نتایج جستجو برای عبارت :

My Husband Got a Family mp4 MB

Read Trial Marriage Husband: Need to Work Hard Light Novel :
 
On the wedding day, her fiancé and his lover had a love affair and eloped. Her eyes were dim, she seized the man in front of the Civil Affairs Bureau.”To sum it up, your bride is not here, my groom ran off, wouldn’t it be better if we… fight together?”. Before marriage, she said, Even on the bed, between me and you, there will not be anything!” After the marriage, he said, Do not try, how do you know?”
Associated Names
试婚老公,要给力
 
Read Trial Marriage Husband: Need to Work Hard

انواع روش های بغل کردن همسر و تکنیک های آن
 
بغل کردن زن و شوهر
 
در نظر بگیرید که فرد پس از یک روز بسیار بد و افت رتبه به وسیله مدیرش در محل کار به منزل باز می گردد، مطمئنا تنها چیزی که می تواند فرد را به ارامش برساند و از فشار روحی روانی ایجاد شده در وی بکاهد، همراهی ، دلگرمی و در آغوش گرفتن همسر میباشد .
ادامه مطلب

چگونه یک زن قاطع در مقابل شوهرم باشم؟
 
 
  
بیان خواسته‌ها با قاطعیت به معنای تحت فشار گذاشتن او و یا تسلط به وی نیست‎
 
ممکن است بارها خودتان را با بعضی دیگر از خانم‌های فامیل یا دوست مقایسه کرده باشید. از دید شما آنها خانم‌های با ت و خوش شانسی هستند.
ادامه مطلب
دانلود سریال کره ای My Husband Got a Family
 
نام ها: تو غیر منتظره ای – شوهر من یه خانواده داره
محصول: 2012 کره جنوبی از شبکه KBS2
ژانر: خانوادگی | کمدی | ملودرام | عاشقانه
قسمت ها: 58
نمره: 8.1 در MDL
مدت زمان: 65 دقیقه
بازیگران:
Kim Nam joo – Yoo Jun sang
خلاصه داستان: این درام داستان زندگی یون هی (Kim Nam Joo) و گوی نام (Yoo Joon Sang) بعد از ازدواجشان را روایت میکند ولی مهمانی ناخوانده (مادر شوهر یون هی) پا به این زندگی میگذارد …
ادامه مطلب
 
 
عده ای از زوجها از دست همسرانشان شاکی هستند واز مشکوک بودن همسرشون به خود ناراضی
هستند و میگویند هرجایی که میرویم به ما مشکوک میشوند و بدبینی بسیار حادی نسبت به من دارند.
شما اولین کاری که میکنید ببینید چه چیزی اورا نسبت به شما بدبین یا مشکوک کرده مثلا شاید شخصی از
شما حرفی به همسرتان زده که باعث شده همسرتان روی شما زره بین بگذارد و به شما مشکوک شود.
اگر هیچ دلیلی نداشت و همسرتان بدون هیچ دلیلی به مشکوک شدن نداشت سعی کنید برای ازبین بردن
 
 
عده ای از زوجها از دست همسرانشان شاکی هستند واز مشکوک بودن همسرشون به خود ناراضی هستند و میگویند هرجایی که میرویم به ما مشکوک میشوند و بدبینی بسیار حادی نسبت به من دارند.
شما اولین کاری که میکنید ببینید چه چیزی اورا نسبت به شما بدبین یا مشکوک کرده مثلا شاید شخصی از شما حرفی به همسرتان زده که باعث شده همسرتان روی شما زره بین بگذارد و به شما مشکوک شود.
اگر هیچ دلیلی نداشت و همسرتان بدون هیچ دلیلی به مشکوک شدن نداشت سعی کنید برای ازبین بردن ا
 
 
عده ای از زوجها از دست همسرانشان شاکی هستند واز مشکوک بودن همسرشون به خود ناراضی هستند و میگویند هرجایی که میرویم به ما مشکوک میشوند و بدبینی بسیار حادی نسبت به من دارند.
شما اولین کاری که میکنید ببینید چه چیزی اورا نسبت به شما بدبین یا مشکوک کرده مثلا شاید شخصی از شما حرفی به همسرتان زده که باعث شده همسرتان روی شما زره بین بگذارد و به شما مشکوک شود.
اگر هیچ دلیلی نداشت و همسرتان بدون هیچ دلیلی به مشکوک شدن نداشت سعی کنید برای ازبین بردن ا
 
شماها میخند؟ میخند؟ 
 
من اون پست قبلی رو جدی نوشتم.
میخند؟
 
حالا که میخندین، به اینم بخندین:
 
به صورت خیلی مشهودی، مموتی (همون سمسوت سمستی نژاد پست قبلی) بهترین الگوش حسین اوباما و رونالد ته رام هستن.
بایوی مموتی:
 
Husband, Dad, Grandfather, University Professor, President, Mayor, Governor, Soccer Player, Proud Iranian
 
عین این روز رونالد ته رام و حسین نوشته بودن.
 
حالا اوباما جدیدا بایوشو عوض کرده:
Dad, husband, President, citizen.
 
و مموتی چون درگیر ویروس کرولا و انصراف کیمیا علیزاده شده، و داره
If you find it difficult to compose one, browse below many special and sincere romantic messages for your wife and send her the one that will talk straight to her heart!
40 Love Messages For Your Wife
My wife, you are my secret of happiness and success I will never confess.
♥ You are the woman I dreamed of. The Woman who made our beautiful family a reality. The Woman that gave meaning into my life!
♥ You can make the clouds go away and paint the sky with the brightest colors of our love!

♥ I found my life’s true meaning because of you, since the day you married me. I love you my beautiful wife!
♥ You’ve made our house, our home and turned our relationship into a beautiful family!
♥ From the first day that I met you, I had this feeling for us. The feeling of peace and hap
What is the new divorce clause in Tehran?
Of course, only an agreement on divorce in Tehran involves compulsory education and is currently not required for unilateral divorces and will be filed in antiquity. Legal documentary The compulsory counseling before divorce is in accordance with Article 25 of the Family Protection Act of 1391.
Therefore, the new divorce law has not been ratified, but it has been forced out of court by decree 97.
The counseling method in Tehran is new so note that:
Decision making system, screening center, agreement divorce site, agreement on divorce, divorce registration system, divorce treatment system, online registration of the divorce center, online application for divorce, divorce, and all are the same. .
Divorce system in Tehran
Signing up for a divorce agre
یک.
امسال برادرم سال ُ پیش خانواده‌ی همسرش تحویل می‌کنه، لذا نه تنها از جمع پونزده نفره خبری نیست، بلکه تلفات هم داریم.
 
دو.
از لحاظ بومی‌سازی موسیقی: 
"Amoo Nowruz" tell me if you're really thereDon't make me fall in love againIf he won't be here next year"Amoo Nowruz" tell me if he really cares'Cause I can give it all away if he won't be here next year
 
سه.
برای این‌که اختلاف پیش نیاد، خطاب به همسر آینده:
And know we'll never see your family more than mine
 
چهار.
 هرچه‌قدر غرق مزایای منزوی بودن باشیم، به خاطر همین شب عید هم که شده، باید آدما رو بر
Cat in the Rain
 
Ernest Hemingway
 
 
 
There were only two Americans stopping at the hotel. They did not know any of the people they passed onthe stairs on their way to and from their room. Their room was on the second floor facing the sea. It also faced the public garden and the war monument. There were big palms and green benches in the public garden.
In the good weather there was always an artist with his easel. Artists liked the way the palms grew and the bright colors of the hotels facing the gardens and the sea.
Italians came from a long way off to look up at the war monument. It was made of bronze and glistened inthe rain. It was raining. The rain dripped from the palm trees. Water stood in pools on the gravel paths. The seabroke in a long line in the rain and slipped back d
دانلود فیلم ملاقات در مه با زبان فارسی
دانلود فیلم Meeting in the Fog با لینک مستقیم
دانلود فیلم ترکیه ای ملاقات در مه
کیفیت ۱۰۸۰p فیلم اضافه شد

نام فیلم : ملاقات در مه
ژانر : درام
بازیگران : سارا باهنر, فریدون دانشمند, رامسین کبریتی, پریسا وظیقه دوست
محصول : ترکیه
زبان : فارسی
زمان : ۷۶ دقیقه
کیفیت : خارق العاده ۷۲۰p , ۴۸۰p
فرمت : MKV , MP4
حجم : ۱۸۰ , ۳۸۰ MB
خلاصه داستان : مینا در حال گذرراندن دوران بارداریش
تصمیم می گیرد تا برنامه ای تدارک ببیند تا والدینش
Customized tour in Iran
My husband and i recently visited iran. While we were looking for iranian travel companies, we found uppersia  in Tripadvisor. The reviews were great and now I can surely say that they are one of the best travel agency in iran.The team coordinating very fast and informative,our tour guide was Seyed ali mohammad hosseini.ali was kind, very patient, flexible and his time was ours to do whatever we want. We decided together what we should see and how long his time was going to be with us.His knowledge of all things it was quite amazing. he had a great way of putting it across. he had a great personality and was very very personable. By the end of the tour we felt we were friends rather than clients.he was obviously very well known by many people.he always make sure th
Customized tour in Iran
My husband and i recently visited iran. While we were looking for iranian travel companies, we found uppersia  in Tripadvisor. The reviews were great and now I can surely say that they are one of the best travel agency in iran.The team coordinating very fast and informative,our tour guide was Seyed ali mohammad hosseini.ali was kind, very patient, flexible and his time was ours to do whatever we want. We decided together what we should see and how long his time was going to be with us.His knowledge of all things it was quite amazing. he had a great way of putting it across. he had a great personality and was very very personable. By the end of the tour we felt we were friends rather than clients.he was obviously very well known by many people.he always make sure th

با شوهر خسیس چگونه برخورد کنیم ؟
  
خساست یک مشکل روان شناختی است و ریشه در ناامنی درونی افراد دارد‎
 
اگر بین شما و همسرتان رابطه عاطفی و محبت قلبی برقرار است و در دیگر امور زندگی با هم تفاهم دارید و فقط خساست او شما را آزار می دهد باید توجه داشته باشید که خساست یک مشکل روان شناختی است و ریشه در ناامنی درونی افراد دارد.
ادامه مطلب
شرایط گرفتن مهریه از پدر شوهر

نوشته پیش رو در خصوص شرایط گرفتن مهریه از پدر شوهر و نحوه مطالبه مهریه
از ضامن جهت آشنایی شما عزیزان تحریر گردیده است. در این مقاله به بررسی و ابعاد حقوقی
شرایط گرفتن مهریه از پدر شوهر و نحوه مطالبه مهریه از ضامن را به صورت اجمال خدمت
مخاطبان محترم ارائه می‌نماییم.مهریه مالی است که زوج در هنگام ازدواج به زوجه پرداخت
یا متعهد به پرداختن آن می‌شود و در عقد نامه به صورت کتبی درج و ثبت شده و زوج ذیل
آن را امضا می‌نم
Light Novel | Read Light Novel ,Web novel,Korean Novel,Chinese Novel

30 results
Order by
Latest
A-Z
Rating
Trending
Most Views
New




The Second Coming of Gluttony
5

Chapter 294 4 hours ago

Chapter 293 4 hours ago



Overgeared
5

Chapter 1193 March 30, 2020

Chapter 1192 March 30, 2020




I Became the Strongest With The Failure Frame【Abnormal State Skill】As I Devastated Everything
5

Chapter 158 April 15, 2020

Chapter 157 April 15, 2020



The King’s Avatar
5

Chapter 1729 March 31, 2020

Chapter 1728 March 31, 2020




Rebirth of the Thief Who Roamed the World
5

Chapter 995 March 24, 2020

Chapter 994 March 24, 2020



Against the Gods
5

Chapter 1648 March 30, 2020

Chapter 1647 March 30, 2020




Release that Wi
Light Novel | Read Light Novel ,Web novel,Korean Novel,Chinese Novel

30 results
Order by
Latest
A-Z
Rating
Trending
Most Views
New




The Second Coming of Gluttony
5

Chapter 294 4 hours ago

Chapter 293 4 hours ago



Overgeared
5

Chapter 1193 March 30, 2020

Chapter 1192 March 30, 2020




I Became the Strongest With The Failure Frame【Abnormal State Skill】As I Devastated Everything
5

Chapter 158 April 15, 2020

Chapter 157 April 15, 2020



The King’s Avatar
5

Chapter 1729 March 31, 2020

Chapter 1728 March 31, 2020




Rebirth of the Thief Who Roamed the World
5

Chapter 995 March 24, 2020

Chapter 994 March 24, 2020



Against the Gods
5

Chapter 1648 March 30, 2020

Chapter 1647 March 30, 2020




Release that Wi
The Silk Road
My husband and I (2 US citizens) toured IRAN for 21 days with Uppersia for our honeymoon. LP recommended Uppersia, and it did not disappoint! We were met at the Tehran airport by our tour guide Seyed ali Mohammad Hosseini. One other tourist joined our tour, James from Britain. Ali was the best tour guide ever. He was knowledgeable and professional yet quickly became our friend and made our small group feel like friends or family vacationing together. He took care of every detail. Our bags missed the connection from Amsterdam to Istanbul and again on our return home, and he made the calls and tracked them down. The Uppersia tour was wonderful, hitting the most fascinating cities and sites. We visited Tabriz, Kandovan, Zanjan, Esfahan, Shiraz, Persepolis, Kerman, Yazd, Zein-o-d
The Silk Road
My husband and I (2 US citizens) toured IRAN for 21 days with Uppersia for our honeymoon. LP recommended Uppersia, and it did not disappoint! We were met at the Tehran airport by our tour guide Seyed ali Mohammad Hosseini. One other tourist joined our tour, James from Britain. Ali was the best tour guide ever. He was knowledgeable and professional yet quickly became our friend and made our small group feel like friends or family vacationing together. He took care of every detail. Our bags missed the connection from Amsterdam to Istanbul and again on our return home, and he made the calls and tracked them down. The Uppersia tour was wonderful, hitting the most fascinating cities and sites. We visited Tabriz, Kandovan, Zanjan, Esfahan, Shiraz, Persepolis, Kerman, Yazd, Zein-o-d
 
اولین قدم این است که بپذیرید که شریک زندگی شما فوت کرده است و به خودتان فرصت غم و اندوه را بدهید. در این مقاله ، پنج نکته را برای کمک به شما در کنار آمدن با مرگ شریک زندگی خود کشف کنید.
وقتی شریک زندگی شما درگذشت ، لازم نیست که از یک شخص بسیار خاص در زندگی خداحافظی کنید. همچنین باید با گذشته ، حال و آینده خود کنار هم خداحافظی کنید. شما باید از برنامه های زندگی خود ، پروژه های مشترک ، تجربیات فراموش نشدنی ، لحظه های خاص و خاطرات از جمله موارد د
By visiting the exitban.ssaa.ir site and entering the national code, you can inform your outbound mailing address. By visiting this site, you can enter personal information such as your name, last name, father's name, date of birth, Include your passport number and national passport code.
Inbound calling system
The ban on leaving the country can have several reasons, one of the reasons for which is the tax debt of 500 million Tomans, the lack of authority or control, the prohibition of security for the country also has a judicial authority, and those who include it will not be allowed to No country travels abroad.
Expiry date for outbound credit
Article 133 of the Criminal Procedure Code states that, given the importance and reasons for the crime, the court and the judge can order the excl
معمولا در مکالمات و ارتباط هایی که بین دو نفر ایجاد می شود نسبت های فامیلی بین افراد فامیل و خانواده هر دو طرف یکی از صحبت های مهم و کاربردی است.
در فرهنگ انگلستان، ساختارهای خانوادگی اهمیت کمتری داشتند به همین دلیل جزئیاتی که ما در زمینه پیوندهای خانوادگی داریم در زبان انگلیسی دیده نمی شود. برای بسیاری از نسبت های خانوادگی از کلمات مشابهی استفاده می شود. شاید برای شما این سوال پیش آید که پس چطور متوجه می شوند که چه کسی عمو و چه کسی دایی است؟
Do you know the history
of vacuum cleaners that have existed for over 100 years?
This is a proof of
history.
The incident only a few
hours ago, from that point I just liked cleaning a little bit. It's still hard
to believe, but I encountered a strange event and got to know the history of
the vacuum cleaner. The rainy season,
which is a distraction, has finally opened. However, I still felt that the
long-lasting, moist daily image had not yet passed away, and I could not get a
proper feel no matter what I did. It would be better if it was clean at least
in the room alone . I turned on the power with the stick-type vacuum cleaner
in my living room, "Elgorapide Lithium".Well, let's start cleaning

 
Switch on your hand so
that you can pull your mind and body up. Oh, but the latest vacu
دانلود سریال کره ای The Married Life 2020 با زیرنویس فارسی
قسمت 15 اضافه شد
زیرنویس قسمت 15 اضافه شد
 
نام انگلیسی: The Married Life
نامهای دیگر: Bubuui Segye , The World of a Married Couple , The World of Husband and Wife , The Couple's World , Couple's World , World of Couples , The World of the Couple
نام فارسی: دنیای متاهلی
تعداد قسمت: 16
ژانر: درام / عاشقانه
سال انتشار: 2020
ساخت: کره جنوبی
روز های پخش: جمعه و شنبه
زیرنویس فارسی دارد
بازیگران
خلاصه داستان
 
جی سان وو (Kim Hee-Ae) پزشک و زن متاهلیست که یک فرزند پسر داشته  و در ظاهر زندگی ش
برای تو می نویسم عشقم
برای تویی که قلبت پـاک است.
برای تو می نویسم
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست.
برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست.
برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست.
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد.
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است.
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی.
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی.
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است .
بر
افعال hear و listen از آن دسته افعالی هستند که گاهی اوقات در استفاده از آنها دچار اشتباه شده و نمیتوانیم به درستی از آنها استفاده کنیم. هردو این افعال مربوط به حس شنوایی می باشند اما تفاوتهای مهمی در مفهوم و کاربرد آنها وجود دارد. در این مقاله قصد داریم تا تفاوت های افعال hear و listen را همراه با چند مثال در داخل جمله به شما آموزش دهیم.
Hear به معنای شنیدن
فعل hear به معنای شنیدن میباشد و این شنیدن اختیاری نیست؛ یعنی صداهای اطراف به گوش ما میرسند و ما آنها
What is the punishment for an illegitimate relationship: The illegitimate relationship in chapter 18 of the Islamic Penal Code has been recognized with regard to the lack of public morality and morals in crime and Article 637 of the law is also stated. As you know, the terms of an illegitimate relationship are criticized with great sensitivity, because it is a crime and crime that does not require a private plaintiff to investigate and pursue.
In relation to this crime and the prosecutor's crimes, a person can enter the story without questioning the subject.
Of course, this review will be carried out in accordance with Article 637 of the Islamic Penal Code.
The important issue of this article, Article 637 of the Islamic Penal Code, is that the discussion of its material element is.
Meaning
غبطه می‌خورم به آدمایی که برای آرزوهاشون مجبور به صبر نیستن. که حسرت‌های کهنه ندارن. که فرق قیمت‌های بازار تره‌بار رو با مغازه نمی‌دونن. که تاحالا قیمت‌های فروشگاه‌ها رو قبل و بعد تخفیف حساب نکردن. که هیچوقت بین قرص‌های ایرانی و امریکایی به خاطر قیمتشون ایرانی رو برنداشتن. غبطه می‌خورم به کسایی که معلوم نیست چطور با یه شغل معمولی که خیلیا توش معمولی‌ان، سوپر پولدار می‌شن و هیچ ترسی ندارن، هیچ عذاب وجدانی ندارن، غمی ندارن. غبطه می‌خو
در بررسی اقلیمی شهر بیله
سوار از آمار و داده های 13 ساله ی عناصر آب و هوایی این شهر از جمله دما ، بارندگی ، رطوبت نسبی و . ایستگاه سینوپتیک شهر بیله
سوار که به صورت پارامترهای
حداکثر ، حداقل و میانگین ارائه شده و همچنین پوشش ابری و ساعات آفتابی ، جهت و سرعت وزش باد ، تعداد روزهای برفی و یخبندان و تعداد روزهای همراه با گرد و خاک استفاده شده است .
متن و جملات تبریک سالگرد عشق و آشنایی
I love you more and more every second I set my eyes on you. Happy anniversary my dear husband
هر ثانیه ای که چشمانم به تو می افتد بیشتر و بیشتر عاشقت می شوم، سالگرد عشق مون مبارک شوهر عزیزم!

You are the finest, loveliest, tenderest, and most beautiful person I have ever known، Happy dating anniversary
تو بهترین، دوست داشتنی ترین، مهربان ترین و زیباترین کسی هستی که تا به حال شناخته ام، سالگرد اولین دیدارمون مبارک!

هرگز لبخند روی صورتت، در آن روزی که به تو سلام دادم و تو جواب سلامم را دادی فرامو
به نام یگانه کیمیاگر عالم .
نگاهم نمی کنی. نگاهت را پایین انداخته ای. چهره ات گرفته و ناراحت است. لب هایت را جوری جمع کرده ای که با نگاه کردنشان غمم می گیرد. رو به رویم نشسته ای در کافه ای . رو به رویت نشسته ام در اتاق پشت میزم . 
ادامه مطلب
Women in Islam
After a quick historical survey, one is safely justified to believe that throughout history and in different societies and cultures, women have been looked upon as second-class human beings; such a view that entails tangible practical consequences even to this very day and even in modern societies. ‘Women in Islam’ is among the topics that have been approached by mixed attitudes. From some Muslims who whitewash their local/cultural discriminative practices against women under the label of Islam; to the non-Muslim outsiders who don’t bother to analyze and distinguish different cultural and religious elements in various Muslim societies. All of these compel us to refer to the primary teachings of Islam and the historical and socio-political context within which Islam was
تمام برو و بیا مال منبریز و بپاش و صفا مال منبیا عادلانه که قسمت کنیمیکی مال تو، شصت تا مال منامور طویله همه مال تومدیریت روستا مال منجنوب پر از خاک ده مال توشمال خوش آب و هوا مال منزن بیوه‌ی مش رجب مال توولی دختر کدخدا مال منبز پیر نر، پنج تا مال تویکی گاو گوساله‌زا مال منالاغ  دو پا لنگ تقدیم توهمین اسب رقصنده پا مال منهمین جا تو گردشگری کن، بمانسفرها به هر ناکجا مال منببین هر دوشان مال یک شرکت استژیان مال تو، زانتیا مال منبرایت همین سیکل
راه های افزایش محبت بین زن و شوهر
 
 
 
پدیدار شدن مهر و محبت افزون‏تر، معلول یک سرى عوامل است که بعضى از آنها در دست همسر و برخى در اختیار زوج است. آنچه که در اختیار زن است، احترام و اهمیت دادن به شوهر، مهیا کردن محیط خانه براى او، همراهى با او در امور مختلف، پرهیز از بحث و مجادله‏ هاى بى‏نتیجه، توجه به خواسته‏ هاى جنسى شوهر و آماده ساختن خود براى او، صداقت و امانت و فداکارى و گذشت، از جمله امورى است که مراعات آن از جانب زن، می‏تواند در جلب م
وقتى زنى را ناراحت و عصبى مى کنید ولى او فریاد نمى زند، آرام آرام نگاه تان مى کند و سکوت تنها حرفى است که اطراف او چنبره زده، در باورش چیزى براى جنگیدن باقى نمانده است. شاید ارزش شما حتى از تابلوى نقاشى روى دیوار کمتر باشد و این جاى قصه باید گفت: الفاتحه.
همانطور که می‌دانید اسم در زبان فارسی جنسیت ندارد، ولی در زبان انگلیسی تعداد از این اسامی جنسیت دارند. ما در این مقاله با جنسیت در اسم در زبان انگلیسی شما را آشنا میکنیم. اسم‌ها کلماتی هستند که برای نامیدن اشیاء، انسان‌ها و مکان‌ها استفاده می‌شوند. اسم‌ها در پاسخ به سؤالاتِ آن چه چیزی است؟ (?what is it) و آن چه کسی است؟ (?who is it) می‌آیند. در خیلی از زبانها (اسپانیایی، فرانسوی…) اسامی جنسیت دارند. به طور مثال در زبان اسپانیایی اگر یک خانم بخواهد ب
غبطه می‌خورم به آدمایی که برای آرزوهاشون مجبور به صبر نیستن. که حسرت‌های کهنه ندارن. که فرق قیمت‌های بازار تره‌بار رو با مغازه نمی‌دونن. که تاحالا قیمت‌های فروشگاه‌ها رو قبل و بعد تخفیف حساب نکردن. که هیچوقت بین قرص‌های ایرانی و امریکایی به خاطر قیمتشون ایرانی رو برنداشتن. غبطه می‌خورم به کسایی که معلوم نیست چطور با یه شغل معمولی که خیلیا توش معمولی‌ان، سوپر پولدار می‌شن و هیچ ترسی ندارن، هیچ عذاب وجدانی ندارن، غمی ندارن. غبطه می‌خو
ما ترسیده ایم. باید هم بترسیم! از منتشر کردن هر متنى که روزى شاید مدرکى باشد علیه ما در دادگاه انقلاب اسلامى، از نشر هر عکسى که شاید شامل محتواى مجرمانه باشد در قانون اسلامى ایران. از داشتن وى پى ان. از فالو کردن یا نکردن آدم هاى خاص. ما باید هم بترسیم از سر به راه نبودن. اما مگر مى شود به عنوان یک شهروند، برق را درست مصرف کنى، آب را به یاد شهرهایى جز پایتختِ یک کشور خشکسالى زده کم مصرف کنى، غذایت را در حد توان با گرسنه ها شریک باشى، اما به وقتِ ش
براتون پیش اومده که باباتون دیر رسیده خونه، تلفنشو جواب نداده، گوشی مادرتون خاموش بوده و بهش دسترسی نداشتید و دیر کرده، بچتون رفته جایی که نمیدونید کجاست، با آدمایی که نمیدونید کی‌ان، و هنوز برنگشته، خبر زله فلان منطقه رو شنیدید و یهو فرو ریختید از تشابه اسمش با اسم شهری که همسرتون رفته ماموریت. شده دیگه؟ نشده؟
اون اضطراب، بی‌قراری، بغض، ترس، فکر و خیال، پشیمونیا، حسرت‌ها، دعاها، قول و قرارها با خدا، نذر و نیت‌ها، صلوات‌ها، لرزش دست
دستگاه بخور جلوی صورتم است، بخارش مستقیم مى نشیند
روى گونه هایم.
مى خواهم بخوابم که افکار هجوم مى آوردند به درگاه ذهنم.
فردا بعد از پنج روز به کار برمى گردم، که کار به من شاید. هنوز توان ندارم ولى اجبار زندگى قوى تر است.
به بیست و دوم بهمن فکر مى کنم، به چهار دهه ى گذشته، به این که از مادر پرسیدم از انقلابى که کردید راضى هستید؟ و مادر مردد مى شود در جواب و من خوشحال که آن سال ها در عدم لابد چه سرخوش تاب مى خوردم.
با خیال کابوس چندشب پیش که هنوز با
سکوت، خود سخنرانى بسیطى است مملو از واژگانى تلخ که زبان را مى گزند و هرگز راهى براى گذر پیدا نمى کنند. زمانه ى بدى است و این خلأ، رفته رفته آدمى را بسان گنجشکان زبان بریده، به دل دل زدنى همیشگى مبتلا مى سازد.

دنیا هم، به آدم هایى که تنها نگاه مى کنند، محتاج است.
برای لحظاتی، به یمنِ خطای شیرینِ یک بنگاه‌دار در معیار میلیون و میلیارد، رویای ما در یک قدمی واقعی شدن ایستاد. ایستاد و هی قد کشید، بزرگ شد، رنگین کمانی از نور و رنگ دورش پیچید و دلبری‌ها کرد. ما، خانواده‌ای شدیم که در رویای زندگی در یک خانه حیاط‌دار غرق بودیم. سرمست بودیم! 
در کوچهٔ بن‌بستی ایستاده بودیم و بعد از حساب و کتاب‌ها دیدیم نه تنها از پس خریدنش برمی‌آییم، که با باقی پول‌ها وسایل خانهٔ جدید هم نو می‌شوند. طبقه دوم شده بود برای
براتون پیش اومده که باباتون دیر رسیده خونه، تلفنشو جواب نداده، گوشی مادرتون خاموش بوده و بهش دسترسی نداشتید و دیر کرده، بچتون رفته جایی که نمیدونید کجاست، با آدمایی که نمیدونید کی‌ان، و هنوز برنگشته، خبر زله فلان منطقه رو شنیدید و یهو فرو ریختید از تشابه اسمش با اسم شهری که همسرتون رفته ماموریت. شده دیگه؟ نشده؟
اون اضطراب، بی‌قراری، بغض، ترس، فکر و خیال، پشیمونیا، حسرت‌ها، دعاها، قول و قرارها با خدا، نذر و نیت‌ها، صلوات‌ها، لرزش دست
یه وقتی حلیم با گوشت بوقلمون بود و حاصلِ پختن تا له شدن و قوام اومدن گندم‌ها. یه وقتی کوبیده غذای اعیونی بود و با گوشت و دمبهء درجه یک، که هرجایی هم نبود. یه وقتی توت‌فرنگیا نه خیلی درشت بودن نه ریز، اما عین ادکلن‌های اصل، عطرشون تمام اتاقو می‌گرفت. وقتی همه‌چیز کم‌کم عوض شد، وقتب دیگه حلیم‌ها شدن با آرد و گوشتِ مرغ، وقتی خبر رسید کبابی‌ها زیاد شدن و گوشت‌ها گرون، و حالا دیگه گوشتِ خیلی چیزا رو می‌شه تو کوبیده پیدا کرد، وقتی توت‌فرنگیا
خسته از درد، خسته از جارویى که به زحمت کشیده ام روى تخت به عادت تازه ام ، به قطر، خودم را رها کرده ام.
چشمانم را مى بندم و اندکى لب هایم را از هم دور نگه مى دارم. انگار که بخواهم نسیم خنک ظهرگاه کولر را ببلعم.
سردرد اشک هایم را روان مى کند. به کابوس عجیبى که چند شب پیش دیده بودم فکر مى کنم.
اسبى افتاده کنار دیوارى . اسبى که تمامى پوستش کنده شده بود و ماهیچه هایش مثل عکس کتاب هاى بدن شناسى خودنمایى مى کرد.
نزدیک تر مى شوم. زین به صورت عجیبى روى پوز
نمی دونم از کجا شروع کنم؟از خوبیت از امیدت از حرفهای پر از ماهت یا از چشات که من’ کشته حتی از عصبانیتت چون اونم برام غنیمته کاش بدونی که چه قدر دوستت دارم کاش بدونی ارزشت بیشتر از این حرفهاست تو برام مثل بارونی که برام همیشه سبکی میاره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه . چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس کردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هام سرت را  بزاری و حرفهای دلم رو بهت بگم باهات گریه ک
روى نیمکتى روبروى طلافروشى ها به انتظار نشسته بودم که مرد سلانه سلانه آمد و کنار پیاده رو آرام گرفت.
کیسه هاى همراهش با چند کتاب پر شده بودند. سیگارى به لب گذاشت. من با طمأنیننه ترین پک زدن هاى عمرم را شاهد بودم.  دست چپ او تکه تکه لک هاى صورتى رنگى داشت، متفاوت و شاید زیبا. انگار به جایى در خلأ خیره مانده بود و براى پلک زدن فکر مى کرد.
دردى عجیب در چهره و تمامى حرکاتش کز کرده بود که سدى در برابر هرگونه قضاوتى مى شد.
کاش مى دانستم چه کتاب هایى به ه
پرداخت نفقه زن یکی از وظایف مرد است . اما انجام این وظیفه ، منوط به شرایطی هم هست . بر اساس قانون مدنی ، ارتباط. مستقیمی میان پرداخت نفقه به زن و تمکین از جانب زن وجود دارد . بر این اساس ، زن تنها در صورتی از حق نفقه برخوردار است که تمکین نموده باشد . در این معنا ، تمکین عبارت است از تمکین عام و تمکین خاص . تمکین عام یعنی اطاعت از شوهر در مسائل کلی خانوادگی و تمکین خاص هم ناظر بر روابط شویی است . نکته مهمی که در ارتباط با اام به تمکین زوجه برای پ
سالها پیش، یه روز حوالی ظهر، دهن جسارتو جر دادیم، دو تا دختر چادری، رفتیم تو یکی از مردونه‌ترین کبابی‌های نارمک، و وقتی آقای سیبیلوی کباب‌زن پرسید می‌برید؟ گفتیم نه می‌خوریم!
بعد، همونطور که مردها با نگاه کج و معوجی به ما، میومدن، مینشستن، چهار پنج سیخ کوبیده رو تو شش هفت لقمه می‌خوردن و می‌رفتن، ما تیکه‌هاى بندانگشتی غذامونو با چنگال از لای لبهای به غایت دخترونه و رنگی فرو می‌دادیم و همراه تمام لقمه‌ها خجالت هم بود که بجویم و قورت
کسی کسیو سفت بچسبه، ینی عاشقانه مراقبشه. اینطور نیست؟ چشم بهش دوخته که مبادا ناراحت شه، مبادا اذیت شه، که اگه شد به دو بیاد غماشو بشوره. خوش به حالش؛ مگه نه؟!
بد به حال اونی که رها شده اما. معشوق جای اینکه کنارش باشه، خوشحالی بسازه براش، تو خوشیاش باهاش کیف کنه، دور شده، ول کرده، انگار نه انگار چیزی بوده و هست، عشقی بوده و هست. نه؟ 
نه.
همیشه هم اینطوریا نیست که به نظرمون میاد. همیشه تنها جای عاشقی کردن «آغوش» نیست.
دلت گیر میکنه و گره کور می‌خ
کسی کسیو سفت بچسبه، ینی عاشقانه مراقبشه. اینطور نیست؟ چشم بهش دوخته که مبادا ناراحت شه، مبادا اذیت شه، که اگه شد به دو بیاد غماشو بشوره. خوش به حالش؛ مگه نه؟!
بد به حال اونی که رها شده اما. معشوق جای اینکه کنارش باشه، خوشحالی بسازه براش، تو خوشیاش باهاش کیف کنه، دور شده، ول کرده، انگار نه انگار چیزی بوده و هست، عشقی بوده و هست. نه؟ 
نه.
همیشه هم اینطوریا نیست که به نظرمون میاد. همیشه تنها جای عاشقی کردن «آغوش» نیست.
دلت گیر میکنه و گره کور می‌خ
اون روز.دقیقا همون روزی که خبر رفتنت رو شنیدم گریه کردمهفته بعدشم گریه کردم.ماه بعدشم گریه کردم.سال بعدش هم گریه کردم.تا همین امسال هر سال رو گریه کردم.لبخند اخرت وقتی برای اخرین بار دیدمت و با شوق به سمتت دویدم تا برای اخرین بار در اغوشت بکشم و تو با همون لحن خوشگل و دوست داشتنیت گفتی جلو نیا من دیگه بازنشست شدم و نمیشناسمتون.به لحن شوخت از ته دل خندیدم و بغلت نکردم اما باهات خداحافظی کردم و تا لحظه اخر چشمای عاشقم رو بهت دوختم.درست تا
دو سال پیش که اینجا رو گذاشتم و رفتم و پشت سرمو نگاه نکردم، یه ماهی دیگه بودم یه ماهی شکسته با یه عالمه درد ، یه ماهی ضعیف و ترسو و نگران که حیران فکر میکرد حالا باید چیکار کنه؟!  اونموقع که رفتم فکر ترک کردن اینجا نبودم در واقع اصلا فکر نمیکردم، اما یادمه  مث سنگی که به نخ آویزون باشه بزور خودمو نگه داشته بودم که سقوط نکنم، از اونموقع خیلی گذشته و من تبدیل به آدم متفاوتی شدم:) خیلی کارا کردم که قبلا انجام نداده بودم ، خیلی از اخلاقامو اصلاح کر
وَ هُوَ الَّذی
جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فی‏
ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ
الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ  (الأنعام : 97)
اوست آن که
ستارگان را براى
شما قرار داد
تا به وسیله‌ی
آن در تاریکى‏هاى خشکى و
دریا هدایت یابید.
اصلن از قدیم گفتن که دوست قدیمیش خوبه .یه چیزی مثلن حول و حوش 9 سال رفاقت مشتی .و شاید از اون دوستی های ناب چون برمگشت به دوران معصومیت چشامون.محدثه
کلاس پنجم رو یه میز مینشستیم و چقدر سر این که تو چپ دست بودی و من راست دست دعوا داشتیم ،روی میز رو با ماژیک خط میکشیدیم و طرف چپ m بود و طرف راست k.و بیزنس پر سود برچسب فروشیمون ،یعنی اگه همون فرمون رو پیش گرفته بودیم توی سود حاصل از فروش برچسب تا الان میلیاردربودیم.و بعد که راهنمایی بوفه مدرسه رو به
 
 
 
به ایستگاه که رسیدم متوجه شدم مچ دست چپم خالی است، دستبند نبود.
همان دستبند فیروزه که سنگ‌هایش به طرز قشنگی برش خورده و کنار هم چیده شده بود. همان دستبندی که لابه‌لای فیروزه‌های قشنگش نقره کاری بود، حدیدهای کوچکی به شکل گل.
همان که بعد از جدایی برایم سوغات نمی‌دانم کجا گرفته و فرستاده و انگار تازه سلیقه‌ی من دستش آمده بود.
گم شد، گمش کردم، به همین راحتی.
 
قطار به ایستگاه رسید.
سوار شدم و رو به در شیشه‌ای تمام مسیر را گریستم.
 
 
پ.هوا،
به ایستگاه که رسیدم متوجه شدم مچ دست چپم خالی است، دستبند نبود.
همان دستبند فیروزه که سنگ‌هایش به طرز قشنگی برش خورده و کنار هم چیده شده بود. همان دستبندی که لابه‌لای فیروزه‌های قشنگش نقره کاری بود، حدیدهای کوچکی به شکل گل.
همان که بعد از جدایی برایم سوغات نمی‌دانم کجا گرفته و فرستاده و انگار تازه سلیقه‌ی من دستش آمده بود.
گم شد، گمش کردم، به همین راحتی.
قطار به ایستگاه رسید.
سوار شدم و رو به در شیشه‌ای تمام مسیر را گریستم.






پ.هوا، هوای ا
ر دوش نبی علی چو بنهاد قدم
بر دوش نبی علی چو بنهاد قدم

پاکیزه ز بت نمود چون خانه‌ی حق
از قلب نبی زُدود او غصه و غم

اصنام حرم شکسته گردید ولی
از بهر قریش آن دو گردیده صنم

بر ضدّ علی که بت شکن بُد به جهان
آن مردم بت پرست قد کرده علم

تا آنکه بسوزند علی را چو خلیل
بر خانه‌ی او زدند آتش ز ستم

لیکن چو خدا یار علی بوده و هست
در ارض و سماء نام علی گشته رقم

بر سر در آن بهشت گردیده رقم
آن نام مبارک علی بحر کرم

یعنی که بدون حبّ آن نور خدا
نتوان که نهی در او
بیشتر ما تو ارتباطاتمون، شاید تو همه مدل ارتباطی که با آدما داریم، از مترو و تاکسی و خیابون تا خانواده، خودمحور و خودشیفته‌ایم.
به ما در تمام سال‌های تحصیل و حتی در خانواده، یاد ندادن وقتی یه بشقاب غذا هست قاشقا رو دو تا کنیم، بلکه بهمون یاد دادن سریع‌تر باشیم، زرنگ‌تر باشیم تا اونی که گرسنه می‌مونه نباشیم. 
اگه بتونیم آدما رو درک کنیم، دعواها و عقده‌ها و نفرت‌ها کمتره. یکی از راه‌های درک کردن هم اینه که ببینیم اگه به‌جای طرف مقابل بود
یه اهنگ هایی هم هستن گریه ادمو در میارن.
اولش تعدادشون کمه.اما کم کم تعدادشون بیشتر میشه.
هرچی بیشتر میشه شما بیشتر یاد میگیرین درونی تر گریه کنین تا مثلا یهویی وسط یه رستوران توی یه قرار خانوادگی وسط اون همه قهقه و رقص و شادی یهویی نزنین زیر گریه.یهویی همه رو بهت زده نکنین.
یه سری دلیلشو میدونن که خب خوش به حالشون.
یه سری مثل من دلیل احمقانه این رفتارشون رو نمیدونن و فقط یهویی اشکشون سرازیر میشه.
هرچی میگذره هم بیشتر اصرار به گوش دادنشون د
گیتار برقی عزیزم
یکی از خنده دار ترین اشنایی های دنیا رو داشتیم تا برای هم دیگه کسی بشیم که بشه با خیال راحت پیشش هرجور دلمون میخواد باشیم؛خوشحال و خندون یا عصبانی و داغون و افسرده 
ازون معدود ادم های خوبی که فقط کافیه بگی حالت خوب نیست یا دلت گرفته تا سریع یه فوش بذاره بغل اسمت و بگه بیا پیشم .
خوشحالم که باعث شدم اولین ترکتو بدی بیرون و همه بفهمن که چقدر خفنی که بخوام پیش کامران رسول زاده باد به غبغب بندازم و بگم رفیقمه ها


امیدوارم بهترین ب
وقتی بچه بودم و از یه چیزی ناراحت میشدم، بابام سریع سرم داد میکشید که گریه نکن. برای چی گریه میکنی؟ و این بدتر باعث میشد گریه‌ام بگیره. برای همین یاد گرفتم هیچ‌وقت نباید ببینه که دارم گریه میکنم.

یکشنبه تو هم باهام همین کارو کردی. حالا دارم یاد میگیرم تو هم نباید گریه‌هامو ببینی. غم‌ها و مشکلاتم مال خودمه و یه دیوار بلند وجود داره بین من و غم‌هام و شما همه.!
هنوز مى توانم بخندم وقتى مرا دهه هفتادى مجردى می بینند که قابلیت معرفى به آقایى براى ازدواج را دارم!
هنوز مى توانم بخندم وقتى اندکى پس از طلوع خورشید در میان میدانى، در میان خیابانى، در انبوه جمعیت رهگذر مى ایستم و بازى بچه گربه اى با مادر خویش را تماشا مى کنم.
هنوز مى توانم بخندم وقتى خدمه ى میانسال اداره سر انتخاب شیرینى از جعبه ى تعارفى اش، سربه سرم مى گذارد.
اما،
 خاطرات رنجورکوتاه مدت حضورش همچنان دردى عمیق در سینه ام به جاى گذاشته که تم
من دلگیر، در گپ غرولندگونه‌مون به کنایه بهت می‌گم: توقع داری وقتی گوگولی و مهربون و بی آزاری، باهات مهربون باشن و آزار نبینی؟ چه توقعا!
تو دلسوزانه میگی: خوبی کن. کسی که نمیفهمه بیشعوره، با بیشعور بحث کردن تف سربالاس. رد شو، خوب بمون.
خودمونیم، منم خیلی وقت نیست که گفتن این جمله‌ها رو کنار گذاشتم. منم خیلی وقت نیست که به این اعتقاد رسیدم که این حرفا مال یه ذهن دوبُعدیه.
اما بُعد سوم ماجرا.
آدمِ بیشعور خطرناک‌ترین آدمِ روی کرهٔ زمین نیست؟ آ
یاصاحب امان ،میدانی مولا جـــــانمرا از کودکی به جدایی ها عادت دادند.همان جایی که می نوشتند:خوب ها بدها و من بدترین بد ها هستم آری ! قبول دارم بد بودنم را اماای آقایی که از همه کس به من نزدیک تری من که جز شما کسی را نمی شناسم بد بودم میدانم بد کردم میدانم اما جز تو کسی را ندارم ای امیدِ نا امیدان رهایی ام بخش از این دلتنگی و فراقی که اسیر آن شده ام آقا جان .عجیب خستـــه ام از خودم میشود برای من اَمَّن یُجیب بخوانی ؟اللهم ع
دو تیله ى سیاه در چشمانش بود.
مى گفت از زاهدان آمده اما اهل زابل است.
مى گفت شهر که خشک شد، آب که تمام شد، گرد و خاک ها آمدند و من نفس کشیدن برایم سخت شد، به ناچار به زاهدان رفتیم براى زندگى.
مى گفت، آب که بود همه چیز خوب بود، خوش و خرم همه کنار هم بودیم اما حالا.  
براى مشکلات استخوان و گردن درد آمده بود تهران. مى ترسید در تابوت سفید نفسش دیگر بالا نیاید. آمدم برایش توضیح دهم که جاى نگرانى نیست که گفت، "آسم دارم، جاى بسته نفسم مى گیرد."
پرسید ازدوا
یکی
از مقاتل که
درباره قیام امام
حسین علیه‌السلام و
حادثه عاشورا نوشته
شته است، مقتل
«ابومخنف» است. هرچند این کتاب
در زمان فعلی
مفقود شده، ولی
تمام یا قسمت‌هایی
از این کتاب
در کتب کسانی
همچون طبری و
شیخ مفید که
به این کتاب
دسترسی داشتند نقل
شده است.

این
مقتل دارای امتیازاتی
است؛ ازجمله:

1. نویسنده این
کتاب از راویان
موثق شمرده شده
است. هرچند در تشیع
و تسنن این
شخصیت اختلاف‌نظر وجود
دارد، ولی مرحوم
نجاشی که از
رجالیون معروف است
ایشان را توث
 افرادِ درگیر در صنعت فروش مستقیم اگر عامل نباشند تاثیری نمی گذارند . برخلاف کارهای معمول که باید کارت زد و در قبال تعداد ساعت حضور حقوق گرفت ، درآمد بازاریابی شبکه ای از کمیسیونی است که حاصل مشتری یابی و فروش عاملانه آنان است.  با این که عامل بودن لغت رایجی است ، اکثر فرهنگ لغت ها تعریف دقیقی از آن نداده اند . عامل بودن یعنی پیش قدم بودن. ولی معنای آن فراتر از این است ؛ یعنی ما مسئول پیامد های اعمالمان هستیم؛ یعنی ما خود ، راه خود را انتخاب می
خیلی وقتا طرف اصلا تو باغِ رنجوندنِ تو نبوده 
(کار یا حرف زشتش عمدی نبوده). 
سوای اینکه خیلیا به شدت از ناتوانی در انتخابِ کلمهء مناسب برای منظورهای متفاوت رنج میبرن و جمله سازیشون از اول دبستان به بعد پیشرفتی نکرده. 
و خیلیا هم ناتوانن در درکِ موقعیت ها و بروزِ رفتارهای مناسبِ هر موقعیت. 
ینی اینهمه آدم داریم که به قصدِ آزار و لذت بردن از تماشای رنج آدما کسیو اذیت نمیکنن، بلکه فقط یه کم بیشعورن!
و حتما انقدر بالغ و منطقی هستیم که اینو هم در ن
میگن چرخ بزرگ ترین اختراع تاریخ بوده.این به کنار بدون شک در کنار این هندزفری و موسیقی بزرگ ترین کمک شایان بشر به بشریت و این داستانا بوده باشه.شاید یه مرحم واسه زخم های روح ،ازونا که بوسشون هم کنی خوب نشه.ازونا که حتی اگه پاستیل خرسی ترین ادم دنیا هم بغلت کنه خوب نشی.نمیشه مطمئن گفت اینم
ولی ببین بیا یه خاطره رو بات سهیم شم.نمیدونم کی بود یابا چه کسی بودم و اینم نمیدونم که اصلا من بودم یا نه ولی اینو یادمه که انتخاب اهنگ به عهده من بود.و تنها چی
تموم شدش.بالاخره نوزده ساله هم شدیم،میگن بعد از هیجده سالگی دیگه تند تند میگذره.
تو سالی که گذشت با همه سختی هاش و تلخی هاش ولی پر از درد های تازه بود و باعث شد دلم بزرگ شه.
نمیدونم چی بگم ولی اونقدر که باید ذوق میداشتم ندارم:) ولی خوب هر چی نباشه روز منه و دوستش دارم 
یکم تو این اوضاع و احوال کشور سخته بخوام بگم خوشحالم که روز تولدم بارون میاد ولی کاش آرزو های هیچ کسی قاطی این سیل نره 
یه سال پیش رومه و کلی تجربه وخوشی و ناخوشی دیگه،قراره کلی چی
تموم شدش.بالاخره نوزده ساله هم شدیم،میگن بعد از هیجده سالگی دیگه تند تند میگذره.
تو سالی که گذشت با همه سختی هاش و تلخی هاش ولی پر از درد های تازه بود و باعث شد دلم بزرگ شه.
نمیدونم چی بگم ولی اونقدر که باید ذوق میداشتم ندارم:) ولی خوب هر چی نباشه روز منه و دوستش دارم 
یکم تو این اوضاع و احوال کشور سخته بخوام بگم خوشحالم که روز تولدم بارون میاد ولی کاش آرزو های هیچ کسی قاطی این سیل نره 
یه سال پیش رومه و کلی تجربه وخوشی و ناخوشی دیگه،قراره کلی چی
به اندازه‌ی ساعتی رفته بودم پیش‌شان برای شام.
موقع خداحافظی بابا پرسیدند همراهت بیایم؟
گفتم که با ماشین آمده‌ام، که نیازی نیست.
آمدند جلو، مرا در آغوش کشیدند، بیشتر از یک خداحافظی ساده به درازا کشید این آغوش.
در گوشم گفتند خدا حفظت کند.
ترسیدم شاید.
نکند بابا خواب دیده‌اند باز و خواب‌های بابا هیچ وقت بی‌دلیل نبود.
من قرار است بمیرم؟ 
اگر بیشتر در آستانه در می‌ماندم بغضم رها می‌شد و نمی‌دانم چرا.





دلم برای پدری سوخت که شاهد رفتن فرزندش
قلب تو قلب پرندهپوستت اما پوست شیرزندون تن و رها کنای پرنده پر بگیراون ور جنگل تن سبزپشت دشت سر به دامناون ور روزای تاریکپشت این شبای روشنبرای باور بودنجایی باید باشه شایدبرای لمس تن عشقکسی باید باشه بایدکه سر خستگیاتوبه روی سینه بگیرهبرای دلواپسی هاتواسه سادگیت بمیرهقلب تو قلب پرندهپوستت اما پوست شیرزندون تن و رها کنای پرنده پر بگیرحرف تنهایی قدیمیاما تلخ و سینه سوزهاولین و آخرین حرفحرف هر روز و هنوزهتنهایی شاید یه راههراهیه تا بی نها
تا
که چشمت مثل موجی مسخ از من می گذشت
جـای خون انگار
از رگـهــایم آهـــن می گذشت
مـی گذشـتی از
ســرم گـویی که از روی کویر
با غروری سر به
مهر ابری سترون می گذشت
یا که عـزرایـیل
با مـردان خود با سـاز و برگ
از میــان نقـب
رازآلــود معـــدن مـی گذشـت
قطعه قطعه می
شـدم هر لحـظه مـثل جمله ای 
که مردد از لبان
مردی الکن می گذشت
ساحران ایمان می
آوردند موسی را اگر 
ماه نو از کوچه
ها در روز روشن می گذشت
شوق انگشتان من
در لای گیسوهای تو 
باد آتش بود و از
گی
نمی دونم از کجا شروع کنم؟
از خوبیت از امیدت از حرفهای پر از ماهت یا از چشات که من’ کشته حتی از عصبانیتت چون اونم برام غنیمته کاش بدونی که چه قدر دوستت دارم کاش بدونی ارزشت بیشتر از این حرفهاست تو برام مثل بارونی که برام همیشه سبکی میاره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه . چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس کردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هام سرت را  بزاری و حرفهای دلم رو بهت بگم باهات گریه
شاید آنقدر که ما فکر میکردیم پیچیده نبود 
سخت میکنیم
سخت
سخت که میشود که دیگر توانی نمیماند 
لنگ پیچیدگیست فعل شدن
ساده باش اتفاق می افتی
سیدتقی سیدی
.
عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتیبین رسیدن و نرسیدن گذاشتییک آسمان پرندگی ام دادی و مرادر تنگنای " از تو پریدن " گذاشتیوقتی که آب و دانه برایم نریختی وقتی کلید در قفس من گذاشتیامروز از همیشه پشیمان تر آمدیدنبال من بنای دویدن گذاشتیمن نیستم نگاه کن این باغ سوخت تاوان آت
دو سه بار اومدم بنویسم از این موضوع نتونستم و باز پاک کردم .
ولی خیلی ناراحت شدم واقعا
هر چند که چیز مهمی نیست ولی هر دفه که یادم میوفته از اعماق وجودم ناراحت میشم 
و از طرفی دلم میخواد تف کنم به عقل ناقص بشر که ادعاش از خدا بیشتره 
طرف وقتی با این که تا تونستی به همه چی گند زدی و بش توهین کردی و واسه هرچی تقصیر کار پیدا نکردیم انداختین گردن اون ؛میاد واسه این که بگه بابا به درک دوستیم ؛حالا یه گوهی هم خوردی اصلا دو تا بخور نمیشه که اینطوری مگه چ
وَ هُوَ الَّذی
سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا
وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ
حِلْیَةً تَلْبَسُونَها (النحل : 14)

او کسى است
که دریا را
مسخّر (شما) ساخت تا از
آن، گوشت تازه
بخورید و زیورى
براى زینت دادن خویش از
آن استخراج کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم
 
***تکلیف: ماجرایی بنویسید که یکی از شرهای سوره مبارکه فلق درون آن ماجرا نمایان شود.
مثل هر روز داشتم پیاده از مدرسه به خانه می اومدم که به اتفاق دوست دوران راهنماییم را دیدم.خیلی تغییر کرده بود.از موهایش بگیر تا کفشش.خیلی توجهی نکردم و مثل سابق باهاش گرم گرفتمخیلی خوش گذشت یکی دوساعت حرف زدیم و هی خندیدیم.گفت برای اینکه دیگه ازهم بی خبر نشیم هردومون یه بازی آنلاین کنیم من هم قبول کردم.بعد از خداحافظی رفتم خانه.
بازی
هزار ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد زبان انگلیسی با معنی
                                                              This is a list of the 1,000 most commonly English words.

شماره
معنی فارسی
 English Word

۱
عنوان
as

۲
من
I

۳
خود
his

۴
که
that

۵
او
he

۶
بود
was

۷
برای
for

۸
در
on

۹
هستیم
are

۱۰
با
with

۱۱
آنها
they

۱۲
بودن
be

۱۳
در
at

۱۴
یک
one

۱۵
دارند
have

۱۶
این
this

۱۷
از
from

۱۸
توسط
by

۱۹
داغ
hot

۲۰
کلمه
word

۲۱
اما
but

۲۲
چه
what

۲۳
برخی از
some

۲۴
است
is

۲۵
آن
it

۲۶
شما
you

۲۷
و یا
or

۲۸
حال
had

۲۹
تر
the

۳۰
از
of

۳۱
به
to

۳۲
و
and
گروه اول (کلاس ساعت 14 الی 16 روز پنجشنبه):
* گروه دوم هم در ادامه همین لیست آمده است
اصغری: 46، 47 و 48
بارانی: 49، 50 و 51
پاشایی:52، 53 و 54
پروانه: 55، 56 و 57
توتون شناس:58، 59 و 60
جهان: 61 و 62
جوراب باف: 68، 69 و 70
سرباز: 71، 72 و 73
صادقی: 74، 75 و 76
صدیق فرد: 78، 79 و 80
عباسی: 81، 82 و 83
فلاحت: 84، 85 و 86
کاکه رشی:87، 88، 89 و 90
مرادبگی: 91، 92، 93 و 94
مسلمی: 95، 96، 97 و 98
مغفرت جو: 99، 101 و 102
منوری: 103، 104 و 105
 
گروه دوم (ساعت 16 تا 18 روز پنجشنبه):
اولاد غفاری:49، 50 و 51
باباپور:52، 53 و 54
پوری: 55، 56 و 57
پیرو
   یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند. طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است. اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند:فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصل
باربری مشهد
 
 
 حمل و نقل آسان و مطمئن از مشهد به تمامی شهرهای استان یزد با تخفیف ویژه توسط باربری مشهد. حمل بار از مشهد به شهرهای تهران شیراز تبریز اهواز اصفهان کرج قم کرمانشاه ارومیه رشت زاهدان کرمان اراک همدان یزد بندر عباس زنجان قزوین سنندج خرم آباد گرگان ساری بجنورد بندر بوشهر بیرجند ایلام شهرکرد سمنان یاسوج و.
حمل نقل آسان مشهد یزد
 
خود می خور نبودیم قلیان
تنباکو
زغال
قیمت تنباکو
لیکن ز می ندانیممی با دود عوض گشتجز دود هیچ نخواهیمجام می ام زغال گشتساقی دگر نداریمقلیان مثال می گشتاز می خبر نداریمدودی به جای معجونکی اینچنین توان شد؟سرای میخانه هاگویند که قلیان شداز غم ها گریزیگر با دود نشینیآثار عشق هویداتنباکو چو بینیدر گوشه ای نشستنکس رانصیب نیامدبا ما هم نشین شودیدی که یار بیامددودی به دل دمیدنبه ز هزار شراب استاز غم خوری حذر کندنیا همی سراب است
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (آل‏عمران : 200)

اى اهل
ایمان در کار
دین صبور باشید
و یکدیگر را
به صبر و
مقاومت سفارش کنید
و مهیا و
مراقب کار دشمن
بوده و خداترس
باشید، باشد که
پیروز و رستگار
گردید

مطلب مرتبط: راه‌کار قرآن کریم برای مقابله با دشمن
خبر به
دور
ترین
نقطه
جهان
برسد
نخواست او
به
منه
خسته
بی
گمان
برسد
شکنجه بیشتر
از
این
که
پیش
چشم
خودت
کسی
که
سهم  تو باشد
به
دیگران
برسد
چه می
کنی؟اگر
او
را
خواستی
یک
عمر
به راحتی
کسی
از
راه
ناگهان
برسد
رها کنی
برود
از
دلت
جدا
بشود
به انکه
دوست
ترش
داشت
به
ان
برسد
رها کنی
بروند
و
دوتا
پرنده
شوند
 خبر
به
دورترین
نقطه
جهان
برسد
گلایه ای
نکنی
و
بغض
خویش
را
بخوری
که هق
هق!.
تو
مبادا
به
گوششان
برسد
خداکندکه.نهنفرین
نمیکنم
نکند
به او
که
عاشق
او
بوده
مجازات کسی که باوجود مشاهدۀ انواع نشانه‌های الهی ایمان نمی‌آورد، با دیگران مساوی نخواهد بود؛ همان‌طور که حضرت عیسی علیه‌السلام وقتی با درخواست مائدۀ آسمانی از سوی حواریون برای اطمینان قلبی و ایمان بیشتر مواجه شد، کلام پروردگار را این‌چنین برای آنان بازگو کرد که:

ادامه مطلب
۱- استفاده از فرصت‎های تازه
آن‎هایی که خودشان را خوش‎شانس می‎دانند، این توانایی را دارند که به موقع فرصت‎ها را به چنگ آورند و از آن‎ها استفاده کنند. این افراد از هر راه جدیدی که جلوی پایشان باز می‏شود استقبال می‎کنند و در آن مسیر قدم برمی‎دارند.
وایزمن می‎گوید، انسان‎های بدشانس درست برعکس عمل می‏کنند: " این آدم‎ها به برنامه یکنواخت خود عادت کرده‎اند و حتی اگر فرصتی برایشان پیش بیاید، از رفتن به سمت آن می‎ترسند."
۲- پیروی از حس ششم
پی
منو بزن هرچى محکم تر بهتر!
عقیده ى تایلر خودویرانگرى بود ساختن یک باشگاه مشت زنى اما مشت زنى به خود.
درست یک رابطه ى دو طرفه، زخمى شو اما جرئت بدست بیار. تمامیه کسانى که کنار هم جمع شدند و قدرت بدست اوردن شغل هاى ساده اى داشتن که مجبور به حرف شنوى از رییس خود بودند حتى بعضى دچار افسردگى مثل باب؛ درد میتونه همه چیز رو درمان کنه میتونه از ادما خود واقعییشون رو بیرون بکشه تنها یک قدم لازمه،یک موجود خیالى که با واقعیت جریان گرفته دیده نمیشه اما باو
زیبایی
شمار صفحاتی که در گوشه و کنار جهان بر آنها حروفی نگاشته شده، به هزاران هزار برگ می رسد، بی آن که مورد توجه قرار بگیرند بجز این که همگان، مفاهیم مورد نظر نویسنده را در قالب آن حروف، جست و جو می کنند؛ اما براستی چه ویژگی باعث می شود که یک اثر خوشنویسی برجسته، هزاران نفر را تحت تأثیر قرار می دهد و هر فرد هنردوستی را ساعتها به درنگ و توجه در مورد خود وا می دارد؟ مقدار چوپ و پارچه ای که در تابلوهای نقاشی به کار رفته آن قدر ناچیز است که مورد تو
گاهی خدا برایت همه پنجره ها را میبنددوهمه درها را قفل میکندزیباست اگر فکر کنی آن بیرون هوا طوفانی استو خدا درحال مراقبت از توستْ وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ (٢١٦)بقرهو بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بدتر است ، و خدا می داند و شما نمی دانید
 شب و مهتاب سیاه
آسمان قیراندود
دلِ من پر شده از غصه‌ی یک دخترِ شوخ
زیرِ چترِ خفقا‌ن‌آورِ باد
لبِ نمناک زمان ، آسمان را به زمین دوخته بود
بر لبم
که صدای آمد
«در پی یار و هوس ، هر کسی بود خدایا وه وه
روسیاه است و سیاه ، روزگارش»
در سرم شعله کشید
از تهِ سینه صدا آوردم ، داد زدم:
«پرسشی داشتمت
پاسخی هست تو را؟»
و خدا صاف و صبور ، چشم در چشم سرم دوخت و گفت:
«حاجتی هست تو را؟»
گفتمش: «یارِ هوس‌باز حرام؟
پس بهشتم با چیست؟
نه مگر لذتِ حور؟
نه مگر ساقی
?What is Islam
God
in His mercy had sent messengers to convey us, to different peoples,
in different times. Each prophet came with guidance and miracles that
were relevant for his time and for his people, but the message was the
same: That there is only one God and worship is for him alone. This
Islam” was the religion brought by all the prophets of God. Islam was
the religion of Adam, Noah, Abraham, Moses and Jesus (peace be upon them
all). God has in His Grace, addressed this issue to man in His final
revelation, the Noble Quran.
Do they seek other than the
religion of Allah? When to him submit all creatures in the heavens and
on the earth; and to him, they shall all be returned (83). Say [O,
messenger]: we believe in Allah and in what has been sent down to u
اول یک جمله بگویمراستشگاهی از شدت علاقه به زندگیحتی سنگها را هم می‌بوسمکلمه‌ها راکتاب‌ها راآدم‌ها را دارم دیوانه می‌شوم از حلولاز میل حلول در هر چه هست در هر چه نیستدر هر چه که هر چهچهو هی فکر می‌کنممخصوصا به تو فکر می‌کنمآنقدر فکر می‌کنمکه یادم می‌رود به چه فکر می‌کنمبه تو فکر می‌کنممثل مومنی که به ایمانِ باد و به تکلیف بیدبه تو فکر می‌کنممثل مسافر به راهمثل علف به ابرمثل شکوفه به صبح و مثل واژه به شعربه تو فکر می‌کنممثل خسته به خ
او
مادر لشکری از مردهایی 
که به امرش سینه سپر می کنند
در مقابل دشمن
او
بی بیِ پیر دشت هایی که سال ها
میزبان گله ی سواران مهربان بوده
او
غم های بی رنگ و بی شمارش را
توی موهای سفیدش ریخته
و بوی نگی اش هر صبح و ظهر و غروب
چادر کلّ کولی ها را پر می کند
او
نمیه های شب 
یک تشنه ی کشنده می شد
بی اینکه بداند ادعا چیست
نشسته در کنج و به دوردست ها چشم می دوخت
و نمی داست
دست هایی را که نزدیک به شکارش اند
سربازِ از جنگ بازگشته هیچ نمی دانست دوست و دشمن را
ول
شرکت صنایع غذایی مینو شرق یکی از بزرگترین مجتمع های صنعتی تولید کننده مواد غذایی نظیر بیسکوییت،پفک،تافی در منطقه جنوب شرق ایران در سال 1373در غرب شهرستان زاهدان به وسعت 24 هکتار به بهره وری رسیده است.این شرکت متعلق به شرکت اقتصاد و خودکفایی آزادگان می باشد.ظرفیت تولید روزانه حدود 100تن انواع بیسکوییت و پفک و تافی می باشد.
شرکت مینو شرق اولین شرکت صنایع غذایی پذیرفته شده در سازمان بورس ایران در استان سیستان و بلوچستان است.این شرکت اولین تولیدک
سلام:)
تولدت مبارک مهنا جوجله
هر چند کلن خیلی از دستت ناراحتم بابت اون روز که وسط خیابون قالم گذاشتی ولی بازم دوستت دارم و بت میگم که تولدت مبارک
ایشالا که یکیک له خاس ترین نوزده سالگی گل دنیا بو تو به و هیچکام له آرزو کانو آرزو نمینه و بشکم ایتر عقلو بشکه و کردی قسه کردن من مسخره نکیت،هر چند که تنیا کسیکیت که تکتا کردی قسه اکم
بخوام عاطفی حرف بزنم باید بگم که خیلی دوست دارم و برام خیلی عزیزی ولی یه چیز جالبی هست و اون اینه که سوال پیش میاد که چر
چقدر تلخ و دردناک است تصور خانواده‌ای که در آن آتش به دام افتاده‌اند و پدر و مادی که برای نجات یکدیگر و برای نجات فرزندانشان از سوختن به هر در دیوار می‌زنند! ولی خداوند متعال خبر از آتشی می‌دهد که به‌مراتب سوک‌تر و عظیم‌تر از آتش این دنیا است.

ادامه مطلب
تمامی خانواده هایی که در مسائل زندگی خود با مشکلات شویی مواجه می شوند، اطلاعات کافی در مورد جزئیات مسائل حقوقی ندارند. از این رو زمان تنظیم درخواست طلاق با مشکلات جدی رو به رو می شوند. به همین دلیل مراجعه به وکیل طلاق بدون شک می تواند آنها را در این مسئله یاری نماید.
اجا اجازه دهید ابتدا بپرسیم چرا باید برای طلاق وکیل انتخاب کنیم؟ یا در اصل وکیل طلاق چه کسی می باشد و علت وم حضور ایشان در طی پرونده چیست؟ طلاق یکی از امور قانونی می باشد که ق
 دانش آموزان عزیز؛
سلام؛      قرآن نور است و کتاب هدایت و رستگاری ، اگر می خواهیم سعادت هر دو جهان را از آن خود کنیم باید ازدستورات این کتاب آسمانی پیروی نماییم. در این مسابقه سعی شده است آیاتی که در سوره مائده به مومنین خطاب شده است معرفی شود.
ترجمه سوره را با دقت مطالعه کنید، چرا که هدف از برگزاری این مسابقه انس بیشتر با قرآن و آشنایی با دستورات  آن است .
سوالات را از واحد پرورشی دریافت کرده و  پاسخ درست سوالات را تا تاریخ 30/آذر/98 به واحد پرو
سروده فکر فردا
رو
به آسمان
در
شبی پر ستاره
به
دل می گویم
روزگار
بیدمشکی بشریت کی می رسد
از
پشت جبهه عرق بیدمشک هم رسیده است
سر
می کشم و به ستاره ها نگاه می کنم
منورهای
بسیاری از بالای سرم عبور می کنند
به
سرباز کناری می گویم
اینها
ستاره های بشری هستند
ببین
چقدر حقیرند
با
چه هدفهای شومی
روشن
می شوند
بیا
پنهان شویم در عمق شب
بیاد
معشوقه های معصوم
معشوقه
های تنها
معشوقه
های ناامید
حیف
است این همه ستاره وکهکشان را
این همه هستی را
از
دست بدهیم
جنگ
ا
سلام و وقت‌خوش، باید خیلی تند و تلگرافی بنویسم؛ وقت نیست، و بادها تند و ناگزیر می‌وزند.
__________
دیروز داشتم برمی‌گشتم. توی راه ناگهان حس کردم همه‌ی این وقت‌ها (که دقیق یادم نیست از کی تا امروز که اول تابستان است) توی ذهن‌ام تخلیص و بعد قطعی شدند.
این دوست‌داشتنْ شکلِ دیگری از هم نه حتی، خودِ مرگ است. فکر کنید توی جاده دارید می‌روید. رو‌برو یک کوهی‌ست که تمام جاده را گرفته. شما تا جایی‌ که جا دارد گاز می‌دهید و فرمان را جوری تنظیم می‌کنید ک
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

پخش لوازم پرده سیاه چاله ها و جهان های مواز ی باربری ترکیه | حمل بار به ترکیه مجله اینترنتی بهمطلب خودنویس زیبایی و سلامتی طعم موسیقی ...من و نور