نتایج جستجو برای عبارت :

موهامو از بیخ قیچی کرد

بابا وقتی دید دوباره موهامو کوتاه کردم.
وقتی فهمید خوب نیستم.
وقتی دید بار ها و بار ها براش پست رو فوروارد کردم و فرستادم.
گفت:ماجده. میگما من فردا وقت دکتر دارم.نمیدونم تا کی طول میکشه.نمیدونم میتونیم بریم یا نه.
بغضمو قورت دادم و گفتم:دیگه مهم نیست بابا.
بعد دوباره اومدم تو اتاق و قيچي گرفتم دستم و بیشتر زدمزدم و گریه کردم.چون حالم بهم میخوره از این اخلاقم.از همه اخلاقای مزخرفم.از خودم.
پی نوشت:کاش میتونستم.کاش میتونستم تیغ برد
سه ماه بود موهامو رنگ نکرده بودم سفید ها سلام و علیک میکردن و به جز ریشه بقیه قسمتها دو یا سه رنگ شده بود اما خوشحال بودم تصمیم داشتم یه کم که بلند تر بشه کوتاه کوتاهش کنم تا رنگ ها بره.
اما مجبور شدم همین امروز رنگ کنم .هر وقت موهامو رنگ میکنم حالم از خودم بهم میخوره.
یادم میفته که نمیتونم در مقابل پیری و مرگ مقاومت کنم.
اینکه پوست صورتم به زودی چروک میشه و همه چیز از بین میره.
فکر می‌کردم اینایی که هی دستشون تو موهاشونه قصد دلبری دارن. 
اما الان می‌بینم که نه، خیلی کیف می‌ده! 
+ زدم موهامو. کوتاه کوتاه کوتاه. احساس سبکی دارم، ولی همزمان حس می‌کنم دیگه خودم نیستم. ولی جالبه. 
+ داشت پشت گردنمو تیغ می‌زد (می‌نداخت؟)، هم غلغلکم میومد هم می‌ترسیدم گردنمو ببره. ترسناک بود. 
+ موهامو همون جوری بافته بریدم آوردم خونه که نگهشون دارم. دایی‌م موهامو ت می‌ده، می‌گه سولویگ دُمتو کندیم ولی هنوز داره ت می‌خوره! 
+ از و
​​​​​امروز رفتم خونه مامان بزرگ.گشتم قيچي پیدا کردم میگم مامانی بیا پایین موهامو قيچي بزن.رفتیم تو حیاط.تاکید کردم فقط قيچي بزن.کوتاه نکنیاااااااا.موهام کوتاه نشه 
میگه باشه 
میگم حله.کوتاه نشه هاااااا 
میگه پایین موهات کجه:/
میگم عیب نداره کوتاه نکن.فقط قيچي بزن رشد کنه.
میگه باشه فقط کجیشو میگیرم.
میگم نهههههه ولش کن بزار کج باشه 
میگه سرتو صاف بگیر 
​​​​​​سرمو صاف گرفتم کوتاه کرده 
وقتی نگاه کردم قشنگ به راحتی پونزده سانت کوتاه
دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد موهامو زدم ۲
Download New Music Milad Rastad Mohamo Zadam 2
آهنگ جدید میلاد راستاد بنام موهامو زدم ۲
موهامو زدم بهم میاد مگه زشت شدم نگام نمیکنی دلت میاد
 دارم میرم واسه دو سال  ازم خدافظی نکن اشکم در میاد
 
ادامه مطلب
امروز کاریو کردم که هیچوقت فک نمیکردم بکنم:| حداقل نه به این زودی:))
موهامو کوتاه کردم:| سی چهل سانت کوتاه کردم قشنگ:)) مثلا اندازه موهای هانا تو سرتین ریزنز یا کلارک تو د هاندرد. 
خودشم نرفتم آرایشگاها، خودم کوتاه کردم؛))) اولا 
چون خسته شده بودم، دوما چون دوست ندارم به کسی یا چیزی وابسته شم ولی واقعا موهامو دوست داشتم و وابسته داشتم میشدم:)) سوما چون عملا من موهامو میبندم و فرقی به حالم نداره، چهارما چون حوصله ام سر رفته بود:)) میخواستم بعد کنکور
+ چی شد بلاخره؟
- چی چی شد؟
+ مدرسه ؟ آخر هفته تو آب و هوای خوب قشنگ فکراتو بکن که شنبه دیگه قانعم کنی.
- آدمی که قانع نیست رو میشه قانع کرد ولی آدمی که نمی خواد قانع شه رو نمی شه.
+ انصافا قشنگ بود:))پس یکشنبه میریم ثبت نام دیگه؟
-اول قانعم کنید که باید مدرسه مو عوض کنم بعد.
+ آدمی که قانع نیست رو میشه قانع کرد ولی آدمی که نمی خواد قانع شه رو نمی شه. 
- عجب سخنی!!! این سخن گرانقد از کی بود بابا؟!!!
+ از یه دختر باهوش و‌ موذی که چند وقته موهاش گره نخورده یادش
دانلود آهنگ موهامو زدم یاد دستات تو موهام خفم میکرد من خدای دردم ولی هی دردا دانلود اهنگ ایرانی
Ahang mohamo zadam yad dastat to moham khafam mikard
موهامو زدم یاد دستات تو موهام خفم میکرد؛ من خدای دردم ولی هی دردا | دانلود اهنگ ایرانی
موهامو زدم یاد دستات تو موهام خفم میکرد بهم میاد جلو آینه دیدم خودمو بد نشدم زیاد اون لباسی که تو دوست داشتی نپوشیدم دیگه عکست نیست رو صفحه گوشیمم آخه یه آدم چقدر میتونه بشه بی رحم آخ چه دردایی کشیدم از دستت دیوونه خیلی حرف تو دلمه کس
1. دلم سیگار میخواد
چند روزه
همین طور بيخودکی
و من دارم به شدت مقاومت میکنم
2. ده روزه رنگ مو خریدم هی میخوام موهامو رنگ کنم هی میگم بزار نزدیک تر بشیم به عید؛ حالا باحالیش اینه من کلا تو عید کسی رو ندارم که قرار باشه موهامو ببینه جز همین همسرجان و پسرجان که الانم میتونم مستفیضشون کنم :دی 
البته اینم که سرم شلوغه و وقتشو ندارم بی تأثیر نیس
3. تحت تأثیر صدف بیوتی رفتم ست هایلایتر و کانتور با کانسیلر گرفتم که اصلا نمیدونم کدومشو کجا میزنند و دنبال
یه اتفاق بزرگ بیفته. مرگ نه. مرگ خودم رو چرا، ولی مرگ اطرافیانم رو فکر نکنم دووم بیارم. نه، چیز به اون بزرگی نه. کوچیک‌تر.
مثلا یه شکست عشقی بزرگ بخورم. دقیقا همون لحظه‌ای که فکر می‌کنم همه چیز خوب و عالیه، دنیا بزنه تو دهنم و بگه اشتباه می‌کردی. 
همه موهامو تا اونجایی که می‌شه قيچي کنم و بقیه‌شو بتراشم. بریزمشون لای یه پارچه. پارچه‌هه رو عین بقچه بپیچم. بذارمش اون پشت کمد. زیر جعبه‌ها، پشت لباسا.
همین. 
احتمالا یه همچین شکستی برای آدمی مثل
امروز رو نمیدونم چجور سازمان دهیش کنم دوتا کلاسا رو لغو کردم :/
اول تمیز کاری بعدشم به خودم رسیدن !خودمم در عجبم چجور وقت میکنم به خودم برسم چند روز پیش موهام اذیتم میکرد واقعا وقت ارایشگاه رفتنم نداشتم یه قيچي ورداشتم موهامو زدم بعدشم نشستم به موهام نگاه کردم ^_^ از خود راضی یا خود شیفته نیستم ولی قشنگ بود خدایش :')
من برم به کارام برسم که خیلیییی زیاده خیلییییی !!
کاش من همه فنه حریف بودم کاش منم یکی داشتم کمکم میکرد کاش یکی بود که بگه بهم تو بشی
به شوخی میگم موهامو به خاطر شکست عشقی های متوالیم کوتاه کردم و‌ میخندم ولی پس ذهنم اون دخترک دل نازک یادش میاد که موهاش بین انگشتای پ بود و اون داشت میگفت موهات نعمت الهیه یا میم که همیشه عاشق موهای بلندم بود یا واو که دوست نداشت موهامو کوتاه کنم یا سین که میگفت من اولین چیزی که بعد دیدنت به چشمم اومد موهات بود
ولی من نه از سر لج نه از شکست عشقی بلکه به خاطر خستگی از رسیدن به موی بلند کوتاهشون کردم
اینجوری چهره‌م خیلی مصمم تر و قوی‌تر به نظر م
عادت خیلی مزخرفه، مثلا روزی سه بار ناخواسته گردنمو بین انگشتام‌ له می کنم و می گیرم، شب ها دستامو می برم سمت سرم کش مو رو باز کنم‌‌ یا دستم میره سمت شماره ات بهت زنگ بزنم، یهو یادم میاد، گردنبند و دادم مامان، موهامو از ته زدم و تو هم مُردی.
پ.ن: و نمی نویسم تا یادم بره
در 21 سالگی،وقتی شیراز بودیم،یروز رفتیم تیغ خریدیم و وایسادیم توی حموم و "میم 2" و "ر" همه ی موهامو زدن،با قيچي و تیغ.دوساعت درگیرش بودیم.و حالا از نتیجه راضی ایم.البته مقنعه سرکردن سخته خیلی برام ولی کنار میام."میم2" هی به سرم نگاه میکنه، هی با یه نگاه اندوه باری میگه موهاتو دوست داشتمنمیدونم چجوری دلشو داشت 2 ساعت وایساد برام تیغشون زد.
پ.ن:یکبار برای همیشه شجاعت به خرج دادم و ریسک کچل بودن به معنای واقعی رو پذیرفتم.همونجوری که چندسال پیش یکبار
در 21 سالگی،وقتی شیراز بودیم،یروز رفتیم تیغ خریدیم و وایسادیم توی حموم و "میم 2" و "ر" همه ی موهامو زدن،با قيچي و تیغ.دوساعت درگیرش بودیم.و حالا از نتیجه راضی ایم.البته مقنعه سرکردن سخته خیلی برام ولی کنار میام."میم2" هی به سرم نگاه میکنه، هی با یه نگاه اندوه باری میگه موهاتو دوست داشتمنمیدونم چجوری دلشو داشت 2 ساعت وایساد برام تیغشون زد.
پ.ن:یکبار برای همیشه شجاعت به خرج دادم و ریسک کچا بودن به معنای واقعی رو پذیرفتم.همونجوری که چندسال پیش یکبار
خواهرم یکی از کساییه که خیلی خوب بلده تمام انرژی روانیمو بکشه (الان پدرمم با این غلضت قادر به انجامش نیست).عین آب خوردن این کار رو میکنه. مثلا هر بار موهامو رنگ میکنم میگه خودت نمیتونی و برام رنگ میزاره و اون وسطا هی میگه پیر زن بالاخره پیر شدی .پیر شدی ولی هنوز مجردی!! اینو با خنده و شوخی میگه ها. و من از رنگ مو متنفرررم.
یا مثلا میخواد موهامو کوتاه کنه میگه آره اگه پول داده بودی و مش کرده بودی یا کراتین الان قدر میدونستی! اصلا مش و کراتین موهام
وقتی به دنیا اومدم خیلی مشکلات داشتم زردی داشتم که خون م رو عوض کردن تا چند وقت باعث شده بود که تا چند سال جوش های عفونی بزنه توی صورتم !!! موقع تولد هم جمجمه ای سرم شبیه قایق بود که توی هشت ماهگی عمل جراحی کرده ام و الان بجز یه خط عمل جراحی روی سرم که موقعی که موهامو کوتاه میکنم مشخص میشه  و یه سری سر درد های بی موقع چیز دیگری ندارم !!! 
سلام بچه ها خوبید؟
اقا میخوام یه تغییراتی ایجاد کنم:)اسم وبلاگمو اینا رو میخوام سفید برفی بذارم و کلا تم رو تو اون حالت ببرم
حالا چرا سفید برفی؟
چون جدیدا همه بهم میگن سفید برفی 
چون هم موهامو کوتاه کردم هم نمیدونم چرا اینقدر سفید شدم:/
نظرتون چیه؟؟
اه نارنجی شد موهام ،! کی گفته خودمون میتونیم رنگ کنیم !؟باید بریم یه
مشت پول بری یم تو ارایشگا تا خوب در بیاد !مث این فیلم مهران مدیری بود
میگف ما یه رنگ میگیریم با یه کاسه قلم مو هم داریم منو سیسترم همش اینجوری
رنگ میکنیم امشبم ریدیم تو موهامون!بعد از خیلی خیلی  موهامو رنگ کردم !چه
خاکی کنم ب سر !باید تیرش کنم !فردا!
من دیگه نُه سالمهیک گل زیبا شدمغنچه بودم که حالاشکرخدا وا شدماین جشن تکلیفمهجشن عبادت مننمازمو میخونمخوش به سعادت منفرشته ها میشیننکنار جانمازمبا هر نماز یه خونهتوی بهشت می‌سازمموهامو میپوشونم چون که خداجونم گفتهرچی که شیطون میگهبرام شده حرف مفتقشنگ ترین روز مندرست همین امروزهقشنگ تر از تولد یا عید نوروزمهزهرا آراسته‌نیا
وقتی به دنیا اومدم خیلی مشکلات داشتم زردی داشتم که خون م رو عوض کردن تا چند وقت باعث شده بود که تا چند سال جوش های عفونی بزنه توی صورتم !!! موقع تولد هم جمجمه ای سرم شبیه قایق بود که توی هشت ماهگی عمل جراحی کرده ام و الان بجز یه خط عمل جراحی روی سرم که موقعی که موهامو کوتاه میکنم مشخص میشه  و یه سری سر درد های بی موقع چیز دیگری ندارم !!! 
یکسال و چندماهه موهامو کوتاه نکردم. اولش بخاطر اینکه موی خیلی کوتاه ، خیلی رو اعصابم بود. بعدتر بخاطر اینکه شاید از اون دسته مردهایی باشه که موی بلند دوس دارن. 
 
این جوری شد که اسم این لونه ی کوچیک ، دیگه با من همخونی نداره :)
 
ابزار=یک حلقه کش نازک کاملا نرم  _  یک کارت ویزیت  _  یک قيچي کند.
 
 
 
حلقه کش را دور کارت بیندازید. سپس کارت را با قيچي از یک طرف به طرف دیگر به گونه ای ببریدکه مسیر قيچي از یک طرف به طرف دیگر
به گونه ای ببرید که مسیر قيچي عمود بر حلقه کش باشد. کارت دو تکه میشود بدون آنکه آسیبی به کش برسد!
موهامو دوباره افقی بافتم 
وقتی این مدلی می بافمشون با اینکه اصلا دیدی ندارم و جلو آینه نمیشه پشت سرم رو ببینم اما از حالت جمع شده ی جلوی سروصورتم خوشم میاد 
حسم اینه که یه سریال خارجی قدیمی از این کاناداییها نگاه می کنم :) و اون زن جوونها هستم که موهاشونو پشت سرشون بستن :) 
میتونم موهامو عمودی هم ببافم اما فقط یک سیخ میشه که دقیقا مماس رو شونه ام تموم میشه و کاراییش فقط اینه که بعدا باز کنی تا موهات فر و حجیم شن 
خوب افقی بافتن هم فر می کنه 
جلو
امروز قشنگ یه دسته از موهام کنده شد. اونقد گریه کردم و جیغ جیغ کردم که گلو و گوشای خودم درد گرفت چه برسه به بابا -_-
خب من چیکار کنم خوشم نمیاد موهامو ببندم :( موقع ورزش موهام گیر کرد لای یکی از این دستگاه ورزشیا کشیده شد
بغلم کرده دلداریم بده مثلانا:/ تو همون وضع کلی دعوا کرده که صدبار میگم موهاتو جم کن موقع ورزش بعدم میخواست ببافه که ادامه بدیم ولی من اعصاب نداشتم فرار کردم.با اینکه من این همه ورزش کردمو از نظر وضعیت بدنی خیلی پیشرفت کردم ولی
هیچ چیز توی این دنیا مهلک و ترسناک تر از خود آدم نیس .
این که چند سال با با دندن های کرم خورده زندگی کنی و هر روز درد بکشی و نری بکشیشون . یه حماقت خیلی بزرگ میتونه برای آدم باشه و راهی برای حماقت های دیگه  یه دیگه حماقتا تو زندگیم اینه که منتظر بمونی یه فرصت خوب بیاد سمتت  .
 
 پ.ن: اگه بشه دوباره خواهم نوشت .
پ.ن: برای تنوع هم که شده چند ساعت دیگه موهامو با ماشین از ته میزنم . دیونه ام دیگه کاریم نمیشه کرد .
شاید بیشتراز هرچیزی احتیاج داشته باشم یه قرار ملاقات با خانم مشاور بزارم
حالم به حدی بده که دارم روانی میشم
کاش این امکان رو داشتم که هرهفته ببینمش
و این درحالیه که دستام یخ زده و موهامو میکشم و دندونامو روی هم فشار میدم که بغضم نشکنه
لطفا واسم دعا کنید.
اون روزی مامان رو مجبور کردم موهامو کوتاه کنه. اونقدر تحمل همین چند سانت بلند شدن و برخورد موهام به گردنم برام سخت شده بود که یک قدم با برداشتن ماشین و زدن همه شون فاصله داشتم. دوست دارم پشت سرم خالی باشه و وقتی دست می‌کشم، چیزی لای انگشت‌هام نمونه و جلوی موهام بلندتر باشه تا هرچند وقت یک بار بریزم‌شون توی صورتم و چشم‌هام رو بپوشونم. برای وقت‌هایی که دلم نمی‌خواد این دنیا رو ببینم. و انگار اگر من نتونم ببینمش، اون‌ها هم نمی‌تونن منو ببین
حتما در جریان هستید که چند ماهه میخوام موهامپ آبی کنم:)) دوبار که خودم کردم و بعد که عینا فهمیدم دیوار سیاه رو نمیشه آبی کرد:| به آرایشگر متوسل شدم:)) یکشنبه یه دور رنگ و دکلره کرد و کلا نگرفت:
گفت برو فردا بیا:)) دوشنبه دوباره دکلره و رنگ کرد و این بار یکم آبی شد ولی بازم چیزی که میخوام نبود. 
یعنی فکر کنید، نتیجه ی تقریبا 8 ساعت کار به زور شده این:| من تو عمرم هیچ 8 ساعت روی هم رفته آرایشگاه نرفتم بعد سر این موهای زبون نفهم پدرم در اومد رسما:| 
دیگه ای
وی دقیقا 72 ساعت قبل از کنکور، اولین تار موی سفید خود را مشاهده کرد:)) ولی بدانید و اگاه باشید این المپیاد بود که منو پیر کرد نه کنکور:))
(نوردیده هم بی تاثیر نبود البته:)) )
پ.ن: تصمیم گرفتم کلشو دکلره نکنم، هایلایت کنم ولی 75 درصدش آبی بشه قشنگ:)) 
پ.ن2: این تار مو رو باید همینجوری نگه دارم دفعه بعد که یه ایجیست بیشعور گفت هنوز بچه ام و زیاد حرف میزنم بکنم تو جاهای غیرشرعیش:/ :))
وی دقیقا 72 ساعت قبل از کنکور، اولین تار موی سفید خود را مشاهده کرد:)) ولی بدانید و اگاه باشید این المپیاد بود که منو پیر کرد نه کنکور:))
(نوردیده هم بی تاثیر نبود البته:)) )
پ.ن: تصمیم گرفتم کلشو دکلره نکنم، هایلایت کنم ولی 75 درصدش آبی بشه قشنگ:)) 
پ.ن2: این تار مو رو باید همینجوری نگه دارم دفعه بعد که یه ایجیست بیشعور گفت هنوز بچه ام و زیاد حرف میزنم بکنم تو جاهای غیرشرعیش:/ :))
قيچي اسمارت

امروز قصد معرفی یک قيچي را داریم که فقط یک قيچي نیس بلکه بجای تیغه پایینی قيچي های معمول یک سطح صاف همانند تخته مخصوص خوردن کردن سبزی و تیکه کردن گوشت دارد

در واقع با خرید این محصول انگار دو محصول جدا از هم را باهم خریده اید که با توجه به قیمت کلی این محصول بسیار بصرفه تر از تهیه جدا از هم ویژگی قيچي و تخت گوشت خواهد بود
جنس تیغه ی این محصول از فولاد مقاوم و ضد زنگ می باشد.
قيچي اسمارت وسیله ای کاربردی و کم حجم و خوش دست بوده که هر آش
من خیلی وقتا خودم دست خودمو گرفتم 
خودم اشکای خودمو پاک کردم 
خودم موهامو نوازش کردم 
خودم خودمو آروم کردم 
خودم تو آیینه قربون صدقه خودم رفتم 
خودم خودمو رها کردم 
خودم حال خودمو پرسیدم 
من خیلی وقتا خودم هوای خودمو داشتم 
بهترین دوست زندگیم فقط و فقط خودم بودم
 
هو
__
 
نمیدونم به این که از تابستون متنفرم ربطی داره یا نه. اما چند سالی میشه که یه اتفاقاتی رخ میده که تابستونا حالم خوب نباشه. البته که گرما هم افسرده م میکنه. و این روزا که مجبورم با یه دست زندگی کنم کلافه ترم از همیشه. وقتی مجبورم صبح که از خواب بیدار میشم، جودی آبوت طور تا ظهر یا شاید بعدازظهر صبر کنم که احسان از سرکار بیاد و موهامو ببنده برام. که تازه اونجوری که دلم میخواد نتونه و بعد از کلی کلنجار رفتن یه چیز سر هم بندی شده تحویلم بده! و ب
پنجشنبه هفته پیش رفتم آرایشگاه به این هدف که‌ موهامو یه حالتی بدم و بعد لایتشون کنم برای بار اول بصورت اصولی!
تو فاصله‌ای که منتظر بودم ارایشگر موی نفر قبل منو تموم کنه، مسئول سالن بردتم اونور که مشاوره رنگمم بگیرم. دختره که رنگ می‌کرد ازم پرسید چجوری میخوام، موهام که بلندی‌شون روی از استخون کتفم دو بند انگشت پایین تر بود رو نشون دادم بعد انگشتمو تا دو بند انگشت زیر شونه‌م نشون دادم گفتم میخوام قدشونو انقد کوتاه کنم و جلوی موهام که تا زیر
بی قرارم
بنی رو خیلی دوست دارم خیلی دلم براش تنگ شده 
از این همه فاصله می ترسم ، فکر کنم یه هفته س ندیدمش .
دیشب رفتم حموم الان حال ندارم موهامو شونه کنم،  صورتم رو اصلاح کنم 
یه ژولیده تمیزم
دیشب که باهاش حرف زدم متوجه شدم مامانش در نبود من خیلی ناز پسرش رو می کشه و سبد غذای کارش رو پر از فینگرفود های خوشگل کرده.
در حالی که قبلنا خودش غذا درست می کرد برای سرکار رفتن‌ 
دروغ چرا خیلی خوشحال شدم تو این اوضاع هوای بنی رو داشته و نداشته افسرده ب
باید کسی را 
پیدا کنم دوستم داشته باشد 
آنقدر که آغوشش را 
برای من و یک دنیا خستگی بگشاید 
هیچ نگوید 
هیچ نپرسد
چایی بریزد و کنارم بنشیند .درست همانند مادرم❤
+هم اکنون سرمو گذاشتم روپاشون ،با دستاشون موهامو شونه میزنن، آخی چه خوبه ، چقدر من لوس مامانمم :*
امروز موهامو آمبره کردم . برای اولین بار بود چون هیچوقت تا الان هایلایت انجام نداده بودم.
یه تجربه خییییلی جالب و جدید بود .هرچند یکم اذیت شدم و تقریبا میتونم بگم هشت ساعتی توی اون شلوغی آرایشگاه زیر دست آرایشگر بودم اما اون موهای خوشرنگ ابریشمی و شکل جدیدم توی آیینه تموم خستگی رو از تنم دراورد ^_^
+خیلی خوشحالم چون تغییر تقریبا خیلی مثبتی کردم عشق جانمم نگم ک چقدر تعریف کرد و خوشحال شد با بوی موهای خوب و نرم و خوشبو و خوش رنگ و با هزار تا حس خو
موهای من، کلفتی و ضخامت و پرپشتیش، سه برابر یه دختر سفیده. ما خاورمیانه ایا کلی مو داریم. اینو دو بار دو تا ارایشگر اثبات کردن به من دقیقا سه برابره. برای همین هیچوقت نمیتونم دم اسبی ببندم حتی اگه کوتاه هم باشه.
 
بچه ها من توی این حدود سه سال، دو بار ارایشگاه رفتم و موهام رو کوتاه کردم.
امشب میخوام موهامو خودم کوتاه کنم با یوتیوب! ببینم چی درمیاد! اخه هر بار 45 دلار پولش میشه! 45 دلار! کلا یه دونه خط میبرن. ساده ترین مدل 45 دلاره. که همون trim کردن مو ه
تو رو تو گورِ من نمیذارن
بيخودی رو سرم حجاب نکش
تویی و دینت و خدای خودت
واسه من جانمازو آب نکش
تار موهامو ول کن حاج آقا
ریش تو ریشه‌مونو سوزونده
فکر تار عنکبوت ذهنت باش
ذهن تو چند قرن عقب مونده!
ذکرتو هی بلندتر میگی
بلکه گوش یه شهرو کر بکنی
پیچ تقواتو یکّمی شل کن 
نمیخواد دنیا رو خبر بکنی
کی از این ارزشا پرت کرده؟!
فکرای احمقانه مذهب نیست
دل تو سوت و کور و تاریکه
اینجا اونقدری که میگی شب نیست
اگه چَن قرنِ پیش می‌بودی
به چی حس غرور می‌کردی؟
شک ن
مدّت هاست که موهامو چندان کوتاه نمی کنم، تا حدّی در جریان یه سری جوش های ریز و درشت روی پیشونیم و زیر موها بودم امّا چون توسط موها پوشونده شده بود زیاد هم برام اهمّیتی نداشت. تا این که اخیرا و بخاطر کرونا دست به موزر شدم و موها رو با شماره کوچیکتری نسبت به پیرایشگاه اصلاح کردم و این جوش ها بیشتر توی چشم اومدن. هر بار جلو آینه می رفتم و می رم، چشمام به سمت پیشونیم می ره. بعد از اصلاح که متوجّه شدم اوضاع واقعا خراب هست یکم رعایت کردم و یه چیزایی رو
رایج ترین اصطلاحات انگلیسی در مکالمات روزمره
Home boy & Home girlبچه محل.Are U happy or married؟ مجردی یا متاهل.I must talk so my selfتعریف از خود نباشه.I wasn't born yesterdayموهامو توآسیاب سفید نکردم.She doesn't lift a fingerدست به سیاه و سفید نمیزنه
اومد حرف بزنه راه رفت
ادامه مطلب
هوالرئوف الرحیم
ریزش موی شیردهی امونم رو برید.
موهامو دادم به دست مشاطه بانو، مامان خانم و تا گوشم کوتاه کردم.
چند ماهه خودش حل می شد، ولی اینکه نمی تونستم شونه اش کنم حالم رو خراب می کرد. و اینکه یواش یواش داشت دم موش می شد.
اتفاق خوب دیگه هم اینکه باقیمونده ی دکلره هم از بین رفت و از شرش راحت شدم. دیگه بیجا بکنم برم سراغش.
 
 
 
رضا خیلی خوشش اومد.
مخصوصا که کلی پول سیو شد.
دست مامانم طلا.
رفتم آرایشگاه و گفتم بزن!
آرایشگر هم شماره پونزده رو گذاشت روی ماشین و کل موهامو زد.
گفت سامورایی ها قبل جنگ موهاشونو میزنن، مگه میخوای بری جنگ!؟
از حرفش خنده ام گرفت و یهو که به خودم دیدم اومدم دیدم ده دقیقه است تو فکرم و آرایشگر داره بهم میگه بلندشو دیگه!
اونقدری که تو انتخاب کفش و لباس و چفیه و مدل مو و کوله ی سفر اربعین وفت میذارم، کاش یه ذره تو این سفر عمیق تر می شدم!
اینقدر برای سفر یه هفته ای تدارک می بینیم، کلی قبلش تاریخ پاسپورت رو چک میک
خواهرم دیروز شکایت می‌کرد که یکی از برادران یه ترانه انداخته تو دهن امیرعلی: تو پلنگ منی، منو چنگ می‌زنی! ظاهرا برادر یه کلیپ گذاشته براش و اینم از اون روز هی داشته تو خونه می‌خونده. میگه صبح فاطمه (خواهر امیرعلی، وروجک سابق) هم که بیدار شده اولین جمله‌ش این بوده: تو پلنگ من هستی، من را چنگ می‌زنی! :))) تازه برداشته کتابیش هم کرده :)
الان، این موقع شب یادش افتادم، گفتم برم ببینم کی کیو چنگ می‌زنه. خدایا! پروردگارا! این چه مهملاتیه که می‌خونن و
امروز عجب روزی بود باورم نمیشه اینقدر زود ساعت شد نزدیک شیش عصر. حتی یادم نی کی بیدار شدم فکر کنم شیش صبح بود شروع کرددم زبان خوندن یه ذره از کتابو ساعت دهم حاضر شدم برای باشگاه. دیشب حموم بودم موهامو سشوار نکشیدم همش رو هوا پیچ خورده بودو وز کرده بود:/ من موهامو هیچوقت سشوار نمیکشیدم گیس میکردم صاف میموند بعد الان داستانی دارم باهاش. شانس آوردم خوب شد بعدشم سنجاق زدم. این همه زحمت بعد باشگاه دوباره همینجوری. انگار من از زیر دوش اومده باشم. فکر
نشستم وسط حیاط رو زمین
روبروم بنفشه های زرد،
بالا سرم،ازبین برگای درخت انجیر اسمون سرمه ایه،
یه نقطه هایی اون دور چشمک میزنن که ستاره ان.
تو گوشم آهنگ میخونه:
میــــرقصد زندگیــــ❤
و زندگی رو میبینم که رقص کنان با نسیم میاد
موهامو تاب میده و لرز میشونه به تنم.
و اینگونه زیبا میگذرانیم جمعه را

پ.ن:ادری بهشت که این باشد
امروز صبح هوا م بود بماند که غروب طوفان و بارون و یهو خیلی سرد شد ولی همینکه داریم به روزای خوش دامن پوشیدن نزدیک میشیم من در پوست خود نمیگنجم :) تنها چیزی که کم دارم یه دونه از این پیراهن هاست آخ چه میکنه این پارچه گل گلی خنک و گشاد با قلب من :) اصلا نگاهشم میکنم مست میشم از حس خنکی و راحتی. 
یه دونه از اینا باید بدوزم موهامو افشون کنم دلارو پریشون کنم و لب ساحل قدم بزنم؟! نه جانم دلم میخواد تاب بازی کنم و باد لای موهام بپیچه.
۱. شهر داره پر میشه از جونور های هالووینی.از مترسک و اسکلت و کدو تنبلای بزرگگگ
۲. سه روز تعطیله.نصف روز برم خرید.موزهپارک.انشالله.
۳. انتظار گاهی کشنده نیست اما ازار دهنده است.امروز زخمش بی درده اما فردای دور دردناکه و چرکی
۴. صدای این خواننده جدید که اسمش هنگامه برچی هست رو میشنوم و یه جایی انتهای قلبم میلرزه
۵. موهامو شاخه شاخه میکنم و میریزم توی سطل اشغالی که کنارمه.و چه قدر این کار لذت بخشه
۶. بعد از مدت ها IP کسایی که میان و
امروز دختر ۲ ساعت گذاشتم پیش باباش رفتم ارایشگاه موهامو رنگ کنم. شیرم براش گذاشته بودم تو شیشه. وقتی اومدم قیافه باباشو باید میدیدین دود از کله اش بلند میشد و به شدت کلافه و عصبی بود. من که میرفتم دلسا خواب بود ولی خب بیدار شده بود کلی جیغ و گریه و در عین گرسنگی شیشه رو پس میزده. لباسشم کثیف کرده بود باباش اومده عوضش شده در حین عوض کردن جیش کرده بود 
یعنی دخترم سنگ تموم گذاشته بود واسه بابایی. من که رسیدم یهو آروم شد لباساشو تنش کردم یه کم چرخون
یه چهره خودم توی آینه نگاه میکنم ,,لبمو جمع میکنم ,میخندم .مدل موهامو تغییر میدم. ابروهامو با سایه پر میکنم ,دماغمو سر بالا میکنم .و فکر میکنم دلم میخواد تغییراتی به صورتم بدم,ابروهامو فیبروز کنم ,لبمو یکم ژل بزنم ,ناخن بکارم. بهش فکر میکنم که برم و بعد این کرونا انجام بدم اما میدونم هیراد خوشش نمیاد. . 
فکر میکنم که برم بگم و راضیش کنم ولی میدونم قبول نمیکنه ,,,پس بيخیال میشم و میرم زیر پتووو تا خودمو گرم کنم و به چیزای خوب فکر کنم به روز عرو
دیروز عصر بعد کلاسم مستقیم رفتم ترمینال بلیط گرفتم و آمدم شهر شوهرم,وسایلمو از قبل جمع کرده بودم و توی کیفم بودن,هیراد هم بسیار منتظر بود و مدام زنگ میزد که الان کجایی ? 
دل توی دلم نبود ,مثل قرارهر هفته که تا کلاسم تموم میشد راهی میشدم ,مثل تمام این هفته ها که کل هفته پشت تلفن و ویدیو کال هامون ,از دلتنگی میگفتیم ,از نگرانی هاش برای تنها توی یک شهر غریب بودنم,,,,از اینکه کسی اذیتم نکنه . دل توی دلم نبود تا وقتی رسیدم بغلش کنم و به اندازه این دو هف
فقط دکلره ریزش مو میده؟ آخه این موی مشکی پرکلاغی ای که  روش زده بود قهوه ای سوخته و البته تو پاچه ی من کردن به جای گردویی انصافا موهامو نمیریزونه :) حالا دو یا سه بار هم روغن آرگان اندازه سه چهار قطره به کل سرم زدم که بعید می دونم همچی معجزه ی درجایی بکنه چون اگه میخواست موی من آسیب ببینه قطعا با رنگ می دید درسته؟ 
خوب حالا ضرر رنگ چیه؟ راسته میگن موها رو بیشتر سفید می کنه؟ 
از رنگ موهام ناراضی نیستم خوب معلومه اونی که من نمیخوام نیست ولی حتی یه
یه دردی از کتفم میکشه پایین میاد قاطی میشه با درد مچم، هر چی‌گفتم دستم تازه خوب شده اصلا رحم نکرد یه کمم.می گفت آخرین بار گفتم یه بار دیگه دستت بخوره چیکارت می کنم.
گفتم کی گفتید اصلا من جرات دارم هیچوقت از این کارا کنم،حالا ایندفعه یه غلطی کردم‌ رحم کنید یه کم
دیگه ولم‌کرد منم‌خوشحال شدم ولی بدتر کرد.
گفت پاشو برو قيچي رو بیار.
میخواست ده سانت از موهامو کوتاه کنه 0_o 
زورمم نمی رسید در برم دیگه اشکم در اومد گفتم بابا دستمو که قطع کردید چی
از دور توجهم به سویشان جلب شد. عمویش آدم
تازه موهای سر برادرزاده را پیرایش کرده بود. همچون آهو جستم و در چند
ثانیه تنظیمات و قابم را بستم. همه چیز آماده بود. با انگشت سبابه ام دکمه
شاتر دوربین را لمس کردم اما پیش از فشردنش، کودک قيچي را به سمت موهایش
برد بدون اینکه مادر متوجه شود. من اما حواسم بود. توجه نکردم و گفتم حتما
قيچي را پایین میاورد. اما انگار کودک تصمیمش را گرفته بود. به سرعت دکمه
را فشرم و عکس ثبت شد و تا آمدم بگویم قيچي. کار از کار
یک بداهه نوازی کمانچه و پیانو روشن است و جمعه است و در اتاقم نشستم.
هیچ چیز نیست که حالم را خوب کند ،جز اینکه خیالم راحت است که حال مامان خوب است.
ارامش اما نیست.
خونه اروم نیست!دلم اروم نیست!
موهامو باز میکنم تا پف کنه تو این رطوبت!میخوام بی خیال بشم نسبت به پف کردنش!
پیاده روی نرفتم.رمقی تو پاهام نبود.گاهی حس میکنم دستو پاهام برای خودم نیستن و سنگینن برام!
امروز داشتم به این فکر میکردم که اونایی که تو زندانن جمعه هارو چجوری میگذرونن؟!
من همیشه
انواع قيچي
قيچي دستی در اندازه های مختلف و قيچي برقی و لیزری برای برش در کارگاه خیاطی مورد استفاده قرار میگیرد.
 
 
انواع قيچي دستی
قيچيهای دستی را مراقب باشد به زمین از ارتفاع نیفتند دور از رطوبت نگهدری شوند.
 
 
 
 
آموزشگاه مقتدری
موسس، مدیر و مشاور طراحی لباس
تلفن: 09122795146
02177904462
لطفا نظر و سئوال خود را در قسمت زیر درج بفرمایید.
 
 
انواع قيچي
قيچي دستی در اندازه های مختلف و قيچي برقی و لیزری برای برش در کارگاه خیاطی مورد استفاده قرار میگیرد.
 
 
انواع قيچي دستی
قيچيهای دستی را مراقب باشد به زمین از ارتفاع نیفتند دور از رطوبت نگهدری شوند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آموزشگاه مقتدری
موسس، مدیر و مشاور طراحی لباس
تلفن: 09122795146
02177904462
لطفا نظر و سئوال خود را در قسمت زیر درج بفرمایید.
 
 
بخاطر عملکرد خوبم در ماه گذشته،
یک دستگاه بابلیس مخروطی به خودم هدیه دادم از دیجی کالا سفارش دادم امشب به دستم رسید:) 
 
من موهام به شدت صافه! یعنی انقدر که وقتای عروسی و مهمونی و . با هزار مدل تافت و کرم و اسپری و اگه یکم حالت بگیره! 
امشب بابلیسم که رسید گفتم دیگه میتونم یه مدل موی خوشگل و حالت دار به موهام بدم از این ی دربیارم! 
 
عاقا اینو نگفتم؟؟؟ 
 
بالای 7 بار موهامو بابلیس کشیدم ، کرم مو زدم، تافت زدم . شما بگو اگه دو دیقه به اون حالت
تصمیم داشتم موهامو واسه یلدا ۹۸ لایت کنم ولی خب بخاطر بک سری مسائل با آرایشگر به توافق نرسیدم هم خیلی گرون میگفت هم نگران بودم موادش مرغوب نباشه (بخاطر همین بود که سراغ هرکسی نمیرفتم) 
خلاصه قسمت نشد که یلدا به موهام تنوع بدم و تصمیم افتاد برای عید که اونم کروناعه خاکبرسر گند زد توش
میدونم بعد از قرنطینه هم جرئت نمیکنم برم آرایشگاه چون راضی نمیشم موهامو بسپارم دست کسی که ذره ای واسش مهم نیست موهای من چقدر خراب بشه اگر هم بخوام یه جایی برم که
امروز یه حال عجیبی بودممم. صبح دیر بیدار شدم از خواب.صبحونمو که خوردم رفتم دوباره روی تخت یکم به خودم کش و قوس دادم و پرده رو کنار زدممم کتابی رو دست گرفتم و خوندم. نور آفتاب داشت با مهربونی بدن و  موهامو نوازش میکرد. و یه فنجون چای گرم انتظارمو یکشید شاید خیلی صحنه تکراری  و ملایمی باشه خیلی رویاایی اما یهو جرقه ای خورد و به طرز عجیبی حس کردم که دارم خودمو تلف میکنم. که پتانسیل هام خیلی بالاتر از این حرفاست. که پتانسیل هام و جایگاه

تا اونجا که یادمه همیشه تیپ پسرونه میزدم . تا پنج سالگی با پدرم استخر میرفتم اگه از بعدشم نرفتم مال این بود دیگه بهم اجازه ورود ندادن. موهامو کوتاه میکردم. با برادرم جنگ میکردم و این روال ادامه داشت و من از ظرافت های دخترونه هیچی یاد نگرفتم. از اینکه چه جور خاله بازی کنم. چه جور با دخترای هم سنم بشینم لاک بازی کنم. چه جور متوجه بشم که به جای علاقه به توپ فوتبال و ماشین کنترلی و کارت بازی باید باربی بازی  یاد بگیرم یا موی عروسکی شونه بزنم و برای
یک از همه: قضیه اینجوریه که دوست دارم اینجا از همه‌یِ چیزایی که این مدت با گیانک از سر گذروندیمشون و همه‌‌یِ چیزایی که برام اتفاق افتاده و همه‌یِ شک و تردیدایی که ردشون کردم و همه‌یِ اینا بنویسم ولی نمی‌شه. یه‌جوریه انگار بخوام همه‌شون برای خودم بمونن. یه‌جوریه که انگار می‌ترسم کسی بیشتر از من دوسشون داشته باشه. خودخواهم بس که‌. سخته ولی حرف نزدن. نگفتن.
دو از همه: که چی می‌تونه برام قشنگ‌تر از بغل کردنت پشت قفسه‌های کتابفروشی باشه؟ ک
نشسته کنارم. سرمو گرفته تو آغوشش. موهامو نوازش می‌کنه. عطرش دوباره تمام اتاقو پر می‌کنه. نگاهمون خیره‌اس. من به پاش، اون به کاغذدیواری سورمه‌ای. یه دستش تو موهامه، یه دستش رو شونه‌ام. صدای افتادن قطرات کوچک اشک روی موهام میاد. حس خیسی. آواز میخونم: چرا گریه می‌کنی؟ میگه: چرا مشکی پوشیدی. نمیپرسه. خبر میده از پرسیدنش. صداش گرفته. دیگه دستشو تو موهام حرکت نمی‌ده. موهامو چنگ می‌زنه. فشار ناخناش تو پوست سرم با هر کلمه‌ای که میگه بیشتر میشه: دلت
آدم بایدهرازگاهی تصمیمای جدید بگیره برای زندگی‌ش. برای یه زندگی بهتر. 
خب، دو روزه که تصمیم گرفتم بشینم و با برنامه، تاکید می‌کنم با برنامه برای المپیاد بخونم. این دو روز هم برنامه رو عملی کردم، ببینیم در آینده چی پیش میاد. 
و امروز طی یک تصمیم آنی، به این نتیجه رسیدم که دیگه نمی‌خوام موهامو شونه کنم. در راستای مبارزه با نظام سرمایه‌داری، و خاطرنشان کردن این حقیقت که عمر ما کوتاه‌تر از اونه که بخوایم صرف کارای بیهوده‌ای مثل شونه زدن مو ب
سوالی که برای خودم خیلی بدیهی بود اما برای همه عجیب وا مگه میشه؟ عروسی مثلا جدا از مسئله با کلاسی یا بی کلاسی، جدا از مسئله غرب زدگی و تعاریف اشتباه از زیبایی من فکر میکنم مهم ترین دلیلم اینه، موی رنگ شده سنو بالا میبره و تو ذهن من کسی که موهاش رنگ شده دیگه بزرگ شده و زن خونه اس من نمیخوام زن خونه باشم، من میخوام همون دختر بچه ای باشم که کتونی میپو‌شه، میدونی چرا چون نمیخوام مرگ ارزو هامو باور کنم چون میخوام فکر کنم هنوز وقت دارم واسه تلا
تا یه ذره سر کلاس وقت پیدا میکنم برای استراحت ذهنم پرواز میکنه میره اون دور دورا نمیفهمم چی میشه که یهو میفهمم تایم استراحت تموم شده!در این حد حواس پرت =)
یه صداهای عجیب غریبی منو بيخیال همه چی کردن،وقتی دراز میکشم اینگار از کف پاهام کم کم بی حس میشه و رفته رفته خوابم میبره متوجه نمیشم تا کجای بدنم این کرخی پیش میره اما واقعا معرکه س!شاید به خاطر ایمی پرامین باشه نمیدونم.
خیلی کار دارما خیلی ولی هیچکار نمیکنم!!!قبلا اگر 50 درصد کارارو انجام میدا
نمیدونم بازم میتونم به کسى اعتماد کنم یا نه. کسى میتونه مثل تو باشه یا نه. مگه میشه کسى مثل تو منو بفهمه؟ معلومه که نه. من انقدر غرق تو شده بودم که خودمو فراموش کرده بودم. الان که رفتى الان که نیستى تبدیل شدم به هیچى. یعنى هیچى تو وجودم نبود بجز تو. همه ى منو پر کرده بودى. الان خالیم. قلبم تیکه تیکه شده. روحم زخمیه. ولى هنوز خوشگلم. هنوز همون چشمایى رو دارم که میگفتى چقد درشتن. هنوز موهامو رنگ میکنم. هنوز میخندم. ولى هیچى نیستم. میدونى اینکه هیچى نب
1. امروز صبح با کلی نشاط و شور و شادابی رفتم به مدیرمون برا اوللللین بار سلام کردم (اونم چون زل زده بود بهم) . بعد یه نگاه عمیقی به ابروهام کرد و گفت سلام عزیززززممممم. 
این عزیزم خیلی معنا ها داشت. یکیش اینکه مثلا عزیزم دیگه از این گوجه ها نخور :))) یا مثلا منظورش این بوده که خیلی ایکبیری ای عزیزم. به هرحال من دیگه به کسی سلام نمی کنم -____- 
2. فردا با نیلی اینا میریم بیرون و در "چی بپوشم" ترین حالت ممکنم :| چی بپوشم؟ 
3. خوش ب حال این دخترا که با موهای کو
روزا به سرعت برق و باد میگذرن. انقدر سریع که حس می کنم هر روز پنج شنبه هست. چشم رو هم میزارم پنج شنبه بعدی رسیده. جمعه رو کلا درگیر لیستنینگ بودم وسطاش هم دایما شازده و فسقلی رو بغل میکردم با اینکه دایما کنارم هستن ولی به شذت دلتنگشون میشم. با این هوای خنک و بارونی برای شام عدسی درست می کنم و ساعت که نزدیک هشت میشه به صوت اتومات میرم موهامو شونه می کنم کمی رژ لب قرمز و یه لباس که بهش بیاد. بعدشم کمی از ادکلن روزای دوستیمون میزنم به موهام و یادم می
این مدت تقریبا هفته ای دوتا امتحان سخت و سنگین داریم.استادا به بی رحمانه ترین شکل ممکن دارن مارو به سیخ میکشن وواقعا نگرانم که نکنه نرسم به کارام!
اولین عکس رادیوگرافی روی بیمار رو گرفتم و خوب بود اما همچنان برای عکس گرفتن از بیمار استرس دارم.کار پروتزمم مرحله اخرشه و استرس حباب زدنشو دارم و امیدوارم درست انجام بشه.هفته دیگه بعد از دوماه و نیم قراره برگردم خونه و خیلی خستم از خوابگاه و دانشگاه و این شهر.دلتنگ خونه ام.دلتنگ ناهار و شام‌های ب
میچرخم ، میچرخم ، میچرخم ، لبخند میزنم و میرقصم ، باد موهامو پریشان میکنه و  مثل کودکی خندان و با شوق موهایم را دست باد میسپارم .
کم کم دارن میان، منتظرشون بودم ، با رقص به استقبالشون میرم ، مودب و متشخص قدم بر میدارن و دعوتشان میکنم به رقص ، از میان جمع دستشو میاره جلو ، دو به شک میشم ، دستهاشو بگیرم یا همه چیز را رها کنم و برم ، مامان با یه سینی تزیین شده که روش اسپند دود کرده سَر میرسه و دور سَرم اسپند دود میکنه ، دستشو میگیرم ، شه است و نا
چند ماهی میشه که موهامو رنگ کردم.
و زنهای اطرافم با نگاه خاصی دنبالم میکنن.
پشت نگاهشون میگن: چطور به خودت اجازه میدی قبل از ازدواج دست به همچین کاری بزنی؟
ما زمان تو ابروهامونو برنمیداشتیم.چقد وقیح و دریده شدی.
ولی واقعیت اینه من نمیتونم تا ابد منتظر کسی بمونم تا زیبایی های خودم رو کشف کنم!! چه دلیلی وجود داره دخترها برای هر عملی،منتظر نفر دومی باشن که از موقعیت فعلی نجاتشون بده؟
با رنگ کردن مو چه اتفاقی برای من افتاد که نجابتمو لکه دار کنه
من بد عادت شدم
عادت کردم که یکی بهم بگه برام شعر بخون و بفرست
یکی وقتی دارم با یه موزیک میخونم موزیکو کم کنه که صدای منو بشنوه 
یکی تا موهامو باز میکنم بگه موهات وای موهات! نعمت الهیه موهات
عادت کردم یکی زل بزنه تو چشمام و اشک تو چشاش حلقه شه 
عادت کردم یکی هر کار معمولی ای که میکنم بگه عجب صحنه ی لعنتی ای
عادت کردم یکی خیلی منو بخواد
عادت که نه ولی خب وقتی یکی آدمو اونجوری بخواد خواستنای این شکلی دیگه به چشمش نمیاد 
گله نمیکنم از کسی 
من خودم
خب خب اول مرسی از دعوتت گل پسر 

خب اول بیست سال ایندم جوری ک دوست دارم باشه رو میگم بعد واقعیت 

دوست داشتنم اینه که مهاجرت کرده باشم انگلیس تو گرینویچ کار کنم.دو تا جوجه فسقلی داشته باشم.یه زندگی ساده و شیک 
دلم میخواد همه خانوادم همرام باشن 
شاید یه خونه ویلایی داشته باشم و یه ماشین که اصلا به شخصیتی که دارم نمیخوره 
احتمالا شوهرم یا کچل یا مو فرفری 
دو تای بچم بزرگ دختر و کوچولو پسر باشه 
احتمالا موهامو کوتاه کرده باشم و تپل شده باشم 


واق
یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر می خوایید گاز بگیرید برید ته صف!
صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفته‌اند. چند نفر نوشته‌اند همین فردا میرم «شوور»! می‌کنم، دو_سه نفر نوشته‌اند اصلاً من به عشق همین پاها می‌خوام بچه‌دار شم و .
- مردی روی نوک کوهی ایستاده و دست‌هایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قله‌ها!
- زنی در اینستاگرام عکسی از قورمه‌سبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش
حس میکنم یه چیزی گم کردم. حتی نمیدونم این چیه که در من گم شده . ولی سعی کردم دنبالش بگردم.
رفتم کتابخونه و یه گشت سریع بین کتابا زدم.برعکس همیشه، حوصله نداشتم بینشون بگردم و کند و کاو کنم.
رفتم موهامو کوتاه کردم. خیلی هم کوتاه کردم. کاری که همیشه بهم انرژی میداد. حتی یک جفت از گوشواره های دوست‌داشتنی ام رو هم کل روز توی گوشم انداختم. ولی حسم عوض نشد. 
رفتم به کتابفروشی مورد علاقه ام و یه گشتی بین کتابا زدم. بازم حوصله نداشتم وجب به وجب کتابفروشی ر
کارهایی که مردان دده می کند
رابطه جنسی یک عمل پویا و دو طرفه می باشد پس هر عملی با عکس العمل طرف مقابل باید مواجه شود تا لذت رابطه کامل گردد و الا مردها می رفتند و با یک عروسک ازدواج می کردند ؟
 
1- زن هایی که مثل ارباب با غلامشان رفتار می کنند
یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و….
بله خیلی از خانم ها هس
کارهایی که مردان دده می کند
رابطه جنسی یک عمل پویا و دو طرفه می باشد پس هر عملی با عکس العمل طرف مقابل باید مواجه شود تا لذت رابطه کامل گردد و الا مردها می رفتند و با یک عروسک ازدواج می کردند ؟
 
1- زن هایی که مثل ارباب با غلامشان رفتار می کنند
یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و….
بله خیلی از خانم ها هس
کارهایی که مردان دده می کند
رابطه جنسی یک عمل پویا و دو طرفه می باشد پس هر عملی با عکس العمل طرف مقابل باید مواجه شود تا لذت رابطه کامل گردد و الا مردها می رفتند و با یک عروسک ازدواج می کردند ؟
 
1- زن هایی که مثل ارباب با غلامشان رفتار می کنند
یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و….
بله خیلی از خانم ها هس
کد کالا: 1005
 قيچي باغبانی برگر آلمان مدل 1760
هرس گیاهان با استفاده از ابزار باکیفیت که کاربر را خسته نکند، جذاب‌تر می‌شود. شرکت «برگر» (Berger) در طراحی و تولید ابزار باغبانی، این مطلب را به‌خوبی رعایت کرده است. نمونه‌ی بارزی از این موضوع، قيچي باغبانی 8 اینچی مدل 1760 است، که تیغه‌ای مورب دارد. این تیغه از کروم ساخته‌شده که در مقابل فشار و خوردگی مقاومت می‌کند. برای کاربری راحت‌تر از این قيچي ، روکش دسته‌ی این محصول را مطابق با برجستگی‌‌ها و
ابزار خیاطی قيچي جادکمه
روی این قيچي پیچی قرار داد که برای تنظیم میزان باز کردن جادکمه میباشد و اضافه پارچه در قسمت شیار وسط تیغه قرار میگیرد تا به راحتی برش بزنید.
 
 
آموزشگاه مقتدری
موسس، مدیر و مشاور طراحی لباس
تلفن: 09122795146
77904462
لطفا سئوال و نظر خود را در قسمت زیر درج بفرمایید.
زندگی پیـکار نیست، بـازی است! زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد، چه خوب، چه بد قوه تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد
برای پیروزی در این بازی زندگی باید قوه تخیل را طوری آموزش دهیم که تنها نیکی را در ذهن تصویر کند. زیرا آنچه آدمی عمیقاً در خیال خود احساس کند یا در تخلیش به روشنی مجسم نماید، بر ذهن نیمه هوشیار "ضمیر ناخودآگاه" اثر می گذارد و مو به مو در صحنه زندگی اش ظاهر می شود
تخیل را قيچي ذهن خوانده اند ، این قيچي شبانه روز در حال بریدن
تو که از اول هم هیچ نبودی و هیچ کجا نبودی ریز ریز رفتی، ریز ریز هم نیومده بودی، اصلا هیچوقت نیومده بودی و فقط من می دونم رفتن کسی که هیچوقت نیومده یعنی چی. سرابی بودی که هیچوقت نجوشیدی و تو که اصلا نبودی از اولین راهابی که گیر آوردی سرازیر شدی و ریختی تو اون گذشته پر از لجن. می فهمیدم داری می ری، بعد یکسال دوباره موهامو اتو می کردم، خط چشم نمی کشیدم ماسک نمی ذاشتم، میفهمیدم تو که هیچوقت نبودی داری می ری و دیگه کسی مشت نمی زد توی دلم، می ترسیدم
سلام دوستان 
یه هفته دیگه بنیامین رو دیدم و نظرمان راجع به همدیگه مشخص شده 
هر چند میدونم همدیگه رو می پسندیم ولی بنیامین استرس این رو داره نپسندیم منم دچار وحشت می کنه ، یک آن فکر می کنم اگه ازش خوشم نیاد چکار کنم .اگه اون نپسنده سعی میکنم منطقی باشم و مث یک مهمان باهاش برخورد کنم مث یک دوست عادی (البته این تئوری گفتنش راحته ، عملیش ممکنه حتی گریه دار هم باشه )
خب موهامو به درخواست یگانه محبوبم بردم صافی ژاپنی کردم و در حد یک عمل بینی قیافه م ع
مامان یه فلسفه ی باحال داره، همیشه میگه گربه مردم فراموشکارن. فک کنم اگه این جمله نبود انقد موهامو می کندم که کچل شم:| 
مهم نیست که امروز کی هستی اگه تغییر کنی کسی یادش نمی مونه که تو چطور بودی. اگه خوب باشی و یهو بد بشی کسی یادش نمیاد که تو یه روز آدم خوبی بودی. اگه ضعیف باشی و قوی شی بازم مردم اون روی تورو فراموش می کنن. 
.
.
.
پس من چقدرم مسخره باشم فراموش میشه دیگه؟؟؟ کسی. بازیامو یادش نمی مونه:\
بیشتر نماهای ساختمانی از جنس سنگ هستند و این به دلیل مقاومت بیشتری است که سنگ نسبت به الباقی نماها دارد،در نماشویی ساختمان بسته به اینکه جنس سنگ چیست و از چه نوعی است با روش ها و دستگاه های متفاوتی عمل نماشویی به اجرا در می آید. سنگ ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند،سنگ های طبیعی و مصنوعی. یکی از سنگ های مصنوعی سنگ بادبر یا قيچي است که با توجه به زیبایی که در نما به وجود می آورد در نمای ساختمان های زیادی به کار می رود.
 
روش های نماشویی نمای
در گذشته که دستگاه قيچي خم و برش میلگرد و یا اصطلاحا میلگرد بر ساخته نشده بود میلگرد را توسط قيچي های برش که همگی دستی بودند برش می دادند که این کار بسیار سخت و زمان بر بود. اما امروزه می توان به کمک این دستگاه میلگرد ها را به اشکال و اندازه های مختلف برش داد که همین امر باعث راحتی و سرعت عمل بالا برای افرادی که در صنعت ساختمان سازی فعالیت دارند، شده است.
مجموعه سهند ابزار مفتخر است به منظور رفع نیاز پیمانکاران و افراد وابسته به صنعت ساختمان س
سلام به همه.
دیروز:
صبح پاشدم دیدم گوشیم روشن نمیشه حتى توى شارژ،رفتم یه اپل استور،گفتم باتریشو عوض کنه و گفت یه ساعت بعد برم گوشى رو بگیرم،بعدش رفتم گفت آى سیش مشکل داره که هزینه ى تعویضش میشه ٣٠٠ هزار تومن که مامان گفت لازم نیست و بعد با باترى قبلیش اومدم بیرون.توى خونه،ارسلان (نامزد مامانم) گفتش که یکشنبه برام به گوشى سامسونگ میگیره ولى فعلا یعنى بعدش اپل.آره دیگه،الانم دارم با گوشى خودش مى نویسم.
امروز:
صبح که بیدار شدیم،مامان برام از آرا
گل شجاع خلیل زاده در جمع پنج گل برتر لیگ قهرمانان آسیا با موضوع قيچي برگردان قرار گرفت.
 سایت AFC  اقدام به برگزاری نظرسنجی‌های مختلف کرده و یکی از این نظرسنجی‌ها مربوط به گل‌های زیبا در هر شاخه (شوت از راه دور‌، آکروباتیک و.) است.
 
در بین برترین گل‌های قيچي برگردان خلیل زاده به الاهلی به عنوان یکی از ۵ گل برتر انتخاب شده و باید با یکی از ۴ رقیبش به رقابت بپردازد.
 
نشستم و موهامو میکشم و به منظره آبی رو بروم نگاه میکنم نه که دریا باشه ها نه تونیک آبی نفتی دلبره که گذاشتتش روی صندلی میزکامپیوتر و به این فکر میکنم کتاب بخونم یا فیلم ببینم یا هر دو چون ظهر خوابیدم و حالا حالا ها خوابم نمیبره ولی حوصله هیچکدومشونو ندارم و به این فکر میکنم فقط منم که گاهی حوصله کارایی که میتونم انجام بدم و خودمو مشغول کنم و ندارم یا بقیه هم همینن؟ جوابش نمیدونمه .البته نمیدونم متمایل به قطعا آره بقیه هم همینن.الان فقط دلم م
نشستم و موهامو میکشم و به منظره آبی رو بروم نگاه میکنم نه که دریا باشه ها نه تونیک آبی نفتی دلبره که گذاشتتش روی صندلی میزکامپیوتر و به این فکر میکنم کتاب بخونم یا فیلم ببینم یا هر دو چون ظهر خوابیدم و حالا حالا ها خوابم نمیبره ولی حوصله هیچکدومشونو ندارم و به این فکر میکنم فقط منم که گاهی حوصله کارایی که میتونم انجام بدم و خودمو مشغول کنم و ندارم یا بقیه هم همینن؟ جوابش نمیدونمه .البته نمیدونم متمایل به قطعا آره بقیه هم همینن.الان فقط دلم م
سلامدارم آهنگ شاید بهشت شروین رو گوش میدمچقد احساس دارهبالاخره کنکور ما هم تموم شد و وارد دنیای بعدش شدیمخب آقایی هم از فرصت سو استفاده کردن و سفارش کیف چرم دادنالان تیکه هاشو برش دادم فعلا.هر روز زنگ میزنه جویای احوال کیفشهامیدوارم معلمی بیارم ب امید خدا یا روانشناسیآزمون عملی هنر هم ثبت نام کردمبرا نقاشیباید تمرین کنم اگه خواب اجازه بدهی چیزی میخواستم بگمآهای داداش نداشتم ک هیچ وقت بدنیا نیومدی میخواستم بگم خیلی دوستت دارم
  _ کِی رسیدی؟؟
+ دیشب. وقتی بهت زنگ زدم هنوز فرودگاه بودم. دوس داشتم تو اولین کسی باشی که از اومدنم‌ با خبر میشه
_چرا ؟؟
+فکر می‌کردم خوشحال میشی ولی تصور آدما همیشه درست از آب درنمیاد
_ آره تصور آدما هیچ وقت درست از آب در نمیاد
+ واسه بحث کردن اینجا نیستم. هنوزم همون محله ی قدیم زندگی می‌کنی؟
_  آره . ساختموناش بزرگتر شدن و آدماش سنگی تر‌. تابستوناش مش اکبر نیست که آلاسکا بفروشه و زمستوناشم تو هیچ خونه ای کرسی روشن نمیشه. هنوز همون جا زندگی
دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی به نام دل عاشقدانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی به نام دل عاشق با بهترین کیفیت در سمفونی. مرتضی اشرفی خواننده کشورمان به تازگی موزیک جدیدی را به نام آهنگ دل عاشق را در پیچ شخصی خود منتشر کرده است. تاریخ انتشار آهنگ موهامو زدم 2 مهر ماه 1398 می باشد. شما دوستان عزیز میتوانید برای دانلود آهنگ دل عاشق که آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی از خواننده خوب کشورمان مرتضی اشرفی است. میتوانید به بخش دانلود آهنگ رفته و این آثار بسیار جذاب ر
از سر صب که پاشدم دارم فقط آرایش میکنم
یعنی بی اغراق از ساعت دوازده تا به الان
یه کم آرایش میکنم
یه کم سلفی میندازم
یه کم میرقصم
و یه کم به زیباییام در آینه نگاه میکنم و میگم
فتبارک الله احسن الخالقین
اولش ضد آفتاب رنگیمو زدم. بعد که اومدم اتاقم گفتم خط چشم بکشم. بعد وسوسه شدم که رژ لب پلنگی بزنم با خط لب ببینم لبام گنده باشه چطور میشه. دیدم یه کم رژ گونه چاشنی کار کنم بد نیس. بعدش گفتم خب ریمل چه گناهی کرده مگه
اینجا بود که جای خالی سایه احساس شد.
کنار خیابون ایستاده بودم منتظر تاکسی و بعد از مدتهای طولانی که یک سره کلاه به سر داشتم، موهامو به دست باد سپرده بودم و از خوردنشون به صورتم حظ میبردم که یهو با صدای بوقِ نکره ای چشمامو باز کردم که دیدم یه شیء آبی به وسعت دیدِ من در فاصله ی چند سانتیمتری داره بهِم نزدیک میشه.  درِ پشتِ نیسان بزرگواری که -ویراژ میداد و  سبقت از راست هم گرفته بود و به دلیل چِت‌زدن راننده ش به خاطرِ سختیِ ایام روزه‌داری- باز مونده بود، سایید به نوک بینی‌م و من از
دانلود آهنگ جدید علیرضا پوریا به نام حیفدانلود آهنگ جدید علیرضا پوریا به نام حیف با بهترین کیفیت در سمفونی، علیرضا پوریا خواننده کشورمان به تازگی موزیک جدیدی را به نام آهنگ حیف را در پیچ شخصی خود منتشر کرده است. همچنین میتوانیم به آهنگ قبلی این خواننده هم اشاره کنیم به نام موهامو زدم که طرفدارنی در موسیقی پیدا کرد. تاریخ انتشار آهنگ حیف 3 مهر ماه 1398 می باشد. شما دوستان عزیز میتوانید برای دانلود آهنگ حیف که آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی از خواننده
دخترای کانادایی که وایت هم هستن
یه سری دیوونگی ها دارن
یه سری اخلاقای خوب
دیوونگی هاشون اینه که مثلا روانی هستن
روانی بازی دارن
یا مثلا خیلی سیگار میکشن
یا خیلی وید میکشن
یا کوک میزنن
خوبیاشون اینه که ساده ن
مهربونن
اهل کمکن
دوست داشتنی ان
حسودی نمیکن معمولا
یعنی تو با اینا ازدواج کنی با یه سری اخلاقای خوب و بدشون سر و کار داری
دخترای ایرانی
اغلب:
موهامو قهوه ای روشن رنگ کنم بیکاز آم عم عه به لاند
خیلی بی خیالن
از یه طرف به شدت احساس حقارت دار
میگن حس شما بعد از مهاجرت سه فاز اصلی داره: ماه عسل (همه چی خوبه، همه چی هیجان انگیزه، همه جا خوش میگذره، وای برم تجربه کسب کنم)، افسردگی (دلم نون بربری میخواد، دلم برای قرمه سبزی مامانم تنگ شده، کاش الان تو کوچه خودمون بودم، مقنعه جونم کجایی موهامو زیرت قایم کنم)، و پذیرفتن (عادت می کنم، پاتوق پیدا می کنم، خونه م واقعا خونه میشه، حس تو مسافرت بودن رو از دست میدم).
ماه عسل من شیش ماه طول کشید. برای آینده م تصویرای رنگی رنگی می ساختم. وقتی میرفتم خ
[همه‌ی ما ول معطلیم. این محله تو طرحه و خراب می‌شه. ارزیاب بودن لااقل این خاصیتو داره که آدمیزاد جلوتر بدونه چی داره به سرش می‌آد!نه_ دل‌بستگی خاصی به این محله ندارم؛ اما هیجانم برای محله‌ی جدید از اینم کمتره.  مگه اونو کی‌ها می‌سازن؟ همین‌ها؛ بساز بفروش‌هایی که محله‌های دیگه‌ رو از ریخت انداختن! خب  تکلیف من چیه؟ باید بگم یا نگم؟ به‌هر‌حال همسایه‌ها جدی نمی‌گیرن؛ چون میون مقامات مختلف سر این طرح اختلافه. ]دیروز پنجره رو باز کردم. گ
 
قيچي اصلاح مو یکی از لوازم پرکاربرد و اساسی آرایشگاه ها است. برای کوتاهی و مرتب کردن موی سر می بایست از قيچي آرایشگری مناسب و حرفه ای استفاده شود.
انواع قيچي های آرایشگری
قيچي خوب و مناسب، کیفیت کوتاهی مو را بیشتر می کند. قيچي جزء ابزار اولیه و ضروری سالن های زیبایی است. در این مقاله شما را با انواع قيچي های آرایشگری مناسب، آشنا می کنیم.
قيچي کوتاهی ژاپنی
دسته های این قيچي فولادی دست ساز می باشد. تیغه ی این قيچي بسیار تیز است. این قيچي کوتاهی
 یه نفس عمیق کشیدیه نگا بهش کردممن-زنده ای ؟یه نگا بهم کرد از اون نگاها که توش په نه په داره انگار با نگاش بهم میگفت په نه په مردم الان روحم داره نفس میکشهسامیار-چه عجب یادت افتاد دستت رو از رویه دهنم برداریبا حرفایه بابا دیگه حال کلکل نداشتم دوسه هفته دیگه که بیان من چه خاکی تو سرم بریزم دانشگاها رو بگو دوسه روز دیگه باز میشهسامیار- چرا تو فکری؟میخواستم بهش بگم به تو چه که دیدم حالا که اون مثل آدم حرف میزنه من چرا نزنم نشستم رویه تختو سرمو گرف
+ عطسه کردم. مرمر میگه این چه وضع عطسه ست؟ کسی نمیگیرتتا. 
چند دیقه بعد یکی تو خیابون یه جوری عطسه کرد که صداش تا بالا اومد. بدو بدو هلک و هلک گیلیلیلیلیلی کنان اومده پیشم میگه اون حرفی که بهت چند مین پیش زدم کنسله. نیمه گمشدتو پیدا کردم :|
اینا همش اثرات آلودگی هواستا :||  
+ میدونید یاد چی افتادم؟ پیارسال برا غزل داشتم ضضضضضجه می زدم می گفتم می خوان ببرنمون اردو! میخوان ببرنمون یه جا قرار نیست حرف بزنیم. کللللللی پول میگیرن تازه قرارم نیست حرف بز
 خب امشب بعد مدتدها قرنطینه و. یه دعوتی فامیلی گرفتیم  تا دور هم جمع بشیم ( تولد مامان هم هست) 
در واقع ما هر سال توی خونه جشن امام حسن داریم کلیییی دعوتی داریم  که امسال کنسلش کردیم و اون پولو جای دیگه خرج میکنیم 
خب تو این اوضاع خرید و اینا که کنسل بود ، هر گونه بیرون رفتنم شدید مشکوک پس گفتیم یجوری به بهانه ای بریم و گل براش بخیر و اخر شب با اهنگ و. سورپرایزش کنیم . موتور زرت خراب شده و اصن یه وضعی پس بابا مامور خرید گل هم شد بعد که با خاله هما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

برنامه ماهانه پیله تا پرواز گیم ها و برنامه های اندروید من و باز هم من... هُنَرِ وَنگوگ الفباء چمبر چیست؟ من، خاطراتم، ما روزنوشته‌های علی شنوایی قناد رزومه