نمازم متبلور شده استمن نمازم را وقتی می‌خوانم ،که اذانش راباد گفته باشد سر گلدسته سرو !من نمازم راپِیِ تکبیره الاحرام علف می‌خوانم !پِیِ قد قامت موج .
| سهراب سپهری |
 
متن اهنگ چتر مهراد جم
یادته یه روز نم نم بارون یه حس عجیب بود بین دوتامونمن و تو و چتر تو دل یه شهر چی به سرش زد رفت دستامو ول کردچی شد که دردسر شدی دل تو از دلم بریدنموندی پای من یه بار همه ی درد من توييچی شد که دردسر شدی دل تو از دلم بریدنموندی پای من یه بار همه ی درد من توييیادته میرفتیم ما همه جا دوتایی یه ساله تنها میرم الان تو کجاییبین این دوراهی تو یه راه جدایی نهچراغا خاموش هوا سرد میخورم غمت هی این همه ندیدمت بازم میگی کمتهمثل یه شهری ام
♪♬♬♪چه شود دوست شوی دست در این دست کنی حبیب من♪♬♬♪
♪♬♬♪چه شود نیم نگاهی به این عاشق سرمست کنی مرا مست کنی♪♬♬♪
♪♬♬♪دل به دلت داده منم منم پای تو افتاده منم منم دلبر دل برده تويي تويي عاشق دیوانه منم منم♪♬♬♪
♪♬♬♪دل من افسار ندارد درگیر تو است دیدم آن چشم تورا چشمانم مست شد است♪♬♬♪
♪♬♬♪دل به دلت داده منم منم پای تو افتاده منم منم دلبر دل برده تويي تويي عاشق دیوانه منم منم♪♬♬♪
♪♬♬♪دل من مست کن و دست در این دست کن و زیر و رو
کسی دست انداخت و بیرونم کشید از چیزی که اسمش را گذاشته بودم زندگی و چقدر هم که این اسم به این اوضاع نمی آمد. دست هایش را باید روی چشم گذاشت.
اهل ریا باشی یا نباشی، ته دلت می خواهد همه بدانند که تويي! تويي که مهربانی، تويي که این همه دوستش داری، تويي که دلت این همه برای کسی تنگ است و تنگ بوده و اصلا باران هم برای همین چیزهاست که می بارد، برای تو و دلت. آخ از دلم .
دلم می خواهد بدانی. حالا همه دنیا هم نفهمیدند، تو بدان. باشد؟
داشتم از استوری یکی از اعضای خانواده به مامان می‌گفتم؛ این‌که پرسیده بود: «هدفتون از زندگی چیه؟ چی خوشحالتون می‌کنه؟ هدف زندگیتون خوشحال بودنه؟» پشت سرش ایستاده بودم و داشتم درِ کنسرو تن ماهی را باز می‌کردم. مامان ساکت بود و گوش می‌داد، بدون این‌که سعی کند به این‌ها جواب دهد، بی‌مقدمه پرسید: «چی تو رو خوشحال می‌کنه؟» شنیدم که دهانم دارد می‌گوید: «رفتن، رفتن از این کشور» اما راستش را بخواهی فکر کردن به «رفتن» فقط تا حد مرگ دلگیرم می‌ک
تازه فهمیدم چطوری باید بخونم! انصافا بیخودی از خودم توقع بیجا داشتم سری قبل. یکی نبود به من بگه اخه دختر خوب تو کلا ۲ ماه هم وقت نذاشتی اونم خیلی خیلی نصفه نیمه. یه روزایی که ایل و تبار میومدن دنبال خونه گشتن و خونه دیدن که مجبور بودی باهاشون باشی اون روزای دیگه رو هم یا در افسردگی ناشی از بیکاری به سر می بردی یا میترسیدی از آینده. الان شکر خدا دیگه ترس از کار رو حداقل نداری و این خودش یه گام مثبته. 
غیر از اون هم خب بالاخره بیکار هم نبودی. همین ک
نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم تويي
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تويي
 بانگاهت داغ یک رؤیای شیرین بر دلم
می‌نشانی تا بفهمم حکم ویرانم تويي
بی‌قراری می‌کند در شعر هم رؤیای تو
باعث بی‌تابی چشمان گریانم تويي
آمدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم
«ربّنا و آتنا»ی بین دستانم تويي
گرگ‌های چشم تو، آدم به آدم می‌درند
من نمی‌ترسم از آن وقتی که چوپانم تويي
عشق ِ دورم از کجای قلعه‌ام وارد شدی؟
که ندیدی در حریمم، ماه و سلطانم تويي
درد یعنی حرفی از نام ت
مطمئنم هیچ وقت این جمعه ای ک گذشت رو فراموش نمیکنم
اولین بار بود ک چنین حسی رو تجربه کردم
بغض و ناراحتی شدید از رفتن کسی ک تابحال ندیدمش
یک حس دل آشوب زیاد .حس فقدان نزدیک ترین کس به من
حس نبود یک مرد .
مطمئنن بودن سرباز سلیمانی نعمت بزرگی بود ولی شهادتش نعمت بزرگتریه
شهادتی ک برکت دارد
ولی با خودم فکر کردم
به اینکه این همه مدت سرمو کرده بودم زیر برف
به بهانه ی اینکه اخبار همش شده تلخ و ی و جنگ و اختلاس و.
نگاه نمیکردم 
خودمو دور از وقایع
صورتت را هم  یادم رفتهولی خودت را نه . غمی بی پایان دارم شب های باقي مانده ی عمرم را چه کنم طوری دیدمت که این چشم دیگر خواب را نخواهد دید نمی دانم اسمش را عشق بگذارم یا درد  بگذار عشقش برای تو باشد و دردش برای من من و درد تو به هم خو کرده ایم . تو خوش باش که غمت را من می خورم حالا که می دانم برای من نخواهی بود به چه بهانه ای زنده بمانم   تو باعث بودی این پرنده ی بی بال و پر به بی کران ها خیره شود اوجم افق چشمان تو بود که از من گرفتی شعر نمی باف
صورتت را هم  یادم رفته ولی خودت را نه .  غمی بی پایان دارم  شب های باقي مانده ی عمرم را چه کنم  طوری دیدمت که این چشم دیگر خواب را نخواهد دید  نمی دانم اسمش را عشق بگذارم یا درد   بگذار عشقش برای تو باشد و دردش برای من  من و درد تو به هم خو کرده ایم .  تو خوش باش که غمت را من می خورم  حالا که می دانم برای من نخواهی بود به چه بهانه ای زنده بمانم    تو باعث بودی این پرنده ی بی بال و پر به بی کران ها خیره شود  اوجم افق چشمان تو بود که از من گرفتی
میگه این روزها ماه کامل هست و نورش در ساعتهای ۴ تا ۵ نیمه شب بسیار سطح زمین را روشن میکند و فضای معنوی خاصی ایجاد میکند . تو این ساعتها تمام مشکلاتت را بگو راه حل بخواه حتما جواب میگیری. گفتم باشه سعی میکنم بیدار بشم برم تو حیاط زیر نور ماه قرار بگیرم . 
امروز صبح قرار بود برم کلاس یوگا رو شروع کنم ولی دیدم اون ساعتی که میخواستم برم بیرون فرزندم هم بیدار شد و گفت نرو بمون و بهانه گیری کرد فرزند بزرگم هنوز خواب بود بعد یه نگاهی به برنامه کلاسها ان
از اواخر بهمن ۹۷ شروع کردم به دیدن سریال فرندز،و تاالان تا قسمت ۲ فصل نهم دیدمش.
منو اونجوری نمیخندونه، ولی خب واقعا حال خوب کنه.معمولا قبله خواب دو قسمت ازش میبینم و خیلی حال میده،ازالان قصه تموم شدنشو دارم میگیرم.
تا اینجا با این دو قسمت واقعا خندیدم:قسمت ۲ فصل نهم(اون قضیه مشت زدن راس به جویی و .)
اگه اشتباه نگم قسمت ۱۷ فصل پنجم(اون قضیه که جویی از پشته پنجره خونه مانیکا یه دختررو تو ساختمون راس میبینه و .)
بهانه های موجه
به کارهامون زیاد دقت کنیم
وقتی دقت کنیم می بینیم خیلی وقت ها بهانه هایی را برای طرف مقابل آوردیم که از زیر کار شانه خالی کنیم
و خودمون رو راحت کنیم . مثلاً میگیم الان کار دارم ، الان باید برم جایی
اما اگر این عادت بشه خیلی بده
چون اونوقت هر جا که دلمون ( نفسمون ) ( راحت طلبیمون ) خواست اونو بکار میگیره
به عنوان مثال دانش آموزی رو در نظر بگیرید که می خواد از زیر سوال های پدر و مادر و معلمان و . در بره سر جلسه امتحان دیر میرسه و به همه
هستم ولی خستم:)
عجیب دلم نوشتن میخواد و عجیب تر دستم به نوشتن نمیره!
فصل دوست داشتنی ام سر رسیده و من همچنان گنگم!
توی عصرای دل انگیز زمستونی دفترم رو باز میکنم و با یک لیوان چای هل دار و خودکارای دوست داشتنیم میشینم سر نوشتن ولی دریغ از یک کلمه!
میدونی حتی رو کتابام هم نمیتونم تمرکز کنم و این برای عشق کتابی مثل من یعنی فاجعه!یعنی یه چیز بی سابقه!میدونی اگه الیور تویست نصفه بمونه یعنی چی؟!
دلم این روزا بیشتر سکوت میخواد.مثل خود خود زمستون.دلم
جان به قربان تو ای دلبر رویایی منیاد تو صبح و مسا مونس تنهایی من
قبله گاه منی و بی تو ندارم خور و خوابدین و دنیای منی یار تماشایی من
بی تو امروز گرفتار جهنم شده اموعده ی حق تويي و جنت فردایی من
طاقتم طاق شده از غم هجران رخترفته از کف دگر آن صبر و شکیبایی من
طعنه بشنیده ام از دشمن و از دوست مدامدم زدن از تو شده باعث رسوایی من
دانه ای بودم و با عشق تو دردانه شدمعشق تو شد سبب رشد و شکوفایی من
دم گرم تو مرا داده حیات ابدیای مرا روح و روان روح مسیحایی م
مردم مسلمان و رورزه داران عزیز
روز قدس که نماد وحدت و اراده امت اسلامی در برابر جنایات رژیم اشغالگر فلسطین است از راه رسید .روزی که یادگار رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مربوط به قبله نخستین مسلمانان است بلکه این روز،متعلق به همه مظلومان و محرومان جهان و نماد مقابله مستضعفین با مستکبرین است .
ادامه مطلب
تعلل کردن، و گرفتار زندان ذهن شدن تلخ ترین شکنجه ای است که یک نفر میتواند تجربه کند، بالاخره مرگ یکبار و شیون یکبار اما این تعلل کردن ها و یا بهتر بگویم این ترسیدن ها زندگی تان را از هم متلاشی می کند و شما را مجبور می کند به زندگی ایی تن بدهید که هرگز نمیخواستید داشته باشید.
 
مسئله انگیزه دادن نیست
اشتباه نگیرید من آنتونی رابینز نیستم که برایتان سخنرانی انگیزشی بکنم، بیشتر شبیه کسی هستم که خودش رنج دیده است و حالا با تمام وجود برسرتان فریاد
   وقتی فهمیدم قرار است برویم همدان، خیلی خوشحال نشدم. دلم می خواست خیلی بی حاشیه و به صورت خطی روی صندلی همیشگی ام بنشیم، کارهایم را پشت سر هم انجام بدهم و آخر تابستان که رسید بگویم کارهای x و y و z را پس از مدت ها به طور کامل انجام دادم و پرونده اش بسته شد. اما واقعا چنین کاری ممکن نبود. چند ماه پیش که خیلی گرم خواندن کنکور بودم، در برنامه های دیگران کلی تغییر ایجاد کردم. در مهمانی های خانوادگی شرکت نمی کردم، در خیلی موارد از انجام کارها دور بود
باید وصیت نامه ای داشته باشم که بنویسم روحم در آرامش نخواهد بود اگر در مراسم ختمم صدایی جز صدای "ابی" جآنم به گوش روح سرگردانم برسه.باید بنویسم تا زنده بودم خط قرآنی نخواندم پس دم رفتن با صدای قرآن ریاکارم نکنید و از یک جایی به بعد با نماز آرامش نگرفتم و به معنویت نرسیدم پس بر مرده ی من نماز مگذارید.اما،اما من با ابی شبی هزار بار عاشق شدم،خندیدم،رنج دوری کشیدم،رو به قبله رقصیدم.من با ابی زندگی کردم پس بگذارید با ابی بمیرم.
گدای کوی کریمیم و نان بهانه‌ی ماستنظر به منظر جانان مراد و منظور استچقدر غبطه خورم بر کبوتران بقیعشکسته بال و پرم… قبر خاکی اش دور استبه قبر خاکی او سایبان بدهکاریمبرای گنبد و گلدسته نقشه‌ها داریممرضیه نعیم امینی
 
آید آنروز که آییم به ایوان طلاتبا چراغ و علم و پرچم و گلدان طلاتچارده صحن بسازیم برای حرمتچارده باب شود باز به دالان طلاتاسم هر باب بنام یکی از معصومینزینت سر درِ هر باب به عنوان طلاتوسط صحن که افتد حرم پیغمبردور تا دور بسازیم
از برکات سفر مشهد عید فطر این بود که مهمانپذیری که تلفنی هماهنگ کردیم بدقولی کرد و اتاقی که رزرو کرده بودیم رو بهمون نداد و یه اتاقی داده بود که مناسب نبود. بعد از دیدن اتاق اومدم پایین و گفتم جای این اتاق اصلا مناسب نیست و همه اش سر و صداست.چرا پشت تلفن نگفتین شرایط اتاق اینه؟
گفت: مشکلی پیش اومد مجبور شدیم اتاق شما رو به کسی دیگه بدیم. شرمنده. الان هم جایی غیر از این نداریم.
گفتم: امشب رو اینجا میمونم چون چاره ای ندارم. اگر تا فردا بعد ا
.
وقتی نفس گرفته دلم از هوایتان
یعنی منم که زنده ام از دستهایتان
داود من ! دوباره بخوان تا که عالمی
ایمان بیاورد به طنین صدایتان
از این همه سحر که گذشته است می شود
یک شب نصیب این دلم آیا دعایتان ؟؟
تا قبله‌ی عبادت چشمانمان شود
دیگر بگو  که کجا هست جایتان؟
این اشتراک چشم من و چشم خیس توست
من گریه ام به کشته‌ی کرب و بلایتان
آقا اجازه می دهی هر وقت آمدی
نقاشی ام کنند مرا زیر پایتان؟
یک روز عاشقانه تو از راه می رسی
آنروز واجب است بمیرم برایتان
صاحب_
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

.Up co قفسه بندی فلزی و فروشگاهی یادداشتهای من راه هایی برای شادتر زیستن ... بزرگترین مرجع براول استارز دانلود مداحی بیس دار 96 آرامشم باش هرچند کوتاه!!!!! تجهیزات صنعتی