نتایج جستجو برای عبارت :

ي بارم تو مارو قافلگير کن زندگي

خدای کهکشانا و جهان، ساختن و اداره ی این جهان برای تو کاری نداره و باور دارم و می‌خوام که باور داشته باشم که همه چیز برای تو روی حساب و کتابه. خدای ستاره های بزرگ و نورانی، مسایل کوچیک مارو حل کن لطفا. مسایل کوچیک مارو توی آسمون هات حل کن. مثل شکر تو آب. یه جوری که محو و نا پیدا بشن. میشه خدایا؟ مارو به زندگی عادیمون برگردون. مارو شبیه رمان طاعون نکن لطفاً. خدایا ما آدم های بدی هستیم ولی کمکمون کن خوب بشیم و نیاز به تنبیه نداشته باشیم چون ما مقابل
خدایا عاشق می کنی
بسرعت مثال نقص نشان می دهی
که باید فارغ کنی.
 
دقیقا چرا؟؟؟ حال می کنی حال مارو می گیری؟؟؟ می خوای تربیتمون کنی؟؟؟
یا چی؟؟؟ احتمالا می خواهی حال مارو بگیری؟؟؟ 
خواهشا دلیلش را هم نشان بده.
مرسی
منتظرم. 
بارم‌بندی دروس دوره‌ی اول متوسطه

فایل پیش روی شما نشان‌دهنده‌ی بارم‌بندی تمامی دروس دوره‌ی اول متوسطه توسط گروه برنامه‎‌ریزی و ارزشیابی گروه متوسطه دفتر تالیف در تاریخ آبان 96 می‌باشد که تاکنون بدون دگرگونی و روا می‌باشد.
توجه به بارم‌بندی به ویژه در خصوص در زبان انگلیسی بسیار سودمند است. چرا که باید دانست آزمون کتبی تنها 10 نمره از ارزشیابی 20نمره‌ای شما را شکل می‌دهد. 5نمره از آزمون شنیداری و 5نمره دیگر از آزمون شفاهی و توانایی گفت
بیسم الله الرحمن الرحیم
دوستان چرا برای همه کارها وقت داریم ولی برای نماز برای روزه برای رسیدین به خدا جاهلی وتنبلی میکنیم؟؟
خدا این همه رزق به ما داده خونه داده لباس داده فرزند صالح داده حالا چرا باید برای نماز جاهلی وکاهبی کنیم؟
شیطان مارو به گناه مبتطلا نمی کنید شیطان مارو به گناه دعوت نیکند وماهم بسیار راحت جواب بله رو بهش میدیم.
حالا خدا امده مهدی عج امده مارو دعوت به نماز وبه راه مستقیم دعوت کرده ما بهش جواب نه گفتیم 
حالا شیطان از مهد
 
خدایا مارو اینجوری نپسند.
خدایا مارو به حال خودمون نزار
مگه نه که یه جوی آب کثیف بریزه به دریا زلال میشه دریا که وسط اون همه زلالی نمیزاره کثیف بمونه
حل میشن زلال میشه
خدا تو که خودت دریارو آفریدی
خدایا گدا در خونه یه آدم بزرگ میره بهش نمیگن کثیفی تو برو
انفاقا هرچی کثیف تر حقیرتر شکسته تر باشه بیشتر بهش میبخشن.
خدایا مارو ببین.
مدلی خاص و زیبا برای مشتری خوبمون
خوش سلیقه ها مارو انتخاب میکنند
گلسرای فاطمه بهترین و جدیدترین مدل ها راباکمترین هزینه برایتان انجام میدهد
برای اطلاعات بیشترباماتماس بگیرید ویادرتلگرام پیام بدهید 09388828068
پیج اینستاگرام مارو دنبال کنید mashin.aroos_dastegol.aroos 
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم


به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام

خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم


پرده مطربم از دست برون خواهد برد

آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم


پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم


منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن

از نی کلک همه قند و شکر میبارم


دیده بخت به افسانه او شد در خواب

کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم


چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید

با که
روز اول که ارای اولین دیمه نیشته دلم انگار خیلی وقت پیش شناسیمه او شوه دپرس
بوم حال گنه داشتم هی تماشام کردیا حس خوبه و په داشتم هی هات دسم گرد
نیشت و گردم قصیه کرد و یادم نیه چوه وت چوه حواسم پرت کرد اصلا ارام سنگین بی
نوای دوته کم بارم ولی وقتی چویله دیم فهمیم هیچ نیه بارم خلاصه بیه فابم عاشقم
کرد چه جور ولی دلشوره داشتم نکنه ی روز بچود نکنه بعد ی مدت تکراریو بوم ارای
شو روژ فکرم ی بی یکی تر و جای مه ناید ی مدت که گذری رفتاره عوض بی دی زو
جواوم ن
با سلام خدمت همکاران محترم
فایلهای جدید و به روز متوسطه اول و فنی و کاردانش  بدستم نرسیده است  اگر فایل به روز شده هر یک از موارد را در اختیار دارید به این وبلاگ ارسال نمایید تا به این مطلب افزوده شود
 بارم بندی دروس دهم و یازدهم نظری و دوازدهم 99-98  به صورت فایل پی دی اف جهت دانلود و استفاده همکاران محترم در  وبلاگ قرار می گیرد
جهت دانلود فایل مورد نیاز خود روی فایل مربوطه کلیک کنید
 
دانلود بارم بندی دروس دهم نظری99-98
 
دانلود بارم بندی دروس ی
فرق ما با بقیه اینکه ریشه ما تو خاکه نه تو آب .
هرگز یادمون نره همه ما یه روزی میمیریم و باید به جز مال و ثروت برای آیندگان ، الگو به ارث بزاریم و این الگو نشانه ریشه ای که در خاک پاک و قهرمان پرور کشورمون تنیده شده . مثل گذشتگان باشیم . هیچ کشوری به اندازه ایران قهرمان به خودش ندیده ، غربی ها میخوان ریشه مارو مثل مال خودشون سست  کنند و برای همین هر روز تلاش میکنن که ما به جای قهرمانان و پهلوانان کشورمون ، ابر قهرمانان خیالی اونارو بپرستیم . دنیا
البته اینم یه حرف جالبه که ما تمومه حرفامون حق به جانبههه ما از خوبیامون دم زدیم وگرنه منم به خیلیا کم بدی نکردمپول دختر موقعیتم خدایی بد نبوده عمقه نیتمولی بذار بدو بیراه هارو حوالم کنن بلکه خالی شنو منو حلالم کننمنم یاد گرفتم اینارو از اجتمامون پ توجیح نداره کارم اشتباه بوداگه درد دارم بوده حقم .ون لقمیه حساب کتابی بوده که مونده از قبلبگذریم اینم با یه دیده روتینبشنو بگو بسه بس که دیکته خوندی تو هم اگه زندگی مارو دیده بودیتو صدتا ترک سر ت
البته اینم یه حرف جالبه که ما تمومه حرفامون حق به جانبههه ما از خوبیامون دم زدیم وگرنه منم به خیلیا کم بدی نکردمپول دختر موقعیتم خدایی بد نبوده عمقه نیتمولی بذار بدو بیراه هارو حوالم کنن بلکه خالی شنو منو حلالم کننمنم یاد گرفتم اینارو از اجتمامون پ توجیح نداره کارم اشتباه بوداگه درد دارم بوده حقم .ون لقمیه حساب کتابی بوده که مونده از قبلبگذریم اینم با یه دیده روتینبشنو بگو بسه بس که دیکته خوندی تو هم اگه زندگی مارو دیده بودیتو صدتا ترک سر ت
_ دیونگی 
_ درگیر و سردرگمی
_ نفرت از خود
_ غم‌و افسردگی
_ فاز برداشتن
احساساتمون شبیه به همه .
شاید بخاطره همینه که انقدر به هم نزدیکیم.
وقتی راجب خودمون پنج‌نفر دقت کردم،دیدم همه‌مون یه درد مشترک داریم
فکر کنم اون درد مارو انقدر به هم نزدیک کرده
خدا ادمایی که کناره هم میزاره که به هم نیاز دارند.
شاید حالا بفهمم چرا با وجود این همه دل‌شکستگی و انتقاد از هم. هیچوقت از هم جدا نمی‌شیم‌
وقتی یکی ازمون می‌پرسه چرا انقدر باهم رفیق‌اید؟ نمیدونیم
ببینید ما وقتی میخواهیم وارد یک حسابی در یک سایتی بشیم اون سایت ایپی مارو میخونه و میاد چک میکنه میبینه این ایپی سه بار در حال حاضر درخواست ورود داشته و همش غلط بوده پس میاد ایپی رو بلاک میکنه در اصل پروکسی لیست ها جمع ایپی ها هستند حالا اگر ما به ابزاری پروکسی لیست بدیم ابزار میاد با ایپی های مختلف تک تک یوزر پسورد های کمبو لیست مارو چک میکنه پس در نهایت پروکسی لیست برای کرک واجبه
بسم رب الشهدا
.#قسمت_پنجاه_و_دوم
.
- بگو چی کار کرد با من داداش هادی شما
یکم نشستیم محمد تسبیح رو روی چشماش گذاشت و بعد بوسه ای زد بهش
- داداش هادی دست مارو هم بگیر
اینکه نشد همش دختر بازی یکم هوای مارو هم داشته باش
چپ چپ نگاهش کردم
زد زیر خنده
- اوخ ببخشید
داداشم شوخی بود بخدا
ادامه مطلب
ببینید ما وقتی میخواهیم وارد یک حسابی در یک سایتی بشیم اون سایت ایپی مارو میخونه و میاد چک میکنه میبینه این ایپی سه بار در حال حاضر درخواست ورود داشته و همش غلط بوده پس میاد ایپی رو بلاک میکنه در اصل پروکسی لیست ها جمع ایپی ها هستند حالا اگر ما به ابزاری پروکسی لیست بدیم ابزار میاد با ایپی های مختلف تک تک یوزر پسورد های کمبو لیست مارو چک میکنه پس در نهایت پروکسی لیست برای کرک واجبه
امروز اولین روز تابستونه (استیکر ذوق و شوق (خیلی ذوق و شوق)) و اولین شنبه تابستان!! (چه شنبه ای!)/از لحاظ حال شخصی و حال هوای خونه و خانواده الحمدلله همه چی بر روال عادی خودش داره پیش میره و همه چی خوبه! تازه تابستونم که هست!/الان از یذره فرصتی که دارم تو این چالش شرکت میکنم که خیلی چالش خوبیه به نظرم همه باید شرکت کنن و دلیل زنده بودنشونو بدونن/ به قول یه دیالوگ تو فیلم sin city که میگفت:
لوسیل: زندون برات جهنم بود مارو؛ این بار حبس ابد می گیری.
مارو: جه
این یک هفته که بدون نت داشتم به نتایح جالبی رسیدم 
نقش اینترنت تو زندگی من خیلی پر رنگ 
من عادت دارم قبل هر کاری قبلش درباره اون اطلاعاتی به دست بیارم سریع میرفتم سراغ گوگل و سرچ میکردم 
این یه هفته انگار تو کما بودم 
فهمیدم عکس هایی توی گالری گوشیم دارم یه کوله خاطره دارن 
فهمیدم چقدر دوستای مجازی حالمو خوب میکنن.نبودن یه سری افراد باعث شده حرف نزنم.خیلی کم حرف زدم این هفته 
فهمیدم در نبود نت فقط کسایی سراغتو میگیرن که واقعا برات مهم باشن.ک
زندگی رنگ خودش را دارد. هر روز طلوع و غروب خورشیدش را به ما زمینیها نشان میدهد  
باید به این زندگی در جریان گفت:   تو که خسته نمیشی  ولی حواست باشه عمر مارو خیلی داری زود میگذرونی
البته جای تشکر هم داره که داره میگذره   ولی گاهی تلخ که با هیچ عسلی نمیشه خوردش و فقط باید تحملش کرد  
آهای زندگی روزهای خوب و شیرینت کجا جا مانده است!؟ 
بارم بندی درس های پایه دوازدهم تجربی ، ریاضی و انسانی (97 – 98 )
بارم بندی دروس دوازدهم 98
فرمت PDF + لینک دانلود مستقیم قرار گرفت
نام درس : تمام درس ها | موضوع : بارم بندی | نویسنده : –
منتشر شده در نمره برتر | پایه و رشته : دوازدهم – ریاضی , تجربی و انسانی

 
بارم بندی درس های پایه دوازدهم تجربی ، ریاضی و انسانی (97 – 98 ) : امروز هم قصد داریم تا برای شما دانش آموزان عزیز بارم بندی تمام درس های دوازدهم ویژه سال 98 قرار دهیم. از آنجایی که امسال ( 97 – 98 ) او
خوب دیدم همه چالش میزارن گفتن منم بزارم
 
 
 
 
 
 
1. دوس داشتین کیا دوستای واقعی تون میبودن نه مجازی
2. کسی هس که ازش معذرت بخواین( تو اکیپو میگم) .اسمشو بگین که بهتر نگینم که هیچی دیگه دوس ندارین حتمن؟؟
3. غرورتون یا دوستی تون؟
4. بفهمین یکی که بهش اعتماد دارین هی بهتون دروغ میگه چند بارم بهش بگین ولی بازم ادامه بده کات میکنید دوستی تونو؟؟
5. وقتی ناراحتین چی حالتونو بهتر میکنه؟
6. بیشتر اهل دیدن نیمه پر لیوانین یا خالیش؟
7. زندگیو سخت میگیرین.ی
شب دراز به امید صبح بیدارم
مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم

عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم
که بر وی این همه باران شوق میبارم

از آستانه خدمت نمیتوانم رفت
اگر به منزل قربت نمی‌دهی بارم

به تیغ هجر بکشتی مرا و برگشتی
بیا و زنده جاوید کن دگربارم

چه روزها به شب آورده‌ام در این امید
که با وجود عزیزت شبی به روز آرم

چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
چه کرده‌ام که به هجران تو سزاوارم

هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم
هنوز با همه بی مهریت طلبکارم

من از حکای
تکست آهنگ رستاک پاییز امسال
ببین پاییز امسالم طلایی کرده موهاتو شده انگیزه ی برگا ببوسن جای پاهاتوبازم هم رنگ شال تو با این برگای پاییزی همین برگا که میبینن تو داری اشک میریزینگاهمون چقدر سرده نفسهامون چه سنگینه دیگه پاییز سال بعد مارو اینجا نمیبینهنگاهمون چقدر سرده نفسهامون چه سنگینه دیگه پاییز سال بعد مارو باهم نمیبینه.
ادامه مطلب
داشت از گذشته میگفت. از روزایی که کانال داشتم. گفت کانالتو دوست داشتم و من باز هم باورم نشد چه چیز خاصی داشت که اون تعداد کم دوسش داشتن. گفت یادته یه پست وبلاگت رو خونده بودی اونجا؟ و من یادم نبود. بهش گفتم دوسال گذشته از اون روزا. باورمون نمیشد. گاهی بعضی اتفاقات اونقدر نزدیکن که انگار همین روزا بودن و در عین حال اونقدر دورن که انقد خیلی سال ازشون گذشته.
همزمان حس میکنم خیلی سال زندگی و تجربه کردم و حسابی خسته م اما از یه طرف گاهی جوری دیوونه
 
کاشکی کوچه ها پر بشن از سروصدای بازی بچه ها.
خونه ها برای دویدن و سروصدا کردن چند طفل جای کافی داشته باشن و از هزارجور وسیله بیخود و با خود پر نشده باشن.
توپ جای خودش رو از بسیاری اشیا قیمتی و شکننده ای که توی جهاز مادران بوده به دسته ی بازی ایکس باکس نده.
همسایه هایی که کودکی خودشون رو فراموش کردن و میخوان دق ایام از دست رفته شون رو سر صدای قدم های طفل نابالغ نیازمند به تخلیه انرژی ای که دوسه قدم کودکانه بالا پایین پریده در بیارن و با چند تذک
اون چیزایی که توی فکرمون میگذره، لحظه به لحظه تغییر می کنه. مارو از این رو به اون رو می کنه و دائم درگیرمون می کنه. یه بار به پول یه بار به یه رابطه یه بار به یه ناراحتی یه بار به یه رویا و خیال و . اینا هیچکدوم واقعیت نیستن. واقعیت اون کاری هستش که اون روز کردی و زندگی که اون روز داشتی هستش. شب که می خوابی باید همه رو بذاری کنار و استراحت کنی تا فردا.


ادامه مطلب
       یه بارم یکی از بیمارا شروع کرد گریه کردن و دعوا که تو آبروی منو بردی جلوی همسایه هامون و من نمیخواستم مردم مسایل زندگی ما رو بدونن و شما دکتری و چرا اینطوری هستی و فلان. کاشف به عمل اومد که اومده ازمایش بچه اش رو نشونم داده و خب منم گفتم کم خونی داره و قطعا هم تقصیر من بوده که چند نفری، و باهم اومدن توی اتاق ویزیت بشن‌.
۱. برا روز مادر شامپو هلث نوشن خریدیم جلو جلو دادیم به مامی استفاده کنه چون لازم داشت + پن اسطوخدوس L'dora خریدم [شفاف کنندگیشو همون اولین بارم که میزنی معلومه راضیم ازش] 
۲. کیک خوردن با زهرا
۳. تونسم تایم پلانکمو طولانی تر برم بدون لرزش
چند وقته خیلی سبکتر میام خونه ( فقط یه دست لباس میارم ) و  خب خیلی راحت‌ترم. هم بارم سبک‌تره و هم دغدغه‌ی کمتری دارم که چی بپوشم. دیروز داشتم فک می‌کردم چرا آدما در مقابل مینیمال زندگی کردن مقاومت میکنن. یاد یکی از کامنتا افتاده بودم که گفته بود انسان تنوع طلبه و نمیتونه با یه کمدکپسولی و چار دست لباس زندگی کنه. و به این فک میکردم که چه پاسخی میشه برای این استدلال آورد.
ادامه مطلب
متن اهنگ علیرضا پویا به نام علاقه
کیو مثل من دیدی آخه قلبش باشه مثل کف دستشکه بمونه بی چون و چرا پای همه حرفشکیو مثل تو میخوامش که بعدش دوست دارم هی بگم بهشخودم تکی پشتتم درست شبیه یه ارتشبابا من تو رو میخوامت دلی بگو چرا اینقدر خوشگلینکشی مارو تو با اون چشات چه کاریه آخهعجب زدی دلو بردی سریع کارته اصلا دل ببریدیدی آخرش تو شدی دیگه مال من عاشقبابا من تو رو میخوامت دلی بگو چرا اینقدر خوشگلینکشی مارو تو با اون چشات چه کاریه آخهعجب زدی دلو بردی
دانلود بارم بندی درس های یازدهم 97-98
بارم درس های یازدهم
فرمت PDF + لینک دانلود مستقیم قرار گرفت
نام درس : تمام درس ها | موضوع : بارم بندی | نویسنده : علیرضا
منتشر شده در نمره برتر | پایه و رشته : یازدهم ریاضی و تجربی و انسانی
 
بارم درس های یازدهم
احساس میکنم نیاز دارم از همین نقطه تا وسط یخ و برف های قطب بدووم و بعد برای همیشه در یک غار برفی قایم شوم! دکتر قبلی گفته ۳۰% احتمال صرع و دکتر امروز گفته ۸۰% احتمال صرع. فعلا دعوت شده ام به یک روز بستری شدن و به فاک رفتن در بیمارستان. سطح حوصله و اعصابم به صفر مطلق رسیده. هیچ ایده ای ندارم که باید با زندگی ام چه کنم! 
چه قدر روزهای دیگر زندگی ام را با غم شکست عشقی و مشکلات کوفت و زهرماری زندگی ام گذراندم. خوابش را هم میدیدم ارزو کنم برگردم به دبیرس
صبح دیرمون شده بود (من و ف)
اومدم برم از طرف در 16 آذر که خب کشید و گفت با این لباس راش نمیدن از 16 آذر از سردر باید بریم
رفتیم سردر دیدم شت :|
بسته س که
سرمو چرخوندم دیدم عه :)
یه آلونک درست ردن از اونجا راه میدن تو
و میدیدم دانشجو هایی رو که نمیتونستن برن کلاسشون
حتما میپرسید چرا؟
چون آقای حجت الاسلام رئیسی رئیس قوه قضاییه اومده بود تا وقت مارو تلف کنه و بگه آره خفنه :)
اینجوری بود که توی فنی کیف و گوشی رو میگرفتن برای ورود به سالن
اسم تک تک افراد رو م
 خودش خیلی وقت ها با صدای گرفته هم روضه میخواند فکر این را نمی کرد که ممکن است بگویند چقدر صدایش بد است. می گفت الان وظیفه ام روضه خواندن است حتی با صدای گرفته. آخر روضه هم نصیحت می کرد : "رفیق نکنه جا بمونی! نکنه ارباب تو رو نخره! نکنه روسیاه بشی! اگه نخره آبروت میره." داداش حالا که ارباب تو رو خرید و ما جاموندیم، یه کاری کن آقا مارو هم بخره. امشب شب جمعه که میری پیش ارباب سفارش مارو هم بکن بگو آقا ما رو بخره شهید مدافع حرم محمد حسین محمدخانی
 @
یه بارم خواستیم عین این لاکچریا صبحونه بخوریم، صبح پا شدم نون تست و تخم مرغ خریدم، آب پرتقال تازه هم گرفتم بعد خانواده رو صدا زدم برا صبونه
بابام اومد سر سفره گفت اینا دیگه چین؟ بعدشم درحالی که داشت نون تست رو لای بربری لقمه میکرد یه قند گذاشت دهنش آب پرتقالش رو فوت کرد و خورد☹️
+ چیزی که این روزا بیشتر از وقتای قبل تو چشم میاد توی زندگی من  خوش خوراکیمه . اهمیت غذا برام چندین و چند برابر شده 
شده وقتی برگشتم تا ۱۱ شب آشپزی کنم تا ۱۲ هم خورد
سلام ، سلام
با این وبلاگ جدید اومدم خدمتتون تا باهم طراحی سایتو به صورت کامل و رایگان یاد بگیریم.
از صفر شروع میکنم به 100 میرسونمتون.
باور کنید راست میگم. من خودم خییییییییییییلی علاقه مند به طراحی سایت هستم و میخواهم تجربیات خودمو به زبون ساده در اینجا به اشتراک بزارم.
فقط باید یه کار کنید تا انرژی بگیریم و اولین پست آموزشیمونو بزاریم.
ممنون میشم این پست مارو لایک و کامنت کنید.
هروقت به 15 تا لایک و کامنت رسیدیم کارمون رو باقدرت شروع میکنیم. پ
دانلود آهنگ ایوان بند بری که برنگردی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * بری که برنگردی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , ایوان بند باشید.
دانلود آهنگ ایوان بند به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Evan Band called Beri Ke Barnagardi With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه ایوان بند به نام بری که برنگردی
میگه میخنده باهات از عشق چی بگم برات با پنبه سر میبره این عشقصد بارم بری به باد باز قلبت تا عشق بیاد
صبحی دوستم زهرا زنگ زد. میگفت شوهرش با مامان باباش بحثش شده اونام فکر کردن این زیر گوش پسرشون خونده. میگفت هرچی دلشون خواست بارم کردند اما به خاطر دخترم از تو اتاق نیومدم بیرون. وقتی یکی دو تاشو گفت که چیا بهش بستند من اینجا خدا رو شکر کردم خانواده شوهرم مودبند
اوففففف
 
بارم بندی درس الکترونیک 1 به صورت زیر می باشد :
 

حضور غیاب ( نمره اضافی )
2 نمره

نمره کوییزها ( انتخاب 5 کوییز بانمره بهتر و حذف 2 کوییز بانمره پایین)
4 نمره

نمره تمرین ها
4 نمره

نمره میان ترم
6 نمره

نمره پایان ترم
6 نمره

جمع نمرات
22 نمره

 
روزهای عجیبی رو داریم پشت سر میذاریم
مساجد خالی , دور کعبه خالی, حرم ائمه سوت و کور
همه توی خونه ها حبس شدن 
منتظر یک اتفاقن
یه معجزه 
که دوباره زندگیشونو برگردونه به روالِ عادی.
چقد در ناباوری یکی یکی خبر از دنیا رفتنِ افراد آشنا و غریبه توی اینستا و خبرگزاری ها میپیچه .
 
داشتم میخوندم که نوشته بود:
شهادت در حلب سوریه 
توسط اصابت موشک کرونت 
 
شهدا خیلی کارشونو خوب بلد بودن 
میدونستن این عمر بالاخره تموم میشه 
به قول حضرت آقا روغن ریخته رو
خدا عاقبت مارو بخیر کنه 
مارو شرمنده پدر و مادر نکنه .
چطور میشه این همه سال برای بچت زحمت بکشی بعد یکی نباشه ببرتت دوا درمونت کنه ! 
مامان تا ساعت 2ونیم باهاشون بود ولی دیگه باید میومد خونه  
بهش میگم خب میگفتی من میومدم مامان هانیه هم میموند پیششون چرا زنگ زدی به دخترش و دعوا شد بینشون 
هرکدومشون پاس دادن به اون یکی بچه به مامان کلی توهین کردن که بیخود کردی برای بابامون نوبت گرفتی و . 
هی .
خدایا منو شرمنده مامان اینا نکن
من چه گویم از دل زارم که بیمارم هنوزشب شده مهتاب در خواب است وبیدارم هنوزغرق نور وشادمانی آسمان تار شبلیک تاریک است و طوفانی دل زارم هنوزماه خندان کهکشان ها نور بارانغم نهان در دل که از عشقش گرفتارم هنوزمثل مجنون غرق افسون آسمان شاداب و گلگوناشک بارم روز و شب می باشد این کارم هنوز
بچه بودم. شاید حدود 11 سالم بود. هر روز تابستونا برنامه این بود سر ساعت 5 همه بچه های محل تو کوچه همو ببینیم. هوای رشت به شکل وحشتناکی شرجیه و آدم کافیه یه جا وایسته تا بدون هیچ حرکتی شر شر عرق بریزه. یادمه تو اون اوج هوای گرم فوتبال بازی می کردیم. به قدری حال میداد و لذت بخش بود که حتی نمیتونید تصورش رو کنید.
هرکی مارو میدید میگفت این دیوانه ها دیگه کین تو این ساعت دارن دنبال یه توپ پلاستیکی میدوند. هیچ کس مارو درک نمیکرد. بازی ما تا پاسی از شب ادام
بسم الله الرحمن الرحیم
محل کار قبلیم گاهی با ماشینی میرفتم سر کار که آقا جان با اون میرفت باغ یعنی اون ماشینه باغشون بود.
پر خاک بودنش بماند گاهی بیل و کلنگای پدر جانم داخل ماشین بود
من ماشینو تو حیاط مرکز پارک نمیکردم میبردم پشت مرکز تو سایه زیر درخت توتا
بعد اونجا گاهی یه چندتا جوون علاف بودن .
یه بار اومده بودند به آقای صالحی گفته بودن؟؟
اون دختره خانوم دکترتونه؟؟چقد ماشینش ضایس توشم بیل و کلنگه مگه باز بعد مرکز میره سر زمین خخخ ما هم کا
کاش وعده هات راست بود 
کاش حرفات فقط حرف نبود 
کاش نجاتمون میدادی 
کاش الکی مارو سرگردون نمیکردی 
کاش جواب امیدمون بهتو با نا امیدی نمیدادی 
کاش پناه خستگیا و بریدنامون بودی 
ولی هیچکدومش نبودی 
ما هر روز باهات حرف زدیم ولی همه چی بدتر شد 
کاش اسمت یه چی دیگه بود 
مثل بقیه اختصاصی ها خوب بود
جا داره لعنت کنم آقایان پولادی، یوسفی، مصطفایی، عبدالملکی
و با افتخار تمام تشکر میکنم از آقای نژاد مبشر که نهم مارو ساختن و گند قبلیا رو پاک کردن
و اینکه این دو سال آخر شاگرد آقای ابراهیمی بودم :)
 
از عشق تو لبریزممی بارم و می ریزمدوریست رقیب من با هجر گلاویزم
با یاد تو سرمستموز بودن تو هستمقدیسه ی زیباییای وسوسه انگیزم 
روزم به امیدت شبهر شب به امیدت روزبا فکر و خیالت مناز غیر تو بگریزم
بردی ز حقیرت دلکردی به دلم منزلاز شوق رضای تو سر رفته و سر ریزم
در خویش تورا بینمدر من نبود جز توقند است مزاج من ای ابر شکر ریزم 
من رخت سفید عشق بر تن زده ام ای جاناز اینهمه زرق و برق غیر از تو بپرهیزم
سیستم هورمونی ما دخترا یه جوری پیچیده ست و بالا پایین داره که نمیشه تشخیص داد الان که خوشحالیم و سرحال واقعا با زندگی در صلحیم و پر از انگیزه یا اینکه تاثیر هورمون هاست که مارو انقدر شاداب کرده! یا وقتی دپرسیم واقعا زندگیمون به بن بست رسیده و مشکلاتمون سر به فلک کشیده یا اینکه هورمون هامون دارن حکم رانی میکنن! 
بلخره تاسیس شد! اما فقط تاسیس شده فردا کلی کار داریمممم^_^
.
توو زندگیم فقط سه بار تا صبح چت کردم، هر سه بارم با این بچه بوده! الانم فک کنم خوابش برد!
.
این موقع از روزو دوس دارم. کلن این ساعتا خوبن چون مردم خوابن و نمیتونن برن رو اعصاب!
.
باید سعی کنم بخابم وگرنه فردا گندش درمیاد ک یواشکی تا صبح بیدار بودم!! این خلاف قوانینه!-_-
.
تعجب بر انگیز تر از همه اینه ک یه نفر توو وبم آنلاینه این موقعِ وقت!!
.
صبحتونم بخیر! :دی
متن آهنگ بارون میلاد قاسمی
خیس تنه خیابون از قدمای بارون هوا هوای عشقه برای هردوتامون
مسیر روبرومون یه تیکه از بهشته کی گفته آینده مون تو دست سرنوشته
بخند و خندیدنو رفیق راهمون کن بخند و با خنده هات زمینو آسمون کن
برای راهی شدن بسمت پر کشیدن دیوونگی تنت کن(فاصله هارو بشکن)2
قدم بزن کنارم که با تو کوله بارم غمو بریزه بیرون عوض شه روزگارم
قدم بزن کنارم که بی تو کم نیارم که بی تو توی دنیا(یه سایه تو غبارم)2
چشاتو وا که کردی غمامو ساده کردی با چشمات
تو این مست بیاید بهم بگید از کی و کدوم پست خواننده ی من شدید و یا بیشتر طرفدار چه سبکی از پستای من هستید
 
و سوال دوم اینکه از اهداف و ارزوهاتون واسه سال جدید بگید که انگیزه بگیریم،بگید لطفاااااا حتمااا،هرکی نگه ایشالا شبانه سوسک بیاد تو شلوارش و از اون ناحیه رد شه بیاد بالا رو دماغتون بعد چش تو چش شید باهاش،پس بگید دعاهای من میگیره چون،از ما گفتن بووود
 
آفتاب،همیشه در دسترس
شبکه اینترنتی آفتاب به عنوان یکی از اولین سایت های فارسی زبان کشور از سال 1380 تاکنون در حال خدمت رسانی به علاقه مندان بخش خبری در فضای مجازیست. امیدوارم در این بلاگ مارو همراهی کنید و نظرات خودتون رو با ما به اشتراک بذارید
میگم:بازم آیین نامه قبول نشدم! -میگن: تو کی چی رو قبول شُدی که این بار دومت باشه؟یه بارم که شده تو زندگیت یه چیزی قبول شو حداقل خوشحال شیم:|فقط ضرر بزن.ما که میفهمیدیم تو هیچوقت هیچی نبودی و هیچی نمیشی! -من:سردرد گرفتم،انصافا راست میگن،در همین حد بی خاصیت!"
میگفت تاکید بیش از حد بر ایگو، زندگی مارو تباه میکنه اتفاقا، فروید باید ساکت بشه. نزدیکی بیش از حد بر ابژه(شی ء، دیگری، دوزخِ سارتر)، موجب اضطراب است. (درد من هم همین بود) به دلیل اینکه ما در جهانِ دیگری، ثانوی هستیم، همانطور که جهان من ابتدا برای خودم است. و ترس از دوم بودن، ترس از تفاوت معیارها و متر و اندازه های جهان او و جهان من، باعث اضطرابمان است.  اما من ترسم از دست دادنِ دنیای خودم در مواجهه با دیگری ها بود.
از پسفردا اردو به طور رسمی شروع میشه و کی باورش میشه که فقط روز های
۲۷ و ۲۹ اسفند
۱ و ۲ و ۳ و ۱۵ و ۳۰(به صورت نصفه روز بعد از سنجش) فروردین
۱۳ و ۲۲ اردیبهشت
۱۵ و ۱۶ خرداد
تعطیل باشیم؟! :///
انصافا خر هم از یه جایی به بعد جفتک میزنه بعد اینا میخوان میخوان مارو کنترل کنن :/
بعضی وقتا فکر میکنم به اینکه میشه چند سال دیگه بشینم کنار یکی که فکر میکنه ته خطه و آخر دنیاست و دستاشو بگیرم بهش بگم:" عزیز جان گرفتاری من از این روز های تو بیشتر بود ولی غصه نخور همه چیز درست میشه فقط توکل کن و صبر داشته باش " یا قراره همه چیز همینجوری بمونه یا بدتر شه .این روزا پر از تلاطمه برام . ح دستش خالیه و کلی هزینه داره پیش روش .تو شغلش به مشکل برخورده و هر چی تلاش میکنه برای بهبود وضعیت تغییری حاصل نمیشه .
خودم سال سختی رو گذروندم . ر
میگم:بازم آیین نامه قبول نشدم! -میگن: تو کی چی رو قبول شُدی که این بار دومت باشه؟یه بارم که شده تو زندگیت یه چیزی قبول شو حداقل خوشحال شیم:|فقط ضرر بزن.ما که میفهمیدیم تو هیچوقت هیچی نبودی و هیچی نمیشی! -من:سردرد گرفتم،انصافا راست میگن،در همین حد بی خاصیت و بی عُرضه !"
لَکان میگفت تاکید بیش از حد بر ایگو، زندگی مارو تباه میکنه اتفاقا، فروید باید ساکت بشه. نزدیکی بیش از حد بر ابژه(شی ء، دیگری، دوزخِ سارتر)، موجب اضطراب است. (درد من هم همین بود) به دلیل اینکه ما در جهانِ دیگری، ثانوی هستیم، همانطور که جهان من ابتدا برای خودم است. و ترس از دوم بودن، ترس از تفاوت معیارها و متر و اندازه های جهان او و جهان من، باعث اضطرابمان است.  اما من ترسم از دست دادنِ دنیای خودم در مواجهه با دیگری ها بود.
این کرونای لعنتی مارو از درس و کار و زندگی انداخته -_-
درکنار همه مشکلات کرونایی یه خونواده حساس رو هم بزارید
بعله؛ شما شاهد بدترین قرنطینه دنیا هستید
الان هم قرار بود توی یه دفتر پیشخوان برم برای کار، هم قرار بود یه باغی رو برنامه ریزی کنیم برای کلاس‌های درسی و کنکوری و المپیادی و هم .
به طور کلی که هیچ کدومو نرفتم هیچی
جذابیت اینجاس که راه‌پله‌های خونمونم ندیدم
بعله این است داستان محمد قصه‌ی ما.
من حیث المجموع باید بگم که:
فاک -_-
این روزها همش باید به خودم تذکر بدم: منطقی باش!
میدونم این فرآیند برای من یک فرآیند تماما ذاتی نیست ، بلکه بخش عظیمیش کسب کردنیه.منطقی بودن رو میگم!و البته کنترل احساسات! هرچند روند زندگی مارو وادار مبکنه که بخش زیادی از احساساتمون رو یه بلایی سرش بیاریم.
یا به قول خزنده در راستای کسب کردنش"باید زور زد!هردفعه یه اپسیلون بیشتر از قبل" .هوم.
 
+وات د فاکین نایت اُول آی ام!
+بهت قول میدم سخت نیست.لااقل برای تو!
سلام
برای مشاهده‎ی ریز نمرات کلیک کنید.
بارم:
امتحان عملی: 1؛ کوئیز: 3، حل تمرین: 3
میانترم و پایانترم به دو طریق محاسبه شده است و هر کدام بیشتر بود لحاظ شده است:
میانترم: 3، پایانترم: 10
میانترم: 6، پایانترم: 7
سقف حل تمرین بر اساس نمره برگه (میانترم + پایانترم) تعیین شده است.
من دنبال حسّ خوب میگشتم. حالا نه. دنبال تو میگردم. 
و تو خیلی خالص‌تر و واضح‌تر و اصیل‌تر از اونی که لازم باشه حسّ خوب رو تعبیر به تو کنیم یا بالعکس، یا دنبال هدفی پشتِ تو بگردیم که سمت تو اومدن مارو به اون نزدیک کنه، و نگامون سمت هر چیز دیگه‌ای باشه و زیر چشمی تو رو هم بپّایم که مثلا حواسمون باهاته.
    یه بارم اوایل مهر بود، رفتم یه فروشگاه لوازم ارایشی بهداشتی بزرگ شهرمون که همیشه ی خدا شلوغه و فروشنده هاش از این عزیزم میتونم کمکتون کنم ی هاست و وقتی سرشون شلوغه به ما مظلوم های مودب محل نمیذارن، توی ساعت شلوغی خیلی خیلی خلوت بود. در جواب عزیزم میتونم کمک تون کنم شون گفتم چی شده؟ مشتری هاتون رفتن مدرسه؟ هار هار هار
از دیشب همش بی اختیار این جمله رو میگم
"داغ رو دلمه" دارم میسوزم انگار یه تکه ذغال داغ گذاشتن رو جگرم
آه میکشم و نفسم بالا نمیاد
خدایا خدایا حرفم بزنم میزنی تو دهنم
باشه من بد ولی بگو کی خوب بود؟ کدومشون عزیز دردونت بودن؟ کدومشون دل مارو نشدن
خستم از نفس کشیدن 
سر امتحان دینی (که کاملا پی پی بارم بود) سوال اولو دیدم و پرام شکست؛ به دوستم میگم چیه سوال اول؟ منم هیجان زده که میشم نمیشنوم کلا :| 
هی میگه "سنجشمه" 
میگم چی؟ 
میگه سنجشمه
میگم چی؟
میگه سنجشمه لعنتی سنجشمه
امتحانو که دادم از پله ها که  اومدم پایین یکی خوابوند پس کله م گفت اسکل نوشتی "سرچشمه" رو؟ 
#یک_روز_معمولی_از_زندگی_یک_ناشنوا:|
میگم بازم آیین نامه قبول نشدم :(
یگن: تو کی چی رو قبول شُدی که این بار دومت باشه؟یه بارم که شده تو زندگیت یه چیزی قبول شو حداقل خوشحال شیم:|فقط ضرر بزن.ما که میفهمیدیم تو هیچوقت هیچی نبودی  و هیچی نمیشی،وجودی نیستی!
-من:سردرد گرفتم،حق با اوناست،انصافا راست میگن،در همین حد بی خاصیت و بی عُرضه !
دیروز داشتم با خودم فک میکردم، که چقد زندگی مزخرفه! 
واقعا همه چی افتضاحه.
علت اصلیشم اینه که همه چی اجباره.
اومدنمون، رفتنمون
تنفرمون، عشقمون
رنگمون، زبونمون
همه چی 
حتی اختیارمونم اجباره 
.
اما توی این دنیای پر از اجبار خیلی خوشحالم که این اجبار باعث شد من با مهدی آشنا بشم. 
مهدی بهترین دوست منه.
بین 8 میلیارد آدم هیچ کسی مثل من مهدی رو و مثل مهدی من رو نمیتونه درک کنه.
مهدی یه عشقه.
یه عشق که با هیچ دختری که هیچ با هیچ آدمی که هیچ، با هی
گیج و خسته ترم
درظاهرو حرف زدن گویا که خوبم
اما یچیزی از درون داره منو میخوره ، هی همه چیز رو هم میزنه و اذیتم میکنه . .
در واقع تا یه دلخوشی کوچیک بدست نیارم روز به روز بدترم میشم
چقدر کرونای لعنتی از لحاظ اعصابی داره بهمون ضربه میزنه
چشم نداشت دو ترم دانشگاه رفتن مارو ببینه.
دلم رابطه جنسی میخواد!
میدونم زشته این حرفا رو زدن، ولی خب وبلاگمه و دوست دارم توش بنویسم.
واقعااااااااااااااااااا دلم رابطه جنسی میخواد و تمام بدنم و فکرم و همه چیم بهش معطوفه و به شدت درد دارم.
متاسفانه هرگز خودیی نکردم و یه بارم در جوانی خواستم انجام بدم و دیدم اصلا خوشم نیومد و به روحیاتم نمیخوره.
جدا دلم رابطه جنسی میخواد.
خانواده ما هر سال عید غدیر نهار مهمان یه سید دوست داشتنی هستن
 
ایشون هم خیلی مهمون نوازه. 
 
من واقعا دلم می خواهد عید غدیر اونجا باشم. 
 
دوست دارم دوباره همه فامیل رو دور هم جمع شده ببینم.
 
یعنی می شه عین گذشته ها دور هم جمع بشیم. 
همین مهمونی ها و روضه ها بود مارو دور هم جمع می کرد. 
مراسمات پابرجاست ما چرا پراکنده شدیم. 
 
 
زشته که آدم 29 سالش شده باشه و دفعه اولش باشه که میره شمال؟؟اینجا جاده چالوس، سیاه بیشه! الان از فرط مه غلیظ صبحگاهی، چشم چشمو نمیبینه! شماها چطوری زندگی میکنید اینجا؟
نصفه شب مارو از جاده چالوس آوردن، از کل لذت زیباییهای این جاده فقط تهوع پیچ در پیچش نصیب ما شد! مخصوصا که پشت سریمون هی میگه تو رو خدا! چرا اینجوری میره؟؟ و شوهرش مدام تذکر میده که راننده جوری نمیره! جاده این‌جوریه!
 ولادت آقا بالا سرمون، اون که دلش برامون ریش ریش می شه و دل ما ماهی یک بارم
براشون تنگ نمی شه، نه صداش می کنیم، نه برای ظهورش دعا می کنیم، چه راحت فراموشش
کرده ایم و بعضی ها اصلاً می گن: کی هست، اون ها کلاً پرت روزگارند، مبارک باد.
امام زمان (عج)، مثل یه عطر آشنا همه جا وجود داره و باهامون بدون این که بدونیم کیه، حرف می زنه
و برامون آرزوهای قشنگ و زیبا مثل شکوفه های گیلاس می کنه؛ ولی بعضی های بی حواس، با مسخره کردنآرزوهاش، مسخرش می کنن.
تو این دن
تحصیلات شرطِ لازمِ هیچ اتفاقی نیست. نه پیدا کردن شغل نه رشد شعور نه حتی اعتباری بر جایگاه اجتماعی. کسانی که از پشت نیمکت‌های مدرسه به صندلی‌های دانشکده نرفتن به حق از خودشون دفاع میکنن و مدعی‌ان که مدرک مهم نیست. اما آیا دانشگاه فقط فخرِ کودکانه‌ای به «مدرک» و خط‌کش غلطی برای سنجش قوارهٔ «شعور» آدماست؟
حقیقتا ما، فارغ از مدرک دانشگاهیمون، به ندرت مطالعه میکنیم. کتاب، سایت، کپشن، حتی پادکست. موندن پای متنی که بیشتر از دو خط ادامه داره ح
هفته‌ایی که گذشت برام پر بود از اتفاق های جدید! و باید بگم دوست های جدید هم یهویی پیدا کردم! 
تجربه دوست داشتن و صحبت کردن راجب هرچیزی برام خیلی شیرین بود. آخرین باری که با دوست صمیمیم ساعت ها حرف زدیمو یادم نمیاد، ۵ سال پیش بود، توی یک روز تابستونی اواسط خرداد احتمالا. 
واقعا ۵ سال گذشت؟! 
توی این ۵ سال من تنها بودم، تنهای تنها. دلم میخواد این موضوع دوست پیدا کردنمو با خانم P هم در میان بگذارم، اما میدونم خانم P از اون آدم هاییه که از چت کردن ب
اه اه اقد بدم میاد از اینا چه بخوان روانشناس باشن چه جاسوس که مارو از دور کنترل و به خیال خودشون درمون میکنن این آدم های حقیر که نمیدونن نماز عشاء چند رکعته اومدن بالای سر ما تا به اصطلاح درمانمون کنن و دارن حقارت خودشون رو اثبات میکنن که اسلام پیروز است و مومن حالا اینا هرچقد بخوان زور بزنن مثل حیوان سرجای خودشون پیشرفت نمیکنن انگار تقصیر منه که نمیتونن نقشه های شومشون و ریاست ها و مسولیت های پست دنیوی رو تصاحب کنن اصلا هم دلشون واسه ما نمیس
سلام خوبین؟
موضوع امروز لیموشو بدم هلوشو بدم
خوب بریم سر اصل مطلب
اصلا چرا باید توعروسی ماء الشعیر بخوریم
اصلا چرا اسم هلو اورد نمیگی یکی منحرف باشه  تو خونه
اصلا چرا گفت لیموشو بدم هلوشو بدم اون هیچی نگف بش لیمو داد خودش هلوـ
چرا باید ذهن مارو خراب کنه
 
خدایا
هرچه گفتی هرچی دستور دادی قبول کردیم
هرچه کردی هرچی قسمت دونستی قبول کردیم
چه اونی که بعدا فهمیدیم چه اونی که هرگز درکش نکردیم
هرچه قضا و قدر بود هرچی زدی دم نزدیم 
سخت بود سختی کشیدیم
درد داشت دردشو کشیدیم
اما دیگه الان خسته ایم
بفهم
یه بارم تو بفهم
کولر ارزان ایران رادیاتورفروشگاه اینترنتی کولر گازی ایران رادیاتور همراه با گارانتی و خدمات پس از فروش برای اطلاع از قیمت کولر های زیر 3 میلیون لینک سایت مارو دنبال کنید.گروه صنعتی ایران رادیاتور که اکنون بزرگترین تولید کننده انواع رادیاتورهای آلومینیومی، پکیج شوفاژ های دیواری و انواع مشعل(خانگی و صنعتی) در خاورمیانه می باشد، با همت بیش 1500 نفر از کارمندان ، ومتخصصان، کارگران و همچنین توزیع کنندگان سخت کوش، خوشنام و پشت کار مدیران در کنا
من یه پیج هم دارم که خونوادگیه و این حرفا ولی بازم کلی از رفیقام اونجا هم هستن
بعد از این ۲ روزه که را ب را داریم بابا لایک میکنیم و این حرفا نصفش عکس پسر ع :/
این پسر عمه ما یه دختر داره کلا از من ۸ روز کوچیک تره بعد نمیدونم چرا ولی کلی چششون دنبال زندگی بقیه س اللخصوص ما :/
چون هم پسر عمم و بابام هم سنن هم ما و این حرفا -_-
مامانم میگه تو که یه پست هم نذاشتی حداقل یه استوری بزار تبریک بگو
میگم مادر من بزار اون خودشو تیکه پاره کنه اونور
هم کل خاندا
نوشته دیشبم:
دو پست قبل تر یه عکس نوشته گذاشتم.
" بزرگترین حسرت ما آدم ها،فرصت های از دست رفتمونه." شما نمی دونید ولی الآن که نگاه کردم.دیدم ۲۷مه ۲۰۱۸ هم این عکس رو تو یادداشت گوشیم با نوشتن حس و حالی که شبیه این روزامه ثبت کردم.من می دونم که باید حسرت روزای گذشته رو نخورم،می دونم باید ادامه بدم و مطمئنم که دو ماه بعد به نتیجه همیشگیم می رسم که کاش ادامه می دادم و اون فرصت های باقی مانده ام کلی میتونست باعث پیشرفتم بشه،آره همه ایناروتجربه کردم و
بسم الله الرحمن الرحیم
هنگامی که از خواب بیدار میشویم
بخاطر تولد دوباره از خدا تشکر میکنیم و با خود میگوییم زندگی را برای خودم و همه انانکه می بینم زیباتر میکنم(فارغ از هر نوع دیانت)
 
برخیزم و زندگی ز سر گیرم
وین رنج دل از میانه برگیرم
باران شوم و به کوه و در بارم
اخگر شوم و به خشک و تر گیرم 
نومیدی ‌واشک و آه را درهم
پیچیده به رخنه قدر گیرم
شعر از ملک الشعرای بهار
بسم الله الرحمن الرحیم
هنگامی که از خواب بیدار میشویم
بخاطر تولد دوباره از خدا تشکر میکنیم و با خود میگوییم زندگی را برای خودم و همه انانکه می بینم زیباتر میکنم(فارغ از هر نوع دیانت)
 
برخیزم و زندگی ز سر گیرم
وین رنج دل از میانه برگیرم
باران شوم و به کوه و در بارم
اخگر شوم و به خشک و تر گیرم 
نومیدی ‌واشک و آه را درهم
پیچیده به رخنه قدر گیرم
شعر از ملک الشعرای بهار
هوش مصنوعی رو سه بار خوندم و یه بارم باز نگاه کردم. دگ هم ازش خسته شدم و نمیخوام بهش فکر کنم. انشاا. این امتحان اخری رو هم فردا بدیم تموم بشه بره. کار رو قراره انشاا. از شنبه زیاد زیادش کنم چون تصمیم گرفتم یه چیزی بخرم و البته وقتم آزاده خب.
دیگه اینکه فردا نوبت ناخن هم دارم که برم زرشکی کنم خوشگلارو :) یه دفترم میخوام بخرم واسه پیج بلاگریم برنامه ریزی کنم. به و به از حس خوب این کار. شکر خدای را. برم فعلا :) راستی گوشی رو باید کم کنم !نوشتم که یادم ب
در یک ساعت گذشته سری وقایعی رخ داد که به ذهنم خطور کرد که هی من! از شواهد و قرائن ایطور برمیاد که گویا دنیا هنوز خوشگلیاشو داره
چشمامو میبندم و به خوشگلیای فرضی و واقعی فکر میکنم
 
حیفه نگم که قراره فردا بترم
 
امشبم رفت
خدا همه ی مارو آدم کنه
منو بذار تو اولویت ولی
مرسی حضرت پروردگار
شبتم بخیر
حقیقتش گاهی به این فکر میکنم،
که من صد دفعه سوار این هواپیماها شدم،
 
دوستی داشتم که درست نزدیک شهر من زندگی میکرد توی یه کشور غریبه. دوستی که خودش به میل خودش قول داده که بود که همیشه دوست من میمونه.
نه تنها زیر همه قولهاش زد،
نه تنها همیشه منو خرد و تخریب میکرد با حرفهاش که به اصطلاح ادب و رامم کنه،
بلکه نشد یک بار فقط یک بار بدون منت گذاشتن سرم بخواد ببینه منو، هر بارم خواست ببینه، یه دعوایی شد چون همیشه دوست داشت حرفاشو به کرسی بشونه و غالب
به نام اوی من و تو
هیچ‌چیز از هیچ‌کس بعید نیست!!!
این جمله همیییییشه جزو ناامید کننده ترین جمله هایی بوده که جایی خوندم یا شنیدم، ازاین جمله های کوتاهی که مارو به تفکری طولانی اما سطحی وادااااااار میکنن/ سطحی در حد و اندازه همان کسانی‌که اینطور وقتها یهو میپرن وسط ذهنمون.
ادامه مطلب
الان سرکارم!می خوام سقف اضافه کارو پر کنم.لامصب نمی رسه که!هرچی تلاش می کنم یه مقداری کم میارمم.جی نمایشگاه زده و مارو دعوت کرده.البته چون برای افتتاحیه مارو دعوت نکرده همچین خوشم نیومده و علاقه ای برای رفتن ندارم.مامان هم که تکلیفش معلوم نیست.اول برنامه گذاشته بود با من میاد .حالا به طرز اسرار آمیزی با خواهری ردیف کرده .منم ناراحت شدم و نمیرم باهاشون.کلی الان پول سبد گل میدن که همش به فنا میره.
انقده دلم می خواد الان هیچ دغدغه فکری نداشتم و را
آرام و فاطمه دارن درس می خونن منم نشستم نزدیک شون و دارم کتاب می خونم. آرام میگه کتاب نخون. میگم چرا؟! تو که داری درس می خونی منم اینطوری مشغولم. میگه نه من درس می خونم ولی تو کتاب نخون میگم پس چیکار کنم؟ میگه بشین مارو نگاه کن:|:)
 
جدیدا تا جلو روش کتاب باز می کنم شروع می کنه به غر زدن
 
 
سلام خدمت کاربران عزیز و محترم کمک اندروید.
از سال ۱۳۹۳/۰۹/۱۶ که شروع به کار کردیم و با مشکلات فراوانی که در این راه همراه ما بوده ما سعی کردیم همواره پایدار بصورت مداوم مطالب آموزشی جالبی از سطح اینترنت برایتان بگذاریم که بتوانید استفاده کنید.لیکن در این راه مشکلات کم نبوده و مارو تنها نذاشته،تابحال ۱۱۳۴۷۲۴ بازدید از وبسایت شده که این لطف بی پایان شما بوده و خالی از منت نبوده که با اینکه دوسالی میشود که سایت بروزرسانی نشده ولی با اینحال ما
 
✖️ تونل وحشت یکی از تفریحات مورد علاقه ی منه.همین دیروز اونجا بودم.وقتی از قطار پیاده می شدم به مسئول اونجا گفتم:-هی ، اون دختر بچه ی سفید پوش ، که با بدن بی سر، مارو تعقیب می کرد واقعا ایده ی جالبی بود!اما اون با تعجب منو برانداز کرد و گفت:-کدوم دختر بچه ؟ چنین چیزی توی تونل وحشت نبود!
میدونماون میخواد منو بترسونه?
 
ادامه مطلب
ری ری امروز رفت برا مامانش کادو بگیره، منم امروز رفتم برا مامانم گل خریدم و عاشق گلفروشی شدم، صبا هم رفت سر خاک مامانش. ۱۶ اسفند میشه یک سال. و جواب من برای همه «صبا چرا نیومد کلاس؟» ها افتادن دفتر کتابام رو زمین بود و خم شدن برای برداشتنشون و دیگه هیچوقت پا نشدن.
+ به چوب شور پیشنهاد ازدباج بدم یا زوده؟
+ خرس و شکلات بخوره فرق سرتون که پدر مارو در آوردین :)))
+ مچ دستم تا فردا وقت داره خوب شه، در غیر اینصورت میرم خونه بابام.
ما کاشونیا، کلا با شربت بیدمشک زنده ایم!
یعنی اگه یه ماه رمضون شربت بیدمشک نباشه که بخوریم، خشک میشیم و ترک برمیداریم از کم آبی! همینم هست که انقدر اعصابامون آرومه! (الکی)
تازگیا یه عرق بیدمشک خریدیم، مزه ی آبِ قورباغه خسته توی مرداب میده! سحر که باهاش شربت درست کردم، یک آن، کاخ آرزوهام فروریخت!
 یاد دوتا مطلب افتادم:
اول یاد یه خاطره در چندسال پیش، زمانی که مادربزرگِ شوهر خواهرم به رحمت خدا رفته بود و ما برای مراسمش رفتیم روستا. پسرِ مرحومه (ک
اگه قرار باشه یه ساعت دیگه بمیرم چی دارم؟اولین چیزایی که یادم میاد کارهای نکردمه.
خمس که ندادم تا امروز.
نماز قضا هم که حداقل یه ماه دارم.
روزه هم 20 روز یا دیگه مطمئن 30 روز دارم.
کفاره اون روزه هایی هم که شکستم رو هم که ندادم.
دیگه؟
گناه هایی که کردم تو طول این بیست سال .
نمی دونم. خیلی بارم سنگینه.
خوبی هم داشتم ؟
هر چی فک می کنم مهم ترینش همین اشک بر امام حسینه. اگه قبول باشه البته .
چی بگم .
فقط امام حسین به دادم برسه .
 بوی بد عفونت رو خوب میشه شناخت
امان از وقتی که این بو از قلب کسی بلند بشه. گاهی چشمها داد میزنن که قلب طرف بیماره و گاهی زبان و گاهی حتی این عفونت به قلم میکشه مثل نوشتن مطالب آنچنانی و رمانها و داستانهای اینچنینی.
خدایا! قلب و زبان و گوش و قلم و دست مارو پاک کن!
یادتونه گفتم:یه خونه پاستلی دارم وسط ابرا؟؟؟
الان همونجام با یه دندون درد یک هفته ای!!،ی عالمه فکر و خیال از تنظیم خواب به ساعت ۷ واسه از خواب نپریدن و خراب نشدن روز، تعادل بین درس و کار و دوست و خانواده  تا ریختن ی برنامه ۱۵ روزه کمی مشخص برای اینکه حداقل دستم بیاد تو این چتد روز چیکاره ام و
این ۱۵ روز ک گذشت ‍♀️
عاشق برنامه ریزیم و تا حالا ی بارم همشو با موفقیت تموم نکردم
شما چه میکنید ک انقدر بابرنامه پیش میرید؟من ک‌ول معطلم بس ک اتفاق خ
جزوه درس:
دریافت
 
ماشین حساب و دو برگ فرمول برای جلسه آزمون مجاز است.
مثال های مهم:
ص3-ویژگی های بتن آرمه
ص8-افت-خزش
ص11و12-فولاد
ص16-ایمنی و خدمت پذیری
ص37مثال1
ص38مثال2
ص63مثال
ص72مثال
ص86مثال
 
بارم بندی: 14 نمره آزمون پایان ترم+6 نمره فعالیت کلاسی= 20
شنبه17/2/98
اولین بار که سینه خیز رفتی و ما ذوق زده شدیم دیگه نرفتی  و همش دست و پاهات رو مثل حالت پرواز بالا میگرفتی ،تا امروز که به عقب سینه خیز رفتی و با کمک دستات خیلی بلند میشی انگاری میخوای گوگله کنی و روح مارو شادتر کنی،کلا تو دختر زرنگ و باهوشی هستی وقتی ده روزت بود و من تلاش میکردم شیرمو بخوری ولی تو با پاهات محکم میزی به پای من و خودتو عقب میکشیدی دقتی به عمه سمیرا گفتم گفت این کار بچه بزرگاست نه نوزاد
خدایا شکرت
همیشه دلم میخواست فرزند یه خانوم و آقایی میبودم که شدیدا عاشق هم بودن و بعد ازدواج کردن از این عشقای اسطوره ای! ولی بعدا به این نتیجه رسیدم اگه عشق باشه حتی کم زندگی یه رنگِ دیگه ای داره. متاسفانه ازدواج مادر و پدرم کاملا از روی منطق اینکه این خانم یا آقا برای زندگی مناسبن اتفاق افتاده و کمترین علاقه ای حداقل از طرف مادرم نبوده. باورش یکم سخته ولی طی این بیست و چند سال زندگی مشترکشون مادرم حتی یه بارم پدر رو به اسمش صدا نکرده و همیشه حرفاشو با
زبان . چیزی که ما باهاش حرف میزنیم ، مینویسیم ، فکر میکنیم.  و. اگه نباشه با هیچکس نمیتونیم ارتباط برقرار کنیم. انگار ذهنمون خالی باشه. درک جهان سخت میشه چون هیچ اسمی دیگه وجود نداره. تجربه معنایی نداره. پس چیزی هست که تمام زندگی مارو در بر میگیره و ما خیلی بی تفاوت از کنارش میگذریم. من فکر میکنم حتی مکان و زمان رو هم تحت تاثیر قرار میده. مکان یعنی هیچ جایی نیست محدود نمیشه مرزی وحود نداره یا همه جا یکی هست انتهایی نیست. زمان یعنی آغاز و پایان
‌کار تو موسسه رو به دختر فرانسویم هم پیشنهاد میدممیدونم میدونم که اون شانسش از من بیشتره و ممکنه جای منو بگیره ؛ولی نتونستم بدجنس باشممیدونی یه بارم گذشتم از چیزی که دوست داشتم بخاطر اون  ولی خیلی به نفعم شد چیزه بزرگتری رو بدست آوردم
الانم همینه !قسمت باشه کار گیرم میادنتونستم بدجنس باشم برای ادمی که کلی کمکم کرده حتی برای کار ترجمه.خدای کمکم کن امروز سشنبس و من برای شنبه باید خودمو آماده کنم برای مصاحبهنهایت تلاشم رو میکنم
عجیبه که تا حالا از فیزیوپات و شروعش چیزی ننوشتم:)
بچه ها از ۳۰‌ شهریور رسما فیزیوپات شدم و دو بارم رفتم بیمارستان شرح حال گرفتم^__^
مریض ها تا حالا که همکاری خوبی داشتند. با یکیشونم که یه خانوم ۳۶ ساله مبتلا به لوپوس بود دوست شدم . خیلی حالش بد بود! و جالبه ۴ تا بچه هم داشت و نوه هم داره. از روستاهای اطراف بود بنده خدا:( . اصلا ۳۶ بهش نمیومد. فکر میکردم ۴۵-۵۰ باشه. 
کورس سمیولوژی نظری هم امروز تموم شد و چند روز دیگه امتحانشو داریم:) بعدشم قلب شروع م
تو جامعه ی ما تصور خیلی بدی از ازدواج وجود داره.
ازدواج برای مرد رو محدودیت و ازدواج و برای زن شستن و پختن و نظافت میدونن.
خب کاملا واضحه که هیچکس نه محدودیت میخواد و نه بشور و بپز.
یک سری اغراق هم راجع به تعریف زندگی عاشقانه و دونفری وجود داره که اگر برآورده نشه کلا زندگی دونفر زیر سوال میره و اون تعریف جز این نیست که زن و مرد ۲۴ ساعته به هم عشق بدن و حواسشون فقط به همدیگه باشه و نمیدونم برای هم کارای خارق العاده بکنن.
ولی به نظرم مهم ترین چیزایی
بسم الله الرحمن الرحیم
هرروز،روز عاشوراست،حسین زمانت را اگر نشناسی،در زمره سپاه یزیدیانی.
چیکارکنیم تا جزو یاران امام زمانمون باشیم؟ودر زمره سپاه دشمن نباشیم؟
در وهله اول ترک گناه وانجام واجبات،همینکه اینارو انجام دادیم امام زمان خودش دستمونو میگیره و مارو از تاریکی به سوی نور میبره.
درمجالس عزاداری اشکتون اومد،دعابرای ظهورامام زمان یادتون نره
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم
هرروز،روز عاشوراست،حسین زمانت را اگر نشناسی،در زمره سپاه یزیدیانی.
چیکارکنیم تا جزو یاران امام زمانمون باشیم؟ودر زمره سپاه دشمن نباشیم؟
در وهله اول ترک گناه وانجام واجبات،همینکه اینارو انجام دادیم امام زمان خودش دستمونو میگیره و مارو از تاریکی به سوی نور میبره.
درمجالس عزاداری اشکتون اومد،دعابرای ظهورامام زمان یادتون نره
اللهم عجل لولیک الفرج
با نامه ی تغییر خوابگاهم موافقت شد 
و کلا ساختمون خوابگاه تغییر میکنه و میرم ی خوابگاه بهتره 
خیلی احتمالش کم بود این خوابگاه بهم بدن ولی خوب ی بارم شانس در خونمون زد 
ولی.  
با عشق جدید میم هم خوابگاهی میشم
خدا؟ 
توام؟
من ب اندازه کافی اینو تو دانشکده میبینم اذیت میشم 
حالا دقیق باید بی افتم خوابگاه اون؟
نمیدونم واقعا حکمتت چیه؟ این که میخوای قوی تر شم ؟ بخدا ب اندازه کافی قوی شدم
این ک میخوای دق کنم همش؟
یا شایدم میخوای ی جور دیگ ورق برگرد
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

دانلود جدیدترین آهنگ ها از تهران موزیک وبسایت رسمی ماکویی مرجع مقالات تخصصی ارایش #بیرق-ولایت اخبار پزشکی انعـ کـاس ذهـ ـن مانتو سنتی | مدل لباس شب | لباس عروس | مدل لباس نوزادی